حضرت امام علی النقی علیهالسلام در نیمه دوم ماه ذی الحجهØŒ سال Û²Û±Û² ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامیاش حضرت جواد علیهالسلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ میباشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیبØŒ مرتضیØŒ هادیØŒ نقیØŒ عالمØŒ فقیهØŒ امینØŒ مؤتمنØŒ طیبØŒ متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفتهاند.
مشروح در ادامه
منبع : رجا نیوز
آن بزرگوار در سال Û²Û²Û° و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت Û³Û³ سال رهبری اهل ایمان را عهدهدار بود. امام هادی علیهالسلام دوران امامت خویش را با خلفاØ¡ ستمگر عباسی همچون معتصمØŒ واثقØŒ متوکلØŒ منتصرØŒ مستعین و معتز سپری کرد.
عظمت باری تعالی
شناخت وجود خداوند و اوصاف جلال و جمال باری تعالی در حد شایستگی هر انسانیØŒ به غیر از طریق اهل بیت: امری ناممکن استØ› گرچه هر کسی نسبت به فراخور استعدادش خداوند را میشناسد و به او ایمان میآوردØ› اما بیان عظمت حق از زبان اهل بیت: جلوهای دیگر دارد و آنان کاملترین و مطمئنترین منبع وحی و سرچشمه توحیدند.
امام هادی علیهالسلام در تبیین صفات خداوند میفرماید: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ لÙŽا یÙوصÙŽف٠إÙلÙ‘ÙŽا به ما وÙŽصÙŽفÙŽ بÙهÙ نÙŽفÙ’سÙŽهÙ وÙŽ Ø£ÙŽنÙ‘ÙŽی یÙوصÙŽفÙ الÙ‘ÙŽذÙی تÙŽعÙ’جÙزÙ الÙ’حÙŽوÙŽاسّ٠أَنÙ’ تÙدÙ’رÙکÙŽهÙ وÙŽ الاْءَوÙ’هÙŽام٠أَنÙ’ تÙŽنÙŽالÙŽهÙ وÙŽ الÙ’خÙŽطÙŽرÙŽات٠أَنÙ’ تÙŽحÙدÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ الاْءَبÙ’صÙŽارÙ عÙŽنÙ الاْءÙحÙŽاطَة٠بÙهÙ نÙŽØ£ÙŽی فÙی قÙرÙ’بÙهÙ وÙŽ قÙŽرÙبÙŽ فÙی نَأْیÙهÙ کÙŽیÙ‘ÙŽفÙŽ الÙ’کÙŽیÙ’فÙŽ به غیر٠أَنÙ’ یÙقÙŽالÙŽ کÙŽیÙ’فÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽیÙ‘ÙŽنÙŽ الاْءَیÙ’نÙŽ بÙلÙŽا Ø£ÙŽنÙ’ یÙقÙŽالÙŽ Ø£ÙŽیÙ’نÙŽ هÙوÙŽ مÙنÙ’قÙŽطÙعÙ الÙ’کÙŽیÙ’فÙیَّة٠وÙŽ الاْءَیÙ’نÙیَّة٠الÙ’وÙŽاحÙدÙ الاْءَحÙŽدÙ جÙŽلÙ‘ÙŽ جÙŽلÙŽالÙهÙ وÙŽ تÙŽقÙŽدÙ‘ÙŽسÙŽتÙ’ Ø£ÙŽسÙ’مÙŽاؤÙهÙØ›(Û±) خداوند متعال توصیف نشودØŒ جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف میشود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است و اوهام و خیالات به آن نمیرسند و تصور و اندیشهها به حقیقتش آگاه نمیگردند و در افق نگاه چشمها نگنجد! او با همه نزدیکی دور است و با همه دوریاش نزدیک. چگونگی را پدید آورد و خودش چگونه نیست. مکان را آفریدØŒ ولی خود مکانی ندارد و از چگونگی و مکان داشتن جداست. یگانه است و بیهمتا. با شکوه است و نامها و اسمائش همه مقدساند و پاک.»
سعدی در بوستان در توضیح این معنا سروده است:
جهان متفق بر الهیتش فرو مانده از کنه ماهیتش
نه ادراک بر کنه ذاتش رسد نه فکرت به غور صفاتش رسد
بشر ماورای جلالش نیافت بصر منتهای جمالش نیافت
نه هر جای مرکب توان تاختن که جاها سپر باید انداختن
نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم نه در ذیل وصفش رسد دست فهم
در این بحر جز مرد داعی نرفت گمان شد که دنبال راعی نرفت
چه شبها نشستم در این سیر گم که دهشت گرفت آستینم که قÙم
شکوه بندگی
از منظر فرهنگ متعالی توحیدØŒ عبودیت و بندگی حضرت حق تعالی است که بالاتر از آن مقامی برای مخلوق متصور نیست:
بلندی بایدت افکندگی کن خدا را باش و کار بندگی کن
امام دهم علیهالسلام در تبیین مقام بندگی میفرماید:
«مÙŽنÙ اتÙ‘ÙŽقÙŽی اللÙ‘ÙŽهÙŽ یÙتÙ‘ÙŽقÙŽی وÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽطÙŽاعÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ یÙطÙŽاعÙ وÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽطÙŽاعÙŽ الÙ’خÙŽالÙقÙŽ لÙŽمÙ’ یÙبÙŽالÙ سÙŽخÙŽطÙŽ الÙ’مÙŽخÙ’لÙوقÙینÙŽ وÙŽ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽسÙ’خÙŽطÙŽ الÙ’خÙŽالÙقÙŽ فÙŽلÙ’یÙŽیÙ’قÙنÙ’ Ø£ÙŽنÙ’ یÙŽحÙلÙ‘ÙŽ بÙهÙ سÙŽخÙŽطÙ الÙ’مÙŽخÙ’لÙوقÙینØ›(Û²) هر که از نافرمانی خدا بپرهیزدØŒ مردم از نافرمانی او پرهیز کنند و هر کس خدا را اطاعت کندØŒ دیگران از او اطاعت میکنند و کسی که از دستورات خالق فرمان بردØŒ هیچ باکی از خشم مخلوقین نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آوردØŒ او باید بداند که از خشم مردم در امان نخواهد بود.»
گرت این بندگی تمام شود چرخ و انجم ترا غلام شود
مقام عبودیت و بندگی آن چنان اهمیت دارد که امیر مؤمنان علی علیهالسلام در این زمینه به بندگی خود در برابر خداوند متعال افتخار میکرد و میفرمود: «Ø¥ÙلÙŽهÙی کÙŽفÙŽی بÙی عÙزÙ‘ا Ø£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽکÙونÙŽ لÙŽکÙŽ عÙŽبÙ’دا وÙŽ کÙŽفÙŽی بÙی فÙŽخÙ’را Ø£ÙŽنÙ’ تÙŽکÙونÙŽ لÙی رÙŽبÙ‘ا Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ کÙŽمÙŽا Ø£ÙحÙبÙ‘Ù فÙŽاجÙ’عÙŽلÙ’نÙی کÙŽمÙŽا تÙحÙبÙ‘ÙØ›(Û³) پروردگارا! این عزت برای من بس است که بنده تو باشم و بالاترین افتخار برای من آن است که تو پروردگار من باشی. تو همان گونهای که دوست دارم. پس مرا آن طوری که دوست داریØŒ قرار ده!»
ریشهها و نتایج تکبر
در سیره تربیتی امام هادی علیهالسلام برای تربیت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمی به زمینهها و ریشههای خودپسندی اشاره شده است. آن حضرت میفرماید: «مÙŽنÙ’ اÙŽمÙنÙŽ مÙŽکÙ’رÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ Ø£ÙŽلÙیمÙŽ Ø£ÙŽخÙ’ذÙهÙ تÙŽکÙŽبÙ‘ÙŽرÙŽ حÙŽتÙ‘ÙŽی یÙŽحÙلÙ‘ÙŽ بÙهÙ قÙŽضÙŽاوÙهÙ وÙŽ نÙŽافÙذ٠أَمÙ’رÙهÙ وÙŽ مÙŽنÙ’ کÙŽانÙŽ عÙŽلÙŽی بÙŽیÙ‘Ùنَة٠مÙنÙ’ رÙŽبÙ‘ÙهÙ هÙŽانÙŽتÙ’ عÙŽلÙŽیÙ’هÙ مÙŽصÙŽائÙبÙ الدÙ‘ÙنÙ’یÙŽا وÙŽلÙŽوÙ’ قÙرÙضÙŽ وÙŽ نÙشÙرÙŽØ›(Û´) هر کس از مکر و مؤاخذه دردناک خداوندØŒ خود را در امان احساس کندØŒ تکبر میورزد تا اینکه با قضا و تقدیر خداوند مواجه گرددØ› اما انسانی که بر دلیل روشنی از پروردگارش دست یافته استØŒ مصیبتهای دنیا بر او سخت نخواهد بودØ› گرچه قطعه قطعه شده و جاجزاØ¡ بدنشج پراکنده شود.»
طبق این رهنمودÙ ارزشمندØŒ هر شخصی در راه رسیدن به تکامل و مقام والای انسانیت لازم است که هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذهاش غفلت نکند. غفلت از خداوند و روز معادØŒ انسان را به انواع مفاسد دچار میکند و در حقیقت از خدا فراموشی به خود فراموشی تنزل یافتهØŒ هدف خود را در زندگی گم میکند.چنین فرد غافلی از خود هرگز نمیپرسد که:
از کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
اما اگر انسان خود را در پرتو نور الهی قرار دهد و از نسیم رحمت حق بهرهور گرددØŒ هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنیوی مغلوب نمیگرددØ› چرا که به پشتوانهای قوی همچون نیروی حق تکیه زده و در حصاری محکم پناه گرفته است. بنابراینØŒ ریشه مهم لغزشهاØŒ خطاها و آلوده شدن به صفات ناپسندØŒ همان غفلت از خداوند و خود فراموشی است که اشخاص را از رسیدن به اهداف والای انسانی باز میدارد.
امام دهم علیهالسلام در روایتی دیگر به عواقب زیانبار صفت ناپسند تکبر اشاره کرده و در این مورد هشدار داده و فرموده است: «مÙŽنÙ’ رÙŽضÙیÙŽ عÙŽنÙ’ نÙŽفÙ’سÙهÙ کÙŽثÙرÙŽ السÙ‘ÙŽاخÙطÙونÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هÙØ›(Ûµ) هر کس از خود راضی باشدØŒ غضب کنندگان بر او بسیار خواهند شد.»
صفت تکبر انسان را نه تنها در معرض خشم مردمØŒ بلکه مورد غضب خداوند نیز قرار میدهد که در قرآن فرمود: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽهÙ لا یÙحÙبÙ‘Ù الÙ’مÙسÙ’تÙŽکÙ’بÙرÙینÙŽ»Ø›(Û¶) «خداوند گردنکشان و متکبران را دوست ندارد.»عذاب جهنم و محرومیت از الطاف الهی از دیگر رهاوردهای تکبر است.خویشتن را بزرگ میبینیØŸ راست گفتند یک دو بیند لوچ.
در روایت آمده است که روزی حضرت سلیمان بن داودÛ¸ امر کرد که تمام پرندگان و انس و جن به همراه او بیرون آمدهØŒ در بساط شگفت انگیز سلیمان علیهالسلام جای گیرند. دویست هزار نفر از بنی آدم و دویست هزار نفر از جنیان با او بودند. بساط او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمانها شنید. سپس بساط او آن قدر پایین آمد که کف پایش به دریا رسید. در آن حالØŒ ندایی آسمانی به اصحاب سلیمان علیهالسلام گفت: اگر در دل فرمانروای شما (سلیمان علیهالسلام) ذرهای تکبر بودØŒ بیشتر از آنچه بلند کردهاندØŒ او را به زمین فرو میبردند.(Û·)
ز خاک آفریدت خداوند پاک پس ای بنده افتادگی کن چو خاک
تواضع سر رفعت افرازدت تکبر به خاک اندر اندازدت
ارزش علم و دانش
کسب علم و دانش از مهمترین شیوههای رسیدن به قله کمال است و انسان بدون علم ره به جایی نمیبرد. امام دهم علیهالسلام بر این باور بود که برای نیل به مقاصد عالی انسانی لازم است که افراد به دنبال دانش و معرفت باشندØ› چرا که بدون آگاهی هیچ رهروی به مقصد نرسد.
آن رهبر فرزانه در گفتاری ارزشمند میفرماید: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ الÙ’عÙŽالÙمÙŽ وÙŽ الÙ’مÙتÙŽعÙŽلÙ‘ÙمÙŽ شÙŽرÙیکÙŽانÙ فÙی الرÙ‘ÙشÙ’دÙØ›(Û¸) دانشمند و دانشجو هر دو در رشد و هدایت شریکاند.» اگر علماØ¡ و متفکران جامعه تلاش نکنند و عموم مردم نیز به دنبال آموزش نباشندØŒ سطح افکار مردم رشد نمییابد و پیشرفت صورت نمیگیرد.
شرف و قیمت و قدر تو به فضل هنر و است نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان
اساسا برای تهذیب نفس و پیمودن راه کمالØŒ علماØ¡ اخلاقØŒ معرفت و کسب آگاهی را از عوامل مؤثر در روح و روان آدمی میدانند. آریØŒ دانش انسان را به خطرات راه آگاه میکند و عظمت و عزت خداوندی را به یاد میآورد و انسان شایسته هر قدر علم و دانشش بالاتر باشدØŒ تواضع و صفات حمیده در وجودش بیشتر شکوفا میگردد. انسان کمال خواه با معرفت به ناتوانی و مقام پایین خود و اطلاع از عظمت حق و شکوه و جلال کبریاییاش در راه رشد و تهذیب گام برمیدارد.
امام هادی علیهالسلام ارزش دانشمندان را بالاتر از خود علم و دانش میدانست و میفرمود: «Ø£ÙŽرÙ’جÙŽحÙ مÙنÙŽ الÙ’عÙلÙ’مÙ حÙŽامÙلÙهÙØ›(Û¹) دانشمند از دانش برتر است.» البته علم و دانش بعد از غلبه صفات زشت و فساد افراد تØ£ثیرگذاری اندکی داردØ› چنان که حضرت علی النقی علیهالسلام فرمود: «اÙŽلÙ’حÙکÙ’مَة٠لÙŽا تÙŽنÙ’جÙŽعÙ فÙی الطÙ‘ÙبÙŽاعÙ الÙ’فÙŽاسÙدÙŽØ©ÙØ›(Û±Û°) حکمت در طبیعتهای فاسد سودی نمیبخشد.»
موقعیت ممتاز مکانهای مقدس
در بینش توحیدی اسلامØŒ انسان هر لحظه و در هر زمان و مکان در محضر خداستØ› اما خداوند متعال برای تقرب بیشتر بندگانش و برای آسایش و آرامش آنانØŒ زمانها و مکانهایی را معین کرده است که ویژگی خاصی دارند. امام علی النقی علیهالسلام با اشاره به موقعیت ممتاز اماکن مقدس فرمود:
«اÙنÙ‘ÙŽ لÙلÙ‘ÙŽهÙ بÙقÙŽاعا یÙحÙبÙ‘Ù اÙŽنÙ’ یÙدÙ’عÙŽی فÙیهÙŽا فÙŽیÙŽسÙ’تÙŽجÙیبÙ لÙمÙŽنÙ’ دÙŽعÙŽاهÙ وÙŽ الÙ’حÙŽیÙ’رÙ مÙنÙ’هÙŽاØ›(Û±Û±) خداوند مکانهای مقدسی دارد که دعا در آن جاها را دوست میدارد. پس هر کس در آن مکانها او را بخواندØŒ اجابتش میکند و حائر حسینی علیهالسلام یکی از آنهاست.»
پیشوای دهم در این سخنØŒ نکات مهمی را مورد توجه قرار داده و به مشتاقان فرهنگ اهل بیت علیهمالسلام گوشزد کرده است: نخست به ارزش این مکانهای شریف پرداخته و آنها را بقعههای خدایی نامیدهØŒ سپس اهمیت دعا و استجابت آن را در این مکانها مورد تØ£کید قرار داده و در آخرØŒ مزار دلربای حضرت سید الشهداØ¡ علیهالسلام ØŒ را از مصادیق بارز بقاع الهی و محل استجابت دعای بندگان شمرده است.
امام هادی علیهالسلام در کلام دیگری عظمت بارگاه امام حسین علیهالسلام را این گونه بیان میکند: «هر کس از منزل خود به قصد زیارت بارگاه حضرت حسین علیهالسلام حرکت کند و به نزد فرات برسد و در آنجا غسل کندØŒ از رستگاران نوشته میشود و هر گاه به امام حسین علیهالسلام سلام کندØŒ از سعادتمندان محسوب میگردد و اگر از نماز زیارت فارغ شدØŒ فرشتهای از سوی خداوند متعال به او میگوید: رسول خداÛ¹ به تو سلام میرساند و میگوید: تمام گناهانت بخشوده شدØŒ اعمال را از نو شروع کن!»(Û±Û²)
روزگار ناسازگار
گاهی این نکته به ذهن میآید که آیا واقعا برخی زمانهاØŒ مکانها و یا عوامل و حوادث طبیعی در زندگی انسان دخالت دارندØŸ آیا بدی و خوبی و شوم بودن را میتوان به روزها و روزگاران نسبت دادØŸ امام هادی علیهالسلام پاسخ این پرسش را به یکی از یارانش توضیح داد.
حسن به مسعود میگوید: به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادی علیهالسلام رسیدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بودØ› انگشتم زخمی شده و شانهام در اثر تصادف با اسب سواری صدمه دیده و در یک نزاع غیر مترقبه لباسهایم پاره شده بود. به این خاطرØŒ با ناراحتی تمام در حضور آن گرامی گفتم: عجب روز شومی برایم بود! خدا شرÙ‘ این روز را از من باز دارد! امام هادی علیهالسلام فرمود: «یÙŽا حÙŽسÙŽنÙ هÙŽذÙŽا وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ تÙŽغÙ’شÙŽانÙŽا تÙŽرÙ’مÙی بÙذÙŽنÙ’بÙکÙŽ مÙŽنÙ’ لÙŽا ذÙŽنÙ’بÙŽ لÙŽهÙØ› ای حسن! این چه سخنی است که میگویی با اینکه تو با ما هستیØŒ گناهت را به گردن بیگناهی میاندازی! روزگار چه گناهی دارد!»
حسن بن مسعود میگوید: با شنیدن سخن امام علیهالسلام به خود آمدم و به اشتباهم پی بردم. گفتم: آقای من! اشتباه کردم و از خداوند طلب بخشش دارم. امام فرمود: ای حسن! روزها چه گناهی دارند که شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات میشویدØŒ به ایام بدبین میشوید و به روز بد و بیراه میگویید! حسن گفت: ای پسر رسول خدا!ØŒ برای همیشه توبه میکنم و دیگر عکس العمل رفتارهایم را به روزگار نسبت نمیدهم. امام در ادامه فرمود: «یÙŽا حÙŽسÙŽنÙ اÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ هÙوÙŽ الÙ’مÙثÙیبÙ وÙŽ الÙ’مÙعÙŽاقÙبÙ وÙŽ الÙ’مÙجÙŽازÙی بÙالاْءَعÙ’مÙŽالÙ عÙŽاجÙلاÙ‹ وÙŽ آجÙلاÙ‹Ø›ای حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش میدهد و عقاب میکند و در مقابل رفتارها در دنیا و آخرت مجازات میکند.»(Û±Û³)
شیوه حفظ دوستان
از منظر امام دهم علیهالسلام یکی از ویژگیهای اولیاØ¡ خدا و انسانهای صالح عفو و گذشت و پذیرش عذر دیگران است. ایوب بن نوح میگوید: آن حضرت طی نامهای به یکی از یاران ما که موجب ناراحتی شخصی شده بودØŒ توصیه کرد که برو از فلانی عذر خواهی کن و بگو: «Ø¥ÙنÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽهÙŽ Ø¥ÙذÙŽا Ø£ÙŽرÙŽادÙŽ به عبدÙ خÙŽیÙ’را Ø¥ÙذÙŽا عÙوتÙبÙŽ قÙŽبÙلÙŽØ›(Û±Û´) اگر خداوند خیر بندهای را بخواهدØŒ او را حالتی عطا میکند که هرگاه از او عذر خواسته شدØŒ میپذیرد.» تو نیز عذر ما را بپذیر!
برای پاسداری از حریم دوستان نیک نباید در باره آنان سختگیری کردØŒ بلکه باید در موارد لغزش و خطایشان عفو و گذشت پیشه کرد و عذرشان را پذیرفتØ› زیرا اگر به بهانههای سادهØŒ انسان دوستان خود را طرد کند و از خود دور سازدØŒ به مرور زمان غریب و تنها خواهد ماند و مخالفانش افزایش مییابندØ› در حالی که دوستان خوب بازوی نیرومندی در زندگی افراد به شمار میآیند. لقمان حکیم به فرزندش سفارش میکرد که: «یÙŽا بÙنÙŽیÙ‘ÙŽ اتÙ‘ÙŽخÙذÙ’ Ø£ÙŽلÙ’فÙŽ صÙŽدÙیقÙ وÙŽ Ø£ÙŽلÙ’فÙŒ قÙŽلÙیلÙŒ وÙŽ لÙŽا تÙŽتÙ‘ÙŽخÙذÙ’ عÙŽدÙوÙ‘ا وÙŽاحÙدا وÙŽ الÙ’وÙŽاحÙدÙ کÙŽثÙیرٌ؛(Û±Ûµ) فرزندم هزار دوست بگیر و البته هزار کم است و یک دشمن برای خودت درست نکن که یکی هم زیاد است.»
بنابراینØŒ برای رسیدن به سعادت و توفیق در زندگیØŒ انسان باید از دوستان خوب محافظت کند و با اختلاف کوچک و جزئی و لغزشهای ساده نباید آنان را از دست بدهدØŒ بلکه شیوه اهل بیت علیهمالسلام را در نظر بگیرد و از گناهانشان بگذرد. اگر عذر خواهی کردندØŒ بپذیرد و عفو و گذشت پیشه کند. سعدی گفته:
با مردم سهلگوی دشوار مگوی با آن که درÙ صلح زند جنگ مجوی
پی نوشت ها :
Û±. تحف العقولØŒ ص ۴۸۲؛ الکافیØŒ ج ۱، ص Û±Û³Û¸.
Û². تحف العقولØŒ ص Û´Û¸Û².
Û³. بحارالانوارØŒ ج Û·Û´ØŒ ص Û´Û°Û².
Û´. تحف العقولØŒ ص Û´Û¸Û³.
Ûµ. بحارالانوارØŒ ج ۶۹، ص Û³Û±Û¶.
Û¶. نحل / Û²Û³.
Û·. معراج السعادهØŒ ص Û²Û·Û°Ø› محجØ© البیضاء، ج Û¶ØŒ ص Û²Û±Û³.
Û¸. کشف الغمهØŒ ج ۲، ص Û³Û¸Û¶.
Û¹. اعلام الدینØŒ ص Û³Û±Û±.
Û±Û°. همان.
Û±Û±. تحف العقولØŒ ص Û´Û¸Û².
Û±Û². کامل الزیاراتØŒ صÛ³Û´Û´.
Û±Û³. بحارالانوارØŒ ج ÛµÛ¶ØŒ ص Û².
Û±Û´. مستدرک الوسائلØŒ ج ۸، ص Û³Û²Û¹.
Û±Ûµ. وسائل الشیعهØŒ ج۱۲، ص Û±Û¶.
عبدالکریم تبریزی
منبع:دوماهنامه مبلغانØŒ شماره
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.