✍️ نویسنده: 4
نودیها:درعلمای شیعه کسی مثل آقا شیخ عباس قمی نیست که این قدر ذکرش در محافل باشد و این قدر کتاب هایش چاپ شده باشد. بعد از قرآن بیشترین کتابی که چاپ شده است مفاتیح است.
 
 آقا شیخ عباس قمی از علمای زنده است. ایشان در همه ی دعاها و زیارتنامه ها و مناسبت ها حاضر استØŒ پس ایشان حیات دارد. درعلمای شیعه کسی مثل آقا شیخ عباس قمی نیست که این قدر ذکرش در محافل باشد و این قدر کتاب هایش چاپ شده باشد. بعد از قرآن بیشترین کتابی که چاپ شده است مفاتیح است. ایشان یک انسان بوده است ولی خدا را شناخته و مÙŽن خودش را کنار گذاشته است ØŒکسی که با خدا پیوند بخورد صورت الهی اش می ماند. هر نفسی که خرج خدا می شود می ماند.
عمر خدا را بگیرم و برای خدا کار نکنمØŸ شما اگر کار داشتید من قلم را کنار می‌گذارم و جواب شما را می‌دهم. اخمو نیستم. اما هروقت که توقف کردیمØŒ در همان توقف یک مقدار بنویسم! این عمر با برکت است.   بهترین شاگرد محدث نوری مرحوم شیخ عباس قمی ملقب به «محدث قمی» در سال Û±Û²Û¹Û´ هجری قمری در قم متولد شدØŒ پدرش محمدرضا کاسبی فردی متدین بود که مردم برای یادگیری احکام دین به او مراجعه می‌کردند. محدث قمی دوران کودکی و نوجوانی را در قم سپری کرد و دروس مقدماتی را فرا گرفتØ› در این بین «آیت‌الله حاج میرزا محمد ارباب ‌قمی» از اساتیدی بود که نقش بیشتری در آموزش او داشت. شیخ عباس در سن Û²Û² سالگی برای کسب معرفت بیشتر تصمیم به هجرت گرفت و راهی نجف شد. اشتیاق او به علم حدیث و شناخت راویان موجب شد در جلسات درس فقیه و محدث بزرگ «حسین بن محمدتقی طبرسی» معروف به محدث نوری شرکت کند. بعد از مدتی شرکت در کلاس‌های محدث نوری و تلاش و پشتکارØŒ شیخ عباس قمی به مقام خاصی در نزد استادش رسید. شیخ عباس قمی در چهار سال شاگردی محدث قمی شاگرد ممتاز او به شمار می‌رفت. وی پس از وفات استادش در سال Û±Û³Û²Û°ØŒ Û² سال دیگر در نجف ماندگار شد و سرانجام بعد از Û¶ سال به ایران بازگشت و در قم به تالیفØŒ تدریس و وعظ مشغول شد تا این ‌که در سال Û±Û³Û³Û² عازم مشهد شد و به مدت هشت سال در این شهر سکونت گزید. این دانشمند بزرگ به دعوت آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری‌یزدی به حوزه علمیه قم آمد و کتاب «سفینه البحار و مدینه الحکم و آلاثار» را در دسترس علاقه‌ مندان قرار دادØ› این کتاب فهرست موضوعی و تفضیلی برای احادیث کتاب بحارالانوار است که توانست مبلغان را در دفاع از اسلام به سلاح مجهز کند. شیخ عباس قمی روزانه بیش از Û±Û· ساعت مطالعه می‌کرد و با مراجعه به منابع معتبر اسلامی به تدوین جهان اسلام می‌پرداخت که حاصل آن تالیفات ارزشمندی همچون «منتهی‌الآمال» در خصوص تاریخ تحلیلی و مستند پیامبر اسلام و اهل‌بیت (علیهم السلام) و کتاب دیگری به نام «پیرامون نهضت امام حسین (علیه السلام) و وقایع کربلا» است.   ویژگی های شیخ شاید بتوان سه مشخصه برای شیخ عباس قمی بر شمرد: Û±Ù€ عارف و اهل معرفتØ› Û²Ù€ زاهد و به دور از مقامØŒ شهرت و ثروتØ› Û³Ù€ عالم و عاملØŒ محقق و پژوهشگر و در نهایت مترجم و مؤلف. داستان عجیب شیخ عباس قمی و پدرش مرحوم شیخ عباس قمÙ‰ نویسنده کتاب مفاتیح الجنان در خاطرات خود برای پسرش آورده است که: وقتÙ‰ کتاب منازل الاخره را نوشته و به چاپ رساندمØŒ در قم شخصÙ‰ بود به نام «عبدالرزاق مسØ£له گو» که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احکام شرعی را برای مردم مÙ‰ گفت. مرحوم پدرم «کربلائÙ‰ محمد رضا» از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدÙ‰ که هر روز در مجلس او حاضر مÙ‰ شد و شیخ هم بعد از مسØ£له گفتنØŒ کتاب منازل الاخرٍه مرا مÙ‰ گشود و از آن براÙ‰ شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن مÙ‰ خواند. روزÙ‰ پدرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت شیخ عباس! کاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مÙ‰ شدÙ‰ و مÙ‰ توانستÙ‰ منبر بروÙ‰ و از این کتاب که او براÙ‰ ما مÙ‰ خواندØŒ تو هم مÙ‰ خواندÙ‰. سه مشخصه برای شیخ عباس قمی بر شمرد: Û±Ù€ عارف و اهل معرفتØ› Û²Ù€ زاهد و بدور از مقامØŒ شهرت و ثروتØ› Û³Ù€ عالم و عاملØŒ محقق و پژوهشگر و در نهایت مترجم و مؤلف . چند بار خواستم بگویم پدرجان! این کتاب از آثار و تØ£لیفات من است اما هر بار خوددارÙ‰ کردم و چیزÙ‰ نگفتم و فقط عرض کردم دعا بفرمائید خداوند توفیقÙ‰ مرحمت نماید.   اولین چیزی که از دل شیخ عباس بیرون رفت آیت الله صدر در مورد شیخ عباس قمی فرمود: داریم که آخر چیزی که از دل صدیقین بیرون می رود حب ریاست است یعنی این حب در عمق انسان است و درهمه وجود دارد. آنقدر خدا به آقا شیخ عباس قمی نظر کرده است که اولین چیزی که از دلش بیرون رفته حب ریاست بوده است زیرا ایشان خیلی افتاده و متواضع بودند. یکی از راه های رسیدن به مقصد این است که از خدا بخواهیم مÙŽن های خیالی ما از بین برود. نردبان این جهان ما و منی است. عاقبت این نردبان افتادنی است لاجرم آن کس که بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست.   او از من بهتر سخنرانی می کند روزی به آقا شیخ عباس قمی می گویند که در مشهد در مسجد گوهرشاد نماز جماعت بخواند. ایشان چند روز نماز جماعت را خواندند ولی یک روز گفتند که نماز عصر را نمی خوانم و علت را این طور بیان کردند: دیدم که صف نمازم خیلی شلوغ است و گفتم که نکند من کسی شده ام . یعنی همینکه بوی عنوان و مقام به مشام ایشان خوردØŒ احساس کرد و دیگر نمازعصر را نخواند. روزی آقا شیخ عباس قمی سخنرانی می کردند و در وسط سخنرانی ØŒآقا عباس تربتی را دید و گفت که ای مردم ایشان از من بهتر سخنرانی می کند و از منبر پایین آمد. این عمر با برکت است آیت الله مروارید از علمای هشتادØŒ نود ساله مشهد بود.  ایشان می‌گفت: به حاج شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح مهمان شدیم در یکی از روستاهای مشهد به نام انبرانØŒ ایشان تا وارد شد و سلام و علیک کردØŒ نشست بنویسد. صاحبخانه گفت: حاج آقا من امروز شما را باغ آوردم. امروز دفتر را کنار بگذارید. گفت:من سهم امام بخورم و برای امام زمان کار نکنمØŸ گفت: ملک شخصی من است. سهم امام نیست. فرمود: عمر خدا را بگیرم و برای خدا کار نکنمØŸ شما اگر کار داشتید من قلم را کنار می‌گذارم و جواب شما را می‌دهم. اخمو نیستم. اما هروقت که توقف کردیمØŒ در همان توقف یک مقدار بنویسم! این عمر با برکت است. جام نیوز