چکیده
شیعیان در دورههایی از تاریخ، بهویژه از عصر صفویه به بعد، روز نهم ربیعالاول را روزی مبارک برشمرده و در این روز جشنهایی برگزار کردهاند. این نوشتار میکوشد دلیل این بزرگداشت و شادمانی را بیابد و با بهره بردن از منابع معتبر و کهن نشان دهد که حادثÛ€ اصلی این روز، آغاز امامت حضرت مهدی(عج) Â استØ› زیرا پدر آن بزرگوار در روز هشتم ربیعالاول به شهادت رسیده و آنچه دربارÛ€ شادمانی به دلیل مرگ یکی از دشمنان اهلبیت: گفته میشود، مربوط به این روز نیست و در زمانی دیگر رخ داده است.
واژگان کلیدی
نهم ربیع، امام زمان(عج) ، امام حسن عسکری(ع) ، روز امامت.
مقدمه
بحث دربارÛ€ روز نهم ربیعالاول به عنوان آغاز امامت حجت دوازدهم الهی، از جنبههای گوناگونی قابل بحث و بررسی است. در این نوشتار برآنیم با نگاهی تاریخی به این موضوع و بررسی اقوال مورخان و عالمان، به این مسئله پاسخ گوییم که چرا و طی چه روندی، اهتمام به آغازین روز امامت ولیÙ‘عصر(عج) Â به روز برائت تبدیل شده استØ› هرچند بیتردید، اصل برائت نیز بخش مهمی از اعتقادات شیعه به شمار میرود و باید بدان اهتمام ورزید.
نوشتار حاضر در دو بخش سلبی و اثباتی به این مقوله میپردازد. جنبÛ€ سلبی در پی آن است که نشان دهد روز نهم ربیع، ارتباطی به مرگ خلیفÛ€ دوم ندارد و جنبه اثباتی، از آنروست که مشخص شود از نظر تاریخی، امام زمان(عج) Â در چنین روزی به امامت رسیده است. این مطلب خود فرع آن است که زمان شهادت امام عسکری(ع) Â بررسی و مشخص گردد.
بخش اول: جنبÛ€ سلبی
گفته میشود که نهم ربیعالاول روز مرگ عمر بن خطاب _ خلیفÛ€ دوم _ است و از آنجا که وی نقش زیادی در غصب خلافت امیرمؤمنان و برخورد با حضرت زهرا(س)  _ دختر رسولخدا(ص)  _ داشته است، شیعیان به این روز اهتمام میورزند. دلیل این قول، روایتی است که به «رفع القلم» شهرت دارد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
کنکاش دربارÛ€ پیشینÛ€ این نظریه نشان میدهد که سخن از مرگ خلیفÛ€ دوم در روز نهم ربیع، از قرن ششم به منابع راه یافته و پس از دورهای سکوت، بار دیگر در عصر صفویه شهرت پیدا کرده و حتی بخشی از فرهنگ جامعه شیعه شده است. عبدالجلیل رازی قزوینی در کتاب النقض (نوشتÛ€ حدود سال ۵۶۰) به قتل خلیفه در نهم ربیع اشاره کرده (رازی، ۱۳۵۸: ۳۵۳) اما گویندÛ€ آن و مستند و منبع خود را ذکر نکرده است. هاشم بن محمد _ دیگر عالم قرن ششم _ در کتاب مصباحالانوار روایتی از احمد بن اسحاق مشهور به حدیث «رفعالقلم» را آورده که در آن، قتل عمر به روز نهم ربیع نسبت داده شده است (حلی، ۱۳۷۰: ۴۴). گویا به همین دلیل است که ابن ادریس حلÙ‘ی (۵۴۳ - ۵۹۸) با اشاره به مرگ عمر بن خطاب در ۲۶ ذیحجÛ€ سال ۲۳ هجرت مینویسد:
این مطلب برای برخی شیعیان اشتباه شده و تصور کردهاند نهم ربیعالاول، روز مرگ اوست. اما این اشتباه و خلاف اجماع مورخان است، چنانکه شیخ مفید نیز بر آن تØ£کید کرده است. (ابنادریس، ۱۴۱۰: ج۱، ۴۱۹)
حدود یک قرن بعد، ابنطاووس (م۶۶۴) بدون نام بردن از خلیفÛ€ دوم یا شخصی دیگر مینویسد:
گروهی از برادران ما و مردم عجم، روز نهم ربیع را بزرگ میدارند و معتقدند یکی از دشمنان خدا و رسولش در این روز مرده است. (ابنطاووس، ۱۴۱۵: ج۳، ۱۱۳)
وی با اشاره به وجود روایتی دربارÛ€ این روز ادامه میدهد که در کتابها گشتم، ولی مؤیدی برای روایت ابنبابویه نیافتم (همو). البته او به محتوای روایت مورد نظر اشاره نمیکند.
در هر حال این مطلب با وجود ابهام و ناسازگاریاش با گزارش مشهور مورخان شیعه و سنی، مدتی در محاق ماند و در کتابها از آن سخنی به میان نیامد. اما با ظهور صفویه و رواج تشیع در ایران، گویی نهم ربیع به عنوان زمان قطعی مرگ خلیفÛ€ دوم تلقی شد و مراسمی نیز در این روز برگزار گردید (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۳۱، ۱۱۹ - ۱۲۰).
برخی قائلان این نظریه، مانند هاشم بن محمد در کتاب مصباح الانوار، مستند این قول را روایت احمد بن اسحاق قرار دادهاند و مستند دیگری برای آن ذکر نمیشود. مجلسی نیز تصریح میکند که دلیل اصلی مرگ عمر در نهم ربیعالاول، همین روایت است (همو: ۱۲۰) که به رفع القلم شهرت یافت. این در حالی است که عالمان شیعه بر منبع و سند و محتوای این خبر اشکال گرفته و آن را مردود دانستهاند (برای نمونه، نک: صافی گلپایگانی، بیتا: ج۲، ۳۹۵).
این روایت در کتاب المحتضر نوشتÛ€ حسن بن سلیمان حلی (قرن هشتم) آمده است (حلی، ۱۳۷۰: ۴۴). همچنین مجلسی آن را به نقل از کتاب زوائد الفوائد منسوب به فرزند سید بن طاووس (قرن هفتم) آورده (مجلسی، ۱۴۰۳: همان) که اکنون در دست نیست. گفته میشود در کتاب مصباح الانوار نوشتÛ€ هاشم بن محمد _ عالم قرن ششم _ نیز وجود داشته است (حلی، ۱۳۷۰: ۴۴). نبود این خبر در منابع روایی دست اول، نخستین خدشه بر آن است.
از نظر سلسلÛ€ اسناد، راویان نام برده شده در آن جز احمد بن اسحاق در کتب رجالی یافت نمیشوند و در سند روایت دیگری واقع نشدهاند.
مهمترین اشکالی که از نظر متن به این خبر وارد است و آن را از درجÛ€ اعتبار ساقط میکند، اینکه به نقل از رسولخدا(ص) Â به خداوند متعال نسبت داده شده است که به فرشتگانÙ نویسندÛ€ اعمال دستور داده تا سه روز قلم را از همÛ€ مردم بردارند و چیزی از گناهان آنان را ننویسند (حلی، ۱۳۷۰: ۵۱Ø› مجلسی، ۱۴۰۳: ج۳۱، ۱۳۵) که با صریح آیÛ€ (فÙŽمÙŽنÙ’ یÙŽعÙ’مÙŽلÙ’ مÙثÙ’قÙŽالÙŽ ذÙŽرÙ‘ÙŽهÙ شÙŽرÙ‘اÙ‹ یÙŽرÙŽهÙ) مخالفت دارد.
نکتÛ€ جالب آنکه در برخی نقلهای این روایت که دربارÛ€ قتل خلیفه در نهم ربیعالاول بدان استناد میشود، نامی از عمر یا خلیفÛ€ دوم نیست. آنچه از کتاب مصباح نقل شده، چنین است:
محمد بن علاØ¡ واسطی و یحیی بن محمد بن جریح گفتند: ما دربارÛ€ «ابیالخطاب محمد بن ابی زینب الکوفی» اختلاف کردیم و امر بر ما مشتبه شد، پس نزد احمد بن اسحاق رفتیم. (حلی، ۱۳۷۰: ۴۵)
به نظر میرسد اگر اصل روایت و بخشی از آن منشØ£ صحیحی داشته، دربارÛ€ ابوالخطاب کوفی _ غالی معروف _ بوده و به جهت تصحیف، تبدیل به «ابنالخطاب» شده و سپس روایت را مربوط به عمر بن خطاب دانستهاند.
این همه در حالی است که مورخان شیعه و سنی تاریخ مرگ خلیفÛ€ دوم را روزهای آخر ذیحجÛ€ سال ۲۳ هجرت دانستهاند. ابنسعد، یعقوبی، خلیفه بن خیاط، مسعودی، طبری، ابناعثم و بلاذری، قتل عمر را روز ۲۶ یا ۲۷ ذیحجÛ€ سال ۲۳ ثبت کردهاند (ابنسعد، ۱۴۱۰: ج۳، ۲۷۸Ø› یعقوبی، بیتا: ج۲، ۱۵۹Ø› مسعودی، ۱۴۰۹: ج۴، ۳۰۲Ø› طبری، ۱۳۸۷: ج۴، ص ۱۹۴). شیخ مفید، ۲۶ ذیحجه را روز ترور و ۲۹ آن ماه را روز مرگ عمر میداند (مفید، ۱۴۱۴: ۴۲). دیگر عالمان شیعه نیز در طول تاریخ همین نظریه را پذیرفته و گزارش کردهاند. حتی مرحوم مجلسی که خود نظریÛ€ نهم ربیع را نقل کرده است، مینویسد:
اینکه گفتهاند قتل عمر در ماه ذیحجه بوده، بین فقهای شیعÛ€ امامیه مشهور است. (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۳۱، ۱۱۸)
این قول نه تنها مشهور میان مورÙ‘خان و منابع دست اول است، که با دیگر شواهد تاریخی نیز سازگاری دارد. مثلاÙ‹ بیعت با خلیفÛ€ بعدی در اواخر ذیحجه یا اول محرم ذکر شده است (طبری، ۱۳۸۷: ج۴، ۱۹۴Ø› یعقوبی، بیتا: ج۲، ۱۶۲). حتی گفته شده مردم کاشان که برگزار کنندÛ€ مراسم نهم ربیع در محل بنای یادبود ابولؤلؤ بودهاند، آن را در اوایل در ماه ذیحجه برگزار میکردهاند (افندی، ۱۳۷۸: ۸۲).
نتیجه آنکه قول درست دربارÛ€ مرگ خلیفه دوم، اواخر ماه ذیحجه استØ› اما در دورههایی _ که احتمال میرود آغاز آن، عصر آل بویه بوده باشد _ این زمان را که با ایام سوگواری سالار شهیدان حسین بن علی(ع) Â تلاقی میکرده است، به بعد از ایام محرم و صفر یعنی ربیعالاول منتقل کردهاند. توضیح آنکه با روی کار آمدن دولت شیعی آل بویه (۳۲۲ - ۴۴۸)، مراسمی همچون غدیر و عاشورا گرامی داشته شد (ابناثیر، ۱۳۸۵: ج۸، ۵۵۰ و ۵۸۹).
از اینرو حنابله و متعصبان از اهلسنت به بزرگداشت ایامی چون همراهی ابوبکر با پیامبر در غار یا عزا برای شخصیتهایی چون مصعب بن زبیر اهتمام ورزیدند (همو: ج۹، ۱۵۵). اگرچه دربارÛ€ نهم ربیع گزارش صریحی نداریم، ولی به نظر میرسد این نزاعهای فرقهای، شیعیان را بدان سو برده که در روز مرگ خلیفÛ€ دوم شادمانی کنند.
گزارشهای تاریخی نشان میدهد که شیعیان در دو مقطع موقعیت خاصی یافتند و برخی مراسم و برنامههای خاص مذهبی را آغاز کردند که تدریجاÙ‹ به اوج رسید. یکی در عصر آل بویه است که با سقوط این دولت، مراسم شیعی تعطیل شد و دوم، دوران صفویه است که بسیاری از برنامههای آن تا کنون ادامه دارد. از اینکه در قرن ششم سخن از نهم ربیع بهعنوان مرگ خلیفه زده میشود، میتوان حدس زد که منشØ£ آن، دورÛ€ آل بویه بوده باشد.
این موضوع در برخی کتابها ماند و در عصر صفویه بار دیگر ترویج شد. یکی از مروÙ‘جان این مطلب، افندی _ عالم متتبع شیعÛ€ عصر صفوی _ است که در آثار خود به موضوع نهم ربیع پرداخت (افندی، ۱۳۷۸: ۸۰Ø› همو، ۱۴۱۰: ج۴، ۳۸۱). از اینکه کفعمی (م۹۰۵) _ عالم شیعی پیش از دورÛ€ صفوی _ این قول را رد کرده (کفعمی، ۱۴۰۵: ۵۱۰ - ۵۱۱) میتوان فهمید که پیش از این دوره، جایگاهی نداشته است.
بخش دوم: جنبÛ€ اثباتی
اکنون به بررسی ارتباط روز نهم ربیعالاول با مهدویت و امامت دوازدهمین حجت الهی میپردازیم.
در همÛ€ ملل و اقوام، چنین معمول است که هرگاه رهبری از دنیا میرود و جانشین معینی دارد، ضمن تعزیت مرگ رهبر پیشین، جانشینی و صدارت وی را تهنیت میگویند. دربارÛ€ امامان معصوم و رهبران شیعه نیز این شیوه مرسوم بود و بلافاصله پس از رحلت هر امام، جانشین او _ که از سوی پیامبر و به دستور خدای متعال و با تØ£کید پیشوای پیشین تعیین شده بود _ به ریاست و زعامت جامعÛ€ شیعه میرسید و خواص و نزدیکان آن امام، ضمن تسلیت شهادت پدر (یا برادر، دربارÛ€ امام سوم) با پیشوای جدید بیعت میکردند (مسعودی، ۱۴۱۷: ۲۴۷)، هرچند اوضاع سیاسی و رعایت تقیه، غالباÙ‹ مانع از بیعت عمومی یا حتی اطلاع همگانی از موضوع بود.
دربارÛ€ دوازدهمین امام شیعیان نیز همین روش جاری است. هنگامی که ابوالادیان _ نمایندÛ€ امام عسکری(ع) Â _ از مØ£موریت خود بازگشت، دید مردم به اشتباه سراغ جعفر رفته و او را به مرگ برادر تسلیت میدهند و به امامت تهنیت میگویند (طوسی، ۱۴۱۹: ۶۰۸). اگرچه شیعیان در مصداق به خطا رفته بودند، ولی این روایت نشاندهندÛ€ رواج آن شیوÛ€ معمول در میان امامیه نیز هست.
مشخص شدن زمان آغاز امامت حضرت ولیÙ‘عصر(عج) Â متوقف بر آن است که زمان شهادت امام عسکری(ع) Â روشن شود.
کلینی شهادت امام حسن عسکری(ع) Â را روز جمعه هشتم ربیعالاول سال ۲۶۰ ثبت کرده است (کلینی، ۱۴۰۵: ج۱، ۵۰۳). شیخ صدوق به نقل از محمد بن حسین بن عباد مینویسد:
آن حضرت هنگام نماز صبح روز جمعه هشتم ربیعالاول سال ۲۶۰ از دنیا رفت و شب قبل از آن به دست خود نامههای زیادی به اهل مدینه نوشته بود. (صدوق، ۱۳۹۵: ج۲، ۴۷۳)
همچنین وی در خبر مفصل بن خاقان _ که در عظمت شخصیت امام عسکری(ع) Â از دیدگاه یکی از دشمنان اهلبیت نقل شده _ آورده است که آن حضرت چند روز گذشته از ماه ربیعالاول سال ۲۶۰ وفات کرد (صدوق، ۱۳۹۵: ج۱، ۴۳). شیخ طوسی نیز به این گزارش اشاره کرده (طوسی، ۱۴۱۱: ۲۱۹) و در جای دیگر بر هشتم ربیع تØ£کید کرده است (همو، ۱۴۰۶: ج۶، ۹۲).
شیخ مفید در دو جای کتاب ارشاد و در کتاب مزار از مقنعه همان روز، یعنی جمعه هشتم ربیع را ضبط کرده (مفید، ۱۴۱۶: ج۲، ۳۱۳ و ۳۳۶Ø› همو، ۱۴۱۳: ۴۸۵)، اما در کتاب مسار الشیعه ذیل رویدادهای ماه ربیعالاول مینویسد:
در روز چهارم آن از سال ۲۶۰، وفات مولای ما ابومحمد حسن بن علی بن محمد بن علی الرضا: واقع شد و خلافت به قائم(ع) Â منتقل گشت. (همو، ۱۴۱۴: ۴۹)
با توجه به تØ£کید این عالم بزرگوار در دو کتاب دیگرش و با توجه به شهرت قول هشتم ربیع، به نظر میرسد در نقل مسارالشیعه خطایی صورت گرفته باشد، بهخصوص که در جای دیگری سخن از شهادت امام در چهارم این ماه نیست و این سخن منحصر به فرد است. هرچند اقوال دیگری نیز برخلاف گفتÛ€ مشهور مورخان وجود دارد. مسعودی در اثبات الوصیه، شهادت امام عسکری(ع) Â را در ماه ربیعالآخر سال ۲۶۰ دانسته و دربارÛ€ روز واقعه سخنی نگفته است (مسعودی، ۱۴۱۷: ۲۵۶)Ø› اما در جایی دیگر مینویسد:
حضرت صاحب در روز جمعه یازدهم ربیعالاول ۲۶۰ امر امامت را بر عهده گرفت. (مسعودی، ۱۴۱۷: ۲۷۲)
این نقل با سخن پیشین او سازگاری نداردØ› چون اگر امام زمان(عج) Â در ماه ربیعالاول به امامت رسیده باشد، شهادت امام عسکری(ع) Â باید در همان ماه واقع شده باشد. بنابراین به نظر میرسد در بخش اول، کلمÛ€ «الآخر» به جای «الاول» اشتباه شده و مسعودی نیز معتقد به رحلت امام در ماه ربیعالاول است.
هرچند اینکه وی امامت حضرت حجت را در یازدهم این ماه میداند، بدین معناست که رحلت پدر بزرگوارش در روز دهم ربیع رخ داده باشد که باز هم با قول مشهور نمیسازد، ولی این سخن هم معتنابه نیستØ› زیرا همانند قول شیخ مفید در مسارالشیعه کسی به آن معتقد نیست و در برابر سخن مشهور منحصر به فرد است. این احتمال هم جدی است که وی رحلت امام را با تولدش که در هشتم یا دهم ماه ربیعالآخر بوده خلط کرده باشد.
مورد دیگری که با قول مشهور مخالفت دارد، سخن نجاشی است. وی ذیل شرح حال احمد بن عامر و به نقل از او مینویسد:
امام حسن(ع) Â در روز جمعه ۱۳ محرم ۲۶۰ رحلت کرد و معتمد بر او نماز خواند. (نجاشی، ۱۴۰۸: ج۱، ۲۵۱)
این نظر هم به علت آنکه هیچ قرینه و مؤیدی ندارد نمیتواند در برابر قول مشهور بایستد. معاصر وی، شیخ طوسی نیز گرچه در کتاب تهذیب قول مشهور را نقل کرده، لیکن در کتاب مصباح ذیل رویدادهای ماه ربیعالاول مینویسد:
در اول آن، هجرت پیامبر و خوابیدن امیرمؤمنان به جای آن حضرت و در چهارم آن، خروج پیامبر از غار واقع شد. در اول آن، وفات امام عسکری و انتقال امامت به قائم و در دهم آن، ماه ازدواج پیامبر با خدیجه رخ داده است. (طوسی، ۱۴۱۱: ج۲، ۷۹۱)
از آنجا که در این کتاب، حوادث هر ماه به ترتیب روزهای آن ثبت میشود، اینکه پس از اشاره به حوادث روز اول و چهارم و پیش از روز دهم، از شهادت امام در روز اول سخن گفته، جای تØ£مل است و به احتمال قوی کلمÛ€ اول با هشتم خلط و اشتباه ثبت شده است، بهخصوص که پس از آن به ازدواج پیامبر(ص) Â در روز دهم آن ماه اشاره میکند و بین اول تا دهم را حادثهای ذکر نمیکند. در مجموع بسیار بعید است که شیخ طوسی پس از آنکه از حوادث اول تا چهارم ماه ربیع سخن گفته، بار دیگر به روز اول برگردد و شهادت امام را در آن بداند و این با سبک چنین کتابهایی سازگار نیست. ضمن اینکه روز اول ربیع را شروع بیماری _ احتمالاÙ‹ ناشی از مسمومیت _ امام دانستهاند (ابنشهرآشوب، ۱۳۷۹: ج۴، ۴۲۲).
بنابر آنچه گذشت، سخن از چهارم ربیعالاول، یا ماه ربیعالآخر، یا ۱۳ محرم، یا اول ربیعالاول، نمیتواند در برابر قول مشهور _ که برخی از همین افراد در جای دیگری آن را روایت کردهاند _ برابری کند و این اقوال به دلیل ندرت و عدم مؤید و پشتوانه، پذیرفتنی نیست. آنچه دربارÛ€ هشتم ربیعالاول مشهور است، به عالمان و مورخان شیعه اختصاص ندارد (برای آگاهی بیشتر از قول مشهور، نک: مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۰، ۲۳۵ - ۲۳۸)، بلکه از میان عامه، کسانی چون ابنخشاب، خطیب بغدادی و صفدی، رحلت امام عسکری(ع)  را در هشتم ربیعالاول ۲۶۰ گزارش کردهاند (اربلی، ۱۴۲۱: ج۲، ۹۲۱Ø› خطیب بغدادی، ۱۴۱۷: ج۷، ۳۷۸). همچنین ابنطاووس از عالمان و مورخان بسیاری که هشتم ربیعالاول را روز وفات امام عسکری(ع)  دانستهاند، نام برده است (ابنطاووس، ۱۴۱۵: ج۳، ۱۱۴).
این موضوع قابل توجه است که اختلاف در تاریخ شهادت امام عسکری(ع) Â نسبت به دیگر رویدادها یا وفیات بسیار کمتر و اتفاق نظر دربارÛ€ آن جدÙ‘یتر است، بهطوری که یکی از محققان معاصر مینویسد:
اتفاقی مورخان است که رحلت امام عسکری(ع) Â در هشتم ربیعالاول از سال ۲۶۰ اتفاق افتاده است. (جعفریان، ۱۳۷۷: ۵۳۶)
مرحوم شوشتری در رسالÛ€ تواریخ النبی والآل مینویسد:
دربارÛ€ وفات امام عسکری(ع) Â خلاف معتنابهی وجود ندارد که در هشتم ربیعالاول ۲۶۰ اتفاق افتاده است. افراد زیر به این نظریه تصریح کردهاند: کلینی، نوبختی در فرق الشیعه مفید در ارشاد و در موالید، حمیری، ابنخشاب، طبری امامی، تلعکبری، ابنحمدان، خطیب، ابنخزیمه، نصر بن علی جهضمی، محمد بن طلحه، حافظ عبدالعزیز، شیخ در تهذیب و سهل بن زیاد، چنانکه خطیب بغدادی از او نقل کرده است. (شوشتری، ۱۴۲۳: ۴۵)
خلاصÛ€ کلام آنکه نظریÛ€ مشهور و معتبر دربارÛ€ زمان شهادت امام حسن عسکری(ع) Â روز هشتم ربیعالاول است و اقوالی که با این سخن مخالفت دارد، درخور اعتنا نیست، بهویژه که آن نظریهها هریک به تنهایی توانایی برابری با قول مشهور را ندارند و قرینهای بر صحÙ‘ت و ترجیح آنها در دست نیست.
نتیجه
بنابر آنچه گذشت، روز نهم ربیعالاول مصادف با نخستین روز امامت حضرت ولیÙ‘عصر امام زمان(عج) Â است. البته امامت آن حضرت از همان لحظÛ€ وفات پدر آغاز میشود، لیکن به احترام روز شهادت امام عسکری(ع) ، روز هشتم را به عنوان آغاز امامت برای تبریکگویی و برگزاری مراسم تلقی نمیکنند.
سید بن طاووس پس از بیان شهادت امام عسکری در روز هشتم ربیعالاول مینویسد:
آغاز امامت مهدی(عج) Â روز نهم ربیع است و شاید علت بزرگداشت این روز همین باشد. (ابنطاووس، ۱۴۱۵: ج۳، ۱۱۴)
کفعمی به نقل از شیخ مفید در مسارالشیعه مینویسد:
هر که در این روز انفاق کند، آمرزیده میشودØ› همچنین اطعام و گشایش و پوشیدن لباس نو و عیادت در این روز مستحب است. (کفعمی، ۱۴۰۵: ۵۱۰)
این مطلب در کتاب فعلی مسار الشیعه نیست و ممکن است کفعمی آن را در نسخهای دیگر یا منبع دیگری دیده و به خطا به شیخ مفید نسبت داده است. اگر نقل وی درست باشد، نشان از این است که عید بودن این روز و انجام برخی اعمال مستحب، نزد شیعیان مرتکز بوده و این جز به دلیل بزرگداشت آغاز امامت حضرت مهدی(عج) Â نیستØ› زیرا همین عالمان، مرگ خلیفه در این روز نپذیرفتهاند و اتفاق دیگری نیز در این تاریخ ثبت نشده است. آنچه گاه در افواه گفته شده که مرگ عمر بن سعد است، نیز دلیلی ندارد.
منابع
ابن ادریس، محمد بن منصور، السرائر، قم، انتشارات جامعÛ€ مدرسین، ۱۴۱۰ق.
ابنسعد، محمد، الطبقات الکبرÙ‰، تحقیق: عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.
ابنشهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، نشر علÙ‘امه، ۱۳۷۹ق.
ابنطاووس، رضیالدین علی، الاقبال بالاعمال، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۵ق.
اربلÙ‰، علÙ‰ بن عیسÙ‰، کشف الغمه فÙ‰ معرفه الØ£ئمه، قم، نشر رضی، ۱۴۲۱ق.
افندÙ‰، عبداللهâ€، ریاض العلماØ¡، قم، کتابخانÛ€ آیتالله†نجفÙ‰، ۱۴۱۰ق.
_______________ â€، تحفÛ€ فیروزیه (گزارشی از کتاب)، به کوشش: رسول جعفریان، قم، بیجا، ۱۳۷۸ش.
جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انتشارات انصاریان، ۱۳۷۷ش.
حلÙ‘ی، حسن بن سلیمان، المحتضر، نجف، حیدریه، ۱۳۷۰ق.
خطیب بغدادÙ‰، احمد بن علÙ‰، تاریخ بغداد، تحقیق: مصطفÙ‰ عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق.
رازÙ‰ قزوینÙ‰، عبدالجلیل، نقض بعض مثالب النواصب، تهران، انجمن آثار ملÙ‰، ۱۳۵۸ش.
شوشتری، محمدتقی، رساله فی تواریخ النبی و الآل، قم، انتشارات جامعÛ€ مدرسین، ۱۴۲۳ق.
صافی گلپایگانی، لطفالله، مجموعه الرسائل، بیجا، بینا، بیتا.
صدوق، محمد بن علÙ‰، کمال الدین و تمام النعمه، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۹۵ق.
طبرÙ‰، محمد بن جریر، تاریخ الØ£مم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۱ق.
_______________________ ، تهذیب الØ£حکام، تحقیق: حسن موسوی خرسان، بیروت، دارالاضواØ¡، ۱۴۰۶ق.
_______________________ ، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.
طوسی، ابنحمزه، الثاقب فی المناقب، قم، انصاریان، ۱۴۱۹ق.
کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح (جنه الامان الواقیه)، قم، دارالرضی، ۱۴۰۵ق.
کلینÙ‰، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علÙ‰â€اکبر غفÙ‘ارÙ‰، بیروت: دارالاضواØ¡، ۱۴۰۵ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالرضا، ۱۴۰۳ق.
مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیه، قم، انتشارات انصاریان، ۱۴۱۷ق.
__________________________ ، مروج الذهب، تحقیق: اسعد داغر، قم، دارالهجره، ۱۴۰۹ق.
مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الØ¥رشاد فÙ‰ معرفه حجج الله†علÙ‰ العباد، بیروت، مؤسسه آلالبیت، ۱۴۱۶ق.
________________________________ ، مسار الشیعه، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ق.
________________________________ ، المقنعه، قم، کنگرÛ€ هزارÛ€ شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
نجاشÙ‰، احمد بن علÙ‰، رجال النجاشÙ‰، تحقیق: محمد جواد النائینÙ‰، بیروت، دارالاضواØ¡، ۱۴۰۸ق.
یعقوبÙ‰، احمد بن واضح، تاریخ الیعقوبÙ‰، بیروت، دار صادر، بیتا.
منبع: فصلنامه مشرق موعود – شماره ۲۲
فارس
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.