✍️ نویسنده: 4

امام باقر(ع) فرمود: چون نوح نزد پروردگارش قوم خویش را نفرین کرد ابلیس ملعون نزد آن حضرت آمد و ایشان را به سه موضوع سفارش کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا موضوع سفارشات ابلیس به برخی پیامبران و رسولان الهی مسØ£له‎ای است که اهل‎بیت(ع) در روایات مختلف به آن اشاره کرده‎اند. در این بخش ماجرای سفارش ابلیس به نوح(ع) را بر اساس کتاب خصال صدوق نقل می‎کنیم.  

امام باقر(ع) به جابر فرمود: «چون نوح نزد پروردگارش قوم خویش را نفرین کرد ابلیس ملعون نزد آن حضرت آمد و گفت: اÙ‰ نوح تو حق یک نعمتÙ‰ بر من دارÙ‰ که می‎خواهم به تو به مثل آن را به تو دهم. نوح فرمود به خدا بر من ناگوار است که بر تو حق نعمتÙ‰ داشته باشمØ› آن نعمت چیستØŸ گفت بلهØŒ نفرین کردÙ‰ خدا قومت را غرق کرد و دیگر هیچ کس نماند که من به گمراه کردن او رنج ببرم. پس من راحتم تا مردم دیگرÙ‰ به وجود آیند و آنها را گمراه کنم. نوح(ع) فرمود:مثل آن چه می‎خواهÙ‰ به من بدهى؟ گفت مرا در سه جا بیاد آور که در این سه به بنده نزدیک‎ترم: هر وقت غضب کردÙ‰ مرا به یاد آورØŒ هر وقت خواستÙ‰ میان دو نفر حکم کنÙ‰ مرا به یاد آورØŒ هر وقت با زن بیگانه خلوت کردÙ‰ و با شما هیچ کس نیست مرا بیاد آور.» (خصالØŒ ج۱، صÛ±Û´Û¶)

البته باید یادآور شویم که ابلیس ملعون همیشه کوتاه‎بین بوده است و فهم چندانی نسبت به برنامه‎های خداوند و انبیاØ¡ و اوصیا نداشتØŒ زیرا باید می‎دانست که نوح(ع) بدون خواست خداوند اقدام نمی‎کرد و در اصل بر اساس آیات قرآن عامل اصلی ساخت کشتی و آن طوفان عظیم خداوند متعال بر اساس حکمتش بوده است.

این موجود خبیث در ابتدای خلقت آدم(ع) هم بر اساس فهم کوتاه خود نسبت به برنامه خداوند درباره خلیفه قرار دادن آدم(ع) بر روی زمین اعتراض داشتØŒ این در حالی بود که هیچ مخلوقی تا آن زمان توان خلافت در زمین را نداشت و با اینکه این موضوع را می‎دانستØŒ باز لب به اعتراض و لجاجت گشود. در این حدیث هم شاهدیم خود را در مقامی می‎بیند که رسول صاحب عزم را نصیحت کند هرچند برخی از اسرار خود را جاهلانه فاش کرد.

متن حدیث: لÙŽمÙ‘ÙŽا دÙŽعÙŽا نُوحÙŒ ع رÙŽبÙ‘ÙŽهُ عÙŽزÙ‘ÙŽ وÙŽ جÙŽلÙ‘ÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ قÙŽوÙ’مِهِ Ø£ÙŽتÙŽاهُ إِبÙ’لِیسُ لÙŽعÙŽنÙŽهُ اللÙ‘ÙŽهُ فÙŽقÙŽالÙŽ یÙŽا نُوحُ إِنÙ‘ÙŽ لÙŽکÙŽ عِنÙ’دِی یÙŽداÙ‹ أُرِیدُ Ø£ÙŽنÙ’ أُکÙŽافِئÙŽکÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙŽا فÙŽقÙŽالÙŽ نُوحÙŒ وÙŽ اللÙ‘ÙŽهِ إِنِّی لÙŽبÙŽغِیضÙŒ إِلÙŽیÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽکُونÙŽ لÙŽکÙŽ عِنÙ’دِی یÙŽدÙŒ فÙŽمÙŽا هِیÙŽ قÙŽالÙŽ بÙŽلÙŽÙ‰ دÙŽعÙŽوÙ’تÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ قÙŽوÙ’مِکÙŽ فÙŽØ£ÙŽغÙ’رÙŽقÙ’تÙŽهُمÙ’ فÙŽلÙŽمÙ’ یÙŽبÙ’قÙŽ Ø£ÙŽحÙŽدÙŒ أُغÙ’وِیهِ فÙŽØ£ÙŽنÙŽا مُسÙ’تÙŽرِیحÙŒ حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ یÙŽنÙ’شÙŽØ£ÙŽ قÙŽرÙ’نÙŒ آخÙŽرُ فَأُغÙ’وِیÙŽهُمÙ’ فÙŽقÙŽالÙŽ لÙŽهُ نُوحÙŒ مÙŽا الÙ‘ÙŽذِی تُرِیدُ Ø£ÙŽنÙ’ تُکÙŽافِئÙŽنِی بِهِ قÙŽالÙŽ لÙŽهُ اذÙ’کُرÙ’نِی فِی ثÙŽلÙŽاثÙŽهِ مÙŽوÙŽاطِنÙŽ فَإِنِّی Ø£ÙŽقÙ’رÙŽبÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽکُونُ إِلÙŽÙ‰ الÙ’عÙŽبÙ’دِ إِذÙŽا کÙŽانÙŽ فِی إِحÙ’دÙŽاهُنÙ‘ÙŽ اذÙ’کُرÙ’نِی إِذÙŽا غÙŽضِبÙ’تَ‏ وÙŽ اذÙ’کُرÙ’نِی إِذÙŽا حÙŽکÙŽمÙ’تÙŽ بÙŽیÙ’نÙŽ اثÙ’نÙŽیÙ’نِ وÙŽ اذÙ’کُرÙ’نِی إِذÙŽا کُنÙ’تÙŽ مÙŽعÙŽ امÙ’رÙŽØ£ÙŽهٍ خÙŽالِیاÙ‹ لÙŽیÙ’سÙŽ مÙŽعÙŽکُمÙŽا Ø£ÙŽحÙŽدÙŒ.

تسنیم