✍️ نویسنده: 9
********
اما آن چه که بهانه نوشتن این یادداشت استØŒ رویداد تازه‌ای است که به باور نگارندهØŒ بار دیگر مشت خالی این جامعه شناسان را رو کرد.
درباره شهید بزرگوارØŒ «محسن حججی»، از زمان انتشار خبر شهادت تا تشییع پرشکوه پیکرشØŒ واکنش‌هاØŒ اظهارنظرها و دلنوشته‌ها و یادداشت‌های بسیاری از طیف‌های مختلف فکری جامعه منتشر شده است. موجی که خون پربرکت این شهیدØŒ نگاه پرصلابتش در هنگام اسارت و نحوه شهادت مظلومانه او(که به شهادت سالار کربلا شبیه بود)ØŒ در جامعه به راه انداختØŒ بار دیگر تقدس و حرمت والای خون شهید را در جامعه ایران به جهانیان نشان داد و آثار مبارکی به جا گذاشت. از بازیگر سینما تا بازیکن فوتبالØŒ از خواننده پاپ تا سیاستمدارØŒ از اصلاح طلب تا اصولگراØŒ بسیار بودند کسانی که حتی در حد یک جمله به این رویداد واکنش نشان دادند. این سنخ همدلی و اتحاد جامعه بر سر یک موضوعØŒ از همان سنخی بود که در سال Û¹Û´ØŒ با تشییع بقایای پیکرهای متبرک غواصان شهید کربلای Û´ در فضای جامعه ایجاد شد. لیکن این بار هم به سان موضوع شهدای غواصØŒ از همه طیفیØŒ صدایی(اگر نه به همراهی و همدلیØŒ که دست کم به تفسیر و توصیف) بیرون آمدØŒ جز از آن طیفی که مدعی تفسیر «جامعه» و پرچمدار تحلیل اجتماعی است: جامعه شناسان. به راستی چگونه است که گروهی که هر جا پای مسایل اجتماعی و موضوعات مرتبط با جامعه وسط می‌آیدØŒ خود را از همه محق‌تر برای تفسیر و تحلیل می‌دانندØŒ در باب موج بزرگی به نام «محسن حججی» سکوت پیشه کرده‌اندØŸ آیا این موج بزرگ متحدکننده جامعه را ندیدندØŸ آیا جوش و خروشی که حججی در پیکره ایران انداخت ندیدندØŸ آیا چنین موضوعی از دید ایشان ارزش یک یادداشت(تحلیل هم نه) را هم نداشتØŸ یا شاید آن بخش بزرگی از پیکره ایران را که به موضع حججی واکنش نشان دادØŒ جزو جامعه ایران نمی دانندØŸ چه طور وقتی سه سال پیش ماجرای فوت یک خواننده پاپ تازه به شهرت رسیده به وجود آمد و جمعیت قابل ملاحظه‌ای به مراسم تشییع او رفتندØŒ همین جامعه شناسان سیل تحلیل‌ها و تفسیرهای خود را ذیل عنوان «پدیده پاشایی» روانه مطبوعات کردند و انواع و اقسام مصاحبه‌های «جامعه شناسانه» در این باب به راه افتادØŸ آیا در مبانی درسی که این اساتید جامعه شناسی آموخته‌اند و می‌آموزندØŒ برای تفسیر «پدیده»ها باید خط‌کشی کرد و برای تحلیل کردن یا نکردنØŒ سلیقه و پسند سیاسیØŒ فرهنگی و اجتماعی خود را دخیل کردØŸ آیا از دید این مدعیان شناخت جامعهØŒ پدیده محسن حججی تنها جنبه «سیاسی» داشتØŒ که آن را به نوعی بایکوت کردندØŸ آیا ابعاد دینیØŒ اخلاقیØŒ انسانیØŒ اجتماعی و حتی زیبایی-شناسی این پدیده نظر آن ها را جلب نکردØŸ
پاسخ این سوالاتØŒ هر چه که هستØŒ امیدواریم که این سکوت عجیب «جامعه شناسانه»، ربطی به آن فاشیسم فکری حاکم بر فضای آکادمیک ما در حوزه علوم انسانی نداشته باشد که پرداختن به هر موضوعی را که به نوعی بوی همدلی با حاکمیت از آن برخیزدØŒ «خط قرمز» می‌داند و مرتکبین را بایکوت می‌نماید. در این صورت به حال آن دانشگاهی باید افسوس خورد که علی رغم ادعای «لیبرالیسم» و «آزاداندیشی»، کار علمی را با تعصبات سیاسی و انحصارطلبی فکری گره می‌زند. مشرق
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.