همیت شکرگزاری
حقیقت این است که
شکرگزاریØŒ به همین سادگی که بیان می ‌کنیم نیست. به عبارت دیگرØŒ شکرگزاری یک کار عبادی مهم است که باید اهمیت و روش درست آن را آموخت. درباره اهمیت شکرگزاری همین بس که مایه ثابت ماندن نعمتهای موجود ما و مایه زیاد شدن آنها می ‌گردد و در مقابلØŒ
کفران نعمت یکی از شکلهای کافر بودن است.(Û±) ارتباط شکرگزاری با افزایش نعمت به حدی زنده و سریع است که اولیای دین فرمود‌ه‌ اند: "هیچگاه نمی‌ شود که بنده در یاد خود شکر نعمتی را که خدا به او داده است به جا بیاورد مگر اینکه نعمتش افزوده می ‌گردد قبل از اینکه شکرش به مرحله زبان هم برسد."(Û²) از امام صادق علیه السلام نقل شده است که کفر در کتاب خدا بر پنج وجه است که یکی از انواع آن کفران نعمت است(Û³)
شکر و صبر دو روی یک سکه گاهی واقعی ترین مسائل برای ما عجیب می ‌نمایند. یکی از حقایق عالم این است که از دید الهیØŒ شکر در خوشی ها و صبر در سختی ها معادل یکدیگرند. امام صادق علیه السلام از جدÙ‘ خود رسول خدا صلی الله علیه و آله اینگونه روایت می ‌کنند: «آنکه غذا می ‌خورد و شاکر است همان اجر کسی را دارد که روزه (مستحبی) گرفته و بر گرسنگی صبر می ‌کند و آنکه در رفاه است و بهر عافیت خود شاکر است همان اجر کسی را دارد که گرفتاری پیدا کرده است اما صبر می ‌کند و آنکه اهل بخشش است و (بخاطر این توفیق الهی) شاکر است همان اجر کسی را دارد که محروم است و قناعت می‌ ورزد.»(Û´)
 نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می‌ یابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسدØŒ شکرش را به جا آورده است.»
سخنی درباره شناخت شکر واقعی
در اینجا به مرور مطالبی که تا کنون درباره شکر آموختیم می‌ پردازیم: Û±- شکرØŒ خودش توفیقی است که خدا به بندگان می ‌دهد تا یاد شکرگزاری بیفتند. Û²- نتیجه شکرگزاری افزایش و دوام نعمت است. Û³- نتیجه شکرگزاری بسیار سریع عاید انسان می ‌شود. Û´- شکرگزاری در حال رفاه و آرامش همان اجر صبر در حال گرفتاری و مشکلات را دارد.
آنگاه که ناشکری خود را شکر حساب می ‌کنیم
از مطالب بالا می‌ آموزیم که شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی هم در زندگی دارد. بنابراین اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی‌ کنیمØŒ بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. به عبارت دیگرØŒ ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.
شکری که زبانی است اما لقلقه زبان نیست
اما در میان ما کمتر کسی است که هر روز زبانش به شکر الهی گویا نباشدØŒ پس چه می ‌شود که جزو شاکران نیستیم. مگر ذکر "الحمد لله ربÙ‘ العالمین" نشانه شکرگزاری نیستØŸ
در پاسخ باید گفت که شکر یک مغز و جانمایه دارد که اگر در درون ذکر "الحمد لله" جای نگرفته باشدØŒ این ذکر را از اثر می- ‌اندازد. آنچه جانمایه شکر استØŒ توجه قلبی به این است که این نعمت از جانب خداست. از امام صادق علیه السلام می ‌آموزیم که ذکر "الحمد لله" وسیله خوبی برای شکرگزاری هر نعمت کوچک و بزرگی است(Ûµ) بنابراین نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می‌ یابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسدØŒ شکرش را به جا آورده است.»(Û¶)
چند راه شکرگزاری که ار پیشوای ششم می آموزیم
یک – هنگام استفاده از هر نعمتی توجه کنیم که خدا آن را به ما داده است و نیز "الحمد لله" بگوییم.(Û·)
دو – از کسی که به ما خوبی می ‌کند و نعمت خدا به واسطه او به ما برسدØŒ
تشکر کنیم. (Û¸)
سه – وقتی شخص معلول یا مشکلداری را می ‌بینیمØŒ با
یاد سلامتی و آسایش خود خدا را حمد کنیم (البته به شکلی که آن شخص نشنود و رنجیده خاطر نگردد). (Û¹)
چهار – وقتی نعمتی به ما می‌ رسد یا یاد نعمتی می ‌افتیم سجده شکر کنیم و اگر موقعیتمان مناسب نیستØŒ صورت را بر دست گذاشتهØŒ "الحمد لله" بگوییم.(Û±Û°)
شکرهای بدعت ‌گونه شکر یک عمل دینی مهم است که در درون دین کامل می ‌شود اما هم اکنون برخی از مکتبهای فکری این جزØ¡ را از دین گÙزیده کرده ‌اند و تحت عنوان "قانون شکرگزاری" معرفی می ‌کنند. مثلاÙ‹ جملاتی را به مخاطبین خود آموزش می‌ دهند که هر روز بگویند و شامل مضامین شکرگزاری است. نکته مهم آن است که اولاÙ‹ این قانون را از دین گرفته ‌اند و به عنوان جزئی از مکتب خود معرفی می ‌کنند اما در حقیقت با این کار شکر را از کارکرد اصلی خود که یک عبادت الهی است خارج می ‌کنند و به آن به عنوان ابزاری برای جلب منفعتهای بیشتر نظر می‌ کنند. شاهد آنکه در بسیاری از این مکاتبØŒ به احکام الهی و انجام دادن فرایض دینی اهمیت داده نمی‌ شود. توجه به حلالها و حرامهای الهی اصل مهمی تلقی نمی‌ شودØŒ اما بر تکرار اذکاری با کلمات تشکر و شکر تØ£کید می‌ شود.
شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی در زندگی دارد. اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی‌ کنیمØŒ بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. یعنی ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.
بنابراین نباید فریفته این ظاهرهای زیبا از این گروه‌ ها شویم،‌ هر چند در ظاهر تØ£ثیراتی هم ببینیم زیرا تØ£ثیرات ممکن است بر مبنای باطل باشد و اگر کسی به حلالها و حرامهای الهی بی‌ اهمیتی کند اما اتفاقات خوشایندی در زندگی ‌اش بیفتدØŒ نه تنها باید خوشحال نباشد و آن را نشانه خوبی نداندØŒ بلکه باید بر بدعاقبتی و مکر الهی ترسان باشد.(Û±Û±)
نعمت اصلیØŒ شکر اصلی
نعمت دین و شناخت راه خدا و هدایت به راه جانشینان معصوم رسول خدا صلی الله علیه و آله بزرگترین نعمت خداستØŒ به حدی که اصل نعمت و نعمت اصلی همان است. شکر دیندار بودنØŒ بیان کردن آن است.(Û±Û²) پی‌نوشت: Û±- قÙŽالÙŽ Ø£ÙŽمÙیرÙ الÙ’مÙوÙ’مÙنÙینÙŽ علیه السلام مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ عÙŽبÙ’دÙ نÙعÙ’مÙŽهÙ‹ فÙŽشÙŽکÙŽرÙŽهÙŽا بÙقÙŽلÙ’بÙه٠إÙلÙ‘ÙŽا اسÙ’تÙŽوÙ’جÙŽبÙŽ الÙ’مÙŽزÙیدÙŽ فÙیهÙŽا قÙŽبÙ’لÙŽ Ø£ÙŽنÙ’ یÙظÙ’هÙرÙŽ شÙکÙ’رÙŽهÙŽا عÙŽلÙŽÙ‰ لÙسÙŽانÙهÙ (بحارالانوارØŒ جلد ۶۸، باب شکر) Û²- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام قÙŽالÙŽ الÙ’کÙفÙ’رÙ فÙی کÙتÙŽابÙ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ خÙŽمÙ’سÙŽه٠أَوÙ’جÙهÙ فÙŽمÙنÙ’هÙŽا کÙفÙ’رÙ النÙ‘ÙعÙŽمÙ وÙŽ ذÙŽلÙکÙŽ قÙŽوÙ’لÙ اللÙ‘ÙŽهÙ یÙŽحÙ’کÙی قÙŽوÙ’لÙŽ سÙلÙŽیÙ’مÙŽانÙŽ هذا مÙنÙ’ فÙŽضÙ’لÙ رÙŽبÙ‘Ùی لÙیÙŽبÙ’لÙوÙŽنÙی Ø£ÙŽ Ø£ÙŽشÙ’کÙر٠أَمÙ’ Ø£ÙŽکÙ’فÙرÙ الÙ’آیÙŽهÙŽ وÙŽ قÙŽالÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ لÙŽئÙنÙ’ شÙŽکÙŽرÙ’تÙمÙ’ لÙŽØ£ÙŽزÙیدÙŽنÙ‘ÙŽکÙمÙ’ وÙŽ قÙŽالÙŽ فÙŽاذÙ’کÙرÙونÙی Ø£ÙŽذÙ’کÙرÙ’کÙمÙ’ وÙŽ اشÙ’کÙرÙوا لÙی وÙŽ لا تÙŽکÙ’فÙرÙونÙâ€(بحارالانوارØŒ جلد ۶۸، باب شکر) Û³- و سپس این آیه را تلاوت کردند که گفته سلیمان علیه السلام است:" هذا مÙنÙ’ فÙŽضÙ’لÙ رÙŽبÙ‘Ùی لÙیÙŽبÙ’لÙوÙŽنی†أَ Ø£ÙŽشÙ’کÙر٠أَمÙ’ Ø£ÙŽکÙ’فÙرÙ" Û´- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام قÙŽالÙŽ قÙŽالÙŽ رÙŽسÙولÙ اللÙ‘ÙŽهÙ صلی الله علیه و آله الطÙ‘ÙŽاعÙمÙ الشÙ‘ÙŽاکÙرÙ لÙŽهÙ مÙنÙŽ الْأَجÙ’رÙ کÙŽØ£ÙŽجÙ’رÙ الصÙ‘ÙŽائÙمÙ الÙ’مÙحÙ’تÙŽسÙبÙ وÙŽ الÙ’مÙعÙŽافÙŽÙ‰ الشÙ‘ÙŽاکÙرÙ لÙŽهÙ مÙنÙŽ الْأَجÙ’رÙ کÙŽØ£ÙŽجÙ’رÙ الÙ’مÙبÙ’تÙŽلÙŽÙ‰ الصÙ‘ÙŽابÙرÙ وÙŽ الÙ’مÙعÙ’طÙŽÙ‰ الشÙ‘ÙŽاکÙرÙ لÙŽهÙ مÙنÙŽ الْأَجÙ’رÙ کÙŽØ£ÙŽجÙ’رÙ الÙ’مÙŽحÙ’رÙومÙ الÙ’قÙŽانÙعÙ (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Ûµ- عÙŽنÙ’ صÙŽفÙ’وÙŽانÙŽ الÙ’جÙŽمÙ‘ÙŽالÙ عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام قÙŽالÙŽ قÙŽالÙŽ لÙی مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ عÙŽبÙ’دÙ بÙنÙعÙ’مÙŽهÙ صÙŽغÙرÙŽتÙ’ Ø£ÙŽوÙ’ کÙŽبÙرÙŽتÙ’ فÙŽقÙŽالÙŽ الÙ’حÙŽمÙ’دÙ لÙلÙ‘ÙŽه٠إÙلÙ‘ÙŽا Ø£ÙŽدÙ‘ÙŽÙ‰ شÙکÙ’رÙŽهÙŽا (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û¶- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام قÙŽالÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ بÙنÙعÙ’مÙŽهÙ فÙŽعÙŽرÙŽفÙŽهÙŽا بÙقÙŽلÙ’بÙهÙ فÙŽقÙŽدÙ’ Ø£ÙŽدÙ‘ÙŽÙ‰ شÙکÙ’رÙŽهÙŽا (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û·- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام قÙŽالÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ عÙŽبÙ’دÙ مÙنÙ’ نÙعÙ’مÙŽهÙ فÙŽعÙŽرÙŽفÙŽهÙŽا بÙقÙŽلÙ’بÙهÙ وÙŽ حÙŽمÙدÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ ظÙŽاهÙراÙ‹ بÙلÙسÙŽانÙهÙ فÙŽتÙŽمÙ‘ÙŽ کÙŽلÙŽامÙهÙ حÙŽتÙ‘ÙŽÙ‰ یÙوÙ’مÙŽرÙŽ لÙŽهÙ بÙالÙ’مÙŽزÙیدÙ(کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û¸- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام قÙŽالÙŽ مÙŽکÙ’تÙوبÙŒ فÙی التÙ‘ÙŽوÙ’رÙŽاهÙ اشÙ’کÙرÙ’ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’عÙمÙ’ عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽنÙ’ شÙŽکÙŽرÙŽکÙŽ فÙŽØ¥ÙنÙ‘ÙŽهÙ لÙŽا زÙŽوÙŽالÙŽ لÙلنÙ‘ÙŽعÙ’مÙŽاء٠إÙذÙŽا شÙکÙرÙŽتÙ’ وÙŽ لÙŽا بÙŽقÙŽاءَ لÙŽهÙŽا Ø¥ÙذÙŽا کÙفÙرÙŽتÙ’ الشÙ‘ÙکÙ’رÙ زÙیÙŽادÙŽهÙŒ فÙی النÙ‘ÙعÙŽمÙ وÙŽ Ø£ÙŽمÙŽانÙŒ مÙنÙŽ الÙ’غÙیÙŽرÙ(کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û¹- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام قÙŽالÙŽ قÙŽالÙŽ رÙŽسÙولÙ اللÙ‘ÙŽهÙ صلی الله علیه و آله Ø¥ÙذÙŽا رÙŽØ£ÙŽیÙ’تÙمÙ’ Ø£ÙŽهÙ’لÙŽ الÙ’بÙŽلÙŽاء٠فÙŽاحÙ’مÙŽدÙوا اللÙ‘ÙŽهÙŽ وÙŽ لÙŽا تÙسÙ’مÙعÙوهÙمÙ’ فÙŽØ¥ÙنÙ‘ÙŽ ذÙŽلÙکÙŽ یÙŽحÙ’زÙنÙهÙمÙ’(کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û±Û°- عÙŽنÙ’ Ø£ÙŽبÙی عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام قÙŽالÙŽ Ø¥ÙذÙŽا ذÙŽکÙŽرÙŽ Ø£ÙŽحÙŽدÙکÙمÙ’ نÙعÙ’مÙŽهÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽزÙ‘ÙŽ وÙŽ جÙŽلÙ‘ÙŽ فÙŽلÙ’یÙŽضÙŽعÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ التÙ‘ÙرÙŽابÙ شÙکÙ’راÙ‹ لÙلÙ‘ÙŽهÙ فÙŽØ¥ÙنÙ’ کÙŽانÙŽ رÙŽاکÙباÙ‹ فÙŽلÙ’یÙŽنÙ’زÙلÙ’ فÙŽلÙ’یÙŽضÙŽعÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ التÙ‘ÙرÙŽابÙ وÙŽ Ø¥ÙنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽکÙنÙ’ یÙŽقÙ’دÙرÙ عÙŽلÙŽÙ‰ النÙ‘ÙزÙولÙ لÙلشÙ‘ÙهÙ’رÙŽهÙ فÙŽلÙ’یÙŽضÙŽعÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ قÙŽرÙŽبÙوسÙهÙ وÙŽ Ø¥ÙنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽقÙ’دÙرÙ’ فÙŽلÙ’یÙŽضÙŽعÙ’ خÙŽدÙ‘ÙŽهÙ عÙŽلÙŽÙ‰ کÙŽفÙ‘ÙهÙ ثÙمÙ‘ÙŽ لÙ’یÙŽحÙ’مÙŽدÙ اللÙ‘ÙŽهÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) Û±Û±- یÙŽا ابÙ’نÙŽ آدÙŽمÙŽ Ø¥ÙذÙŽا رÙŽØ£ÙŽیÙ’تÙŽ رÙŽبÙ‘ÙŽکÙŽ سÙبÙ’حÙŽانÙŽهÙ یÙتÙŽابÙعÙ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ نÙعÙŽمÙŽهÙ وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ تÙŽعÙ’صÙیهÙ فÙŽاحÙ’ذÙŽرÙ’هÙ (نهج البلاغهØŒ حکمت Û²Ûµ) Û±Û²- سÙŽØ£ÙŽلÙ’ت٠أَبÙŽا عÙŽبÙ’دÙ اللÙ‘ÙŽهÙ علیه السلام عÙŽنÙ’ قÙŽوÙ’لÙ اللÙ‘ÙŽهÙ عÙŽزÙ‘ÙŽ وÙŽ جÙŽلÙ‘ÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽمÙ‘ÙŽا بÙنÙعÙ’مÙŽهÙ رÙŽبÙ‘ÙکÙŽ فÙŽحÙŽدÙ‘ÙثÙ’ قÙŽالÙŽ الÙ‘ÙŽذÙی Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’کÙŽ بÙمÙŽا فÙŽضÙ‘ÙŽلÙŽکÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽعÙ’طÙŽاکÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽحÙ’سÙŽنÙŽ Ø¥ÙلÙŽیÙ’کÙŽ ثÙمÙ‘ÙŽ قÙŽالÙŽ فÙŽحÙŽدÙ‘ÙŽثÙŽ بÙدÙینÙهÙ وÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽعÙ’طÙŽاهÙ اللÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ مÙŽا Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ بÙهÙ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ (کافیØŒ جلد دومØŒ باب شکر) منبع تبیان
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.