✍️ نویسنده: 4
سایت نودیها - ایرانیِ زیرکِ مسلمانØŒ نوروز باستانی را با عقیده‌ی خود و به شکل دلخواه خودØŒ تغییر دادØ› قالب نوروز و صورت نوروز را نگه داشتØŒ محتوای آن را عوض کرد. نوروز باستانیØŒ نوروز پادشاهان بودØ› فرصتی برای سلاطین و حکÙ‘ام مستبد بودØ› برای اینکه شکوه خود و عظمت ظاهری خود را به رخ ملÙ‘تها بکشانند و بنشینند از آنها هدیه بپذیرند. حتÙ‘ی در زمان بنی‌امیÙ‘ه و بنی‌عبÙ‘اس که نوروز به دربارهای خلافت اموی و عبÙ‘اسی وارد شدØŒ همان رفتار و سیره‌ی پادشاهان و کسرایان فارسی باستان در دربار آنها عمل میشد. امÙ‘ا ایرانیِ مسلمانØŒ این نظم راØŒ این قالب را به‌نفع خود تغییر دادØ› اگرچه این تغییر به‌صورت دفعی انجام نگرفته است امÙ‘ا شما امروز بعد از گذشتن قرنهاØŒ مشاهده میکنید که نوروز بهانه‌ای و وسیله‌ای است برای ارتباط قلبی میان مردم و میان مبدØ£ عظمت و عزÙ‘تØŒ یعنی ذات مقدÙ‘س باری‌تعالی.(Û±Û³Û¹Û´/Û°Û±/Û°Û±)
پس از بیست‌وسه سال تلاش و مجاهدت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلمØŒ دین مبین اسلام  در سراسر شبه‌جزیره‌ی عربستان فراگیر شد. بدین ترتیب حکومت اسلامی از شرق با امپراتوری ایرانØŒ و از شمال و شامات با امپراتوری روم اشتراک مرزی یافت. در این زمانØŒ دو نامه‌ی پیامبر به پادشاهان ایران و روم و دعوت آن دو به اسلامØŒ نشان از آمادگی اسلام برای گسترش در میان ملل دیگر بود. از سوی دیگر نظام طاغوت و جامعه‌ی طبقه‌بندی‌شده‌ای که امکان هرگونه رشد و تعالی را از آدمیان سلب می‌کردØŒ زمینه‌ای را فراهم ساخت تا مردم نواحی دیگر به ویژه ایرانØŒ به زمزمه‌هایی که از اسلام شنیده می‌شد علاقه نشان دهند. زمزمه‌هایی که نشان از برابری انسان‌ها و عدم برتری نژادی بر نژاد دیگر مگر به واسطه‌ی رعایت تقوای الهی بود. ایرانیان که شاهد تحریف آئین زرتشت از سوی سلسله‌ی ساسانیان و تبعیض‌های طبقاتی - به طوری‌که حتی حق سوادآموزی هم اختصاص به طبقه‌ی اشراف داشت- و فساد رایج در دیوان حکومتی بودندØŒ با شنیدن اوصاف اسلامØŒ دل در گرو این دین الهی دادند. بدین ترتیب روح اسلام سریع‌تر و فراگیرتر از مجاهدان و لشگریانش بر ایران حاکم شد. بدون شکØŒ اگر میل باطنی و قلبی مردم ایران برای استقبال از اسلام نبودØŒ هیچ‌گاه بدین سرعت لشکر مسلمین قادر به فتح امپراتوری ایران و شکست نیروی نظامی‌ای که چند ده برابر کوچک‌تر از آن بود نمی‌شد. مرحوم آقای عزیزالله عطاردی در مقاله‌ای با عنوان «فعالیت اسلامی ایرانیان» چنین نگاشته‌اند: «همه‌ی مورخین می‌نویسند که دین اسلام با سرعتی شگفت‌انگیز در ایران پیش رفت و این ملت بدون جنگ و جدال از آن استقبال کرد و در مدت بیست سالØŒ تمام فلات ایران را از ساحل فرات تا رود جیحون و از کناره‌های سند تا کرانه‌ی دریاچه‌ی خوارزم فراگرفت. پس از این تمام کشور پهناور ایران به تصرف مسلمین درآمدØŒ طولی نکشید که اکثریت مردم این کشور به استثنای کوه‌های مازندران و دیلمانØŒ دین اسلام را پذیرفتند و فعالیت و کوشش این مردم برای تبلیغ اسلام و تحکیم مبانی و قواعد شرع مقدس شروع گردید.» بر همین اساس است که باید گسترش اسلام را بیشتر از سوی فرهنگ و روح معنوی آن بدانیم تا حضور لشکریان نظامی. همانگونه که قرن‌های بعد تاجران ایرانی با اعمال و رفتار خود در آسیای شرقیØŒ اسلام را به اهالی آن ناحیه معرفی و ترویج نمودند. این اندیشه که ملت ایران به زور شمشیر به آئین اسلام در آمدØŒ به‌طور کلی مردود استØŒ زیرا در قرن سوم هجری (ابتدا طاهریان و سپس آل‌بویه) حکومت‌های مستقل و نیمه‌مستقل ایرانی در کشورمان قدرت را به دست گرفتند و از سوی این حکومت‌ها و جامعه‌ی ایرانی آن زمان ابدا تحرکی برای بازگشت به دوران قبل از اسلام دیده نشد. این در حالی است که آتشکده‌های زرتشتیان در نهایت احترام از سوی مسلمانان نیز همچنان فعال بودند.     ایرانی زیرک مسلمان ایرانیان پس از اسلام به پیروی از دین جدید و آموزه‌های ائمه‌ی اطهار علیهم‌السلام که نمونه‌ی مجسم دین بودند به بازنگری در اعمال و عقاید و به‌طور کلی همه‌ی شئون زندگی فردی و اجتماعی همت گماردند. در حقیقتØŒ اسلام دری را به سوی مؤمنین خود گشود و ایرانیان بیش از هر قوم دیگری برای رسیدن به تعالی شتاب داشتند. حذف طبقات اجتماعیØŒ برابری انسان‌هاØŒ دعوت به دانش‌اندوزی و خردورزیØŒ از جمله دستورات اکید اسلام بود که باید در جامعه‌ی آن روز اتفاق می‌افتاد. بدین‌ترتیبØŒ سلسله‌ای از اعمال و رسومات که زائیده‌ی نظام شاهنشاهی بود باید از بین می‌رفت و یا تغییر می‌یافت. یکی از مهم‌ترین این رسومات جشن نوروز بود.     نوروز ایرانی جایگزین نوروز باستانی نوروز به‌عنوان سنتی تاریخیØŒ در ابتدا به‌عنوان جشنی به پاس آغاز بهار و رویش مجدد نعمات الهی برگزار می‌شد اما سال‌ها بعد با کمرنگ‌شدن جشن مهرگانØŒ به‌عنوان بزرگ‌ترین جشن ایران باستانØŒ و آغاز سال شمسی قرار گرفت. پادشاهان مختلف از این مراسم به‌عنوان نوعی تفاخر و فخرفروشی سود می‌بردند. حکومت‌های تابعه و رعیت‌ها نیز باید برای پادشاه در این روز هدیه می‌آوردندØŒ پادشاهان تلاش می‌کردند تا با هرچه عظیم‌تر شدن این مراسم و بالطبع هدایای دریافتیØŒ عظمت و شکوه خود و حکومتشان را به مردم و دیگر حکومت‌ها نشان دهند. در واقعØŒ دیگر جایی برای شکرگزاری از خالق طبیعت در این جشن نبود و این جشن تبدیل به جولانگاهی برای حکومت‌های استبدادی گشته بود. اما پس از ورود اسلام به ایرانØŒ نوروزی که تا قبل از اسلام نماد خودکامگی و فخرفروشی شاهان و حکومت‌های‌شان بودØŒ به مرور زمان به‌عنوان نشانه‌ای معنویØŒ اجتماعی و طبیعی بدل گشت. این دگرگونی از توجه مؤمنین به احادیث و سیره‌ی ائمه‌ی اطهار علیهم‌السلام در برابر سؤال پیرامون ماهیت نوروز و همچنین ظرافت و نکته‌سنجی ایرانیان در فهم منطق اسلام نشØ£ت گرفته است. این تغییرات که باعث دگرگونی نوروز باستانی به نوروزی ایرانی- اسلامی شد به شرح زیر است:
Û± تغییر ماهیت نوروز به ارتباط با خالق هستی و پیمان با پروردگار جهانیان برای تجدید عهد بندگی
Û² تغییر مبداØ¡ سال‌شماری از شاهنشاهی به هجرت پیامبرØŒ تا این نقطه‌ی عطف تاریخ اسلام تا همیشه ماندگار شود
Û³ ابقای معیار شمسی به‌منظور حفظ هویت سیاسی و ملی در مقابل معیار قمری
Û´ اصرار به رعایت صله‌ی رحم و اصلاح ارتباط میان مردم بنابر سفارش ائمه‌ی اطهار به این عمل خداپسندانه
Ûµ تبرک جستن از بقاع متبرکه و صالحین به‌جای تبرک جستن به حکام مستبد
ذکر این نکته بسیار ضروری است که در موارد متعددیØŒ ایرانیان می‌توانستند به این تغییرات پشت کنند و راه مرسون باستان را پیش بگیرندØŒ همانگونه که بنی‌امیه تنها با گذشت چند سال از رحلت پیامبر باز به ارزش‌های جاهلی بازگشتند و نهضت برتری عرب بر عجم را به راه انداختند و یا حاکمیت زر در بینشان رواج یافتØŒ اما ایرانیان هیچ‌گاه در طول تاریخ پس از اسلام به دوران باستان بازنگشتند و تا به امروز در این راه ثابت قدم مانده‌اند. همچنانکه امروز نیز ماهیت نوروز به جز توجه معبود به خالق هستی و آیات وجودی‌اش به سوی دیگری نیست.