✍️ نویسنده: ghaderyaser
🏷️ دسته: 30
📊 بازدید: 1,093
 
 
 
 
 
نام مبارک امام پنجم محمد بود .
لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت که : دریاÙ‰ دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت .
القاب دیگرÙ‰ مانند شاکر و صابر و هادÙ‰ نیز براÙ‰ آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتÙ‰ از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنیه امام ابوجعفر بود .
 
بقیه زندگی نامه در ادامه مطلب
نام مبارک امام پنجم محمد بود .
لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت که : دریاÙ‰ دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت .
القاب دیگرÙ‰ مانند شاکر و صابر و هادÙ‰ نیز براÙ‰ آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتÙ‰ از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنیه امام ابوجعفر بود .
مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبÙ‰ ( ع )است .
بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوÙ‰ پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .
پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , علÙ‰ بن الحسین ( ع ) است .
تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرÙ‰ در مدینه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهداØ¡ کودکÙ‰ بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک میشد .
دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرÙ‰ که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . یعنÙ‰ مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .
در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلÙ‰ مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسÙ‰ و ظهور سرداران و مدعیانÙ‰ مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانÙ‰ و دیگران مطرح است , ترجمه کتابهاÙ‰ فلسفÙ‰ و مجادلات کلامÙ‰ در این دوره پیش میآید , و عدهاÙ‰ از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند .
قاضیها و متکلمانÙ‰ به دلخواه مقامات رسمÙ‰ و صاحب قدرتان پدیدمیآیند و فقه و قضاØ¡ و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید , و تعلیمات قرآنÙ‰ - به ویژه مسØ£ له امامت و ولایت را , که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا , افکار بسیارÙ‰ از حق طلبان را به حقانیت آل علÙ‰ ( ع ) متوجه کرده بود , و پرده از چهره زشت ستمکاران اموÙ‰ ودین به دنیا فروشان برگرفته بود , به انحراف میکشاندند و احادیث نبوÙ‰ را دربوته فراموشÙ‰ قرار میدادند .
برخÙ‰ نیز احادیثÙ‰ به نفع دستگاه حاکم جعل کرده ویا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مینمودند .
اینها عواملÙ‰ بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنهابایستند .
بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وÙ‰ امام جعفر صادق ( ع )از موقعیت مساعد روزگار سیاسÙ‰ , براÙ‰ نشر تعلیمات اصیل اسلامÙ‰ و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشیع و علوم اسلامÙ‰ را پایهریزÙ‰ نمودند .
زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقÙ‰ تعلیمات پیامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و میبایست به تربیت شاگردانÙ‰ عالم و عامل و یارانÙ‰ شایسته و فداکار دست یازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند .
به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماØ¡ ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .
در مکتب تربیتÙ‰ امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته میشد .
ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولÙ‰ صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود واین صدقات را بر بنÙ‰ هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم میکرد , و اداره آنهارا از جهت مالÙ‰ به عهده داشت .
امام باقر ( ع ) داراÙ‰ خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامÙ‰ بود .
سیرت و صورتش ستوده بود .
پیوسته لباس تمیز و نومیپوشید .
در کمال وقار و شکوه حرکت میفرمود .
از آن حضرت میپرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش میپوشید , تو چرا لباس فاخر بر تن میکنÙ‰ ØŸ پاسخ میداد : مقتضاÙ‰ تقواÙ‰ جدم و فرماندارÙ‰ آن روز , که محرومان و فقرا و تهیدستان زیادبودند , چنان بود .
من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار , نمیتوانم تعظیم شعائر دین کنم .
امام پنجم ( ع ) بسیار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خویش برخورد بود .
با همه اصحاب مصافحه میکرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق میفرمود .
در ضمن سخنانش میفرمود : مصافحه کردن کدورتهاÙ‰ درونÙ‰ را از بین میبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - میریزد .
امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامÙ‰ مانند دستگیرÙ‰ از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین وعیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینÙ‰ , کمال مواظبت را داشت .
میخواست سنتهاÙ‰ جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقÙ‰ را به مردم تعلیم نماید .
در روزهاÙ‰ گرم براÙ‰ رسیدگÙ‰ به مزارع و نخلستانها بیرون میرفت , و باکارگران و کشاورزان بیل میزد و زمین را براÙ‰ کشت آماده میساخت .
آنچه ازمحصول کشاورزÙ‰ - که با عرق جبین و کد یمین - به دست میآورد در راه خدا انفاق میفرمود .
بامداد که براÙ‰ اداÙ‰ نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) میرفت , پس از گزاردن فریضه , مردم گرداگردش جمع میشدند و از انوار دانش و فضیلت اوبهرهمند میگشتند .
مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهاÙ‰ دیگر اسلامÙ‰ درواژگون جلوه دادن حقایق اسلامÙ‰ - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خودفروخته - کوشش بسیار کردند .
ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهاÙ‰ بیسابقه آل ابوسفیان , که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند , در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسØ£ له امامت و رهبرÙ‰ , که تنها شایسته امام معصوم است , سعÙ‰ بلیغ کردندو معارف حقه اسلامÙ‰ را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند ; تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایÙ‰ رسید که فرزند گرامÙ‰ آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهÙ‰ با چهار هزار شاگرد پایهگذارÙ‰ نمود , و احادیث و تعلیمات اسلامÙ‰ را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .
امام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و یادآورÙ‰ از مظالم اموÙ‰ و امر به معروف و نهÙ‰ از منکرو امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقههاÙ‰ درس , زمینه این امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دینÙ‰ را براÙ‰ مردم روشن فرمود .
رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینÙ‰ وحÙ‰ الهÙ‰ وظایفÙ‰ را که فرزندان و اهل بیت گرامیاش در آینده انجام خواهند داد و نقشÙ‰ را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت , ضمن احادیثÙ‰ که از آن حضرت روایت شده , تعیین فرموده است .
چنان که در این حدیث آمده است : روزÙ‰ جابر بن عبدالله انصارÙ‰ که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد .
صداÙ‰ کودکÙ‰ را شنید , پرسید کیستÙ‰ ØŸ گفت من محمد بن علÙ‰ بن الحسینم , جابر گفت : نزدیک بیا , سپس دست او راگرفت و بوسید و عرض کرد : روزÙ‰ خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .
فرمود : شاید زنده بمانÙ‰ و محمدبن علÙ‰ بن الحسین که یکÙ‰ از اولاد من است ملاقات کنÙ‰ .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد .علم و دین را نشر بده .
امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینÙ‰ و تعلیم حقایق قرآنÙ‰ و احادیث نبوÙ‰ ( ص ) پرداخت .
این جابر بن عبدالله انصارÙ‰ همان کسÙ‰ است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهÙ‰ عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود , در اربعین حسینÙ‰ به کربلا آمد و غسل کرد , و در حالÙ‰ که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداØ¡ آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد .
بارÙ‰ , امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهÙ‰ بود .
نام نامÙ‰ آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت وکلمات قصار و اندرزهایÙ‰ همراه است , که به ویژه در 19 سال امامت براÙ‰ ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است .
بنا به روایاتÙ‰ که نقل شده است , در هیچ مکتب و محضرÙ‰ دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن علÙ‰ ( ع ) نبودهاند .
در زمان امیرالمؤمنین علÙ‰ ( ع ) گوئیا , مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان که باید - بر مردم روشن نبود , گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگناÙ‰ حیات مادÙ‰ بیرون ننهاده و از زلال دانش علوÙ‰ جامÙ‰ ننوشیده بودند , و در کنار دریاÙ‰ بیکران وجود علÙ‰ ( ع ) تشنه لب بودند و جز عدهاÙ‰ معدود قدر چونان گوهرÙ‰ رانمیدانستند .
بی جهت نبود که مولاÙ‰ متقیان بارها میفرمود : سلونÙ‰ قبل از تفقدونÙ‰ پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید .
و بارها میگفت : من به راههاÙ‰ آسمان از راههاÙ‰ زمین آشناترم .
ولÙ‰ کو آن گوهرشناسÙ‰ که قدر گوهر وجودعلÙ‰ را بداند ØŸ اما به تدریج , به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامÙ‰ را درک میکردند , و مانند تشنه لبÙ‰ که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد , زلال گواراÙ‰ دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمÙ‰ امام ( ع ) شدند , و به قول یکÙ‰ از مورخان : مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشÙ‰ متوجه فتح دروازههاÙ‰ علم و فرهنگ شدند .
امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبودحماسه آفرینان - فراهم نبود , از این رو , نشر معارف اسلام و فعالیت علمÙ‰ راو هم مبارزه عقیدتÙ‰ و معنوÙ‰ با سازمان حکومت اموÙ‰ را , از این طریق مناسبترمیدید , و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود , به فعالیتهاÙ‰ ثمر بخش علمÙ‰ در این زمینه پرداخت .
اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهاÙ‰ مختلف - بر ضرر حکومت بود , مورد اذیت و ایذاØ¡ دستگاه قرار میگرفت .
در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفÙ‰ شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود , و از راه دیگرÙ‰ نیز آن را دامن میزد : و آن راه , تجلیل و تØ£ یید برادر شورشیاش زید بن علÙ‰ بن الحسین بود .
روایاتÙ‰ در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکرÙ‰ و فرهنگÙ‰ بوده و نقش مهمÙ‰ در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامÙ‰ و جهان بینÙ‰ خاص قرآن , و تنظیم مبانÙ‰ فقهÙ‰ و تربیت شاگردانÙ‰ مانند امام شافعÙ‰ و تدوین مکتب داشته , موضع انقلابÙ‰ برادرش زید را نیز تØ£ ییدمیکرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) میفرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن .
و نیز نقل شده است که روزÙ‰ زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد , چون امام ( ع ) زید بن علÙ‰ را دید , این آیه را تلاوت کرد : یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداØ¡ لله .
یعنÙ‰ : اÙ‰ مؤمنان , بر پاÙ‰ دارندگان عدالت باشید و گواهان , خداÙ‰ را .
آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک , اÙ‰ زید , به خدا سوگندتو نمونه عمل به این آیهاÙ‰ .
میدانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تØ£ ثیر تعلیمات ائمه ( ع ) براÙ‰ اقامه عدل و دین قیام کرد .
سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموÙ‰ ,در سال ( 120 یا 122 ) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار , ناجوانمردانه او را به قتل رساند .
بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند .
و چنانکه تاریخ مینویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجهاÙ‰ نینجامید و قیامهاÙ‰ دیگرÙ‰ نیز که در این دوره به وجود آمد , از جهت ظاهرÙ‰ به نتایجÙ‰ نرسید , ولÙ‰ این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیدارÙ‰ و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را درجوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است .
امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند , که زمینه را مساعد نمیدیدند , ولÙ‰ در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار , که نوعÙ‰ دیگر از مبارزه است , دست زدند .
چه در این دوره , حکومت اموÙ‰ رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود , از این رو بهترین فرصت براÙ‰ نشرافکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت , پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسÙ‰ به شکل پایهریزÙ‰ و تدوین اصول مکتب - که امرÙ‰ بسیار ضرورÙ‰ بود - پیش آمد .
اما چنان که اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا که پاÙ‰ مصالح حکومتÙ‰ پیش میآمدو احساس میکردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمیگیرد و خط صحیح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت که دنباله خط رسالت و بالاخره حکومت الله است تعلیم میدهد , تکان میخوردند و دست به ایذاØ¡ و آزار وشکنجه امام ( ع ) میزدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... براÙ‰ شناخت این امر , به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است میپردازیم : در یکÙ‰ از سالها که هشام بن عبدالملک , خلیفه اموÙ‰ , به حج میآید , جعفر بن محمد , امام صادق , در خدمت پدر خود , امام محمد باقر , نیز به حج میرفتند .
روزÙ‰ در مکه , حضرت صادق , در مجمع عمومÙ‰ سخنرانÙ‰ میکند و در آن سخنرانÙ‰ تØ£ کید بر سر مسØ£ له پیشوایÙ‰ و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفههاÙ‰ خدا در زمین ایشانند نه دیگران , و اینکه سعادت اجتماعÙ‰ و رستگارÙ‰ در پیروÙ‰ از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران .
این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته میشود , آن هم در مکه در موسم حج , طنینÙ‰ بزرگ مییابد و به گوش هشام میرسد .
هشام در مکه جرØ£ ت نمیکند و به مصلحت خود نمیبیند که متعرض آنان شود .
اما چون به دمشق میرسد , مØ£ مور به مدینه میفرستد و از فرماندارمدینه میخواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه کرد , و چنین میشود .
حضرت صادق ( ع ) میفرماید : چون وارد دمشق شدیم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید .
هنگامÙ‰ که به مجلس او درآمدیم , هشام بر تخت پادشاهÙ‰ خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .
نیز دستور داده بود تا آماج خانهاÙ‰ ( جاهایÙ‰ که درآن نشانه براÙ‰ تیراندازÙ‰ میگذارند ) در برابر او نصب کرده بودند , و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازÙ‰ بودند .
هنگامÙ‰ که وارد حیاط قصر او شدیم , پدرم در پیش میرفت و من از عقب او میرفتم , چون نزدیک رسیدیم , به پدرم گفته : شما هم همراه اینان تیر بیندازید پدرم گفت : من پیر شدهام .
اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف دارÙ‰ بهتر است .
هشام قسم یاد کرد : به حق خداوندÙ‰ که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامÙ‰ داشت , تورا معاف نمیدارم .
آنگاه به یکÙ‰ از بزرگان بنÙ‰ امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنÙ‰ امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند .
پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد .
سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تاآنکه نه تیر پیاپÙ‰ افکند .
هشام از دیدن این چگونگÙ‰ خشمگین گشت و گفت : نیک تیر انداختÙ‰ اÙ‰ ابوجعفر , تو ماهرترین عرب و عجمÙ‰ در تیراندازÙ‰ .
چرامیگفتÙ‰ من بر این کار قادر نیستم ØŸ ...
بگو : این تیراندازÙ‰ را چه کسÙ‰ به تویاد داده است .
پدرم فرمود : میدانÙ‰ که در میان اهل مدینه , این فن شایع است .
من در جوانÙ‰ چندÙ‰ تمرین این کار کردهام .
سپس امام صادق ( ع ) اشاره میفرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد .
در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرÙ‰ و خلافت اسلامÙ‰ با امام باقر ( ع ) سخن میگوید .
امام باقر درباره رهبرÙ‰ رهبران بر حق و چگونگÙ‰ اداره اجتماع اسلامÙ‰ و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامÙ‰ باید چگونه باشد , سخن میگوید .
اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بیش از پیش ناراحت میکند .
بعضÙ‰ نوشتهاند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند .
و چون به او خبر میدهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شدهاند , امام را رها میکند و به شتاب روانه مدینه مینماید .
و پیکÙ‰ سریع , پیش از حرکت امام از دمشق , میفرستد تا در آبادیها و شهرهاÙ‰ سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ,مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تØ£ ثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .
با این وصف امام ( ع ) در این سفر , از تماس با مردم - حتÙ‰ مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمیورزد .
جالب توجه و قابل دقت و یادگیرÙ‰ است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت میکند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقدارÙ‰ از مال او را وقف کند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ایام حج و در منÙ‰ محل اجتماع حاجیها براÙ‰ سنگ انداختن به شیطان ( رمÙ‰ جمرات ) و قربانÙ‰ کردن براÙ‰ او محفل عزا اقامه کنند .
توجه به موضوع و تعیین مکان , اهمیت بسیار دارد .
به گفته صاحب الغدیر -زنده یاد علامه امینÙ‰ - این وصیت براÙ‰ آن است که اجتماع بزرگ اسلامÙ‰ , در آن مکان مقدس با پیشواÙ‰ حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد , واز دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد , و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهÙ‰ .
شهادت امام باقر ( ع )
حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگÙ‰ کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت , نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامÙ‰ , تعلیم شاگردان , رهبرÙ‰ اصحاب و مردم , اجرا کردن سنتهاÙ‰ جد بزرگوارش در میان خلق , متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبرÙ‰ و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعÙ‰ و امام معصوم , که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است , پرداخت و لحظهاÙ‰ از این وظیفه غفلت نفرمود .
سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114 هجرÙ‰ در سن 57 سالگÙ‰ در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .
پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنارپدر بزرگوارش - به خاک سپردند .
زنان و فرزندان
فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشتهاند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله که مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابÙ‰ بکر بود .
ابراهیم و عبیدالله که از ام حکیم بودند و هر دو در زمان حیات پدر بزرگوارشان وفات کردند .
علÙ‰ و زینب و ام سلمه که از ام ولد بودند .