✍️ نویسنده: 9

نودیها:مرحوم علامه طباطبایی(ره) در دو جا یکی در تفسیر شریف «المیزان» و دیگریØŒ در کتاب «بررسی های اسلامی» پیرامون مساله «استخاره» و کیفیت آنØŒ اظهار نظر کرده‌اند. از مجموع فرمایش ایشان چُنین استفاده می‌شود که استخارهØŒ مصداق توکل به خداست در جایی که انسان متحیر است و با وجود تعقل و مشورتØŒ همچنان صلاح کار خویش را نمی‌داند و لذا برای رهایی از تحیرØŒ از خداوند طلب خیر می‌کند.

مرحوم علامه طباطبایی(ره) در دو جا یکی در تفسیر شریف «المیزان» و نیز در کتاب «بررسی های اسلامی» پیرامون مساله «استخاره» و کیفیت آنØŒ اظهار نظر کرده‌اند. از مجموع فرمایش ایشان چنین استفاده می‌شود که استخاره مصداق توکل به خداست در جایی که انسان متحیر است و با وجود تعقل و مشورتØŒ همچنان صلاح کار خویش را نمی‌داند و لذا برای رهایی از تحیرØŒ از خداوند طلب خیر می‌کند. ایشان در ذیل کریمه Û¹Û° از سوره مبارکه مائده می‌فرماید: «انسان وقتÙ‰ بخواهد به کارÙ‰ دست بزند ناچار است زیر و روÙ‰ آن کار را بررسÙ‰ نموده و تا آنجا که مى‏تواند فکر خود را که غریزه و موهبتÙ‰ است خدادادÙ‰ بکار بیندازدØŒ و چنانچه از این راه نتوانست صلاح خود را در آن کار تشخیص دهد ناگزیر باید از دیگران کمک فکرÙ‰ گرفته و تصمیم خود را با کسانÙ‰ که صلاحیت مشورت و قدرت تشخیص صلاح و فساد را دارند در میان بگذاردØŒ تا به کمک فکر آنها خیر خود را در انجام دادن و ترک آن کار تشخیص دهدØŒ و اگر از این راه هم چیزÙ‰ دستگیرش نشد چاره‏اÙ‰ جز اینکه متوسل به خداÙ‰ خود شده و خیر خود را از او مسئلت نماید ندارد. و این همان استخاره استØŒ و نباید این عمل را که عبارتست از اختیار چیزÙ‰ که با استخاره تعیین شده دعوÙ‰ علم غیب نامیدØŒ و نیز نباید آن را تعرض به شؤون الوهیت پروردگار نام نهادØŒ کما اینکه مشورت را هم نباید به خیال اینکه تشریک غیر خداÙ‰ تعالÙ‰ است در امور خود شرک نامیدØŒ و خلاصه هیچ مانع و محذور دینÙ‰ در استخاره و مشورت نیستØŒ چون استخاره کارÙ‰ جز تعیین یکÙ‰ از دو طرف تردید را انجام نمى‏دهدØŒ نه غیر واجبÙ‰ را واجب و حلالÙ‰ را حرام و خلاصه حکمÙ‰ از احکام خداÙ‰ را تغییر مى‏دهدØŒ و نه آدمÙ‰ را به آنچه در پس پرده غیب است خبردار مى‏کندØŒ تنها و تنها مى‏گوید: خیر صاحب استخاره در فعل است یا در ترکØŒ و به این وسیله او را از حیرت و تردید نجات مى‏دهدØŒ و اما اثر فعل و ترک در آینده چه خواهد بود و چه حوادثÙ‰ را به بار خواهد آورد از عهده استخاره بیرون استØŒ و استخاره از تعیین این جهت ساکت استØŒ و آینده صاحب استخاره از خیر و شر عینا مانند آینده کسÙ‰ است که استخاره نکردهØŒ و کار خود را با فکر و مشورت انجام داده است.»(Û±) مرحوم علامه در ادامهØŒ به پاسخ شبهه‌ای پیرامون استخاره با قرآن پرداخته می‌گوید:  «همین اشکال را ممکن است کسÙ‰ در استخاره با قرآن کرده و توهم کند که استخاره با قرآن بدست آوردن علم غیب استØŒ چون نفس صاحب استخاره از استخاره با قرآن و تفال به آن و امثال آن نحوست و میمنتÙ‰ احساس مى‏کندØŒ و اگر استخاره‏اش خوب بود انتظار خیر و نفعÙ‰ را مى‏کشدØŒ و اگر بد بود مترصد شر و ضررÙ‰ مى‏شود. لیکن این اشکال نیز توهمÙ‰ بیش نیستØŒ چون به طریق صحیح هم از شیعه و هم از اهل سنت روایاتÙ‰ داریم که پیغمبر (ص) خودش تفال به خیر مى‏زدØŒ و مردم را هم به این عمل توصیه مى‏فرمودØŒ و از فال بد زدن نهÙ‰ مى‏نمودØŒ و مى‏فرمود: هر جا هم که فال بد زده شد توکل به خدا کنید و در پÙ‰ کار خود رویدØŒ بنا بر این هیچ مانعÙ‰ از تفال زدن با قرآن کریم و امثال آن به نظر نمى‏رسدØŒ چه اگر استخاره خوب بود صاحب استخاره عمل را با طیب نفس و دل پاک انجام مى‏دهدØŒ و اگر بد بود توکل به خدا کرده و در پÙ‰ کار خود مى‏رود. پس استخاره با قرآن جز همان طیب نفس و رفع تردید و سرگردانÙ‰ و امید به نفع و سعادت اثر دیگرÙ‰ ندارد.(Û²)
استخاره یکÙ‰ از مصادیق توکل استØŒ نه شرکی دربردارد و نه به یکÙ‰ از جهات دینÙ‰ لطمه مى‏زند و نه حلالÙ‰ را حرام یا حرامÙ‰ را حلال مى‏کندØŒ خواه با قرآن بشود و خواه‏ با سبحه‏ که یکÙ‰ از وسایل یاد خداست و حقیقتش توکل به خداست نه شریک قراردادن قرآن یا سبحه براÙ‰ خدا
حضرت علامه همچنین در یکی دیگر از آثار خود در پاسخ به سوالی پیرامون استخاره با تسبیحØŒ چنین می‌گوید: «در خصوص استخاره به قرآن یا سبحه(تسبیح)ØŒ روایات چندÙ‰ از ائمه اهل‏بیت علیهم السلام مروÙ‰ است و هیچ محذورÙ‰ عقلÙ‰ یا نقلÙ‰ که موجب سقوط روایات باشد در بین نیست و با قطع نظر از روایاتØŒ طبع استخاره این است که انسان در کارÙ‰ که مى‏خواهد فعلÙ‹ا یا ترکاÙ‹ اقدام کندØŒ در اطراف آن از حیث مرجحات فعل و ترک فکر مى‏کند و طبق یکÙ‰ از مرجحات که مى‏پسندد به فعل یا ترک اقدام مى‏نمایدØŒ اگر از راه فکر خود نتوانست ترجیح دهد با دیگران در آن باره مشورت نموده و یکÙ‰ از مرجحات را که گفتندØŒ پسندیده و اقدام مى‏نماید. و اگر از راه مشورت نیز نتوانست ترجیحÙ‰ دهد و دو طرف فعل و ترک در حال مساوات ماند و در حیرت رفت. قرآن کریم را گرفته و توجهÙ‰ به خدا کرده و باز نمودهØŒ مضمون اولین آیه را مرجح گرفته و طبق آن عمل کندØŒ یعنÙ‰ به استناد کلام خداØŒ به خدا توکل کرده و یکÙ‰ از دو متساوÙ‰ را که هر دو برایش جایزالاقدام بودهØŒ ترجیح مى‏دهد و این کار که یکÙ‰ از مصادیق توکل استØŒ نه شرکی دربردارد و نه به یکÙ‰ از جهات دینÙ‰ لطمه مى‏زند و نه حلالÙ‰ را حرام یا حرامÙ‰ را حلال مى‏کندØŒ خواه با قرآن بشود و خواه‏ با سبحه‏ که یکÙ‰ از وسایل یاد خداست و حقیقتش توکل به خداست نه شریک قراردادن قرآن یا سبحه براÙ‰ خدا.»

پی‌نوشت‌ها:

Û±. ترجمه تفسیر المیزانØŒ ج‏۶، ص: Û±Û·Û· Û². همانØŒ ص: Û±Û·Û¸ Û³. بررسی های اسلامیØ› ج‏۲ Ø› صÛ²ÛµÛ³ تبیان