🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
آیت الله اراکی : ایران بدترین نظام بانکی جهان را دارد | مجله نودیها

آیت الله اراکی : ایران بدترین نظام بانکی جهان را دارد

✍️ نویسنده: 4
سایت نودیها : متن کامل سخنان آیت‌الله اراکی رئیس مرکز جهانی تقریب مذاهب در مراسم افتتاحیه مرکز جهانی علوم اسلامی به شرح زیر است:    

بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاه علی سیدنا محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین.

انقلاب، تحول عجیبی بودØ› انقلابی که حضرت امام، رهبری فرمودند و مردم تبعیت کردند و خدای متعال دل مردم را همراه امام کردØ› «هُوÙŽ الÙ‘ÙŽذی Ø£ÙŽیدÙŽکÙŽ بِنÙŽصÙ’رِهِ وÙŽ بِالÙ’مُؤْمِنینÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽفÙŽ بÙŽینÙŽ قُلُوبِهِمÙ’ لÙŽوÙ’ Ø£ÙŽنÙ’فÙŽقÙ’تÙŽ ما فِی الْأَرÙ’ضِ جÙŽمیعاÙ‹ ما Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽفÙ’تÙŽ بÙŽینÙŽ قُلُوبِهِمÙ’ وÙŽ لکِنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽفÙŽ بÙŽینÙŽهُمÙ’.» واقعاÙ‹ این آیه در حق حضرت امام و انقلاب، صادق استØ› «هُوÙŽ الÙ‘ÙŽذی Ø£ÙŽیدÙŽکÙŽ بِنÙŽصÙ’رِهِ وÙŽ بِالÙ’مُؤْمِنینÙŽ». اگر می‌خواستی دل مؤمنین را یکی کنی، «لÙŽوÙ’ Ø£ÙŽنÙ’فÙŽقÙ’تÙŽ ما فِی الْأَرÙ’ضِ جÙŽمیعاÙ‹ ما Ø£ÙŽلÙ‘ÙŽفÙ’تÙŽ بÙŽینÙŽ قُلُوبِهِمÙ’» اگر تمام ثروت زمین را هزینه می‌کردی تا بتوانی دل مردم را یکی کنی تا همه یک حرف را بزنند، یکدست داشته باشند، یک شعار بدهند و به یک سمت حرکت کنند، نمی‌توانستی. این تنها، کار خداست.

ما در مباحث "علم‌الاجتماع اسلامی" بحثی داریم -که از مباحث زیربنایی فقه نظام است- مبنی بر اینکه ایجاد الفت بین قلوب تنها در اختیار خداست، این یک مسئله مهم است، یکی از مهم‌ترینِ مباحث علم‌الاجتماع اسلامی است. چگونه می‌توان دل‌ها را یکی کرد؟ این‌همه مردم با ذوق‌ها و سلیقه‌های متفاوت و احیاناÙ‹ منافع متضاد، پیشینه‌های متفاوت، دیدگاه‌های مختلف، عواطف گوناگونØ› چگونه می‌توان دل این‌ها را یکی کرد؟ این هنر، هنر کیست؟ هنر خداست. از چه طریقی قابل تحقق است؟ جز از طریق نظام ولایی و ولایتِ الهی قابل تحقق نیست. این یک اصل مهم در مباحث علم‌الاجتماع است. بحث، بحثِ علمی و بسیار گسترده ایست.

نقش ولی و پیشوا در ایجاد جامعه واحد

مردم، امام را به‌عنوان نائب ولی‌عصر(عجل الله تعالی فرجه) می‌شناختند و این فرمان ولی‌عصر(عجل الله تعالی فرجه) بود که مردم را یک‌دل می‌کرد. این اتفاق نتیجه پیروی از ولایت‌فقیه است، ولایت‌فقیه این کار را انجام داد. در عراقی که معرکه الاحزاب است -یعنی اگر ادعا کنیم هر حزبی در این دنیا موجود است، شاخه و حضوری در عراق دارد مبالغه نکرده‌ایم- چه چیزی دل مردم را یکی کرد تا توانستند داعش را شکست دهند؟ هنوز هم آنچه عراق را یکی نگه داشته، همان سایÛ€ ولایت و فرمان ولی امر است.

تا قبل از اینکه انقلابی اتفاق بیافتد ما جامعه‌ای که دارای ارادÛ€ واحد باشد نداشتیم، حتی خود جامعÛ€ شیعی هنوز به جامعه‌ای تبدیل نشده بود که ارادÛ€ واحد داشته باشد، یعنی یک فرمانروا اراده کند و ارادÛ€ این جامعه نیز تابع ارادÛ€ او باشد.

این زیاراتی که ما از ائمÛ€ معصومین (علیهم السلام) می‌خوانیم خیلی پرمعنا و پرمحتوا هستند. باید در این زیارت‌نامه‌ها تØ£مل کنیم، مخصوصاÙ‹ زیارت‌نامه‌های سیدالشهدا(علیه السلام) و در درجه دوم زیارت جامعه. این نوع زیارت‌ها، زیارت‌هایی هستند که جنبهی علم‌الاجتماعیِ دین ما را کاملاÙ‹ برجسته می‌کند. باید تØ£مل کنیم که «قÙŽلÙ’بِی لِقÙŽلÙ’بِکمÙ’ سِلÙ’مÙŒ، وÙŽ امÙ’رِی لِأَمÙ’رِکمÙ’ مُتÙ‘ÙŽبِع» یعنی چه؟ «سِلÙ’مÙŒ لِمÙŽنÙ’ سÙŽالÙŽمÙŽکمÙ’ وÙŽ حÙŽرÙ’بÙŒ لِمÙŽنÙ’ حÙŽارÙŽبÙŽکم»، «مُطِیع لِأَمÙ’رِکم» «مُوÙŽالٍ لِأَوÙ’لِیائِکم»، «مُعÙŽادٍ لِأَعÙ’دÙŽائِکم» یعنی چه؟ تمام این واژه‌هایی که در زیارت‌نامه‌های ائمÛ€ اطهار(علیهم السلام) هستند چه معنایی دارند؟ این‌ها همه در راستای تحریک آن جامعه‌ای است که به‌وسیلهی ولایت به جامعه واحدی تبدیل می‌شود و یک حب و بغض این جامعه را یک دست می‌کندØ› حبِ محمد و آل محمد(صلوات الله علیه و علیهم) است که جامعه را یکی می‌کند، بغض Ø£عداءِ آن‌ها جامعه را متحد می‌کند. این‌ها مسائل اصلی است. بر این مبنا، تبعیت از آن مظهر اصلی عشق و محبت -که ولی امر است- جامعه را صاحب ارادهی واحده می‌کند. پیش از انقلاب ما می‌گفتیم که چنین هستیم ولی در عمل این‌طور نبودیم. پیش از انقلاب ما همین زیارت‌نامه‌ها را می‌خواندیم و همین حرف‌ها را می‌زدیم، اما در عمل جامعه‌ای که ارادÛ€ واحد داشته باشد نداشتیم. وقتی انقلاب شد آنچه در نهانِ جامعهی ما بود به یک پدیدÛ€ آشکار تبدیل شده و ظهور پیدا کرد. امام (رضوان الله علیه) با هنری که داشت توانست از این استعداد نهفته و از این انرژیِ به خواب‌رفته، بهره برده و آن را بیدار کند و این استعداد نهفته را به حرکت درآورده و به یک جامعÛ€ واحد بالفعل تبدیل کند.

وقتی جامعه بالفعل به وجود آمد ما از آن به یک جامعÛ€ کلان و یک انسان کلان و انسان کبیر تعبیر می‌کنیم. ما یک انسان صغیر داریم که -من، شما و تک‌تک افرادِ این انسانِ صغیر هستند- تا زمانی که انسان صغیر هستیم تکالیفی داریمØ› باید نماز بخوانیم، باید روزه بگیریم و حتی وقتی خمس و زکات می‌دهیم اما این رفتار در چارچوب انسان صغیر است. گاهی هم در جامعه یک انسان کبیر و انسانی هستیم که جمعی بوده و ارادÛ€ واحد دارد. این ارادÛ€ واحد به چه چیزی وحدت پیدا کرده است؟ امر ولایت و سایÛ€ ولی امر استØ› او می‌گوید و دیگران انجام می‌دهند، او دستور می‌دهد و دیگران اطاعت می‌کنند، معنی «Ø£ÙŽطِیعُوا اÙŽللÙ‘هÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽطِیعُوا اÙŽلرÙ‘ÙŽسُولÙŽ وÙŽ أُولِی اÙŽلْأَمÙ’رِ مِنÙ’کمÙ’»، همین است. این برای آن است که جامعهی واحد شکل گرفته و هویت پیدا کند.

ما این بحث را در علم‌الاجتماع اسلامی مطرح کردیم که بدون این، اصلاÙ‹ جامعه هویت پیدا نمی‌کندØ› هویت یک جامعه و هویت اجتماعی با چه چیزی به وجود می‌آید؟ با تبعیت از فرمان فرمانروا هویت پیدا می‌کند. بر همین اساس است که قرآن کریم می‌فرماید: «یوÙ’مÙŽ نÙŽدÙ’عُوا کلÙ‘ÙŽ أُناسٍ بِإِمامِهِمÙ’»

در آن روز وقتی می‌خواهیم جمعیت‌ها را فراخوان کنیم، -در روزی که «لا Ø£ÙŽنÙ’سابÙŽ بÙŽینÙŽهُمÙ’»Ø› دیگر نÙŽسÙŽبی در کار نیست و ما مردم را به نÙŽسÙŽب نمی‌شناسیم که تو پسر چه کسی هستی، از چه قبیله‌ای، از چه عشیره‌ای از چه کشوری از چه ملتی و ... هستی- افراد را به اسم امامشان می‌شناسیمØ› نام افراد، نام امام آنها است یعنی هویت آنان را امام تعیین می‌کند: «یوÙ’مÙŽ نÙŽدÙ’عُوا کلÙ‘ÙŽ أُناسٍ بِإِمامِهِمÙ’». لذا فرمود: «نحن رجالُ الاعراف». «عÙŽلÙŽی اÙŽلْأَعÙ’رافِ رِجالÙŒ یعÙ’رِفُونÙŽ کلاًّ بِسِیماهُمÙ’»Ø› اعراف یعنی جایگاهی که در آن جایگاه هویت آدمیان تعیین می‌شود، هویت نیز با امام شناخته می‌شود.

امام، هویت‌سازِ جامعه است باید به امامت امام و به ولایت امام عمل شود. اینکه ما می‌گوییم غیبت ولی‌عصر. به معنای غیبت امامت نیست. غایب کیست؟ شخصِ امام، امام در حین اینکه غایب است، امامت می‌کند. درست نظیر آن چیزی است که در زمان حضور اتفاق می‌افتدØ› حال اگر امام بین ما حاضر بود، در مناطق دوردست چگونه از امر او تبعیت می‌کردیم؟ شما در مناطق دوردست اصلاÙ‹ امام را نمی بینید. ما از این به غیبت مکانی تعبیر می‌کنیم. کسانی که در دوران حضرت امیر (علیه السلام) در مصر و ایران بودند، ایشان را نمی‌دیدند پس حضرت علی (علیه السلام) چگونه بر آن‌ها اعمال ولایت می‌کرد؟ از طریقِ وکلا و نُوÙ‘اب خود. همان اتفاق در زمان غیبت حضرت ولی‌عصر. نیز رخ داده است، پس در حقیقت اتفاق خاصی نیافتاده است. ولایت وجود دارد، امامت حاضر است ولی شخص امام غایب است. حتی اگر غیبت زمانی هم نباشد، غیبت مکانی همیشه وجود داردØ› در زمان رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) نیز غیبت مکانی بوده است، به هر حال حضرت رسول (صلوات الله علیه و آله) در یکجا بودند و در یکجای دیگر نبودند. غیبت مکانی وجود داشت، اما غیبت، غیبت ولایت امر نبود.

وظایف جامعه در برابر ولی امر

این رابطه ولایتی چیست؟ رابطه ولایت، رابطه امر و نهی و رابطه اطاعت است، نه صرفاÙ‹ رابطه محبتِ بدون عمل و بدون اطاعت. اصلاÙ‹ اولی الØ£مر و ولی امر یعنی چه؟ ولی امر یعنی کسی که فرمان به‌ دست اوست، یعنی صاحب فرمان. ولایت امر این است، امر می‌کند. ما که شیعه او هستیم چه کاره‌ایم؟ ما فرمان‌بر هستیم و او فرمانرواست. معنی ولایت فرمان‌بری است. فرمانِ فرمانرواست که جامعه را یکی می‌کند، کاری که امام کرد این بودØ› فرمان را در صحنه جامعه به ظهور گذاشت و ایشان خود ولی امر و فرمانروا شد. ما در جامعÛ€ خودمان فرمانروا داریم و افتخار ما این است که از فرمان او تبعیت می‌کنیم. هرکسی که تابع این فرمانروا نباشد، خارج از ولایت است، چه بداند و چه نداند، چه بخواهد و چه نخواهد.

این جامعه تکالیفی دارد که تکالیف اجتماعی بوده و غیر از تکالیف فردی است. بنده برای شما یک مثال بزنم تا معلوم شود که تکلیف اجتماعی چقدر با تکلیف فردی تفاوت دارد، یک مثال بسیار روشن که امروز نیز خیلی مبتلابه استØ› در حال حاضر در برخی از شهرهای بزرگ مانند تهران می‌بینید که برخی از خانم‌ها آن‌چنان‌که بایدوشاید حجاب را رعایت نمی‌کنند. خب انسان از این پدیده ناراحت و آزرده می‌شود. چرا آزرده می‌شوید؟ به شما چه ربطی دارد؟، او یک فرد است و می‌خواهد این‌گونه عمل کند. اگر این رفتار، رفتارِ فردی محض بود، این حرف درست است. البته این رفتار اشکال دارد ولی برای خود آن‌هاست، ولی به من و شما چه ارتباطی دارد؟ این مهم است که ما به این بحث‌ها چگونه نگاه می‌کنیم. با نگاه تک‌رفتاری و نگاه تکلیفی که به فرد تعلق دارد.

اما از زاویÛ€ دیگری هم می‌توانیم نگاه کنیمØ› رفتاری که در خیابان و در برابر دیگران انجام می‌شود، رفتار جمعی است نه فردی. خیابان، متعلق به شمایی که با یک زِیÙ‘ نامناسب و با یک‌ شکل و رفتار نامناسب حضور پیدا می‌کنید نیستØ› جامعه برای من، شما و برای همه است. هر رفتاری که در محیط اجتماعی به‌طور علنی انجام شود به یک رفتار اجتماعی تبدیل می‌شود و حکم دیگری پیدا می‌کند که غیر از حکم تکالیف فردی است. کسی که علنی کاری انجام می‌دهد، حکم شرع درباره او متفاوت است.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در یکی از فرمایشات خود دارند: «Ø£ÙŽیهÙŽا النÙ‘ÙŽاسُ لÙŽا تÙŽسÙ’تÙŽوÙ’حِشُوا فِی طÙŽرِیقِ الÙ’هُدÙŽی لِقِلÙ‘ÙŽهِ Ø£ÙŽهÙ’لِه» در راه هدایت، یاران اندک موجب وحشت شما نشود. گاهی یک یار همراه شما باشد دیگر شما یک جامعه هستید. ظاهراÙ‹ جامعه بودن به این شکل نیست که مردم زیادی با شما باشند. «Ø£ÙŽیهÙŽا النÙ‘ÙŽاسُ لÙŽا ÙŽتستÙŽوÙ’حِشُوا فِی طÙŽرِیقِ الÙ’هُدÙŽی لِقِلÙ‘ÙŽهِ Ø£ÙŽهÙ’لِه فَإِنÙ‘ÙŽ النÙ‘ÙŽاسÙŽ قÙŽدِ اجÙ’تÙŽمÙŽعُوا عÙŽلÙŽی مÙŽائِدÙŽهٍ شِبÙŽعُهÙŽا قÙŽصِیرÙŒ وÙŽ جُوعُهÙŽا طÙŽوِیل» بعد می‌فرماید: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽمÙŽا یجÙ’مÙŽعُ النÙ‘ÙŽاسÙŽ الرِّضÙŽا وÙŽ السُّخÙ’طُ وÙŽ إِنÙ‘ÙŽمÙŽا عÙŽقÙŽرÙŽ نÙŽاقÙŽهÙŽ ثÙŽمُودÙŽ رÙŽجُلÙŒ وÙŽاحِدÙŒ فÙŽعÙŽمÙ‘ÙŽهُمُ اللÙ‘ÙŽهُ بِالÙ’عÙŽذÙŽابِ لÙŽمÙ‘ÙŽا عÙŽمُّوهُ بِالرِّضÙŽا فÙŽقÙŽالÙŽ سُبÙ’حÙŽانÙŽهُ فÙŽعÙŽقÙŽرُوها فÙŽØ£ÙŽصÙ’بÙŽحُوا نادِمِین» حضرت می‌فرماید: آن چیزی که یک جمع را تبدیل به یک جمع واحد می‌کند این است که دل‌های آنها در خشنودی و ناخشنودی یکی باشدØ›

آن‌هایی که با هم خشنود می‌شوندØ› یک‌چیز همÛ€ آنها را خشنود کرده و یک‌چیز همÛ€ آنها را ناخشنود می‌کندØ› بعد حضرت می‌فرماید وقتی جامعه به این شکل شد، گاهی رفتار یک نفر در یک جامعه تبدیل به رفتار همÛ€ جامعه خواهد شد. مثال می‌زندØ› آن کسی که ناقÛ€ قوم ثمود را پی کرد یک نفر بود اما خدا نفرمود که آن یک نفر این کار را کرد بلکه فرمود: آن جامعه این کار را کرد، فرمود: «فÙŽعÙŽقروها» نفرمود «فÙŽعÙŽقÙŽرها». خداوند رفتار یک فرد را رفتار یک جمع تلقی کرده است، اما چرا؟ کنندÛ€ آن رفتار یک نفر بود، اما این کننده دستی بود که از آستین یک جمع بیرون آمده بود. پس گاهی رفتار یک آدم تبدیل به یک رفتار جمعی می‌شود، وقتی تبدیل به یک رفتار جمعی شد همهی آن جامعه به‌ حساب آن رفتار جمعی محاسبه می‌شود. حرف ما این است که وقتی ما یک جامعه اسلامی داریم، باید بدانیم که رفتار جمعی داریمØ› رفتارهای جمعی فقه خاص خود را دارند.

ما می‌گوییم که بانک یک مقوله اجتماعی است، یک پدیده جمعی است، چرا؟ به دلیل اینکه دو نوع بانک داریمØ› یک نوع این است که خود شما یک ‌چیزی را درست می‌کنید و یک گنجینه‌ای و صندوقی را در جایی می‌گذارید و در آنجا پول خود را قرار می‌دهید، این یک رفتار فردی است و اگر کسی از شما پول دزدید، آن شخص دزد یک جرم فردی انجام داده است. اما گاهی هم پول مردم را در جایی جمع کرده و به آن بانک می‌گوییمØ› این چیز دیگری است، یک مقوله دیگری است و حکم دیگری دارد. کسی هم که از این بانک دزدی کند، فعل دیگر و کار متفاوتی کرده است. این سرقت یک سرقت معمولی نیست. این‌ها حرف‌های ماستØ›

امروزه چرا خروجی بانک‌ها یک خروجی عجیبی و غریبی است؟ این بانک‌ها و این نظام بانکی به شورای نگهبان رفته است و شورای نگهبان هم گفته است که این نظام بانکی هیچ اشکال شرعی ندارد. اما این نظام بانکی که در عرصÛ€ اجرا آمده است تبدیل به بدترین نظام بانکی در سطح جهان شده است. به علت دو عاملØ› یک عامل به دلیل سوØ¡ اجراست و ضعف مدیریت‌های حاکم. اما تنها عامل ضعف مدیریت نیستØ› این نظام بانکی مطابق با احکام شرع است؟ بله اما با کدام شرع؟ با فقه فردی می‌سازد. آقایان گفته‌اند که این نظام بانکی را با عقود اسلامی درست می‌کنیم و می‌گوییم که بخشی از معامله‌ها در چارچوب مضاربه انجام می‌گیرد، بخشی از معامله‌ها در چارچوب شرکت انجام می‌گیرد، بخشی از معامله‌ها در چارچوب اجاره انجام می‌گیرد. با این معامله‌ها بیان کرده‌اند که ما نظام بانکی را درست می‌کنیم و آن معامله‌ها هم معاملÛ€ عقود شرعی هستند. اما فقط این نیستØ› نظام بانکی که فقط عقدالبیع و عقدالاجاره و عقد المضاربه و عقدالشرکه نیست، چراکه اگر این‌ها را در کنار هم بگذارید از آنها نظام بانکی بیرون نمی‌آید. نظام بانکی خود یک مقوله جدایی استØ› در گام اول باید بفهمد که نظام بانکی یعنی چه؟ این یعنی پول‌ها را در یکجا جمع کنند و بخواهند با این پول‌های متراکم اقتصاد و تولید یک جامعه را بگردانند، تجارت و بازرگانی چرخش پیدا کند، ثروت در جامعه چرخش پیدا کند، این غیر از مسئلÛ€ اجاره و مضاربه و بیع است. این مقوله دیگری است که باید فقهِ آن را بیرون آورد و استنباط کرد. باید بتوانیم در این‌باره حرف بزنیم.

اصل کار این است که اول انسان مسئله را بشناسد که این مسئله چیست، این مسئله با مسئلÛ€ شرکت و مضاربه و موارد دیگر فرق می‌کندØ› یک فعل جمعی است، این فعل فردی و فعل من و شما نیست که بنشینیم با همدیگر عقد مضاربه‌ای ببندیم، کلاÙ‹ ماهیت شارع در این موضوع متفاوت است و این موضوع حکم و فقه دیگری دارد.

حوزه ی علمیه; خدمات گذشته، وظایف پیش رو

 حرف ما این است که حوزه‌های علمیه باید نسبت به این فقه پاسخ‌گو باشند. مرکز جامع برای تربیت علماØ¡ و مجتهدینی که ان‌شاØ¡الله بتوانند پاسخ‌گوی این پرسش‌ها باشد تدارک ببینند. در حال حاضر مشکل ما در نظام اسلامی این است که هنوز حوزه‌های علمیه با همÛ€ تلاشی که انجام داده‌اند هنوز به آنجایی که نیاز نظام است نرسیده‌اند.

البته این نکته را عرض کنم که حوزه‌های ما خدمات بزرگی را برای انقلاب انجام داده‌اند و نسبت به مسائل انقلاب به‌روز بوده‌اندØ› یعنی از روز اولی که انقلاب ما آغاز شد حوزه‌های ما به این انقلاب نیرو دادند، انرژی دادند و هدایت و رهبری کردند. این انقلابی بود که حضرت امام بار سنگین آن را بر دوش حوزه‌های علمیه گذاشت. خب در چندساله اول انقلاب چه اتفاقی افتاد؟ همین حوزÛ€ علمیه نهادهای انقلاب را به وجود آورد. در سال‌های اولیه انقلاب حوزÛ€ علمیه بود که قانون اساسی را تدوین کرد و این نهاد بزرگ را شکل داد. نهادهای اصلی مملکت، نهادهای اصلی نظام، در کسوت حوزویان بود. جنگ پیش آمدØ› حوزÛ€ ما بود که مردم را به‌سوی جبهه‌ها گسیل داد، حوزه در جنگ نقش عظیمی داشت. حوزÛ€ ما بود، حوزÛ€ علمیÛ€ قم و سایر حوزه‌های ما بودند که جبهه‌ها را گرم نگه داشتند. ده سال اول انقلاب به این شکل بود.

هنوز جنگ به اتمام نرسیده بود، در اواخر جنگ هجوم دیگری شروع شد، اولین تهاجمی که به حوزه‌ها شروع شد تهاجم به مبانی و اصول بود. تقریباÙ‹ حوزه‌ها بیست سال در دفاع از اصول و مبانی سرمایه‌گذاری کردند. شما ببینید نوشته‌های علمای بزرگوار ما مانند آقای جوادی آملی، آقای مصباح و دیگران در این دو دهه چقدر خدمت کرده‌اند، در دفاع از چه؟ در دفاع از اصول و مبانی اسلام که مورد هجوم گسترده بود. اول گفتند که قرائت‌ها متفاوت است و می‌خواستند ریشه اسلام بزنند، می‌خواستند که حوزه را کلاÙ‹ از مردم جدا کنند. می‌گفتد هرکسی هرچه از قرآن بفهمد همان برای او حجت استØ› حال چه درس‌خوانده باشد چه نخوانده باشد، چه مجتهد باشد و چه نباشد، می‌گفتند خودتان دین را از قرآن بفهمید و همÛ€ قرائت‌های مختلف حجت هستند. برخی جدایی دین از سیاست را مطرح کردند، تشکیک در توحید کردند، تشکیک در پیامبری حضرت رسول (صلوات الله علیه و آله) کردند، بیان کردند که قرآن بشری است، قرآن را بشری کردند و عصمت معصومین (علیهم السلام) را زیر سؤال بردند. شیوÛ€ اجتهادی فقها را زیر سؤال بردند، مرجعیت را زیر سؤال بردند، رابطÛ€ بین مردم و مرجعیت را کاملاÙ‹ غلط معنا کرده و هرچه می‌توانستند به سمت این موضوع شلیک کردند، حوزه‌ها در دفاع از این اصول طلبه‌های خوب تربیت کردند. بزرگان ما در سخت‌ترین شرایط سینه سپر کرده و دفاع کردند.

این خطر که رفت، یعنی دهه سوم انقلاب آغاز چه شد؟ آغاز طرح مباحثی که به خاطر آن امروز در اینجا هستیمØ› نظام خواسته‌هایی دارد، باید شروع به پاسخ‌گویی به نیازهای نظام کنیم. بنده واقعاÙ‹ حوزه‌های علمیه را مقصر نمی‌دانم، عقیده من این است که در هر دوره‌ای از دوره‌های گذشته برای انقلاب تا به امروز، واقعاÙ‹ حوزه‌ها در یک سنگری مشغول به دفاع بوده‌اند. الآن هم وقت نتیجه آن است. در حال حاضر دیگر دشمن جنگ نظامی برعلیه ما ندارد، در جنگ فرهنگی هم ما یک سنگر را از دشمن گرفته و فتح کردیم، دیگر هجوم به مبانی و اصول در حاشیه رفت، -نه اینکه دیگر نیست، بلکه در حاشیه است.- برخی از شماها نمی‌دانید که وقتی تهاجم شد چه شدØ› در دانشگاه‌ها چه بود و جامعه به چه وضعی افتاد. اما امروز اولین نیاز، پاسخ‌گویی به نیازهای نظام اسلامی است، به پرسش‌هایی که نظام اسلامی از حوزه دارد، نظام بما هو نظام.

پرسش‌های نظام همه مربوط به فقه کلان و فقه اجتماعی است. می‌خواهیم نظام داشته باشیم، نظام بانکی داشته باشیم، نظام اقتصادی داشته باشیم، می‌خواهیم برای بازار سیاست‌گذاری کنیم، برای وزارت خارجه این کار را انجام دهیم، این احتیاج به چه چیزی دارد؟ نیاز به فقه نظام اسلامی دارد. همÛ€ این‌ها لازم است و باید همÛ€ این‌ها را خوب بخوانیم. البته باید فقه خرد را بخوانیم زیرا تا کسی مجتهد مسلم بر فقه خرد نباشد، نمی‌تواند پاسخ‌گوی پرسش‌های فقه کلان باشد. به دلیل اینکه فقه کلان را کسی می‌تواند پاسخ‌گو باشد که قدرت استنباط این فقه را از همان منابع فقه خرد داشته باشد. به دلیل اینکه منابع همان منابع است و شیوه استنباط ما هم همان شیوه است. ما به دو چیز نیاز داریمØ› یک اینکه بتوانیم مسئله‌شناسی کنیم و بدانیم که مسئلÛ€ الآن چیست و دوم اینکه بتوانیم درست استنباط کنیم.

قطعاÙ‹ یکی از بزرگ‌ترین پاسخگویی‌ها به ندای هل من ناصر ینصرنی حضرت ولی‌عصر. کار در همین عرصه استØ› امروز این ندای هل من ناصر ینصرنی حضرت ولی‌عصر. بخشی از آن توجه به همین فقه دارد. هل من ناصر ینصرنی جامعه باید دینی شود، نظام ما باید دینی شود، اقتصاد ما باید دینی شود، آموزش‌وپرورش ما باید دینی شود، فرهنگ ما باید دینی شود، مدیریت ما باید دینی شود که همه این‌ها متوقف بر یک فقه کلان است. این کاری است که شما باید انجام دهید،

والسلام علیکم و رحمه‌الله برکاته

رجانیوز

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.