✍️ نویسنده: 9
نودیها:متاسفانه وقت غذا خوردن ممکن است برای بچه ای مستقل و در حال رشد باعث شود قد علم کند و قدرتش را اعمال نماید. والدین باید بتوانند با شیوه های درست مدیریت رفتارØŒ از بروز کشمکش در وقت غذا خوردن کودکانØŒ جلوگیری کنند. تقریبا اکثر پدر و مادرها با غذا خوردن فرزندان خود با مشکل مواجه می شوند. والدین عمدتا سخت نگران وضعیت سلامت و رشد جسمانی بچه ها هستند اما در مقابل فرزندان دوست دارند که والدینشان در این جنگ شکست بخورند و به همین دلیل در هنگام غذا خوردن می خواهند استقلال خود را حفظ کنند. در اینجا همه می خواهند کنترل اوضاع را به دست بگیرند. والدین نوع و زمان غذا را تعیین می کنند و بچه ها مقدار و نحوه غذا خوردن را. از آنجا که غذا خوردن تا حدی تحت کنترل کودکان است تعجبی ندارد که در دوران کودکی مشکلاتی در این رابطه پیدا شود.

بررسی یک نمونه موردی

خانم رستگار به خاطر دختر Û²Û² ماه خود به نام موژان نزد روان شناس مراجعه کرده است. او موژان را دختر سالمی می داند که به درستی غذا نمی خورد. البته موژان با پرستار بهتر غذا می خورد ولی با این حال غذا خوردن او Û´Ûµ-Û¶Û° دقیقه زمان می برد. خانم رستگار پنج ماه از بارداریش می گذرد و این مساله یعنی غذا نخوردن موژان او را به شدت نگران کرده است. خانم و آقای رستگار خانواده ای از طبقه متوسط هستند. آقای رستگار برنامه ریز کامپیوتر است و در یک شرکت خصوصی مشغول به کار است. خانم رستگار نیز دستیار دندانپزشک است و به طور تمام وقت در کنار یک دندانپزشک مشغول به کار است

مرحله اول: بررسی های اولیه

موژان فرزند اول آنهاست که دختری با توانایی های زیاد معرفی می شود که به بازی و قصه خوانی و رنگ کردن علاقه زیادی دارد ولی به خوردن غذا توجهی ندارد. او هر روز از ساعت هفت صبح تحویل پرستار داده می شود و پنج بعد از ظهر والدین او از سر کار باز می گردند. برگه یادداشت دو هفته ای غذا (که به تقاضای روان شناس پر شده بود) نشان می داد والدین و پرستار موژانØŒ وقت مشخصی برای خوردن وعده های غذایی اصلی و سبک تعیین نکرده بودند و غذای مصرفی آنها بیشتر سیب زمینیØŒ شیر برنجØŒ ماستØŒ میوهØŒ شیر کاکائوØŒ آب میوه مصنوعی و .. بوده است.

مرحله دو: مصاحبه با والدین و کودک

از نظر خانم و آقای رستگار مشکلات موژان به زمانی بر می گردد که دوره انتقال از شیر خوردن با شیشه به خوردن غذاهای سفت به درستی طی نشده است. با اینکه آنها موژان را یک سالگی از شیر مادر گرفته اند ولی موژان به تازگی خوردن غذاهای سفت را شروع کرده است. موژان فقط به خوردن شیر خشک یا شیر طبیعی علاقه داشت و میل چندانی به غذا ندارد.

مرحله سوم: مشاهده رفتار

موژان دختری کوچک اما باهوش است که سعی می کند همه جای اتاق روان شناس را کشف کند. در طی جریان مصاحبهØŒ او چند بار تقاضای شیر از مادر می کند و مادر هم به خواسته او عمل می کند و شیشه شیرش را در اختیارش قرار می دهد. اما از تقاضای پدر برای خوردن شیر برنج سر باز می زند.

مرحله چهارم: اطلاع دادن یافته ها و توصیه های درمانی

روان شناس بالینی با بررسی شرایط موژان و سبک رفتاری والدینش به آنها این گونه توصیه کرد: مشکل موژان ریشه در کنار گذاشتن شیر و خوردن غذاهای سفت است. و توضیح داد که اکثر بچه ها انتقال از این دوره را از سن شش تا نه ماهگی انجام می دهند. همچنین روان شناس به خانم و آقای رستگار گفت که ضمن کم کردن تدریجی شیر خوردن موژانØŒ مصرف غذای سفت او را بالا ببرند. این کار منوط به تدوین یک برنامه غذایی منظم برای دوره ای معین و دادن غذاهایی که درجه سفتی آنها فرق داشت بودØŒ بود. با توجه به لجبازی قوی موژان ØŒ به پدر و مادرش توصیه شد تا با توسل به برخی از فنون رفتاری حرف شنوی وی را افزایش دهند و رفتار مخل او را کم کنند.

سیر درمان

روان شناس بالینی ظرف دو ماهØŒ چند جلسه با پدر و مادر موژان برگزار کرد. هدف مقدماتی درمانØŒ تنظیم یک برنامه غذایی منظم برای موژان و مجبور کردن موژان به غذا خوردن بود. در دو هفته اولØŒ والدین و پرستار موژانØŒ برنامه منظم شش وعده کوچک غذایی(Û¶ صبحØŒ Û¹ صبحØŒ Û±Û² ظهرØŒ Û³ بعد از ظهرØŒ Û¶بعد از ظهر و قبل از خواب) را روی موژان اجرا کردند که هر وعده غذایی نباید بیش از Û±Ûµ دقیقه طول می کشید. در پایان هر وعده غذاییØŒ غذای باقی مانده را بر می داشتند. والدین موژان باید غذایی به او دهند که دوست دارند و بعد از غذا شیر کاکائو و آب میوه که باب میل اوست را به او می دادند. ضمنا موژان می تواند میان وعده های غذایی فقط آب بخورد. او در هنگام غذا خوردن باید روی یک صندلی بلند بنشیند و تمام عوامل ایجاد کننده حواس پرتی اعم از اسباب بازی و تلویزیون و .. را حذف کنند.پدر و مادر یا پرستار باید کنار موژان بنشینند و با او غذا بخورند و درباره غذا خوردن او صحبت کنند و او را تشویق به غذا خوردن کنند. در ابتدای امر چون خانم و آقای رستگار نگران سو تغذیه فرزندشان بودندØŒ بعد از پایان هر وعده غذایی استفاده از شیر کاکائو و آب میوه ممانعتی نداشت.این برنامه به مدت دو هفته اجرا شد و غذا خوردن های موژان کاملا ثبت میگردید و در پایان دو هفته یادداشت غذا خوردن موژان در اختیار روان شناس بالینی قرار گرفت. به نظر می رسید که در پایان این دو هفته و بعد از اجرای منظم برنامه غذاییØŒ موژان در وعده های غذایی خودشØŒ غذاهای خاصی رامطالبه می کرده است.

بعد از دو هفته

در پایان هفته دوم روان شناس بالینی و پدر و مادر موژان بر سر یکی سری از اصول با هم توافق کردند: -بالا بردن حرف شنوی موژان از طریق توجهØŒ اجابت و تقویت رفتارهای مناسب موژان و کم کردن دستورات -جایگزین کردن شیر سفید به جای شیر کاکائو و آب میوه مصنوعی بعد از هر وعده غذایی -خانم و آقای رستگار موظف شدند که هر سه روز یک بار غذایی جدید به موژان ارایه دهند تا بر تنوع رژیم غذایی او بیفزایند. مادر و پدر موژان موظف بودند که به ثبت غذای روزانه وی بپردازند و بعد از گذشت حدود چند هفته از این کار ملاحظه کردند که نه تنها غذا خوردن فرزندشان بسیار منظم شده بلکه وی در وعده های غذایی خود خواهان دریافت غذاهای بیشتری است. در نهایت نیز مقرر شد که بر حجم سه وعده غذای اصلی او افزوده شود و در مقابل ازحجم سه وعده سبک وی(یعنی میان وعده ها) کاسته شود. مثلا در میان وعده ها به جای استفاده از کلوچه از میوه و سبزیجات استفاده گردد. موژان رفته رفته بین وعده های غذاییØŒ غذای بیشتری می خواست و پد و مادرش هرگاه او از غذا خوردن امتناع می کردØŒ او را محروم می کردند. به مرور نیز موژان در فاصله کوتاهی مقدار غذایی که در هر وعده غذای اصلی طلب می کرد بیشتر می شد. پیگیری بعدیØŒ بعد از گذشت چند ماه هم نشان داد که وضعیت غذا خوردن موژان منظم و اصلاح شده است و علی رغم تعطیلات نوروز و مسافرت و حتی بعد از تولد فرزند دومØŒ همچنان او در حال بهتر شدن بود. تبیان