نودیها : مصطفی امیری: موضوع این مقاله، بردن رØ£س مبارک حضرت سیدالشهدا(ع) به شام و مسلمان شدن آن راهب دیرنشین مسیحی به سبب رؤیت کرامتهایی است که از آن سر نورانی می بیند. این ماجرا و داستان اسلام آوردن راهب مسیحیان، در منابع متعددی از کتب شیعه و اهل سنت، ذکر شده است از جمله: در کتاب تذکرÛ€ الخواص ابن جوزی (ابن جوزی، تذکرÛ€ الخواص، ص ۲۶۳)، از منابع اهل سنت و نیز در کتاب المناقب ابن شهرآشوب (ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۴، ص ۶۰)، و کتاب الخرائج و الجرائح قطب راوندی (راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۵۷۹-۵۸۰) از منابع شیعه، ذکر شده است.
وقتی رØ£س مبارک حضرت سیدالشهدا را لشکر ابن زیاد ملعون به سرکردگی خولی Ø£صبÙŽح پیشاپیش برای یزید می بردند، شب را در کنار دیر راهب در حوالی شهر حلب منزل کرده به شرب خمر مشغول گشتند. در آنجا در سه نوبت دستی از غیب بیرون شده بر دیوار بیرونی دیر و عبادتگاه، ابیاتی در لعن و عذاب قاتلان امام می نوشت. لشکریان از این ابیات خوف کرده و عیش و طرب رها می نمایند. نیمه شب راهب در دیر خود صدای تسبیح و تقدیس خدا می شنود و سر از دریچه بیرون برده میبیند از صندوقی که در کنار دیوار نهاده اند نوری عظیم به جانب آسمان ساطع می شود و اینک اصل ماجرا و جزئیات آن به نقل از کتابهای شیعه و اهل سنت.
روایت لشکریان ابن زیاد از حوادث عبادتگاه مسیحیان
چون لشکر ابن زیاد در کنار دیر و عبادتگاه راهب مسیحی، منزل کرد، سر حضرت امام حسین را در صندوق گذاشتند، و به روایت قطب راوندی در کتاب الخرائج و الجرائح (راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۵۷۹-۵۸۰) ، آن سر را بر نیزه کرده، دور او نشسته و از آن حراست می کردند. پاسی از شب را به شرب خمر مشغول، و شادی می کردند، آنگاه سفره غذا را گستردند و مشغول غذا خوردن شدند، که ناگهان با حوادث عجیبی، روبر میشوند. رواندی، از محدثین شیعه، داستان و ماجرا را از زبان یکی از لشکریان ابن زیاد را چنین گزارش میدهد:
Ø£ÙŽنÙŽا Ø£ÙŽحÙŽدÙ مÙŽنÙ’ کÙŽانÙŽ فÙی الÙ’عÙŽسÙ’کÙŽرÙ الÙ’مÙŽشÙ’ئÙومÙ عÙŽسÙ’کÙŽرÙ عÙمÙŽرÙŽ بÙ’نÙ سÙŽعÙ’دÙ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ اللÙ‘ÙŽعÙ’نÙŽهÙ حÙینÙŽ قÙتÙلÙŽ الÙ’حÙسÙŽیÙ’نÙ بÙ’نÙ عÙŽلÙیÙ‘Ù وÙŽ کÙنÙ’ت٠أَحÙŽدÙŽ الْأَرÙ’بÙŽعÙینÙŽ الÙ‘ÙŽذÙینÙŽ حÙŽمÙŽلÙوا الرَّأْسÙŽ Ø¥ÙلÙŽÙ‰ یÙŽزÙیدÙŽ مÙنÙŽ الÙ’کÙوفÙŽهÙ فÙŽلÙŽمÙ‘ÙŽا حÙŽمÙŽلÙ’نÙŽاهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ طÙŽرÙیقÙ الشÙ‘ÙŽامÙ نÙŽزÙŽلÙ’نÙŽا عÙŽلÙŽÙ‰ دÙŽیÙ’رÙ لÙلنÙ‘ÙŽصÙŽارÙŽÙ‰ وÙŽ کÙŽانÙŽ الرَّأْسÙ مÙŽعÙŽنÙŽا مÙŽرÙ’کÙوزاÙ‹ عÙŽلÙŽÙ‰ رÙمÙ’حÙ وÙŽ مÙŽعÙŽهÙ الْأَحÙ’رÙŽاسÙ فÙŽوÙŽضÙŽعÙ’نÙŽا الطÙ‘ÙŽعÙŽامÙŽ وÙŽ جÙŽلÙŽسÙ’نÙŽا لÙنَأْکÙلÙŽ فÙŽØ¥ÙذÙŽا بÙکÙŽفÙ‘Ù فÙی حÙŽائÙطÙ الدÙ‘ÙŽیÙ’رÙ تÙŽکÙ’تÙبÙâ€:
Ø£ÙŽ تÙŽرÙ’جÙو Ø£ÙمÙ‘ÙŽهÙ‹ قÙŽتÙŽلÙŽتÙ’ حÙسÙŽیÙ’ناÙ‹/ شÙŽفÙŽاعÙŽهÙŽ جÙŽدÙ‘ÙهÙ یÙŽوÙ’مÙŽ الÙ’حÙسÙŽابÙâ€
 قÙŽالÙŽ فÙŽجÙŽزÙعÙ’نÙŽا مÙنÙ’ ذÙŽلÙکÙŽ جÙŽزÙŽعاÙ‹ شÙŽدÙیداÙ‹ وÙŽ Ø£ÙŽهÙ’وÙŽÙ‰ بÙŽعÙ’ضÙنÙŽا Ø¥ÙلÙŽÙ‰ الÙ’کÙŽفÙ‘Ù لÙیَأْخÙذÙŽهÙŽا فÙŽغÙŽابÙŽتÙ’ ثÙمÙ‘ÙŽ عÙŽادÙŽ Ø£ÙŽصÙ’حÙŽابÙی Ø¥ÙلÙŽÙ‰ الطÙ‘ÙŽعÙŽامÙ فÙŽØ¥ÙذÙŽا الÙ’کÙŽفÙ‘Ù قÙŽدÙ’ عÙŽادÙŽتÙ’ تÙŽکÙ’تÙبÙ مÙثÙ’لÙŽ الْأَوÙ‘ÙŽلÙâ€:
       فÙŽلÙŽا وÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ لÙŽیÙ’سÙŽ لÙŽهÙمÙ’ شÙŽفÙیعÙŒ/ وÙŽ هÙمÙ’ یÙŽوÙ’مÙŽ الÙ’قÙیÙŽامÙŽهÙ فÙی الÙ’عÙŽذÙŽابâ€
فÙŽقÙŽامÙŽ Ø£ÙŽصÙ’حÙŽابÙنÙŽا Ø¥ÙلÙŽیÙ’هÙŽا فÙŽغÙŽابÙŽتÙ’ ثÙمÙ‘ÙŽ عÙŽادÙوا Ø¥ÙلÙŽÙ‰ الطÙ‘ÙŽعÙŽامÙ فÙŽعÙŽادÙŽتÙ’ تÙŽکÙ’تÙبÙâ€:
      وÙŽ قÙŽدÙ’ قÙŽتÙŽلÙوا الÙ’حÙسÙŽیÙ’نÙŽ بÙحÙکÙ’مÙ جÙŽوÙ’رÙ/ وÙŽ خÙŽالÙŽفÙŽ حÙکÙ’مÙهÙمÙ’ حÙکÙ’مÙŽ الÙ’کÙتÙŽابÙâ€
فÙŽامÙ’تÙŽنÙŽعÙ’تÙ عÙŽنÙ الطÙ‘ÙŽعÙŽامÙ وÙŽ مÙŽا هÙŽنÙ‘ÙŽØ£ÙŽنÙی Ø£ÙŽکÙ’لÙهÙ ثÙمÙ‘ÙŽ Ø£ÙŽشÙ’رÙŽفÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’نÙŽا رÙŽاهÙبÙŒ مÙنÙŽ الدÙ‘ÙŽیÙ’رÙ فÙŽرÙŽØ£ÙŽÙ‰ نÙوراÙ‹ سÙŽاطÙعاÙ‹ مÙنÙ’ فÙŽوÙ’قÙ الرَّأْسâ€.
الخرائج و الجرائح: ناگاه دیدند دستی از دیوار دیر بیرون آمد و با قلمی از آهن این شعر را بر دیوار نوشت: آیا امتی که حسین را کشتند شفاعت جدش را در روز قیامت امید دارند؟ به شدت ترسیدند و بعضی برخاسته که آن دست و قلم را بگیرند، که ناپدید شد. چون باز به کار خود مشغول شدند آن دست با قلم ظاهر شد و این شعر را نوشت: به خدا سوگند که از برای قاتلان حضرت حسین شفاعت کننده ای نخواهد بود، بلکه در قیامت در عذاب می باشند. باز بعضی بر خاستند که آن دست را بگیرند، ناپدید شد. چون به کار خود مشغول شدند دگر باره آن دست با قلم ظاهر شد و این شعر را نوشت: (چگونه ایشان شفاعت شوند) و حال آنکه حسین را به حکم جور شهید کردند و حکم آنها با حکم خدا مخالف بود. چون چنین دیدند، آن غذا بر آنان ناگوار شد و با ترس خوابیدند. نیمه شب، صدایی به گوش راهب رسید، چون گوش داد ذکر تسبیح و تقدیس الهی شنید. برخاست و سر از پنجره ی دیر بیرون کرد، دید از صندوقی که در کنار دیوار نهاده اند نور عظیم به جانب آسمان بالا می رود.
وصف حال کاروان اسرای اهل بیت پیامبر
و اما حال اسیران کاروان اهل بیت چگونه است؟ ابن جوزی، در کتاب تذکرÛ€ الخواص، وصف حال زنان، کودکان و کاروان فرزند پیامبر، را چنین، گزارش می دهد:
لÙŽمÙ‘ا Ø£نفÙŽذÙŽ ابنÙ زÙیادÙ رÙŽØ£سÙŽ الحÙسÙŽینÙ علیه السلام Ø¥لى†یÙŽزیدÙŽ بنÙ مÙعاوÙیÙŽهÙŽ مÙŽعÙŽ الاسارى†مÙوÙŽثÙ‘ÙŽقینÙŽ فÙی الحÙبالÙ، مÙنهÙم نÙساءٌ وصÙبیانÙŒ وصÙŽبÙیÙ‘اتÙŒ مÙن بÙŽناتÙ رÙŽسولÙ اللÙ‘ÙŽهÙ صلÙ‰ الله علیه و آله، عÙŽلى†أقتابÙ الجÙمالÙ مÙوÙŽثÙ‘ÙŽقینÙŽ، مÙکÙŽشÙ‘ÙŽفاتÙ الوÙجوهÙ وÙŽالرÙ‘ÙØ¤وسÙ، وکÙلÙ‘ÙŽما نÙŽزÙŽلوا مÙŽنزÙلÙ‹ا Ø£خرÙŽجÙوا الرÙ‘ÙŽØ£سÙŽ مÙن صÙندوق٠أعÙŽدÙ‘وهÙ لÙŽهÙ، فÙŽوÙŽضÙŽعوهÙ عÙŽلى†رÙمحÙ، وحÙŽرÙŽسوهÙ طولÙŽ اللÙ‘ÙŽیل٠إلى†وÙŽقتÙ الرÙ‘ÙŽحیلÙ، ثÙمÙ‘ÙŽ یÙعیدوه٠إلÙŽÙ‰ الصÙ‘ÙندوقÙ ویÙŽرحÙŽلوا. فÙŽنÙŽزلوا بÙŽعضÙŽ المÙŽنازÙلÙ،
تذکره الخواص: ابن زیاد، سر حسین علیه السلام را همراه با زنان و پسربچÙ‘گان و دختربچÙ‘گان از نسل پیامبر صلÙ‰ الله علیه و آله- که سخت در بندشان کرده بود-، سوار بر شترÙ بÙ‰â€جهاز و سر و رو باز، به اسارت فرستاد. سر حسین علیه السلام را نیز همراهشان به سوÙ‰ یزید بن معاویه، روانه کرد و هر گاه در منزلÙ‰ فرود مÙ‰â€آمدند، سر را از صندوق مخصوص آن بیرون مÙ‰â€آوردند و آن را بر سرÙ نیزه مÙ‰â€کردند و همه شب تا هنگام حرکت، از آن، محافظت مÙ‰â€کردند و سپس آن را به صندوق، باز مÙ‰â€گرداندند و حرکت مÙ‰â€کردند.
آغاز هدایت راهب مسیحی
همانطور که ذکر شد، سر مبارک امام حسین، به همراه کاروان اسراØ¡، منزلگاه های مختلفی را طی می کند تا اینکه سرانجام به عبادتگاه و دیر راهب مسیحی وارد میشوند. آغاز هدایت و اعجاز دیگری از سر مبارک امام حسین، فرا می رسد. راهب، کنجکاو میشود.
وفی ذلÙکÙŽ المÙŽنزÙلÙ دÙŽیرÙŒ فیهÙ راهÙبÙŒ، فÙŽØ£ÙŽخرÙŽجÙوا الرÙ‘ÙŽØ£سÙŽ عÙŽلى†عادÙŽتÙهÙم، ووÙŽضÙŽعوهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ الرÙ‘ÙمحÙ، وحÙŽرÙŽسÙŽهÙ الحÙŽرÙŽسÙ عÙŽلى†عادÙŽتÙهÙ، وØ£سنÙŽدÙوا الرÙ‘ÙمحÙŽ Ø¥لÙŽÙ‰ الدÙ‘ÙŽیر.
تذکره الخواص: آنان، در یکÙ‰ از منزلâ€ها که دÙیÙ’ر راهبÙ‰ در آن بود، فرود آمدند و سر را مطابق روش خود، بیرون آوردند و آن را بر سرÙ نیزه کردند و نگهبانان، مطابق شیوه خود، از آن نگهبانÙ‰ کردند و نیزه را به دÙیر، تکیه دادند.
راهب مسیحی: اگر حضرت مسیح فرزندÙ‰ داشت او را بر چشمانمان جاÙ‰ مÙ‰â€دادیم
در نیمه های شب، حادثهای شگرف و عجیب، توجه راهب را به سمت سپاه ابن زیاد و یزید جلب میکند. آن حادثه چیست؟ منابع تاریخی اهل سنت و شیعه، چنین مینویسند:
فÙŽلÙŽمÙ‘ا کانÙŽ فی نÙصفÙ اللÙ‘ÙŽیلÙ رÙŽØ£ÙŽÙ‰ الرÙ‘اهÙبÙ نوراÙ‹ مÙن مÙŽکانÙ الرÙ‘ÙŽØ£س٠إلى†عÙŽنانÙ السÙ‘ÙŽماØ¡Ù، فÙŽØ£ÙŽشرÙŽفÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ القÙŽومÙ، وقالÙŽ: مÙŽن Ø£نتÙم؟ قالوا: نÙŽحن٠أصحابÙ ابنÙ زÙیادÙ. قالÙŽ: وهذا رÙŽØ£سÙ مÙŽن؟ قالوا: رÙŽØ£سÙ الحÙسÙŽینÙ بنÙ عÙŽلÙیÙ‘Ù بن٠أبی طالÙبÙ، ابنÙ فاطÙمÙŽهÙŽ بÙنتÙ رÙŽسولÙ اللÙ‘ÙŽهÙ صلÙ‰ الله علیه و آله. قالÙŽ: نÙŽبÙیÙ‘ÙکÙم؟ قالوا: نÙŽعÙŽم. قالÙŽ: بÙئسÙŽ القÙŽوم٠أنتÙم، لÙŽو کانÙŽ لÙلمÙŽسیحÙ وÙŽلÙŽدÙŒ لÙŽØ£ÙŽسکÙŽنÙ‘اه٠أحداقÙŽنا.
تذکره الخواص: نیمه†شب، راهب، نورÙ‰ از جایگاهÙ سر مبارک امام حسین، تا دوردستÙ آسمان دید. از بالاÙ‰ دÙیر به آن قوم، رو کرد و گفت: شما کیستید؟ گفتند: ما یاران ابن زیاد هستیم. راهب گفت: این سرÙ کیست؟ گفتند: سرÙ حسین بن علÙ‰ بن ابÙ‰ طالب پسر فاطمه، دختر پیامبر خدا صلÙ‰ الله علیه و آله. راهب مسیحی، گفت: پیامبرتان؟! گفتند: آرÙ‰. راهب گفت: قوم بدÙ‰ هستید! اگر مسیح علیه السلام، فرزندÙ‰ داشت، او را بر بالاÙ‰ چشمانمان جاÙ‰ مÙ‰â€دادیم.
پیشنهاد راهب مسیحی به لشکر ابن زیاد
ناگهان، سپاهیان این زیاد با پیشنهاد وسوسه انگیز راهب مسیحی مواجه می شوند. بی درنگ، پیشنهاد را می پذیرند.
ثÙمÙ‘ÙŽ قالÙŽ: هÙŽل لÙŽکÙم فی شÙŽیâ€Ø¡Ù؟ قالوا: وما هÙوÙŽ؟ قالÙŽ: عÙندی عÙŽشÙŽرÙŽهÙ آلافÙ دینارÙ تÙŽØ£خÙذونÙŽها، وتÙعطونÙ‘Ùی الرÙ‘ÙŽØ£سÙŽ یÙŽکونÙ عÙندی تÙŽمامÙŽ اللÙ‘ÙŽیلÙŽهÙ، وØ¥ذا رÙŽحÙŽلتÙم تÙŽØ£خÙذونÙŽهÙ، قالوا: وما یÙŽضÙرÙ‘Ùنا، فÙŽناوÙŽلوهÙ الرÙ‘ÙŽØ£سÙŽ، وناوÙŽلÙŽهÙمÙ الدÙ‘ÙŽنانیرÙŽ، فÙŽØ£ÙŽخÙŽذÙŽهÙ الرÙ‘اهÙبÙ، فÙŽغÙŽسÙŽلÙŽهÙ وطÙŽیÙ‘ÙŽبÙŽهÙ، وتÙŽرÙŽکÙŽهÙ عÙŽلى†فÙŽخÙذÙهÙ، وقÙŽعÙŽدÙŽ یÙŽبکی اللÙ‘ÙŽیلÙŽ کÙلÙ‘ÙŽهâ€.
تذکره الخواص: سپس گفت: آیا موافقید کارÙ‰ کنیم؟ گفتند: چه کارÙ‰؟ گفت: ده هزار دینار، نزد من است. آن را مÙ‰â€گیرید و در عوض امشب، سر را به من مÙ‰â€دهید و آن را هنگام حرکت، از من پس مÙ‰â€گیرید. گفتند: براÙ‰ ما زیانÙ‰ ندارد. سر را به او دادند. و دینارها را داد و سر را گرفت و آن را شست و خوشâ€بو کرد و روبروی خود قرار داد و همه شب را به گریه نشستâ€.
گفتگوی راهب مسیحی و سر مبارک امام حسین
آنگاه، راهب ازحضرت مسیح، عاجزانه می خواهد، سر مبارک امام حسین، که نورانیت را به سمت آسمان و با حالتی معجزه گونه، ساطع می کند، با راهب، سخن بگوید. سر مبارک امام، به امر الهی، با راهب به سخن می آید.
وقالÙŽ: یا رÙŽبÙ‘Ù، بÙحÙŽقÙ‘Ù عیسى†تÙŽØ£مÙرÙ هذÙŽا الرÙ‘ÙŽØ£سÙŽ بÙالتÙ‘ÙŽکÙŽلÙ‘ÙمÙ مÙŽعی. فÙŽتÙŽکÙŽلÙ‘ÙŽمÙŽ الرÙ‘ÙŽØ£سÙ، وقالÙŽ: یا راهÙبÙ، Ø£یÙ‘ÙŽ شÙŽیâ€Ø¡Ù تÙریدÙ؟ قالÙŽ: مÙŽن Ø£نتÙŽ؟ قالÙŽ: Ø£نÙŽا ابنÙ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ المÙصطÙŽفÙ‰â€، وØ£نÙŽا ابنÙ عÙŽلÙیÙ‘Ù المÙرتÙŽضÙ‰â€، وØ£نÙŽا ابنÙ فاطÙمÙŽهÙŽ الزÙ‘ÙŽهراØ¡Ù، وØ£نÙŽا المÙŽقتولÙ بÙکÙŽربÙŽلاءَ، Ø£نÙŽا المÙŽظلومÙ، Ø£نÙŽا العÙŽطشانÙ، فÙŽسÙŽکÙŽتÙŽ.
تذکره الخواص: راهب، سرش را بلند کرد و گفت: پروردگارا! به حقÙ‘ عیسÙ‰، به این سر بگو که با من، سخن بگوید. سر به سخن آمد و گفت: «اÙ‰ راهب! چه مÙ‰â€خواهÙ‰؟». گفت: تو کیستÙ‰؟ گفت: «من، فرزند محمÙ‘دÙ مصطفÙ‰ و پسر علÙ‰Ù مرتضÙ‰ هستم. پسر فاطمه زهرا و مقتول کربلایم. من، مظلوم و تشنهâ€کامم» و ساکت شد.
درخواست راهب مسیحی از امام حسین
صبحگاه، فرا می رسد و لحظه جدایی راهب و سر مبارک امام حسین، فرا می رسد. لحظات سخت و جانکاهی است. راهب خطاب به امام، عرض می کند: بنده جز اختیار دار خود نیستم. از شما تقاضا دارم مرا در قیامت، شفاعت کنید. سر مبارک امام، راهب را به دین مبین اسلام، دعوت می نماید.
فÙŽلÙŽمÙ‘ا Ø£سفÙŽرÙŽ الصÙ‘ÙبحÙ قالÙŽ: یا رÙŽØ£سÙ، لا Ø£ملÙک٠إلÙ‘انÙŽفسی ... فÙŽوÙŽضÙŽعÙŽ الرÙ‘اهÙبÙ وÙŽجهÙŽهÙ عÙŽلى†وÙŽجهÙهÙ، فÙŽقالÙŽ: لا Ø£رفÙŽعÙ وÙŽجهی عÙŽن وÙŽجهÙکÙŽ حÙŽتّى†تÙŽقولÙŽ: Ø£نÙŽا شÙŽفیعÙکÙŽ یÙŽومÙŽ القÙیامÙŽهÙ. فÙŽتÙŽکÙŽلÙ‘ÙŽمÙŽ الرÙ‘ÙŽØ£سÙ، فÙŽقالÙŽ: ارجÙع Ø¥لى†دینÙ جÙŽدÙ‘ی مÙحÙŽمÙ‘ÙŽدÙ صلÙ‰ الله علیه و آله. فÙŽقالÙŽ الرÙ‘اهÙبÙ: Ø£شهÙŽد٠أن لا Ø¥لهÙŽ Ø¥لÙ‘ÙŽا اللÙ‘ÙŽهÙ، وØ£شهÙŽد٠أنÙ‘ÙŽ مÙحÙŽمÙ‘ÙŽداÙ‹ رÙŽسولÙ اللÙ‘ÙŽهÙ، فÙŽقÙŽبÙلÙŽ لÙŽهÙ الشÙ‘ÙŽفاعÙŽهÙŽ.
المناقب: و صبحگاه گفت: اÙ‰ سر! من اختیاردار جز خود نیستم ... راهب، صورت به صورتش نهاد و گفت: صورتم را از صورت تو بر نمÙ‰â€دارم تا بگویÙ‰: «من، شفیع تو در روز قیامت هستم». سر به سخن در آمد و گفت: «به دین جدÙ‘م محمÙ‘د، درآÙ‰». راهب گفت: گواهÙ‰ مÙ‰â€دهم که خدایÙ‰ جز خداوند نیست و گواهÙ‰ مÙ‰â€دهم که محمÙ‘د، پیامبر خداست. آن گاه سر مبارک حسین علیه السلام پذیرفت که شفاعتش کند.
پذیرش اسلام توسط راهب مسیحی
پایان خوش و عاقبت بخیری راهب مسیحی بعد از شنیدن انفاس قدسی سر مبارک امام حسین و گفتگوی معجزه گونه امام با راهب، سرانجام به پذیرش دعوت اسلام و خدمت اهل بیت عصمت و طهارت، منجر میشود.
ثÙمÙ‘ÙŽ خÙŽرÙŽجÙŽ عÙŽنÙ الدÙ‘ÙŽیرÙ وما فیهÙ، وصارÙŽ یÙŽخدÙم٠أهلÙŽ البÙŽیتâ€.
تذکره الخواص: آن گاه راهب، از دÙیر (عبادتگاه) و راه و عقیدهâ€اÙ‰ که در آن بود، خارج میشود و خادم اهل بیت علیهم السلام گردید.
و اینچنین، اعجازی دیگر از خاندان اهل بیت، بر صفحه تاریخ، ثبت شد. امتداد عاشورا و کرامات امام حسین، همچنان ادامه دارد. چنانکه، پیامبر اسلام، فرمودند:
Ø¥نÙ‘ÙŽ الحÙسÙŽین مÙصباحÙ هÙدىً وسÙŽفینÙŽهÙ نÙŽجاه. (راوندی، الخرائج والجرائح، ج ۳، ص ۱۱۶۶)
کلیپ راز و نیاز با سر مطهر امام حسین
http://film.tebyan.net/film/۷۹۳۴۶
http://film.tebyan.net/film/۷۹۳۳۶
-----------------------------------------
منابع:
راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۵۷۹-۵۸۰
ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۴، ص ۶۰.
ابن جوزی، تذکرÛ€ الخواص، ص ۲۶۳
ابن حبÙ‘ان، الثقات، ج ۲، ص ۳۱۲
-----------------------------------------
*دانش آموخته حوزه علمیه قم
منبع: رجا نیوز به نقل از حوزه نیوز
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.