✍️ نویسنده: 4
شعر فارسی در صد سال گذشته فراز و فرودهای مهمی را پشت سر گذاشت و پس از «افسانه» وارد دنیای جدیدی بی‌قید از قافیه و ردیف‌های دست و پا گیر به حیات خود ادامه داد. تغییر در قالب‌های سنتی و درانداختن طرحی جدیدØŒ کاری که نیما سنگ بنایش را گذاشتØŒ تابویی بود که در جامعه ادبی سنت‌گرای ایران هرچند با دشواریØŒ اما کم‌کم شکست و مقبولیت خود را یافت. کاری که نیما کردØŒ یک ابتدا بود برای شعر فارسی تا پس از آن نیز شعر در مسیر جدیدتری با بی‌وزنی به حیات خود ادامه دهد. شعر سپید و موج نو هرچند همانند شعر نیمایی خیلی مورد پسند گوش‌های عروض‌پسند ایرانی نبودØŒ اما جای خود را در میان شاعران جوان‌تر که می‌خواستند بی‌قید قافیه و وزنØŒ موضوعات امروز را در جامه شعر بیامیزندØŒ مورد استقبال قرار گرفت. رضا براهنی را باید جزØ¡ تØ£ثیرگذارترین افراد در این جریان دانستØŒ اما کار به همین‌جا ختم نشدØŒ رفته‌رفته مفاهیم جدید و به اصطلاح پسامدرن و واژگان امروزی‌تر وارد ساحت شعر شدند. حلقه شاعران کرج شعر پست مدرن را در قالب‌های سپید دنبال می‌کرد و در حاشیه این حلقهØŒ گروهی دیگر سعی داشتند تا این قالب فکری را در قالب‌های سنتی شعر درآمیزند و نتیجه تولد شیوه جدید- به زعم خود پدیدآورندگان- با عنوان غزل پست‌مدرن بود. غزل پست مدرن بیش از آنکه غزل باشدØŒ شعری است با واژگانی مستحل فرهنگ که داعیه پسامدرن‌گرایی دارد. هر چند هنرمند پست‌مدرن به دنبال دنیای جدیدی استØŒ اما شاعران این حوزه دنیای جدید را در قالب گذشته یافتند و با طرح پاره‌ای از مؤلفه‌ها سعی در طرح قالبی نو داشتندØ› مؤلفه‌هایی که تقلید و گاه دام تکرارØŒ شاعرانش را به نفس‌نفس زدن انداخت. دهه هفتادØŒ سالروز تولد این نوع شعر بود. در بیانیه‌ای که در حقیقت مانیفیست این جریان بودØŒ بر مؤلفه‌هایی به عنوان شاخصه‌های اصلی غزل‌ پست مدرن تØ£کید شد: شکستن روایتØŒ استفاده از شگردهای جدید و تمرکز بر انتخاب کلمات مناسبØŒ استفاده نکردن از واژگان مترادفØŒ استفاده از هجاهای بلندØŒ تصرف در زبان و ... که در نهایت باید به این بینجامد که «مخاطب خود قسمتی از متن شود»، اما آیا آنچه غزل پست مدرن معرفی می‌کندØŒ واقعاÙ‹ به عنوان قالب و طریقه‌ای جدید در ادبیات منظوم امروز فارسی‌استØŸ آیا تمام تلاش‌ها و نظریه‌پردازی‌های انجام شده توانسته شعر این حوزه را به سبک جدید رهنمون کند و غزل را از حالتی سنتی که به آن خو کرده بودØŒ خارج و در پیله‌ای جدید بتندØŸ نه نگارنده این یادداشت که منتقدان و اهل فن در شعر بر این اعتقادند که هرچند غزل پست مدرن کار خود را تا حدودی خوب آغاز کردØŒ اما واقعیت آن است که توجه به فرم شعر متولد شده دهه هفتاد را در Û²Û° سالگی‌اش به هن‌هن کردن انداخته است. مهمترین ایرادی که منتقدان بر این شیوه گرفته‌اندØŒ تعریف نادرست «پست مدرن» و قوانین آن در شعر امروز است. این تعریف نادرستØŒ تبعاتی را نیز به همراه داشته است. تا پیش از این شعر معجونی از عاطفه و اندیشه بود که گاه با قوت گرفتن یکیØŒ دیگری کمتر جلوه می‌کرد. و غزل که از همان ابتدا- چنان که در تعریفش یاد شده- عمدتاÙ‹ برای بیان احساسات درونی کاربرد داشته و کمتر وارد ساحت اندیشه می‌شده استØŒ اما در غزل پست مدرن نه خبری از عاطفه بود و نه از اندیشه‌ای هر چند مدرن و پسامدرن می‌توان رد پایی یافت. شعر متولد شده توسط برخی از افراد منتسب به این جریانØŒ این روزها رنگی عجیب و زشت گرفته است. این شعر برزخی است میان فرم و محتوا که سعی دارد از هر راهی مانند شکستن کلماتØŒ وارد دنیایی اروتیک شودØ› دنیایی کوچک و مبتذل از جهان وسیع پسامدرن. بنا بر گواهی متنی که از این دسته از شاعران پیش روستØŒ شاعران این حوزه بیش از آنکه بر ارائه خلاقانه از قالبی سنتی توفیق داشته باشندØŒ بر فرم تØ£کید دارندØ› به طوری که انگ فرم‌زدگی بر بیشتر آنها صادق است. گذشته از اینØŒ توجه به فرمØŒ منجر به معناگریزی در شعر شده استØ› به طوری که پس از دو دهه می‌توان بن‌بست مضمون را در سروده‌های این دسته از شاعران احساس کرد. در واقع توجه به زبان در این دسته از اشعارØŒ با یک راهبرد مدون جلو نرفته است به طوری که در این سال‌ها به شکل‌های مختلف زبانی برمی‌خوریم. گویا گاه شاعران این حوزه تنها هنر را در به رشته کشاندن چند واژه بدون درک از رسالت یک اثر هنری تعریف کرده‌اند. اما آیا با وجود تغییرات ایجاد شده در غزل که شاید محبوب‌ترین قالب ایرانی‌هاستØŒ این رویه توانسته در میان عامه مردم و اهل شعر جایی بیابدØŸ به صراحت می‌توان گفت که پاسخ منفی است. مخاطب عام شعر از شعر انتظار القای حس خوب و حال خوب داردØŒ غزل پست مدرن در این سال‌ها باز هم به بهانه وارد شدن در فضای پسامدرنØŒ واژگان برهنه‌ای را در ابیاتش به کار برد که هر کدام از آنها سیلی محکمی بر آداب اجتماعی و سنت‌ها و باورهای مذهبی مردم ایران بود. امری که تا پیش از این در شعر دیده نشده بود. شاعران این حوزه که خود را پدر و مادر غزل پست مدرن معرفی کرده‌اندØŒ با این اقدام شروع به شکستن تابوها و هتک حرمت‌ها کردندØ› مقایسه این حرکت با تابویی که نیما آن را شکستØŒ می‌تواند روشن‌کننده این موضوع باشد که تا چه اندازه غزل معرفی شده قابلیت تبدیل شدن به یک سبک ادبی جدید را دارد. «ناامیدی» به هر بهانه‌ای پر بسامدترین مضمونی است که در سروده‌های شاعران این حوزه می‌توان دید. دنیای سیاهی که شاعرانش آن را ترویج می‌کنندØŒ مخاطب را به یاد داستان‌های پاورقی پیش از انقلاب و ماتریالیست‌ها می‌اندازند. ساده‌انگاری در نگاه به اطراف و پس از آن تکرار این مضمون در میان سروده‌‌های ارائه شده این نوع غزل را به ساحت تکرار و سیاهی کشانده که جز خمیازه‌های کشدارØŒ ثمره دیگری برای مخاطب ندارد. هذیان‌گویی‌ها و روان‌پریشی کلمات و در نهایت کپی‌برداری شاعران از روی دست همØŒ غزل پست مدرن را به سروده‌ای با پایه‌های سست مبدل کرد که اعتقادات و باورهای مردمی را نشانه گرفته است. تهی شدن سروده‌ها از اندیشه و محتواØŒ استفاده از واژگان مبهمØŒ سعی در القای احساسات اروتیکی و به سخره گرفتن هر آنچه برای شاعرش مقدس استØŒ در نهایت منجر شد تا سروده‌های پایه‌گذارانش از دهان شاهین نجفیØŒ بدنام و مطرود جامعه ایرانی شنیده شود. شعری که متولد شده بود تا مخاطب را همراه با خود کند و تØ£کید بر همذات‌پنداری مخاطب داشتØŒ مخاطب که نه شاعرانش را هم ناکام در میان برهوتی از واژگان دور از شØ£ن شعر پاکیزه فارسی و استحاله اندیشه رها کرد تا «برادرش» آن را بخواند. حلقه ایجاد شده میان سرآمدان این جریان شعری با نجفی بارها در میان رسانه‌ها بازتاب یافت. هرچند پدر این جریان خود چنین حرکتی را در ابتدا انکار کردØŒ اما بعدها بارها و بارها تصاویرش با نجفی در خفا و آشکار منتشر شد. بعدهاØŒ وقتی کمی جرØ£ت همراهی با نجفی قبحش را برای شاعرانش ریختØŒ این موضوع بارها از سوی خود آنان تØ£کید شدØŒ این‌بار دیگر نجفی «برادر» و «دوست عزیز» خوانده شد. اگر چه قضاوت در این امرØŒ مشخص و واضح و حتی اخلاقی نیستØ› اما وقاحت و واقعی بودن عمده اشعار سروده شده این چند نفرØŒ محتمل‌ترین حدسی که به ذهن می‌آورد این است که بخش اساسی این اشعارØŒ شرح احوال و روابط غیرانسانی ایشان با یکدیگر است و بخش زیادی نشان از عقده‌ها و روابط ناسالم و خیانتی است که سراینده‌های آن در قبال خود و اطرافیانشان روا داشتند. احوالاتی که عموماÙ‹ قدم فراتر از نگاه ابزاری و بدنی به ساحت انسان ندارد و همه فهم و تراز آن در پست‌ترین و تهوع‌آورترین حالات یک موجود خلاصه شده است. چه بسا بخش اعظمی از این مسائل دقیقاÙ‹ به دلیل فرورفتگی ایشان در زیست جنسی‌شان باشد. هرچند در یکی دو سال گذشته شعر دهه هفتاد دوباره از خاکستری سربرآورده و انتظار دارد تا با موج‌های سیاسی‌ای که ایجاد می‌کندØŒ مخاطبان به اصطلاح روشنفکر را به سمت خود جلب کندØŒ اما در واقع آنچه این سال‌ها پشت و پناه این شعرها بودهØŒ نه روشنفکران که عوامی بوده‌اند که ژست روشنفکری گرفته و با ارتزاق پروپاگاندای تعدادی از رسانه‌ها در حبابی موقت شهره گشته‌اند. فهم قلیل ایشان پست مدرنیته را تنها در دنیای خالی از احساس و اندیشه یافته است. جریانی که سعی می‌کرد خود را به غزلیات شمس و خواجه شیراز بچسباند و بگوید که ما «مخترع» آن نبوده‌ایم و تنها «کاشف» آن هستیمØŒ هم آبروی غزل را بردØŒ هم حرمت اندیشه و امروز به ابتذال اجتماعی و فردی هم رسیده است. منبع : تسنیم