🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت پانزدهم | مجله نودیها

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت پانزدهم

✍️ نویسنده: 4
اولین پیامکی که براش فرستادم :"سلام خوبی ؟" نوشت : "سلام ممنون" نوشتم : "چه خبر خانواده خوب هستن؟" نوشت :"بله ممنون" نوشتم : "میخوام چیزی بگم که احتمالا باعث بشه ارتباطمون تموم بشه" نوشت : "بگو" نوشتم:"خانوادم با ازدواجمون مخالفت کردن" نوشت :"خانواده من هم مخالفت کردن مخصوصا بابام" نوشتم : "خب فک کنم این آخرین پیامکهایی هستش که به هم میدیم" نوشت : "شاید نمیدونم" نوشتم : "یه چیزی می پرسم رک جواب بده حاضری ارتباطمون حفظ بشه" نوشت : "من مشکلی ندارم اما فکر کنم خانواده تو خیلی با من مشکل دارن" نوشتم : "قرار نیست کسی که متوجه بهش پس حله ؟" نوشت : "نمیدونم آخه چی بگم" نوشتم : "یه بله بگی درست میشه" نوشت : "باشه" این پیامک بازی شروع ارتباط من و حنانه شد.  

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.