✍️ نویسنده: ghaderyaser
🏷️ دسته: 124
📊 بازدید: 1,286
خبرگزاری مهاجر - مقالات و پژوهش

باید توجÙ‘ه داشت که اعمال عبادیØŒ اقسام مختلف دارد:
بعضی از آن هاØŒ در عین حال که عبادت است و برای اطاعت امر خدا آورده میشودØŒ دارای حظÙ‘ نفسانی هم میباشد و آدمیØŒ بالطÙ‘ÙŽبع نیزØŒ تمایل و گرایش بهآن دارد. مانند ازدواج کردنØŒ غذا خوردنØŒ خوابیدن و امثال این امور که ممکن است هم عنوان عبادت و امثال امر خدا به خود بگیرد و هم وسیلØ© ارضای تمایل نفس و طبیعت گردد.
بقیه مقاله در ادامه
منبع : تبیان
قسم دیگرØŒ کارهایی است که لÙŽذÙ‘ت نفسی نداردØŒ ولی از نظر عقلØŒ مورد رÙŽغبت و میل انسان است. مانند تحصیل علم و احسان به مستمندان و دستگیری از افتادگان و راهنمایی گمگشتگان و نظایر آن که گرچه هوای نفس و شهوت حیوانیØŒ طالب آن نیستØŒ ولی از دیدگاه عقلØŒ مطلوب و نزد خردمندانØŒ مقبول است. لذا وقتی در مسیر عبادت هم افتاد و برای جلب رضای خدا انجام شدØŒ جنبØ© عبادت و مطلوبیÙ‘ت الهیØŒ با جنبØ© مطلوبیÙ‘ت عقلی همراه میشود.
اگر چه این دو قسم عبادتØŒ عبادت خدا هستØŒ امÙ‘ا چون با حÙŽظÙ‘ نفسانی و عقلانی همراه استØŒ رسیدن به درجات بالای اخلاص در آن ها مشکل شده و انسان به طور قطع نمیتواند مطمئن شود که در انجام این امور تنها دعوت کننده و محرÙ‘کش خداوند بوده و اصلاÙ‹ عامل دیگری در آن دخالت نداشتهاست.
بلکه اگر آدمیØŒ در بسیاری از این اعمال که بهعنوان عبادت انجام میدهدØŒ دقÙ‘ت و کنجکاویکندØŒ میبیند سهم عقل و نفس در این عبادت هاØŒ بیش از سهم خدا بوده و به این ترتیب برای سرکوبی نفسØŒ سلاح مÛ†ثÙ‘رÙ قاطعی به کار نرفتهاست.
شیطان در این مواردØŒ با حیلهگریهای فراوانØŒ وسوسههای گمراهکنندهاش را در پوشش عبادت و کار خیر و تحصیل علم و انفاق و احسان در دل انسان جا داده و نیÙ‘ت آدمی را به ریا و نفاق و حبÙ‘ مشهور شدن و سایر هدف ها و هواهای نفسانیØŒ آلوده میسازد و اعمال عبادی را از ارزش و بهای واقعی میاندازد.
امÙ‘ا قسم دیگری از عبادات در شرع مقدÙ‘س وجود داردکه از حظ های نفسانی و فواید عقلانی در آن ها خبری نیست. بلکه یک سلسله اعمالی است که نه نفس به انجام آن مایل است و نه عقل به انجامآن رغبتی دارد. مانند بیرون آمدن از لباس معمول و رسمی و پوشیدن دو قطعه پارچØ© بیدوخت در حال احرامØŒ برهنه نمودن پا و سرØŒ ترک بسیاری از عادت هایی که با آن ها الفت و انس برقرار کردهØŒ چرخیدن دور یک خانØ© سنگیØŒ بوسیدن یک سنگ سیاهÙ منصوب در رکن کعبهØŒ هفت بار رفتن و برگشتن میان دوکوه صفا و مروهØŒ توقÙ‘ف نمودن بهقید الزام در اوقات معیÙ‘نØŒ میان بیابانهای سوزان پر از خاک و سنگÙ منا و عرفات و مشعر پرتاب نمودن سنگریزههای معدود به ستونهای مخصوص در بیابان منا. بدیهی است این کارهاØŒ نه مطلوب نفس است و نه محبوب عقلØ› نه نفس انسان از این ها لذÙ‘تی میبرد و نه عقل انسان برای آن ها فایده و فلسفهای میفهمد. بلکه فقط امر خدا و فرمان خالق یکتا و آفریدگار عقل و نفس استکه انسان مسلمان را وادار به انجام اینسلسله اعمال میسازدØŒ بدون اینکه توقÙ‘ع و انتظار رسیدن به یک لذÙ‘ت نفسی یا بهرØ© عقلی از ادای این وظایف در نظرش باشد. زیرا در منطق یک مسلمانÙ تربیت یافتØ© در مکتب توحیدÙ قرآنØŒ تنها عامل تØ£مین سعادت وکمال نهایی انسانØŒ اسلام استØ› Ø¥نÙ‘ÙŽ الدÙ‘ین عÙندÙŽ اللهØŒ اÙŽلØ¥سلام. و اسلام هم یعنی تسلیم خدا گشتن و مطیع صÙرف خدا بودن و عقل و اراده و اختیار خود را در جنب علم و اراده و اختیار حضرت خالق فانی ساختن و چرخیدن به هر سمتیکه او میخواهد و متشکÙ‘ل شدن به هر شکلیکه او دوست دارد.
عالیترین فلسفØ© اوامر و نواهی در شرع مقدÙ‘س از نظر روشندلانÙ واقعبینØŒ همانا به دست آوردن روح تسلیم و خضوع در مقابل حضرت هدیه دهنده ی کمال و بخشندØ© جمال استکه بابÙالاÙŽبوابÙ جمیع کمالات و سعادات بیپایان است. ولی متاسفانه انسان بینواØŒ بیخبر از رمزکارØŒ همهاش داد از فلسفØ© احکام میزند و روشنفکری و حسÙ‘ کنجکاوی خود را به رخ میکشدکه: فلان دستورØŒ چه فایدØ© بهداشتی برای بدنم داردØŸ و آن حکمØŒ از نظر اقتصادی و اجتماعیØŒ دارای چه آثاری میتواند باشدØŸ و آن عملØŒ کجای زندگی ما را رونق میدهدØŸ و از اینقبیل سؤال هاکه حکایت از غرق شدن افکار اکثریÙ‘ت در امور مادÙ‘ی مینماید و حکایت از این میکند که مردم روزØŒ اکثراÙ‹ دین را نوکر خدمتگزار دنیا دانسته و از آنØŒ بهطور انحصارØŒ انتظار منافع مادÙ‘ی دارند. و در غیر اینصورتØŒ دستورات عالیØ© آسمانی را ارتجاعی و غیر قابل اجرا در جمعآدمیان میشمارند! البتÙ‘هØŒ این طرز تفکÙ‘ر جاهلانهØŒ مختص به عصر معیÙ‘نی نیست. بلکه در تمام اعصار گذشته بوده و در مقابل انبیای خدا و سفیرانآسمانیØŒ اظهار شده وآثار شومی هم بهدنبال داشتهاست.
قرآن در سه آیØ© آغازین از آیات هفتگانØ© 164 تا 170 سورØ© اعراف از صفحØ© 172ØŒ به دنبال آیØ© پایانی صفحØ© قبلØŒ از قومی از یهود به نام اصحاب سÙŽبتØŒ سخن به میانآورده که «در یک شهر ساحلیØŒ مشرف بر دریای احمر سکونت داشتند» و شغلشان ماهیگیری بود. اینگروه از بنیاسرائیل بر اساس سنÙ‘ت امتحان الهیØŒ از طرف خدا مکلÙ‘ف شدند روز شنبه را در میان ایÙ‘ام هفتهØŒ اختصاص به عبادت دهند و از صید ماهی خودداری کنند و روزهای دیگرØŒ درکار خودآزاد باشند.
ازآن جا که باید صحنØ© امتحانØŒ با دشواری همراه باشد و انسان از طریق مبارزØ© با شهوات نفس امÙ‘ارهاشØŒ درجØ© تسلیم و اخلاص خود را بارز سازد و بهکمال قرب خدا نائل گرددØŒ این بود که بر حسÙŽب تقدیر خدا «روزهای شنبه که روز مخصوص عبادت آن قوم بودØŒ سیل جوشان ماهی بر صفحØ© آب ظاهر میشد در حالتی که سرهای خود را بالا گرفته» و با اندامهای زیبا و پرگوشت خود همچون گوسفندهای چاق و فربه در لابهلای امواج میغلطیدند و تا مقابل درب خانههای مردم میآمدندØ› شکمهای سفید و برÙ‘اقشان دلربایی میکرد و چشمهای حریص و پراشتیاق ماهیگیران ساحل را به خود متوجÙ‘ه میساختØŒ طوریکه خودداری کردن از صید آن همه ماهیان جذÙ‘اب و دلربا و دستبرداشتن از آن همه ثروت سرشار برای امتثال فرمان خداØŒ در نظرشان بسیار سنگین وگران میآمد. و عجیب آن که «از فردای آن روز تا شنبØ© آیندهØŒ ماهی کمیاب میشد». گوییکه نسل ماهی منقرضگشته یا در قعر دریا فرو رفتهاند.آریØ› ایناست معنای ابتلا و امتحان الهیکه میفرماید: «کÙŽذلÙکÙŽ نÙŽبلوهÙم بÙماکانوا یÙŽفسÙقونØ› ما آنانرا بهجهت طغیان و عصیانشان به چنینامتحان دشواری میآزمودیم».
عاقبتØŒ جلوهگریهای فریبندØ© ماهیان دریا و هیجان حرص ثروتاندوزی در دلهاØŒکار خود را کرد و سدÙ‘ ایمان را در هم شکست و مردم دنیادوست را به وادی گناه افکند و از راه مÙزÙŽوÙÙ‘رانØ© مخصوصی که شیطان به فکرشان انداختØŒ «دست به ماهیگیری در روز شنبه که از طرف خدا تحریم شدهبودØŒ زدند و فرمان خدا را زیر پا نهادند. تا آنجا که مخالفت امر خدا در میانشانØŒ بهصورت یککار عادی درآمد و طغیانØŒ از حدگذشت. در آن موقع بودکه فرمان نزول بلا از جانب خدا صادرگشت و آنجمعیÙ‘ت طاغیØŒ بهصورت بوزینگانی منفور و پلید درآمدند» و بساط زندگیشان از صفحØ© گیتی برچیده شد و به هلاک دائم افتادند.
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.