حکم "نجاست سگ" از کجا آمده استØŸ
مسØ£له نجاست سگØŒ یکی از مسائل فقهی اسلام است که در جامعه امروزیØŒ اطلاع از چگونگی آن برای بسیاری حائز اهمیت است. عده‌ای از سر کنجکاوی می خواهند بدانند که: چرا اسلام سگ را نجس می‌داندØŸ و در کدام آیات یا روایات از متون دینی ماØŒ علت نجاست سگ بیان شده استØŸ برخی افراد در این حکمØŒ شک و شبهه‌ای ندارند و تنها از "فلسفه نجاست سگ" سؤال می‌کنند و می‌خواهند بدانند آیا در اسلامØŒ فقط "حکم نجاست سگ" بیان شده یا علاوه بر اینØŒ به فلسفه این حکم نیز اشاره شده استØŸ
عده ای نیز دم از حقوق حیوانات می زنند و حکم نجاست را بر خلاف حقوق سگ می دانند!ØŒ از نگاه آنان سگ یک حیوان با وفا است و همین را دلیلی برای طهارتش می دانند. علاوه بر این از کوچک ترین دستاویزها برای اثبات سلیقه شان استفاده می کنند:
- مگر می شود سگ با این وفاداریش نجس باشدØŸ
- در قرآن و روایات از نجاست سگ سخنی به میان نیامده است!ØŸ
- قرآن با نام بردن از سگ اصحاب کهفØŒ از این حیوان تمجید کرده است!
- حضرت علی(ع) مردم را به یادگیری ده خصلت ارزنده سگ و به کار بستن این خصائص در زندگی توصیه فرموده‌اند!
- و ...
حال آنکه معلوم نیست نام بردن از سگ اصحاب کهف در قرآن چه ربطی به نجاست یا طهارت سگ داردØŸ وفاداری سگ و مفید بودنشØŒ چه ربطی به عدم نجاست او داردØŸ و چگونه می‌توان از سخن امیرالمومنین(ع) پی به طهارت سگ بردØŸ
اگر چنین باشدØŒ آیا می توان سخن پیامبر(ص)ØŒ که بدعت‌گزاران را سگان دوزخ(Û±) می داندØŒ دلیلی بر نجاست سگ گرفتØŸ! آیا این‌گونه سخن گفتن صحیح استØŸ
همان‌طور که ملاحظه فرمودیدØŒ برخورد سلیقه‌ای با مسائل و ربط دادن همه چیز برای اثبات سلیقه شخصیØŒ بخصوص برای کسانی که صلاحیت اظهار نظر در مسائل شرعی را ندارند تا جایی پیش می رود که در اصل و اساس مسØ£له‌ای تشکیک می‌کنند.
اگر مفید بودن و وفادار بودن سگ برای حکم به طهارتش کافی باشدØŒ پس خون که حیات انسان با کمبود آن در خطر می‌افتدØŒ نباید نجس باشدØŸ آیا کسی در فواید و نیاز انسان به خون و همچنین در نجس بودن آن شک داردØŸ آیا به بهانه اینکه انسان اشرف مخلوقات هستØŒ می‌توان نجاست خون او را انکار کردØŸ
ما فعلاÙ‹ قصد پرداختن به این سخنان را نداریم و در ضمن مباحث پیش رو به پاسخ آن ها اشاره خواهیم کرد.
در این نوشتار با جست‌وجو در منابع اسلامی از جمله قرآن و روایات معصومین علیهم السلام و ... در پی یافتن ادله این حکم خواهیم بودØŒ پس از آن به چند مسØ£له که فرع بر مساله نجاست سگ استØŒ خواهیم پرداخت.
مسائلی از قبیل نجاست انواع سگØŒ خرید و فروش آنØŒ نگهداری سگ در خانهØŒ حقوق سگ به عنوان یک حیوانØŒ فلسفه نجاست سگ در اسلام و در نهایت پاسخ به چند سوال.
امÙ‘ا لازم است قبل از آنØŒ مفهوم و معنای «نجس» بخصوص در اصطلاح فقهی آنØŒ مورد بررسی قرار گیرد و سپس اصل مساله را دنبال کنیم:
مفهوم نجس
واژه «نÙ€جÙ€س» از نÙ€ظر لغت شناسان به معناÙ‰ کثیفى، ناپاکى، ضدطهارتØŒ ضد نظافت و به معنای پلیدÙ‰ آمده است (Û²).
بهترین تعریف لغوی از راغب اصفهانÙ‰ است که نجس را به معنای پلیدی ظاهری و باطنی می داندØŒ او مÙ‰ نویسد: « النجاسه القذاره و ذلک ضربان: ضرب یدرک بالحاسه وضرب یدرک بالبصیره ... » نجاستØŒ قذارت وکثیفÙ‰ است که بردو نوع می باشد:
Û±- آنکه با حواس انسان قابل درک است.
Û²- آنکه با دیده بصیرت درک می شود.
یعنی گاهی نجس دانستن چیزی بخاطر پلیدی باطنی آنست و تاثیر منفی بر روح و روان انسان می گذارد. راغب اصفهانی در ادامه برای معنای دومØŒ مصداقی را ذکر کرده و می گوید: « والثانی : وصف الله تعالÙ‰ به المشرکین فقال: (Ø¥ÙنÙ‘ÙŽمÙŽا الÙ’مÙشÙ’رÙکÙونÙŽ نÙŽجÙŽسÙŒ)(Û³) ... : خداوند تعالی مشرکان را به آن توصیف کرده و فرموده : (مشرکان نجس هستند) »(Û´)
نجس در اصطلاح فقهی
در فقه اسلامی «نجس» به شیئی گفته می شود که بخاطر شدÙ‘ت پلیدی باید از آن دوری و اجتناب کردØŒ و نحوه اجتناب و دوری از آن را شرع بیان کرده است مثلا: آبی که با عین نجاست برخورد کردهØŒ قابل نوشیدن نیست و نمی توان با آنØŒ وضو و غسل گرفتØ› و با لباسی که نجس شدهØŒ نمی توان نماز خواند و ... .
پس نجس در فقه یعنی: شیئی که دارای شدÙ‘ت پلیدی است که باید به نحوی خاصØŒ از آن دوری کردØ› و نحوه اجتناب از آن را شرع مشخص می کند. یا به عبارتی دیگر نجاست چیزی است که به کار بردن آن در نماز و طواف و تغذیهØŒ به دو جهت حرام می باشد: یکی شدÙ‘ت پلیدی که در آن هست و دیگری دستور به دوری و اجتناب از آن.
لفظ «نجس» با ظهور خود و تبادرØŒ بر این معنا دلالت دارد. شÙ€یÙ€خ طÙ€وسى،(Ûµ) طبرسى،(Û¶) آیه اللÙ‘ه حکیمØŒ(Û·) راوندى،(Û¸) میرزا محمد مÙ€شÙ€هÙ€دÙ‰(Û¹) و فÙ€خÙ€ر رازÙ‰ (Û±Û°) در تفسیر «نجس» گفته اند: کلمه «نجس» نزد ما معناÙ‰ روشنÙ‰ دارد و آن نجاست فقهÙ‰ است. (Û±Û±)
عده ای نیز معتقدند پس از ظهور اسلامØŒ کثرت استعمال لفظ نجس در این معنا به گونه ای بوده که سبب ثبوت حقیقت شرعیه شده استØŒ یعنی هرگاه پس از اسلام این لفظ بدون قرینه بکار رود همین معنای فقهی از آن برداشت می شود نه معنای لغوی. (چنانکه واژه صلاه با اینکه قبل از اسلام به معنای دعا بودØŒ پس از اسلام به معنای حرکات خاصی که نماز نام داردØŒ بکار می رود.) لازم به ذکر استØŒ علاوه بر ابن زهره(Û±Û²) و راوندÙ‰(Û±Û³) که مدعÙ‰ حقیقت شرعیÙ‘ه در این باره هستندØŒ شیخ انصارÙ‰ نیز مÙ‰ نویسد: در وجود معناÙ‰ حقیقت شرعیه برای لفظ «نجس» جاÙ‰ شک ندارد . حال که چنین است روشن می شودکهØŒ اگر واژه نجس در متن روایات آمد به کدامیک از این دو معنا خواهد بود:
- پلیدی تنها (معنای لغوی) یاØŒ
- پلیدی خاصÙ‘ی که باید به نحوی خاص از آن دوری شود. (معنای فقهی)
علاوه بر اینØŒ تعابیر دیگری نیز هستند که شارع با آنها معنای نجاست فقهی راØŒ قصد می کند. بعضی از این تعابیر عبارتند از:
«لاتشرب منهØŒ لاتتوضاØ¡ منهØŒ لاتصل فیهØŒ یجتنب عنهØŒ اذا اصابه یدک مع الرطوبه فطهÙ‘رهØŒ صب علیه الماØ¡ و(Û±Û´)... :
منوش از آنØŒ وضو مگیر از آنØŒ در آن نماز مگذارØŒ از آن اجتناب کنØŒ هرگاه دست مرطوبت آن را لمس کرد تطهیر کنØŒ بر آن آب بریز و...»
نتیجه اینکهØŒ هرگاه واژه «نجس» و «تعابیر مرادف آن» در متون اسلامی بکار رفتØŒ معنای فقهی نجاست مدÙ‘ نظر است.
نجاست سگ در قرآن
پیش از این گفتیم یکی از سوالات مطرح در مساله نجاست سگØŒ اینست که : آیا در قرآن که کاملترین کتاب آسمانی است به نجاست سگ اشاره ای شده است یا نهØŸ
در قرآن کریم در سه مورد از سگ سخن گفته شده که عبارتند از:
Û±- ماجرای سگ اصحاب کهف: خداوند در سوره کهف در مورد سگ اصحاب کهف چنین می فرماید:
«... سگشان بر آستانه ی غار دو دستâ€خود را دراز کرده بود.»(Û±Ûµ) «... وÙŽکÙŽلÙ’بÙهÙم بÙŽاسÙطÙŒ ذÙرÙŽاعÙŽیÙ’هÙ بÙالÙ’وÙŽصÙیدÙ ...» (Û±Û¶)
در این آیه هیچ گونه اشاره ای به طهارت و نجاست سگ نشده استØŒ نهایت استفاده ای که از این آیه می شودØŒ اینست که:
- اصحاب کهف سگ نگهبانی را همراه داشتند.
- سگ در دهانه غارØŒ یعنی محلی غیر از محلÙ‘ استراحت اصحاب کهف آرمیده بود(بÙالÙ’وÙŽصÙیدÙ).(Û±Û·)
تنها نکته قابل توجه در اینجاØŒ مساله همراه داشتن سگ است که در ذیل عنوان «نگهداری سگ در خانه» به آن خواهیم پرداخت. (که نگهداری سگ نگهبان اشکالی ندارد.)
Û²- ماجرای بلعم باعورا: خداوند در سوره اعرافØŒ بلعم باعورا را به سگ تشبیه کرده â€است و چنین می فرماید: «فÙŽمÙŽثÙŽلÙهÙ کÙŽمÙŽثÙŽلÙ اÙŽلÙ’کÙŽلÙ’ب٠إÙنÙ’ تÙŽحÙ’مÙلÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ یÙŽلÙ’هÙŽثÙ’ Ø£ÙŽوÙ’ تÙŽتÙ’رÙکÙ’هÙ یÙŽلÙ’هÙŽثْ» (Û±Û¸)
سخن از یک عالم دانشمند است که ابتدا در مسیر حق بودØŒ به گونهâ€اÙ‰ که کسÙ‰ انتظار انحراف او را نداشت. سرانجام دنیاپرستÙ‰ و پیروÙ‰ از هواÙ‰ نفس او را به سقوط کشاند. به نحوÙ‰ که تشبیه به سگ شده است. اما چرا به سگ تشبیه شدهØŸ زیرا او بر اثر شدت هواپرستÙ‰ و چسبیدن به لذات جهان مادهØŒ یک حال عطشÙ نامحدود به خود گرفته که همواره دنبال دنیاپرستÙ‰ مÙ‰ â€رود نه به خاطر نیاز و احتیاج بلکه به شکل بیمارگونهâ€اÙ‰ همچون یک «سگ هار» که بر اثر بیمارÙ‰ هارى، حالت عطش کاذب به او دست مÙ‰â€دهد و در هیچ حال سیراب نمÙ‰ â€شود.(Û±Û¹)
در این آیه نیز نه سخن از طهارت سگ است و نه سخن از نجاست آن آمده است.
نکته قابل توجه اینست که: اگر در آیه قبلØŒ ذکر سگ اصحاب کهف دلیلی بر تمجید و طهارت او باشدØŒ این آیه نیز به وجود نوعی مزمت و پستی در سگ دلالت دارد که سبب شده خداوند حالت یک عالم هواپرست را به آن تشبیه کند و می توان از آن بر نجاست سگ استناد کرد! امÙ‘ا حقیقت اینست که هر دو سخنØŒ سست و باطلند .
Û³- حکم صید سگ شکارچی: خداوند در ابتدای سوره مائده می فرماید:
«یÙŽسْأَلÙونÙŽکÙŽ مÙŽاذÙŽا Ø£ÙحÙلÙ‘ÙŽ لÙŽهÙمÙ’ قÙلÙ’ Ø£ÙحÙلÙ‘ÙŽ لÙŽکÙمÙ الطÙ‘ÙŽیÙ‘ÙبÙŽاتÙ وÙŽمÙŽا عÙŽلÙ‘ÙŽمÙ’تÙمÙ’ مÙنÙŽ الÙ’جÙŽوÙŽارÙحÙ مÙکÙŽلÙ‘ÙبÙینÙŽ تÙعÙŽلÙ‘ÙمÙونÙŽهÙنÙ‘ÙŽ مÙمÙ‘ÙŽا عÙŽلÙ‘ÙŽمÙŽکÙمÙ اللÙ‘ÙŽهÙ فÙŽکÙلÙوا مÙمÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽمÙ’سÙŽکÙ’نÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙمÙ’ وÙŽاذÙ’کÙرÙوا اسÙ’مÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ ...»(Û²Û°)
از تو سؤال مÙ‰â€کنند چه چیزهایÙ‰ براÙ‰ آنها حلال شده استØŸ بگو : آنچه پاکیزه است ØŒ براÙ‰ شما حلال گردیده Ø› و (نیز) صید حیوانات شکارÙ‰ و سگâ€هاÙ‰ تربیت یافته ... .
در این آیه سخن از حلال بودن گوشت حیوانی است که توسط سگ شکاری صید شده است نه نجاست یا طهارت سگ. هرچند دلالت بر قابل استفاده بودن صیدی که توسط سگ شکاری انجام شده دارد و در روایات نیز آمده است که این صید را می توان پس از شستن محل تماس سگ استفاده کرد.
این سه آیه تنها مواردی بودند که در آن سخن از سگ به میان آمدهØŒ امÙ‘ا در آن نه اشاره به طهارت سگ شده نه نجاست آن. حال که ثابت شد قرآن دلالتی بر نجاست و طهارت سگ نداردØŒ آیا می توان نتیجه گرفت که پس سگ نجس نیستØŸ
آیا همه احکام باید در قرآن ذکر شده باشندØŸ
آیا می توان حکمی را فقط بخاطر عدم ذکر آن در قرآن انکار کردØŸ(Û²Û±)
آیا حرام بودن گوشت سگ در قرآن ذکر شده استØŸ
آیا کسی در حرام بودن گوشت سگ شک داردØŸ با اینکه در سوره انعام(Û²Û²) محرمات فقط چهار موردند: Û±- مردار(مÙŽیÙ’تÙŽه) Û²- خون(دÙŽماÙ‹ مÙŽسÙ’فÙوحاÙ‹) Û³- گوشت خوک(لÙŽحÙ’مÙŽ خÙنزیرÙ) Û´- و حیوانی‌ که‌ برای‌ بت‌ها ذبح‌ شده‌ باشد.( Ø£ÙهÙلÙ‘ÙŽ لÙغÙŽیÙ’رÙ اللÙ‘ÙŽهÙ بÙهÙ). گوشت‌ سگ‌ که‌ از این‌ها نیست‌، پس‌ طبق‌ این‌ آیه‌ اگر ذبحش‌ کنیم‌ حلال‌ است‌!(Û²Û³) بنابراین منکران نجاست سگ باید خوردن گوشت سگ را نیز به ناچار حلال بدانند با اینکه همهØŒ آن را حرام می دانند.
پاسخ اینست که:
اولاÙ‹: قرآن کریم در احکام فقهی معمولا به کلیات بسنده کرده است . به عبارتی دیگر قرآن همچون قانون اساسی است که فروع قوانین مدنیØŒ حقوقیØŒ جزائی و ... را در آن نمی توان یافت.
ثانیاÙ‹: تبیین و تفسیر آن را به پیامبر اکرم (ص) و به دنبال آنØŒ امامان معصوم (ع) سپرده استØŒ «وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’زÙŽلÙ’نÙŽا Ø¥ÙلÙŽیÙ’کÙŽ الذÙ‘ÙکÙ’رÙŽ لÙتÙبÙŽیÙ‘ÙنÙŽ لÙلنÙ‘ÙŽاسÙ مÙŽا نÙزÙ‘ÙلÙŽ Ø¥ÙلÙŽیÙ’هÙمْ»(Û²Û´) یعنی ای پیامبر ما ذکر بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را بر ایشان نازل شد (قرآن) تبیین و تفسیر نمایی و خود قرآن دستور داده که علاوه بر آنچه خداوند در قرآن بیان فرمودهØŒ از سخنان پیامبر(ص) و امامان(ع) اطاعت کنیم:«وÙŽ مÙŽا آÙŽتÙŽاکÙمÙ الرÙ‘ÙŽسÙولÙ فÙŽخÙذÙوهÙ وÙŽ مÙŽا نÙŽهÙŽاکÙمÙ’ عÙŽنÙ’هÙ فÙŽانÙ’تÙŽهÙوا»(Û²Ûµ) یعنی ای مردم هر چه را رسول الله(ص) به شما دستور داد ØŒ اجرا کنید و هر چه را نهی کرد باز ایستید.
اگر پیامبر اکرم (ص) مÙ‰ فرمایند: «إÙنÙ‘Ùی تÙŽارÙکÙŒ فÙیکÙمÙ الثÙ‘ÙŽقÙŽلÙŽیÙ’نÙ کÙتÙŽابÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ عÙتÙ’رÙŽتÙی Ø£ÙŽهÙ’لÙŽ بÙŽیÙ’تÙی»(Û²Û¶) ØŒ من دو چیز گرانبها را در میان شما به امانت مÙ‰ گذارم که این دو از هم جدا نمÙ‰ شوند «إÙنÙ’ تÙŽمÙŽسÙ‘ÙŽکÙ’تÙمÙ’ بÙهÙمÙŽا لÙŽنÙ’ تÙŽضÙلÙ‘Ùوا Ø£ÙŽبÙŽداً»، اگر به هر دوÙ‰ آنها تمسک کردید هلاک نمÙ‰ شوید. سرÙ‘ این فرمایش پیامبر اکرم (صلّى الله علیه وآله وسلÙ‘م) این است که تمام آنچه ما به آن احتیاج داریم در نصÙ‘ و ظاهر قرآن نیامده است و ما باید در کنار قرآن روایات پیامبر(ص) و ائمه(ع) را در نظر بگیریم. اما اگر گفتیم یکÙ‰ را قبول داریمØŒ اگر گفتیم «حÙŽسبÙنا کÙتابÙ الله»، و عترت را رها کردیمØŒ ضمانتÙ‰ براÙ‰ هدایت ما نخواهد بود. این دو چیز را باید با هم داشته باشیم تا بتوانیم به هدایت برسیم.(Û²Û·)
خلاصه اینکه برای به دست آوردن حکم شرعیØŒ قرآن یکی از منابع استنباط احکام الهی می باشدØŒ علاوه بر کتاب آسمانی ماØŒ روایات معصومین(ع) یکی دیگر از منابع است که اگر حکمی در قرآن ذکر نشده بود باید به این روایات رجوع شود.
نجاست سگ در روایات
عمده دلیل برای حکم به نجاست سگØŒ روایات می باشند. احادیث زیادی در این باره وارد شده است بطوری که در کتاب ارزشمند وسائل الشیعه و بحارالانوار ØŒ ابواب مختلفی در این رابطه وجود دارد با عناوین : «بÙŽابÙ نÙŽجÙŽاسÙŽه سÙØ¤Ù’رÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ وÙŽ الÙ’خÙنÙ’زÙیرÙ»، «بÙŽابÙ طÙŽهÙŽارÙŽه عÙŽرÙŽقÙ جÙŽمÙیعÙ الدÙ‘ÙŽوÙŽابÙ‘Ù وÙŽ Ø£ÙŽبÙ’دÙŽانÙهÙŽا وÙŽ مÙŽا یÙŽخÙ’رÙجÙ مÙنÙ’ مÙŽنÙŽاخÙرÙهÙŽا وÙŽ Ø£ÙŽفÙ’وÙŽاهÙهÙŽا Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا الÙ’کÙŽلÙ’بÙŽ وÙŽ الÙ’خÙنÙ’زÙیرَ»، «بÙŽابÙ نÙŽجÙŽاسÙŽه الÙ’کÙŽلÙ’بÙ وÙŽ لÙŽوÙ’ سÙŽلÙوقÙیÙ‘اً»، «بÙŽابÙ جÙŽوÙŽازÙ لÙبÙ’سÙ جÙلÙ’دÙ مÙŽا لÙŽا یÙØ¤Ù’کÙŽلÙ لÙŽحÙ’مÙهÙ مÙŽعÙŽ الذÙ‘ÙŽکÙŽاه وÙŽ شÙŽعÙ’رÙهÙ وÙŽ وÙŽبÙŽرÙهÙ وÙŽ صÙوفÙهÙ وÙŽ الÙانÙ’تÙفÙŽاعÙ بÙهÙŽا فÙی غÙŽیÙ’رÙ الصÙ‘ÙŽلÙŽاه Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا الÙ’کÙŽلÙ’بÙŽ وÙŽ الÙ’خÙنÙ’زÙیرÙŽ وÙŽ جÙŽوÙŽازÙ الصÙ‘ÙŽلÙŽاه فÙی جÙŽمÙیعÙ الÙ’جÙلÙود٠إÙلÙ‘ÙŽا مÙŽا نÙهÙیÙŽ عÙŽنÙ’هÙ»، «بÙŽابÙ کÙŽرÙŽاهÙŽه اتÙ‘ÙخÙŽاذÙ کÙŽلÙ’بÙ فÙی الدÙ‘ÙŽار٠إÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ کÙŽلÙ’بÙŽ صÙŽیÙ’د٠أَوÙ’ مÙŽاشÙیÙŽه Ø£ÙŽوÙ’ یÙضÙ’طÙŽرÙ‘ÙŽ Ø¥ÙلÙŽیÙ’ه٠أَوÙ’ یÙغÙ’لÙŽقÙŽ دÙونÙŽهÙ الÙ’بÙŽابÙ»، «بÙŽابÙ تÙŽحÙ’رÙیمÙ بÙŽیÙ’عÙ الÙ’کÙلÙŽاب٠إÙلÙ‘ÙŽا کÙŽلÙ’بÙŽ الصÙ‘ÙŽیÙ’دÙ وÙŽ کÙŽلÙ’بÙŽ الÙ’مÙŽاشÙیÙŽه وÙŽ الÙ’حÙŽائÙطÙ وÙŽ جÙŽوÙŽازÙ بÙŽیÙ’عÙ الÙ’هÙرÙ‘Ù وÙŽ الدÙ‘ÙŽوÙŽابّٻ و ...
هر یک از ابواب فوقØŒ روایاتی را در بر دارد که بیان کننده نجاست سگ اند . کسی که از علوم دینی کمترین اطلاعی داشته باشد با دیدن عنوان این ابواب یقین به حکم نجاست سگ در اسلام می کند چه رسد به اینکه روایات هر باب را مطالعه و بررسی کند.
روایاتی که از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) دربار نجاست سگ به ما رسیده اندØŒ دو گونه می باشند:
دسته نخست: روایاتی که به صراحت در آن واژه نجس آمده است. مانند:
Û±- «سÙŽØ£ÙŽلÙŽ عÙذÙŽافÙرÙŒ Ø£ÙŽبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ (ع) وÙŽ Ø£ÙŽنÙŽا عÙنÙ’دÙŽهÙ عÙŽنÙ’ سÙØ¤Ù’رÙ السÙ‘ÙنÙ‘ÙŽوÙ’رÙ وÙŽ الشÙ‘ÙŽاه وÙŽ الÙ’بÙŽقÙŽرÙŽه وÙŽ الÙ’بÙŽعÙیرÙ وÙŽ الÙ’حÙمÙŽارÙ وÙŽ الÙ’فÙŽرÙŽسÙ وÙŽ الÙ’بÙŽغÙ’لÙ وÙŽ السÙ‘ÙبÙŽاعÙØŒ یÙشÙ’رÙŽبÙ مÙنÙ’ه٠أَوÙ’ یÙتÙŽوÙŽضÙ‘ÙŽØ£Ù مÙنÙ’هÙØŸ فÙŽقÙŽالÙŽ: نÙŽعÙŽمÙØŒ اشÙ’رÙŽبÙ’ مÙنÙ’هÙ وÙŽ تÙŽوÙŽضَّأْ. قÙŽالÙŽ قÙلÙ’تÙ لÙŽهÙ: الÙ’کÙŽلÙ’بÙØŸ قÙŽالÙŽ: لÙŽا. قÙلÙ’تÙ: Ø£ÙŽ لÙŽیÙ’سÙŽ هÙوÙŽ سÙŽبÙعٌ؟ قÙŽالÙŽ: لÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽه٠إÙنÙ‘ÙŽهÙ نÙŽجÙŽسٌ؟ لÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽه٠إÙنÙ‘ÙŽهÙ نÙŽجÙŽسÙŒ.»(Û²Û¸)
عذافر از امام صادق(ع) از نوشیدن و وضو گرفتن با پس مانده آبی که بعضی از حیوانات (سنورØŒ گوسفندØŒ گاوØŒ شتر ØŒ الاغ ØŒ اسبØŒ استر و درندگان) نوشیده اندØŒ سوال کرد. امام فرمود: بنوش و وضو بگیر. سپس از سگ سوال کردم. امام فرمود: نه. پرسیدم: آیا او یک درنده (مثل دیگر درندگان) نیستØŸ فرمود: نه به خداØŒ او نجس است. نه به خداØŒ او نجس است.
Û²- «عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ بÙ’ن٠أَبÙی یÙŽعÙ’فÙورÙ عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ (ع) قÙŽالÙŽ: Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽخÙ’لÙقÙ’ خÙŽلÙ’قاÙ‹ Ø£ÙŽنÙ’جÙŽسÙŽ مÙنÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ(Û²Û¹).»
عبدالله بن ابی یعفور از امام صادق(ع) نقل می کند: همانا خداوند نیافرید خلقی را که نجس تر از سگ باشد.
Û³- «عÙŽنÙ الÙ’فÙŽضÙ’ل٠أَبÙی الÙ’عÙŽبÙ‘ÙŽاسÙØŒ قÙŽالÙŽ: سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ’ فÙŽضÙ’لÙ الÙ’هÙرÙ‘ÙŽه وÙŽ الشÙ‘ÙŽاه وÙŽ الÙ’بÙŽقÙŽرÙŽه وÙŽ الْإÙبÙلÙ وÙŽ الÙ’حÙمÙŽارÙ وÙŽ الÙ’خÙŽیÙ’لÙ وÙŽ الÙ’بÙغÙŽالÙ وÙŽ الÙ’وÙŽحÙ’شÙ وÙŽ السÙ‘ÙبÙŽاعÙØŒ فÙŽلÙŽمÙ’ Ø£ÙŽتÙ’رÙکÙ’ شÙŽیÙ’ئاÙ‹ Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا سÙŽØ£ÙŽلÙ’تÙهÙ عÙŽنÙ’هÙØ› فÙŽقÙŽالÙŽ لÙŽا بَأْسÙŽ بÙهÙØ› حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ انÙ’تÙŽهÙŽیÙ’ت٠إÙلÙŽÙ‰ الÙ’کÙŽلÙ’بÙØŒ فÙŽقÙŽالÙŽ رÙجÙ’سÙŒ نÙجÙ’سÙŒ.»(Û³Û°)
فضلمی گوید از امام صادق(ع) از پس مانده حیوانات (گربه ØŒ گوسفندØŒ گاوØŒ شترØŒ...) سوال کردمØ› و امام فرمود: اشکالی ندارد. تا اینکه از سگ سوال کردمØ› و امام فرمود: پلید و نجس است.
Û´- «سÙŽØ£ÙŽلÙŽ Ø£ÙŽبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙØ› فÙŽقÙŽالÙŽ: رÙجÙ’سÙŒ نÙجÙ’سٌ، لÙŽا یÙتÙŽوÙŽضَّأْ بÙفÙŽضÙ’لÙهÙØŒ وÙŽ اصÙ’بÙبÙ’ ذÙŽلÙکÙŽ الÙ’مÙŽاءَ وÙŽ اغÙ’سÙلÙ’هÙ بÙالتÙ‘ÙرÙŽاب٠أَوÙ‘ÙŽلÙŽ مÙŽرÙ‘ÙŽه ثÙمÙ‘ÙŽ بÙالÙ’مÙŽاØ¡Ù.(Û³Û±)
راوی حکم سگ را از امام صادق (ع) سؤال کردØŒ حضرت فرمود: پلید و نجس استØŒ از اضافه آبی که آشامیده نباید وضو گرفته شودØŒ آن آب را بریز و (ظرف) را بار اول با خاک و سپس با آب بشوÙ‰.»
Ûµ- «عÙŽنÙ’ مÙعÙŽاوÙیÙŽه بÙ’نÙ شÙرÙŽیÙ’حÙ عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) فÙی حÙŽدÙیث٠أَنÙ‘ÙŽهÙ سÙئÙلÙŽ عÙŽنÙ’ سÙØ¤Ù’رÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ یÙشÙ’رÙŽبÙ مÙنÙ’ه٠أَوÙ’ یÙتÙŽوÙŽضÙ‘ÙŽØ£ÙØŸ قÙŽالÙŽ: لÙŽاØ› قÙلÙ’ت٠أَ لÙŽیÙ’سÙŽ سÙŽبÙعٌ؟ قÙŽالÙŽ: لÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽه٠إÙنÙ‘ÙŽهÙ نÙŽجÙŽسٌ، لÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽه٠إÙنÙ‘ÙŽهÙ نÙŽجÙŽسÙŒ.(Û³Û²)
ابن شریحØŒ حکم نیم خورده سگ را از امام صادق(ع) پرسید که آیا مÙ‰ توان از آن نوشید یا با آن وضو گرفتØŸ حضرت فرمود: نهØŒ راوÙ‰ پرسید: آیا او یک درنده (مثل دیگر درندگان) نیستØŸ فرمود: نهØŒ به خدا سوگندØŒ او نجس است. نهØŒ به خدا سوگندØŒ او نجس است.»
Û¶- «عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی سÙŽهÙ’لÙ الÙ’قÙرÙŽشÙیÙ‘Ù قÙŽالÙŽ: سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ’ لÙŽحÙ’مÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙØ› فÙŽقÙŽالÙŽ هÙوÙŽ مÙŽسÙ’خÙŒ. قÙلÙ’تÙ: هÙوÙŽ حÙŽرÙŽامٌ؟ قÙŽالÙŽ: هÙوÙŽ نÙŽجÙŽسٌ؛ Ø£ÙعÙیدÙهÙŽا عÙŽلÙŽیÙ’هÙ ثÙŽلÙŽاثÙŽ مÙŽرÙ‘ÙŽاتÙØŒ کÙلÙ‘ÙŽ ذÙŽلÙکÙŽ یÙŽقÙولÙ هÙوÙŽ نÙŽجÙŽسÙŒ.(Û³Û³)
ابی سهل می گوید از امام صادق(ع) درباره گوشت سگ سؤال کردمØŒ حضرت فرمود: از حیوانات مسخ شده است. گفتم آیا حرام استØŸ امام فرمود: نجس است. سه مرتبه این سوال را تکرار کردم و هر سه بار امام فرمود: نجس است.»
و مواردی دیگر .
همانطور که در بحث لغوی گذشتØŒ با وجود حقیقت شرعیه برای واژه نجسØŒ این دسته از روایات برای اثبات حکم نجاست سگ کفایت می کنندØŒ و به صراحت بیانگر آن هستند.
دسته دوم: روایاتی که واژه نجس در آنها ذکر نشدهØŒ امÙ‘ا با قرائن موجود در آنØŒ نجاست سگ اثبات می شود. در این روایاتØŒ روش برخورد با سگ همانند روش بر خورد با نجاسات دیگرØŒ بیان شده است. مانند:
Û±- «عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) قÙŽالÙŽ: سÙŽØ£ÙŽلÙ’تÙهÙ عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ†یÙŽشÙ’رÙŽبÙ مÙنÙŽ الْإÙنÙŽاØ¡ÙØŒ قÙŽالÙŽ: اغÙ’سÙلÙ الْإÙنÙŽاءَ .(Û³Û´)
ابن مسلم می گوید از امام صادق(ع) سوال کردم: اگر سگی از ظرفی آب بیاشامد وظیفه چیستØŸ آن حضرت فرمود: لازم است ظرف را بشوئید.»
Û²- «عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) قÙŽالÙŽ Ø¥ÙذÙŽا وÙŽلÙŽغÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ فÙی الْإÙنÙŽاء٠فÙŽصÙبÙ‘ÙŽهÙ.(Û³Ûµ)
امام صادق(ع) فرمود: هرگاه سگ از ظرفی آب خوردØŒ آن آب را دور بریز.»
Û³- «عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی بÙŽصÙیرÙØŒ عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع)ØŒ قÙŽالÙŽâ€: لÙŽیÙ’سÙŽ بÙفÙŽضÙ’لÙ السÙ‘ÙنÙ‘ÙŽوÙ’رÙ بَأْسÙŒ Ø£ÙŽنÙ’ یÙتÙŽوÙŽضÙ‘ÙŽØ£ÙŽ مÙنÙ’هÙ وÙŽ یÙشÙ’رÙŽبÙŽØ› وÙŽ لÙŽا یÙشÙ’رÙŽبÙ سÙØ¤Ù’رÙ الÙ’کÙŽلÙ’ب٠إÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ حÙŽوÙ’ضاÙ‹ کÙŽبÙیراÙ‹ یÙسÙ’تÙŽقÙŽÙ‰ مÙنÙ’هÙ.(Û³Û¶)
ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل می کند: نیم خورده سنور را می توان نوشید و با آن وضو گرفتØŒ و نیم خورده سگ را نمی توان نوشید مگر از حوض بزرگی آب خورده باشد.»
Û´- «عÙŽنÙ الÙ’فÙŽضÙ’ل٠أَبÙی الÙ’عÙŽبÙ‘ÙŽاسÙØŒ قÙŽالÙŽ قÙŽالÙŽ Ø£ÙŽبÙو عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع): Ø¥Ùنْ†أَصÙŽابÙŽ ثÙŽوÙ’بÙŽکÙŽ مÙنÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ رÙطÙوبÙŽه فÙŽاغÙ’سÙلÙ’هÙ ... .(Û³Û·)
فضل از امام صادق(ع) نقل می کند: هرگاه رطوبتی از سگ به لباس شما برخورد کردØŒ پس آنرا بشوی.»
Ûµ- «عÙŽنÙ’ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بÙ’نÙ مÙسÙ’لÙمÙ قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ یÙصÙیبÙ شÙŽیÙ’ئاÙ‹ (مÙنÙ’ جÙŽسÙŽدÙ الرÙ‘ÙŽجÙلÙ)ØŒ قÙŽالÙŽ: یÙŽغÙ’سÙلÙ الÙ’مÙŽکÙŽانÙŽ الÙ‘ÙŽذÙی Ø£ÙŽصÙŽابÙŽهÙ.»(Û³Û¸)
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) در مورد سگی که خودش را به بدن مردی مالیده استØŒ سوال کرد. حضرت فرمود: محل تماس سگ را بشوید.
Û¶- «عÙŽنÙ’ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بÙ’نÙ مÙسÙ’لÙمÙ قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ السÙ‘ÙŽلÙوقÙیÙ‘Ù فÙŽقÙŽالÙŽ Ø¥ÙذÙŽا مÙŽسÙسÙ’تÙŽهÙ فÙŽاغÙ’سÙلÙ’ یÙŽدÙŽکÙŽ.(Û³Û¹)
محمد بن مسلم می گوید: از امام صادق(ع) در مورد سگ سلوقی(Û´Û°) سوال کردمØ› حضرت فرمود: چنانچه او را لمس کرده ایØŒ دستت را بشوی.»
Û·- «عÙŽنÙ’ عÙŽلÙیÙ‘Ù (ع)... قÙŽالÙŽ: تÙŽنÙŽزÙ‘ÙŽهÙوا عÙŽنÙ’ قÙرÙ’بÙ الÙ’کÙلÙŽابÙØŒ فÙŽمÙŽنÙ’ Ø£ÙŽصÙŽابÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙŽ وÙŽ هÙوÙŽ رÙŽطÙ’بÙŒ فÙŽلÙ’یÙŽغÙ’سÙلÙ’هÙØ› وÙŽ Ø¥ÙنÙ’ کÙŽانÙŽ جÙŽافÙ‘اÙ‹ فÙŽلÙ’یÙŽنÙ’ضÙحÙ’ ثÙŽوÙ’بÙŽهÙ بÙالÙ’مÙŽاØ¡Ù.(Û´Û±)
حضرت علی (ع) فرمود: از نزدیک شدن به سگ ها بپرهیزیدØ› و کسی که سگ مرطوبی را لمس کردØŒ Ù€ لباسش را Ù€ بشوید و چنانچه سگ خشک بودØŒ بر لباسش آب بپاشد.»
و مواردی دیگر.
همانطور که ملاحظه می کنید در احÙ€ادیÙ€ث بالاØŒ حکم عدم جواز آشامیدن و وضÙ€و گرفتن از نیم خورده سگ به صراحت بیان شده استØŒ که قرینه ای بر نجاست سگ است. به بیان ساده تر: در این دسته از روایات حکم نجاست سگ آمده است بدون اینکه لفظ نجسØŒ ذکر شده باشدØŒ و این حکم با تعابیر دیگری بیان شده است.
در نتیجه برای اثبات نجاست سگØŒ روایات دسته دوم نیز به تنهایی کفایت می کنند. این احادیث و روایات بقدری زیادند که هرگز نمی توان در اعتبار و قطعیÙ‘ت آنها اشکال کردØ› و با وجود چنین ادله قاطعی برای هیچ مسلمان و مؤمنی جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نخواهد ماند.
روایات دیگری نیز هستند که در خلال بحث های آینده به آنها اشاره خواهد شد:
دسته نخست: روایاتی که قانون خرید و فروش سگ را بیان می کنند.
دسته دوم: روایاتی که در مورد نگهداری سگ وارد شده اند.
دسته سوم : روایاتی که بیانگر حقوق سگ بعنوان یک حیوان است.
نجاست سگ و اجماع فقهاØ¡
فقهای عظام شیعهØŒ سگ را یکی از نجاسات می دانند و این حکم بین آنها اجماعی است.(Û´Û²)
در مذاهب اسلامیØŒ تنها گروهی که سگ را نجس نمی دانند مالکی ها Ù€ یکی از فرق اهل سنت Ù€ هستند که آنها هم معتقدند احکام و دستورات مربوط به سگØŒ باید به صورت تعبÙ‘دی عمل شود. آنها با اینکه سگ را نجس نمی دانندØŒ اما از روی تعبد ظرفی را که سگ لیسیدهØŒ هفت بار می شویند. شافعیه و حنابله نیز می گویند: این ظرف باید هفت بار تطهیر شودØŒ که یک بار آن به صورت خاکمال است. آنها تقدم خاکمال بر شستن را شرط نمی دانند.(Û´Û³)
محمد جواد مغنیهØŒ در کتاب «الفقه علی المذاهب الخمسه» چنین می نویسد:
«الکلب نجس Ø¥لاÙ‘ عند مالکØŒ ولکنÙ‘ه قال: یغسل الØ¥ناØ¡ مÙن ولوغه سبعاÙ‹ØŒ لا للنجاسه بل تعبداÙ‹. وقال الشافعیه والحنابله: یغسل الØ¥ناØ¡ مÙن ولوغ الکلب سبع مرات Ø¥حداهنÙ‘ بالتراب. وقال الØ¥مامیه: غسل الØ¥ناØ¡ مÙن ولوغ الکلب مره بالترابØŒ ثÙمÙ‘ بعدها مرتین بالماء»(Û´Û´).
نجاست انواع سگها
در نجاست سگ فرقی بین انواع آن نیستØŒ و حکم همه سگ ها یکی است. گروهی تصور کرده اند فقط سگهایی نجس هستند که از نگهداری آنهاØŒ نهی شده استØŒ مثل سگهای ولگرد ØŒ امÙ‘ا سگهای نگهبان و سگ شکاری یا سگهایی که امروزه توسط پلیس و گروه های امداد بکار گرفته می شوندØŒ پاک هستند. این تصور صحیح نمی باشدØŒ انواع سگ ها Ù€ چه شکاری و چه سگ چوپان و... Ù€ نجس هستند و آب دهان و تمامی بدن آنها نجس است. این مطلب نیز از روایات معصومین(ع) استفاده می شود:
Û±. «عÙŽنÙ’ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ بÙ’نÙ مÙسÙ’لÙمÙ قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ السÙ‘ÙŽلÙوقÙیÙ‘Ù فÙŽقÙŽالÙŽ Ø¥ÙذÙŽا مÙŽسÙسÙ’تÙŽهÙ فÙŽاغÙ’سÙلÙ’ یÙŽدÙŽکÙŽ.(Û´Ûµ)
محمد بن مسلم از امام صادق(ع) در مورد سگ سلوقی (یک نوع سگ شکاری معروف) سوال کرد. حضرت فرمود: چنانچه او را لمس کرده ایØŒ دستت را بشوی.»
Û². «عÙŽنÙ’ عÙŽلÙیÙ‘Ù(ع)... قÙŽالÙŽ تÙŽنÙŽزÙ‘ÙŽهÙوا عÙŽنÙ’ قÙرÙ’بÙ الÙ’کÙلÙŽابÙ فÙŽمÙŽنÙ’ Ø£ÙŽصÙŽابÙŽ الÙ’کÙŽلÙ’بÙŽ وÙŽ هÙوÙŽ رÙŽطÙ’بÙŒ فÙŽلÙ’یÙŽغÙ’سÙلÙ’هÙ وÙŽ Ø¥ÙنÙ’ کÙŽانÙŽ جÙŽافÙ‘اÙ‹ فÙŽلÙ’یÙŽنÙ’ضÙحÙ’ ثÙŽوÙ’بÙŽهÙ بÙالÙ’مÙŽاØ¡Ù(Û´Û¶).
حضرت علی(ع) فرمود: از نزدیک شدن به سگها بپرهیزید و کسی که سگ مرطوبی را لمس کردØŒ بشوید Ù€ لباسش را Ù€ و چنانچه سگ خشک بودØŒ بر لباسش آب بپاشید.»
و فتوای علما و فقها از قدیم تاکنون بر نجاست انواع سگ هایی که در خشکی زندگی می کنندØŒ بوده است. فقط شیخ صدوق(ره) درمورد سگ شکاری فرموده است: مقداری آب به محلÙ‘ ملاقات بپاشیدØŒ کافی است و شستن لازم نیست(Û´Û·). با این حال سگ را نجس می داند.
بنابراینØŒ اگر سگ شکاریØŒ حیوان حلال گوشتی را شکار کردØŒ محل اصابت با دهان سگ باید شسته شود. و اگر دست و بدن و لباس انسان با بدن سگ ها حتی سگ شکاری برخورد کندØŒ در صورتی که بدن سگ و یا ملاقی تر باشدØŒ نجس می شود(Û´Û¸).
خرید و فروش سگ
پس از بیان حکم نجاست سگ در اسلامØŒ این سوالات مطرح می شود که:
آیا خرید و فروش آن جایز است یا خیرØŸ اگر حرام می باشدØŒ این حکم برای انواع سگ است یا برای بعضیØŸ برای رسیدن به پاسخ این سوالاتØŒ بیان مقدمه ای ضروری است.
عدم دخالت نجاست در معامله
بعضی به اشتباه برای حرمت خرید و فروش سگ اینگونه استدلال کرده اند:
«یکی از انواع معاملات حرامØŒ معامله عین نجاست است. یعنی اگر چیزی نجس استØŒ معامله آن حرام است. علما وقتی نظرشان این است که سگ نجس استØŒ خودبخود معامله آن هم حرام می شود. اما اغلب علما معتقدند که اگر معامله عین نجاستØŒ منفعت و سود عقلایی داشته باشدØŒ در آن مورد حرمت آن برداشته می شود.»
حکم تحریم خرید و فروشØŒ دایر مدار منفعت و سود عقلایی استØŒ نه نجس و پاک بودن. Ù€ یعنی اگر شیئی سود عقلایی داشت معامله اش جایز است و الÙ‘ا جایز نیستØŒ چه نجس باشد و چه طاهر Ù€ بنابراینØŒ نجاست شیء، نقشی در حرمت معامله آن ندارد و بهتر است چنین گفته شود:
یکی از شرایط مبیع Ù€ یعنی شیØ¡ مورد معامله Ù€ داشتن منفعت و سود عقلایی Ù€ یا به عبارتی مالیÙ‘ت داشتن آن Ù€ است و چون عین نجاسات غالباÙ‹ منفعت و سودی ندارندØŒ مالیÙ‘ت نداشته و صلاحیت خرید و فروش را ندارند. امÙ‘ا هرگاه همین نجاسات دارای منفعت و سودی شدندØŒ معامله آنها صحیح است و دارای مالیÙ‘ت بوده و قابل خرید و فروشند. مانند خون که نجس استØŒ اما هم اکنون از آن استفاده عقلایی می شود و مالیÙ‘ت داردØŒ بنابراین خرید و فروش آن مجاز است.
پس نمی توان گفت: معامله مردارØŒ خون و سگ چون نجس هستند حرام است. بلکه گفته می شود: چون منفعت عقلایی و مالیÙ‘ت ندارند حرام استØŒ امÙ‘ا اگر دارای منفعتی شدØŒ معامله اش جایز است.(Û¶Û±)
لازم به ذکر است که در گذشته بیشتر نجاساتØŒ منفعت حلالی نداشتند و بهمین خاطر علما حکم به حرمت معامله نجاسات می دادند. این سبب شده تا عده ای تصوÙ‘ر کنند معامله شیØ¡ نجسØŒ مطلقاÙ‹ حرام می باشد و علÙ‘ت تحریم هم چیزی جز نجاست نیست.
خلاصه اینکه صرف نجس بودنØŒ سبب حرمت معامله نجاسات از جمله سگ نمی شود تا کسی بگوید: چرا با اینکه انواع سگ Ù€ سگ صیدØŒ شکارØŒ ولگرد و زینتی Ù€ نجس هستØŒ امÙ‘ا معامله سگ صید جایز است ولی معامله سگ زینتی حرام است. چراکه ملاک در اینجا انتفاع و عدم انتفاع عقلائی استØŒ نه چیز دیگری.
روایات خرید و فروش سگ
روایات وارد شدهØŒ از خرید و فروش سگ نهی کرده و بهای آن را «سÙحت(Û¶Û²)» می دانند. مثل:
Û±- عÙŽنÙ’ عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ الÙ’عÙŽامÙرÙیÙ‘ÙØŒ قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ’ ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ الÙ‘ÙŽذÙی لÙŽا یÙŽصÙیدÙØ› فÙŽقÙŽالÙŽ: سÙحÙ’تٌ؛ وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ÙŽا الصÙ‘ÙŽیÙودÙ فÙŽلÙŽا بَأْسÙŽ(Û¶Û³).
از امام صادق(ع) در مورد بهای سگی که شکاری نیستØŒ سوال شد. حضرت فرمود: سÙحت (حرام) استØ› اما (گرفتن بهای) سگ صید اشکالی ندارد.
Û²- عÙŽنÙ الرÙ‘ÙضÙŽا(ع) فÙی حÙŽدÙیثÙ قÙŽالÙŽ: وÙŽ ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ سÙحÙ’تÙŒ(Û¶Û´).
امام رضا(ع) در سخنی فرمود: بهای سگØŒ سÙحت (حرام) است.
Û³- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی بÙŽصÙیرÙØŒ قÙŽالÙŽ سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) عÙŽنÙ’ ثÙŽمÙŽنÙ کÙŽلÙ’بÙ الصÙ‘ÙŽیÙ’دÙØ› قÙŽالÙŽ: لÙŽا بَأْسÙŽ بÙثÙŽمÙŽنÙهÙ وÙŽ الÙ’آخÙŽرÙ لÙŽا یÙŽحÙلÙ‘Ù ثÙŽمÙŽنÙهÙ(Û¶Ûµ).
ابی بصیر از امام صادق(ع) از بهای سگ شکاری سوال کردØŒ حضرت فرمود: اشکالی نداردØ› اما بهای دیگر سگها حلال نیست.
Û´- فÙی حÙŽدÙیث٠أَنÙ‘ÙŽ رÙŽسÙولÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ(ص) قÙŽالÙŽ: ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’خÙŽمÙ’رÙ وÙŽ مÙŽهÙ’رÙ الÙ’بÙŽغÙیÙ‘Ù وÙŽ ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ الÙ‘ÙŽذÙی لÙŽا یÙŽصÙ’طÙŽادÙ مÙنÙŽ السÙ‘ÙحÙ’تÙ(Û¶Û¶).
رسول خدا(ص) در سخنی فرمود: بهای شراب ØŒ بهای زناکارØŒ و بهای سگی که شکار نمی کندØŒ سÙحت (حرام) است.
Ûµ- عÙŽنÙ الÙ’حÙŽسÙŽنÙ بÙ’نÙ عÙŽلÙیÙ‘Ù الÙ’وÙŽشÙ‘ÙŽاØ¡ÙØŒ عÙŽنÙ الرÙ‘ÙضÙŽا(ع) قÙŽالÙŽ سÙŽمÙعÙ’تÙهÙ یÙŽقÙولÙ: ثÙŽمÙŽنÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ سÙحÙ’تÙŒ وÙŽ السÙ‘ÙحÙ’تÙ فÙی النÙ‘ÙŽار(Û¶Û·).
امام رضا(ع) فرمود: قیمت سگ سÙحت است و سÙحت در آتش است.
این دسته از روایات غالباÙ‹ اشاره به سگ صید دارندØŒ امÙ‘ا شامل سگهای دیگری هم که منفعت عقلایی دارند می شوندØŒ چنانکه شیخ طوسی در مبسوط(Û¶Û¸)ØŒ سگ گله و نگهبان را همانندÙ سگ صید می داند.(Û¶Û¹) از این روایات و سخن علما Ù€ که قبلا گذشت Ù€ استفاده می شود: هر سگی که منفعت عقلایی داشتØŒ خرید و فروشش جایزØ› و الÙ‘ا حرام است. و اگر سگ های زینتی و سگ ولگرد و ... خرید و فروش آنها حرام است بخاطر اینست که یا فاقد منفعت عقلایی بوده و یا منفعت قابل توجÙ‘هی ندارند.
نگهداری سگ در خانه
مساله نجس بودن سگØŒ غیر از حرمت نگهداری از آن است . نگهداری از سگ برای کسانی که استفاده عقلایی از آن ندارندØŒ کراهت شدید داردØ› و در روایاتØŒ امری ناپسند دانسته شده است (Û·Û°).بنابراین نگهداری سگ برای نگهبانی و شکارØŒ و سگی که امروزه مورد استفاده پلیس و نیروهای امداد می باشدØŒ مکروه نیست. (البته این به معنای عدم نجاست این سگ ها نمی باشد.)
در بعضی از روایات آمده است که خانه ای که در آن سگ استØŒ ملائکه وارد نمی شوند. این کراهت سبب می شود که حتی نماز خواندن در چنین خانه ای مکروه باشد.(Û·Û±) ما در اینجا به بیان برخی از روایاتی که به نحوی بر کراهت نگهداری سگ در خانه اشاره دارندØŒ می پردازیم:
Û±- وÙŽ قÙŽالÙŽ الصÙ‘ÙŽادÙقÙ(ع): لÙŽا تÙصÙŽلÙ‘Ù فÙی دÙŽارÙ فÙیهÙŽا کÙŽلÙ’بÙŒ Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ کÙŽلÙ’بÙŽ صÙŽیÙ’دÙØŒ وÙŽ Ø£ÙŽغÙ’لÙŽقÙ’تÙŽ دÙونÙŽهÙ بÙŽاباÙ‹ØŒ فÙŽلÙŽا بَأْسÙŽØŒ وÙŽ Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ الÙ’مÙŽلÙŽائÙکÙŽه لÙŽا تÙŽدÙ’خÙلÙ بÙŽیÙ’تاÙ‹ فÙیهÙ کÙŽلÙ’بÙŒ وÙŽ لÙŽا بÙŽیÙ’تاÙ‹ فÙیهÙ تÙŽمÙŽاثÙیلÙ وÙŽ لÙŽا بÙŽیÙ’تاÙ‹ فÙیهÙ بÙŽوÙ’لÙŒ مÙŽجÙ’مÙوعÙŒ فÙی آنÙیÙŽه.(Û·Û²)
امام صادق(ع) فرمود: نماز مگذار در خانه ای که در آن سگ است مگر اینکه سگ صید باشدØŒ و دربی برویش بسته شود ØŒ در این صورت اشکالی ندارد ...
Û²- قÙŽالÙŽ رÙŽسÙولÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ص): Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ جÙŽبÙ’رÙŽئÙیلÙŽ Ø£ÙŽتÙŽانÙی فÙŽقÙŽالÙŽ Ø¥ÙنÙ‘ÙŽا مÙŽعÙ’شÙŽرÙŽ الÙ’مÙŽلÙŽائÙکÙŽه لÙŽا نÙŽدÙ’خÙلÙ بÙŽیÙ’تاÙ‹ فÙیهÙ کÙŽلÙ’بÙŒ وÙŽ لÙŽا تÙمÙ’ثÙŽالÙ جÙŽسÙŽدÙ وÙŽ لÙŽا Ø¥ÙنÙŽاءٌ یÙبÙŽالÙ فÙیهâ€.(Û·Û³)
پیامبر اسلام(ص) فرمود: همانا جبرئیل بر من وارد شد و گفت: ما ملائکه بر خانه ای که در آن سگ و مجسمه و ظرفی که در آن ادرار می کنندØŒ وجود داردØŒ داخل نمی شویم.
Û³- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع): قÙŽالÙŽ یÙکÙ’رÙŽه٠أَنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ فÙی دÙŽارÙ الرÙ‘ÙŽجÙلÙ الÙ’مÙسÙ’لÙمÙ الÙ’کÙŽلÙ’بÙ.(Û·Û´)
امام صادق(ع) فرمود: ناپسند است در خانه مرد مسلمان سگ باشد.
Û´- عÙŽنÙ’ زÙرÙŽارÙŽه عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) قÙŽالÙŽ: مÙŽا مÙنÙ’ Ø£ÙŽحÙŽدÙ یÙŽتÙ‘ÙŽخÙذÙ کÙŽلÙ’باÙ‹ Ø¥ÙلÙ‘ÙŽا نÙŽقÙŽصÙŽ فÙی کÙلÙ‘Ù یÙŽوÙ’مÙ مÙنÙ’ عÙŽمÙŽلÙ صÙŽاحÙبÙهÙ قÙیرÙŽاطÙŒ.(Û·Ûµ)
زراره از امام صادق(ع) نقل می کند: کسی سگی را نگهداری نمی کند مگر اینکه هر روز از عمل او کاسته می شود.
Ûµ- قÙŽالÙŽ Ø£ÙŽمÙیرÙ الÙ’مÙØ¤Ù’مÙنÙینÙŽ(ع): لÙŽا خÙŽیÙ’رÙŽ فÙی الÙ’کÙŽلÙ’بÙ†إÙلÙ‘ÙŽا کÙŽلÙ’بÙŽ الصÙ‘ÙŽیÙ’د٠أَوÙ’ کÙŽلÙ’بÙŽ مÙŽاشÙیÙŽه.(Û·Û¶)
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: خیری در نگهداری سگ نیستØŒ به جز سگ شکاری و سگ گلÙ‘ه.
Û¶- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ(ع) قÙŽالÙŽ: لÙŽا تÙمÙ’سÙکÙ’ کÙŽلÙ’بÙŽ الصÙ‘ÙŽیÙ’دÙ فÙی الدÙ‘ÙŽار٠إÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکÙونÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽکÙŽ وÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽهÙ بÙŽابÙŒ.(Û·Û·)
امام صادق(ع) فرمود: سگ شکاری را در خانه‌ات نگهداری مکن مگر اینکه بین تو و او دربی باشد.(محل زندگی او جدا باشد)
Û·- عÙŽن Ø£ÙŽبÙی رÙŽافÙع قÙŽالÙŽ: جÙŽاءَ جÙبرÙŽئÙیل Ø¥ÙلÙŽÙ‰ النÙŽبÙی(ص) فÙŽاستÙŽØ£ذÙŽن عÙŽلÙŽیهÙ- فÙŽØ£ذن لÙŽهÙØŒ فØ£بطأ، فØ£خذ رÙدÙŽاءَه فÙŽخرجÙŽ- فÙŽقÙŽالÙŽ: قÙŽد Ø£ذنا لÙŽکÙŽ- قÙŽالÙŽ: Ø£ÙŽجل وÙŽ لÙŽکنا لا ندخل بÙŽیتÙŽاÙ‹ فیه کÙŽلب و لا صوره- فÙŽنظروا فØ¥ذا فÙی بÙŽعضÙ بÙیÙوتÙهÙم جرو-.(Û·Û¸)
از ابÙ‰ رافع نقل†کردهâ€اند که گفت: جبرئیل بر رسول خدا(ص) نازل شدØŒ و اجازه ورود خواستØŒ رسول خدا(ص) به وÙ‰ اجازه دادØŒ اما جبرئیل وارد نشدØŒ ناگزیر رسول خدا(ص) رداÙ‰ خود را گرفت و بیرون شد و فرمود: ما به تو اجازه ورود دادیمØŸ جبرئیل گفت: بلهØŒ و لیکن ما فرشتگان به خانهâ€اÙ‰ که در آن سگ و یا مجسمه باشد داخل نمÙ‰â€شویم. رسول خدا(ص)- که گویا تا آن لحظه از وجود سگ در خانه خبر نداشت- نظر کرد و دید که در بعضÙ‰ از مرافق خانه ایشان توله سگÙ‰ وارد شده.(Û·Û¹)
از مجموع روایات استفاده می شود که نگهداری سگهای مفید مثل سگ نگهبانØŒ با وجود اینکه کراهت نداردØŒ(Û¸Û°) امÙ‘ا بهتر است محل زندگی او جدای از محل زندگی انسان باشدØŒ بگونه ای که حداقل بینشان دربی فاصله شود. یعنی خانه‌ای جداگانه برای سگ ساخته شود.
و اگر در برخی روایات از نگهداری سگهای مفید هم نهی شدهØŒ در صورتی است که محل زندگی او جدا نباشد. اما نگهداری سگهای دیگر Ù€ غیر از سگ شکاری و سگ نگهبان و هر سگی که برای کارهای عقلایی بکار گرفته می شود Ù€ کراهت داشته و ناپسند است.
البته با توجه به مساله نجاست سگ که قبلا ثابت شدØŒ این حکم معقول به نظر می آید و دستورات دین نسبت به دوری از نجاسات مؤیÙ‘د آنست. هرچند اسلام برای رفاه انسانØŒ نگهداری سگهای مفید را مکروه نمی داند.
لازم به ذکر است با اینکه علامه طباطبائی متن آخرین روایت را مضطرب و آن را از روایات مجعول می داند.(Û¸Û±) اما به دلیل اینکه مجموع این روایات Ù€ که می گویند: «جبرئیل و ملائکه وارد خانه ای که سگ در آن استØŒ نمی شوند» Ù€ ØŒ روایات متضافرندØŒ(Û¸Û²) و متضافر بودن براÙ‰ حجیت کافÙ‰ استØŒ اگرچه سند تک تک آن ها ضعیف باشد.(Û¸Û³) بنابراین این روایات به وضوح دلالت بر کراهت شدید نگهداری سگ در منزل دارند.
زشتی و قبح سگ بازی
از آنچه گفته شد معلوم می شود که در اسلام نگهداری و انس گرفتن با سگ بدون اینکه مورد استفاده عقلایی قرار گیرد توصیه نشده بلکه مورد کراهت و مزمÙ‘ت است. در سیره و سخنان معصومین(ع) نیز سگ بازی زشت تلقÙ‘ی شده و سگ بازان سزاوار ملامت اند.
نقل شده است هنگامی که امام حسین(ع) کنار قبر شریف پیامبر اکرم(ص) نشسته بود قاصدی آمد و گفت: امیر می خواهد به نزد او بروید. امÙ‘ا امام(ع) که می داند معاویه مرده است و این دعوت برای گرفتن بیعت استØŒ این دعوت را نمی پذیرد و در پاسخ کسی که از بیعت با یزید سوال می کند می فرماید: «من هرگز با یزید بیعت نخواهم کردØŒ چون یزید مردی است فاسق که فسق خود را آشکار کردهØŒ شراب می نوشدØŒ سگ بازی و... می کند و ما خاندان رسول خداییم».(Û¸Û´)
آریØŒ امام(ع) سگ بازی را از مواردی می داند که سبب شده فسق یزید آشکار شود.
در جای دیگر امام حسین(ع) طی نامه ای معاویه را توبیخ کرده و چنین می نویسد: «آیا تو آن کس نیستی که... پسر بچه ای را که شراب می خورد و سگ بازی می کند به امارت می رسانی!»(Û¸Ûµ)
نامه امام حسین(ع) یادآور نامه امیر المومنین(ع) به منذر بن جارود است که از سوی حضرت(ع) فرماندار بخشی از بلاد اسلامی بود و پس از اینکه تخلفات و خیانت های او برای امیر المومنین(ع) گزارش شدØŒ توسط ایشان در طی نامه ای توبیخانهØŒ احضار شد. امام(ع) در این نامه او را چنین توبیخ می کند:
«... تÙŽخÙ’رÙجÙ لاÙŽهÙیاÙ‹ مÙتÙŽنÙŽزÙ‘ÙهاÙ‹ ØŒ تÙŽطÙ’لÙبÙ الصÙ‘ÙŽیÙ’دÙŽ ØŒ وÙŽ تÙلاÙŽعÙبÙ الÙ’کÙلاÙŽبÙŽ ...: (خبر رسیده استØŒ تو) پیوسته مشغول گردش و صید (تفریحی) و بازی با سگ ها می باشی ...».(Û¸Û¶)
با دقÙ‘ت در کلام امیرالمومنین(ع) و امام حسین(ع) درک زشتی و قبح سگ بازی و انس با اوØŒ دشوار نمی باشد.
حقوق سگ به عنوان یک حیوان
اسلام دین تعادل و میانه روی است. این اعتدال و میانه روی را به وضوح می توان در دستورات اسلامی مشاهده کرد. هرچند در اسلام سگ حیوانی نجس استØŒ امÙ‘ا این سبب نشده تا حقوق او به عنوان یک حیوانØŒ نقض شود. رعایت حقوق سگ به این نیست که به آن دست بزنی ØŒ و او را مونس و هم بازی خود قراردهی! بلکه با رسیدگی به آب و غذایش و آزار نرساندن به اوØŒ حقوقش را رعایت کرده ای. همانطور که به رعایت حقوق سایر حیوانات و سیرکردن و رفع تشنگی آنâ€ها در روایات اسلامی تØ£کید شده است.
پیشوایان و بزرگان مذهبی ماØŒ با اینکه عقیده به نجاست سگ دارندØŒ امÙ‘ا ظلم به این حیوان را روا ندانستهØŒ حق و حقوقی برای آن قائل شده اند. با مطالعه در آثار دانشمندان اسلامی این مساله به روشنی قابل درک است.
در کتب فقهی آمده است: اگر شخصى، به مقدار وضو گرفتن آب داشته باشدØŒ و بترسد که اگر با آن وضو بگیردØŒ دچار تشنگÙ‰ شودØŒ بر او واجب است که تیمم کند و آب را برای نوشیدن نگهدارد. صاحب جواهر(قدÙ‘س سرÙ‘ه)ØŒ پس از نقل این فتوا مÙ‰ نویسد: «وکذا الحیوان اذا کان کذلک وان کان کلبا»(Û¸Û·) (اگر از تشنگÙ‰ حیوانÙ‰ نیز بترسدØŒ حکم همین استØŒ گرچه آن حیوانØŒ سگ باشد.)
شهید ثانÙ‰ در بحث اطعمه و اشربه کتاب مسالکØŒ مÙ‰ نویسد: «و لو کان للانسان کلب غیر عقور جائع و شاه فعلیه اطعام الشاه»(Û¸Û¸) (اگر انسانØŒ داراÙ‰ سگ Ù€ بی‌آزارÙ€ و گوسفندی گرسنه باشدØŒ بر او واجب است تا گوسفند را آب و علف دهد.) یعنی نجات گوسفند بر سگ اولویت دارد.
صاحب جواهرØŒ در این حکم به شهید ثانی ایراد گرفته و می‌گوید: «فیه منعØŒ بل قد یقال باولویه الکلب لامکان ذبح الشاه بخلاف الکلب»(Û¸Û¹) (حفظ جان سگ اولویÙ‘ت دارد. زیرا مÙ‰ توان گوسفند را سر بریدØ› ولÙ‰ این کارØŒ در مورد سگ ممکن نیست.)
کلام این دو فقیهØŒ گویاÙ‰ واجب بودن حفظ جان حیوان حتÙ‰ سگ استØŒ هرچند در این مورد اختلاف بر سر اینست که حفظ حیات کدامیک اولویت دارد.(Û¹Û°)
اگر فقهای اسلام در نظرات فقهی خود اینگونه حقوق حیوانات حتی سگ را در نظر می گیرندØŒ بخاطر این است که سخنشان برگرفته از روایات معصومین(ع) است.
در متون روایی ماØŒ روایات فراوانی هستند که توجه به حقوق سگ را Ù€ به عنوان یک حیوان Ù€ تØ£یید می کنند. در بعضی از روایات از اذیت و آزار سگ منع شدهØŒ در دسته ای دیگر به اطعام و سیراب‌کردن سگ توجه شده است. علاوه بر این روایاتی هستند که قاتل سگ را ملزم به پرداخت دیه می‌کند. از این روایات نیز شاید بتوان حق و حقوقی برای سگ در اسلام ثابت کرد. هرچند عده‌ای می گویند: روایات دیه سگØŒ حقی را برای این حیوان ثابت نکرده بلکه تنها خسارت مالی صاحبش را جبران می‌کندØŒ(Û¹Û±) امÙ‘ا با در نظر گرفتن همه روایاتØŒ خلاف این مطلب ثابت می شود چرا که دیه انسان را نیز به ولیÙ‘ او می پردازند امÙ‘ا این سبب نمی شود خود آن شخص ارزش و قدری نداشته باشد. پس وقتی در دین اسلام برای سگ دیه قرار داده می شودØŒ می توان نتیجه گرفت که به این حیوانØŒ ارزش و بهایی داده شده است و پرداخت دیه به صاحب آن جبرانگر همین بهاØ¡ و ارزش فوت شده است.
نتیجه بحث
خلاصه اینکه مسئله نجاست سگØŒ یکی از مسائل قطعی فقهی اسلام است. با اینکه در قرآن اشاره ای به این مسئله همانند بسیاری از مسائل دیگر نشده است اما این حکم در روایات معتبر صریحاÙ‹ بیان شده است. در عین حال نجاست سگ سبب نشده معامله آن حرام باشدØŒ چرا که نجاست هیچ مدخلیÙ‘تی در حرمت معامله نداشتهØŒ و حرمت خرید و فروشØŒ دایر مدار این است که مبیع دارای منفعت عقلایی باشد یا نباشد. پس تنها معامله سگهایی که فاقد منفعت عقلایی می باشندØŒ جایز نیست. امÙ‘ا در مورد فلسفه نجاست سگ روایات معصومین(ع) مطلق بوده و فلسفه حقیقی این حکم بر ما پوشیده است و فلسفه نداشتن یک حکمØŒ غیر از ندانستن فلسفه آن است.
______ ارجاعات ______
(Û±) Ù€ قال رسول الله (ص): اهل البدع کلاب اهل النار: بدعت گذاران سگ هاÙ‰ دوزخند. (کنزالعمالØŒ جÛ± ØŒح Û±Û°Û¹Û´ و Û±Û±Û²Ûµ).
(Û²) Ù€ صفی پورØŒ منتهی الارب فی لغه العربØŒص Û±Û²Û²Û¸: نجس ناپاکØŒ پلید و خلاف طاهر. طریحیØŒ مجمع البیانØŒ جÛ´ØŒ صÛ±Û±: نجس الشیء، اذا کان قذراÙ‹ غیر نظیف. فیروز آبادیØŒ القاموس المحیطØŒ جÛ²صÛ²ÛµÛ³: النجس ضد الطاهر و زبیدیØŒ تاج العروس من جواهر القاموس جÛ´صÛ²ÛµÛµ: النجس ضد الطاهر.
(Û³) Ù€ التوبه/Û²Û¸.
(Û´)Ù€ راغب اصفهانیØŒ مفرداتØŒ حرف نونØŒ لفظ نجس.
(Ûµ) Ù€ طوسیØŒ تفسیر التبیانØŒ ج۵، صÛ²Û³Û´.
(Û¶) Ù€ طبرسیØŒ مجمع البیانØŒ ج۵، صÛ²Û°.
(Û·) Ù€ سلسله الینابیع الفقهیهØŒ ج۱، صÛ³ÛµÛ¹ به نقل از فقه القرآن.
(Û¸) Ù€ مستمسک عروه الوثقیØŒ ج۱، صÛ³Û¶Û¸.
(Û¹) Ù€ کنز الدقائقØŒ جÛ´ØŒ صÛ±Û¶Û².
(Û±Û°) Ù€ تفسیر کبیرØŒ جÛ±Û¶ØŒ صÛ²Û´.
(Û±Û±) Ù€ طهارت اهل کتاب و مشرکانØŒ محمد حسن زمانیØŒصÛ±Û¸Û´.
(Û±Û²) Ù€ شیخ انصاریØŒ الطهارهØŒ صÛ³Û²Ûµ.
(Û±Û³) Ù€ سلسله الینابیع الفقهیهØŒ ج۱، صÛ³ÛµÛ¹ به نقل از فقه القرآن.
(Û±Û´) Ù€ طهارت اهل کتاب و مشرکانØŒ محمد حسن زمانیØŒصÛ±Û¸Û¸.
(Û±Ûµ) Ù€ نقش یک سگ نیز بر دیوار غار استØŒ و بالاÙ‰ غارØŒ صومعه‌â€اÙ‰ قدیمÙ‰ است و مسلمانان نیز مسجدÙ‰ ساختهâ€â€Œاند. (تفسیر نور ج Û°Û· صÛ±Û´Û³)
(Û±Û¶) Ù€ کهف/Û±Û¸.
(Û±Û·) Ù€ «وÙŽصÙیÙ’د» چنان که «راغب» در کتاب «مفردات» مÙ‰â€گوید: در اصل به معنÙ‰ اطاق و انبارÙ‰ است که در کوهستان براÙ‰ ذخیره اموال ایجاد مÙ‰â€کنندØŒ و در اینجا به معنÙ‰ دهانه غار است . (تفسیر نمونهØŒ جâ€Û±Û²ØŒ صÛ´Û°Û¶).
(Û±Û¸)Ù€ اعراف/ Û±Û·Û¶.
(Û±Û¹) Ù€ تفسیر نمونهØŒ ج Û·ØŒ ص Û²Ûµ.
(Û²Û°) Ù€ مائده/Û´.
(Û²Û±) Ù€ عدد رکعات نماز Ù€ دو رکعت صبحØŒ چهار رکعت ظهرØŒ چهار رکعت عصرØŒ سه رکعت مغرب و چهار رکعت عشاØ¡ Ù€ در قرآن ذکر نشده استØŒ با اینکه از مسلمات بوده و اختلافی در آن نیست.
(Û²Û²) Ù€ انعام /Û±Û´Ûµ.
(Û²Û³) Ù€ آذرخشی دیگر از آسمان کربلاØŒ محمد تقی مصباح یزدیâ€ØŒ صÛµÛ³.
(Û²Û´) Ù€ نحل/Û´Û´.
(Û²Ûµ) Ù€ حشر/Û·.
(Û²Û¶) Ù€ وسائل الشیعه ج Û²Û· صÛ³Û³.
(Û²Û·) Ù€ آذرخشی دیگر از آسمان کربلاØŒ مصباح یزدیâ€ØŒ محمد تقی صÛµÛ³.
(Û²Û¸) Ù€ وسائل‌â€الشیعه ج Û± ص Û²Û²Û¶.
(Û²Û¹) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ± صÛ²Û²Û·.
(Û³Û°) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ³ صÛ´Û±Û³.
(Û³Û±) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ³ صÛ´Û±Ûµ.
(Û³Û²) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ³ صÛ´Û±Û¶.
(Û³Û³) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ³ صÛ´Û±Û¶.
(Û³Û´) Ù€ وسائل†الشیعه جÛ± صÛ²Û²Ûµ.
(Û³Ûµ) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ± صÛ²Û²Û¶.
(Û³Û¶) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ± صÛ²Û²Û¶.
(Û³Û·) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ³ صÛ´Û±Û´.
(Û³Û¸) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه ج Û³ ص Û´Û±Û¶.
(Û³Û¹) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ³ ص Û´Û±Û¶.
(Û´Û°) Ù€ منسوب به محلÙ‘ی.
(Û´Û±) Ù€ وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ³ ص Û´Û±Û·.
(Û´Û²) Ù€ نجفیØŒ محمد حسنØŒ جواهر الکلامØŒ ج ۵، ص Û³Û¶Û¶ – ۳۶۸، چاپ هفتمØŒ بیروتØŒ داراحیاØ¡ التراث العربÙ‰.
(Û´Û³) Ù€ الفÙقه علÙ‰ المذاهÙب الخمسÙŽهØŒ تØ£لیف محمÙ‘د جÙŽواد مغنÙیÙ‘هØŒ صÛµÛµ.
(Û´Û´) Ù€ همان.
(Û´Ûµ) Ù€ وسائلâ€â€ŒالشیعهØŒ ج۳، صÛ´Û±Û¶.
(Û´Û¶) Ù€ وسائلâ€â€ŒالشیعهØŒ جÛ³ صÛ´Û±Û·.
(Û´Û·) Ù€ با استفاده از مستمسک العروه الوثقی ,ج Û± ص Û³Û¶Û³.
(Û´Û¸) Ù€ توضیح المسائل مراجع , ج Û± ص Û¸Û³ .
(Û¶Û²)Ù€ تØ£مین مال به کمک وسیلهâ€â€ŒاÙ‰ باطلØŒ سحت شمرده شده است. «وفی الکافیØŒ بØ¥سناده عن السکونی عن Ø£بی عبد الله قال: السحت ثمن المیته و ثمن الکلب و ثمن الخمر- و مهر البغی و الرشوه فی الحکم و Ø£جر الکاهن. Ø£قول: ما ذکره فی الروایه Ø¥نما هو تعداد من غیر حصرØŒ و Ø£قسام السحت کثیره کما فی الروایاتØŒ و فی هذا المعنÙ‰ و ما یقرب منه روایات کثیره من طرق Ø£ئمه Ø£هل البیت علیهم السلام» (المیزان فی تفسیر القرآنØŒ جâ€ÛµØŒ صÛ³Û¶Û±.)
(Û¶Û³) - وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ±Û·ØŒ صÛ±Û±Û¹.
(Û¶Û´) - وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ±Û·ØŒص Û±Û±Û¹.
(Û¶Ûµ) - وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ±Û·ØŒصÛ±Û±Û¹.
(Û¶Û¶) - وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ±Û·ØŒصÛ±Û±Û¹.
(Û¶Û·) - وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ±Û·ØŒصÛ±Û²Û°.
(Û¶Û¸) - وسائلâ€â€Œالشیعه جÛ±Û·ØŒصÛ±Û²Û°.
(Û¶Û¹) - امروزه سگ‌های «پلیس» و «امداد» نیز همین حکم را دارند.
(Û·Û°) Ù€ معارف و معاریفØŒ سید مصطفی حسینی دشتیØŒ واژه سگ.
(Û·Û±) - مرحوم علامه حلÙ‘ی در کتاب منتهی می فرماید: نماز خواندن در خانه ای که در آن سگ باشدØŒ کراهت دارد. (بحارالانوارØŒ ج ۶۲، ص ÛµÛ³. Ù€ توضیح المسائل مراجعØŒ ج۱، مسئله Û±Û°Ûµ.)
(Û·Û²) Ù€ من لا یحضره الفقیهØŒ جâ€Û± ØŒ Û²Û´Û¶ ØŒ باب المواضع التی تجوز الصلاه فیها و المواضع التی لا تجوز فیها ..... صÛ²Û´Û°.
(Û·Û³) Ù€ الکافیØŒ جâ€Û³ ØŒ ۳۹۳، باب الصلاه فی الکعبه و فوقها و فی البیع و الکنائس و المواضع التی تکره الصلاه فیها ..... ص Û³Û¸Û·.†الکافیØŒ جâ€Û³ ØŒ ۳۹۵، باب الصلاه فی ثوب واحد و المرØ£ه فی کم تصلی و صلاه العراه و التوشح ..... صÛ³Û¹Û³Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهار ØŒجâ€ÛµÛ¶ØŒ Û±Û·Û·ØŒ باب Û²Û³ حقیقه الملائکه و صفاتهم و شؤونهم و Ø£طوارهم ..... صÛ±Û´Û´.
(Û·Û´) Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهارØŒ جâ€Û¶Û²ØŒ صÛµÛ° Ù€ وسائلâ€الشیعهØŒ ج Û±Û± ØŒصÛµÛ³Û°.
(Û·Ûµ) Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهارØŒ جâ€Û¶Û²ØŒ صÛµÛ°.
(Û·Û¶) Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهارØŒ جâ€Û¶Û²ØŒ ص ÛµÛ³ Ù€ وسائلâ€الشیعهØŒ ج Û±Û± ØŒصÛµÛ³Û°.
(Û·Û·) Ù€ بحار الØ£نوار الجامعه لدرر Ø£خبار الØ£ئمه الØ£طهارØŒ جâ€Û¶Û²ØŒ ص ÛµÛ³.
(Û·Û¸) Ù€ المیزان فی تفسیر القرآنØŒ علامه طباطباییØŒ جâ€ÛµØŒ ص Û²Û°Û¹.
(Û·Û¹) Ù€ ترجمه المیزانØŒ علامه طباطباییØŒ جâ€ÛµØŒ صÛ³Û³Û¶وÛ³Û³Û·.
(Û¸Û°) Ù€ مفتاح الکرامه Û¸/Û¸Ûµ Ù€ کتاب المکاسب Û±/ Û±Û¹Û· Ù€ جواهر الکلام Û²Û²/Û±Û³Û¸.
(Û¸Û±) Ù€ ترجمه المیزانØŒ جâ€ÛµØŒ ص Û³Û³Û·Ù€ المیزان فی تفسیر القرآنØŒ جâ€ÛµØŒ صÛ²Û±Û°.
(Û¸Û²)Ù€ فصلنامه فقه اهل بیت فارسیØŒ شماره Û±Û· و ۱۸، خرازیØŒ سید محسنØŒ حکم نقاشی و مجسمه سازی از نگاه شریعت.
(Û¸Û³) Ù€ شرح این مطلب در کتاب «انوار الاصول» آمده است. رجوع کنید به : انوار الاصولØŒ ج ۲، ص Û´Û¸Û¶ .
(Û¸Û´) - الاخبار الطوالØŒ ص Û²Û²Û·.
(Û¸Ûµ)- الامامه والسیاسهØŒ ج۱، Û²Û°Û³ و Û²Û°Û´ و سیره معصومانØŒ سید محسن امینØŒ ترجمه: علÙ‰ حجÙ‘تÙ‰ کرمانى، ج Û´ØŒ ص Û¸Û·.
(Û¸Û¶)- تمام نهج البلاغهØŒ ص Û¸Û±Ûµ به نقل از تاریخ الیعقوبی ج Û² ص Û²Û°Û³. و Ø£نساب الØ£شرافØŒ بلاذری ج Û² ص Û±Û¶Û³.
(Û¸Û·)Ù€ جواهرالکلام ØŒ جÛµ/ صÛ±Û±Û´.
(Û¸Û¸)Ù€ مسالک الافهامØŒ جÛ²/ صÛ²ÛµÛ°.
(Û¸Û¹)Ù€ جواهرالکلامØŒ جÛ³Û¶/ صÛ´Û³Û·.
(Û¹Û°)Ù€ این مسئله در رسائل فقهی علامه جعفری نیز مطرح شده است. (جعفریØŒ محمد تقیØŒ رسائل فقهیØŒ مؤسسه نشر کرامتÛ±Û³Û·Û·ØŒ ج۱، ص Û±Û±Û¹-Û±Û±Û¸.)
(Û¹Û±)Ù€ انصاریØŒ شیخ مرتضیØŒ کتاب المکاسبØŒ انتشارات علامهØŒ ص Û·ØŒ دو سطر به آخر.
مشرق
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.