✍️ نویسنده: 9
در روز مباهله بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران یکدیگر را نفرین کنند، تا خدا آن طرف را که دروغگوست، عذاب کند. در سوره آل عمران آیه ۶۱ آمده است: «فÙŽمÙŽنÙ’ حÙŽآجÙ‘ÙŽکÙŽ فÙیهÙ مÙن بÙŽعÙ’دÙ مÙŽا جÙŽاØ¡کÙŽ مÙنÙŽ الÙ’عÙلÙ’مÙ فÙŽقÙلÙ’ تÙŽعÙŽالÙŽوÙ’اÙ’ نÙŽدÙ’ع٠أَبÙ’نÙŽاØ¡نÙŽا وÙŽØ£ÙŽبÙ’نÙŽاØ¡کÙمÙ’ وÙŽنÙسÙŽاØ¡نÙŽا وÙŽنÙسÙŽاØ¡کÙمÙ’ وÙŽØ£ÙŽنفÙسÙŽنÙŽا وØ£ÙŽنفÙسÙŽکÙمÙ’ ثÙمÙ‘ÙŽ نÙŽبÙ’تÙŽهÙلÙ’ فÙŽنÙŽجÙ’عÙŽل لÙ‘ÙŽعÙ’نÙŽهÙŽ اللÙ‘هÙ عÙŽلÙŽÙ‰ الÙ’کÙŽاذÙبÙینÙŽ»
در معنای ابتهال دو نظر است: ۱) یکدیگر را لعن کردن که میان دو نفر رخ میدهد. ۲) نفرین براÙ‰ هلاک کسÙ‰.
لعن و لعنت یعنی طرد نمودن ودور ساختن ازروÙ‰ خشم. لعن از سوی خدادر آخرت به معنی عقوبت است و در دنیا، انقطاع از قبول رحمت و توفیق الهی است و لعن از سوÙ‰ انسان، نفرینÙ‰ است بر دیگران.
در سال دهم هجرÙ‰، افرادÙ‰ از سوÙ‰ رسول خدا صلوات الله علیه مØ£مور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانÙ نجران نیز افرادی را مانند سید و عاقب و اباحارثه، به نمایندگÙ‰ از سوÙ‰ خود براÙ‰ گفتگو با پیامبر اسلام به مدینه گسیل داشتند.
مسیحیان در حقانیت دین خود با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)به مجادله نشستند.
آیه ی مباهله نازل شد و خطاب به پیامبر صلوات الله علیه فرمود: به کسانÙ‰ که با تو محاجÙ‘ه و جدال کرده و از قبول حقÙ‘، شانه خالÙ‰ مÙ‰کنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان(انفس)، خدا را بخوانیم و با حالت تضرÙ‘ع و ابتهال بر دروغگویان نفرین کنیم و هر نفرینÙ‰ که دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مÙ‰شود که راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.
هنگامÙ‰ که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اکرم صلوات الله علیه شنیدند، به یکدیگر نگاه کرده و متحیÙ‘ر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند.
طبق آیه مباهله، پیامبر باید فرزندان و زنان خود و کسانی را که مانند نفس خویش باشند به همراه خود میآورد و اینان کسانی نبودند جز حسن بن علی علیه السلام و حسین بن علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها و علی بن ابی طالب علیه السلام.
فردا صبح پیامبر گرامی برای مباهله آمد در حالÙ‰ که دست حضرت علی علیه السلام را گرفته بود و حضرت حسن علیه السلام و حضرت حسین علیه السلام در جلوی ایشان می رفتند و حضرت فاطمه سلام الله علیها در پشت سر ایشان می رفت. مسیحیان نیز آمدند در حالی که اسقف در جلویشان بود. وقتی آنها، نبی اکرم را با این افراد دیدند، درخواست کردند که همراهان پیامبر معرفÙ‰ شوند. به آنها گفته شد: «هذا ابن عمه و زوج ابنته و Ø£حب الخلق Ø¥لیه و هذان ابنا بنته من علی و هذه الجاریه بنته فاطمه Ø£عز الناس علیه و Ø£قربهم Ø¥لÙ‰ قلبهØ›
سپس پیامبر صلوات الله علیه پیش رفت و بر دو زانو نشست. ابا حارثه اسقف آنها گفت: به خدا قسم این مرد مثل انبیا نشسته استØ› پس به مباهله تن در ندادند. یکی از بزرگان نصاری گفت: اÙ‰ ابا حارثه! جلو برو و مباهله کن. ابا حارثه گفت: به خدا قسم که مباهله نمیکنمØ› زیرااو را بر مباهله پرجرØ£ت میبینم و میترسم که راستگو باشد که در این صورت به خدا، هیچ نیرویÙ‰ براÙ‰ ما نباشد. چهرههایÙ‰ مÙ‰بینم که اگر از خدا بخواهند که کوهها را از جاÙ‰ بکند، حتماÙŽ خواهد کند. با او مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و در همه جهان یک نصرانی زنده نخواهد ماند.
سپس اسقف به پیغمبرصلوات الله علیه گفت: اÙ‰ اباالقاسم ما مباهله نمیکنیمØ› لکن به مصالحه حاضریم. با ما مصالحه کن. پیامبرصلوات الله علیه با آنها به دو هزار حلÙ‘ه هر حلÙ‘هاÙ‰ به قیمت چهل درهم مصالحه کرد و این که سÙ‰ زره و سÙ‰ نیزه و سÙ‰ اسب عاریه دهند که اگر در یمن آشوبÙ‰ و جنگÙ‰ پیش آمد، مسلمین بکار برند و رسول خداصلوات الله علیه ضمانت فرمود که عاریهها را سالم به آنها برگرداند و این قرارداد را مکتوب کردند. نقل است این واقعه سبب شد پس از مدتی دو تن از بزرگان مسیحیت به نام سید و عاقب، مسلمان شوند و ایمان بیاورند.
مباهله، در ماه ذی الحجÙ‘ه و محل آن در روزگار پیامبر صلوات الله علیهدر بیرون شهر مدینه بوده که اکنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدÙ‰ به نام «مسجد الØ¥جابه» ساخته شده است. فاصلهÙ‰ این مسجد تا «مسجد النÙ‘بی» تقریباÙ‹ دو کیلومتر است .
در آیه شریفه از اهل بیت تعبیر به «انفس» و «نساØ¡» و «ابناØ¡» شده استØ› یعنÙ‰ از میان همه مردان و زنان و فرزندان، فقط این بزرگواران به این تعابیر خوانده شدهاند و این از مناقب ارزشمند برای آنان استØ› به خاطر همین، حضرت علÙ‰ علیه السلام در روز تعیین جانشین برای خلیفه دوم، با این منقبت، بر اهل شورÙ‰ استدلال کرد که: «شما را سوگند مÙ‰دهم به خدا که هیچ کدام از شما به رسول در نسب نزدیک تر از من هست و غیر از من کسÙ‰ دیگر در میان شما هست که اولاد او، اولاد رسول اللÙ‘ÙŽه و نساØ¡ او، نساØ¡ رسول اللÙ‘ÙŽه باشد»؟ گفتند: نه هیچ کدام از ما این منزلت ندارد .
ازداستان مباهله می توان پیام های زیر را به دست آورد: ۱)اگر انسان ایمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزدیک ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «من بعد ما جاØ¡ک من العلمÙ» ۲)آخرین برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست.«فقل تعاوا ندع» ۳)در مجالس دعا، کودکان را نیز با خود ببریم. «Ø£ÙŽبناØ¡نا» ۴)استمداد از غیب، پس از بکارگیرÙ‰ توانایÙ‰هاÙ‰ عادّى است.«نبتهÙل» ۵)در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله کننده پنج نفر بیشتر نبودند.«Ø£ÙŽبÙ’ناءَنا»، «نÙساءَنا»، «Ø£ÙŽنÙ’فÙسÙŽنا». ۶)زن و مرد در صحنههاÙ‰ مختلف دینÙ‰، در کنار همدیگر مطرحند.«نساØ¡نا» ۷)علىّ بن ابÙ‰ طالب، جان رسول اللÙ‘ÙŽه است.«Ø£ÙŽنفسنا» ۸)اهل بیت پیامبر، مستجاب الدعوه هستند.«Ø£ÙŽبناØ¡نا»، «نساØ¡نا»، «Ø£ÙŽنفسنا» ۹)فرزند دخترÙ‰، همچون فرزند پسرÙ‰، فرزند خود انسان است.«Ø£ÙŽبنائنا»، بنا براین امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام فرزندان پیامبرند.
۱
«هر گاه بعد از علم و دانشÙ‰ که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانÙ‰ با تو به محاجÙ‘ه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود راØ› ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خودØ› آن گاه مباهله کنیمØ› و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» ۲
تعریف مباهله
در معنای ابتهال دو نظر است: ۱) یکدیگر را لعن کردن که میان دو نفر رخ میدهد. ۲) نفرین براÙ‰ هلاک کسÙ‰.
۳
دراین آیه،«مباهله» به معنÙ‰ نفرین کردن دو نفر به همدیگر است. به این صورت که وقتÙ‰ استدلالات منطقÙ‰ سودÙ‰ نداشت، افرادÙ‰ که با هم درباره یک مسØ£له مهم دینÙ‰ گفتگو دارند، در یک جا جمع مÙ‰شوند و به درگاه خدا تضرع مÙ‰کنند و از او مÙ‰خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند. ۴
مباهله در لغت به معنی ملاعنه و نفرین متقابل میباشد. ۵
و در اصطلاح به این معناست که «دو تن یا دو گروه بر علیه یکدیگر دعای بد کنند. پس هر کدام ظالم باشد حق تعالی وی را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود را بر وی فرستد و ذریه او را مستاصل کند و هلاک گرداند». ۶
در حدیثی از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م) روایت شده که حضرت فرمود: «خداوند عزوجل به من خبر داده که پس از مباهله عذاب بر گروه باطل نازل میشود و حق را از باطل مشخص میسازد». ۷
از روایاتی که درمنابع اسلامی نقل شده است، استفاده میشود که مباهله اختصاص به زمان رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)ندارد و در تمامی زمانها قابل اجرا است. در حدیثی از امام صادق (علیهالسÙ‘لام) نقل شده که ایشان فرمود: اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذیرفتند، آنها را به مباهله دعوت کنید. ۸
تعریف لعنت
لعن و لعنت یعنی طرد نمودن ودور ساختن ازروÙ‰ خشم. لعن از سوی خدادر آخرت به معنی عقوبت است و در دنیا، انقطاع از قبول رحمت و توفیق الهی است و لعن از سوÙ‰ انسان، نفرینÙ‰ است بر دیگران.
۹
ماجرای مباهله
در سال دهم هجرÙ‰، افرادÙ‰ از سوÙ‰ رسول خدا صلوات الله علیه مØ£مور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانÙ نجران نیز افرادی را مانند سید و عاقب و اباحارثه، به نمایندگÙ‰ از سوÙ‰ خود براÙ‰ گفتگو با پیامبر اسلام به مدینه گسیل داشتند.
۱۰
گروه نجران وارد مدینه شده و با پیامبر صلوات الله علیه دیدار کردند. آنها گفتند: اÙ‰ محمد، آیا تو صاحب و سرور ما را مÙ‰شناسÙ‰؟ پیامبرفرمودند: «سرور شما کیست»؟ گفتند: عیسÙ‰ بن مریم. پیامبر صلوات الله علیه فرمودند:«او عبد و رسول خدااست. گفتند: به ما نشان بده کسÙ‰ را که خدا مانند او آفریده باشد در آنچه دیده و شنیدهاÙ‰... . جبرئیل بر پیامبرصلوات الله علیه این آیه را نازل فرمود:«Ø¥ÙنÙ‘ مثل عیسÙ‰ عنداللÙ‘ÙŽه کمثلÙ آم خلقه من ترابÙ ثمÙ‘ قال له کن فیکونØ› مثل عیسی(علیه السلام) در نزد خدا، همچون آدم (علیه السلام)است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: موجود باش. او هم فوراÙ‹ موجود شد.» ۱۱
بنابراین، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیÙ‘ت او نیست. آنان از پذیرفتن حقیقت سر باز زدند و لجاجت ورزیدند. ۱۲
↠داستان مباهله
داستان مباهله پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)با مسیحیان نجران: (نجران بلده کوچکی است میان عدن و حضر موت در ناحیه کوهستانی، )۱۳
این داستان در برخی از منابع تاریخی و بسیاری از منابع تفسیری شیعه و اهل سنت ذکر شده است. در سالهای پایانی حیات رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م) آوازه اسلام به تمامی نقاط دنیای آن روز رسیده بود رسول گرامی اسلام با ارسال نامه به سران کشورها و مناطق مختلف، سعی داشت دین اسلام را گسترش دهد. یکی از نامههایی که رسول مکرم اسلام به مناطق مختلف و سران کشورها نوشت، نامهای است که در سال دهم هجری ۱۴
برای نصارای نجران ارسال کرد. در این نامه آمده است: «... من شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا و از سرپرستی بندگان به سرپرستی خدا دعوت میکنم. اگر امتناع کردید، باید جزیه بپردازید و گرنه شما را به جنگ بخوانم» ۱۵
برخی قائلند آیه ۶۴ سوره آل عمران نیز بخشی از این نامه میباشد. ۱۶
در این آیه خداوند متعال میفرماید: «بگوای اهل کتاب بیائید به سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را، غیر از خداوند یگانه به خدایی نپذیرند. هرگاه (از این دعوت) سر برتابند، بگوئید گواه باشید که ما مسلمانیم». ۱۷
. مسیحیان نجران پس از دریافت نامه به مشورت پرداختند و تصمیم گرفتندØ› هیئتی از بزرگانشان را به مدینه اعزام کنند تا با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م) وارد مذاکره و بحث شوند. ابن هشام مینویسد: «هیاتی از نصاری نجران مرکب از ۶۰ نفر برای دیدار پیامبر و مذاکره با آن حضرت وارد مدینه شدند. در میان ایشان، ۱۴ نفر و در میان ۱۴ نفر، ۳ نفر بودند که سمت ریاست و بزرگی بر سایرین داشتند. و مورد احترام مسیحیان آن زمان بودند. یکی ملقب بود به «عاقب» که در آن زمان نامش «عبدالمسیح» بود. دیگری ملقب بود به «سید» و نام او «ایهم» بود. و سومی «اسقف» بود و نامش «ابو حارثه بن علقمه» ۱۸
ابن سعد در باب نحوه ورود این هیات به مدینه و برخورد پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م) با آنها مینویسد: «مسیحیان در حالی که جامههای نقش دار و گران قیمت و حریر یمنی پوشیده بودند، وارد مسجد شدند و به سوی مشرق نماز گزاردند. پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م) به مسلمانان فرمود: آزادشان بگذارید. سپس آنها با همان لباسها نزد پیامبر آمدند. پیامبر آنان را نپذیرفت... روز بعد در جامه رهبانان آمدند و سلام کردند. پیامبر جواب داد و ایشان را به اسلام دعوت نمود. آنها نپذیرفتند و گفتگو و بحث بسیاری شد». ۱۹
بحث بین مسیحیان و پیامبر
مسیحیان در حقانیت دین خود با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)به مجادله نشستند.
۲۰
مسیحیان نجران میگفتند: عیسی (علیهالسÙ‘لام) خداست و گروهی او را پسر خدا میدانستند و دسته سوم، قائل به تثلیث «یعنی به سه خدا قائل بودندØ› پدر، پسر، روح القدس» ۲۱
ابن هشام مینویسد: «مسیحیان به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)گفتند: اگر عیسی (علیهالسÙ‘لام) پسر خدا نیست پس پدرش کیست؟. .. آیات قرآنی نازل شد و خلقت او را همانند خلقت آدم ابوالبشر معرفی کرد». ۲۲
مجادله و بحث بین مسیحیان نجران و پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)ادامه یافت. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)با ادلهای روشن و براهینی قاطع گفتارهای باطل آنان را رد میکرد و به سؤالات آنها پاسخ میگفت. اما مسیحیان هم چنان حق را انکار میکردند و بر عقاید باطل خویش اصرار میورزیدند. در این هنگام آیه ۶۱ سوره آل عمران نازل شد ۲۳
و مسیحیان نجران به مباهله دعوت شدند. در این آیه آمده است: «فمن حآجک فیه من بعد ما جاØ¡ک من العلم فقل تعالوا ندع ابناØ¡نا وابناØ¡کم ونساØ¡نا ونساØ¡کم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین» (آل عمران/۶۱) ۲۴
«هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت میکنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت میکنیم، شما زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت میکنیم، شما هم از نفوس خود. آنگاه مباهله میکنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار میدهیم». نزول آیه مباهله
آیه ی مباهله نازل شد و خطاب به پیامبر صلوات الله علیه فرمود: به کسانÙ‰ که با تو محاجÙ‘ه و جدال کرده و از قبول حقÙ‘، شانه خالÙ‰ مÙ‰کنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان(انفس)، خدا را بخوانیم و با حالت تضرÙ‘ع و ابتهال بر دروغگویان نفرین کنیم و هر نفرینÙ‰ که دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مÙ‰شود که راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.
درخواست مهلت نجرانیان از پیامبر
هنگامÙ‰ که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اکرم صلوات الله علیه شنیدند، به یکدیگر نگاه کرده و متحیÙ‘ر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند.
۲۵
مسیحیان وقتی به بزرگان خود مراجعه کردند و از آنها مشورت خواستند، اسقف آنان گفت: فردا بنگرید اگر محمد(صلوات الله علیه) با اهل و فرزند خود آمد، از مباهله بپرهیزید و اگر با اصحاب خویش آمد، پس مباهله کنید که کارÙ‰ از او ساخته نیست. ۲۶
همراهان پیامبر
طبق آیه مباهله، پیامبر باید فرزندان و زنان خود و کسانی را که مانند نفس خویش باشند به همراه خود میآورد و اینان کسانی نبودند جز حسن بن علی علیه السلام و حسین بن علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها و علی بن ابی طالب علیه السلام.
۲۷
روز مباهله
فردا صبح پیامبر گرامی برای مباهله آمد در حالÙ‰ که دست حضرت علی علیه السلام را گرفته بود و حضرت حسن علیه السلام و حضرت حسین علیه السلام در جلوی ایشان می رفتند و حضرت فاطمه سلام الله علیها در پشت سر ایشان می رفت. مسیحیان نیز آمدند در حالی که اسقف در جلویشان بود. وقتی آنها، نبی اکرم را با این افراد دیدند، درخواست کردند که همراهان پیامبر معرفÙ‰ شوند. به آنها گفته شد: «هذا ابن عمه و زوج ابنته و Ø£حب الخلق Ø¥لیه و هذان ابنا بنته من علی و هذه الجاریه بنته فاطمه Ø£عز الناس علیه و Ø£قربهم Ø¥لÙ‰ قلبهØ›
۲۸
این پسر عم و داماد پیامبر و محبوب ترین مردم در نزد وی است و این دو پسر، نوه دخترÙ‰ پیامبر و از صلب علÙ‰ علیه السلام هستند و این زن، فاطمه دختر وی است و عزیزترین مردم است نزد پیامبر.» با فرا رسیدن روز مباهله رسول گرامی اسلام در حالی که دست امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) را در دست داشت، به همراه حضرت علی علیهالسÙ‘لام و فاطمه زهرا(سلاماللهعلیهم) به محل مباهله آمدند. ۲۹
سران نجران از مشاهده این صحنه به وحشت افتادند. یکی از آنها به همراهان خود گفت: به خدا سوگند من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را جابجا کند، چنین خواهد کرد. ۳۰
یکی از ایشان به ابوحارثه گفت: برای مباهله نزدیک برو. او گفت: من همانا مردی استوار و جدی برای مباهله میبینم و به راستی بیم دارم که راستگو باشد و اگر راستگو باشد یک سال نگذرد که یک نفر مسیحی در دنیا نماند». ۳۱
مسیحیان از مباهله منصرف شدند و موافقت کردند که با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م) صلح کنند و جزیه بپردازند. ۳۲
صلح نامهای نوشته شد و مقرر گردید مسیحیان همه ساله تعداد ۲۰۰۰ جامه به عنوان جزیه بپردازند و در این صورت مسیحیان نجران و وابستگان ایشان در پناه خدا و رسولش اهل ذمه خواهند بود، جان و آئین و اموال و زمینهای ایشان محفوظ خواهد بود. ۳۳
سپس مسیحیان از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م) خواستند تا با آنان حاکمی فرستد تا میان ایشان حکومت(داوری) کند. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)«ابو عبیده جراح» را فرستاد. ۳۴
۳۵
چندی بعد "عاقب و سید" به مدینه آمدند و اسلام آوردند. ۳۶
دستور الهی مباهله به منظور روشن شدن حقیقت، و آشکار شدن گروه حق و باطل از طرف خداوند متعال تشریع شده است. مباهله میان مسیحیان نجران و رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلÙ‘م)، حقانیت دین اسلام را آشکار ساخت. مسیحیان نجران چون به این حقانیت پی بردند، حاضر به مباهله نشدند. علاوه بر این با نزول آیه مباهله بار دیگر یکی از فضائل اهل بیت (علیهمالسÙ‘لام) از زبان قرآن بیان شد و جایگاه عالی خاندان عصمت و طهارت به بشریت معرفی شد. عقب نشینی نجرانیان
سپس پیامبر صلوات الله علیه پیش رفت و بر دو زانو نشست. ابا حارثه اسقف آنها گفت: به خدا قسم این مرد مثل انبیا نشسته استØ› پس به مباهله تن در ندادند. یکی از بزرگان نصاری گفت: اÙ‰ ابا حارثه! جلو برو و مباهله کن. ابا حارثه گفت: به خدا قسم که مباهله نمیکنمØ› زیرااو را بر مباهله پرجرØ£ت میبینم و میترسم که راستگو باشد که در این صورت به خدا، هیچ نیرویÙ‰ براÙ‰ ما نباشد. چهرههایÙ‰ مÙ‰بینم که اگر از خدا بخواهند که کوهها را از جاÙ‰ بکند، حتماÙŽ خواهد کند. با او مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و در همه جهان یک نصرانی زنده نخواهد ماند.
تبدیل مباهله به مصالحه
سپس اسقف به پیغمبرصلوات الله علیه گفت: اÙ‰ اباالقاسم ما مباهله نمیکنیمØ› لکن به مصالحه حاضریم. با ما مصالحه کن. پیامبرصلوات الله علیه با آنها به دو هزار حلÙ‘ه هر حلÙ‘هاÙ‰ به قیمت چهل درهم مصالحه کرد و این که سÙ‰ زره و سÙ‰ نیزه و سÙ‰ اسب عاریه دهند که اگر در یمن آشوبÙ‰ و جنگÙ‰ پیش آمد، مسلمین بکار برند و رسول خداصلوات الله علیه ضمانت فرمود که عاریهها را سالم به آنها برگرداند و این قرارداد را مکتوب کردند. نقل است این واقعه سبب شد پس از مدتی دو تن از بزرگان مسیحیت به نام سید و عاقب، مسلمان شوند و ایمان بیاورند.
۳۷
زمان و مکان مباهله
مباهله، در ماه ذی الحجÙ‘ه و محل آن در روزگار پیامبر صلوات الله علیهدر بیرون شهر مدینه بوده که اکنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدÙ‰ به نام «مسجد الØ¥جابه» ساخته شده است. فاصلهÙ‰ این مسجد تا «مسجد النÙ‘بی» تقریباÙ‹ دو کیلومتر است .
۳۸
زمان وقوع این مباهله را ۲۴ ذی الحجه الحرام، ۳۹
۴۰
سال دهم هجری ۴۱
ذکر شده است. و مکان مباهله، جایی است که اکنون به عنوان «مسجد الاجابه» در شهر مدینه و در نزدیکی بقیع مشهور است. ۴۲
مسیحیان نجران پس از آنکه با پیشنهاد مباهله مواجه شدند، ابتدا با آغوش باز پذیرفتند. یکی از آنها گفت: «ای ابوالقاسم انصاف دادی، زیرا مباهله آیتی است که میان ما و شما را فیصله میدهد». ۴۳
و وعده کردند که مباهله را روز بعد انجام دهند» ۴۴
آیه ی مباهله فضیلتی برای اهل بیت
در آیه شریفه از اهل بیت تعبیر به «انفس» و «نساØ¡» و «ابناØ¡» شده استØ› یعنÙ‰ از میان همه مردان و زنان و فرزندان، فقط این بزرگواران به این تعابیر خوانده شدهاند و این از مناقب ارزشمند برای آنان استØ› به خاطر همین، حضرت علÙ‰ علیه السلام در روز تعیین جانشین برای خلیفه دوم، با این منقبت، بر اهل شورÙ‰ استدلال کرد که: «شما را سوگند مÙ‰دهم به خدا که هیچ کدام از شما به رسول در نسب نزدیک تر از من هست و غیر از من کسÙ‰ دیگر در میان شما هست که اولاد او، اولاد رسول اللÙ‘ÙŽه و نساØ¡ او، نساØ¡ رسول اللÙ‘ÙŽه باشد»؟ گفتند: نه هیچ کدام از ما این منزلت ندارد .
۴۵
این واقعه، فضیلتی برای اهل بیت (علیهم السلام) استØ› به طوری که صحابه به این فضیلت، غبطه می خوردند. در کتاب صحیح مسلم از سعد بن ابی وقاص نقل شده است که معاویه بن ابی سفیان به سعد گفت: «چرا ابوتراب (علÙ‰ بن ابی طالب)علیه السلام را سبÙ‘ و دشنام نمÙ‰دهÙ‰»؟ گفت: به خاطر آن است که سه خصلت از رسول خدا صلوات الله علیه در شØ£ن علÙ‰ شنیدم که با توجه به آنها، هیچ گاه به سبÙ‘ و دشنام آن حضرت، اقدام نمÙ‰کنم و اگر یکÙ‰ از آنها براÙ‰ من باشد، بهتر از تعداد زیادÙ‰ شتران سرخ مو ۴۶
است: ۱)وقتÙ‰ پیامبر صلوات الله علیه به بعضÙ‰ از غزوات میرفت، حضرت علÙ‰ علیه السلام را به جانشینÙ‰ خود، در مدینه باقÙ‰ میگذاشت. حضرت علÙ‰ علیه السلام عرض کرد:«یا رسول الله! مرا به خلافت بر زنان و کودکان موظÙ‘ف مÙ‰دارÙ‰»؟ رسول خدا فرمود:«Ø£ما ترضÙ‰ Ø£ن تکون منی بمنزله هارون من موسÙ‰ Ø¥لا Ø£نه لا نبوه بعدیØ› آیا خرسند نیستÙ‰ از این که منزلت تو نسبت به من، همانند منزلت هارون به موسی (علیه السلام)باشدØ› با این تفاوت که پس از من پیغمبرÙ‰ مبعوث نمÙ‰شود» ۲)در روز جنگ خیبر، از رسول خدا شنیدم که مÙ‰فرمود: «لØ£عطین الرایه رجلا یحبÙ‘ اللÙ‘ه و رسوله ویحبه اللÙ‘ه ورسوله»Ø› پرچم اسلام را به دست کسÙ‰ به اهتزاز مÙ‰آورم که خدا و رسول را دوست مÙ‰دارد و خدا و رسول هم، او را دوست مÙ‰دارند»! از شنیدن این سخن همه ما در انتظار چنان عطیÙ‘هاÙ‰ بودیم و دستها از آستین بیرون آوردیم تا پرچم اسلام را در اختیار بگیریم، همان زمان رسول خدا صلوات الله علیه فرمود:«علÙ‰ را به حضورم بیاورید» علÙ‰ علیه السلام را در حالÙ‰ به حضور حضرت رسول اکرم دعوت کردند که حضرتش به درد چشم دچار بود، رسول خدا آب دهان مبارک خود را به چشم حضرت علÙ‰ مالید، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت علÙ‰ علیه السلام ، فتح و پیروزÙ‰ نصیب اسلام شد. ۳).هنگامÙ‰ که آیه مباهله نازل شد،رسول خدا صلوات الله علیه، حضرت علÙ‰ علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را به حضور طلبید و فرمود:«اللهم هولاØ¡ اهلÙ‰ Ø› بار پروردگارا! اینان اهل بیت من هستند» ۴۷
پیام های واقعه مباهله
ازداستان مباهله می توان پیام های زیر را به دست آورد: ۱)اگر انسان ایمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزدیک ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «من بعد ما جاØ¡ک من العلمÙ» ۲)آخرین برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست.«فقل تعاوا ندع» ۳)در مجالس دعا، کودکان را نیز با خود ببریم. «Ø£ÙŽبناØ¡نا» ۴)استمداد از غیب، پس از بکارگیرÙ‰ توانایÙ‰هاÙ‰ عادّى است.«نبتهÙل» ۵)در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله کننده پنج نفر بیشتر نبودند.«Ø£ÙŽبÙ’ناءَنا»، «نÙساءَنا»، «Ø£ÙŽنÙ’فÙسÙŽنا». ۶)زن و مرد در صحنههاÙ‰ مختلف دینÙ‰، در کنار همدیگر مطرحند.«نساØ¡نا» ۷)علىّ بن ابÙ‰ طالب، جان رسول اللÙ‘ÙŽه است.«Ø£ÙŽنفسنا» ۸)اهل بیت پیامبر، مستجاب الدعوه هستند.«Ø£ÙŽبناØ¡نا»، «نساØ¡نا»، «Ø£ÙŽنفسنا» ۹)فرزند دخترÙ‰، همچون فرزند پسرÙ‰، فرزند خود انسان است.«Ø£ÙŽبنائنا»، بنا براین امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام فرزندان پیامبرند.
۴۸
پانویس
| ۱. | ↑ آل عمران(سوره۳)،آیه۶۱ |
| ۲. | ↑ آل عمران(سوره۳)،آیه۶۱. |
| ۳. | ↑ . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات ناصرخسرو، ج۲، ص ۷۶۲ تا ۷۶۱. |
| ۴. | ↑ . مکارم شیرازی،ناصر، پیام قرآن، دارالکتب الاسلامیه، ج۹، ص ۲۴۲. |
| ۵. | ↑ ابن منظور، محمد بن مکر، لسان العرب، ج۱۱، ص۷۲. |
| ۶. | ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، ص۹۵، پاورقی به قلم مترجم به نقل از ابن هشام. |
| ۷. | ↑ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۱۶۷. |
| ۸. | ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۵۸۹. |
| ۹. | ↑ . راغب اصفهانی،حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دار العلم الدار الشامیه، ص۷۴۱. |
| ۱۰. | ↑ . قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهائی از قرآن، ج۲، ص ۷۶. |
| ۱۱. | ↑ آل عمران(سوره ۳)،آیه ۵۹. |
| ۱۲. | ↑ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، مؤسسه طبع و نشر، ج۱، ص ۱۵۶-۱۵۵. |
| ۱۳. | ↑ کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی، ص۱۰۳۶. |
| ۱۴. | ↑ کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی، ص۱۰۳۶. |
| ۱۵. | ↑ یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، ج۱، ص۴۵۲. |
| ۱۶. | ↑ احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۴۹۷. |
| ۱۷. | ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۶۴. |
| ۱۸. | ↑ حمیری، ابن هشام، سیره رسول الله، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۸۰. |
| ۱۹. | ↑ واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۳۴۶. |
| ۲۰. | ↑ ابن خلدون، عبدالرحمان، تاریخ ابن خلدون، ص۴۶۱. |
| ۲۱. | ↑ حمیری، ابن هشام، سیره رسول الله ، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۸۲. |
| ۲۲. | ↑ حمیری، ابن هشام، سیره رسول الله، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۸۳. |
| ۲۳. | ↑ سیوطی، جلال الدین، الدر المنشور، ج۲، ص۳۸. |
| ۲۴. | ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۶۱. |
| ۲۵. | ↑ .قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهائی از قرآن،، ج۲،ص۷۶. |
| ۲۶. | ↑ . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات ناصرخسرو، ج۲، ص۷۶۲. |
| ۲۷. | ↑ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، مؤسسه طبع و نشر، ج۱، ص ۱۵۷. |
| ۲۸. | ↑ . محمد بن محمد بن نعمان(شیخ مفید)، الØ¥رشاد فی معرفه حجج الله علÙ‰ العباد، کنگره شیخ مفید، قم، ج۱، ص ۱۶۸. |
| ۲۹. | ↑ المقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۹۵. |
| ۳۰. | ↑ المقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۹۵. |
| ۳۱. | ↑ یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، ص۴۵۱. |
| ۳۲. | ↑ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۱۶۸. |
| ۳۳. | ↑ واقدی، محمدبن سعد، الطبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۱، ص۳۴۶. |
| ۳۴. | ↑ ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، ص۴۶۱. |
| ۳۵. | ↑ حمیری، ابن هشام، سیره رسول الله، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۸۱. |
| ۳۶. | ↑ حمیری، ابن هشام، سیره رسول الله، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۸۱. |
| ۳۷. | ↑ .طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات ناصرخسرو، ج۲، ص۷۶۳ تا ۷۶۲. |
| ۳۸. | ↑ .قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهائی از قرآن، ج۲، ص۷۷. |
| ۳۹. | ↑ کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی، ص۱۰۳۶. |
| ۴۰. | ↑ احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۴۹۷. |
| ۴۱. | ↑ طوسی، محمدحسن، مصباح المجتهد، ص۷۶۴. |
| ۴۲. | ↑ لنکرانی، فاضل، مناسک حج، ص۲۴۲. |
| ۴۳. | ↑ ثمالی، ابوحمزه، تفسیر ابی حمزه ثمالی، ص۱۳۴. |
| ۴۴. | ↑ خرگوشی، واعظ، شرف النبی، ص۱۴۴. |
| ۴۵. | ↑ . میر حامد حسین، عبقات الانوار فÙ‰ امامه الائمه الاطهار، کتابخانه عمومی امام امیر المؤمنین علیه السلام، اصفهان، ج۱۷، ص ۷۴۶. |
| ۴۶. | ↑ . این حیوان از گرانبهاترین سرمایه هاÙ‰ عرب محسوب مÙ‰ شد. |
| ۴۷. | ↑ . مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، دار الفکر، ج۷، ص ۱۲۱ تا ۱۲۰. |
| ۴۸. | ↑ .قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهائی از قرآن،ج۲، ص۷۸. |
منبع : ویکی فقه
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله«مباهله»،تاریخ باربینی۹۵/۱/۱۷. سایت پژوهه، برگرفته از مقاله«مباهله»،تاریخ باربینی۹۵/۱/۱۷.
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.