✍️ نویسنده: 5
به مناسبت هفته دفاع مقدس/اگر ذره ای از خاک وطنم...
بار خدایا از کارهایی که کرده‌ام به تو پناه می‌برم از جمله: از این که حسد کردم... از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاÙ‹ نمی دانستم... از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم.... از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم.... از این که مرگ را فراموش کردم.... از این که در راهت سستی و تنبلی کردم.... از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم..... از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم.... از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند.... از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم.... از این که دیگران را به کسی خنداندمØŒ غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم.... از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم.... از این که در مقابل متکبرهاØŒ متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضعØŒ متواضع تر نبودم.... از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم.... از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید. از این که نشان دادم کاره ای هستمØŒ خدا کند که پست و مقام پستمان نکند.... از این که ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود.... از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودمØŒ غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری..... از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم.... از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند.... از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم.... از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم.... از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بودØŒ در نتیجه دچار شک در نماز شدم.... از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم.... از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم.... از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهلØŒ یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم.... "من هم مثل شما وقتی این مطالب را مطالعه میکردم در نظرم آمد عجب انسانی بوده کسی که این متن را نوشتهØŒ تا وقتی در انتهای مطلب چشمم خورد به این جمله: فرازی ازتوبه‌نامه شهید Û±Û³ساله علیرضا محمودی پارسا"
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.