✍️ نویسنده: 9
نودیها:رضا رشیدپور مجری تلویزیون ایرانØŒ پستی درباره کیفیت درگذشت پدرش در عاشورای سال Û·Û¶ منتشر کرد. در این پست واقعه درگذشت پدر رضا رشیدپور چنین روایت شده که: ظهر تاسوعای سال هفتاد و شش بود. دسته ی عزاداری در حیاط خانه مان می چرخید. پیرمرد نوحه می خواند. ام من یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوØ¡. … گریه های بی امان … دستهای ملتمس در هوا می چرخیدند و بر سینه های سوخته فرود می آمدند …. پدرم گوشه ای روی صندلی چرخ دار نشسته بود و آرام تر از همیشه ØŒ تند تند ØŒ اشک می ریخت . نزدیک تر شدم. دست‌هایش را گرفتم . چقدر می لرزید و چقدر محکم بود. مردم از حیاط خانه مان رفتند. یک فنجان چای نذری بدرقه شان شد اما پدرم هنوز ام من یجیب می خواند. به خیالم که بلند قامت ایستاده بودØŒ نشسته روی صندلی روان تقدیر … صدایش کردم. بابا …. می خواهی کمکت کنم که بیایی داخلØŸ چیزی نمانده که باران بیاید … گفت همینجا کنار باغچه راحت ترم. و من تماشا می کردم باغچه را. اطلسی های منتظر باران را و طوفان چشم های پدرم را. باران آمد . شهر را شست. تاسوعا را به تشنگی عاشورا پیوند زد و پدرم را برد … نمی دانم. شاید هم کنار همان باغچه جامانده باشد…. امروز هر باغچه ای که می بینمØŒ کنارشØŒ دنبال یک صندلی چرخدار می گردم و چند دسته اطلسی و یک بابای خسته و کمی باران … خداوند همه ی رفتگانتان را با مولای سبزپوش محشور گرداند . تسلیت عرض می کنم . التماس دعا. جام نیوز