چکیده
شیعیان در دوره‌هایی از تاریخØŒ به‌ویژه از عصر صفویه به بعدØŒ روز نهم ربیع‌الاول را روزی مبارک برشمرده و در این روز جشن‌هایی برگزار کرده‌اند. این نوشتار می‌کوشد دلیل این بزرگداشت و شادمانی را بیابد و با بهره بردن از منابع معتبر و کهن نشان دهد که حادثÛ€ اصلی این روزØŒ آغاز امامت حضرت مهدی(عج)  استØ› زیرا پدر آن بزرگوار در روز هشتم ربیع‌الاول به شهادت رسیده و آن‌چه دربارÛ€ شادمانی به دلیل مرگ یکی از دشمنان اهل‌بیت: گفته می‌شودØŒ مربوط به این روز نیست و در زمانی دیگر رخ داده است.
واژگان کلیدی
نهم ربیعØŒ امام زمان(عج) ØŒ امام حسن عسکری(ع) ØŒ روز امامت.
مقدمه
بحث دربارÛ€ روز نهم ربیع‌الاول به عنوان آغاز امامت حجت دوازدهم الهیØŒ از جنبه‌های گوناگونی قابل بحث و بررسی است. در این نوشتار برآنیم با نگاهی تاریخی به این موضوع و بررسی اقوال مورخان و عالمانØŒ به این مسئله پاسخ گوییم که چرا و طی چه روندیØŒ اهتمام به آغازین روز امامت ولیّ‌عصر(عج)  به روز برائت تبدیل شده استØ› هرچند بی‌تردیدØŒ اصل برائت نیز بخش مهمی از اعتقادات شیعه به شمار می‌رود و باید بدان اهتمام ورزید.
نوشتار حاضر در دو بخش سلبی و اثباتی به این مقوله می‌پردازد. جنبÛ€ سلبی در پی آن است که نشان دهد روز نهم ربیعØŒ ارتباطی به مرگ خلیفÛ€ دوم ندارد و جنبه اثباتیØŒ از آن‌روست که مشخص شود از نظر تاریخیØŒ امام زمان(عج)  در چنین روزی به امامت رسیده است. این مطلب خود فرع آن است که زمان شهادت امام عسکری(ع)  بررسی و مشخص گردد.
بخش اول: جنبÛ€ سلبی
گفته می‌شود که نهم ربیع‌الاول روز مرگ عمر بن خطاب _ خلیفÛ€ دوم _ است و از آن‌جا که وی نقش زیادی در غصب خلافت امیرمؤمنان و برخورد با حضرت زهرا(س)  _ دختر رسول‌خدا(ص)  _ داشته استØŒ شیعیان به این روز اهتمام می‌ورزند. دلیل این قولØŒ روایتی است که به «رفع القلم» شهرت دارد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
کنکاش دربارÛ€ پیشینÛ€ این نظریه نشان می‌دهد که سخن از مرگ خلیفÛ€ دوم در روز نهم ربیعØŒ از قرن ششم به منابع راه یافته و پس از دوره‌ای سکوتØŒ بار دیگر در عصر صفویه شهرت پیدا کرده و حتی بخشی از فرهنگ جامعه شیعه شده است. عبدالجلیل رازی قزوینی در کتاب النقض (نوشتÛ€ حدود سال ÛµÛ¶Û°) به قتل خلیفه در نهم ربیع اشاره کرده (رازیØŒ Û±Û³ÛµÛ¸: Û³ÛµÛ³) اما گویندÛ€ آن و مستند و منبع خود را ذکر نکرده است. هاشم بن محمد _ دیگر عالم قرن ششم _ در کتاب مصباح‌الانوار روایتی از احمد بن اسحاق مشهور به حدیث «رفع‌القلم» را آورده که در آنØŒ قتل عمر به روز نهم ربیع نسبت داده شده است (حلیØŒ Û±Û³Û·Û°: Û´Û´). گویا به همین دلیل است که ابن ادریس حلÙ‘ی (ÛµÛ´Û³ - ÛµÛ¹Û¸) با اشاره به مرگ عمر بن خطاب در Û²Û¶ ذی‌حجÛ€ سال Û²Û³ هجرت می‌نویسد:
این مطلب برای برخی شیعیان اشتباه شده و تصور کرده‌اند نهم ربیع‌الاولØŒ روز مرگ اوست. اما این اشتباه و خلاف اجماع مورخان استØŒ چنان‌که شیخ مفید نیز بر آن تØ£کید کرده است. (ابن‌ادریسØŒ Û±Û´Û±Û°: ج‌۱، Û´Û±Û¹)
حدود یک قرن بعدØŒ ابن‌طاووس (مÛ¶Û¶Û´) بدون نام بردن از خلیفÛ€ دوم یا شخصی دیگر می‌نویسد:
گروهی از برادران ما و مردم عجمØŒ روز نهم ربیع را بزرگ می‌دارند و معتقدند یکی از دشمنان خدا و رسولش در این روز مرده است. (ابن‌طاووسØŒ Û±Û´Û±Ûµ: ج‌۳، Û±Û±Û³)
وی با اشاره به وجود روایتی دربارÛ€ این روز ادامه می‌دهد که در کتاب‌ها گشتمØŒ ولی مؤیدی برای روایت ابن‌بابویه نیافتم (همو). البته او به محتوای روایت مورد نظر اشاره نمی‌کند.
در هر حال این مطلب با وجود ابهام و ناسازگاری‌اش با گزارش مشهور مورخان شیعه و سنیØŒ مدتی در محاق ماند و در کتاب‌ها از آن سخنی به میان نیامد. اما با ظهور صفویه و رواج تشیع در ایرانØŒ گویی نهم ربیع به عنوان زمان قطعی مرگ خلیفÛ€ دوم تلقی شد و مراسمی نیز در این روز برگزار گردید (مجلسیØŒ Û±Û´Û°Û³: ج‌۳۱، Û±Û±Û¹ - Û±Û²Û°).
برخی قائلان این نظریهØŒ مانند هاشم بن محمد در کتاب مصباح الانوارØŒ مستند این قول را روایت احمد بن اسحاق قرار داده‌اند و مستند دیگری برای آن ذکر نمی‌شود. مجلسی نیز تصریح می‌کند که دلیل اصلی مرگ عمر در نهم ربیع‌الاولØŒ همین روایت است (همو: Û±Û²Û°) که به رفع القلم شهرت یافت. این در حالی است که عالمان شیعه بر منبع و سند و محتوای این خبر اشکال گرفته و آن را مردود دانسته‌اند (برای نمونهØŒ نک: صافی گلپایگانیØŒ بی‌تا: ج‌۲، Û³Û¹Ûµ).
این روایت در کتاب المحتضر نوشتÛ€ حسن بن سلیمان حلی (قرن هشتم) آمده است (حلیØŒ Û±Û³Û·Û°: Û´Û´). همچنین مجلسی آن را به نقل از کتاب زوائد الفوائد منسوب به فرزند سید بن طاووس (قرن هفتم) آورده (مجلسیØŒ Û±Û´Û°Û³: همان) که اکنون در دست نیست. گفته می‌شود در کتاب مصباح الانوار نوشتÛ€ هاشم بن محمد _ عالم قرن ششم _ نیز وجود داشته است (حلیØŒ Û±Û³Û·Û°: Û´Û´). نبود این خبر در منابع روایی دست اولØŒ ‌نخستین خدشه بر آن است.
از نظر سلسلÛ€ اسنادØŒ راویان نام‌ برده شده در آن جز احمد بن اسحاق در کتب رجالی یافت نمی‌شوند و در سند روایت دیگری واقع نشده‌اند.
مهم‌ترین اشکالی که از نظر متن به این خبر وارد است و آن را از درجÛ€ اعتبار ساقط می‌کندØŒ این‌که به نقل از رسول‌خدا(ص)  به خداوند متعال نسبت داده شده است که به فرشتگانÙ نویسندÛ€ اعمال دستور داده تا سه روز قلم را از همÛ€ مردم بردارند و چیزی از گناهان آنان را ننویسند (حلیØŒ Û±Û³Û·Û°: ۵۱؛ مجلسیØŒ Û±Û´Û°Û³: ج‌۳۱، Û±Û³Ûµ) که با صریح آیÛ€ (فÙŽمÙŽنÙ’ یÙŽعÙ’مÙŽلÙ’ مÙثÙ’قÙŽالÙŽ ذÙŽرÙ‘ÙŽهÙ شÙŽرÙ‘اÙ‹ یÙŽرÙŽهÙ) مخالفت دارد.
نکتÛ€ جالب آن‌که در برخی نقل‌های این روایت که دربارÛ€ قتل خلیفه در نهم ربیع‌الاول بدان استناد می‌شودØŒ نامی از عمر یا خلیفÛ€ دوم نیست. آن‌چه از کتاب مصباح نقل شدهØŒ چنین است:
محمد بن علاØ¡ واسطی و یحیی بن محمد بن جریح گفتند: ما دربارÛ€ «ابی‌الخطاب محمد بن ابی زینب الکوفی» اختلاف کردیم و امر بر ما مشتبه شدØŒ پس نزد احمد بن اسحاق رفتیم. (حلیØŒ Û±Û³Û·Û°: Û´Ûµ)
به نظر می‌رسد اگر اصل روایت و بخشی از آن منشØ£ صحیحی داشتهØŒ دربارÛ€ ابوالخطاب کوفی _ غالی معروف _ بوده و به جهت تصحیفØŒ تبدیل به «ابن‌الخطاب» شده و سپس روایت را مربوط به عمر بن خطاب دانسته‌اند.
این همه در حالی است که مورخان شیعه و سنی تاریخ مرگ خلیفÛ€ دوم را روزهای آخر ذی‌حجÛ€ سال Û²Û³ هجرت دانسته‌اند. ابن‌سعدØŒ یعقوبیØŒ خلیفه بن خیاطØŒ مسعودیØŒ طبریØŒ ابن‌اعثم و بلاذریØŒ قتل عمر را روز Û²Û¶ یا Û²Û· ذی‌حجÛ€ سال Û²Û³ ثبت کرده‌اند (ابن‌سعدØŒ Û±Û´Û±Û°: ج‌۳، ۲۷۸؛ یعقوبیØŒ بی‌تا: ج‌۲، ۱۵۹؛ مسعودیØŒ Û±Û´Û°Û¹: ج‌۴، ۳۰۲؛ طبریØŒ Û±Û³Û¸Û·: ج‌۴، ص Û±Û¹Û´). شیخ مفیدØŒ Û²Û¶ ذی‌حجه را روز ترور و Û²Û¹ آن ماه را روز مرگ عمر می‌داند (مفیدØŒ Û±Û´Û±Û´: Û´Û²). دیگر عالمان شیعه نیز در طول تاریخ همین نظریه را پذیرفته و گزارش کرده‌اند. حتی مرحوم مجلسی که خود نظریÛ€ نهم ربیع را نقل کرده استØŒ می‌نویسد:
این‌که گفته‌اند قتل عمر در ماه ذی‌حجه بودهØŒ بین فقهای شیعÛ€ امامیه مشهور است. (مجلسیØŒ Û±Û´Û°Û³: ج‌۳۱، Û±Û±Û¸)
این قول نه تنها مشهور میان مورÙ‘خان و منابع دست اول استØŒ که با دیگر شواهد تاریخی نیز سازگاری دارد. مثلاÙ‹ بیعت با خلیفÛ€ بعدی در اواخر ذی‌حجه یا اول محرم ذکر شده است (طبریØŒ Û±Û³Û¸Û·: ج‌۴، Û±Û¹Û´Ø› یعقوبیØŒ بی‌تا: ج‌۲، Û±Û¶Û²). حتی گفته شده مردم کاشان که برگزار کنندÛ€ مراسم نهم ربیع در محل بنای یادبود ابولؤلؤ بوده‌اندØŒ آن را در اوایل در ماه ذی‌حجه برگزار می‌کرده‌اند (افندیØŒ Û±Û³Û·Û¸: Û¸Û²).
نتیجه آن‌که قول درست دربارÛ€ مرگ خلیفه دومØŒ اواخر ماه ذی‌حجه استØ› اما در دوره‌هایی _ که احتمال می‌رود آغاز آنØŒ عصر آل بویه بوده باشد _ این زمان را که با ایام سوگواری سالار شهیدان حسین بن علی(ع)  تلاقی می‌کرده استØŒ به بعد از ایام محرم و صفر یعنی ربیع‌الاول منتقل کرده‌اند. توضیح آن‌که با روی کار آمدن دولت شیعی آل بویه (Û³Û²Û² - Û´Û´Û¸)ØŒ مراسمی همچون غدیر و عاشورا گرامی داشته شد (ابن‌اثیرØŒ Û±Û³Û¸Ûµ: ج‌۸، ÛµÛµÛ° و ÛµÛ¸Û¹).
از این‌‌رو حنابله و متعصبان از اهل‌سنت به بزرگداشت ایامی چون همراهی ابوبکر با پیامبر در غار یا عزا برای شخصیت‌هایی چون مصعب بن زبیر اهتمام ورزیدند (همو: ج‌۹، Û±ÛµÛµ). اگرچه دربارÛ€ نهم ربیع گزارش صریحی نداریمØŒ ولی به نظر می‌رسد این نزاع‌های فرقه‌‌ایØŒ شیعیان را بدان سو برده که در روز مرگ خلیفÛ€ دوم شادمانی کنند.
گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که شیعیان در دو مقطع موقعیت خاصی یافتند و برخی مراسم و برنامه‌های خاص مذهبی را آغاز کردند که تدریجاÙ‹ به اوج رسید. یکی در عصر آل بویه است که با سقوط این دولتØŒ مراسم شیعی تعطیل شد و دومØŒ دوران صفویه است که بسیاری از برنامه‌های آن تا کنون ادامه دارد. از این‌که در قرن ششم سخن از نهم ربیع به‌عنوان مرگ خلیفه زده می‌شود،‌ می‌توان حدس زد که منشØ£ آنØŒ دورÛ€ آل بویه بوده باشد.
این موضوع در برخی کتاب‌ها ماند و در عصر صفویه بار دیگر ترویج شد. یکی از مروÙ‘جان این مطلبØŒ افندی _ عالم متتبع شیعÛ€ عصر صفوی _ است که در آثار خود به موضوع نهم ربیع پرداخت (افندیØŒ Û±Û³Û·Û¸: Û¸Û°Ø› هموØŒ Û±Û´Û±Û°: ج‌۴، Û³Û¸Û±). از این‌که کفعمی (مÛ¹Û°Ûµ) _ عالم شیعی پیش از دورÛ€ صفوی _ این قول را رد کرده (کفعمیØŒ Û±Û´Û°Ûµ: ÛµÛ±Û° - ÛµÛ±Û±) می‌توان فهمید که پیش از این دورهØŒ جایگاهی نداشته است.
بخش دوم: جنبÛ€ اثباتی
اکنون به بررسی ارتباط روز نهم ربیع‌الاول با مهدویت و امامت دوازدهمین حجت الهی می‌پردازیم.
در همÛ€ ملل و اقوامØŒ چنین معمول است که هرگاه رهبری از دنیا می‌رود و جانشین معینی داردØŒ ضمن تعزیت مرگ رهبر پیشینØŒ جانشینی و صدارت وی را تهنیت می‌گویند. دربارÛ€ امامان معصوم و رهبران شیعه نیز این شیوه مرسوم بود و بلافاصله پس از رحلت هر امامØŒ جانشین او _ که از سوی پیامبر و به دستور خدای متعال و با تØ£کید پیشوای پیشین تعیین شده بود _ به ریاست و زعامت جامعÛ€ شیعه می‌رسید و خواص و نزدیکان آن امامØŒ ضمن تسلیت شهادت پدر (یا برادرØŒ دربارÛ€ امام سوم) با پیشوای جدید بیعت می‌کردند (مسعودیØŒ Û±Û´Û±Û·: Û²Û´Û·)ØŒ هرچند اوضاع سیاسی و رعایت تقیهØŒ غالباÙ‹ مانع از بیعت عمومی یا حتی اطلاع همگانی از موضوع بود.
دربارÛ€ دوازدهمین امام شیعیان نیز همین روش جاری است. هنگامی که ابوالادیان _ نمایندÛ€ امام عسکری(ع)  _ از مØ£موریت خود بازگشتØŒ دید مردم به اشتباه سراغ جعفر رفته و او را به مرگ برادر تسلیت می‌دهند و به امامت تهنیت می‌گویند (طوسیØŒ Û±Û´Û±Û¹: Û¶Û°Û¸). اگرچه شیعیان در مصداق به خطا رفته بودندØŒ ولی این روایت نشان‌دهندÛ€ رواج آن شیوÛ€ معمول در میان امامیه نیز هست.
مشخص شدن زمان آغاز امامت حضرت ولیّ‌عصر(عج)  متوقف بر آن است که زمان شهادت امام عسکری(ع)  روشن شود.
کلینی شهادت امام حسن عسکری(ع)  را روز جمعه هشتم ربیع‌الاول سال Û²Û¶Û° ثبت کرده است (کلینیØŒ Û±Û´Û°Ûµ: ج‌۱، ÛµÛ°Û³). شیخ صدوق به نقل از محمد بن حسین بن عباد می‌نویسد:
آن حضرت هنگام نماز صبح روز جمعه هشتم ربیع‌الاول سال Û²Û¶Û° از دنیا رفت و شب قبل از آن به دست خود نامه‌های زیادی به اهل مدینه نوشته بود. (صدوقØŒ Û±Û³Û¹Ûµ: ج‌۲، Û´Û·Û³)
همچنین وی در خبر مفصل بن خاقان _ که در عظمت شخصیت امام عسکری(ع)  از دیدگاه یکی از دشمنان اهل‌بیت نقل شده _ آورده است که آن حضرت چند روز گذشته از ماه ربیع‌الاول سال Û²Û¶Û° وفات کرد (صدوقØŒ Û±Û³Û¹Ûµ: ج‌۱، Û´Û³). شیخ طوسی نیز به این گزارش اشاره کرده (طوسیØŒ Û±Û´Û±Û±: Û²Û±Û¹) و در جای دیگر بر هشتم ربیع تØ£کید کرده است (هموØŒ Û±Û´Û°Û¶: ج‌۶، Û¹Û²).
شیخ مفید در دو جای کتاب ارشاد و در کتاب مزار از مقنعه همان روزØŒ یعنی جمعه هشتم ربیع را ضبط کرده (مفیدØŒ Û±Û´Û±Û¶: ج۲، Û³Û±Û³ و Û³Û³Û¶Ø› هموØŒ Û±Û´Û±Û³: Û´Û¸Ûµ)ØŒ اما در کتاب مسار الشیعه ذیل رویدادهای ماه ربیع‌الاول می‌نویسد:
در روز چهارم آن از سال Û²Û¶Û°ØŒ وفات مولای ما ابومحمد حسن بن علی بن محمد بن علی الرضا: واقع شد و خلافت به قائم(ع)  منتقل گشت. (هموØŒ Û±Û´Û±Û´: Û´Û¹)
با توجه به تØ£کید این عالم بزرگوار در دو کتاب دیگرش و با توجه به شهرت قول هشتم ربیعØŒ به نظر می‌رسد در نقل مسارالشیعه خطایی صورت گرفته باشدØŒ به‌خصوص که در جای دیگری سخن از شهادت امام در چهارم این ماه نیست و این سخن منحصر به فرد است. هرچند اقوال دیگری نیز برخلاف گفتÛ€ مشهور مورخان وجود دارد. مسعودی در اثبات ‌الوصیهØŒ شهادت امام عسکری(ع)  را در ماه ربیع‌الآخر سال Û²Û¶Û° دانسته و دربارÛ€ روز واقعه سخنی نگفته است (مسعودیØŒ Û±Û´Û±Û·: Û²ÛµÛ¶)Ø› اما در جایی دیگر می‌نویسد:
حضرت صاحب در روز جمعه یازدهم ربیع‌الاول Û²Û¶Û° امر امامت را بر عهده گرفت. (مسعودیØŒ Û±Û´Û±Û·: Û²Û·Û²)
این نقل با سخن پیشین او سازگاری نداردØ› چون اگر امام زمان(عج)  در ماه ربیع‌الاول به امامت رسیده باشدØŒ شهادت امام عسکری(ع)  باید در همان ماه واقع شده باشد. بنابراین به نظر می‌رسد در بخش اولØŒ کلمÛ€ «الآخر» به جای «الاول» اشتباه شده و مسعودی نیز معتقد به رحلت امام در ماه ربیع‌الاول است.
هرچند این‌که وی امامت حضرت حجت را در یازدهم این ماه می‌داندØŒ بدین معناست که رحلت پدر بزرگوارش در روز دهم ربیع رخ داده باشد که باز هم با قول مشهور نمی‌سازدØŒ ولی این سخن هم معتنابه نیستØ› زیرا همانند قول شیخ مفید در مسارالشیعه کسی به آن معتقد نیست و در برابر سخن مشهور منحصر به فرد است. این احتمال هم جدی است که وی رحلت امام را با تولدش که در هشتم یا دهم ماه ربیع‌الآخر بوده خلط کرده باشد.
مورد دیگری که با قول مشهور مخالفت داردØŒ سخن نجاشی است. وی ذیل شرح حال احمد بن عامر و به نقل از او می‌نویسد:
امام حسن(ع)  در روز جمعه Û±Û³ محرم Û²Û¶Û° رحلت کرد و معتمد بر او نماز خواند. (نجاشیØŒ Û±Û´Û°Û¸: ج‌۱، Û²ÛµÛ±)
این نظر هم به علت آن‌که هیچ قرینه و مؤیدی ندارد نمی‌تواند در برابر قول مشهور بایستد. معاصر ویØŒ شیخ طوسی نیز گرچه در کتاب تهذیب قول مشهور را نقل کردهØŒ لیکن در کتاب مصباح ذیل رویدادهای ماه ربیع‌الاول می‌نویسد:
در اول آنØŒ هجرت پیامبر و خوابیدن امیرمؤمنان به جای آن حضرت و در چهارم آنØŒ خروج پیامبر از غار واقع شد. در اول آنØŒ وفات امام عسکری و انتقال امامت به قائم و در دهم آنØŒ ماه ازدواج پیامبر با خدیجه رخ داده است. (طوسیØŒ Û±Û´Û±Û±: ج‌۲، Û·Û¹Û±)
از آن‌جا که در این کتابØŒ حوادث هر ماه به ترتیب روزهای آن ثبت می‌شودØŒ این‌که پس از اشاره به حوادث روز اول و چهارم و پیش از روز دهمØŒ از شهادت امام در روز اول سخن گفتهØŒ جای تØ£مل است و به احتمال قوی کلمÛ€ اول با هشتم خلط و اشتباه ثبت شده استØŒ به‌خصوص که پس از آن به ازدواج پیامبر(ص)  در روز دهم آن ماه اشاره می‌کند و بین اول تا دهم را حادثه‌ای ذکر نمی‌کند. در مجموع بسیار بعید است که شیخ طوسی پس از آن‌که از حوادث اول تا چهارم ماه ربیع سخن گفتهØŒ بار دیگر به روز اول برگردد و شهادت امام را در آن بداند و این با سبک چنین کتاب‌هایی سازگار نیست. ضمن این‌که روز اول ربیع را شروع بیماری _ احتمالاÙ‹ ناشی از مسمومیت _ امام دانسته‌اند (ابن‌شهرآشوبØŒ Û±Û³Û·Û¹: ج‌۴، Û´Û²Û²).
بنابر آن‌چه گذشتØŒ سخن از چهارم ربیع‌الاولØŒ یا ماه ربیع‌الآخرØŒ یا Û±Û³ محرمØŒ یا اول ربیع‌الاولØŒ نمی‌تواند در برابر قول مشهور _ که برخی از همین افراد در جای دیگری آن را روایت کرده‌اند _ برابری کند و این اقوال به دلیل ندرت و عدم مؤید و پشتوانهØŒ پذیرفتنی نیست. آن‌چه دربارÛ€ هشتم ربیع‌الاول مشهور استØŒ به عالمان و مورخان شیعه اختصاص ندارد (برای آگاهی بیشتر از قول مشهورØŒ نک: مجلسیØŒ Û±Û´Û°Û³: ج‌۵۰، Û²Û³Ûµ - Û²Û³Û¸)ØŒ بلکه از میان عامهØŒ کسانی چون ابن‌خشابØŒ خطیب بغدادی و صفدیØŒ رحلت امام عسکری(ع)  را در هشتم ربیع‌الاول Û²Û¶Û° گزارش کرده‌اند (اربلیØŒ Û±Û´Û²Û±: ج‌۲، ۹۲۱؛ خطیب بغدادیØŒ Û±Û´Û±Û·: ج‌۷، Û³Û·Û¸). همچنین ابن‌طاووس از عالمان و مورخان بسیاری که هشتم ربیع‌الاول را روز وفات امام عسکری(ع)  دانسته‌اندØŒ نام برده است (ابن‌طاووسØŒ Û±Û´Û±Ûµ: ج‌۳، Û±Û±Û´).
این موضوع قابل توجه است که اختلاف در تاریخ شهادت امام عسکری(ع)  نسبت به دیگر رویدادها یا وفیات بسیار کمتر و اتفاق نظر دربارÛ€ آن جدÙ‘ی‌تر استØŒ به‌طوری که یکی از محققان معاصر می‌نویسد:
اتفاقی مورخان است که رحلت امام عسکری(ع)  در هشتم ربیع‌الاول از سال Û²Û¶Û° اتفاق افتاده است. (جعفریانØŒ Û±Û³Û·Û·: ÛµÛ³Û¶)
مرحوم شوشتری در رسالÛ€ تواریخ النبی والآل می‌نویسد:
دربارÛ€ وفات امام عسکری(ع)  خلاف معتنابهی وجود ندارد که در هشتم ربیع‌الاول Û²Û¶Û° اتفاق افتاده است. افراد زیر به این نظریه تصریح کرده‌اند: کلینیØŒ نوبختی در فرق الشیعه مفید در ارشاد و در موالیدØŒ حمیریØŒ ابن‌خشابØŒ طبری امامیØŒ تلعکبریØŒ ابن‌حمدانØŒ خطیبØŒ ابن‌خزیمهØŒ نصر بن علی جهضمیØŒ محمد بن طلحهØŒ حافظ عبدالعزیزØŒ شیخ در تهذیب و سهل بن زیادØŒ چنان‌که خطیب بغدادی از او نقل کرده است. (شوشتریØŒ Û±Û´Û²Û³: Û´Ûµ)
خلاصÛ€ کلام آن‌که نظریÛ€ مشهور و معتبر دربارÛ€ زمان شهادت امام حسن عسکری(ع)  روز هشتم ربیع‌الاول است و اقوالی که با این سخن مخالفت داردØŒ درخور اعتنا نیستØŒ به‌ویژه که آن نظریه‌ها هریک به تنهایی توانایی برابری با قول مشهور را ندارند و قرینه‌ای بر صحÙ‘ت و ترجیح آنها در دست نیست.
نتیجه
بنابر آن‌چه گذشتØŒ روز نهم ربیع‌الاول مصادف با نخستین روز امامت حضرت ولیّ‌عصر امام زمان(عج)  است. البته امامت آن حضرت از همان لحظÛ€ وفات پدر آغاز می‌شودØŒ لیکن به احترام روز شهادت امام عسکری(ع) ØŒ روز هشتم را به عنوان آغاز امامت برای تبریک‌گویی و برگزاری مراسم تلقی نمی‌کنند.
سید بن طاووس پس از بیان شهادت امام عسکری در روز هشتم ربیع‌الاول می‌نویسد:
آغاز امامت مهدی(عج)  روز نهم ربیع است و شاید علت بزرگداشت این روز همین باشد. (ابن‌طاووسØŒ Û±Û´Û±Ûµ: ج‌۳، Û±Û±Û´)
کفعمی به نقل از شیخ مفید در مسارالشیعه می‌نویسد:
هر که در این روز انفاق کندØŒ آمرزیده می‌شودØ› همچنین اطعام و گشایش و پوشیدن لباس نو و عیادت در این روز مستحب است. (کفعمیØŒ Û±Û´Û°Ûµ: ÛµÛ±Û°)
این مطلب در کتاب فعلی مسار الشیعه نیست و ممکن است کفعمی آن را در نسخه‌ای‌ دیگر یا منبع دیگری دیده و به خطا به شیخ مفید نسبت داده است. اگر نقل وی درست باشدØŒ نشان از این است که عید بودن این روز و انجام برخی اعمال مستحبØŒ نزد شیعیان مرتکز بوده و این جز به دلیل بزرگداشت آغاز امامت حضرت مهدی(عج)  نیستØ› زیرا همین عالمانØŒ مرگ خلیفه در این روز نپذیرفته‌اند و اتفاق دیگری نیز در این تاریخ ثبت نشده است. آن‌چه گاه در افواه گفته شده که مرگ عمر بن سعد استØŒ نیز دلیلی ندارد.
منابع
ابن ادریسØŒ محمد بن منصورØŒ السرائرØŒ قمØŒ انتشارات جامعÛ€ مدرسینØŒ Û±Û´Û±Û°ق.
ابن‌سعدØŒ محمدØŒ الطبقات الکبرى، تحقیق: عبدالقادر عطاØŒ بیروتØŒ دارالکتب العلمیهØŒ Û±Û´Û±Û¸ق.
ابن‌شهرآشوبØŒ محمد بن علیØŒ مناقب آل ابی طالبØŒ قمØŒ نشر علÙ‘امهØŒ Û±Û³Û·Û¹ق.
ابن‌طاووسØŒ رضی‌الدین علیØŒ الاقبال بالاعمالØŒ قمØŒ دفتر تبلیغات اسلامیØŒ Û±Û´Û±Ûµق.
اربلى، علÙ‰ بن عیسى، کشف الغمه فÙ‰ معرفه الØ£ئمهØŒ قمØŒ نشر رضیØŒ Û±Û´Û²Û±ق.
افندى، عبداللهâ€ØŒ ریاض العلماء، قمØŒ کتاب‌خانÛ€ آیت‌الله†نجفى، Û±Û´Û±Û°ق.
_______________ â€ØŒ تحفÛ€ فیروزیه (گزارشی از کتاب)ØŒ به کوشش: رسول جعفریانØŒ قمØŒ بی‌جاØŒ Û±Û³Û·Û¸ش.
جعفریانØŒ رسولØŒ حیات فکری و سیاسی امامان شیعهØŒ قمØŒ انتشارات انصاریانØŒ Û±Û³Û·Û·ش.
حلÙ‘یØŒ حسن بن سلیمانØŒ المحتضرØŒ نجفØŒ حیدریهØŒ Û±Û³Û·Û°ق.
خطیب بغدادى، احمد بن على، تاریخ بغدادØŒ تحقیق: مصطفÙ‰ عبدالقادر عطاØŒ بیروتØŒ دار الکتب العلمیهØŒ Û±Û´Û±Û·ق.
رازÙ‰ قزوینى، عبدالجلیلØŒ نقض بعض مثالب النواصبØŒ تهرانØŒ انجمن آثار ملى، Û±Û³ÛµÛ¸ش.
شوشتریØŒ محمدتقیØŒ رساله فی تواریخ النبی و الآلØŒ قم،‌ انتشارات جامعÛ€ مدرسینØŒ Û±Û´Û²Û³ق.
صافی گلپایگانیØŒ لطف‌اللهØŒ مجموعه الرسائلØŒ بی‌جاØŒ بی‌ناØŒ بی‌تا.
صدوقØŒ محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمهØŒ تهرانØŒ انتشارات اسلامیهØŒ Û±Û³Û¹Ûµق.
طبرى، محمد بن جریرØŒ تاریخ الØ£مم و الملوکØŒ تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیمØŒ بیروتØŒ دارالتراثØŒ Û±Û³Û¸Û·ق.
طوسیØŒ محمد بن حسنØŒ الغیبهØŒ قمØŒ مؤسسه المعارف الاسلامیهØŒ Û±Û´Û±Û±ق.
_______________________ ØŒ تهذیب الØ£حکامØŒ تحقیق: حسن موسوی خرسانØŒ بیروتØŒ دارالاضواء، Û±Û´Û°Û¶ق.
_______________________ ØŒ مصباح المتهجدØŒ بیروتØŒ مؤسسه فقه الشیعهØŒ Û±Û´Û±Û±ق.
طوسیØŒ ابن‌حمزهØŒ الثاقب فی المناقبØŒ قم،‌ انصاریانØŒ Û±Û´Û±Û¹ق.
کفعمیØŒ ابراهیم بن علیØŒ المصباح (جنه الامان الواقیه)ØŒ قمØŒ دارالرضیØŒ Û±Û´Û°Ûµق.
کلینى، محمد بن یعقوبØŒ الکافیØŒ تحقیق: علÙ‰â€اکبر غفÙ‘ارى، بیروت: دارالاضواء، Û±Û´Û°Ûµق.
مجلسیØŒ محمدباقرØŒ بحارالانوارØŒ بیروتØŒ دارالرضاØŒ Û±Û´Û°Û³ق.
مسعودیØŒ علی بن الحسینØŒ اثبات الوصیهØŒ قمØŒ انتشارات انصاریانØŒ Û±Û´Û±Û·ق.
__________________________ ØŒ مروج الذهبØŒ تحقیق: اسعد داغرØŒ قمØŒ دارالهجرهØŒ Û±Û´Û°Û¹ق.
مفیدØŒ محمد بن محمد بن نعمانØŒ الØ¥رشاد فÙ‰ معرفه حجج الله†علÙ‰ العبادØŒ بیروتØŒ مؤسسه آل‌البیتØŒ Û±Û´Û±Û¶ق.
________________________________ ØŒ مسار الشیعهØŒ بیروتØŒ دارالمفیدØŒ Û±Û´Û±Û´ق.
________________________________ ØŒ المقنعهØŒ قمØŒ کنگرÛ€ هزارÛ€ شیخ مفیدØŒ Û±Û´Û±Û³ق.
نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشى، تحقیق: محمد جواد النائینى، بیروتØŒ دارالاضواء، Û±Û´Û°Û¸ق.
یعقوبى، احمد بن واضحØŒ تاریخ الیعقوبى، بیروتØŒ دار صادرØŒ بی‌تا.
منبع: فصلنامه مشرق موعود – شماره Û²Û²
فارس
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.