بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاه علی سیدنا محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین.
انقلابØŒ تحول عجیبی بودØ› انقلابی که حضرت امامØŒ رهبری فرمودند و مردم تبعیت کردند و خدای متعال دل مردم را همراه امام کردØ› «هÙوÙŽ الÙ‘ÙŽذی Ø£ÙŽیدÙŽکÙŽ بÙنÙŽصÙ’رÙهÙ وÙŽ بÙالÙ’مÙØ¤Ù’مÙنینÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽفÙŽ بÙŽینÙŽ قÙلÙوبÙهÙمÙ’ لÙŽوÙ’ Ø£ÙŽنÙ’فÙŽقÙ’تÙŽ ما فÙی الْأَرÙ’ضÙ جÙŽمیعاÙ‹ ما Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽفÙ’تÙŽ بÙŽینÙŽ قÙلÙوبÙهÙمÙ’ وÙŽ لکÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽفÙŽ بÙŽینÙŽهÙمÙ’.» واقعاÙ‹ این آیه در حق حضرت امام و انقلابØŒ صادق استØ› «هÙوÙŽ الÙ‘ÙŽذی Ø£ÙŽیدÙŽکÙŽ بÙنÙŽصÙ’رÙهÙ وÙŽ بÙالÙ’مÙØ¤Ù’مÙنینَ». اگر می‌خواستی دل مؤمنین را یکی کنیØŒ «لÙŽوÙ’ Ø£ÙŽنÙ’فÙŽقÙ’تÙŽ ما فÙی الْأَرÙ’ضÙ جÙŽمیعاÙ‹ ما Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽفÙ’تÙŽ بÙŽینÙŽ قÙلÙوبÙهÙمْ» اگر تمام ثروت زمین را هزینه می‌کردی تا بتوانی دل مردم را یکی کنی تا همه یک حرف را بزنندØŒ یکدست داشته باشندØŒ یک شعار بدهند و به یک سمت حرکت کنندØŒ نمی‌توانستی. این تنهاØŒ کار خداست.
ما در مباحث "علم‌الاجتماع اسلامی" بحثی داریم -که از مباحث زیربنایی فقه نظام است- مبنی بر اینکه ایجاد الفت بین قلوب تنها در اختیار خداستØŒ این یک مسئله مهم استØŒ یکی از مهم‌ترینÙ مباحث علم‌الاجتماع اسلامی است. چگونه می‌توان دل‌ها را یکی کردØŸ این‌همه مردم با ذوق‌ها و سلیقه‌های متفاوت و احیاناÙ‹ منافع متضادØŒ پیشینه‌های متفاوتØŒ دیدگاه‌های مختلفØŒ عواطف گوناگونØ› چگونه می‌توان دل این‌ها را یکی کردØŸ این هنرØŒ هنر کیستØŸ هنر خداست. از چه طریقی قابل تحقق استØŸ جز از طریق نظام ولایی و ولایتÙ الهی قابل تحقق نیست. این یک اصل مهم در مباحث علم‌الاجتماع است. بحثØŒ بحثÙ علمی و بسیار گسترده ایست.
نقش ولی و پیشوا در ایجاد جامعه واحد
مردمØŒ امام را به‌عنوان نائب ولی‌عصر(عجل الله تعالی فرجه) می‌شناختند و این فرمان ولی‌عصر(عجل الله تعالی فرجه) بود که مردم را یک‌دل می‌کرد. این اتفاق نتیجه پیروی از ولایت‌فقیه استØŒ ولایت‌فقیه این کار را انجام داد. در عراقی که معرکه الاحزاب است -یعنی اگر ادعا کنیم هر حزبی در این دنیا موجود استØŒ شاخه و حضوری در عراق دارد مبالغه نکرده‌ایم- چه چیزی دل مردم را یکی کرد تا توانستند داعش را شکست دهندØŸ هنوز هم آنچه عراق را یکی نگه داشتهØŒ همان سایÛ€ ولایت و فرمان ولی امر است.
تا قبل از اینکه انقلابی اتفاق بیافتد ما جامعه‌ای که دارای ارادÛ€ واحد باشد نداشتیمØŒ حتی خود جامعÛ€ شیعی هنوز به جامعه‌ای تبدیل نشده بود که ارادÛ€ واحد داشته باشدØŒ یعنی یک فرمانروا اراده کند و ارادÛ€ این جامعه نیز تابع ارادÛ€ او باشد.
این زیاراتی که ما از ائمÛ€ معصومین (علیهم السلام) می‌خوانیم خیلی پرمعنا و پرمحتوا هستند. باید در این زیارت‌نامه‌ها تØ£مل کنیمØŒ مخصوصاÙ‹ زیارت‌نامه‌های سیدالشهدا(علیه السلام) و در درجه دوم زیارت جامعه. این نوع زیارت‌هاØŒ زیارت‌هایی هستند که جنبهی علم‌الاجتماعیÙ دین ما را کاملاÙ‹ برجسته می‌کند. باید تØ£مل کنیم که «قÙŽلÙ’بÙی لÙقÙŽلÙ’بÙکمÙ’ سÙلÙ’مٌ، وÙŽ امÙ’رÙی لÙØ£ÙŽمÙ’رÙکمÙ’ مÙتÙ‘ÙŽبÙع» یعنی چهØŸ «سÙلÙ’مÙŒ لÙمÙŽنÙ’ سÙŽالÙŽمÙŽکمÙ’ وÙŽ حÙŽرÙ’بÙŒ لÙمÙŽنÙ’ حÙŽارÙŽبÙŽکم»، «مÙطÙیع لÙØ£ÙŽمÙ’رÙکم» «مÙوÙŽالÙ لÙØ£ÙŽوÙ’لÙیائÙکم»، «مÙعÙŽادÙ لÙØ£ÙŽعÙ’دÙŽائÙکم» یعنی چهØŸ تمام این واژه‌هایی که در زیارت‌نامه‌های ائمÛ€ اطهار(علیهم السلام) هستند چه معنایی دارندØŸ این‌ها همه در راستای تحریک آن جامعه‌ای است که به‌وسیلهی ولایت به جامعه واحدی تبدیل می‌شود و یک حب و بغض این جامعه را یک دست می‌کندØ› حبÙ محمد و آل محمد(صلوات الله علیه و علیهم) است که جامعه را یکی می‌کندØŒ بغض Ø£عداء٠آن‌ها جامعه را متحد می‌کند. این‌ها مسائل اصلی است. بر این مبناØŒ تبعیت از آن مظهر اصلی عشق و محبت -که ولی امر است- جامعه را صاحب ارادهی واحده می‌کند. پیش از انقلاب ما می‌گفتیم که چنین هستیم ولی در عمل این‌طور نبودیم. پیش از انقلاب ما همین زیارت‌نامه‌ها را می‌خواندیم و همین حرف‌ها را می‌زدیمØŒ اما در عمل جامعه‌ای که ارادÛ€ واحد داشته باشد نداشتیم. وقتی انقلاب شد آنچه در نهانÙ جامعهی ما بود به یک پدیدÛ€ آشکار تبدیل شده و ظهور پیدا کرد. امام (رضوان الله علیه) با هنری که داشت توانست از این استعداد نهفته و از این انرژیÙ به خواب‌رفتهØŒ بهره برده و آن را بیدار کند و این استعداد نهفته را به حرکت درآورده و به یک جامعÛ€ واحد بالفعل تبدیل کند.
وقتی جامعه بالفعل به وجود آمد ما از آن به یک جامعÛ€ کلان و یک انسان کلان و انسان کبیر تعبیر می‌کنیم. ما یک انسان صغیر داریم که -منØŒ شما و تک‌تک افرادÙ این انسانÙ صغیر هستند- تا زمانی که انسان صغیر هستیم تکالیفی داریمØ› باید نماز بخوانیمØŒ باید روزه بگیریم و حتی وقتی خمس و زکات می‌دهیم اما این رفتار در چارچوب انسان صغیر است. گاهی هم در جامعه یک انسان کبیر و انسانی هستیم که جمعی بوده و ارادÛ€ واحد دارد. این ارادÛ€ واحد به چه چیزی وحدت پیدا کرده استØŸ امر ولایت و سایÛ€ ولی امر استØ› او می‌گوید و دیگران انجام می‌دهندØŒ او دستور می‌دهد و دیگران اطاعت می‌کنندØŒ معنی «أَطÙیعÙوا اÙŽللÙ‘هÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽطÙیعÙوا اÙŽلرÙ‘ÙŽسÙولÙŽ وÙŽ Ø£ÙولÙی اÙŽلْأَمÙ’رÙ مÙنÙ’کمْ»، همین است. این برای آن است که جامعهی واحد شکل گرفته و هویت پیدا کند.
ما این بحث را در علم‌الاجتماع اسلامی مطرح کردیم که بدون اینØŒ اصلاÙ‹ جامعه هویت پیدا نمی‌کندØ› هویت یک جامعه و هویت اجتماعی با چه چیزی به وجود می‌آیدØŸ با تبعیت از فرمان فرمانروا هویت پیدا می‌کند. بر همین اساس است که قرآن کریم می‌فرماید: «یوÙ’مÙŽ نÙŽدÙ’عÙوا کلÙ‘ÙŽ Ø£ÙناسÙ بÙØ¥ÙمامÙهÙمْ»
در آن روز وقتی می‌خواهیم جمعیت‌ها را فراخوان کنیمØŒ -در روزی که «لا Ø£ÙŽنÙ’سابÙŽ بÙŽینÙŽهÙمْ»؛ دیگر نÙŽسÙŽبی در کار نیست و ما مردم را به نÙŽسÙŽب نمی‌شناسیم که تو پسر چه کسی هستیØŒ از چه قبیله‌ایØŒ از چه عشیره‌ای از چه کشوری از چه ملتی و ... هستی- افراد را به اسم امامشان می‌شناسیمØ› نام افرادØŒ نام امام آنها است یعنی هویت آنان را امام تعیین می‌کند: «یوÙ’مÙŽ نÙŽدÙ’عÙوا کلÙ‘ÙŽ Ø£ÙناسÙ بÙØ¥ÙمامÙهÙمْ». لذا فرمود: «نحن رجالÙ الاعراف». «عÙŽلÙŽی اÙŽلْأَعÙ’رافÙ رÙجالÙŒ یعÙ’رÙفÙونÙŽ کلاًّ بÙسÙیماهÙمْ»؛ اعراف یعنی جایگاهی که در آن جایگاه هویت آدمیان تعیین می‌شودØŒ هویت نیز با امام شناخته می‌شود.
امامØŒ هویت‌سازÙ جامعه است باید به امامت امام و به ولایت امام عمل شود. اینکه ما می‌گوییم غیبت ولی‌عصر. به معنای غیبت امامت نیست. غایب کیستØŸ شخصÙ امامØŒ امام در حین اینکه غایب استØŒ امامت می‌کند. درست نظیر آن چیزی است که در زمان حضور اتفاق می‌افتدØ› حال اگر امام بین ما حاضر بودØŒ در مناطق دوردست چگونه از امر او تبعیت می‌کردیمØŸ شما در مناطق دوردست اصلاÙ‹ امام را نمی بینید. ما از این به غیبت مکانی تعبیر می‌کنیم. کسانی که در دوران حضرت امیر (علیه السلام) در مصر و ایران بودندØŒ ایشان را نمی‌دیدند پس حضرت علی (علیه السلام) چگونه بر آن‌ها اعمال ولایت می‌کردØŸ از طریقÙ وکلا و نÙوÙ‘اب خود. همان اتفاق در زمان غیبت حضرت ولی‌عصر. نیز رخ داده استØŒ پس در حقیقت اتفاق خاصی نیافتاده است. ولایت وجود داردØŒ امامت حاضر است ولی شخص امام غایب است. حتی اگر غیبت زمانی هم نباشدØŒ غیبت مکانی همیشه وجود داردØ› در زمان رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) نیز غیبت مکانی بوده استØŒ به هر حال حضرت رسول (صلوات الله علیه و آله) در یکجا بودند و در یکجای دیگر نبودند. غیبت مکانی وجود داشتØŒ اما غیبتØŒ غیبت ولایت امر نبود.
وظایف جامعه در برابر ولی امر
این رابطه ولایتی چیستØŸ رابطه ولایتØŒ رابطه امر و نهی و رابطه اطاعت استØŒ نه صرفاÙ‹ رابطه محبتÙ بدون عمل و بدون اطاعت. اصلاÙ‹ اولی الØ£مر و ولی امر یعنی چهØŸ ولی امر یعنی کسی که فرمان به‌ دست اوستØŒ یعنی صاحب فرمان. ولایت امر این استØŒ امر می‌کند. ما که شیعه او هستیم چه کاره‌ایمØŸ ما فرمان‌بر هستیم و او فرمانرواست. معنی ولایت فرمان‌بری است. فرمانÙ فرمانرواست که جامعه را یکی می‌کندØŒ کاری که امام کرد این بودØ› فرمان را در صحنه جامعه به ظهور گذاشت و ایشان خود ولی امر و فرمانروا شد. ما در جامعÛ€ خودمان فرمانروا داریم و افتخار ما این است که از فرمان او تبعیت می‌کنیم. هرکسی که تابع این فرمانروا نباشدØŒ خارج از ولایت استØŒ چه بداند و چه نداندØŒ چه بخواهد و چه نخواهد.
این جامعه تکالیفی دارد که تکالیف اجتماعی بوده و غیر از تکالیف فردی است. بنده برای شما یک مثال بزنم تا معلوم شود که تکلیف اجتماعی چقدر با تکلیف فردی تفاوت داردØŒ یک مثال بسیار روشن که امروز نیز خیلی مبتلابه استØ› در حال حاضر در برخی از شهرهای بزرگ مانند تهران می‌بینید که برخی از خانم‌ها آن‌چنان‌که بایدوشاید حجاب را رعایت نمی‌کنند. خب انسان از این پدیده ناراحت و آزرده می‌شود. چرا آزرده می‌شویدØŸ به شما چه ربطی داردØŸØŒ او یک فرد است و می‌خواهد این‌گونه عمل کند. اگر این رفتارØŒ رفتارÙ فردی محض بودØŒ این حرف درست است. البته این رفتار اشکال دارد ولی برای خود آن‌هاستØŒ ولی به من و شما چه ارتباطی داردØŸ این مهم است که ما به این بحث‌ها چگونه نگاه می‌کنیم. با نگاه تک‌رفتاری و نگاه تکلیفی که به فرد تعلق دارد.
اما از زاویÛ€ دیگری هم می‌توانیم نگاه کنیمØ› رفتاری که در خیابان و در برابر دیگران انجام می‌شودØŒ رفتار جمعی است نه فردی. خیابانØŒ متعلق به شمایی که با یک زÙیÙ‘ نامناسب و با یک‌ شکل و رفتار نامناسب حضور پیدا می‌کنید نیستØ› جامعه برای منØŒ شما و برای همه است. هر رفتاری که در محیط اجتماعی به‌طور علنی انجام شود به یک رفتار اجتماعی تبدیل می‌شود و حکم دیگری پیدا می‌کند که غیر از حکم تکالیف فردی است. کسی که علنی کاری انجام می‌دهدØŒ حکم شرع درباره او متفاوت است.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در یکی از فرمایشات خود دارند: «أَیهÙŽا النÙ‘ÙŽاسÙ لÙŽا تÙŽسÙ’تÙŽوÙ’حÙشÙوا فÙی طÙŽرÙیقÙ الÙ’هÙدÙŽی لÙقÙلÙ‘ÙŽه٠أَهÙ’لÙه» در راه هدایتØŒ یاران اندک موجب وحشت شما نشود. گاهی یک یار همراه شما باشد دیگر شما یک جامعه هستید. ظاهراÙ‹ جامعه بودن به این شکل نیست که مردم زیادی با شما باشند. «أَیهÙŽا النÙ‘ÙŽاسÙ لÙŽا ÙŽتستÙŽوÙ’حÙشÙوا فÙی طÙŽرÙیقÙ الÙ’هÙدÙŽی لÙقÙلÙ‘ÙŽه٠أَهÙ’لÙه فÙŽØ¥ÙنÙ‘ÙŽ النÙ‘ÙŽاسÙŽ قÙŽدÙ اجÙ’تÙŽمÙŽعÙوا عÙŽلÙŽی مÙŽائÙدÙŽهÙ شÙبÙŽعÙهÙŽا قÙŽصÙیرÙŒ وÙŽ جÙوعÙهÙŽا طÙŽوÙیل» بعد می‌فرماید: «إÙنÙ‘ÙŽمÙŽا یجÙ’مÙŽعÙ النÙ‘ÙŽاسÙŽ الرÙ‘ÙضÙŽا وÙŽ السÙ‘ÙخÙ’طÙ وÙŽ Ø¥ÙنÙ‘ÙŽمÙŽا عÙŽقÙŽرÙŽ نÙŽاقÙŽهÙŽ ثÙŽمÙودÙŽ رÙŽجÙلÙŒ وÙŽاحÙدÙŒ فÙŽعÙŽمÙ‘ÙŽهÙمÙ اللÙ‘ÙŽهÙ بÙالÙ’عÙŽذÙŽابÙ لÙŽمÙ‘ÙŽا عÙŽمÙ‘ÙوهÙ بÙالرÙ‘ÙضÙŽا فÙŽقÙŽالÙŽ سÙبÙ’حÙŽانÙŽهÙ فÙŽعÙŽقÙŽرÙوها فÙŽØ£ÙŽصÙ’بÙŽحÙوا نادÙمÙین» حضرت می‌فرماید: آن چیزی که یک جمع را تبدیل به یک جمع واحد می‌کند این است که دل‌های آنها در خشنودی و ناخشنودی یکی باشدØ›
آن‌هایی که با هم خشنود می‌شوندØ› یک‌چیز همÛ€ آنها را خشنود کرده و یک‌چیز همÛ€ آنها را ناخشنود می‌کندØ› بعد حضرت می‌فرماید وقتی جامعه به این شکل شدØŒ گاهی رفتار یک نفر در یک جامعه تبدیل به رفتار همÛ€ جامعه خواهد شد. مثال می‌زندØ› آن کسی که ناقÛ€ قوم ثمود را پی کرد یک نفر بود اما خدا نفرمود که آن یک نفر این کار را کرد بلکه فرمود: آن جامعه این کار را کردØŒ فرمود: «فÙŽعÙŽقروها» نفرمود «فÙŽعÙŽقÙŽرها». خداوند رفتار یک فرد را رفتار یک جمع تلقی کرده استØŒ اما چراØŸ کنندÛ€ آن رفتار یک نفر بودØŒ اما این کننده دستی بود که از آستین یک جمع بیرون آمده بود. پس گاهی رفتار یک آدم تبدیل به یک رفتار جمعی می‌شودØŒ وقتی تبدیل به یک رفتار جمعی شد همهی آن جامعه به‌ حساب آن رفتار جمعی محاسبه می‌شود. حرف ما این است که وقتی ما یک جامعه اسلامی داریمØŒ باید بدانیم که رفتار جمعی داریمØ› رفتارهای جمعی فقه خاص خود را دارند.
ما می‌گوییم که بانک یک مقوله اجتماعی استØŒ یک پدیده جمعی استØŒ چراØŸ به دلیل اینکه دو نوع بانک داریمØ› یک نوع این است که خود شما یک ‌چیزی را درست می‌کنید و یک گنجینه‌ای و صندوقی را در جایی می‌گذارید و در آنجا پول خود را قرار می‌دهیدØŒ این یک رفتار فردی است و اگر کسی از شما پول دزدیدØŒ آن شخص دزد یک جرم فردی انجام داده است. اما گاهی هم پول مردم را در جایی جمع کرده و به آن بانک می‌گوییمØ› این چیز دیگری استØŒ یک مقوله دیگری است و حکم دیگری دارد. کسی هم که از این بانک دزدی کندØŒ فعل دیگر و کار متفاوتی کرده است. این سرقت یک سرقت معمولی نیست. این‌ها حرف‌های ماستØ›
امروزه چرا خروجی بانک‌ها یک خروجی عجیبی و غریبی استØŸ این بانک‌ها و این نظام بانکی به شورای نگهبان رفته است و شورای نگهبان هم گفته است که این نظام بانکی هیچ اشکال شرعی ندارد. اما این نظام بانکی که در عرصÛ€ اجرا آمده است تبدیل به بدترین نظام بانکی در سطح جهان شده است. به علت دو عاملØ› یک عامل به دلیل سوØ¡ اجراست و ضعف مدیریت‌های حاکم. اما تنها عامل ضعف مدیریت نیستØ› این نظام بانکی مطابق با احکام شرع استØŸ بله اما با کدام شرعØŸ با فقه فردی می‌سازد. آقایان گفته‌اند که این نظام بانکی را با عقود اسلامی درست می‌کنیم و می‌گوییم که بخشی از معامله‌ها در چارچوب مضاربه انجام می‌گیردØŒ بخشی از معامله‌ها در چارچوب شرکت انجام می‌گیردØŒ بخشی از معامله‌ها در چارچوب اجاره انجام می‌گیرد. با این معامله‌ها بیان کرده‌اند که ما نظام بانکی را درست می‌کنیم و آن معامله‌ها هم معاملÛ€ عقود شرعی هستند. اما فقط این نیستØ› نظام بانکی که فقط عقدالبیع و عقدالاجاره و عقد المضاربه و عقدالشرکه نیستØŒ چراکه اگر این‌ها را در کنار هم بگذارید از آنها نظام بانکی بیرون نمی‌آید. نظام بانکی خود یک مقوله جدایی استØ› در گام اول باید بفهمد که نظام بانکی یعنی چهØŸ این یعنی پول‌ها را در یکجا جمع کنند و بخواهند با این پول‌های متراکم اقتصاد و تولید یک جامعه را بگردانندØŒ تجارت و بازرگانی چرخش پیدا کندØŒ ثروت در جامعه چرخش پیدا کندØŒ این غیر از مسئلÛ€ اجاره و مضاربه و بیع است. این مقوله دیگری است که باید فقهÙ آن را بیرون آورد و استنباط کرد. باید بتوانیم در این‌باره حرف بزنیم.
اصل کار این است که اول انسان مسئله را بشناسد که این مسئله چیستØŒ این مسئله با مسئلÛ€ شرکت و مضاربه و موارد دیگر فرق می‌کندØ› یک فعل جمعی استØŒ این فعل فردی و فعل من و شما نیست که بنشینیم با همدیگر عقد مضاربه‌ای ببندیمØŒ کلاÙ‹ ماهیت شارع در این موضوع متفاوت است و این موضوع حکم و فقه دیگری دارد.
حوزه ی علمیه; خدمات گذشتهØŒ وظایف پیش رو
 حرف ما این است که حوزه‌های علمیه باید نسبت به این فقه پاسخ‌گو باشند. مرکز جامع برای تربیت علماØ¡ و مجتهدینی که ان‌شاØ¡الله بتوانند پاسخ‌گوی این پرسش‌ها باشد تدارک ببینند. در حال حاضر مشکل ما در نظام اسلامی این است که هنوز حوزه‌های علمیه با همÛ€ تلاشی که انجام داده‌اند هنوز به آنجایی که نیاز نظام است نرسیده‌اند.
البته این نکته را عرض کنم که حوزه‌های ما خدمات بزرگی را برای انقلاب انجام داده‌اند و نسبت به مسائل انقلاب به‌روز بوده‌اندØ› یعنی از روز اولی که انقلاب ما آغاز شد حوزه‌های ما به این انقلاب نیرو دادندØŒ انرژی دادند و هدایت و رهبری کردند. این انقلابی بود که حضرت امام بار سنگین آن را بر دوش حوزه‌های علمیه گذاشت. خب در چندساله اول انقلاب چه اتفاقی افتادØŸ همین حوزÛ€ علمیه نهادهای انقلاب را به وجود آورد. در سال‌های اولیه انقلاب حوزÛ€ علمیه بود که قانون اساسی را تدوین کرد و این نهاد بزرگ را شکل داد. نهادهای اصلی مملکتØŒ نهادهای اصلی نظامØŒ در کسوت حوزویان بود. جنگ پیش آمدØ› حوزÛ€ ما بود که مردم را به‌سوی جبهه‌ها گسیل دادØŒ حوزه در جنگ نقش عظیمی داشت. حوزÛ€ ما بودØŒ حوزÛ€ علمیÛ€ قم و سایر حوزه‌های ما بودند که جبهه‌ها را گرم نگه داشتند. ده سال اول انقلاب به این شکل بود.
هنوز جنگ به اتمام نرسیده بودØŒ در اواخر جنگ هجوم دیگری شروع شدØŒ اولین تهاجمی که به حوزه‌ها شروع شد تهاجم به مبانی و اصول بود. تقریباÙ‹ حوزه‌ها بیست سال در دفاع از اصول و مبانی سرمایه‌گذاری کردند. شما ببینید نوشته‌های علمای بزرگوار ما مانند آقای جوادی آملیØŒ آقای مصباح و دیگران در این دو دهه چقدر خدمت کرده‌اندØŒ در دفاع از چهØŸ در دفاع از اصول و مبانی اسلام که مورد هجوم گسترده بود. اول گفتند که قرائت‌ها متفاوت است و می‌خواستند ریشه اسلام بزنندØŒ می‌خواستند که حوزه را کلاÙ‹ از مردم جدا کنند. می‌گفتد هرکسی هرچه از قرآن بفهمد همان برای او حجت استØ› حال چه درس‌خوانده باشد چه نخوانده باشدØŒ چه مجتهد باشد و چه نباشدØŒ می‌گفتند خودتان دین را از قرآن بفهمید و همÛ€ قرائت‌های مختلف حجت هستند. برخی جدایی دین از سیاست را مطرح کردندØŒ تشکیک در توحید کردندØŒ تشکیک در پیامبری حضرت رسول (صلوات الله علیه و آله) کردندØŒ بیان کردند که قرآن بشری استØŒ قرآن را بشری کردند و عصمت معصومین (علیهم السلام) را زیر سؤال بردند. شیوÛ€ اجتهادی فقها را زیر سؤال بردندØŒ مرجعیت را زیر سؤال بردندØŒ رابطÛ€ بین مردم و مرجعیت را کاملاÙ‹ غلط معنا کرده و هرچه می‌توانستند به سمت این موضوع شلیک کردندØŒ حوزه‌ها در دفاع از این اصول طلبه‌های خوب تربیت کردند. بزرگان ما در سخت‌ترین شرایط سینه سپر کرده و دفاع کردند.
این خطر که رفتØŒ یعنی دهه سوم انقلاب آغاز چه شدØŸ آغاز طرح مباحثی که به خاطر آن امروز در اینجا هستیمØ› نظام خواسته‌هایی داردØŒ باید شروع به پاسخ‌گویی به نیازهای نظام کنیم. بنده واقعاÙ‹ حوزه‌های علمیه را مقصر نمی‌دانمØŒ عقیده من این است که در هر دوره‌ای از دوره‌های گذشته برای انقلاب تا به امروزØŒ واقعاÙ‹ حوزه‌ها در یک سنگری مشغول به دفاع بوده‌اند. الآن هم وقت نتیجه آن است. در حال حاضر دیگر دشمن جنگ نظامی برعلیه ما نداردØŒ در جنگ فرهنگی هم ما یک سنگر را از دشمن گرفته و فتح کردیمØŒ دیگر هجوم به مبانی و اصول در حاشیه رفتØŒ -نه اینکه دیگر نیستØŒ بلکه در حاشیه است.- برخی از شماها نمی‌دانید که وقتی تهاجم شد چه شدØ› در دانشگاه‌ها چه بود و جامعه به چه وضعی افتاد. اما امروز اولین نیازØŒ پاسخ‌گویی به نیازهای نظام اسلامی استØŒ به پرسش‌هایی که نظام اسلامی از حوزه داردØŒ نظام بما هو نظام.
پرسش‌های نظام همه مربوط به فقه کلان و فقه اجتماعی است. می‌خواهیم نظام داشته باشیمØŒ نظام بانکی داشته باشیمØŒ نظام اقتصادی داشته باشیمØŒ می‌خواهیم برای بازار سیاست‌گذاری کنیمØŒ برای وزارت خارجه این کار را انجام دهیمØŒ این احتیاج به چه چیزی داردØŸ نیاز به فقه نظام اسلامی دارد. همÛ€ این‌ها لازم است و باید همÛ€ این‌ها را خوب بخوانیم. البته باید فقه خرد را بخوانیم زیرا تا کسی مجتهد مسلم بر فقه خرد نباشدØŒ نمی‌تواند پاسخ‌گوی پرسش‌های فقه کلان باشد. به دلیل اینکه فقه کلان را کسی می‌تواند پاسخ‌گو باشد که قدرت استنباط این فقه را از همان منابع فقه خرد داشته باشد. به دلیل اینکه منابع همان منابع است و شیوه استنباط ما هم همان شیوه است. ما به دو چیز نیاز داریمØ› یک اینکه بتوانیم مسئله‌شناسی کنیم و بدانیم که مسئلÛ€ الآن چیست و دوم اینکه بتوانیم درست استنباط کنیم.
قطعاÙ‹ یکی از بزرگ‌ترین پاسخگویی‌ها به ندای هل من ناصر ینصرنی حضرت ولی‌عصر. کار در همین عرصه استØ› امروز این ندای هل من ناصر ینصرنی حضرت ولی‌عصر. بخشی از آن توجه به همین فقه دارد. هل من ناصر ینصرنی جامعه باید دینی شودØŒ نظام ما باید دینی شودØŒ اقتصاد ما باید دینی شودØŒ آموزش‌وپرورش ما باید دینی شودØŒ فرهنگ ما باید دینی شودØŒ مدیریت ما باید دینی شود که همه این‌ها متوقف بر یک فقه کلان است. این کاری است که شما باید انجام دهیدØŒ
والسلام علیکم و رحمه‌الله برکاته
رجانیوز
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.