✍️ نویسنده: 9
نودیها:در فرهنگ دینØŒ مساجد از چنان ارزش و منزلتی برخوردارند که خداوند متعال آنها را خانه های خویش بر روی زمین و پناهگاهی مطمئن برای مؤمنین به شمار می آورد تا برای محفوظ ماندن از شرÙ‘ حوادث و آفات بدانجا روی آوردند(Û±) و این مکان مقدس را پایگاهی برای رسیدن به خدا و نزدیکی به آستانِ قُربِ حضرتِ حق بدانند و خداوند متعال نیز در تحسین آنان که اینگونه می اندیشندØŒ می فرماید: «همانگونه که ستارگان برای زمینیان پرتوافشانی می کنندØŒ مساجد نیز برای اهل آسمان نور افشانند و بی تردید خوشبختØŒ کسی است که مساجدØŒ خانه هایش باشد»(Û²) و از حضرت رسول اکرم(صلÙ‘ی الله علیه و آله و سلÙ‘م) درباره ی اهمیت و ارزش مساجد روایت است که: «بهترین مکانهای زمینØŒ مساجد است و محبوب ترین افراد نزد خدا کسی است که زودتر از همه به مسجد داخل شود و دیرتر از همه بیرون رود».(Û³)

فصلی برای گریستن

انسان در گریز از هوای نفس و در طریقت اُنس با معبود همواره نیازمند خلوتی است تا در انزوای وجود خویش در آثار صُنع پروردگارش با دیده ی عبرت بیندیشد و با سوزِ دل واشک دیده باطن خود را از زنگار گناهان بشوید و خانه ی دل را مصفای حضور خالق هستی بخش سازد و اعتکافØŒ فرصت و مجالی است برای پرداخت به امور نفس خویش و جلوه گری نور محبÙ‘ت خدا در سرای وجود انسان تا انسان بدون دلواپسی و وابستگى، خود را در سرای معبود نظاره گر باشد و مساجد همواره بعنوان پایگاهی جهت خلوتِ اُنس با معبود برای معتکفین محسوب می گردند.

فضائل اعتکاف

اعتکاف در لغت به معنای توقف طولانی در یک مکان و ملازمت داشتن بر چیزی است(Û´) و در شریعت و فقه اسلام بر اقامت سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع برای عبادت خدا و تهذیب نفس اطلاق می گردد که شخص معتکف به حالتِ روزه بدان عمل می نمایدØŒ در مورد فضائل اعتکاف از حضرت رسول(صلÙ‘ی الله علیه و آله و سلÙ‘م) احادیثی چند روایت گردیده که به طور اجمال به برخی از آنها می پردازیم: الف) حضرت فرمودند: معتکف از انجام گناهان باز می ایستد و بدین وسیله اجری مانند کسی که همه ی نیکی ها و حسنات را انجام می دهد خواهد داشت.(Ûµ) ب) هر کسی از روی ایمان و به خاطر خدا اعتکاف کندØŒ همه ی گناهان گذشته ی او آمرزیده می شود.(Û¶) ج) هر کس یک روز را به منظور کسب عنایت الهی و به نیÙ‘ت قرب خدا اعتکاف نمایدØŒ خداوند بین او و آتش سه خندق ایجاد می کند که فاصله ی هر یک تا دیگری بیش از مسافت بین زمین و آسمان است.(Û·)

ایام البیض

در اعتکاف همواره ایامی مشهور و مورد اهمیت سالکان طریقت و اصحاب معرفت بوده استØŒ که از آن جمله می توان به ده روز آخر ماه رمضان و ایام البیض ماه رجب اشاره کرد ولی آنچه که ایام البیض ماه رجب یعنی روزهای سیزدهمØŒ چهاردهم و پانزدهم این ماه را مورد عنایت اهل عرفان قرار می دهد به اختصار چنین است: الف) تØ£کید در استحباب روزه ی آن سه روز می باشد که روایاتی در شØ£ن آن از رسول خدا(صلÙ‘ی الله علیه و آله و سلÙ‘م) و امام صادق(علیه السÙ‘لام) وارد استØ› رسول خدا(صلÙ‘ی الله علیه و آله و سلÙ‘م) فرمودند: «هر کس سه روز از وسط ماه رجب (سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم) را روزه بدارد و در شب هایش به نماز شب قیام کندØŒ از دنیا رحلت نمی کند مگر با توبه ی نصوح»(Û¸) و همچنین از امام صادق(علیه السÙ‘لام) نقل شده است که: «هر کس ایام البیض ماه رجب را روزه بگیردØŒ خداوند متعال به ازای هر روزØŒ ثواب روزه داری و شب زنده داری یک سال را برای او می نویسد و او روز قیامت در جایگاه ایمن شدگان از آتش دوزخØŒ خواهد ایستاد.»(Û¹) همین طور در حدیثی از امام صادق(علیه السÙ‘لام) آمده است: «روز قیامت ندا کننده ای از جانب عرش ندا می دهد: «أین الرجبیÙ‘ون؟» یعنÙ‰: «اهل ماه رجب کجایند؟» پس گروهی که چهره ی آنان درخشان است و تاج هایی بر سر دارند بپا خیزند... همه ی اینها برای کسی است که قسمتی از ماه رجب را روزه بگیردØŒ اگر چه یک روز در اول یا وسط یا آخرِ آن باشد.(Û±Û°) ب) عمل ام داوود که از مبارک ترین و باعظمت ترین اعمال مستحبÙ‘ی در طول سال به حساب می آید که مشتمل بر دعای استفتاح و اعمال مستحبÙ‘ی دیگری است و بنا بر فرمایش امام صادق(علیه السÙ‘لام) دعای استفتاحØŒ دعایی است که با آن درهای آسمانی باز می شود و خواننده ی آنØŒ دعایش در همان ساعت مستجاب می گردد و برای کسی که آن را بخواندØŒ پاداشی به جز بهشت نیست.(Û±Û±)

اهمیت اعتکاف

در میزان اهمیتی که پیامبر اسلام(صلÙ‘ی الله علیه و آله و سلÙ‘م) نسبت به امر اعتکاف قائل بودندØŒ از امام صادق(علیه السÙ‘لام) روایت است که رسول خدا در ده روز آخر ماه مبارک رمضان در مسجد معتکف می شدند و مؤمنین برای آن حضرت خیمه ای بر پا می کردند و ایشان در این ده روز بستر خویش را برمی چیدند و به اعتکاف مشغول بودند. در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السÙ‘لام) می خوانیم که: «جنگ بدر در ماه رمضان اتفاق افتاد و آن حضرت فرصت اعتکاف پیدا نکردندØŒ از این رو سال بعد بیست روز معتکف شدند: ده روز برای همان سال و ده روز برای سال قبل که اعتکاف از ایشان فوت شده بود».(Û±Û²)

پی نوشتها:

Û±- نهج الفصاحهØŒ ابوالقاسم پایندهØŒ حدیث ۷۱، بنای تقواØŒ محمد تقی ربانى، ص Û±Û¹. Û²- ثواب الاعمالØŒ شیخ صدوقØŒ ص Û¶Û³. Û³- وسائل الشیعهØŒ حر عاملى، ج ۳، ص ۵۳۳؛ بنای تقواØŒ ص Û±Û´. Û´- اعتکاف تطهیر صحیفه ی اعمالØŒ واحد تحقیقات مسجد جمکرانØŒ ص Û¹. Ûµ- اعتکاف تطهیر صحیفه ی اعمالØŒ ص Û±Û¶. Û¶- همانØŒ ص Û±Û´. Û·- همانØŒ ص Û±Ûµ. Û¸- همانØŒ ص Û²Û¹. Û¹- همانØŒ ص Û²Û¹. Û±Û°- همانØŒ ص Û²Û¸. Û±Û±- اعتکاف ابرارØŒ مؤسسه دارالهدى، ص Û±Û°Û·. Û±Û²- اعتکاف ابرارØŒ ص Û´Û±.

اعمال ایÙ‘ام البیض

شب سیزدهم

مستحب است در هر یک از ماه رجب و شعبان و رمضانØŒ در شب سیزدهم دو رکعت نماز اقامه شود که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یس و تÙŽبارÙŽکÙŽ المُلÙ’کُ و توحید خوانده شود و در شب چهاردهم چهار رکعت یعنی دو نماز دو رکعتی به همان کیفیÙ‘ت و در شب پانزدهم شش رکعت به سه سلام به همان کیفیÙ‘ت . از حضرت صادق علیه السلام روایت است که هر کس این اعمال را انجام دهد همه فضایل این سه ماه را دریابد و همه گناهانش غیر از شرک آمرزیده شود.

روز سیزدهم

اول روز از ایام البیض است و ثواب بسیارÙ‰ براÙ‰ روزه این روز و دو روز بعد وارد شده و اگر کسÙ‰ قصد انجام اعمال اُمÙ‘ داوُد را دارد باید این روز را روزه بگیرد و در این روز بنا بر قول مشهور بعد از سÙ‰ سال از عام الفیل ولادت با سعادت حضرت امیرالمؤ منین علی علیه السلام در میان کعبه مُعÙŽظÙ‘ÙŽمه واقع شده است .

اعمال شب نیمه ماه رجب

شب نیمه ماه رجبØŒ شب شریفÙ‰ است و در آن انجام چند عمل ذکر شده است: Û±- غسل Û²- احیاØ¡ آن شب به عبادت. Û³- زیارت امام حسین علیه السلام . (اگر از نزدیک میسر نشد از دور زیارت شود ) Û´- شش رکعت نماز که در شب سیزدهم ذکر شد. Ûµ- اقامه سÙ‰ رکعت نماز که در هر رکعت حمد و ده مرتبه سوره توحید قرائت شود. این نماز را سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم صÙŽلÙ‘ÙŽÙ‰ اللهِ علیه و آله نقل کرده است که فضیلت بسیار دارد. Û¶- دوازده رکعت نماز که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود که در هر رکعت هر یک از سوره‌های حمدØŒ توحیدØŒ فلقØŒ ناسØŒ آیه الکرسÙ‰ و قÙŽدÙ’ر چهار مرتبه قرائت شود. و بعد از سلام چهار مرتبه گفته شود: "اÙŽللهُ اÙŽللهُ رÙŽبّى لا اُشÙ’رِکُ بِهِ شÙŽیÙ’ئا وÙŽلا اÙŽتÙ‘ÙŽخِذُ مِنÙ’ دُونِه وÙŽلِیÙ‘ا". و پس از اتمام نمازØŒ اقامه کننده آنØŒ هر حاجتی که دارد را از خداوند متعال درخواست کند. این نماز را سیÙ‘د بن طاووس از امام صادق علیه السلام روایت کرده است. ولکن شیخ در مصباح ذکر کرده که داود بن سرحان از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که ایشان فرمود: در شب نیمه رجب دوازده رکعت نماز اقامه کنید که در هر رکعت حمد و سوره یکبار تلاوت شود و پس از اتمام نمازØŒ سوره‌های حمد و معوذتین و سوره اخلاص و آیه الکرسÙ‰ را چهار مرتبه تلاوت می‌کنید و سپس ذکر «سُبÙ’حانÙŽ اللهِ وÙŽالÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘هِ وÙŽلا اِلهÙŽ اِلا اللهُ وÙŽاللهُ اÙŽکÙ’بÙŽرُ » چهار مرتبه گفته شود . پس از آن ذکر «اÙŽللهُ اÙŽللهُ رÙŽبّى لا اُشÙ’رِکُ بِهِ شÙŽیÙ’ئا وÙŽ ما شاَّءَ اللهُ لا قُوÙ‘ÙŽهÙŽ اِلاÙ‘ بِاللهِ الÙ’عÙŽلِىِّ الÙ’عÙŽظیمِ» گفته شود. اتجام این عمل برای شب بیست و هفتم رجب نیز توصیه شده است .

اعمال روز نیمه رجب

این روزØŒ روز مبارکÙ‰ است و برای آن روز انجام چند عمل توصیه شده است: Û±- غسل . Û²- زیارت حضرت امام حسین علیه السلام . از ابن ابÙ‰ بصیر نقل شده است که گفت از امام رضا علیه‌السلام پرسیدم که در چه ماهی امام حسین علیه السلام را زیارت کنیمØŸ حضرت فرمودند: در نیمه رجب و نیمه شعبان. Û³- اقامه نماز سلمان به نحوی که در روز اوÙ‘ل گذشت Û´- اقامه چهار رکعت نماز که دو تا دو رکعتی خوانده شود . و بعد از سلام دست خود را بلند کند و بگوید: «اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ یا مُذِلÙ‘ÙŽ کُلِّ جÙŽبÙ‘ارٍ Ø› وÙŽ یا مُعِزÙ‘ÙŽ الÙ’مُؤْمِنینÙŽ اÙŽنÙ’تÙŽ کÙŽهÙ’فÙ‰ حینÙŽ تُعÙ’یینِى الÙ’مÙŽذاهِبُ؛ وÙŽ اÙŽنÙ’تÙŽ بارِئُ خÙŽلÙ’قÙ‰ رÙŽحÙ’مÙŽهÙ‹ بÙ‰ وÙŽ قÙŽدÙ’ کُنÙ’تÙŽ عÙŽنÙ’ خÙŽلÙ’قÙ‰ غÙŽنِیÙ‘اÙ‹ وÙŽ لÙŽوÙ’ لا رÙŽحÙ’مÙŽتُکÙŽ لÙŽکُنÙ’تُ مِنÙŽ الÙ’هالِکینÙŽ وÙŽ اÙŽنÙ’تÙŽ مُؤَیِّدÙ‰ بِالنÙ‘ÙŽصÙ’رِ عÙŽلÙ‰ اÙŽعÙ’داÙ‘ÙŽئÙ‰ وÙŽ لÙŽوÙ’ لا نÙŽصÙ’رُکÙŽ اِیÙ‘اÙ‰ÙŽ لÙŽکُنÙ’تُ مِنÙŽ الÙ’مÙŽفÙ’ضُوحینÙŽ یا مُرÙ’سِلÙŽ الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهِ مِنÙ’ مÙŽعادِنِها وÙŽ مُنÙ’شِئÙŽ الÙ’بÙŽرÙŽکÙŽهِ مِنÙ’ مÙŽواضِعِها یا مÙŽنÙ’ خÙŽصÙ‘ÙŽ نÙŽفÙ’سÙŽهُ بِالشُّمُوخِ وÙŽالرِّفÙ’عÙŽهِ فÙŽاÙŽوÙ’لِیاَّؤُهُ بِعِزِّهِ یÙŽتÙŽعÙŽزÙ‘ÙŽزُونÙŽ وÙŽ یا مÙŽنÙ’ وÙŽضÙŽعÙŽتÙ’ لÙŽهُ الÙ’مُلُوکُ نیرÙŽ الÙ’مÙŽذÙŽلÙ‘ÙŽهِ عÙŽلÙ‰ اÙŽعÙ’ناقِهِمÙ’ فÙŽهُمÙ’ مِنÙ’ سÙŽطÙŽواتِهِ خاÙ‘ÙŽئِفُونÙŽ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ بِکÙŽیÙ’نُونِیÙ‘ÙŽتِکÙŽ الÙ‘ÙŽتِى اشÙ’تÙŽقÙŽقÙ’تÙŽها مِنÙ’ کِبÙ’رِیاÙ‘ÙŽئِکÙŽ وÙŽ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ بِکِبÙ’رِیاÙ‘ÙŽئِکÙŽ الÙ‘ÙŽتِى اشÙ’تÙŽقÙŽقÙ’تÙŽها مِنÙ’ عِزÙ‘ÙŽتِکÙŽ وÙŽ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ بِعِزÙ‘ÙŽتِکÙŽ الÙ‘ÙŽتِى اسÙ’تÙŽوÙŽیÙ’تÙŽ بِها عÙŽلÙ‰ عÙŽرÙ’شِکÙŽ فÙŽخÙŽلÙŽقÙ’تÙŽ بِها جÙŽمیعÙŽ خÙŽلÙ’قِکÙŽ فÙŽهُمÙ’ لÙŽکÙŽ مُذÙ’عِنُونÙŽ اÙŽنÙ’ تُصÙŽلِّىَ عÙŽلÙ‰ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ اÙŽهÙ’لِ بÙŽیÙ’تِهِ ». روایت شده است که هر کسی که غمÙ‰ دارد اگر این دعا را بخواند خداوند او را از اندوه و غم آسایش بخشد .

عمل امÙ‘ داود

Ûµ- عمل امÙ‘ داود که عمده اعمال این روز است و براÙ‰ برآمدن حاجات و برطرف شدن غصه‌ها و دفع ظلم ظالمان مؤثÙ‘ر است و کیفیت آن بنا بر آنچه در مصباح شیخ است آنست که وقتی که فردی بخواهد این عمل را بجا آوردØŒ روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بگیرد. و در روز پانزدهم نزدیک ظهر غسل کند و وقت زوال ظهرØŒ نماز ظهر و عصر را بجا آورد در حالتی که رکوع و سجودشان را نیکو انجام دهد و در مکانی خلوت قرار بگیرد که چیزÙ‰ او را مشغول نسازد و کسی با او سخن ننماید. وقتی نماز به اتمام رسید رو به قبله بنشیند کند و صد مرتبه سوره حمدØŒ صد مرتبه سوره اخلاصØŒ و ده مرتبه آیه الکرسÙ‰ را قرائت کند. سپس سوره‌های انعامØŒ بنى‌اسرائیلØŒ کهفØŒ لقمانØŒ یسØŒ صافÙ‘اتØŒ حÙ‘ÙŽم سجدهØŒ حÙ‘ÙŽمعÙ‘ÙŽسÙ‘ÙŽقØŒ حÙ‘ÙŽم دخانØŒ فتحØŒ واقعهØŒ مُلÙ’کØŒ نÙ‘ÙŽ وÙŽ اِذÙŽا السÙ‘ÙŽماَّءُ انÙ’شÙŽقÙ‘ÙŽتÙ’ و تا آخر قرآن را قرائت کند و پس از اتمام در حالی که رو به قبله است دعای ذیل را نجوا کند . صÙŽدÙŽقÙŽ اللهُ الÙ’عÙŽظیمُ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لا اِلهÙŽ اِلاÙ‘ هُوÙŽ الÙ’حَىُّ الÙ’قÙŽیُّومُ ذُو الÙ’جÙŽلالِ وÙŽالاِْکÙ’رامِ الرÙ‘ÙŽحÙ’منُ الرÙ‘ÙŽحیمُ الÙ’حÙŽلیمُ الÙ’کÙŽریمُ الÙ‘ÙŽذÙ‰ لÙŽیÙ’سÙŽ کÙŽمِثÙ’لِهِ شَىْءٌ وÙŽ هُوÙŽ السÙ‘ÙŽمیعُ الÙ’عÙŽلیمُ الÙ’بÙŽصیرُ الÙ’خÙŽبیرُ شÙŽهِدÙŽ اللهُ اÙŽنÙ‘ÙŽهُ لا اِلهÙŽ اِلاÙ‘ هُوÙŽ وÙŽالÙ’مÙŽلاÙ‘ÙŽئِکÙŽهُ وÙŽ اُولوُا الÙ’عِلÙ’مِ قاÙ‘ÙŽئِماÙ‹ بِالÙ’قِسÙ’طِ لا اِلهÙŽ اِلاÙ‘ هُوÙŽ الÙ’عÙŽزیزُ الÙ’حÙŽکیمُ . وÙŽ بÙŽلÙ‘ÙŽغÙŽتÙ’ رُسُلُهُ الÙ’کِرامُ وÙŽ اÙŽنÙŽا عÙŽلÙ‰ ذلِکÙŽ مِنÙŽ الشÙ‘اهِدین. ÙŽ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ لÙŽکÙŽ الÙ’حÙŽمÙ’دُ وÙŽ لÙŽکÙŽ الÙ’مÙŽجÙ’دُ وÙŽ لÙŽکÙŽ الÙ’عِزُّ وÙŽ لÙŽکÙŽ الÙ’فÙŽخÙ’رُ وÙŽ لÙŽکÙŽ الÙ’قÙŽهÙ’رُ وÙŽ لÙŽکÙŽ النِّعÙ’مÙŽهُ وÙŽ لÙŽکÙŽ الÙ’عÙŽظÙŽمÙŽهُ وÙŽ لÙŽکÙŽ الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهُ وÙŽ لÙŽکÙŽ الÙ’مÙŽهابÙŽهُ وÙŽ لÙŽکÙŽ السُّلÙ’طانُ وÙŽ لÙŽکÙŽ الÙ’بÙŽهاَّءُ وÙŽ لÙŽکÙŽ الاِْمÙ’تِنانُ وÙŽ لÙŽکÙŽ التÙ‘ÙŽسÙ’بیحُ وÙŽ لÙŽکÙŽ التÙ‘ÙŽقÙ’دیسُ وÙŽ لÙŽکÙŽ التÙ‘ÙŽهÙ’لیلُ وÙŽ لÙŽکÙŽ التÙ‘ÙŽکÙ’بیرُ وÙŽ لÙŽکÙŽ ما یُرÙ‰ وÙŽ لÙŽکÙŽ مالا یُرÙ‰ وÙŽ لÙŽکÙŽ ما فÙŽوÙ’قÙŽ السÙ‘ÙŽمواتِ الÙ’عُلÙ‰ وÙŽ لÙŽکÙŽ ما تÙŽحÙ’تÙŽ الثÙ‘ÙŽرÙ‰ وÙŽ لÙŽکÙŽ الاÙ’رÙŽضُونÙŽ السُّفÙ’لÙ‰ وÙŽ لÙŽکÙŽ الاÙ’خِرÙŽهُوÙŽالاُْولÙ‰ وÙŽ لÙŽکÙŽ ما تÙŽرÙ’ضÙ‰ بِهِ مِنÙŽ الثÙ‘ÙŽناَّءِ وÙŽالÙ’حÙŽمÙ’دِ وÙŽالشُّکرِ وÙŽالنÙ‘ÙŽعÙ’ماَّءِ .اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ جÙŽبÙ’رÙŽئیلÙŽ اÙŽمینِکÙŽ عÙŽلÙ‰ وÙŽحÙ’یِکÙŽ وÙŽالÙ’قÙŽوِىِّ عÙŽلÙ‰ اÙŽمÙ’رِکÙŽ وÙŽالÙ’مُطاعِ فÙ‰ سÙŽمواتِکÙŽ وÙŽ مÙŽحالِّ کÙŽراماتِکÙŽ الÙ’مُتÙŽحÙŽمِّلِ لِکÙŽلِماتِکÙŽ النÙ‘اصِرِ لاَِنÙ’بِیاÙ‘ÙŽئِکÙŽ الÙ’مُدÙŽمِّرِ لاِعÙ’داÙ‘ÙŽئِکÙŽ . اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ میکائیلÙŽ مÙŽلÙŽکِ رÙŽحÙ’مÙŽتِکÙŽ وÙŽالÙ’مÙŽخÙ’لُوقِ لِرÙŽاءْفÙŽتِکÙŽ وÙŽالÙ’مُسÙ’تÙŽغÙ’فِرِ الÙ’مُعینِ لاِهÙ’لِ طاعÙŽتِکÙŽ .اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ اِسÙ’رافیلÙŽ حامِلِ عÙŽرÙ’شِکÙŽ وÙŽ صاحِبِ الصُّورِ الÙ’مُنÙ’تÙŽظِر لاِمÙ’رِکÙŽ الÙ’وÙŽجِلِ الÙ’مُشÙ’فِقِ مِنÙ’ خیفÙŽتِکÙŽ . اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ حÙŽمÙŽلÙŽهِ الÙ’عÙŽرÙ’شِ الطÙ‘اهِرینÙŽ وÙŽ عÙŽلÙ‰ÙŽ السÙ‘ÙŽفÙŽرÙŽهِ الÙ’کِرامِ الÙ’بÙŽرÙŽرÙŽهِ الطÙ‘ÙŽیِّبینÙŽ وÙŽ عÙŽلÙ‰ مÙŽلاÙ‘ÙŽئِکÙŽتِکÙŽ الÙ’کِرامِ الÙ’کاتِبینÙŽ وÙŽ عÙŽلÙ‰ مÙŽلاÙ‘ÙŽئِکÙŽهِ الÙ’جِن انِ وÙŽ خÙŽزÙŽنÙŽهِ النÙ‘یرانِ وÙŽ مÙŽلÙŽکِ الÙ’مÙŽوÙ’تِ وÙŽالاÙ’عÙ’وانِ یا ذÙŽاالÙ’جÙŽلالِ وÙŽالاِْکÙ’رامِ . اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ اÙŽبینا آدÙŽمÙŽبÙŽدیعِ فِطÙ’رÙŽتِکÙŽ الÙ‘ÙŽذÙ‰ کÙŽرÙ‘ÙŽمÙ’تÙŽهُ بِسُجُودِ مÙŽلاÙ‘ÙŽئِکÙŽتِکÙŽ وÙŽ اÙŽبÙŽحÙ’تÙŽهُ جÙŽنÙ‘ÙŽتÙŽکÙŽ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ اُمِّنا حÙŽوÙ‘اَّءَ الÙ’مُطÙŽهÙ‘ÙŽرÙŽهِ مِنÙŽ الرِّجÙ’سِ الÙ’مُصÙŽفÙ‘اتِ مِنÙŽ الدÙ‘ÙŽنÙŽسِ الÙ’مُفÙŽضÙ‘ÙŽلÙŽهِ مِنÙŽ الاِْنÙ’سِ الÙ’مُتÙŽرÙŽدِّدÙŽهِ بÙŽیÙ’نÙŽ مÙŽحالِّ الÙ’قُدُْسِ . اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ هابیلÙŽ وÙŽ شÙŽیÙ’ثٍ وÙŽ اِدÙ’ریسÙŽ وÙŽ نُوحٍ وÙŽ هُودٍ وÙŽ صالِحٍ وÙŽ اِبÙ’راهیمÙŽ وÙŽ اِسÙ’ماعیلÙŽ وÙŽ اِسÙ’حقÙŽ وÙŽ یÙŽعÙ’قُوبÙŽ وÙŽ یُوسُفÙŽ وÙŽالاÙ’سÙ’باطِ وÙŽ لُوطٍ وÙŽ شُعÙŽیÙ’بٍ وÙŽ اÙŽیُّوبÙŽ وÙŽ مُوسÙ‰ وÙŽ هارُونÙŽ وÙŽ یُوشÙŽعÙŽ وÙŽ میشا وÙŽالÙ’خِضÙ’رِ وÙŽ ذِى الÙ’قÙŽرÙ’نÙŽیÙ’نِ وÙŽ یُونُسÙŽ وÙŽ اِلÙ’یاسÙŽ وÙŽالÙ’یÙŽسÙŽعÙŽ وÙŽ ذِى الÙ’کِفÙ’لِ وÙŽ طالُوتÙŽ وÙŽ داوُدÙŽ و ÙŽسُلÙŽیÙ’مانÙŽ وÙŽ زÙŽکÙŽرِیÙ‘ا وÙŽ شÙŽعÙ’یا وÙŽ یÙŽحÙ’یÙ‰ وÙŽ تُورÙŽخÙŽ وÙŽ مÙŽتّى وÙŽ اِرÙ’مِیا وÙŽ حÙŽیÙ’قُوقÙŽ وÙŽ دانِیالÙŽ وÙŽ عُزÙŽیÙ’رٍ وÙŽ عیسÙ‰ وÙŽ شÙŽمÙ’عُونÙŽ وÙŽ جِرÙ’جیسÙŽ وÙŽالÙ’حÙŽوارِیÙ‘ینÙŽ وÙŽالاÙ’تÙ’باعِ وÙŽ خالِدٍ وÙŽ حÙŽنÙ’ظÙŽلÙŽهÙŽ وÙŽ لُقÙ’مانÙŽ . اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ آلِ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽارÙ’حÙŽمÙ’ مُحÙŽمÙ‘ÙŽداÙ‹ وÙŽ آلÙŽ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ بارِکÙ’ عÙŽلÙ‰ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ آلِ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ کÙŽما صÙŽلÙ‘ÙŽیÙ’تÙŽ وÙŽ رÙŽحِمÙ’تÙŽ وÙŽ بارÙŽکÙ’تÙŽ عÙŽلÙ‰ اِبÙ’رهیمÙŽ وÙŽ آلِ اِبÙ’رهیمÙŽ اِنÙ‘ÙŽکÙŽ حÙŽمیدÙŒ مÙŽجیدÙŒ .اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙŽÙ‰ الاÙ’وÙ’صِیاَّءِ وÙŽالسُّعÙŽداَّءِ وÙŽالشُّهÙŽداَّءِ وÙŽ اÙŽئِمÙ‘ÙŽهِ الÙ’هُدÙ‰ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ صÙŽلÙ‘ عÙŽلÙŽÙ‰ الاÙ’بÙ’دالِ وÙŽالاÙ’وÙ’تادِ وÙŽالسُّیÙ‘احِ وÙŽالÙ’عُبÙ‘ادِ وÙŽالÙ’مُخÙ’لِصینÙŽ وÙŽالزُّهÙ‘ادِ وÙŽ اÙŽهÙ’لِ الجِدِّ وÙŽالاِْجÙ’تِهادِ وÙŽاخÙ’صُصÙ’ مُحÙŽمÙ‘ÙŽداÙ‹ وÙŽ اÙŽهÙ’لÙŽ بÙŽیÙ’تِهِ بِاÙŽفÙ’ضÙŽلِ صÙŽلÙŽواتِکÙŽ وÙŽ اÙŽجÙ’زÙŽلِ کÙŽراماتِکÙŽ وÙŽ بÙŽلِّغÙ’ رُوحÙŽهُ وÙŽ جÙŽسÙŽدÙŽهُ مِنّى تÙŽحِیÙ‘ÙŽهÙ‹ وÙŽ سÙŽلاماÙ‹ وÙŽزِدÙ’هُ فÙŽضÙ’لاÙ‹ وÙŽ شÙŽرÙŽفاÙ‹ وÙŽ کÙŽرÙŽماÙ‹ حÙŽتّى تُبÙŽلِّغÙŽهُ اÙŽعÙ’لÙ‰ دÙŽرÙŽجاتِ اÙŽهÙ’لِ الشÙ‘ÙŽرÙŽفِ مِنÙŽ النÙ‘ÙŽبِیÙ‘ینÙŽ وÙŽالÙ’مُرÙ’سÙŽلینÙŽ وÙŽالاÙ’فاضِلِ الÙ’مُقÙŽرÙ‘ÙŽبینÙŽ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ وÙŽ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ مÙŽنÙ’ سÙŽمÙ‘ÙŽیÙ’تُ وÙŽ مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ اُسÙŽمِّ مِنÙ’ مÙŽلاÙ‘ÙŽئِکÙŽتِکÙŽ وÙŽ اÙŽنÙ’بِی اÙ‘ÙŽئِکÙŽ وÙŽ رُسُلِکÙŽ وÙŽ اÙŽهÙ’لِ طاعÙŽتِکÙŽ وÙŽ اÙŽوÙ’صِلÙ’ صÙŽلÙŽواتÙ‰ اِلÙŽیÙ’هِمÙ’ وÙŽ اِلÙ‰ اÙŽرÙ’واحِهِمÙ’ وÙŽاجÙ’عÙŽلÙ’هُمÙ’ اِخÙ’وانÙ‰ فیکÙŽ وÙŽ اÙŽعÙ’وانÙ‰ عÙŽلÙ‰ دُعاÙ‘ÙŽئِکÙŽ . اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اِنّى اÙŽسÙ’تÙŽشÙ’فِعُ بِکÙŽ اِلÙŽیÙ’کÙŽ وÙŽ بِکÙŽرÙŽمِکÙŽ اِلÙ‰ کÙŽرÙŽمِکÙŽ و ÙŽبِجُودِکÙŽ اِلÙ‰ جُودِکÙŽ وÙŽ بِرÙŽحÙ’مÙŽتِکÙŽ اِلÙ‰ رÙŽحÙ’مÙŽتِکÙŽ وÙŽ بِاÙŽهÙ’لِ طاعÙŽتِکÙŽ اِلÙŽیÙ’کÙŽ وÙŽ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ الÙ‘لهُمÙ‘ÙŽ بِکُلِّ ما سÙŽئÙŽلÙŽکÙŽ بِهِ اÙŽحÙŽدÙŒ مِنÙ’هُمÙ’ مِنÙ’ مÙŽسÙ’ئÙŽلÙŽهٍ شÙŽریفÙŽهٍ غÙŽیÙ’رِ مÙŽرÙ’دُودÙŽهٍ وÙŽ بِما دÙŽعÙŽوÙ’کÙŽ بِهِ مِنÙ’ دÙŽعÙ’وÙŽهٍ مُجابÙŽهٍ غÙŽیÙ’رِ مُخÙŽیÙ‘ÙŽبÙŽهٍ یااÙŽللهُ یا رÙŽحÙ’منُ یا رÙŽحیمُ یا حÙŽلیمُ یا کÙŽریمُ یا عÙŽظیمُ یا جÙŽلیلُ یا مُنیلُ یا جÙŽمیلُ یا کÙŽفیلُ یا وÙŽکیلُ یا مُقیلُ یا مُجیرُ یا خÙŽبیرُ یا مُنیرُ یا مُبیرُ یا مÙŽنیعُ یا مُدیلُ یا مُحیلُ یا کÙŽبیرُ یا قÙŽدیرُ یا بÙŽصیرُ یا شÙŽکُورُ یا بÙŽرُّ یا طُهÙ’رُ یا طاهِرُ یا قاهِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا ساتِرُ یا مُحیطُ یا مُقÙ’تÙŽدِرُ یا حÙŽفیظُ یا مُتÙŽجÙŽبِّرُ یا قÙŽریبُ یا وÙŽدُودُ یا حÙŽمیدُ یا مÙŽجیدُ یا مُبÙ’دِئُ یا مُعیدُ یا شÙŽهیدُ یا مُحÙ’سِنُ یا مُجÙ’مِلُ یا مُنÙ’عِمُ یا مُفÙ’ضِلُ یا قابِضُ یا باسِطُ یا هادÙ‰ یا مُرÙ’سِلُ یا مُرÙ’شِدُ یا مُسÙŽدِّدُ یا مُعÙ’طÙ‰ یا مانِعُ یا دافِعُ یا رافِعُ یا باقÙ‰ یا واقÙ‰ یا خÙŽلاÙ‘قُ یا وÙŽهÙ‘ابُ یا تÙŽوÙ‘ابُ یا فÙŽتÙ‘احُ یا نÙŽفÙ‘احُ یا مُرÙ’تاحُ یا مÙŽنÙ’ بِیÙŽدِهِ کُلُّ مِفÙ’تاحٍ یا نÙŽفÙ‘اعُ یا رَؤُفُ یا عÙŽطُوفُ یا کافÙ‰ یا شافÙ‰ یا مُعافÙ‰ یا مُکافÙ‰ یا وÙŽفِىُّ یا مُهÙŽیÙ’مِنُ یا عÙŽزیزُ یاجÙŽبÙ‘ارُ یا مُتÙŽکÙŽبِّرُ یا سÙŽلامُ یا مُؤْمِنُ یا اÙŽحÙŽدُ یا صÙŽمÙŽدُ یا نُورُ یا مُدÙŽبِّرُ یا فÙŽرÙ’دُ یا وِتÙ’رُ یا قُدُّوسُ یا ناصِرُ یا مُونِسُ یا باعِثُ یا وارِثُ یا عالِمُ یا حاکِمُ یا بادÙ‰ یا مُتÙŽعالÙ‰ یا مُصÙŽوِّرُ یا مُسÙŽلِّمُ یا مُتÙŽحÙŽبِّبُ یا قاÙ‘ÙŽئِمُ یا داÙ‘ÙŽئِمُ یا عÙŽلیمُ یا حÙŽکیمُ یا جÙŽوادُ یا بارِىءُ یا باÙ‘ÙŽرُّ یا ساÙ‘ÙŽرُّ یا عÙŽدÙ’لُ یا فاصِلُ یا دÙŽیÙ‘انُ یا حÙŽنÙ‘انُ یا مÙŽنÙ‘انُ یا سÙŽمیعُ یا بÙŽدیعُ یا خÙŽفیرُ یا مُعینُ یا ناشِرُ یا غافِرُ یا قÙŽدیمُ یا مُسÙŽهِّلُ یا مُیÙŽسِّرُ یا مُمیتُ یا مُحÙ’یÙ‰ یا نافِعُ یا رازِقُ یا مُقÙ’تÙŽدِرُ یا مُسÙŽبِّبُ یا مُغیثُ یا مُغÙ’نÙ‰ یا مُقÙ’نÙ‰ یاخالِقُ یا راصِدُ یا واحِدُ یا حاضِرُ یا جابِرُ یا حافِظُ یا شÙŽدیدُ یا غِیاثُ یا عاÙ‘ÙŽئِدُ یا قابِضُ یا مÙŽنÙ’ عÙŽلا فÙŽاسÙ’تÙŽعÙ’لÙ‰ فÙŽکانÙŽ بِالÙ’مÙŽنÙ’ظÙŽرِ الاÙ’عÙ’لÙ‰ یا مÙŽنÙ’ قÙŽرُبÙŽ فÙŽدÙŽنا وÙŽ بÙŽعُدÙŽ فÙŽنÙŽاÙ‰ وÙŽ عÙŽلِمÙŽ السِّرÙ‘ÙŽ وÙŽ اÙŽخÙ’فÙ‰ یا مÙŽنÙ’ اِلÙŽیÙ’هِ التÙ‘ÙŽدÙ’بیرُ وÙŽ لÙŽهُ الÙ’مÙŽقادیرُ وÙŽ یا مÙŽنِ الÙ’عÙŽسیرُ عÙŽلÙŽیÙ’هِ سÙŽهÙ’لÙŒ یÙŽسیرÙŒ یا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ عÙŽلÙ‰ ما یÙŽشاَّءُ قÙŽدیرÙŒ یا مُرÙ’سِلÙŽ الرِّیاحِ یا فالِقÙŽ الاِْصÙ’باحِ یا باعِثÙŽ الاÙ’رÙ’واحِ یاذÙŽاالÙ’جُودِ وÙŽالسÙ‘ÙŽماحِ یا راÙ‘ÙŽدÙ‘ÙŽ ما قÙŽدÙ’ فاتÙŽ یا ناشِرÙŽ الاÙ’مÙ’واتِ یا جامِعÙŽ الشÙ‘ÙŽتاتِ یا رازِقÙŽ مÙŽنÙ’ یÙŽشاَّءُ بِغÙŽیÙ’رِ حِسابٍ وÙŽ یا فاعِلÙŽ ما یÙŽشاَّءُ کÙŽیÙ’فÙŽ یÙŽشاَّءُ وÙŽ یا ذÙŽاالÙ’جÙŽلالِ وÙŽالاِْکÙ’رامِ یا حَىُّ یا قÙŽیُّومُ یا حÙŽیÙ‘اÙ‹ حینÙŽ لا حَىَّ یا حَىُّ یا مُحÙ’یِىَ الÙ’مÙŽوÙ’تÙ‰ یا حَىُّ لا اِلهÙŽ اِلاÙ‘ اÙŽنÙ’تÙŽ بÙŽدیعُ السÙ‘ÙŽمواتِ وÙŽالاÙ’ÙŽرÙ’ضِ یا اِلهÙ‰ وÙŽ سÙŽیِّدÙ‰ صÙŽلِّ عÙŽلÙ‰ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ آلِ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽارÙ’حÙŽمÙ’ مُحÙŽمÙ‘ÙŽداÙ‹ وÙŽ آلÙŽ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ بارِکÙ’ عÙŽلÙ‰ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ آلِ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ کÙŽما صÙŽلÙ‘ÙŽیÙ’تÙŽ وÙŽ بارÙŽکÙ’تÙŽ وÙŽ رÙŽحِمÙ’تÙŽ عÙŽلÙ‰ اِبÙ’رهیمÙŽ وÙŽ آلِ اِبÙ’رهیمÙŽ اِنÙ‘ÙŽکÙŽ حÙŽمیدÙŒ مÙŽجیدÙŒ وÙŽارÙ’حÙŽمÙ’ ذُلىّ وÙŽ فاقÙŽتÙ‰ وÙŽ فÙŽقÙ’رÙ‰ وÙŽانÙ’فِرادÙ‰ وÙŽ وÙŽحÙ’دÙŽتÙ‰ وÙŽ خُضُوعÙ‰ بÙŽیÙ’نÙŽ یÙŽدÙŽیÙ’کÙŽ وÙŽاعÙ’تِمادÙ‰ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ وÙŽ تÙŽضÙŽرُّعÙ‰ اِلÙŽیÙ’کÙŽ اÙŽدÙ’عُوکÙŽ دُعاَّءَ الÙ’خاضِع ِالذÙ‘ÙŽلیلِ الÙ’خاشِعِ الÙ’خاÙ‘ÙŽئِفِ الÙ’مُشÙ’فِقِ الÙ’باÙ‘ÙŽئِسِ الÙ’مÙŽهینِ الÙ’حÙŽقیرِ الÙ’جائِعِ الÙ’فÙŽقیرِ الÙ’عاÙ‘ÙŽئِذِ الÙ’مُسÙ’تÙŽجیرِ الÙ’مُقِرِّ بِذÙŽنÙ’بِهِ الÙ’مُسÙ’تÙŽغÙ’فِرِ مِنÙ’هُ الÙ’مُسÙ’تÙŽکینِ لِرÙŽبِّهِ دُعاَّءَ مÙŽنÙ’ اÙŽسÙ’لÙŽمÙŽتÙ’هُ ثِقÙŽتُهُ وÙŽ رÙŽفÙŽضÙŽتÙ’هُ اÙŽحِبÙŽتُّهُ وÙŽ عÙŽظُمÙŽتÙ’ فÙŽجیعÙŽتُهُ دُعاَّءَ حÙŽرِقٍ حÙŽزینٍ ضÙŽعیفٍ مÙŽهینٍ باÙ‘ÙŽئِسٍ مُسÙ’تÙŽکینٍ بِکÙŽ مُسÙ’تÙŽجیرٍ اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ وÙŽ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ بِاÙŽنÙ‘ÙŽکÙŽ مÙŽلیکÙŒ وÙŽ اÙŽنÙ‘ÙŽکÙŽ ما تÙŽشاَّءُ مِنÙ’ اÙŽمÙ’رٍ یÙŽکُونُ وÙŽ اÙŽنÙ‘ÙŽکÙŽ عÙŽلÙ‰ ما تÙŽشاَّءُ قÙŽدیرÙŒ. وÙŽ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ بِحُرÙ’مÙŽهِ هذÙŽا الشÙ‘ÙŽهÙ’رِ الÙ’حÙŽرامِ وÙŽالÙ’بÙŽیÙ’تِ الÙ’حÙŽرامِ وÙŽالÙ’بÙŽلÙŽدِ الÙ’حÙŽرامِ وÙŽالرُّکÙ’نِ وÙŽالÙ’مÙŽقامِ وÙŽالÙ’مÙŽشاعِرِالÙ’عِظامِ وÙŽ بِحÙŽقِّنÙŽبِیِّکÙŽ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ عÙŽلÙŽیÙ’هِ وÙŽ آلِهِ السÙ‘ÙŽلامُ یا مÙŽنÙ’ وÙŽهÙŽبÙŽ لاِدÙŽمÙŽ شÙŽیÙ’ثاÙ‹ وÙŽ لاِِبÙ’راهیمÙŽ اِسÙ’ماعیلÙŽ وÙŽ اِسÙ’حاقÙŽ وÙŽ یا مÙŽنÙ’ رÙŽدÙ‘ÙŽ یُوسُفÙŽ عÙŽلÙ‰ یÙŽعÙ’قوُبÙŽ وÙŽ یا مÙŽنÙ’ کÙŽشÙŽفÙŽ بÙŽعÙ’دÙŽ الÙ’بÙŽلاَّءِ ضُرÙ‘ÙŽ اÙŽیُّوبÙŽ یا راÙ‘ÙŽدÙ‘ÙŽ مُوسÙ‰ عÙŽلÙ‰ اُمِّهِ وÙŽ زاÙ‘ÙŽئِدÙŽ الÙ’خِضÙ’رِ فÙ‰ عِلÙ’مِهِ وÙŽ یا مÙŽنÙ’ وÙŽهÙŽبÙŽ لِداوُدÙŽ سُلÙŽیÙ’مانÙŽ وÙŽ لِزÙŽکÙŽرِیÙ‘ا یÙŽحÙ’یÙ‰ وÙŽ لِمÙŽرÙ’یÙŽمÙŽ عیسÙ‰ یا حافِظÙŽ بِنÙ’تِ شُعÙŽیÙ’بٍ وÙŽ یا کافِلÙŽ وÙŽلÙŽدِ اُمِّ مُوسÙ‰ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ اÙŽنÙ’ تُصÙŽلِّىَ عÙŽلÙ‰ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ آلِ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدٍ وÙŽ اÙŽنÙ’ تÙŽغÙ’فِرÙŽ لِى ذُنُوبÙ‰ کُلÙ‘ÙŽها وÙŽ تُجیرÙŽنÙ‰ مِنÙ’ عÙŽذابِکÙŽ وÙŽ تُوجِبÙŽ لÙ‰ رِضÙ’وانÙŽکÙŽ وÙŽ اÙŽمانÙŽکÙŽ وÙŽ اِحÙ’سانÙŽکÙŽ وÙŽ غُفÙ’رانÙŽکÙŽ وÙŽ جِنانÙŽکÙŽ وÙŽ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ اÙŽنÙ’ تÙŽفُکÙ‘ÙŽ عÙŽنّى کُلÙ‘ÙŽ حÙŽلÙ’قÙŽهٍ بÙŽیÙ’نÙ‰ وÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽ مÙŽنÙ’ یُؤْذینÙ‰ وÙŽ تÙŽفÙ’تÙŽحÙŽ لÙ‰ کُلÙ‘ÙŽ بابٍ وÙŽ تُلÙŽیِّنÙŽ لÙ‰ کُلÙ‘ÙŽ صÙŽعÙ’بٍ وÙŽ تُسÙŽهِّلÙŽ لÙ‰ کُلÙ‘ÙŽ عÙŽسÙŽیرٍ وÙŽ تُخÙ’رِسÙŽ عÙŽنّى کُلÙ‘ÙŽ ناطِقٍ بِشÙŽرٍّ وÙŽ تÙŽکُفÙ‘ÙŽ عÙŽنّى کُلÙ‘ÙŽ باغٍ وÙŽ تÙŽکÙ’بِتÙŽ عÙŽنّى کُلÙ‘ÙŽ عÙŽدُوٍّ لÙ‰ وÙŽ حاسِدٍ وÙŽ تÙŽمÙ’نÙŽعÙŽ مِنّى کُلÙ‘ÙŽ ظالِمٍ وÙŽ تÙŽکÙ’فِیÙŽنÙ‰ کُلÙ‘ÙŽ عاÙ‘ÙŽئِقٍ یÙŽحُولُ بÙŽیÙ’نÙ‰ وÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽ حاجÙŽتÙ‰ وÙŽ یُحاوِلُ اÙŽنÙ’ یُفÙŽرِّقÙŽ بÙŽیÙ’نÙ‰ وÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽ طاعÙŽتِکÙŽ وÙŽ یُثÙŽبِّطÙŽنÙ‰ عÙŽنÙ’ عِبادÙŽتِکÙŽ یا مÙŽنÙ’ اÙŽلÙ’جÙŽمÙŽ الÙ’جِنÙ‘ÙŽ الÙ’مُتÙŽمÙŽرِّدینÙŽ وÙŽ قÙŽهÙŽرÙŽ عُتاهÙŽ الشÙ‘ÙŽیاطینِ وÙŽ اÙŽذÙŽلÙ‘ÙŽ رِقابÙŽ الÙ’مُتÙŽجÙŽبِّرینÙŽ وÙŽ رÙŽدÙ‘ÙŽ کÙŽیÙ’دÙŽ الÙ’مُتÙŽسÙŽلِّطین عÙŽنِ الÙ’مُسÙ’تÙŽضÙ’عÙŽفینÙŽ اÙŽسئÙŽلُکÙŽ بِقُدÙ’رÙŽتِکÙŽ عÙŽلÙ‰ ما تÙŽشاَّءُ وÙŽ تÙŽسÙ’هیلِکÙŽ لِما تÙŽشاَّءُ کÙŽیÙ’فÙŽ تÙŽشاَّءُ اÙŽنÙ’ تÙŽجÙ’عÙŽلÙŽ قÙŽضاَّءَ حاجÙŽتÙ‰ فیما تÙŽشاَّءُ. پس از نجوا نمودن این دعاØŒ فرد به سجده رود و دو طرف صورت خود را بر روی زمین و خاک بگذارد و بگوید: اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ لÙŽکÙŽ سÙŽجÙŽدÙ’تُ وÙŽ بِکÙŽ امÙŽنÙ’تُ فÙŽارÙ’حÙŽمÙ’ ذُلّى وÙŽفاقÙŽتÙ‰ وÙŽاجÙ’تِهادÙ‰ وÙŽ تÙŽضÙŽرُّعÙ‰ وÙŽ مÙŽسÙ’کÙŽنÙŽتÙ‰ وÙŽ فÙŽقÙ’رÙ‰ اِلÙŽیÙ’کÙŽ یا رÙŽبِّ . توصیه شده است که در سجده اشک ریخته شود ولو به اندازه سر سوزنی که این علامت استجابت دعا می‌باشد. ان شاØ¡ الله

راسخون