✍️ نویسنده: 9

نودیها:حجت‌الاسلام قرائتی در نامه‌ای خطاب به مسئولین فرهنگیØŒ حوزه‌ها و دانشگاه‌ها از دغدغه های مربوط به تحصیل نسل نو در حوزه و دانشگاه نوشت.

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک مسئولان فرهنگیØŒ حوزه‌ها و دانشگاه‌ها (دامت برکاتهم)

سلام علیکم

اینجانب بیش از نیم قرن طلبه هستم و بیش از چهل سال معلمØŒ و بیش از سی و هفت سال در شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی با محوریت قرآن و نسل نوØŒ و سبک جدید و با توجه به استقلال و وابسته نبودن به هیچ شخص و گروه و بدون تØ£مین اعتبار همراه با هر سالØŒ حدود هفتاد سفرØŒ و نوشتن سبک خود در چند کتاب و صدها کلاس‌ برای کسانی که علاقه به معلمی و تدریس مسایل دینی داشته‌اندØŒ به اینجا رسیده‌ام که عصاره‌ تجربیاتم را به اساتید به عنوان زیره به کرمانØŒ بیان کنم.

در زمستان امسال (Û±Û³Û¹Ûµ)‌ در اثر یک بیماری که یک ماهی فرصت استراحت بعد از عمل جراحی به من داده شدØŒ زمانی برای بازگشت به کارهای خود و برنامه‌های حوزه و دانشگاهØŒ پیدا کردم. زیرا با توفیق الهی هفته‌های زیادی در حوزه علمیه قمØŒ برای طلاب جوان و هفته‌ای چند روز در دانشگاه تهران از نزدیک با نسل فرهیخته حوزه و دانشگاه مØ£نوس هستم.

لازم دیدم آنچه را که به یقین درک کرده‌امØŒ به دیگران بگویم. از این چند سطر مقدمه عذرخواهی می‌کنم.

به سراغ اصل مطلب برویمØ›

شاید بتوان گفت یکی از مهم‌ترین عوامل مشکلات امروز آن است که بخش مهمی از درس‌های حوزه و دانشگاهØŒ مباحث نظری یا محفوظات یا اطلاعات غیرکاربردی استØŒ و در این زمین‌ها میوه‌های مطلوبی به بار نمی‌نشیند.

انقلابی باید بشود که در آن خاک این باغچه عوض گردد. به تمام کتاب‌ها و درس‌ها نگاه کاربردی شودØŒ نمره‌ها و مدارکØŒ بر اساس مهارت‌ها ارائه گردد. (البته با حفظ بخش‌هایی از اطلاعات و محفوظات)

امروز آموزش و پروش ما دیپلم تربیت می‌کندØŒ ‌اما چند درصد از آنان نوعی مهارت دارند که بعد از دیپلم وارد بازار کار شوندØŒ به کسب و مهارتی برسندØŒ ازدواج کنندØŒ منتظر استخدام نباشندØŒ از دولت توقع نداشته باشند و به خاطر آنکه از تحصیلاتش کام گرفته است،‌ به نظام علاقمند و از نظر روحیه جوانی بانشاط باشدØŸ

امروز اکثر تحصیلکردگان خاک آموزش و پرورشØŒ بی‌مهارتØŒ بی‌درآمدØŒ بیکارØŒ بی‌نشاطØŒ بدبینØŒ پرتوقعØŒ و کار را ننگ می‌دانند. آیا نباید این خاک عوض شودØŸ

امروز بسیاری از خروجی‌های دانشگاه‌ها نیز جز محفوظات و مدرکØŒ هیچ مهارتی ندارند. و مدرک برای آن‌ها مانع کار است و جوانانی هستند پرتوقع و مطالبه‌گر و کسانی که بدون هیچ گونه تولیدی مصرف گرا و منتظر استخدام و کار دولتی هستند و حتی حاضر نیستندØŒ مهارت‌های پدر خود را فرا بگیرند.

اساتید عزیز!!!

نداشتن مهارت یعنی نداشتن شغل! و نداشتن شغل یعنی نداشتن درآمدØŒ و نداشتن درآمد یعنی نداشتن همسر و فرزند و نشاطØŒ و نداشتن این‌ها یعنی افسردگیØŒ اعتیادØŒ توجه به فیلم‌ها و برنامه‌های فاسدØŒ فاسد شدن و دیگران را فاسد کردنØŒ بی‌اعتقادی به اسلام و نظام و...

حوزه‌های علمیه نیز اینگونه است. باید برای طلاب به نحوی برنامه‌ریزی شود که هر طلبه‌ای یک یا چند مهارت تبلیغی داشته باشند. البته حساب کسانی که توان اجتهاد دارندØŒ و از نظر روحی آماده فقیه شدن هستندØŒ از دیگران جداست. اگر ما چند مرجع و چند صد مدرس نیاز داریمØŒ در عوض ده‌ها هزار روحانی استاد و مهارت دیده لازم داریم. اگر هر پنج یا ده مدرسه یک معلم خوش سلیقه داشته باشد که بتواند پاسخگوی نسل نو باشد و مهارت‌های لازم را دیده باشدØŒ ما ده‌ها هزار طلبه فاضل لازم داریم.

مهارت‌های حوزه بسیار استØŒ از جمله: تدریس عقایدØŒ تدریس فقهØŒ و آموزش احکامØŒ مهارت‌های برخوردهای اخلاقیØŒ مهارت مناظرهØŒ مهارت نوشتنØŒ مهارت تفسیر و سخنرانیØŒ و علاوه بر این‌هاØŒ مهارت‌های تخصصی بالاترØŒ که بحمدالله بخشی از آن‌ها در حوزه ایجاد شده ولیØŒ باز در همان مهارت‌ها به جنبه‌ی نظری بیش از جنبه‌ی کاربردی توجه شده است.

هر طلبه باید آنگونه تدریس کند که عوام بفهمد و خواص بپسندد. آنگونه باشد که از درون خودØŒ بتواند جلسات و کلاس‌هایی را بدون تØ£مین اعتبار و وابستگی ایجاد کندØŒ تمام روحانیون به خصوص روحانیون جوان باید شیوه‌های جذب نسل نو را در حوزه فراگیرند. شیوه‌های دعوت به نمازØŒ شیوه‌ سبک زندگی درستØŒ شیوه بیان تفسیر قرآن و روایاتØŒ استفاده از تاریخ و مثال و داستان و هنرØŒ هر کدام مهارتی است.

گرچه دولت طرح تحولی و یا چشم‌اندازی بیست ساله تهیه کرده استØŒ اما مشکل ماØŒ طرح تحول نیستØŒ مرد تحول است. عوض کردن خاک این باغچه‌ها نیاز به یک عزم راسخ و جرØ£ت و جسارت و نوعی خط‌شکنی دارد. زمانی ما موفق هستیم که اگر امکاناتی داشتیم از آن‌ها استفاده کنیمØŒ و اگر نداشتیم خود ما آن امکانات را فراهم کنیم.

خوشبختانه کم و بیش به این مسØ£له توجه شده است که مثلاÙ‹ تØ£سیس دانشگاه فرهنگیان برای آن است که معلم در چهار سال مهارت‌های معلمی را ببیند. تØ£سیس دانشگاه علمی و کاربردی به خاطر توجه به همین نوع مهارت‌ها است. رشته‌های تخصصی در حوزه‌هاØŒ با توجه به این امر است ولی این کافی نیست. ما باید از همه‌ی ظرفیت‌ها استفاده کنیم. حتی اگر نوجوانی در اولین هفته و ماه و سال که وارد حوزه می‌شودØŒ از همان روز به او گفته شود که تو باید در نماز جماعت مدرسه شرکت کنیØŒ و اذان بگویی! ماه دوم به او گفته شودØŒ تو باید یک داستان از داستان راستان در بین دو نماز بگویی! در سال بعد به او گفته شودØŒ باید یک مقاله‌ای که در آن چند آیه قرآن باشدØŒ بنویسی. اگر شنا نمی‌داندØŒ آموزش ببیند. اگر دست خط او ضعیف استØŒ در نزد استاد خط دوره ببیند. از روز اول قرائت نماز و تجویدش بی‌مسØ£له باشد و هم‌چنین هر سال برای نوعی مهارت برنامه‌ریزی شود.

خیال نشود که فرصت نیست. حوزه و دانشگاه تقریباÙ‹ نیمی از سال تعطیل است. (سه ماه تابستانØŒ ایام عید نوروزØŒ تعطیلات بین ترمØŒ مناسبت‌های شهادت و ولادتØŒ ÛµÛ² جمعه و ÛµÛ² پنجشنبه در هر سال) بعضی از مهارت‌هاØŒ چند ساعتی بیش‌تر به زمان نیاز ندارد. شبیه مهارت رانندگی که حدود بیست الی سی ساعت وقت برای فراگیری لازم دارد. اگر این خاک باغچه عوض نشودØŒ و مهارت‌ها را به جای محفوظات نگذاریم و فقط به مدرک بسنده کنیمØŒ هیچ دولتی مسØ£له‌ی اشتغال را نمی‌تواند حل کند. و بسیاری از طلاب جوانØŒ پس از چند ماه و سالØŒ همین که دیدند مهارتی برای تبلیغ ندارندØŒ از ادامه تحصیل دلسرد می‌شوند و حوزه‌ها ریزش می‌کنند. اما اگر هر کس با مهارت خودØŒ خودش را فعال یافتØŒ به ادامه تحصیل و کار دلگرم می‌شود. و هیچ احساس پوچی و حقارت نمی‌کند.

چرا در مجامع تصمیم‌گیری از صاحبان مهارت فقط به خاطر آنکه فلانی دکتر یا مجتهد نیستØŒ دعوت نمی‌شود. ما غافل هستیم که گاهی یک صاحب مهارتی می‌تواند جمعی را از بن بست خارج کند و با مهارت خود کلید اشتغال و ازدواج و اقتصاد و استقلال و نشاط به دست دیگری بدهدØŒ در حالی که گاهی دارندگان مدارک عالیه نمی‌توانند این اثر را داشته باشند.

اینجانب با لطف خداوندØŒ بیش‌ترین تبلیغ را در حوزه و دانشگاه و صدا و سیما داشته‌امØŒ ولی اگر از من سؤال شودØŒ چند ساعت از مهارت‌های شماØŒ استفاده شده استØŒ جواب شیرینی ندارم. و بارها با پیشنهاد خودم در میان دانشجویان و طلاب رفته‌ام و مطالبی را گفته‌ام. علت این حرف آن است زمانی که نامه را می‌نویسمØŒ در بستر بیماری هستم و بعد از هفتاد سالگی که تاریخ مصرفم در حال تمام شدن استØŒ این سخنان را می‌گویم تا متهم نشوم که فلانی کمبود یا نیازی دارد. از همه‌ی اساتید و فضلاØ¡ تقاضا می‌کنم تنها به علوم و کتب و دروس و مدارک و محفوظات رسمی تکیه نکنیم و همه نمره‌ها و بودجه‌ها و تشویقات را به سوی کارهای رسمی سوق ندهیم. و با افراد مختلفی که در رشته‌های گوناگون مهارت دیده‌اندØŒ برخورد یک استاد و مدرس را داشته باشیمØŒ و از مهارت او برای کاربردی کردن علوم نظری استفاده کنیم. و باید شعار ما این باشد که در کنار حوزه‌ی علمیهØŒ حوزه‌ی عملیه به وجود بیاید. که مثلاÙ‹ چگونه اختلافات خانوادگی را حل کنیم و چگونه افراد منحرف را به توبه وادار کنیم. چگونه مشاوره صحیح و قرآنی به دیگران بدهیم. چگونه از تعطیلات استفاده صحیح کنیم. در مجالس عزا و شادی چه برنامه‌ای با چه سبکی و از طریق چه افرادی داشته باشیم. باید از روز اول کار را افتخار بدانیم نه ننگ!

 

شاگرد شما

محسن قرائتی

فارس