✍️ نویسنده: 9

نودیها:سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجرØŒ با حاشیه های بیشتری نسبت به دوره های گذشته برگزار شد. این حاشیه ها از چند روز مانده به آغاز جشنواره و تحت تØ£ثیر نحوه انتخاب فیلم ها ایجاد شد. برای همه جای سوال بود که چرا یک سری فیلم ها از ورود به جشنواره باز ماندند و گروهی از فیلم ها به رغم ضعف ساختاری و محتوایی موفق به راهیابی به بخش مسابقه این جشنواره شدندØŸ برگزار کنندگان جشنواره هم طبق معمول از پاسخ گویی به این پرسش ها خودداری می کردند. حواشی و جنجال های این دوره از جشنواره فجر اما با اعلام اسامی نامزدها اوج گرفت. عدم حضور فیلم های خوب و موفق مثل فیلم «۲۱ روز بعد» که هم استقبال مردم را در پی داشت و هم تحسین هنرمندان و منتقدان را برانگیخته بود در فهرست نامزدهاØŒ عامل اصلی این حاشیه ها شد. البته این رسم معمول جشنواره فجر است که همیشهØŒ آن هایی که دستشان از نامزدی سیمرغ خالی می ماندØŒ اعتراض می کنندØŒ اما تفاوت جشنواره امسال با دوره های گذشته در این بود که حتی آن هایی که نامزد شده بودند نیز به عملکرد داوری این جشنواره اعتراض کردند. کار به جایی رسید که حتی سه نفر از نامزدهای دریافت سیمرغØŒ از این موفقیت انصراف دادند. همه منتقدان از هر طیف و با هر دیدگاهیØŒ داوری این جشنواره را غیرتخصصی و فاقد جنبه فنی و تکنیکی و صرفاÙ‹ بر اساس سلیقه یا برخی مصلحت ها دانستند. اما به جز این حواشیØŒ متن و محتوای جشنواه نیز به طور آشکاری نسبت به سال های گذشتهØŒ فقیرتر و نحیف تر شد. این موضوع از آنجا حائز اهمیت است که این دوره از جشنواره فیلم فجرØŒ در آخرین سال فعالیت دولت یازدهم برگزار شد. یعنی نتیجه جشنواره و آنچه در آن اتفاق افتادØŒ حاصل سیاستگذاری فرهنگی دولت اعتدال محسوب می شود.  عدم تنوع موضوعات و ژانرهاØŒ حضور کمرنگ فیلم هایی با مضامین انقلابی و دفاع مقدس و حتی ملی و نمایش پرحجم فیلم های بی رمق و با ساختار ضعیفØŒ خلاصه ای از آن چیزی است که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر رخ داد. هرچند که تعداد انگشت شماری فیلم خوب و قابل دیدن هم به نمایش درآمد. فیلم هایی که از قضاØŒ هیچ ربطی به برنامه ریزی و سیاست دولت ندارند و حاصل ذوق و تلاش فردیِ هنرمندان محسوب می شوند. در ادامه این گزارشØŒ به مرور فیلم های مهم این دوره از جشنواره فجر می پردازیم:

ناجی جشنواره «ماجرای نیمروز»، همان طور که خودØŒ روایتگر نجات شهر از شر تروریست هاستØŒ خودش هم ناجی جشنواره امسال استØ› تنها فیلم این دوره از جشنواره است که با اطمینان و بدون هیچ شکی می توان آن را یک فیلم خوب دانست. هم محتوا و دیدگاهی ملی و انقلابی دارد و هم ساختار و تکنیکی عالی. فیلم «ماجرای نیمروز» فیلمی خوش ساخت و چشم نواز درباره حوادث سال Û±Û³Û¶Û° است. دورانی که اوج فتنه گری سازمان منافقین بود. اهمیت فیلمØŒ روایت دست اول واقعیت هایی تکان دهنده برای نسلی است که در آن دوره حضور نداشت.  محمدحسین مهدویان که پیش از این با «ایستاده در غبار» خوش درخشیده بودØŒ این بار هم فیلمی در همان سبک و سیاقØŒ اما با مایه داستانی بیشتر را تولید کرده است. هر چند که بن مایه و زمینه اصلی فیلمØŒ واقعی است و فیلمساز سعی کرده تا به دنیای واقعی نزدیک شود. ساختارØŒ بازیگریØŒ بازسازی حوادث واقعی و خلق موقعیت های فیلم در سطح استاندارد هستند. بازسازی تهرانِ سال Û±Û³Û¶Û° شمسی در این فیلمØŒ فقط به نمایش نشانه‌ها محدود نیستØŒ بلکه روابطØŒ مناسبات و روح آن زمان و زمانه نیز در فیلم تجلی یافته است.

 

 مهمتر از ساختار فیلمØŒ محتوای آن است. «ماجرای نیمروز» با اینکه یک فیلم تاریخی محسوب می‌شودØŒ اما دقیقا فیلم روز استØ› برخلاف تصور اولیه و ظاهر فیلمØŒ موتور محرکه این فیلمØŒ صرفا تضاد بین نیروهای امنیتی وفادار به انقلاب و فداییان مردم با منافقین نیستØŒ بلکه کل درام فیلم بر پایه تقابل دو دیدگاه «مذاکره گرا» و «مبارزه جو» بنا شده است. تا وقتی صحبت از سازش و رحم به دشمن در میان استØŒ حاصلی جز کابوس و رخنه موذیانه نفوذی‌ها نداردØŒ اما وقتی مقاومت و نبرد از حاشیه به اصل می‌آیدØŒ فتح و گشایش هم اتفاق می‌افتد. کمالØŒ چریک انقلابی و مبارزه جوی فیلم که کمر منافقین را می‌شکندØŒ هم نماد و نمود قهرمان ملی و مردمی و هم بغض شکفته قهرمان‌های سرکوب شده در سینمایی قهرمان‌گریز استØ› شخصیتی که از قضا جلوتر و مترقی‌تر از نگاه فیلمساز و خود فیلمØŒ راه نجات را نشان می‌دهد. گویی روح احمد متوسلیان از فیلم قبلی مهدویانØŒ «ایستاده در غبار» در این فیلم و در قامت کمال ظهور کرده است. دستاورد دیگر «ماجرای نیمروز» حرکت محمدحسین مهدویان از مستند به درام است. هر چند که فیلم قبلی او نیز مایه‌ای دراماتیک داشتØŒ اما بسیاری از مردم آن را یک مستند پنداشتند. اما فیلم جدید اوØŒ یک فیلم داستانی است که حضور بازیگران حرفه‌ای و چهره هم به این مهم کمک کرده است. اما اطوارهای مستندگرایی در این فیلم هم حاکم است. نماهای لغزان که نتیجه دوربین روی دست استØŒ وفادرای کارگردان به مستندنمایی را نشان می‌دهد. اما گاهی تمرکز و تØ£مل مخاطب را بر هم می‌زند. در مجموعØŒ می توان «ماجرای نیمروز» را یکی از بهترین فیلم های سیاسی سال های اخیر سینمای ایران دانست که هم مخاطب را با حقایقی جدید آشنا می کند و هم جذابیت بسیار بالایی دارد. ستاره ای که دیده نشد «بیست و یک روز بعد» را می توان یکی از سه فیلم خوب این دوره از جشنواره فجر دانست. سه فیلمی که هر سه توسط فیلمسازهایی جوان ساخته شده اند. محمدرضا خردمندانØŒ فیلمساز Û³Û³ ساله ای که پیش از این چند فیلم کوتاه و انیمیشن ساخته بودØŒ در نخستین Ø£ثر سینمایی خودØŒ تصویری متفاوت و خلاقانه ای از معضلات اجتماعی نشان می دهد. روایت گرم و پر التهاب فیلمØŒ همراه با ساختار محکم و بازی های خوب بازیگرانØŒ باعث شده تا فیلم «بیست و یک روز بعد» مخاطب را درباره موقعیت آدم های گرفتار در بحران های اقتصادی به درک تازه ای برساند. آنچه این فیلم را با سایر آثار اجتماعی متفاوت جلوه می دهدØŒ غلبه روحیه امید و مبارزه بر یØ£س و تیرگی است. ما با درامی روبرو هستیم که در اوج کشمکش و درگیری قهرمان فیلم با مشکلاتØŒ نه تنها ترس و سیاهی دیده نمی شودØŒ که روشنایی و زیبایی تجلی می یابد. قهرمان «بیست و یک روز بعد» هم در نوع خود کم نظیر است. نوجوانی که میان کودکی و بزرگسالی قرار دارد و بار زندگی نامتوازن زندگی را بر دوش دارد. شاید بتوان وضعیت این قهرمان نوجوان را استعاره ای از وضعیت کنونی ایران دانست. و اینکه تنها راه برون رفت از مشکلات را خوداتکایی و مقاومت و ایمان نمایش می دهد. اما دریغ که این Ø£ثرØŒ از سوی برگزار کننده های جشنوارهØŒ چندان جدی گرفته نشد.

 

دفاع مقدس از نگاه زنان امسال تعدادی فیلم دفاع مقدسی هم در این جشنواره حضور داشتند که البته آثار درخشانی محسوب نمی شوند. «دریاچه ماهی»، «اشنوگل»، «چراغ های ناتمام» و «آباجان» فیلم هایی با موضوع جنگ تحمیلی بودند که نتوانستند شوقی را برانگیزند. در میان این فیلم ها اما «ویلایی ها» جایگاه یکی از پدیده های این دوره از جشنواره فجر را از آن خود کرد. منیره قیدی در فیلم اول خود تلاش کرده تا از زاویه‌ای تازه به جنگ تحمیلی بپردازد. فیلمی زنانهØŒ درباره موضوعی مردانه که روایت آن بر اساس واقعیات شکل گرفته استØ› اردوگاهی در حاشیه مناطق جنگی که هیچ مردی در آن حضور ندارد و محل اسکان همسران رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس استØŒ بهترین بستر برای نمایش جنگ از نگاه و با احساسات زنانه است. شاید کمی کلیشه‌ای به نظر برسدØŒ اما حقیقتی است که باید دائم تکرار کردØ› شیوه نقش‌آفرینی زنان در جنگ هشت سالهØŒ یک الگوی کم نظیر و متعالی از حضور زن در عرصه مبارزه اجتماعی و فرهنگی است. اما کمتر فیلمی به این لایه مغفول اما مهم از تاریخ معاصر ایران توجه کرده است.

 

فیلم «ویلایی‌ها» جنگ را در آینه نگاه گروهی از زنان در سنین و حتی طیف‌های مختلف بازتاب داده است. زنØŒ مصداق و مظهر زندگی و زایندگی است و جنگØŒ تجلی مرگ. اما در هم آمیختن این دو ضد در این فیلمØŒ استعاره‌ای از وجه انسانی و انسان‌ساز دفاع مقدس ماست. نکته قابل تØ£مل این که به رغم حضور یک زن در مقام کارگردانØŒ کارگردان و زنانه بودن فضای درام اما مسیر روایت فیلم از افراط و اغراق در سانتیمانتالیسم در امان مانده است. این در حالی است که فیلم استعداد زیادی در افتادن به احساسات‌گرایی و به اصطلاحØŒ «هندی بازی» داشت. اما اینکه کارگردانØŒ حد نگه داشته و از امکاناتی که در اختیار او بوده به اندازه و در چارچوب مضمون فیلم استفاده کردهØŒ شخصیت دفاع مقدسی فیلم را حفظ کرده است. حتی موسیقی فیلم نیز به اندازه و به موقع است که همراه با بازی خوب بازیگرانØŒ ساختاری منسجم و استوار را برای فیلم درست کرده‌اند.

 

نماینده ناموفق نسل قدیم یکی از ویژگی های سی و پنجمین جشنواره فیلم فجرØŒ غلبه فیلمسازهای جوان بر نسل های گذشته بود. مسعود کیمیایی با فیلم «قاتل اهلی» را می توان تنها نمانده نسل قدیمی کارگردان های سینمای ایران در این جشنواره دانستØ› نماینده ای که موفقیتی نداشت. چون فیلم جدید کیمیایی همچون آثار اخیر ویØŒ فاقد ساختاری قابل قبول است. حوادث فیلمØŒ بدون هیچ منطقی رخ می دهندØŒ بازی بازیگرانØŒ کیفیت چندانی نداردØŒ موقعیت ها تصنعی و بدقواره شکل می گیرند و دیالوگ هاØŒ بی جان و شعاری هستند. علاوه بر این هاØŒ شخصیت های فیلمØŒ باورپذیر نیستند. همه این ها باعث شده اند تا «قاتل اهلی» یک شکست جدید برای کارگردان مشهورش قلمداد شود.

ماه گرفتگی

«ماه گرفتگی» به خاطر موضوع خاص خودØŒ مهم ترین فیلم سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر بود. فیلمی که حوادث مرتبط با سال Û¸Û¸ را دستمایه درام قرار داده است. این فیلم با فیلمنامه مهدی آذرپندار و کارگردانی مسعود اطیابیØŒ داستانی پر تعلیق و معمایی را نمایش می دهد. یک جوان حزب اللهی و حافظ قرآن با نام هادی همزمان با روزهای پرآشوب بعد از دهمین انتخابات ریاست جمهوری مفقود می شود. همزمان با این فقدانØŒ شایعاتی درباره حمایت او از فتنه گرها منتشر می شود. «ماه گرفتگی» با پس زمینه قرار دادن یک روایت عاشقانه و عاطفیØŒ سعی کرده تا تصویری متفاوت از ماجراهای سال Û¸Û¸ نمایش دهد. یعنی تلاش کرده تا به قول معروف یک طرفه به قاضی نرود و همدلی مخاطب مخالف نگاه فیلم را نیز برانگیزد. با این حالØŒ فقدان جسارت و صراحت باعث شده تا محتوای فیلم ابتر و بدون تØ£ثیرگذاری بماند. حتی شخصیت فرمانده بسیجی با بازی کامبیز دیربازØŒ قرار بود که قهرمان فیلم باشد هم خودش گرفتار تردید و سستی می‌شود و نمی‌تواند حس و همدلی مخاطب را برانگیزد. ماجراهای عاشقانه فیلمØŒ در سطح باقی می‌مانند و قدرت جلب توجه مخاطب جوان را ندارند. در مجموع فیلم «ماه‌گرفتگی» نمی‌تواند مخاطب را به درک تازه‌ای از وقایع سال Û¸Û¸ برساند. این درحالی است که یکی از اساسی ترین نیازهای جامعه امروز ماØŒ کشف و بازگویی حقایق فتنه است. حقایقی که بیان آن ها جسارت و ایمان بیشتری را می طلبد. اما این فیلمØŒ نه شور و احساسی را در دل عاشقان و دلسوزان انقلاب بر می انگیزد و نه می تواند مخالفان را قانع کند./

نویسنده:

آرش فهیم

پایگاه بصیرت