✍️ نویسنده: 1

همیت شکرگزاری

حقیقت این است که شکرگزاریØŒ به همین سادگی که بیان می ‌کنیم نیست. به عبارت دیگرØŒ شکرگزاری یک کار عبادی مهم است که باید اهمیت و روش درست آن را آموخت. درباره اهمیت شکرگزاری همین بس که مایه ثابت ماندن نعمتهای موجود ما و مایه زیاد شدن آنها می ‌گردد و در مقابلØŒ کفران نعمت یکی از شکلهای کافر بودن است.(Û±) ارتباط شکرگزاری با افزایش نعمت به حدی زنده و سریع است که اولیای دین فرمود‌ه‌ اند: "هیچگاه نمی‌ شود که بنده در یاد خود شکر نعمتی را که خدا به او داده است به جا بیاورد مگر اینکه نعمتش افزوده می ‌گردد قبل از اینکه شکرش به مرحله زبان هم برسد."(Û²) از امام صادق علیه السلام نقل شده است که کفر در کتاب خدا بر پنج وجه است که یکی از انواع آن کفران نعمت است(Û³)

شکر و صبر دو روی یک سکه گاهی واقعی ترین مسائل برای ما عجیب می ‌نمایند. یکی از حقایق عالم این است که از دید الهیØŒ شکر در خوشی ها و صبر در سختی ها معادل یکدیگرند. امام صادق علیه السلام از جدÙ‘ خود رسول خدا صلی الله علیه و آله اینگونه روایت می ‌کنند: «آنکه غذا می ‌خورد و شاکر است همان اجر کسی را دارد که روزه (مستحبی) گرفته و بر گرسنگی صبر می ‌کند و آنکه در رفاه است و بهر عافیت خود شاکر است همان اجر کسی را دارد که گرفتاری پیدا کرده است اما صبر می ‌کند و آنکه اهل بخشش است و (بخاطر این توفیق الهی) شاکر است همان اجر کسی را دارد که محروم است و قناعت می‌ ورزد.»(Û´)
 نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می‌ یابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسدØŒ شکرش را به جا آورده است.»

سخنی درباره شناخت شکر واقعی

در اینجا به مرور مطالبی که تا کنون درباره شکر آموختیم می‌ پردازیم: Û±- شکرØŒ خودش توفیقی است که خدا به بندگان می ‌دهد تا یاد شکرگزاری بیفتند. Û²- نتیجه شکرگزاری افزایش و دوام نعمت است. Û³- نتیجه شکرگزاری بسیار سریع عاید انسان می ‌شود. Û´- شکرگزاری در حال رفاه و آرامش همان اجر صبر در حال گرفتاری و مشکلات را دارد.  

آنگاه که ناشکری خود را شکر حساب می ‌کنیم

از مطالب بالا می‌ آموزیم که شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی هم در زندگی دارد. بنابراین اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی‌ کنیمØŒ بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. به عبارت دیگرØŒ ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.  

شکری که زبانی است اما لقلقه زبان نیست

اما در میان ما کمتر کسی است که هر روز زبانش به شکر الهی گویا نباشدØŒ پس چه می ‌شود که جزو شاکران نیستیم. مگر ذکر "الحمد لله ربÙ‘ العالمین" نشانه شکرگزاری نیستØŸ
در پاسخ باید گفت که شکر یک مغز و جانمایه دارد که اگر در درون ذکر "الحمد لله" جای نگرفته باشدØŒ این ذکر را از اثر می- ‌اندازد. آنچه جانمایه شکر استØŒ توجه قلبی به این است که این نعمت از جانب خداست. از امام صادق علیه السلام می ‌آموزیم که ذکر "الحمد لله" وسیله خوبی برای شکرگزاری هر نعمت کوچک و بزرگی است(Ûµ) بنابراین نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می‌ یابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسدØŒ شکرش را به جا آورده است.»(Û¶)

چند راه شکرگزاری که ار پیشوای ششم می آموزیم یک – هنگام استفاده از هر نعمتی توجه کنیم که خدا آن را به ما داده است و نیز "الحمد لله" بگوییم.(Û·) دو – از کسی که به ما خوبی می ‌کند و نعمت خدا به واسطه او به ما برسدØŒ تشکر کنیم. (Û¸) سه – وقتی شخص معلول یا مشکلداری را می ‌بینیمØŒ با یاد سلامتی و آسایش خود خدا را حمد کنیم (البته به شکلی که آن شخص نشنود و رنجیده خاطر نگردد). (Û¹) چهار – وقتی نعمتی به ما می‌ رسد یا یاد نعمتی می ‌افتیم سجده شکر کنیم و اگر موقعیتمان مناسب نیستØŒ صورت را بر دست گذاشتهØŒ "الحمد لله" بگوییم.(Û±Û°)

شکرهای بدعت ‌گونه شکر یک عمل دینی مهم است که در درون دین کامل می ‌شود اما هم اکنون برخی از مکتبهای فکری این جزØ¡ را از دین گُزیده کرده ‌اند و تحت عنوان "قانون شکرگزاری" معرفی می ‌کنند. مثلاÙ‹ جملاتی را به مخاطبین خود آموزش می‌ دهند که هر روز بگویند و شامل مضامین شکرگزاری است. نکته مهم آن است که اولاÙ‹ این قانون را از دین گرفته ‌اند و به عنوان جزئی از مکتب خود معرفی می ‌کنند اما در حقیقت با این کار شکر را از کارکرد اصلی خود که یک عبادت الهی است خارج می ‌کنند و به آن به عنوان ابزاری برای جلب منفعتهای بیشتر نظر می‌ کنند. شاهد آنکه در بسیاری از این مکاتبØŒ به احکام الهی و انجام دادن فرایض دینی اهمیت داده نمی‌ شود. توجه به حلالها و حرامهای الهی اصل مهمی تلقی نمی‌ شودØŒ اما بر تکرار اذکاری با کلمات تشکر و شکر تØ£کید می‌ شود.
شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی در زندگی دارد. اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی‌ کنیمØŒ بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. یعنی ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.
بنابراین نباید فریفته این ظاهرهای زیبا از این گروه‌ ها شویم،‌ هر چند در ظاهر تØ£ثیراتی هم ببینیم زیرا تØ£ثیرات ممکن است بر مبنای باطل باشد و اگر کسی به حلالها و حرامهای الهی بی‌ اهمیتی کند اما اتفاقات خوشایندی در زندگی ‌اش بیفتدØŒ نه تنها باید خوشحال نباشد و آن را نشانه خوبی نداندØŒ بلکه باید بر بدعاقبتی و مکر الهی ترسان باشد.(Û±Û±)  

نعمت اصلیØŒ شکر اصلی

نعمت دین و شناخت راه خدا و هدایت به راه جانشینان معصوم رسول خدا صلی الله علیه و آله بزرگترین نعمت خداستØŒ به حدی که اصل نعمت و نعمت اصلی همان است. شکر دیندار بودنØŒ بیان کردن آن است.(Û±Û²)   پی‌نوشت: Û±- قÙŽالÙŽ Ø£ÙŽمِیرُ الÙ’مُوÙ’مِنِینÙŽ علیه السلام مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ عÙŽلÙŽÙ‰ عÙŽبÙ’دٍ نِعÙ’مÙŽهÙ‹ فÙŽشÙŽکÙŽرÙŽهÙŽا بِقÙŽلÙ’بِهِ إِلÙ‘ÙŽا اسÙ’تÙŽوÙ’جÙŽبÙŽ الÙ’مÙŽزِیدÙŽ فِیهÙŽا قÙŽبÙ’لÙŽ Ø£ÙŽنÙ’ یُظÙ’هِرÙŽ شُکÙ’رÙŽهÙŽا عÙŽلÙŽÙ‰ لِسÙŽانِهِ (بحارالانوارØŒ جلد ۶۸، باب شکر) Û²- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبِی عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام قÙŽالÙŽ الÙ’کُفÙ’رُ فِی کِتÙŽابِ اللÙ‘ÙŽهِ عÙŽلÙŽÙ‰ خÙŽمÙ’سÙŽهِ Ø£ÙŽوÙ’جُهٍ فÙŽمِنÙ’هÙŽا کُفÙ’رُ النِّعÙŽمِ وÙŽ ذÙŽلِکÙŽ قÙŽوÙ’لُ اللÙ‘ÙŽهِ یÙŽحÙ’کِی قÙŽوÙ’لÙŽ سُلÙŽیÙ’مÙŽانÙŽ هذا مِنÙ’ فÙŽضÙ’لِ رÙŽبِّی لِیÙŽبÙ’لُوÙŽنِی Ø£ÙŽ Ø£ÙŽشÙ’کُرُ Ø£ÙŽمÙ’ Ø£ÙŽکÙ’فُرُ الÙ’آیÙŽهÙŽ وÙŽ قÙŽالÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ لÙŽئِنÙ’ شÙŽکÙŽرÙ’تُمÙ’ لÙŽØ£ÙŽزِیدÙŽنÙ‘ÙŽکُمÙ’ وÙŽ قÙŽالÙŽ فÙŽاذÙ’کُرُونِی Ø£ÙŽذÙ’کُرÙ’کُمÙ’ وÙŽ اشÙ’کُرُوا لِی وÙŽ لا تÙŽکÙ’فُرُونِ‏(بحارالانوارØŒ جلد ۶۸، باب شکر) Û³- و سپس این آیه را تلاوت کردند که گفته سلیمان علیه السلام است:" هذا مِنÙ’ فÙŽضÙ’لِ رÙŽبِّی لِیÙŽبÙ’لُوÙŽنی‏ Ø£ÙŽ Ø£ÙŽشÙ’کُرُ Ø£ÙŽمÙ’ Ø£ÙŽکÙ’فُرُ" Û´- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبِی عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام قÙŽالÙŽ قÙŽالÙŽ رÙŽسُولُ اللÙ‘ÙŽهِ صلی الله علیه و آله الطÙ‘ÙŽاعِمُ الشÙ‘ÙŽاکِرُ لÙŽهُ مِنÙŽ الْأَجÙ’رِ کÙŽØ£ÙŽجÙ’رِ الصÙ‘ÙŽائِمِ الÙ’مُحÙ’تÙŽسِبِ وÙŽ الÙ’مُعÙŽافÙŽÙ‰ الشÙ‘ÙŽاکِرُ لÙŽهُ مِنÙŽ الْأَجÙ’رِ کÙŽØ£ÙŽجÙ’رِ الÙ’مُبÙ’تÙŽلÙŽÙ‰ الصÙ‘ÙŽابِرِ وÙŽ الÙ’مُعÙ’طÙŽÙ‰ الشÙ‘ÙŽاکِرُ لÙŽهُ مِنÙŽ الْأَجÙ’رِ کÙŽØ£ÙŽجÙ’رِ الÙ’مÙŽحÙ’رُومِ الÙ’قÙŽانِعِ (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Ûµ- عÙŽنÙ’ صÙŽفÙ’وÙŽانÙŽ الÙ’جÙŽمÙ‘ÙŽالِ عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبِی عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام قÙŽالÙŽ قÙŽالÙŽ لِی مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ عÙŽلÙŽÙ‰ عÙŽبÙ’دٍ بِنِعÙ’مÙŽهٍ صÙŽغُرÙŽتÙ’ Ø£ÙŽوÙ’ کÙŽبُرÙŽتÙ’ فÙŽقÙŽالÙŽ الÙ’حÙŽمÙ’دُ لِلÙ‘ÙŽهِ إِلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽدÙ‘ÙŽÙ‰ شُکÙ’رÙŽهÙŽا (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û¶- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبِی عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام قÙŽالÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ عÙŽلÙŽیÙ’هِ بِنِعÙ’مÙŽهٍ فÙŽعÙŽرÙŽفÙŽهÙŽا بِقÙŽلÙ’بِهِ فÙŽقÙŽدÙ’ Ø£ÙŽدÙ‘ÙŽÙ‰ شُکÙ’رÙŽهÙŽا (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û·- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبِی عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام قÙŽالÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ اللÙ‘ÙŽهُ عÙŽلÙŽÙ‰ عÙŽبÙ’دٍ مِنÙ’ نِعÙ’مÙŽهٍ فÙŽعÙŽرÙŽفÙŽهÙŽا بِقÙŽلÙ’بِهِ وÙŽ حÙŽمِدÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ ظÙŽاهِراÙ‹ بِلِسÙŽانِهِ فÙŽتÙŽمÙ‘ÙŽ کÙŽلÙŽامُهُ حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ یُوÙ’مÙŽرÙŽ لÙŽهُ بِالÙ’مÙŽزِیدِ(کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û¸- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبِی عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام قÙŽالÙŽ مÙŽکÙ’تُوبÙŒ فِی التÙ‘ÙŽوÙ’رÙŽاهِ اشÙ’کُرÙ’ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’عِمÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽنÙ’ شÙŽکÙŽرÙŽکÙŽ فَإِنÙ‘ÙŽهُ لÙŽا زÙŽوÙŽالÙŽ لِلنÙ‘ÙŽعÙ’مÙŽاءِ إِذÙŽا شُکِرÙŽتÙ’ وÙŽ لÙŽا بÙŽقÙŽاءَ لÙŽهÙŽا إِذÙŽا کُفِرÙŽتÙ’ الشُّکÙ’رُ زِیÙŽادÙŽهÙŒ فِی النِّعÙŽمِ وÙŽ Ø£ÙŽمÙŽانÙŒ مِنÙŽ الÙ’غِیÙŽرِ(کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û¹- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبِی عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام قÙŽالÙŽ قÙŽالÙŽ رÙŽسُولُ اللÙ‘ÙŽهِ صلی الله علیه و آله إِذÙŽا رÙŽØ£ÙŽیÙ’تُمÙ’ Ø£ÙŽهÙ’لÙŽ الÙ’بÙŽلÙŽاءِ فÙŽاحÙ’مÙŽدُوا اللÙ‘ÙŽهÙŽ وÙŽ لÙŽا تُسÙ’مِعُوهُمÙ’ فَإِنÙ‘ÙŽ ذÙŽلِکÙŽ یÙŽحÙ’زُنُهُمÙ’(کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û±Û°- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبِی عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام قÙŽالÙŽ إِذÙŽا ذÙŽکÙŽرÙŽ Ø£ÙŽحÙŽدُکُمÙ’ نِعÙ’مÙŽهÙŽ اللÙ‘ÙŽهِ عÙŽزÙ‘ÙŽ وÙŽ جÙŽلÙ‘ÙŽ فÙŽلÙ’یÙŽضÙŽعÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽهُ عÙŽلÙŽÙ‰ التُّرÙŽابِ شُکÙ’راÙ‹ لِلÙ‘ÙŽهِ فَإِنÙ’ کÙŽانÙŽ رÙŽاکِباÙ‹ فÙŽلÙ’یÙŽنÙ’زِلÙ’ فÙŽلÙ’یÙŽضÙŽعÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽهُ عÙŽلÙŽÙ‰ التُّرÙŽابِ وÙŽ إِنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽکُنÙ’ یÙŽقÙ’دِرُ عÙŽلÙŽÙ‰ النُّزُولِ لِلشُّهÙ’رÙŽهِ فÙŽلÙ’یÙŽضÙŽعÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽهُ عÙŽلÙŽÙ‰ قÙŽرÙŽبُوسِهِ وÙŽ إِنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽقÙ’دِرÙ’ فÙŽلÙ’یÙŽضÙŽعÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽهُ عÙŽلÙŽÙ‰ کÙŽفِّهِ ثُمÙ‘ÙŽ لÙ’یÙŽحÙ’مÙŽدِ اللÙ‘ÙŽهÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هِ (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û±Û±- یÙŽا ابÙ’نÙŽ آدÙŽمÙŽ إِذÙŽا رÙŽØ£ÙŽیÙ’تÙŽ رÙŽبÙ‘ÙŽکÙŽ سُبÙ’حÙŽانÙŽهُ یُتÙŽابِعُ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ نِعÙŽمÙŽهُ وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ تÙŽعÙ’صِیهِ فÙŽاحÙ’ذÙŽرÙ’هُ (نهج البلاغهØŒ حکمت Û²Ûµ) Û±Û²- سÙŽØ£ÙŽلÙ’تُ Ø£ÙŽبÙŽا عÙŽبÙ’دِ اللÙ‘ÙŽهِ علیه السلام عÙŽنÙ’ قÙŽوÙ’لِ اللÙ‘ÙŽهِ عÙŽزÙ‘ÙŽ وÙŽ جÙŽلÙ‘ÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ÙŽا بِنِعÙ’مÙŽهِ رÙŽبِّکÙŽ فÙŽحÙŽدِّثÙ’ قÙŽالÙŽ الÙ‘ÙŽذِی Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ بِمÙŽا فÙŽضÙ‘ÙŽلÙŽکÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽعÙ’طÙŽاکÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽحÙ’سÙŽنÙŽ إِلÙŽیÙ’کÙŽ ثُمÙ‘ÙŽ قÙŽالÙŽ فÙŽحÙŽدÙ‘ÙŽثÙŽ بِدِینِهِ وÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽعÙ’طÙŽاهُ اللÙ‘ÙŽهُ وÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ بِهِ عÙŽلÙŽیÙ’هِ (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) منبع تبیان