✍️ نویسنده: 4
متن شعر افشین علا به‌شرح ذیل است: غذای نذری و شربتØŸ چه گفت مردک پستØŸ گدای اجنبی افسار خود چگونه گسستØŸ زبان الکن این لاتØŒ از چه لال نشدØŸ میان دست‌ پلیدش قلم چرا نشکستØŸ دهن‌کجی به شهیدان و ادعای شعورØŸ مجیزگویی خصم و به خلقØŒ ضربت شستØŸ کسی که نان سگان می‌خورد چه می‌فهمدØŸ غذا و شربت نذری نشانÛ€ شرف است حرام‌خوار چه داند که شد به کام شهید نه نان و شربت نذریØŒ که می ز جام الست به خویش غره نگردد! خطاب من نه به اوست که شØ£ن شاعر دل‌خون کجا و جاهل مستØŸ دلم پر است نه از او که نیست جز مگسی دلم پر است ز مصدرنشین سفله‌پرست دلم پر است از آنان که اسوه می‌سازند به‌دست خویش برای جوان ز مردم پست ز صاحبان مناصب که از خصومت‌شان هر آن که ناصح و دلسوز بود و نخبهØŒ نرست هر آن که گیشه پسندیدØŒ نورچشمی شد هر آن که شوت بلد بود و گلØŒ به صدر نشست گناه را ز سلبریتیان مبین که نظام خودش به تازه‌به‌دوران‌رسیدگان دل بست برای مردم دانا رسانه هستØŸ که نیست سخن‌شناس و هنرور به خانه نیستØŸ که هست ز مدح و نوحهØŒ جوانان چقدر گریه کنندØŸ ز نطق‌های شعاری چه آورند به دستØŸ خطای شیوه‌ تبلیغ و حکمرانی ماست گدای غربØŒ اگر حرمت شهید شکست...   تسنیم