احادیث و روایات
بسم الله الرحمن الرحیم - چهل حدیث گهر بار و نورانی را از امام هادی علیه السلام را در ادامه بخوانید.
به مناسبت میلاد با سعادت امام علی النقیØ› حضرت هادی علیه السلام چهل حدیث از آن امام بزرگوار را مرور می کنیم. 1. یگانگی خدا
لÙŽمÙ’ یزÙŽلÙÙŽ اللهÙŽ وÙŽحÙ’دÙŽهÙ لاشیØ¡ معه ثÙمÙ‘ÙŽ خÙŽلÙŽقÙŽ الاشیاØ¡ بدیعاÙ‹ و اختار لÙنÙŽفÙ’سÙهÙ اÙŽحÙ’سÙŽنÙŽ الاÙŽسماØ¡ÙØ› 1
خداوند از ازل تنها بود و چیزی با او نبود. سپس اشیا را به صورت نو ظهور آفرید و برای خودش بهترین نامها را برگزید.
2. فروتنی
التواضع اÙŽن تعطی الناس ما تÙحÙبÙ‘Ù ان تÙعطاهÙØ›2
فروتنی آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو چنان باشند.
3. نقد پذیری
لبعض موالیه: عاتÙبÙ’ فلاناÙ‹ و قل له ان الله اذا اراد بÙعÙŽبÙ’دÙ خیراÙ‹ اذا عÙوتÙبÙŽ قÙŽبÙلÙŽ 3
امام هادی(ع) به یکی از دوستانش فرمود: فلانی را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بندهای خواهدØŒ هر گاه توبیخ شودØŒ بپذیرد (و در صد جبران نقص براید).
4. جایگاه اجابت دعا
اÙنÙ‘ÙŽ للهÙÙ بقاعاÙ‹ یحÙبÙ‘Ù اÙŽن یدÙ’عی فیها فÙŽیستÙŽجیبÙŽ لÙمÙŽن دÙŽعاهÙ و الحÙŽیرÙ منهاØ›4
همانا برای خداوند بقعههای است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعا کننده را به اجابت برساندØŒ و حائر حسین(ع) یکی از آنهاست.
5. دنیا جایگاه آزمایش
ان الله جÙŽعÙŽلÙŽ الدنیا دار بلوی و الآخره دار عقبیØŒ و جÙŽعÙŽلÙŽ بÙŽلÙ’وÙŽی الدنیا لÙثوابÙ الاخرهÙ سÙŽبÙŽباÙ‹ و ثوابÙŽ الاخرهÙ مÙنÙ’ بÙŽلÙ’وی الدنیا عÙوÙŽضاÙ‹ 5
همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایشØŒ و آخرت را سرای رسیدگیØŒ و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرتØŒ و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.
6. ستمکار بردبار
اÙنÙ‘ÙŽ الظالÙمÙŽ الحالÙÙمÙŽ یکادÙ اÙŽنÙ’ یعضی علیه بÙحÙلÙ’مÙهÙØŒ و انÙ‘ÙŽ المÙحÙقÙ‘ÙŽ السÙ‘ÙŽفیه یکادÙ ان یطÙ’فÙیءَ نÙورÙŽ حÙŽقÙ‘ÙهÙ بÙسÙŽفهÙهÙ 6
به راستی ستمکار بردبارØŒ بسا که به وسیله حلم و بردباری خود از ستمش گذشت شود و حقدار نابخردØŒ بسا که به سفاهت خود نور حق خویش را خاموش کند.
7. انسان بیشخصیت
مÙŽنÙ’ هانÙŽتÙ’ علیه نÙŽفÙ’سÙŽهÙ فلاتÙŽØ£مÙŽنÙ’ شÙŽرÙ‘ÙŽهÙ 7
کسی که خود را پس شماردØŒ از شر او در امان مباش.
8. حکمت ناپذیری دل فاسد
اÙŽلÙ’حÙکÙ’مÙŽهÙ لا تÙŽنÙ’جÙŽعÙ فی الطÙ‘باع الفاسÙدÙŽهÙ 8
حکمتØŒ اثری در دلهای فاسد نمیگذارد.
9. خدا ترسی
مÙŽنÙ’ اتÙ‘ÙŽقی الله یتÙ‘ÙŽقیØŒ وÙŽ مÙŽنÙ’ اطاعÙŽ لله یطاعØŒ و من اطاعÙŽ الخالق لم یبال سÙŽخÙŽطÙŽ المÙŽخÙ’لÙوقینØŒ و مÙŽنÙ’ اÙŽسÙ’خÙŽطÙŽ الخالق فÙŽلییقÙŽنÙŽ ان یحÙلÙ‘ÙŽ به سÙŽخÙŽطÙŽ المÙŽخلوقینØ›9
هر کسی از خدا بترسدØŒ مردم از او بترسندØŒ هر که خدا را اطاعت کندØŒ از او اطاعت کنندØŒ و هرکه مطیع آفریدگار باشدØŒ باکی از خشم آفریدگار نداردØŒ و هر که خالق را به خشم آوردØŒ باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار میشود.
10. اطاعت خیرخواه
مÙŽنÙ’ جÙŽمÙŽعÙŽ لÙŽکÙŽ وÙŽدÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ رایهÙ فÙŽاجÙ’مÙŽعÙ’ له طاعÙŽتÙŽکÙŽØ›10
هر که دوستی و نظر نهاییاش را برای تو همه جانبه گرداندØŒ طاعتت را برای او همه جانبه گردان.
11. اوصاف پروردگار
اÙنÙ‘ÙŽ اللهÙŽ لا یوصÙŽفÙ اÙلاÙ‘ÙŽ بÙما وÙŽصÙŽفÙŽ به نÙŽفÙ’سÙŽهÙ وÙŽ اÙŽنÙ‘ی یوصÙŽفÙ الذÙ‘ÙŽی تÙŽعجÙزÙ الحÙŽواسÙ‘ÙÙ اÙŽنÙ’ تÙدÙ’رÙکÙŽهÙ وÙŽ الاÙŽوÙ’هامÙ اÙŽنÙ’ تÙŽنالÙهÙ وÙŽ الخÙŽطÙŽراتÙ اÙŽنÙ’ تÙŽحÙدÙ‘ÙŽهÙ وÙŽ الاÙŽبÙ’صارÙ عÙŽنÙ الاحاطÙŽهÙ بÙه نÙŽای فی قÙرÙ’بÙهÙ وÙŽ قÙŽرÙبÙŽ فÙی نÙŽایهÙØŒ کÙŽیفÙŽ الکÙŽیفÙŽ بÙغÙŽیر اÙŽنÙ’ یقال: کÙŽیفÙŽØŒ وÙŽ اینÙŽ اÙ’لاینÙŽ بÙلا Ø£ن یقالÙŽ: اینÙŽ هÙوØŒ مÙنÙ’قÙŽطÙعÙ الکÙŽیفÙیهÙ وÙŽ الاینیهÙ الواحÙدÙ الاÙŽحÙŽدÙØŒ جÙŽلÙ‘ÙŽ جÙŽلالÙهÙ و تÙŽقÙŽدÙ‘ÙŽسÙŽتÙ’ اسÙ’ماؤÙهÙØ› 11
به راستی که خدا جز بدانچه خودش را وصف کرده استØŒ وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز استØŒ و تصورات به کنه او پی نبرندØŒ و در دیدهها نگنجدØŒ او با همه نزدیکیاش دور است و با همه دوریاش نزدیکØŒ کیفیت و چگونگی را پدید آوردهØŒ بدون اینکه خود کیفیت و چگونگی داشته باشد. مکان را آفریدهØŒ بدون این که خود مکانی داشته باشد. او از چگونگی و مکان برکنار استØŒ یکتای یکتاستØŒ شکوهش بزرگ و نامهایش پاکیزه است.
12. رذایل اخلاقی
اÙŽلÙ’حÙŽسÙŽدÙ ماحÙقÙ الحÙŽسÙŽناتÙØŒ وÙŽ الزÙ‘ÙŽهÙ’وÙ جالÙبÙ المÙŽقتÙØŒ وÙŽالعÙجÙ’بÙ صارÙفÙ عÙŽنÙ’ طÙŽلÙŽبÙŽ الÙÙ’عÙلÙ’مÙ داعÙ اÙلی الغÙŽمÙ’طÙ وÙŽ الجÙŽهÙ’لÙØŒ وÙŽ البÙخÙ’لÙ اÙŽذÙŽمÙ‘Ù اÙ’لاÙŽخÙ’لاقÙ وÙŽ الÙ‘ÙŽطÙŽمÙŽعÙ سÙŽجیهÙŒ سÙŽیئÙŽهٌ؛12
حسد نیکوییها را نابود سازدØŒ و فخر فروشی دشمنی آوردØŒ و خودپسندی مانع از طلب دانش است و به سوی خواری و جهل فرامیخواندØŒ و بخل ناپسندیدهترین خلق و خوی استØŒ و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است.
13. خداØŒ آری. روزگارØŒ نه.
روزی یکی از یاران امام هادی(ع) که بر اثر تصادف با حیوانی صدمه دیده بودØŒ بر آن حضرت وارد شد و با اشاره به زخمهایی که برداشته بودØŒ به روزگار بد میگفت. آن حضرتØŒ خطاب به او سخنی به این مضمون فرمودند: روزگار را ملامت نکنØ› زیرا همه حوادث عالم به دست خداوند است و روزگار هیچ نقشی در پیدایش امور ندارد و غیر خداوند به گونه مستقل در زندگی مردم مؤثر نیستند و نیز فرمودند: «لاتÙŽعÙدÙ’ و لاتÙŽجÙ’عÙŽل للایام صنعاÙ‹ فی حکم اللهØ› یعنی برای روزگار اثر و نقشی در حکم خداوندØŒ به حساب نیاور و قرار مده.».
آن شخص با شنیدن سخنان امام?ØŒ به واقعیت امرØŒ آگاه شد و توبه کرد.13
14. نتیجه بی اعتنایی به مکر خدا
من اÙŽمÙنÙŽ مÙŽکرÙŽ الله و الÙ’یمÙŽ اÙŽخÙ’ذÙهÙØŒ تÙŽکÙŽبÙ‘ÙŽرÙŽ حÙŽتی یحÙلÙ‘ÙŽ به قضاؤه و نافÙŽذÙŽ اÙŽمÙ’رÙهÙØŒ وÙŽ مÙŽنÙ’ کان علی بینÙŽهÙ مÙنÙ’ رÙŽبÙ‘ÙŽهÙ هانÙŽتÙ’ علیه مÙŽصائÙبÙ الدنیا و لو قÙرÙضÙŽ و نÙشÙرÙŽØ›14
هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده باشدØŒ تکبر پیشه کند تا قضای خدا و امر نافذش او را فراگیردØŒ و هر که بر طریق خدا پرستی محکم و استوار باشدØŒ مصائب دنیا بر وی سبک ایدØ› اگر چه (بدنش) قیچی شود و ریز ریز گردد.
15. تقیه
لو قلتÙ اÙنÙ‘ÙŽ تارÙکÙŽ التÙ‘ÙŽقیهÙ کتارک الصÙ‘ÙŽلاهÙ لÙŽکÙنÙ’تÙ صادقاÙ‹Ø›15
اگر بگویم: هر کس تقیه را ترک کندØŒ مانند کسی است که نماز را ترک کردهØŒ هر اینه راست گفتهام.
16. شکرگزار و شکر
اÙŽلشÙ‘ÙŽاکÙرÙ اÙŽسÙ’عÙŽدÙ بÙالشÙ‘ÙکÙ’رÙ مÙنÙ’هÙ بÙالنÙ‘ÙعÙ’مÙŽهÙ الÙ‘ÙŽتÙی اÙŽوÙ’جÙŽبÙŽتÙ الشÙ‘ÙکÙ’رÙŽ لÙاÙŽنÙ‘ÙŽ النÙ‘ÙعÙŽمÙŽ مÙŽتاعÙŒ وÙŽ الشÙ‘ÙکÙ’رÙŽ نÙعÙŽÙمÙŒ وÙŽ عÙقÙ’بیØ›16
شخص شکرگزار به سبب شکرØŒ سعادتمندتر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده استØ› زیرا نعمت کالای دنیاست و شکرگزاریØŒ نعمت دنیا و آخرت است.
17. دنیا جایگاه سود و زیان
اÙŽلدÙ‘ÙنÙ’یا سÙوقÙŒ رÙŽبÙحÙŽ فیها قÙŽوÙ’مÙŒ وÙŽ خÙŽسÙرÙŽ آخÙŽروÙنÙŽØ› 17
دنیا بازاری است که گروهی در آن سود برند و دستهای زیان بینند.
18. پرهیز از تملق
قال ابوالحسن الثالثÙ(ع) لÙرÙŽجÙلÙ و قÙŽدÙ’ اÙŽکÙ’ثÙŽرÙŽ مÙنÙ’ اÙفÙ’راطÙ الثÙ‘ÙŽناء٠علیه اÙŽقÙ’بÙلÙ’ علی شÙŽØ£نÙکÙŽØŒ فÙŽاÙنÙ‘ÙŽ کÙŽثÙ’رÙŽهÙŽ المÙŽلÙŽقÙ یهÙ’جÙمÙ علی الظÙ‘ÙنÙ‘ÙŽهÙ و اذا حÙŽلÙŽلÙ’تÙŽ مÙنÙ’ اÙŽخÙیکÙŽ فی مÙŽحÙŽلÙ‘Ù الثÙ‘ÙŽقÙŽهÙØŒ فÙŽاعÙ’دÙلÙ’ عÙŽنÙ المÙŽلÙŽقÙ الی حÙسÙ’نÙ النÙ‘ÙیهÙØ›18
امام هادی(ع) به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بودØŒ فرمودند: از این کار خودداری کنØ› زیرا تملÙ‘ق بسیارØŒ بدگمانی به بار میآورد هنگامی که در نزد برادر مؤمنت مورد اعتماد و وثوق هستیØŒ از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان بده.
19. جایگاه حسن ظن و سوØ¡ظن
اذا کان زÙŽمانÙŒ العÙŽدÙ’لÙ فیه اÙŽغÙ’لÙŽبÙ مÙنÙŽ الجÙŽوÙ’رÙ فÙŽحÙŽرامÙŒ اÙŽنÙ’ تÙŽظÙنÙ‘ÙŽ بÙاÙŽحÙŽدÙ سÙوØ¡اÙ‹ حتی یعÙ’لÙŽمÙŽ ذلک منهØŒ و اذا کان زمانÙŒ الجÙŽوÙ’رÙ اÙŽغÙ’لÙŽبÙ فیه من العدل فلیس لÙاÙŽحÙŽدÙ اÙŽنÙ’ یظÙنÙ‘ÙŽ بÙاÙŽحÙŽدÙ خیراÙ‹ مالم یعÙ’لÙŽمÙ’ ذلÙکÙŽ مÙنÙ’هÙØ›19
هر گاه در زمانهای عدل بیش از ظلم رایج باشدØŒ بدگمانی به دیگری حرام استØŒ مگر آنکه (آدمی) بدی از کسی ببیند. و هر گاه در زمانی ظلم بیش از عدل باشدØŒ نباید به کسی خوشبین باشدØŒ مگر اینکه به نیکی او یقین کند.
20. زیباتر از زیبایی
خÙŽیرÙŒ مÙنÙ’ الخیر فاعÙلÙهÙØŒ و اÙŽجÙ’مÙŽلÙ من الجمیل قائÙلÙهÙØŒ و اÙŽرÙ’جÙŽحÙ من العلم حامÙلÙهÙØŒ وÙŽ شÙŽرÙ‘ÙŒ مÙنÙŽ الشÙŽرÙ‘Ù جالÙبÙهØŒ وÙŽ اÙŽهÙوÙŽلÙŽ مÙنÙŽ الهÙŽوÙ’لÙ راکÙبÙهÙØ›20
بهتر از نیکیØŒ نیکوکاری استØŒ و زیباتر از زیباییØŒ گوینده آن استØŒ و برتر از علمØŒ حامل آن استØŒ و بدتر از بدیØŒ عامل آن استØŒ و وحشتناکتر از وحشتØŒ آورنده آن است.
21. توقع بیجا
لاتÙŽطÙ’لÙبÙ الصÙ‘ÙŽفا مÙمÙ‘ÙŽنÙ کÙŽدÙŽرÙ’تÙŽ علیهØŒ وÙŽلاÙŽ الÙ’وÙŽفÙŽاØ¡ لÙمÙŽنÙ’ غÙŽدÙŽرÙ’تÙŽ بهØŒ و لا النÙ‘ÙصحÙŽ مÙمÙ‘ÙŽنÙ’ صÙŽرÙŽفÙ’تÙŽ سÙوءَ ظÙŽنÙ‘ÙکÙŽ الیهØŒ فÙŽاÙنÙ‘ÙŽها قÙŽلÙ’بÙ غÙŽیرÙکÙŽ کÙŽقÙŽلÙ’بÙکÙŽ لهØ›21
از کسی که بر او خشم گرفتهایØŒ صفا و صمیمیت مخواهØŒ و از کسی که به وی خیانت کردهایØŒ وفا طلب نکنØŒ و از کسی که به او بدبین شدهایØŒ انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست.
22. برداشت خوب از نعمتها
اÙŽلÙ’قÙوا النÙ‘ÙعÙŽمÙŽ بÙحÙسÙ’نÙ مÙجاوÙŽرÙŽتÙها وÙŽ التÙŽمÙسÙوا الزÙ‘ÙیادÙŽهÙŽ فیها بÙالشÙ‘ÙکÙ’رÙ علیهاØŒ وÙŽاعÙ’لÙŽمÙوا اÙŽنÙ‘ÙŽ النÙ‘ÙŽفÙ’سÙŽ اÙŽقÙ’بÙŽلÙ شÙŽیء٠لÙما اÙعÙ’طÙÙیتÙ’ وÙŽ اÙŽمÙ’نÙŽعÙŽ شÙŽیء٠لÙما مÙنÙعÙŽتÙ’Ø›22
نعمتها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزاری افزون کنیدØŒ و بدانید که نفس آدمی روآورندهترین چیز است به آنچه به آن بدهیØŒ و باز دارندهترین چیز استØŒ از آنچه آن را بازداری.
23. خشم بر زیردستان
اÙŽلÙ’غÙŽضÙŽÙŽبÙ علی مÙŽنÙ’ تÙŽمÙ’لÙکÙ لÙŽوÙ’مٌ؛ 23
خشم به زیردستان از پستی است.
24. عاق والدین
اÙŽلÙ’عÙقÙوقÙ ثÙکÙ’لÙ مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یثÙ’کÙŽلÙ’Ø› 24
نافرمانی(فرزند از پدر و مادر) مصیبت مصیبت نادیدگان است.
25. تØ£ثیر صله رحم در طول عمر
اÙنÙ‘ÙŽ الرÙ‘ÙŽجÙلÙŽ لÙŽیکÙونÙŽ قÙŽدÙ’ بÙŽقÙی مÙنÙ’ ثÙŽلاثون سÙŽنÙŽهÙ‹ فÙŽیکÙونÙŽ وÙصÙولاÙ‹ لÙقÙŽرابÙŽته وÙصÙولاÙ‹ لÙرÙŽحÙمÙهÙØŒ فÙŽیجÙ’عÙŽلÙها الله ثÙŽلاثه و ثلاثین سÙŽنÙŽهÙ‹ØŒ وÙŽ Ø¥نÙ‘ÙŽهÙ لÙŽیکÙونÙŽ قÙŽد بÙŽقÙی مÙنÙ’ Ø£ÙŽÙŽجÙ’لÙهÙÙ ثÙŽلاثÙŒ و ثلاثون سÙŽنÙŽهÙ‹ فیکون عاقÙ‘اÙ‹ لÙقÙŽرابÙŽتÙهÙ قاطÙعاÙ‹ لÙرÙŽحÙمÙهÙØŒ فÙŽیجÙ’عÙŽلÙها الله ثلاثÙŽ سنینÙŽØ›25
چه بسا شخصی که مدت عمرش سی سال مقدÙ‘ر شده باشدØŒ اما به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانشØŒ خداوند عمرش را به 33سال برساندØŒ و چه بسا کسی که مدت عمرش 33سال مقدر شده باشدØŒ ولی به سبب آزردن خویشاوندان و قطع رحمشØŒ خداوند عمرش را به سه سال برساند.
26.نتیجه عاق والدین
اÙŽلعÙقÙوقÙ یعÙŽقÙ‘ÙبÙ القÙلÙ‘ÙŽهÙŽ اÙلÙŽی الذÙ‘ÙلÙ‘ÙŽهØ›26
نارضایتی پدر و مادرØŒ کمی روزی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت میکشاند.
27. بیطاقتی در مصیبت
اÙŽلÙ’مÙصÙÙیبÙŽهÙ للÙصÙ‘ابÙرÙ واحÙدÙŽهÙŒ وÙŽ لÙلÙ’جازÙعÙ اÙثÙ’نÙŽتانÙØ›27
مصیبت برای صابر یکی است و برای کسی که بیطاقتی میکندØŒ دوتاست.
28. همراهان دنیا و آخرت
اÙŽلÙŽنÙ‘ÙŽاسÙ فی الدنیا بالاموالÙ و فیالاخره بالاعمالØ› 28
میزان ارزیابی مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان است.
29. شوخی بیهوده
اÙŽلÙ’هÙŽزÙ’لÙ فÙکاهÙŽهÙ السÙ‘ÙفÙŽهاء٠وÙŽصÙŽناعÙŽهÙ الÙ’جÙهÙ‘الÙØ›29
مسخرگیØŒ تفریح سفیهان و هنر جاهلان است.
30. زمان جان دادن
اÙŽذÙکÙرÙ مÙŽصÙ’رÙŽعÙŽکÙŽ بÙŽینÙŽ یدÙŽی اÙŽهÙ’لÙکÙŽ و لا طÙŽبÙیبÙŒ یمÙ’نÙŽعÙکÙŽ و لا حÙŽبیبÙŒ ینÙ’فÙŽعÙکÙŽØ›30
وقت جان دادنت را نزد خانوادهات یاد کن که در آن هنگام طبیبی نیست که جلوی مرگت را بگیرد و نه دوستی که به تو نفع رساند.
31. نتیجه جدال
اÙŽلمÙراء٠یفÙ’سÙدÙ الصÙ‘ÙŽداقÙŽهÙŽ القÙŽدÙیمÙŽهÙŽ وÙŽ یحÙلÙ‘ÙلÙ العÙقÙ’دÙŽهÙŽ الوÙŽثیقÙŽهÙŽ وÙŽ اÙŽقÙŽلÙ‘Ù ما فیه اÙŽنÙ’ تÙŽکÙونÙŽ فیها الÙ’مÙغالÙŽبÙŽهÙÙ وÙŽ الÙ’مÙغالÙŽبÙŽهÙ اÙسÙ‘Ù اÙŽسÙ’بابÙ القÙŽطÙیعÙŽهÙØ›31
جدالØŒ دوستی قدیمی را تباه میکند و پیوند اعتماد را میگشاید و کمترین چیزی که در آن استØŒ غلبه بر دیگری است که آن هم سبب جدایی است.
32. درک لذت در کاستی
اÙŽلسÙ‘ÙŽهÙŽرÙ اÙŽلÙŽذÙ‘Ù لÙلÙ’مÙŽنامÙ وÙŽ الجÙوعÙ یزÙیدÙ فی طÙیبÙ الطÙ‘ÙŽعامÙØ›32
شب بیداریØŒ خواب را لذت بخشترØŒ و گرسنگی گوارایی غذا را زیاد میکند.
33. اسیر زبان
راکÙبÙ الحÙŽروÙنÙ اÙŽسیرÙ نÙŽفÙ’سÙهÙØŒ وÙŽ الجاهÙلÙ اÙŽسÙیرÙ لÙسانÙهÙØ›33
کسی که بر اسب سرکش سوار استØŒ اسیر هوای نفس خویش و نادان اسیر زبان خوش است.
34. تصمیم قاطع
اÙŽذÙ’کÙرÙ’ حÙŽسÙŽراتÙ التÙ‘ÙŽفÙ’رÙیطÙ بÙاÙŽخÙ’ذÙ تÙŽقÙ’دیمÙ الÙ’حÙŽزÙ’مÙØ›34
افسوس خوردن کوتاهی در انجام دادن کار راØŒ با تصمیمگیری قاطع جبران کن.
35. خشم و کینهتوزی
اÙŽلÙ’عÙتابÙ مÙفÙ’تاحÙ الثÙÙ‘قالÙ وÙŽ العÙتابÙ خÙŽیرÙŒ مÙÙنÙŽ الحÙقدÙØ›35
سرزنش و تندی کلید کم مهری استØŒ و سرزنش بهتر از کینه توزی است.
36. ظهور مقدÙ‘رات
المقادیرÙ تÙرÙیکÙŽ ما لم یخÙ’طÙرÙ’ بÙبالÙکÙŽØ›36
مقدرات چیزهایی را بر تو نمایان میسازد که به فکرت خطور نکرده است.
37. خودخواهان مغضوب
مÙŽنÙ’ رÙŽضÙی عÙŽنÙ’ نÙŽفÙ’سÙهÙ کÙŽثÙرÙŽ السÙ‘ÙŽاخÙطÙونÙŽ علیهØ›37
هر که از خود راضی باشدØŒ خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.
38. تباهی فقر
اÙŽلÙ’فÙŽقÙ’رÙ شÙÙرÙ‘ÙŽهÙ النÙ‘ÙŽفÙ’سÙ وÙŽ شÙدÙ‘ÙŽهÙ الÙ’قÙنÙوطÙØ›38
فقر مایه آزمندی نفس و سبب ناامیدی زیاد است.
39. راه پرستش
لو سÙŽلÙŽکÙŽ النÙ‘اسÙ وادÙیاÙ‹ وسیعاÙ‹ لÙŽسÙŽلÙŽکÙ’تÙ وادÙی رÙŽجÙلÙ عÙŽبÙŽدÙŽ اللهÙŽ وÙŽحÙ’دÙŽهÙ خالصاÙ‹Ø› 39
اگر مردم به راههای گوناگون روندØŒ من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه میپرستدØŒ خواهم رفت.
40. آشکار نکردن برنامهها
اÙظÙ’هارÙ الشی قبل اÙŽنÙ’ یسÙ’تÙŽحÙ’کÙمÙŽ مÙفÙ’سÙدÙŽهÙŒ لهØ› 40
آشکار کردن هر کاری پیش از آنکه به سامان برسدØŒ آفت آن کار است.
تنظیم: موسوی- گروه دین و اندیشه تبیان
منابع:
1 . بحارالانوارØŒ ج54ØŒ ص83.
2. الکافیØŒ ج2ØŒ ص124
3. وسائل الشیعهØŒ ج2ØŒ ص18
4. بحارالانوارØŒ ج98ØŒ ص113.
5. همانØŒ ج75ØŒ ص356.
6. تحف العقولØŒ ص298.
7. بحارالانوارØŒ ج72ØŒ ص300.
8 . همانØŒ ج75ØŒ ص370.
9 . بحارالانوارØŒ ج68ØŒ ص182.
10. تحف العقولØŒ ص483.
11. بحارالانوارØŒ ج4ØŒ ص303
12 همانØŒ ج69ØŒ ص199.
13 . وسائل الشیعهØŒ ج7ØŒ ص509
14. تحف العقولØŒ ص483.
15 . وسائل الشیعهØŒ ج16ØŒ ص211.
16. بحارالانوارØŒ ج71ØŒ ص417.
17. همانØŒ ج75ØŒ ص366.
18. همانØŒ ج70ØŒ ص295.
19 . همانØŒ ج75ØŒ ص370
20 . همان.
21. همان.
22 . همان .
23. همان.
24. مستدرکØŒ ج15ØŒ ص194.
25. بحارالانوارØŒ ج71ØŒ ص103.
26. همانØŒ ج75ØŒ ص318
27. مستدرکØŒ ج2ØŒ ص445
28. بحارالانوارØŒ ج75ØŒ ص368.
29 . همانØŒ 369.
30. همانØŒ ص370.
31 . همانØŒ ص369.
32. همانØŒ ص379.
33 . همانØŒ ص369.
34. همانØŒ ص370.
35. همانØŒ ص369.
36 . اعلام الدینØŒ ص311.
37. بحارالانوارØŒ ج75ØŒ ص368.
38. همانØŒ ص368.
39. همانØŒ ج67ØŒ ص112.
40. تحف العقولØŒ ص457.
منبع : تبیان
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.