✍️ نویسنده: 4
 نقد فا  : کلیشه تکراری
حسام الدین ابوالحسنی
گره داستان تقلیدی مشابه از فیلم «بدون تاریحØŒ بدون امضاء» استØ› قطعی نبودن اتفاقی که منجر به مرگ می‌شود. یک بار دیگر قصاص و قصه تکراری آن در سینما. یک قاتل از یک خانواده مرفه و پولدارØŒ یک مقتول از خانواده بدبخت جنوب‌شهریØŒ چند آدم بافرهنگ که دنبال رهایی شخصیت اصلی فیلم از اعدام‌اندØŒ پسر و دختر مقتول که اکوان دیو‌اند و همسری که سوی دیگری است.
در اینگونه فیلم‌ها کافی است شما چند صحنه از استرس قاتلØŒ زمین خوردنØŒ عدم توانایی در راه رفتنØŒ هذیان‌گویی و در مقابل چند صحنه از وحشی‌گریØŒ خون‌خواهی و خوی انتقام‌گیری در خانواده مقتول را دراماتیزه کنید. این را می‌شود هزار بار ساخت و سخت نیست! در جمشیدیه همه چیز نسبی است. قاتل بودنØŒ عمدی بودن قتلØŒ قانونØŒ جرمØŒ آدم بودن و هر چیز دیگری می‌تواند نسبی باشد. دلیل کشته شدن مقتول قطعی نیستØŒ دلیل کشتن قاتل مشخص نیستØŒ قانون می‌رسدØŒ اما تاوانش را آدم‌ها پس می‌دهند. قاتل‌ها اکثرا مجرم نیستند و تنها شدت عملشان با هم تفاوت دارد. قاتل حتی می‌تواند زنی باشد که به همسرش می‌گوید کسی را در خیابان نزن!سینما نسبیت‌انگار می‌شودØŒ چون نمی‌خواهد قاطعانه حرف بزندØŒ نمی‌خواهد راه بگشایدØŒ ‌نمی‌خواهد به تعبیر امروز قضاوت شودØŒ ولی درباره همه چیز قضاوت می‌کند!
سینماØŒ سینما استØŒ نه چیزی جز آن. اگر قصد دارید سخنرانی کنیدØŒ لطفا با موبایلتان یک فیلم کوتاه بگیریدØŒ سخنرانی کنید و بیانیه بدهید. چطور می‌شود که سخن گفتن از آرمان در فیلم‌های سینمایی می‌شود «شعار»، اما سخنرانی پشت تریبون دادگاه قوه‌قضائیه را فیلم می‌گویند. اگر خواستید بیانیه بدهیدØŒ صحن علنی دادگاهی که قرار است حکم اعدام یا آزادی کسی را بدهدØŒ به سخنرانی فمینیستی افراطی تبدیل نکنید.
رجانیوز