✍️ نویسنده: 9
ویژگی دوران امامت امام موسی کاظم(ع)
نودیها:امام موسی کاظم(ع) در سال ۱۲۸ هجری قمری در ابواØ¡(نام منزلی میان مکه و مدینه) متولد شده و در بغداد در سال ۲۵ رجب سال ۱۸۳ در سن ۵۵ سالگی در زندان سندی بن شاهک به شهادت رسیدند، مادرشان ام ولد یا حمیده بربریه بوده است. ایشان ۳۵ سال پس از درگذشت پدر بزرگوارش امامت کرده و کنیه آن حضرت(ع) ابوابراهیم، ابوالحسن، ابوعلی و شهرتش عبدصالح و معروف به کاظم است. *ویژگی خاص دوران امامت امام موسی کاظم(ع) به مناسبت میلاد فرخنده این امام همام به روایت امام موسی صدر درباره زندگانی بابالحوائج امام موسی بن جعفر(ع) از کتاب «مسیره الامام السید موسی الصدر» ترجمه احمد ناظم میپردازیم: در زندگی امام موسی بن جعفر(ع) ویژگی خاصی وجود داشته است که موجب شده است زندگی این امام از دیگر امامان متمایز و متفاوت باشد. این ویژگی این است که امام تحت ظلم و ستم شدیدی زندگی میâ€کرده است که در زیارتنامه خاص ایشان نیز به آن اشاره شده است. امام در زندان به سر میâ€برد و از این زندان به آن زندان منتقل میâ€شد. امام موسی بن جعفر بیشتر دوران نشاط زندگیâ€اش را در زیر ظلم و ستمی پیوسته به سر میâ€برد. کدام ظلم؟! ظلم جدا کردن و دور نگه داشتن ایشان از مردم. امام را از مردم دور نگه میâ€داشتند و ایشان و اصحابشان را تحت کنترل داشتند و برای اصحاب امام توطئهچینی میâ€کردند. ماجرای علی بن یقطین معروف است. او از اصحاب امام و از علمای زمانش بود و در عین حال در دستگاه حکومت هارون الرشید نیز مقام بالایی داشت و مشاور او بود. طبیعتاÙ‹ تقسیمات اداری در آن زمان مانند اکنون نبود. میâ€توان گفت او در مقام یک وزیر و رازدار هارونالرشید بود و توزیع اموال به دست او بود. او مرد بزرگی به شمار میâ€رفت. این مرد از اینکه مبتلا به نیرنگ ستمگران است نزد امام کاظم (ع) شکایت آورد و گفت: دوست دارم این کار را رها کنم، ولی بر سر جانم میâ€ترسم. میâ€شنوید آنها چگونه بودهâ€اند؟ از وضع خود گله میâ€کردهاند و از همکاری با ظالمان راضی نبودهâ€اند، هر چند در آن مال و ثروت و مقام بوده است. آنان نگران دین خود بودهâ€اند، زیرا میâ€دانستهاند که پیامبر(ص) و خاندان ایشان فرمودهاند کسی که ستمگر را کمک و یاری کند با او شریک است هر چند به این اندازه که قلمی به دست ستمگر بدهد تا بنویسد. «صفوان» شتربان یکی از اصحاب امام بود و شتران بسیاری داشت. روزی آنها را به حاکمان وقت کرایه داد. امام از او پرسید: آیا تو اسبها و شترانت را به حاکمان کرایه میâ€دهی؟ گفت: آری! ولی تنها همین کار را برایشان انجام میâ€دهم و آنان را دوست ندارم. کار میâ€کنم و مزد میâ€گیرم. امام فرمود: وقتی شترها کالاهای خلیفه یا حاکمان را حمل میâ€کنند و تو میâ€خواهی مزد این کار را از خلیفه بگیری آیا در قلب خود دوست نداری که حاکم زنده بماند تا مزد تو را پرداخت کند؟ گفت: آری! امام فرمود: بنابراین، تو به بقای ستم راضی هستی و بقای ستمگر را دوست داری. امامان تا این درجه همراهی و سازش با ستمگران را در هر مقام و لباس و درجهâ€ای که باشند، نمیâ€پذیرفتهâ€اند و آن را مشارکت با آنان میâ€دانستهâ€اند. علی بن یقطین میâ€گوید: از وضع خودم به امام گله کردم. امام فرمود: تو برای حاکم ستمگر کار میâ€کنی، ولی میâ€توانی از این رهگذر به همکیشان و دوستان و مستضعفان خدمت کنی و از آنان دفاع کنی، و حقوقâ€شان را پرداخت کنی. این کفاره کار توست. پس جایز است در این کار بمانی و بلکه رها کردن آن بر تو جایز نیست. باید آنجا باقی بمانی و کار کنی. *ماجرای جبه زربافت و علی بن یقطین ولی امامان در عین حال اصحاب را به حال خود وا نمیگذاشتند، معروف است که روزی خلیفه هدایایی برای علی بن یقطین فرستاد که در میان آنها جبهای زربافت و گرانقیمت بود. او نیز هدیهâ€ها را برای امام Ù€که عزیزترین مخلوقات خدا در نزد او بودÙ€ فرستاد. امام برخی از آن هدیهâ€ها را پذیرفت و برخی دیگر از جمله آن جبه زربافت را برگرداند و از قبول آن عذرخواهی کرد و فرمود: من آن جبه را پوشیدم و با آن نماز خواندم ولی آن را به تو بر میâ€گردانم. علی بن یقطین وقتی دید آن جبه متبرک شده است به آن علاقه پیدا کرد و آن را در صندوقی قرار داد و برخی شبها آن را میâ€پوشید تا به یاد امام از آن تبرک بجوید. مدتی گذشت و شخصی در گزارشی به خلیفه گفت: علی بن یقطین دوستدار و پیرو موسی بن جعفر است و برای شما احترامی قائل نیست و شما را بر حق نمیâ€داند و حقوق شرعی و زکات را به امام پرداخت میâ€کند. دلیل درستی این گزارش نیز این است که او جبه ارزشمند و دیگر هدایا را برای امام فرستاده است. خلیفه علی بن یقطین را احضار کرد و او را مورد سرزنش قرار داد و گفت: آن جبه کجاست؟ علی بن یقطین گفت آن را در صندوقی گذاشتهام و گاهگاه از آن تبرک میâ€جویم. این نیز کلید آن صندوق است. خلیفه او را نزد خود نگه داشت و کلید را به کسی داد تا برود و آن جبه را بیاورد. وقتی جبه را آورد، همه چیز روشن شد. امام حیات اصحاب خود را حفظ میâ€کرد و در بسیاری از امور آنها را نصیحت میâ€کرد و مراقب بود تا در چنین دامهایی گرفتار نشوند. حاکمان آن زمان، امام را بسیار آزار میâ€دادند. ایشان را زندانی میâ€کردند و از یک زندان به زندان دیگر انتقال میâ€دادند تا با مردم در ارتباط نباشد. به ایشان ستم میâ€کردند، از سخن گفتن ایشان جلوگیری میâ€کردند، همواره مراقب ایشان بودند و بالاتر از همه، ایشان را در فقر و تنگدستی نگه میâ€داشتند و مانع رسیدن اموال به ایشان میâ€شدند. یعنی سیاست گرسنه و فقیر نگه داشتن. نقل شده است که دختران امام لباسی مناسب نداشتند تا بپوشند و از خانه بیرون بیایند. حتی لباسی نداشتند تا همه بدن آنها را بپوشاند و بتوانند با آن نماز بخوانند و در یک لباس به نوبت نماز میâ€خواندند. *عملکرد معروف اباالرضا(ع) چه ستم و آزاری بیش از این میâ€خواهید؟ «ظÙلÙمÙŽاتÙŒ بÙŽعÙ’ضÙهÙŽا فÙŽوÙ’قÙŽ بÙŽعÙ’ضٻ؛ تاریکیâ€هایی است که بعضی بر روی بعضی قرار گرفته است. (نور،۴۰). این ظلم به تمام معناست، ولی آیا امام سکوت کرد؟ آیا امور را رها کرد؟ هرگز! به کتابهای فقهی بنگرید، روایات و دعاها و دستورهای فراوانی از امام موسی بن جعفر نقل شده است ولی دارای جنبه خاصی است. در روایاتی که از سایر امامان نقل شده، نام امام ذکر شده است و مثلاÙ‹ راوی گفته است: از امام صادق شنیدم، از اباعبدالله شنیدم، از ابی جعفر شنیدم، ولی در احادیثی که از امام موسی بن جعفر نقل شده چنین آمده است. از آن مرد شنیدم، از عالم شنیدم، از مرد صالح شنیدم. یعنی نام امام را به طور رمزی ذکر میâ€کردند. بنابراین، امام کاظم(ع) ستمگران را به حال خود نگذاشت تا مانع رسیدن دستورات و ارشادات دینی به مردم شوند و سکوت نکرد، بلکه در زمانâ€ها و مناسبتâ€های گوناگون و حتی در زندان دستورها و سفارشهای دینی خود را به مردم میâ€رساند و این عملکرد امام، معروف است. *علت ظلم و ستم علیه باب الحوائج علت این آزار و ستم این بود که در زمان امام موسی بن جعفر حکومت عباسیان ثبات و استقرار پیدا کرد، در حالی که در زمان امام صادق(ع) و امام باقر (ع) حکومت عباسی لرزان و ناپایدار بود و نمیâ€توانستند امامان را تحت نظر بگیرند یا مشکلی برای آنها به وجود بیاورند. اما در زمان امام کاظم(ع) حکومت آنان ثبات یافت و گسترش پیدا کرد و توانستند بر مردم مسلط شوند و امام را مورد ستم قرار دهند. ولی این ستمâ€ها مانع راه امام نمیâ€شد. امام در زندان بود، زیر ستم بود، تنگدست بود، ولی ساکت نمیâ€شد و از راهنمایی مردم و کار و تلاش دست برنمی â€داشت. راه و روشی بالاتر از این میâ€خواهید، برادران؟ امامان ما با وجود آنکه از خانواده و خاندانی بودهاند که خداوند آنان را پاکیزه گردانده†و پلیدی را از آنان زدوده است، ولی هیچ یک از آنان ساکت نبودهاند. امام زین العابدین(ع) را نیز آزار میâ€دادند و از هدایت و راهنماییâ€های ایشان جلوگیری میâ€کردند، اما ایشان در مسجد میâ€نشست و دعا میâ€خواند و همه چیز را در قالب دعا بیان میâ€کرد، بسیاری از مسائل اعتقادی و فقهی، آموزهâ€های دینی و ارشادی و تربیتی را میâ€توان در دعاهای امام زین العابدین یافت. سخنان امام موسی بن جعفر نیز همین گونه است. گذشته از آنکه ایشان با غیر زبان مردم را به خدا فرا میâ€خواند. چرا امام را زندان به زندان منتقل میâ€کردند؟ زیرا رفتار امام در زندان و عبادتâ€ها و نماز و روزههای همیشگی و همچنین دعاهایی که در زندان میâ€خواند، در اطرافیان اثر میâ€گذاشت و دلهای آنان را تغییر میâ€داد و پس از مدت کوتاهی جلادان و نگهبانان زندان، خادم و شاگرد امام میâ€شدند و از سخنان امام تØ£ثیر میâ€گرفتند، آنها این گونه بودهاند. *امام کاظم(ع) با وجود سختیâ€ها برای اصلاح و تقویت دین تلاش میâ€کرد برادران! ما هیچ عذری برای ترک واجباتمان نداریم. آیا فقری سختâ€تر از فقر موسی بن جعفر میâ€خواهید؟ ظلم و ستمی بیش از آنچه بر ایشان روا رفته است میâ€خواهید؟ امام با وجود همه این سختیâ€ها برای اصلاح و تقویت دین و بالا بردن نام الله تلاش میâ€کرد و در هر شرایطی حق را میâ€گفت. ما به محض اینکه احساس کردیم مردم پشت کردهâ€اند و از دین رو گرداندهاند میâ€ترسیم سخن بگوییم، چرا که شاید فلانی یا فلانی رنجیده و دلخور شود! یا فلانی با ما بحث کند یا ما را آزار دهد و متهم کند یا... بگذارید چنین باشد! اینکه من یا شمار را تحقیر میâ€کنند به خاطر آن است که شما بر حق هستید و این برای شما مایه شرف و افتخار است، چون شما با خشم مخلوق، خشنودی خداوند را به دست آورده â€اید. مخلوق کیست، چه کسی است؟ آیا روزی†دهنده شماست؟ آیا عامل جاودانگی شماست؟ هرگز! به مجرد اینکه دیدیدم مردم روگردانده â€اند میâ€ترسیم و از حرکت میâ€ایستیم. چرا میâ€ایستیم؟ چون جریان مردم شدید و کوبنده است؟ اگر آنها چیزی بگویند و شما نیز چیزی بگویید چه میâ€شود؟ اگر شما سخن حق را بگویید و درست رفتار کنید چه میâ€شود؟ میâ€گویند تو عقب â€مانده â€ای؟ به تو اتهام میâ€زنند؟ بگذارید هر چه میâ€خواهند بگویند. این برای انسان مایه افتخار است. همین که خدا با شماست کافی است «وÙŽکÙŽفÙŽÙ‰ بÙاللÙ‘ÙŽهÙ وÙŽکÙیلÙ‹ا» و کارسازی چون خدا کفایت میâ€کند.(احزاب، ۴۸) و «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ یÙدÙŽافÙعÙ عÙŽنÙ الÙ‘ÙŽذÙینÙŽ Ø¡امÙŽنوا»Ø› قطعاÙ‹ خدا از کسانی که ایمان آوردهاند دفاع میâ€کند.(حج، ۳۸). آیا ستمâ€ها میâ€تواند مانع تلاش شما شود؟ آیا سختیâ€ها میâ€تواند جلو آغاز به کار شما را بگیرد؟ هرگز! ما در این روز که احساس میâ€کنیم دلهایمان به سوی امام موسی بن جعفر(ع) اشتیاق پیدا کرده است، از زندگی و سیره او بهرهای میâ€گیریم و اندکی درباره مسایل خود تØ£مل میâ€کنیم. فارس
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.