✍️ نویسنده: 9
بانوی ایرانی به کجا چنین شتابان؟؟؟
نودیها:زنان به طور کلی جماعتی ساده هستند به لحاظ ظاهری. زنانی که تفکرشان آزاد بود تقریبا هیچ گونه آرایشی در صورت هایشان دیده نمی شدØŒ چه در جوان ها و چه در پیرهایشان. آنها درهر شغل و موقعیتی که بودند به فکر جلب توجه نبودند. مهماندار هتلØŒ خانمی کاملا جوان بود که با صورتی بشاش و گشاده به مهمانان حاضر در رستوران خوشامد می گفت. لباسش بیشتر شبیه به سارافون هایی بود که دانش آموزان به تن می کنند. موهایی کاملا ساده که از پشت بسته شده بود و عینکی با فریم مشکی ... هر روز که می گذشت بیشتر به این نتیجه میرسیدم که زنان در این سرزمین چقدر راحت زندگی می کنند چون از قید و بند خوب ظاهر شدنØŒ آزادند. چون ظاهر خود را به عنوان پدیده ای برای عرضه شدنØŒ در نظر نمی گیرند. از آن روز به زنان بیشتری نگاه کردمØŒ دخترهای زیادی را دیدم که خیلی اضافه وزن داشتند. زنی که چند خال گوشتی روی دستش داشت و کاملا نمایان بود. یافته های ذهنی ام مرا به نتایج جالبی رساند. با خودم فکر کردم ای کاش زنان و دختران سرزمین منØŒ اینجا بودند و این صحنه ها را میدیدند. به این موضوع اندیشیدم که چه چیز موجب شده تا ظاهر خوب داشتنØŒ لاغر بودن و استفاده از لباس های متنوع برای بانوان ایرانی بسیار مهم باشد. به این ترتیب بود که بعد از زنانØŒ به مردهای این سرزمین فکر کردمØŒ به زندگی هایی که از جسمانیت عبور کرده ØŒ مردهایی که نمی گویند خال گوشتی ات را بردارØŒ فکری به حال خط پیشانی ات بکنØŒ دندانهایت چرا زرد شدهØŸ... ماه گرفتگی ات را درست کن... من عمیقا به فکر فرو رفتم. بسیاربه زن های کشورم فکر کردم!! به مکالمات رایجی که این روزها میان زنان و دختران سرزمینم رد و بدل می شود. "ابروهایت را بردار! چرا بینی ات را عمل نمیکنیØŸ چرا به صورتت بوتاکس نمیزنیØŸ این چه هیکلیستØŸ باید رژیم بگیریØŒ بهتر است به دکتر تغذیه مراجعه کنی ... . و همه اینها باعث شد تا عمیقا به معنای جهان اول و جهان سوم فکر کنم و شاید برای اولین بار وجدان کنم که چرا جهان سومی محسوب می شوم... و چه سخت است باور این موضوع که ما هنوز برای هم لباس می پوشیم و تیپ میزنیم و در این راه پول های زیادی خرج میکنیم ,برای هم رژیم می گیریم و جسم و فیزیک به بدترین شکل ممکنØŒ برای ما اولویت استØŒ شبیه هم بودنØŒ برای زیبا بودن... نداشتن خود باوری و اعتماد به نفس و مخفی کردن نداشته هایمان در پشت نقاب اندام و بینی های عمل شده و لب هایی که به طرز غیر طبیعی از ژل پر شده اند... به راستی چرا اینگونه شده ایم ØŸچرا در عین حالی که دیگران را واقعا نمیبینیم و دوست نداریم و احترام نمیگذاریم و....اما تمام زندگیمان را بر اساس نگاه هایشان تنظیم میکنیم ؟؟؟ به نظر میی رسد تفاوت ما با انهاØŒ فقط در منطقه جغرافیایی و وضعیت اقتصاد و معیشت مان و... نیست بلکه در طرز فکری است که جهان سومیان به آن دچارند. شاید بتوان گفت که مفهوم آزادی در آنجا که یک کشور اروپایی استØŒ رها شدن از لباس وپوشش و حجاب نیستØŒ بلکه رهایی از تفکرات و ذهنیتهایی است که افکار ما را دچار مسمومیت کرده و زندگیهای ما را شبیه به بردگان کرده است. انگار ما برده یکدیگر شده ایم....برده نگاه ها و قضاوت های دایمی و نابجایی که نسبت به یکدیگر داریم.... تبیان
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.