نودیها:در میان نظریه‌های مربوط به هدف امام حسین (ع) از حرکت عظیم خودØŒ نظریه سید بن طاووس در کتاب لهوفØŒ شهرت زیادی یافته و امروزه گروه زیادی از اهل علم و عموم مردم بر این باورند که آن حضرتØŒ به منظور شهادت و با هدف ریختن خونش در راه خدا و برای احیای اسلامØŒ به سوی کربلا رفت. در این مقاله به بررسی دلایل و مستنداتی می پردازیم که در کتاب اللهوف ابن طاووس به عنوان یکی از پیشتازان این نظریه وجود دارد. برخی از این مستندات قابل توجه و برخی از نظر علمی قابل تØ£مل است.
واقعه عاشورا به دلیل آنکه از سوی یکی از شخصیت های بزرگ دینی و سیاسی آگاه به زمان رهبری شدØŒ اهمیت زیادی یافت. ویژگی هایی چون امامتØŒ اسوه بودن و اعتقاد به حجت بودن امام حسین (ع) رهبر این حرکت نزد شیعیانØŒ بر اهمیت آن نزد این فرقه مذهبی افزود و از این رو بسیاری از شیعیانØŒ شهادت را راهی برای مبارزه با ستم دانستند. اما اینکه آیا امام حسین (ع) برای شهادت رفت یا حرکت او به شهادت انجامید و او به این تقدیر الهی رضایت دادØŒ دو دیدگاهی است که از قدیم وجود داشته و بر این اساسØŒ بحث از هدف آن حضرت در این حرکت عظیم و جاودانی اشØŒ پیشینه ای کهن دارد: محدثانی چون کلینی (م. Û³Û²Û¹) در آثار خود از روایاتی سخن گفته اند که نظریه شهادت را نشان می دهد: «اÙخرج باقوام  للشهاده»۱ و متکلمانی چون شیخ مفید (م. Û´Û±Û³) و سید مرتضی (م. Û´Û³Û¶) در پاسخ به سؤالاتی درباره علل حرکت آن حضرت و علم به شهادتشØŒ به گونه ای دیگر سخن گفته اند.۲ با تدوین کتاب لهوفØŒ این نظرات رسمیت بیشتری یافت و ابن طاووس این روایت را نقل کرد که پیامبر به فرزندش فرموده است: «اÙخرج فان الله شاØ¡ ان یراک قتیلاً»۳ ولی باز هم تا قرن ها چندان در محافل علمی مطرح نبودØŒ تا دوره معاصر که دو کتاب شهید جاوید و شهید آگاه با بازتاب ها و ردÙ‘ و قبول های فراوانØŒ از این موضوع سخن گفتند. غالب نظریه پردازان در آن زمانØŒ بر شهادت طلبی امام (ع) تØ£کید کردندØ› به خصوص که فضای مبارزه چنین اقتضا می کرد. انقلابیونی مانند استاد مرتضی مطهری در حماسه حسینی و دکتر علی شریعتی در دو کتاب شهادت و حسین (ع) وارث آدم به موضوع شهادت طلبی امام حسین (ع) پرداختند و عالمانی چون علامه طباطبایی رساله هایی در علم امامØŒ از اطلاع آن حضرت نسبت به شهادتش سخن راندند. در سال های اخیر بار دیگر محققان به بررسی و تبیین اهداف واقعه عاشورا پرداختند. در مقتل جامع سیدالشهدا همه نظریه ها ازجمله «قیام برای نیل به شهادت» نقد شده است.Û´Â برخی با نقد نظریه شهادتØŒ بر حکومت خواهی امام تØ£کید کردند۵ و برخی هم نظریه جدیدی به عنوان اهداف چند لایه ای ارائه نمودند.Û¶Â استاد جعفریان اهداف امام در نهضتش را در چهار مرحله ذکر کرده و معتقد است هرکدام باید جداگانه بررسی شود.Û·Â یکی دیگر از محققان معاصر با گزارشی مفصل از داستان کتاب شهید جاویدØŒ بر این نکته تØ£کید می کند که باید جایگاه کلام و تاریخ در این موضوع روشن و تفکیک شود و از میان اینهاØŒ داور مشخص باشد تا نتیجه حاصل شود.۸ پرونده این بحث همچنان برای محققان و عاشوراپژوهان باز است و پیوسته درباره آن سخن گفته می شود. در هرحال باید گفت قدیمی ترین نظریه پرداز در موضوع شهادت امام حسین (ع)ØŒ سید بن طاووسØŒ عالم بزرگ شیعه در قرن هفتم هجری است. وی معتقد است که امام حسین (ع) کاملاÙ‹ از شهادت خود آگاه بود و در تمامی کتاب لهوف بر این نظریه پافشاری کرده است. از این روØŒ روایاتی را دراین باره ذکر کرده و در مواردی به توضیح نظریه خود می پردازد. البته بحث از اطلاع امام حسین (ع) نسبت به شهادت خودØŒ بخشی از روایات مربوط به واقعه کربلاست که قرن ها پیش از سید بن طاووس نیز وجود داشته است. این اخبار در آثار مؤلفانی چون ابن سعد انعکاس یافتهØŒ اما با توجه به دیدگاه های خاص مذهبی این محدثانØŒ امروزه درباره صحت بخشی از این روایات تردید می شودØŒ زیرا به نظر می رسد تØ£کید بر اطلاع امام به دلیل تبرئÛ€ امویان باشد و خواسته باشند شهادت آن حضرت را امری از پیش تقدیرشده بدانند که با توجه به جبری بودن تفکر امویانØŒ جنایت آنان را کم رنگ جلوه دهد. این همهØŒ فارغ از مبحث علم امام و بدون انکار مقامات والای امامت است. آنچه در دیدگاه ابن طاووس تازگی و اهمیت داردØŒ گونه ای رسمیت بخشیدن به این موضوع است که پیش از آنØŒ وجود نداشته و او با تکرار روایات و توضیحاتی از خود در کتاب لهوفØŒ آن را از مسلمات واقعه کربلا و زندگی امام حسین (ع) تلقی نموده است. پرسش اصلی این مقاله آن است که چه دلایلی برای نظریه شهادت طلبی امام حسین (ع) در کتاب لهوف بیان شده و صحت و سقم این مستندات چه اندازه استØŸ فرضیه آن است که در روایاتی که به اطلاع امام از شهادتش اشاره دارد و هدف اصلی او از حرکتش را شهادت می داندØŒ مبالغه صورت گرفته و آن گونه که ابن طاووس و برخی متØ£خران از وی گفته اندØŒ نیست. در این نوشتارØŒ ابتدا تمامی مستندات ابن طاووس دراین باره را مرورØŒ و آنگاه به بررسی آنها خواهیم پرداخت. بنابر آنچه پیش تر اشاره شد هرچند درباره اصل نظریه شهادت یا حکومت بحث های زیادی صورت گرفتهØŒ اما این نوشتار با چنین عنوانی که به طور خاص مستندات لهوف را بررسی کندØŒ پیشینه ای ندارد. این نگاه می تواند به نظریه پردازی در موضوع حادثه مهم کربلا کمک کرده و محققانی را که بنا دارند دراین باره به تحقیق و بررسیØŒ بپردازند یاری نماید.
ابن طاووس و کتاب لهوف رضی الدین علی بن موسی بن جعفر که از نسل امام حسن مجتبی (ع) استØŒ به خاطر شهرت جدÙ‘ هشتمش به طاووسØŒ ابن طاووس نام بردار شده است. وی به سال ÛµÛ¸Û¹ ق در شهر حله متولد شد. جد مادری اش دختر ورام بن ابی فراس و یکی از اجداد مادری اش دختر شیخ طوسی است. سید در جوانی به بغداد رفت و در آنجا با دختر ناصر بن مهدیØŒ وزیر شیعی دولت عباسیان ازدواج کرد.۹ وی سفرهایی به عتبات و موطن خود داشت و آنگاه به بغداد بازگشت. در مدت حضورش در بغدادØŒ خلیفه المستنصر عباسی پیشنهاد نقابت طالبیین را به وی داشت که نپذیرفتØŒ چنان که پیشنهاد سفارت خلیفه به سوی هولاکو و پیشنهاد وزارت را قبول نکرد.Û±Û°Â سید بن طاووس به سال Û¶Û¶Û´ در بغداد درگذشت و آثار فراوانی از خود برجای گذاشت که مهم ترین آنها در موضوع دعاستØŒ مانند: الاقبالØŒ فلاح السائلØŒ جمال الØ£سبوعØŒ مصباح الزائر و جناح المسافرØŒ مهج الدعوات. وی کتبی هم در کلام و استدلال بر دیگر فرق اسلامی مانند: الطرائف و کتبی در اخلاق مانند: کشف المحجه لثمره المهجه دارد که برای فرزندش نوشته است. ابن طاووس در موضوع تاریخ نیز آثاری داشته که برخی از آنها در دست نیست. مهم ترین و مشهورترین آنها لهوف است که مقتل امام حسین (ع) و یاران اوست. هدف ابن طاووس از نوشتن لهوفØŒ همراه بردن آن توسط زائر مشهد حسینی و ایجاد حزن و اندوه بود،۱۱ ولی به زودی این کتاب به عنوان یکی از مقاتل و منابع تاریخ حادثه عاشورا قرار گرفت و محل ارجاع نویسندگان بعدی شد. تØ£ثیرپذیری ابن طاووس در لهوف از کتاب الفتوح ابن اعثم آشکار استØ› هرچند به آن تصریح نمی کند. در ادامه مطالبØŒ به مواردی از این تØ£ثیرپذیری اشاره خواهیم کرد. علاوه بر این کتابØŒ به دلیل وجود آثار فراوان در کتابخانه شخصی ابن طاووسØŒ وی در لهوف و دیگر آثار خودØŒ به منابعی ارجاع داده که امروزه در دست نیست و گاهی حتی نام آن در فهرست ها دیده نمی شود.Û±Û²
نظریه ابن طاووس درباره شهادت امام حسین (ع) ابن طاووس تØ£کید می کند که امام حسین (ع) از سرانجام خود که شهادت بودØŒ خبر داشت۱۳ و در لابه لای کتاب لهوف با روایات متعددی که نقل می کندØŒ درصدد است نشان دهد که هدف امام حسین (ع) از حرکت خودØŒ جز شهادت نبود و این موضوع را حتی مردم خبر داشتند. چنان که می نویسد: «مردم از شهادت حسین بن علی (ع) سخن می‌گفتند و منتظر آن بودند.»۱۴ آنگاه که با آگاهی از شهادتش این شبهه ایجاد می شود که رفتن امام به مسیری که به کشته شدنش منتهی می شودØŒ خودکشی خواهد بودØŒ توضیح می دهد که چنین نیست و این هدف با آیه «وÙŽلÙŽا تÙلÙ’قÙوا بÙ€ÙØ£ یدÙیکÙمÙ’ Ø¥لÙŽÙ‰ التÙ‘ÙŽهÙ’لÙکÙŽه» منافاتی نداردØ› بلکه حرکت امام متناسب با آیه «فاقتلوا انفسکم ...» است و تعبد به شهادت در راه خدا از بالاترین درجات سعادت به شمار می رود.Û±Ûµ در اینجا به یکایک مطالب و روایاتی که ابن طاووس در این باره ذکر کرده استØŒ اشاره می کنیم: Û±-  نخستین نقل ویØŒ روایت ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلبØŒ درباره زمان نوزادی حسین (ع) است. براساس این خبرØŒ رسول خدا (ص) بر این نوه اش گریست و فرمود: «جبرئیل به من خبر داد که امت من این فرزندم را می کشند.»۱۶ Û²-  در یک سالگی حسین (ع)ØŒ دوازده فرشته نزد رسول خدا (ص) آمدند که هریک به شکل حیوانی بودند. آنها می گریستند و به پیامبر خبر دادند که حسین مانند هابیل کشته خواهد شد. در دوسالگی حسین همØŒ پیامبر به سفری رفت و در میان راه گریست و گفت اکنون جبرئیل به من خبر داد که فرزندم حسین در کربلا توسط یزید کشته خواهد شد. ۱۷ Û³-  ابن طاووس پس از نقل روایات فوقØŒ در پیشگویی شهادت سیدالشهدا می گوید: مردم پیوسته از شهادت امام حسین (ع) سخن می گفتند و آن را بزرگ می شمردند و منتظر قیام او بودند تا آنکه معاویه مÙرد و یزید دستور بیعت گرفتن از آن حضرت را به حاکم مدینه داد. ۱۸ Û´-  در گفتگویی که امام حسن (ع) با برادرش داشت به او فرمود: «لایوم کیومک».Û±Û¹این جمله نیز به معنای اطلاع قطعی دو برادر از شهادت آن حضرت در آینده است. Ûµ-  ابن طاووس خبری از گفتگوی امام با برادرش عمر بن علی (ع) آورده که در آن به آگاهی از شهادتش اشاره می کند. عمر گوید: پس از آنکه برادرم از بیعت با یزید سر باز زدØŒ نزد او رفتم و گریستم. خواستم سخن برادرم حسن را برایش بازگو کنم که مرا به خود چسبانید و گفت: آیا او برایت گفته است که من کشته می شومØŸ گفتم بلهØŒ چنین گفت. ۲۰ Û¶- . سید به نقل از دلائل الامامه می نویسد: امام در دیدار دو تن به نام واقدی و ابن خلج فرشتگان را به آنان نشان داد و فرمود: می توانم از اینها کمک بگیرم ولی به یقین می دانم که قتلگاه من و یارانم جایی است که می روم و جز فرزندم علی (ع) نجات نمی یابد. ۲۱ Û·-  امام هنگام خروج از مکهØŒ خطبه معروف «خÙطÙ‘ الموت ...» را فرمود که در آن آمده است: «هرکه می خواهد جانش را برای ما بدهد و آماده مرگ استØŒ با ما همراه شود.» ۲۲ Û¸- از مهم ترین مستندات نظریه شهادت برای امامØŒ جمله ای است که در کتاب لهوف آمده و گفته می شود آن حضرت به برادرش محمد ابن حنفیه فرمود: «پیامبر را در خواب دیدم و به من فرمود خدا می خواهد تو را کشته و خانواده ات را اسیر ببیند.» ۲۳ Û¹- از امام صادق (ع) نقل شده که امام حسین (ع) در نامه ای به بنی هاشم نوشت: «هرکه با من باشد شهید می شود و هرکه نباشد پیروز نخواهد شد.» ۲۴ Û±Û°- بنا به نقل امام صادق (ع)ØŒ وقتی امام حسین (ع) می خواست از مکه یا مدینه خارج شودØŒ گروهی از فرشتگان به دیدار او آمده و اعلام آمادگی نمودند. امام فرمود موعد من کربلاست که در آن شهید خواهم شد. سپس جمعی از جنیان با او دیدار کردند و امام شبیه همان سخن و پیشگویی شهادت خود را بیان فرمود. ۲۵ Û±Û±- در منزل ثعلبیهØŒ امام به خوابی کوتاه رفت و چون بیدار شد فرمود: «هاتفی را دیدم که می گفت این کاروان می رود و مرگ به دنبالش است.» ۲۶ Û±Û²- در همان منزل به ابوهرÙ‘ه فرمود: «بنی امیه می خواست خونم را بریزدØŒ گریختم. به خدا سوگند که آنان مرا می کشند و خدا آنان را ذلیل خواهد کرد». ۲۷ Û±Û³- هنگامی که امام در کربلا فرود آمد فرمود: «اینجا محل ریختن خون ماست. » ۲۸ Û±Û´- امام با خواندن شعر معروف «یا دهر اÙفÙ لک من خلیل» بار دیگر بر کشته شدنش تØ£کید کرد. ۲۹ Û±Ûµ- امام در خطبه ای که در روز عاشورا برای کوفیان خواند و از آنها بر مقام خود اقرار گرفت (اصطلاحاÙ‹ به آن مناشده گفته می شود) فرمود: اکنون که مرا می شناسیدØŒ چرا خونم را مباح کرده ایدØŸ آنان گفتند: اینها را می دانیمØŒ ولی تو را رها نمی کنیم تا تو را بکشیم. پس شیون زنان بلند شدØŒ امام توصیه کرد که ساکت شوندØŒ چون گریه زیادی در پیش دارند. ۳۰ Û±Û¶- امام در روز عاشورا به یارانش فرمود: «بلند شوید و به سوی مرگی که چاره ای از آن نیستØŒ رهسپار  شوید.» ۳۱ Û±Û·- امام پس از ضربت خوردن عمرو بن قرظه به او فرمود: «سلام مرا به پیامبر برسان و بگو من هم درپیØŒ می آیم.» ۳۲ برگرفته از فصلنامه پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی Û±Û² مصطفی صادقی استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.