✍️ نویسنده: 9
نودیها:روان‌شناسی مثبتÙ’ ادعا می‌کند شرایط اقتصادی تØ£ثیر کمی بر شادمانی دارند. درعوضØŒ آنچه واقعاÙ‹ مهم است نگرش ماست. درهرحالØŒ مهم نیست که به ایدÛ€ «پول شادمانی نمی‌آورد» چه اندازه دل‌بسته‌ایمØŒ زیرا نتایج پژوهش‌های جدید خلاف این را نشان می‌دهند. با پول نمی‌توان شادمانی خرید: یکی از بدیهیاتی که به‌ندرت مورد پرسش واقع شده است. همچنین احتمالِ این بیشتر است که کسانی که هرگز بی‌پول نبوده‌اند با اشتیاق از آن استقبال کنند. یک بار چلسی کلینتون در عین فروتنی به خود چنین بالید: «تلاش زیادی کردم که به پول اهمیت بدهمØŒ اما نتوانستم.» درهرحالØŒ مهم نیست که به این ایده که «پول شادمانی نمی‌آورد» چه اندازه دل‌بسته‌ایمØŒ زیرا نتایج پژوهش‌ها خلاف این را نشان می‌دهند. پس از روابط عمومی و اجتماعیØŒ وابستگی میان درآمد و خوشبختی یکی از تنومندترین شاخه‌ها در ادبیات مرتبط با شادمانی است. همچنین پژوهشی جدید نشان می‌دهد که این پیوندِ روان‌شناختی چه اندازه عمیق است و شرایط اقتصادی ما با چه ظرافتی راه خود را به درون روان‌های ما باز می‌کنند. این پژوهش به ما می‌گوید که پول نه‌تنها از ما در برابر استرس‌های آشکار روزمره حفاظت می‌کندØŒ بلکه می‌تواند اساسی‌ترین نیازهای روان‌شناختی ما یعنی همان رابطÛ€ انسانی را بخرد. هرچه درآمدمان بیشتر باشدØŒ احتمال کمتری دارد که تنهایی را تجربه کنیم. این پژوهش مبتنی بر مجموعه وسیعی از پژوهش‌ها است که پیامی مشابه می‌دهند. هرچند آشکارا پولÙ’ تضمینی برای خشنودی نیست و نابهنجاری‌هایی نیز در داده‌ها وجود داردØŒ اما به‌عنوان قانونی کلی می‌توان گفت هرچه از لحاظ اقتصادی وضع بهتری داشته باشیمØŒ شادمان‌تریم. باوجوداین هنوز حرفهایمان دربارÛ€ نامرتبط‌بودن پول با شادمانی راØŒ بارهاوبارهاØŒ همچون نوعی لاف‌زنی دربارÛ€ مادی‌گرانبودنمانØŒ تکرار می‌کنیم. علاوه‌براینØŒ در سال‌های اخیر با پیدایش جنبش بسیار پرنفوذ روان‌شناسی مثبتØŒ اعتبار آکادمیک جدیدی نیز به این ایده اعطا شده است. روان‌شناسی مثبتØŒ یعنی مطالعÛ€ شادمانی و راه‌های افزایش آنØŒ رشته‌ای آکادمیک با عمری کمتر از بیست سالØŒ یکی از رشته‌ها با سریع‌ترین میزان رشد و از تازه‌ترین رشته‌های تØ£ثیرگذار در آمریکاست. با استادان روان‌شناسی مثبت برای نصیحتِ هرکسیØŒ از سرمایه‌داران آمریکا گرفته تا دولت بریتانیاØŒ قرارداد بسته شده و این رشتهÙ’ صعنت کاملی از کتاب‌های خودیاریØŒ مربیگریØŒ درس‌ها و مشاوره را به وجود آورده است. از همان ابتداØŒ شالودÛ€ فلسفی و بنیادینِ بخش اعظم جنبش روان‌شناسی مثبتÙ’ این بوده است که شرایط ما (ازجمله شرایط اقتصادی) پیامدهای کمی برای شادمانی ما دارند. درعوضØŒ آنچه واقعاÙ‹ مهم است نگرش ماست. در این جهان‌بینی می‌توانیم با تکنیک‌های درست و عرق‌ریزیِ احساسی کافیØŒ «با مثبت اندیشی» راه خود را از دلِ هر بدبختی به بیرون پیدا کنیم. روان‌شناسانِ این رشتهØŒ اغلب با استفاده از پژوهش‌های کوچک یا پژوهش‌هایی با روش‌شناسی‌های غلط به‌عنوان شاهدØŒ بارهاوبارها این ادعا را تکرار کرده‌اند که «پول از اهمیت حداقلی برای خوشبختی برخوردار است». مارتین سِلیگمنØŒ استاد دانشگاه پنسیلوانیا در کتاب روان‌شناسیِ مثبتِ تاثیرگذارشØŒ شادمانی اصیلØŒ می‌نویسد: «افزایش ثروتÙ’ آثار ناچیزی بر شادمانی شخصی دارد.» دنیل گیلبرتØŒ روان‌شناس هارواردØŒ ایده‌ای مشابه را در سخنرانی تِد بسیار محبوبشØŒ که تاکنون بیش از دوازده‌میلیون بار دیده شده استØŒ با عنوان «دانش شگفت‌انگیز شادمانی» بررسی کرد. او از پژوهشی با روش‌شناسیِ فاجعه‌بارØŒ که در دهÛ€ Û±Û¹Û·Û° انجام شده بودØŒ به‌عنوان شاهدØŒ نقل‌قول کرد. این پژوهش حاکی از آن بود که گروهی کوچک از برندگان بخت‌آزماییÙ’ شادمان‌تر از گروهی از قربانیان فلج‌شده تصادفات نبودند. (هرچند گیلبرت بعدها با فروتنی اعتراف کرد که آن پژوهش درواقع حتی چنین چیزی را هم نشان نمی‌داد.) اصرار روان‌شناسی مثبت بر اهمیتِ اندکِ شرایط بر شادمانی ما و نیز تمرکز مستمر بر تلاش فردیÙ’ رنگ‌وبویی ایدئولوژیک داردØŒ یعنی گونه‌ای نئولیبرالیسمِ احساسات است. احتمالاÙ‹ با درنظرگرفتن تاریخ و حامیان مالی روان‌شناسی مثبتØŒ این نگرش فلسفیÙ’ تعجب برانگیز نباشد. تØ£مین مالیِ بخش بزرگی از پژوهش‌های آکادمیک روان‌شناسی مثبت را بنیاد تمپلتن بر عهده گرفته استØŒ گروهی که میلیون‌ها دلار صرف تØ£مین بودجÛ€ اکثر مراکز پژوهشیِ مهم در حوزÛ€ روان‌شناسی مثبت در آمریکا کرده است. بااینکه بنیادØŒ از لحاظ سیاسیØŒ ظاهری خنثی داردØŒ بنیان‌گذار و رئیس آنØŒ تا زمان مرگش در سال گذشتهØŒ سِر جان تمپلتن جونیور بوده است. او حامی مالی‌سیاسیِ گشاده‌دستی برای جناح راست است که در طول زندگی‌اش میلیون‌ها دلار به حزب جمهوری‌خواه و آرمان‌های سیاسی گوناگونِ ضددولتی در جناح راست کمک کرده است. بنیاد تمپلتن از همان ابتدا حوزÛ€ مسئولیتِ فکریِ روان‌شناسی مثبت را برای آن مشخص کرد. این کار با تØ£مین اعتبارِ پروژه‌هایی صورت گرفت که به‌قصد نشان‌دادن اهمیت تلاشِ فردی برای رسیدن به شادمانی از طریق خوش‌بینیØŒ تمرین‌های قدرشناسی و چیزهایی ازاین‌دستØŒ طراحی شده بودند. ناگفته نماند که همÛ€ این پروژه‌ها در شرایطی طراحی شده بودند که اهمیت بافت اجتماعی را نادیده می‌گرفتند. استقبال پرشور سرمایه‌دارانِ آمریکا از روایتِ بی‌ارتباطیِ پول با شادمانی جای تعجب ندارد. برخی از آن‌ها جزو بهترین مشتریان جنبش روان‌شناسی مثبت‌اند و با اشتیاقØŒ افزایش دستمزد را با «آموزش شادی در محیط کار»، و اتحادیه‌داری را با «تفکر مثبت» جایگزین کرده‌اند. اما این حکایتی خطرناک است. پول مهم است و اکثر ما بسیار کمتر از گذشته پول داریم. برای اکثر کارگرانØŒ درآمد واقعی در طول دهه‌ها به‌ندرت تغییر کرده و درآمدِ بیشتر از یک‌چهارم کارگران آمریکاییØŒ به‌صورت رسمی به‌عنوان «دستمزدهای روی خط فقر» طبقه‌بندی شده است. Û´Û¶میلیون نفر در ایالات متحده زیر خط فقر زندگی می‌کنند و حتی طبقÛ€ متوسطÙ’ درگیر بحران اقتصادی است. نزدیک به نیمی از آمریکایی‌ها برای تهیÛ€ چهارصد دلار در شرایط اضطراری به تکاپو می‌افتند. پول برای خوشبختی ما مسئله‌ای حاشیه‌ای نیستØŒ بلکه درست در مرکز و متن آن است. باید به‌جای شرمنده‌بودن از اعتراف به آنØŒ از بالای پشت‌بام‌ها فریادش بزنیمØŒ روی درِ یخچال‌های خود بچسبانیم و به‌عنوان شعار دعوت به کُنشِ اجتماعیØŒ از آن استفاده کنیم. پولÙ’ شادمانمان می‌کند! خلاف این را پیش‌نهادنÙ’ ما را از لحاظ معنوی روشن‌ضمیرØŒ یا از لحاظ اخلاقی برتر نمی‌کندØŒ بلکه ما را بی‌خبر نشان می‌دهد. باشگاه خبرنگاران