✍️ نویسنده: 3
حکایت کریمخان و کبوتر و باز شکاری
گفت: آمریکاییها در مقابل اینهمه زورگویی و باجخواهی نظیر بازرسی از مراکز نظامی ایران و بازجویی از دانشمندان و... چه امتیازی خواهند داد؟! گفتم: امنیت کشورمان را میگیرند و هر روز باید شاهد چند عملیات تروریستی باشیم، اقتصادمان را نابود میکنند و... گفت: مرد حسابی! سؤالم این است که در مقابل اینهمه امتیازی که میخواهند قرار است چه امتیازی بدهند! گفتم: بعد از همه این امتیازات، در نهایت قول دادهاند که ۱۳ درصد از تحریمها را بردارند! گفت: ولی برای رفع همین ۱۳ درصد تحریمها، باید چند برابر آن را هزینه کنیم. گفتم: چه عرض کنم؟! برای کریمخانزند یک باز شکاری آوردند. پرسیدØ› هنرش چیست؟ گفتند روزی دو کبوتر میگیرد. پرسیدØ› هزینهاش چقدر است؟ گفتند؛ روزی ۲ تا کبوتر میخورد... کریمخان گفتØ› خب! ولش کنید برود، خودش بگیرد و خودش بخورد، چرا هزینه نگهداریش را ما بپردازیم؟!
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.