✍️ نویسنده: islammovieb
🏷️ دسته: 66
📊 بازدید: 2,190

حضرت آیت‌الله جوادی آملی گفت: برخی تا مختصری در رفاه هستندØŒ شاکر هستندØŒ اما مختصری در سختی می‌روندØŒ بدگو می‌شوندØŒ گاه باد سرد و مسموم می‌آید شکوفه‌ها را از میان می‌بردØŒ همین گروه وقتی ببیند این محصولشان زرد شدØŒ فورا کفران می‌ورزندØŒ مشکل اساسی آنان معرفت‌شناسی است.

مشروح در ادامه ...

حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملیØŒ پیش از ظهر امروز در مسجد اعظم به ادامه تفسیر سوره مبارکه روم پراخت و گفت: یکی از دلایلی که همه معاد را می‌فهمند این است که خداوند در بهار مردگان را زنده می‌کندØŒ این مسØ£له یا بر اساس تحلیل عقلیØŒ‌ یا تمثیل منطقی است یا مثال فهمیده می‌شودØŒ اگر درخت در اثر تغذیه خاک‌های مرده را به حیات گیاهی زنده می‌کند و اگر حیوان در اثر تغذیه همین مواد مرده را به حیات حیوانی زنده می‌کندØŒ انسان هم همین مواد مرده مانند نان و گوشت را تبدیل به انسان و حیات انسانی می‌کنندØŒ البته خداوند در تمام این کارها فاعلیتØŒ تدبیر و مدیریتش را بر عهده داردØŒ خدای سبحان زمین مرده را به وسیله باران زنده می‌کندØŒ خداوند این زمین را با شمس نورانی می‌کندØŒ «یا جابر العظم الکسیر» لقب خدا استØŒ همان خدا است که بین دو استخوان شکسته را جوش می‌دهدØŒ خدا می‌داند کدام قسمت بدن چه مقدار غذا می‌خواهدØŒ از این نظر «اذا رØ£یتم الربیع فاکثروا ذکر النشور» از سنخ استدلال برهانی می‌شودØŒ اگر کسی این قدرت را نداشت در حد تمثیل و مثال باقی می‌ماند.


امور ملکوتی نیاز به ابزار درک ملکوت دارد


وی با اشاره به آیه « وَإِن کÙŽانُوا مِن قÙŽبÙ’لِ Ø£ÙŽن یُنÙŽزÙ‘ÙŽلÙŽ عÙŽلÙŽیÙ’هِم مِّن قÙŽبÙ’لِهِ لÙŽمُبÙ’لِسِینÙŽ» افزود: خدا فرمود بسیاری از افراد تحول‌پذیر و تغییرپذیر هستندØŒ تنها در مسائل سیاسی و اجتماعی نیستØŒ بلکه در مسائل اعتقادی نیز هستØŒ یک عده تا مختصر وضعشان خوب شودØŒ خوشحال و راضی می‌شوندØŒ یک مقدار خدا آن‌ها را سختی دهدØŒ ناامید می‌شوندØŒ برخی تا مختصری در رفاه هستندØŒ شاکر هستندØŒ اما مختصری در سختی می‌روندØŒ بدگو می‌شوندØŒ گاه باد سرد و مسموم می‌آید شکوفه‌ها را از میان می‌بردØŒ همین گروه وقتی ببیند این محصولشان زرد شدØŒ فورا کفران می‌ورزندØŒ مشکل اساسی آنان معرفت‌شناسی استØŒ انسان اگر بخواهد عالمØŒ پژوهش‌گر و محقق شود باید ابزار آن را پیدا کندØŒ برخی تنها از ابزار حس و تجربه استفاده می‌کنندØŒ اینان گرفتار معرفت‌شناسی منحصر به حس و تجربه هستندØŒ امور تجریدی و ملکوتیØŒ امور ماورای طبیعی و غیبی را درک نمی‌کنندØŒ آن‌که این امور را درک می‌کندØŒ چشم و گوش ملکوتی است.


مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «فَإِنÙ‘ÙŽکÙŽ لÙŽا تُسÙ’مِعُ الÙ’مÙŽوÙ’تَىٰ وÙŽلÙŽا تُسÙ’مِعُ الصُّمÙ‘ÙŽ الدُّعÙŽاءَ إِذÙŽا وÙŽلÙ‘ÙŽوÙ’ا مُدÙ’بِرِینÙŽ»بیان داشت: اینان دو مشکل دارندØŒ یکی این‌که کور هستند و نور را نمی‌بینندØŒ دیگر این‌که کر هستندØŒ در صدا و سیما برای ناشنوایان برنامه دارندØŒ اما اگر آن کر پشت کند به گزارشگر دیگر چیزی متوجه نمی‌شودØŒ مهم‌ترین کار انبیا این است که چشم و گوش درون را باز کردندØŒ گوش و چشم بعضی‌ها بسته استØŒ وقتی گوش شنوا شد و چشم بینا شدØŒ معارف شنیدنی و دیدنی را به آنان نشان می‌دهندØŒ بسیاری از ملحدان و کمونیست‌ها کم‌ترین سطح معرفت‌شناسی را دارندØŒ اگر معلوم محسوس بود راه شناخت آن حس و تجربه حسی استØŒ اگر مجرد بودØŒ راه شناخت آن تجرید استØŒ اگر فوق آنان بود دیگر مفهوم به آن دسترسی نداردØŒ حصر موجود در طبیعت به ماده مستلزم حصر معرفت‌شناسی در حس و تجربه استØŒ قرآن کریم علم را درجه‌بندی کرده و هم حس و تجربه را امضا و اعلام کرده استØŒ اگر کسی در همین حد زندگی کند زمینی استØŒ اما اگر از این حد بالا بیاید معلوم می‌شود که درصدد تحول استØŒ فرمود آن‌که می‌فهمد غیبی است حرف تو را گوش می‌دهدØŒ اما آنان‌که چشم و گوششان بسته است چگونه می‌توانند گوش دهندØŒ دل چشم داردØŒ دل گوش داردØŒ اما اینان «صُمÙ‘ÙŒ بُکÙ’مÙŒ عُمÙ’یÙŒ فÙŽهُمÙ’ لÙŽا یÙŽرÙ’جِعُونÙŽ».


دانستنی که عمل در آن نباشد از یاد انسان می‌رود


وی با قرائت آیه «اللÙ‘ÙŽÙ€هُ الÙ‘ÙŽذِی خÙŽلÙŽقÙŽکُم مِّن ضÙŽعÙ’فٍ ثُمÙ‘ÙŽ جÙŽعÙŽلÙŽ مِن بÙŽعÙ’دِ ضÙŽعÙ’فٍ قُوَّةً ثُمÙ‘ÙŽ جÙŽعÙŽلÙŽ مِن بÙŽعÙ’دِ قُوَّةٍ ضÙŽعÙ’فÙ‹ا وÙŽشÙŽیÙ’بَةً یÙŽخÙ’لُقُ مÙŽا یÙŽشÙŽاءُ وÙŽهُوÙŽ الÙ’عÙŽلِیمُ الÙ’قÙŽدِیرُ» بیان داشت: انسان ابتدا در ضعف قرار داردØŒ وقتی به جوانی رسید قوی می‌شودØŒ بعد از این‌ قوت ضعیف می‌شودØŒ «وÙŽمÙŽن نُّعÙŽمِّرÙ’هُ نُنÙŽکِّسÙ’هُ فِی الÙ’خÙŽلÙ’قِ Ø£ÙŽفÙŽلÙŽا یÙŽعÙ’قِلُونÙŽ»ØŒ خود انسان نیز از صدر تا ساقه و از ساقه تا صدر موجود ضعیفی است: « یُرِیدُ اللÙ‘ÙŽÙ€هُ Ø£ÙŽن یُخÙŽفِّفÙŽ عÙŽنکُمÙ’ وÙŽخُلِقÙŽ الْإِنسÙŽانُ ضÙŽعِیفÙ‹ا»ØŒ انسان با اندک آسیبی از پا درمی‌آیدØŒ با اندک میکروب ناشناخته از پا در می‌آیدØŒ انسانی که وضعش این است با چه می‌تواند مغرور شودØŒ انسان از خودش هیچی نداردØŒ هر چه او بخواهد انجام می‌دهدØŒ تدبیر و ربوبیت او به قسمی از اقسام خالقیت بازمی‌گرددØŒ او علیم و مطلق است و می‌داند چه کندØŒ اما برخی از انسان‌ها همچنان در حیطه معرفت حسی و تجربی هستندØŒ آنان حتی مرگ خود را نمی‌فهمندØŒ آنان حشر خود را در قیامت نمی‌فهمندØŒ اگر از آنان بپرسی که چقدر گذشت برزخ می‌گویند نیم ساعت یا یک ساعت خواب بودیمØŒ اما به تدریج می‌فهمند و می‌گویند «رÙŽبÙ‘ÙŽنÙŽا Ø£ÙŽبÙ’صÙŽرÙ’نÙŽا وÙŽسÙŽمِعÙ’نÙŽا فÙŽارÙ’جِعÙ’نÙŽا نÙŽعÙ’مÙŽلÙ’ صÙŽالِحÙ‹ا إِنÙ‘ÙŽا مُوقِنُونÙŽ»ØŒ اینان در دنیا گونه‌ای بودند که کسی از خدا آنان را باز می‌داشتØŒ تا کم کم عادات سوØ¡ دنیایی از آنان رخت برمی‌بنددد و جهنم را می‌بینندØŒ«Ø¥ÙذÙŽا رÙŽØ£ÙŽتÙ’هُم مِّن مÙ‘ÙŽکÙŽانٍ بÙŽعِیدٍ سÙŽمِعُوا لÙŽهÙŽا تÙŽغÙŽیُّظÙ‹ا وÙŽ زÙŽفِیرÙ‹ا» البته بهشت را نمی‌بینندØŒ بهشتیان نیز کمترین صدای جهنم را نمی‌شنوندØŒ جهنم آخرت اهل درک استØŒ همین که کافر را از دور می‌بیند به او حمله می‌کند.


حضرت آیت‌الله جوادی آملی اظهار داشت: نار آخرت نار با ادراکی استØŒ همین زفیر و شهیق جهنم اصلا به گوش بهشتیان نمی‌رسدØŒ همان گونه که در دنیا این مناظر باطل و صداهای حرام را نشنیدندØŒ در آخرت نیز آن را نمی‌بینندØŒ «لÙŽا یÙŽسÙ’مÙŽعُونÙŽ حÙŽسِیسÙŽهÙŽا وÙŽهُمÙ’ فِی مÙŽا اشÙ’تÙŽهÙŽتÙ’ Ø£ÙŽنفُسُهُمÙ’ خÙŽالِدُونÙŽ»ØŒ وقتی قیامت شد آنان می‌گویند «مÙŽا لÙŽبِثُوا غÙŽیÙ’رÙŽ سÙŽاعَةٍ کÙŽذÙŽÙ°لِکÙŽ کÙŽانُوا یُؤْفÙŽکُونÙŽ» اما آنان که علم و ایمان داده شدند می‌گویند بر طبق قضا و قدر ثبت شده در کتاب خدا تا روز قیامت درنگ کرده‌ایدØŒ و این روز قیامت درنگ کرده‌اید و این روز قیامت استØŒ دانستنی که عمل در آن نباشد از یاد انسان می‌رودØŒ از انسان سؤال می‌کنند پیامبرت کیست او نمی‌داندØŒ اما در روایات است که بعد از اعقابی از عذاب انسان یادش نمی‌آیدØŒ اگر وضع آخرت مثل دنیا بود انسان می‌توانست دروغ بگویدØŒ اما انسان در آن‌جا برابر عقیده‌ حقیقی‌اش عمل می‌شودØŒ مرگ مانند سرطان نیست که انسان در برابر آن مقاومت کندØŒ تمام اعضای بدن را بی‌روح می‌کندØŒ دندان و گوشت کسی چون زنده است اگر بخواهند بکنندØŒ درد می‌آیدØŒ آن زمان مرگ چیز عادی نیستØŒ اما مرگ برای برخی سخت استØŒ یک کسی از ناخن تا موی سر او را می‌میرانند و سختی می‌کشدØŒ این خطر برای همه ما هستØŒ این خطر برای مؤمن روح و ریحان استØŒ مرحوم کافی این روایت را نقل می‌کند که هیچ لذتی برای مؤمن در تمام عمر به اندازه لذت مرگ نیست.

جهان