✍️ نویسنده: meisamabolhasani
🏷️ دسته: 124
📊 بازدید: 1,395

برای دیدن پوستر با کیفیت عالی بر روی آن کلیک کنید

 

بنا بر عده ای روایات ØŒ یکشنبه هفتم ماه صفر ØŒ سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد. یکی از موضوعات ساختگیØŒ که برخی از مورÙ‘خان اسلامیØŒ آگاهانه یا نا آگاهانه به نقل آن پرداخته‏ اندØŒ موضوع ازدواجها و طلاقهای متعدد حضرت امام حسن مجتبی علیه‏السلام است. بسیار جای تØ£سف است که اینان بدون بررسی صحÙ‘ت و یا عدم صحÙ‘ت این گونه قضایاØŒ آنها را در کتابهای خود آورده‏اند.
 
مشروح کامل در ادامه

 

همین کوتاهی‏ ها موجب شد دشمنان اسلام و اهل بیت علیهم‏ السلام برای انتقام گرفتن از اسلامØŒ روی همین موضوع ساختگیØŒ سخت پافشاری نموده و توهین و جسارتها را از حد بگذرانند. وظیفه خود دیدیم در برابر هتÙ‘اکی های نویسندگان مغرضØŒ مانند «اکرم البستانی»ØŒ به بررسی این موضوع از جنبه تاریخی بپردازیم.
 
امام حسن علیه‏السلام و تهمت طلاق
برخی از مورÙ‘خان نوشته‏اند که امام حسن مجتبی علیه ‏السلام پی در پی ازدواج می‏کرد و طلاق می‏داد. و این کار آن قدر تکرار شد که امیرمؤمنان علیه‏السلام به مردم کوفه فرمود: ای اهل کوفه! دخترانتان را به عقد حسن در نیاوریدØ› چرا که او فردی طلاق دهنده است. مردی از طایفه هÙŽمÙ’دان گفت: ما به او دختر می‏دهیمØ› اگر خواستØŒ نگه دارد واگر مایل نبودØŒ طلاق دهد.Û±
این سخنØŒ تهمتی بیش نیست و از واقعیت به دور استØ› چرا که اوÙ‘لاÙ‹: این روایات هرگز با شØ£ن و منزلت و مقام امام حسن مجتبی علیه‏السلام سازگار نیست. ثانیاÙ‹: بیشتر این نقلهای تاریخی از سه مورÙ‘خ نقل شده است که آن سه نیز کتابهای خود را زیر سایه دولتهای غاصب بنی‏عباس به رشته تحریر درآورده‏اند. ثالثاÙ‹: این تهمت از سوی منصور عباسی برای خنثی سازی شورش حسنی‏ها طرح ریزی شده است.
ما نخست به نقل روایات و نقلهای تاریخی پیرامون این مسئله می‏پردازیم و سپس پاسخ آنها را می‏آوریم.
روایات پیرامون ازدواجهای مکرÙ‘ر امام حسن مجتبی علیه‏السلام سه دسته هستند:
دسته اوÙ‘ل
در این دسته از روایات فقط به نهی از ازدواج و علت آن اشاره شده است.
Û±Ù« برقی در کتاب محاسن از حضرت صادق علیه‏السلام روایت کرده که مردی خدمت امیرمؤمنان علیه‏السلام آمد و عرض کرد: آمده‏ام با تو درباره دخترم مشورت کنمØ› چرا که فرزندانت: حسن و حسین و عبداللÙ‘ه بن جعفر به خواستگاری او آمده‏اند. امام فرمود: «المستشار مؤتمنØ› بدان که حسنØŒ همسران خویش را طلاق می‏دهدØŒ دخترت را به ازدواج حسین درآور که برای دخترت بهتر است.»Û²
Û²Ù« کلینی به سند خود از عبداللÙ‘ه بن سنان نقل کرده: امام صادق علیه‏السلام فرمود: روزی امیرمؤمنان علیه‏السلام بر فراز منبرØŒ مردم کوفه را مخاطب قرار دادهØŒ فرمود: به فرزندم حسن زن ندهید که او مردی است طلاق دهنده. پس مردی از طایفه هÙŽمÙ’دان گفت: آری! به خدا سوگندØŒ دخترانمان را به ازدواج او درمی‏آوریمØ› چرا که او فرزند رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و امیرمؤمنان علیه‏السلام استØ› پس اگر خواستØŒ نگه دارد و اگر مایل نبودØŒ آنها را طلاق دهد.Û³
دسته دوم
در این دسته از روایتها امیرمؤمنان علیه‏السلام از ازدواجها و طلاق‏های مکرÙ‘ر امام حسن مجتبی علیه‏السلام سخت اظهار نگرانی کرده است.
Û±Ù« بلاذری از ابی صالح نقل کرده که امیرمؤمنان علیه‏السلام فرمود: آن قدر حسن علیه‏السلام زن گرفت و طلاق داد که ترسیدم دشمنی دیگران را در پی‏داشته باشد.Û´
Û²Ù« سیوطی از علی علیه‏السلام نقل کرده: حسن علیه‏السلام ازدواج می‏کرد و طلاق می‏دادØŒ به طوری که بیم داشتم از قبایل و طوایف عداوت و دشمنی به ما برسد.Ûµ
 . ابوطالب مکÙ‘ی می‏نویسد: علی علیه‏السلام از ازدواجهای امام حسن علیه‏السلام دلتنگ می‏شد و در سخنرانی خود می‏فرمود: فرزندم حسنØŒ زنان خویش را طلاق می‏دهدØ› به او زن ندهید.Û¶
 Û´Ù« مجلسی از محمد بن عطیه نقل می‏کند: امیرمؤمنان علیه‏السلام از طلاق زنان توسط امام حسن علیه‏السلام دلتنگ می‏شد و از خانواده‏های آنها شرم و حیا می‏کرد و می‏فرمود: حسن بسیار طلاق می‏دهدØ› به او زن ندهید.Û·
 دسته سوم
در دسته سوم به تعداد زنها اشاره شده استØ› و ابن حجرØŒ ابوطالب مکیØŒ ابوالحسن مدائنیØŒ کلینیØŒ کفعمیØŒ بلخی و ابن شهرآشوب به نقل آن پرداخته‏اند و تعداد زنان امام حسن علیه‏السلام را چنین گفته‏اند:
Û±Ù« کفعمی: شصت و چهار.Û¸
Û²Ù« ابوالحسن مدائنی: هفتاد.Û¹
 Û³Ù« ابن حجر: نود.Û±Û°
 Û´Ù« کلینی: پنجاه.Û±Û±
ÛµÙ« بلخی: دویست.Û±Û²
Û¶Ù« ابوطالب مکی: دویست و پنجاه.Û±Û³
Û·Ù« برخی نیز آورده‏اند که وی سیصد زن داشته است.Û±Û´
Û¸Ù« همچنین نقل شده که تعداد زنهای امام به چهار صد زن رسیده است.Û±Ûµ
پاسخ ما
الف Ù€ تنافی این روایات با شخصیت امام
چنانچه گفته شدØŒ این کار با شØ£ن و مقام امام حسن مجتبی علیه‏السلام هرگز سازگار نیستØ› زیرا چهره‏ای که قرآن و سنت و سایر معصومین علیهم‏السلام از امام حسن علیه‏السلام ترسیم کرده‏اندØŒ با روایاتی که نقل شدهØŒ قابل جمع نیست. قرآن در شØ£ن و منزلت امام حسن علیه‏السلام و سایر اهل‏بیت علیهم‏السلام آیه «تطهیر»Û±Û¶ و آیه «مودÙ‘ت»Û±Û· را نازل فرموده است.
پیامبر درباره امام حسن علیه‏السلام می‏فرماید: «حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند.»Û±Û¸ همچنین رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در مورد امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فرمود: «هرکس این دو را دوست داشته باشدØŒ من دوستش دارم و کسی را که من دوست دارمØŒ خدا نیز او را دوست خواهد داشت و کسی که خدا او را دوست داشته باشدØŒ در بهشت‏های پر نعمت وارد خواهد کرد.»Û±Û¹
ابن کثیر دمشقی می‏نویسد: امیرمؤمنان علیه‏السلام فرزند خود امام حسن علیه‏السلام را بسیار احترام و تعظیم می‏کرد.Û²Û°
مام حسین علیه‏السلام به خاطر احترام و عظمتی که برای برادرشØŒ امام حسن علیه‏السلام قائل بودØŒ هرگز در حضورش سخن نمی‏گفت.Û²Û± در حین طوافØŒ مردم برای اظهار ارادت به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام آن چنان به یکدیگر فشار می‏آوردند که گاه ممکن بود به زیر دست و پا بروند.Û²Û²
گاهی امام حسن علیه‏السلام بر در خانه می‏نشستØŒ در چنین لحظاتی رفت و آمد مردم به جهت هیبتی که او داشتØŒ قطع می‏شد.Û²Û³
در حالات معنوی امام حسن علیه‏السلام آورده‏اند: به هنگام وضوØŒ رخسارش دگرگون می‏شد و در پاسخ پرسش کنندگان می‏فرمود: «حقÙ‘ علی کلÙ‘ من وقف بین یدی ربÙ‘ العرش ان یصفر لونه و یرتعد فرائصهÛ²Û´Ø› شایسته است کسی که در برابر پروردگار می‏ایستدØŒ رنگش زرد گردد و لرزه بر اندامش بیفتد.»
حال سؤال ما این است:
Û±Ù« آن امام معصومی که برای حضور در برابر خالق یکتاØŒ آن چنان لرزه بر اندامش می‏افتدØŒ چگونه حاضر می‏شود خدا را به وسیله چهار صد مرتبه طلاق دادن Ù€ که مبغوض‏ترین عمل حلال در نزد خداوند شمرده می‏شود Ù€ از خود برنجاندØŸ
 Û²Ù« روایات بر فرض صحÙ‘تØŒ در زمانی صادر شده است که امیرمؤمنان علیه‏السلام در کوفه بوده‏اندØŒ که اگر تعداد روزهای حضور آن حضرت را در کوفه با حذف روزهای جنگ جملØŒ صفین و نهروان و پیامدهای آن حساب کنیمØŒ به یقین دروغ بودن این اتهام آشکار خواهد شدØ› چرا که آن فرصت بسیار کم و پردردسر گنجایش چنین مدعایی را نداشته است. اگر زمان هریک از ازدواج‏ها تا طلاق را در نظر بگیرید و اینکه بیشتر از چهار زن دائمØŒ جایز نبوده و نیز لحاظ شرایط فقهی طلاق دادنØŒ خود به دروغ بودن این روایات گواهی خواهید داد.
 Û³Ù« آیا نهی امام علی علیه‏السلام ØŒ نهی از منکر بود یا نهی از حلالØŸ در هر دو صورتØŒ هیچ کدام درست نیستØ› زیرا به شهادت آیه «تطهیر»ØŒ هرگز فعل قبیح و منکر از امام معصوم مشاهده نمی‏شود تا مورد نهی قرار گیرد. نهی از حلال هم نمی‏تواند باشدØ› زیرا در کدام شریعت از حلال نهی شده که در اسلام چنین باشدØŸ!
 . آیا نهی امیرمؤمنان علیه‏السلام با مقدمه بوده یا بدون مقدمهØŸ اگر بدون مقدمه و یادآوری بودهØŒ که چنین سخنی با مقام والای امیرمؤمنان علیه‏السلام سازگار نیست که آن حضرت بدون یادآوری قبلیØŒ آبروی فرزند خود را بریزد! و اگر پس از یادآوری بودهØŒ ولی امام حسن علیه‏السلام زیربار نرفتهØŒ می‏گوییم این هم با شخصیت والای امام حسن مجتبی علیه‏السلام سازگار نبوده است که این گونه پدر و امام خویش را در تنگنا و مشکل قرار دهد.
ÛµÙ« آیا باور می‏کنید امام حسن مجتبی علیه‏السلام با آن شØ£ن و منزلتØŒ اسباب شرمندگی پدر خویش را فراهم آورد تا جایی که حضرت دلتنگ شده و از خانواده‏ها شرم و حیا کندØŒ و یا از بیم دشمنی طوایف و قبایل کوفه نسبت به آنها رنج بردØŸ!
طبق نقل ابن عساکرØŒ از سوید بن غفله نقل شده: یکی از همسران امام حسن علیه‏السلام که از طایفه خشعم بودØ› پس از شهادت امیرمؤمنان علیه‏السلام و بیعت با امام حسن علیه‏السلام به ایشان تبریک گفت. امام به وی فرمود: تو خوشحالی و شماتت خود را به کشته شدن امیرمؤمنان علیه‏السلام اظهار کردی. من تو را سه طلاقه کردم. آن زن گفت: به خدا سوگند! قصد من این نبود. و پس از پایان عده‏اش از خانه امام خارج شد.
امام مبلغ باقی مانده از مهرش را به اضافه بیست هزار درهم برایش فرستاد. آن زن گفت: متاع کمی است که از دوستی جدا شده به من می‏رسد. وقتی که سخن آن زن را به امام گفتندØŒ حضرت گریه کرد و فرمود: اگر نبود که از پدرمØŒ از جدÙ‘م شنیده‏ام که می‏فرمود: «کسی که همسر خود را سه طلاقه دهدØŒ تا آن زن شوهر دیگری انتخاب نکندØŒ بر شوهر اوÙ‘ل حلال نمی‏گرددØ› مراجعت می‏کردم.»Û²Ûµ
دلیل نخست بر مجهول و ساختگی بودن این روایتØŒ این است که امام حسن علیه‏السلام بدون هیچ مقدمه‏ای و بدون آن که کوچک‏ترین توجهی به قصد و هدف زن داشته باشدØŒ برآشفته و همسر خویش را به خاطر تهنیتیØŒ طلاق می‏دهدØ› که این حرکتØŒ از یک انسان غیر معصوم بعید استØŒ چه رسد به امام معصوم.
ثانیاÙ‹: از نظر فقه اهل بیتØŒ طلاق باید در حضور دو شاهد عادل صورت گیردØ› در حالی که هیچ یک از این مسائل رعایت نشدهØ› حال چگونه امام کاری بر خلاف نظر خویش انجام داده است.
ثالثاÙ‹: اگر طلاق به خاطر اظهار دشمنی و شماتت بودهØŒ به چه علت برای او بیست هزار درهم اضافه بر مهر خویش می‏فرستدØŸ
و رابعاÙ‹ اینکه طبق این نقلØŒ امام در یک مجلس همسر خویش را سه طلاقه کرده استØ› در حالی که این طلاق نه فقط در مذهب اهل‏بیت علیهم‏السلام ØŒ بلکه در زمان رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و ابوبکر و دو سال پس از خلافت عمر نیزØŒ یک طلاق به حساب می‏آمد.Û²Û¶
با این بیانØŒ امام می‏توانسته پس از طلاق برگرددØŒ چون طلاق اوÙ‘ل بود و پس از طلاق اولØŒ زن مطلقه رجعیه است و مرد در حال عدÙ‘ه می‏تواند به زن خود رجوع کند. همچنین حضرت پس از پایان عدÙ‘ه نیز می‏توانست بدون آن که زن شوهر دیگری کندØŒ او را به عقد خویش در آورد.
 
 آری! فرمایش رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مربوط به زمانی است که سه مرتبه طلاق صورت گرفته و مرد پس از آن رجوع کرده باشد. اینجا است که زن می‏باید شوهر دیگری انتخاب کند. از آنجا که متن روایت ابن عساکر از اضطراب کامل برخوردار استØŒ دیگر نیازی به بررسی سندی ندارد.
  بررسی اسناد
Û±Ù« بیشتر مورÙ‘خان این نقل تاریخی را یا بدون سند آورده‏اند و یا آن را به ابوالحسن مدائنی و محمد بن عمر واقدی و ابوطالب مکÙ‘ی رسانده‏اند که در هردو صورتØŒ دارای اشکال است. مثلاÙ‹ ابن عساکر می‏نویسد: وروی محمد بن سیرین…Û²Û·Ø› میرخواند شافعی آورده است: نقل است که… ۲۸؛ سیوطی می‏گوید: کان الحسن یتزوج…Û²Û¹ ابوطالب مکÙ‘ی می‏نویسد: انÙ‘ه تزوÙ‘ج…Û³Û°Ø› سبط بن الجوزی آورده است: و فی روایØ© انÙ‘ه تزوÙ‘ج…۳۱؛ ابوالحسن مدائنی آورده است: کان الحسن کثیرالتزویج.Û³Û²
 تمامی این نقلهاØŒ مرسل است و به آنانی که به این سه مورÙ‘خ اعتماد کرده‏اندØŒ باید گفت: این سه مورÙ‘خ نیز این جریان را بدون سند نقل کرده‏اند. چنانچه از مدائنی و مکÙ‘ی نقل کردیم. بدین جهت می‏گوییم داستان تعداد زنان امام حسن علیه‏السلام و ماجرای طلاق آنهاØŒ فاقد هرگونه ارزش و اعتبار است.
 Û²Ù« بسیاریØŒ این سه مورÙ‘خ را ضعیف شمرده و ردÙ‘ کرده‏اند. از میان آنها می‏توان به ذهبی،۳۳، عسقلانیÛ³Û´ØŒ ابن الجوزی۳۵، عماد حنبلیÛ³Û¶ØŒ رازیÛ³Û·ØŒ ابن الاثیر جزری۳۸، زرکلی۳۹، علامه امینیÛ´Û°ØŒ سیدمحسن امین۴۱، هاشم معروف الحسنیÛ´Û² و… اشاره کرد.
 Û³Ù« هریک از این سه مورÙ‘خ از مشایخی روایت نقل کرده‏اند که یا جزو هواداران بنی‏امیه بوده‏اند و یا ضعیف و مجهول هستند. مثلاÙ‹ مدائنی از عوانه نقل می‏کندØŒ در حالی که عوانه به نفع بنی‏امیه جعل حدیث می‏کردهÛ´Û³ و برخی از مشایخ او همانند جعفر بن هلالÛ´Û´ØŒ عاصم بن سلیمان احولÛ´Ûµ و ابن عثمانÛ´Û¶ØŒ ضعیف یا مجهول هستند. طبق گفته یحیی بن معین: حدیث واقدی از مدنیهاØŒ از شیوخ مجهول برخوردار است.Û´Û·
هاشم معروف الحسنی می‏نویسد: مدائنیØŒ معاصر عباسی‏ها و از جمله کسانی است که متهم به دروغگویی و جعل حدیث است.
در «میزان الاعتدال» ذهبی آمده است: مسلم در صحیح خود از نقل روایت از وی خود داری کرده و ابن عدی او را ضعیف دانسته و اصمعی به او گفته: به خدا سوگند که چیزی از اسلام در تو نمانده است… صاحب «لسان المیزان» گفته است: او از غلامان عبدالرحمن بن سمرØ© بن حبیب اموی بوده است. به علاوه بیشتر روایات او از نوع مراسیل است.
اینها همه گواه بر آن است که روایت هفتاد همسر را Ù€ که جز مدائنی کسی آن را نقل نکرده Ù€ از جعلیات قدرتمندان و دشمنان علویها است…Û´Û¸
اما روایت کلینی که در دسته اوÙ‘ل آمدهØŒ در سندش حمید بن زیاد و حسن بن محمد بن سماعØ© دیده می‏شوندØŒ که واقفی هستند.Û´Û¹
علامه حلÙ‘ی درباره حمید بن زیاد می‏گوید: در نزد منØŒ زمانی روایت او مورد قبول است که معارضی نداشته باشد.ÛµÛ°
 علامه مجلسی ضمن مؤثق شمردن حدیثØŒ چنین توجیه کرده است که: شاید غرض امام از این سخنØŒ استعلام حال آنها یعنی مراتب ایمانشان بوده استØ› نه اینکه فرزند خویش را که معصوم و تØ£یید شده از سوی پروردگار بودØŒ مورد نکوهش قرار داده باشد.ÛµÛ±
 اما با توجه به واقفی بودن برخی از راویان و فرمایش علامه حلی Ù€ که روایت او در صورتی که معارضی نداشته باشدØŒ مورد قبول است Ù€ به نظر می‏رسد که این روایت حجÙ‘یتی نداردØ› اگرچه علامه مجلسی به توجیه آن برخاسته است.
و اما روایت کافی از ابن ابی‏العلاØ¡ که در دسته سوم قرار گرفته استØ› علامه مجلسی این حدیث را مجهول می‏داند.ÛµÛ²
پاسخ ما به روایت برقی در محاسن نیزØŒ این است که: اگرچه خود احمد بن ابی‏عبداللÙ‘ه برقی توثیق شدهØŒ اما وی بیشترِ روایات را از ضُعفا نقل کرده است.ÛµÛ³
پایه‏گذار شبهه
دلائل و شواهد موجود به خوبی نشان می‏دهد که تا پیش از منصور عباسی چنین افترایی در کتابها نبوده است و این منصور بود که برای خنثی سازی شورشهای علوی و حرکتهای ضدÙ‘ حکومتی نوادگان امام حسن مجتبی علیه‏السلام این تهمت و شبهه را علیه امام پایه‏گذاری کرد.
وی که از این شورشها سخت به وحشت افتاده بودØŒ برای رفع نگرانی خودØŒ هیچ حربه‏ای را بهتر از لکه‏دار کردن چهره پاک و معصوم امام حسن علیه‏السلام ندید. وی پس از دستگیری عبداللÙ‘ه بن حسن که علیه ظلم و جور قیام کرده بودØŒ در برابر بسیاری از مردم به سخنرانی پرداخت و علی‏بن ابی‏طالب و امام حسن علیهماالسلام و همه فرزندان ابی‏طالب را مورد دشنام و افترا و ناسزاگویی قرار داد و از جمله گفت: به خدایی که جز او نیستØŒ فرزندان ابی‏طالب را در خلافت تنها گذاردیم و هیچ کاری به کارشان نداشتیمØ› در آغاز علی بن ابی‏طالب بدان پرداخت… و پس از ویØŒ حسن بن علی برخاست… معاویه با نیرنگ به او وعده داد تا ولیعهدش کندØŒ بدین ترتیب او را برکنار ساخت و همه چیزِ وی را گرفت. حسن بن علی نیز همه کارها را به معاویه واگذارد و به زنان روی آوردØ› او امروز با یکی ازدواج می‏کرد و فردا دیگری را طلاق می‏داد و همچنان بدین کار مشغول بود تا اینکه در بسترش مرد…ÛµÛ´
استادØŒ هاشم معروف در ردÙ‘ این تهمت ناجوانمردانه می‏نویسد: و اما روایت هفتاد و نود و از این قبیل روایاتی که او را زن باره توصیف می‏کنند و اینکه پدرش می‏گفت: به فرزندم حسن زن ندهید که او زن باره استØ› این روایات آن چنان که از اسنادشان بر می‏آیدØŒ منبعی جز مدائنی و امثال دروغگوی او ندارد. مدائنی و واقدی و دیگر مورÙ‘خان پیشینØŒ تاریخ را در سایه حکومتهایی نوشته‏اند که با اهل‏بیت علیهم‏السلام سر دشمنی داشتندØŒ و از هر وسیله‏ای برای خدشه‏دار کردن واقعیت‏های آنها و ضربه زدن به ایشان فروگذار نمی‏کردند. حکام دولت عباسی نیز در تعصÙ‘ب و پلیدی نیÙ‘تØŒ دست کمی از اسلاف اموی خود نداشتند. عباسی‏ها در جعل احادیث علیه «علویها» با امویها هم دست بودندØŒ به ویژه نسبت به حسنیها کینه خاصÙ‘ی می‏ورزیدندØŒ چون بیشتر آنهایی که علیه ستم سر به شورش برمی‏داشتندØ› از فرزندان و نوادگان امام حسن علیه‏السلام بودند.ÛµÛµ
واقعیت چیستØŸ
آنچه که تاکنون گفته شدØŒ پاسخ به اتهاماتی بود که درباره ازدواجها و طلاقهای متعدد امام حسن علیه‏السلام طرح ریزی شده بود.
واقعیت این است که امام در طول عمرØŒ بیشتر از هشت یا دهÛµÛ¶ همسر نداشته که تعدادی از این همسران کنیز بوده‏اند. داشتن این تعداد همسر در آن زمان برای قاطبه مردمØŒ امری طبیعی بوده استØ› بلکه برخی تعداد همسرانشان بیش از این بودهØŒ در حالی که کسی متعرض آنان نشده است. حال چه شد که در بین این مردمØŒ فقط امام حسن علیه‏السلام مورد حملات بیشرمانه دشمنان قرار گرفتØŸ آیا نمی‏شود حدس زد این رقم بسیار بزرگØŒ نشانه ساختگی بودن این احادیث استØŸ
چرا ابوطالب مکÙ‘ی که تعداد زنهای امام حسن علیه‏السلام را به Û²ÛµÛ° می‏رساندØŒ جز چند نفر از آنها نام نمی‏بردØŸ چرا مورخÙ‘ان که به تبعیت از ابوالحسن مدائنی و واقدی و مکÙ‘ی تعداد زنان امام را بیش از هشت تن ذکر کرده‏اندØŒ بیشترین آماری که برای فرزندان امام داده‏اندØŒ بیش از سی و یک فرزند نیستØŸÛµÛ·
 اینک از ابوطالب مکÙ‘ی باید پرسید: اگر امام چهارصد همسر داشته پس چرا بیش از سی و یک فرزند نداشتØŸ آیا همه آن زنان عقیم و نازا بودندØŸ آیا امام رغبتی به فرزند نداشت و یا از پرداخت نفقه و هزینه زندگی و تØ£مین معاش آنها عاجز بوده استØŸ