✍️ نویسنده: 9
* مهمترین ایراد روشی این کتاب، تمرکز آن بر آموزش حقوق بدون اهمیت و توجه متوازن به آموزش تکالیف و مسئولیتها به دانشآموز میباشد. این رویکرد که حتی در انتخاب نام کتاب نیز مشهود است، به وضوح با رویکرد تکلیفگرا و مسئولیتمحور در آموزههای دینی و روش تعلیم و تربیت اسلامی تناقض دارد و درواقع بیشتر متناسب با رویکرد غربی است که در آن آگاهی و آموزش حقوق، مقدمهایی برای مطالبه و استیفای آن تلقی میگردد و بیش از آنکه فرد را مکلف و مسئول نماید او را طلبکار دیگران و حتی جامعه بار میآورد.طبیعی است که با اتخاذ چنین روشی دانشآموز نسبت به تکالیف اصلی خود که در واقع مهمترین محور مورد نیاز در آموزشهای حقوقی میباشد، آشنا نمیگردد و لذا جالب توجه است که در کتاب اشارهای به این مفاهیم اصلی از قبیل، تکالیف دانشآموز در رعایت حقوق همسالان و همکلاسیها، تکالیف و وظایف نسبت به معلم و کادر مدرسه و حتی تکالیف این گروه سنی در خانواده نسبت به والدین و خوشرفتاری با برادر و خواهر و اطرافیان دیده نمیشود!
* اشکال اساسی و غیرقابل اغماض دیگر این کتاب از لحاظ روش طرح مطالب، غلبه رویکرد قانون محوری و تمرکز بر گزارههای حقوقی درمقابل اخلاق محوری است. بدیهی است که تکیه بر قواعد خشک و آمرانه حقوقی راه اصلی ساماندهی به تعاملات انسانی نیست و توسل به آنها مربوط به زمانی است که حقی در شرف زایل شدن و ظلمی در حال تحقق باشد.رویکرد اصلی آموزههای دینی چنان که در قرآن و روایات معصومین به صراحت دیده میشود، بیان نکات اخلاقی و پرورش ابعاد انسانی و عاطفی در رفتارها است و این امر در نحوه آموزش به کودک و نوجوان از اهمیت بیشتری برخوردار است. مسلماÙ‹ بیان مواد قانونی محض بدون تبیین بسترهای اخلاقی و حاشیههای انسانی در این گروه سنی نه دارای جذابیت کافی است و نه در جهت اصلاح رفتار آنها به اندازه کافی تØ£ثیرگذار میباشد، بلکه حتی میتواند در ذهن آنها نگاه منفی و تهاجمی ایجاد نماید. این موضوع به ویژه در مسائل و حقوق مربوط به زنان از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا نیازمند ترسیم شبکه ارتباطی معنیدار در حقوق خانواده و همسران میباشد و بیان تک گزارههای قانونی و حقوقی قطعاÙ‹ زمینه را برای سؤالات و شبهات جدی و رواج اندیشههای فمینیستی در دختران ایجاد خواهد نمود. به عنوان مثال طرح ناقص مواد قانونی در زمینه اجازه ولی و سرپرست قانونی، حضانت، مهریه یا ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب و امثال آن در مخاطب خالیالذهن، مفید و مناسب نیست لذا مروجین این کتاب حتماÙ‹ باید نسبت به مخاطرات این نحوه از طرح مباحث حقوقی و پیامدهای فرهنگی آن آگاه بوده و پاسخگو باشند. عدم توجه به گزارههای اخلاقی در کتاب همچنین موجب شده است جای مفاهیم مهم اخلاقی که اساس تعاملات سالم و استیفای حقوق انسانی هستند در این بسته آموزشی خالی باشد. به عنوان مثال تØ£کید بر مطالبی مانند «روحیه همکاری و تعاون»، «گذشت»، «حسن خلق» «اخلاص در عمل»، «سعه صدر» و «تلاش برای حل مسالمتآمیز اختلافات از طریق گفتوگو»، «وجدان کاری» و امثال آنجایگاهی در این مجموعه ندارد.
* نکته مهم دیگر عدم تناسب محتوای کتاب «آموزش حقوق به دانشآموزان» با نیازها و اقتضائات سنی مخاطب است. با کمال تعجب مطالب کتاب بدون هرگونه سادهسازی، تبیین و نگاه ویژه به کودک و نوجوان، با همان اصطلاحات و مفاهیم پیچیده حقوق مدنی تØ£لیف شده است.مشخص نیست که کتابی با این ادبیات نگارشی که به هیچ وجه همگون با سایر متون کتابهای درسی و دایره اصطلاحات قابل ادراک دانشآموزان نمیباشد، چرا به عنوان یک متن آموزشی پیشنهاد میگردد؟؟!! * صرف نظر از عدم تناسب ادبیات نوشتار با گروه سنی جامعه هدف کتاب، از لحاظ محتوای مباحث و موضوعات طرح شده نیز چنین تناسبی دیده نمیشود. فصل ششم کتاب که به حقوق خانواده پرداخته است، مشتمل بر مفاهیمی است که آموزش آنها به دانشآموز مقطع متوسطه محل تØ£مل جدی میباشد. طرح و آموزش مطالبی مانند ازدواج موقت، آثار ازدواج با زن شوهردار و تحقق حرام مؤبد، احکام عده و طلاق، روابط زناشویی و این قبیل عناوین نه تنها نفعی برای دختر در سنین دبیرستان به دنبال ندارد، بلکه با ایجاد دهها سؤال و شبهه، در ذهن ایشان ایجاد تشویش و اضطراب نموده و خلاف مصلحت سیستم آموزشی میباشدØ› لذا لازم است نویسنده و مروجین کتاب پاسخگو باشند که درج گزینشی این مجموعه مواد مرتبط با خانواده از قانون مدنی در این کتاب با چه منطقی صورت گرفته و اساساÙ‹ چه تناسبی با اهداف و عنوان کتاب دارد؟ * علی رغم اصرار کتاب بر آموزش حقوق و قوانین و غفلت از تکالیف و اخلاق، متØ£سفانه این نوشتار در بیان و توضیح قوانین و مقررات مهمی که ممکن است مبتلابه دانشآموزان باشد دارای ضعف جدی است. بطور مثال دانشآموز باید از جرم بودن برخی رفتارهای اجتماعی و مجازات مترتب بر این جرمها مطلع باشد تا نسبت به آنها پرهیز داشته و به جهت ناآگاهی مرتکب این قبیل رفتارها نشود و دیگران نیز نتوانند براساس این بیاطلاعی از او سوØ¡استفاده نموده و یا وادار به انجام فعلی نمایند که بر آن جریمه و مجازات مترتب است. مثلاÙ‹ دانشآموز باید نسبت به ممنوعیت و در نظر گرفتن کیفر قانونی برای هتک حرمتاشخاص، تخریب اموال تاریخی و ملی، خیانت در امانت، قسم و شهادت دروغ، هتک حرمت منازل و املاک غیر و رفتارهای خلاف عفت و اخلاق عمومی، آگاهی داشته باشد. عدم توجه به این آموزشهای ضروری و محدودکننده رفتار اجتماعی در کنار کثرت و تکرار عناوینی مانند آزادی مسکن، آزادی اقامت و رفت و آمد در داخل و خارج کشور، آزادی عقیده و بیان، آزادی تجمع و انجمنها، آزادی اجتماعات عمومی و راهپیمایی و... برای دانشآموزان محل سؤال و تØ£مل جدی است. علاوه بر موارد فوق کتاب «آموزش حقوق به دانشآموزان» از ضعف و اشکالات علمی متعددی نیز رنج میبرد که صلاحیت ترویج آن به عنوان یک منبع آموزشی را مورد تردید جدی قرار میدهد. به عنوان مثال یکسان تلقی نمودن مفهوم حقوق و قانون، خطا در طبقه بندی و ارائه مصادیق حقوق فردی و حقوق شهروندی و حقوق اجتماعی و فرهنگی، خلط مفهومی بین حقوق بشر و حقوق شهروندی، تعریف غیر دقیق از خانواده، عدم ارجاع و ذکر استناد به منابع از اشکالات مهم این کتاب میباشد. نهایتاÙ‹ متØ£سفانه در این کتاب آموزشی توجه و اعتنایی به اصول و مبانی حقوق در آموزههای دینی و حتی اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی در پشتیبانی از مباحث حقوقی دیده نمیشود مثلا برای بیان اهمیت و جایگاه خانواده به جای شرع مقدس اسلام و اسناد ملی، به اعلامیه جهانی حقوق بشر و اسناد بینالمللیاشاره گردیده است. چنین روشی درواقع رویکرد آموزشی- تربیتی کتاب را به مدلی کاملاÙ‹ کلیشهای و سکولار تبدیل نموده است که ارتباط ان با مبانی نظری کاملاÙ‹ قطع میباشد. مجموعه اشکالات بنیادی فوقالذکر در کتابی که با هزینه بیتالمال به صورت گسترده و خارج از فرآیند نظارتی و تخصصی منتشر شده و پشتوانه یک طرح آموزشی فراگیر قرار گرفته است، موجبات نگرانی جدÙ‘ی اصحاب تعلیم و تربیت در کشور را فراهم میآورد و نشان میدهد که لازم است نهادهای نظارتی توجه ویژهای به وضعیت اقدامات خودسرانه آموزشی- تربیتی که در ساختار آموزش و پرورش اجرا میشود داشته باشند.
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.