✍️ نویسنده: 9
💬 تعداد کامنت‌ها: 1

نودیها:یک مفسر قرآن کریم گفت: به چه پدر و مادری احسان کنیمØŸ قرآن توجهی ندارد که پدر و مادر اهل کجاست و چه می کندØŒ دین دارد یا نداردØŒ شیعهØŒ سنÙ‘یØŒ یهودیØŒ مشرکØŒ کافر یا مخالف با پروردگار است بلکه بر فرزندان واجب است نسبت به تمام پدر و مادرها با هر دین و اعتقادی که دارندØŒ احسان کنند.

 

 حجت‌الاسلام استاد حسین انصاریانØŒ محققØŒ مفسر و پژوهشگر قرآنی در ادامه مجالس سخنرانی‌های خودØŒ در دهه سوم ماه صفر به سخنرانی در حسینیه بنی‌الزهرا(س) تهران پرداخته است. بخشی از مهمترین سخنان این استاد فرزانه را در ادامه می‌خوانیمØ›

به‌طور یقین بخش عمده‌ای از آیات کتاب خدا را جز با کمک پیغمبر و ائمه طاهرین نمی‌فهمیمØ› این حقیقت را صاحب قرآن در آیات متعددی متذکر شده و فرموده «یُعÙŽلِّمُهُمُ الÙ’کِتابَ وَ الÙ’حِکÙ’مÙŽهَ»، شما به معلمِ قرآن نیاز دارید.

فهم قرآن توسط هر شخصی ناممکن استØ› قرآن مجید جلوه علم بی‌نهایت حقØŒ جلوه رحمت حقØŒ جلوه احسان حق است و کتاب آسانی نیست که هرکسی در حوزه‌ها و در دانشگاه‌ها به مقامات عالی علمی برسدØŒ بتواند بفهمدØ› وقتی قرآن مجید می‌فرماید: «یُعÙŽلِّمُهُمُ الÙ’کِتابَ»، بدین معناست که کل شما به معلم نیازمند هستید.

معلم انسان‌ها برای فهم قرآن کیستØŸ

آیه پانزدهم سوره مبارکه احقاف نزدیک به دوازده حقیقت را بیان کرده استØŒ به قول ما طلبه‌ها ضمائر آیات این آیه شریفه مفرد است و نشان می‌دهد که سخن وجود مقدس پروردگار درباره یک فرد استØ› البته آیه بعد -یعنی آیه شانزدهم- سایه‌ مطلب را روی جمع می‌برد و علت هم داردØŒ علت آن این است که در آیه دوم -یعنی شانزدهم که به آیه اول اتصال دارد- آن شخص آیه اولØŒ در این یک کلمه داخل نیستØŒ ولی بقیه هستندØ› ما آیه را می‌خوانیمØŒ معنی می‌کنیمØŒ معنی آن راه هم می‌فهمیمØŒ اما آنچه که برای ما در آیه پانزدهم صد درصد مجهول استØŒ این است که این آیه درباره چه‌کسی حرف می‌زندØŸ

آن شخص در علم خدا بوده و خداوند آیه را برای او نازل کردهØŒ پیغمبر و ائمه این شخص را به ما معرفی می‌کنندØ› اگر ما به‌دنبال پیغمبر و ائمه نرویمØŒ آن شخصی که محور آیه استØŒ اصلاÙ‹ شناخته‌ نخواهد شدØ› یعنی تا قیامت هم معطل شویمØŒ نمی‌فهمیم این شخص کیست که این‌قدر پروردگار روی آن سرمایه‌گذاری کرده است. این آیه پانزدهم در آیات قرآن نمونه ندارد و همین یک آیه است و معلوم می‌شود شخصی که محور این آیه شریفه استØŒ شخص خاصی است که این‌قدر پروردگار مهربان عالم برای او مایه گذاشته است.

آیه با این جمله شروع می‌شود: «وَ وÙŽصÙŽÙ‘یÙ’نÙŽا الْإِنÙ’سانَ بِوالِدÙŽیÙ’هِ إِحÙ’ساناً»، این انسان در این آیه همان یک‌نفر است و مراد همه انسان‌ها نیستندØ› سفارش پروردگار به احسان پدر و مادر در سوره اسراØ¡ و لقمان به همه انسان‌هاستØŒ ولی در این آیه شریفه سفارش به یک‌نفر است و آن یک‌نفر هم در احسان به پدر و مادر معجزه کردهØ› اما این انسان نه به ‌معنای همه انسان‌هاستØŒ چون تمام ضمائر آیه به این انسان مفرد برمی‌گرددØ› اما در سوره اسراØ¡ می‌بینیم که می‌فرماید: «وÙŽ قÙŽضیÙ° رÙŽبُّک Ø£ÙŽلاّٰ تÙŽعÙ’بُدُوا إِلاّٰ إِیÙ°اهُ وÙŽ بِالÙ’وÙ°الِدÙŽینِ إِحÙ’سÙ°اناً»﴿الØ¥سراء، ۲۳﴾، بر همه شما واجب استØŒ خدا را بپرستید و بر همه واجب است که به پدر و مادر احسان کنید.

این عام است و خیلی هم عجیب است که پدر و مادر را در آیه اسراØ¡ و لقمان در کنار خودش گذاشتهØŒ ولی در اینجا اصلاÙ‹ از خودش صحبتی نمی‌کندØ› در سوره لقمان هم همین‌طور است که پروردگار عالم می‌فرماید: «بالوالدین احسانا»، به پدر و مادر نیکی کنیدØŒ «وÙŽ إِنÙ’ جÙ°اهÙŽدÙ°اک عÙŽلیÙ° Ø£ÙŽنÙ’ تُشÙ’رِک بِی مÙ°ا لÙŽیسÙŽ لÙŽک بِهِ عِلÙ’مÙŒ فÙŽلاÙ° تُطِعÙ’هُمÙ°ا»﴿لقمانØŒ ۱۵﴾، یعنی هم در لقمان و هم در اسراØ¡ روی کلام با همه انسان‌هاستØ› ولی در آیه پانزدهم سوره احقاف سخن از یک‌نفر است که می‌گوید انسانØŒ ولی ما نمی‌دانیم این انسان کیستØŸ!

انسان در این آیه یک‌نفر استØŒ ولی براساس آیات سوره آل‌عمرانØŒ این یک‌نفر برابر همه انسان‌های عالم استØ› یعنی تمام ارزش‌هایی که در عقل و در اخلاق و در ایمان و در رفتار بین میلیاردها انسان تقسیم استØŒ در این یک‌نفر جمع استØ› یعنی آن یک‌نفر همه استØŒ ولی همه آن یک‌نفر نیستندØŒ یعنی هیچ‌کس در عالم نیست که او باشدØŒ ولی او به‌تنهایی همه است.

کسی که آیه درباره او نازل شدهØŒ عظیم‌ترین انسان در ملک و ملکوت است و خدا اسم خودش را کنارش نگذاشته است. اینکه من می‌گویمØŒ شاید یک تعبیر عرفانی باشد و آنØŒ این است که دیده این یک‌نفر در صفات و اوصاف و در کمالات جلوه‌گاه تام خودش استØŒ نیازی نداشته که اسم خودش را ببرد و تنها او را گفته مثل اینکه همه ارزش‌های خودش را گفته است.

خداوند می‌فرماید: «حÙŽمÙŽلÙŽتÙ’هُ أُمُّهُ کرÙ’هاً»، ای بندگان من! این انسانی که در این آیه از او می‌گویمØŒ وقتی مادرش به او حامله شدØŒ از روز اول حاملگی تا روز ولادتش در مشقÙ‘ت و سختی غرق بود و رنج داشتØŒ «وÙŽ وÙŽضÙŽعÙŽتÙ’هُ کرÙ’هاً»، زاییده‌شدنش هم برای مادرش خیلی سخت و پرمشقÙ‘ت بود. (نمی‌دانم که این مشقÙ‘ت در ایام حاملگیØŒ بدنی است یا روحی استØŸ) «وÙŽ حÙŽمÙ’لُهُ وÙŽ فِصÙ°الُهُ ثÙŽلاÙ°ثُونÙŽ شÙŽهÙ’راً»، برای این انسان Û²Û´ماه کامل شیرخوردن قرار دادم و حداقل حامله‌بودن مادرش را شش‌ماه قرار دادمØŒ «حÙŽتّٰی إِذÙ°ا بÙŽلÙŽغÙŽ Ø£ÙŽشُدÙ‘ÙŽهُ»، تا این بچه به نوجوانی رسیدØŒ «بلغ اشده»، از نظر بدنیØŒ از نظر عقلی و از نظر روحی در همان ایام بچگی کامل شدØŒ «وÙŽ بÙŽلÙŽغÙŽ Ø£ÙŽرÙ’بÙŽعِینÙŽ سÙŽنÙŽهً» و این بچه سیر الهیØŒ ملکوتیØŒ عقلی و فکری را تا چهل‌سالگی آمدØŒ در چهل‌سالگی این انسان در نهایت کمال بود.

انسانی که جامع تمام ارزش‌ها و فاقد همه نواقص بود

این انسان جامع تمام ارزش‌ها و فاقد همه نواقص شدØ› یعنی جهانیان نمی‌توانند در این انسان یک عیب و نقص پیدا کنند و هرچه در کتاب وجود اوستØŒ کمال محض است.

این انسان پس از چهل سالØŒ از خداوند چند درخواست داشته است: «ربّ»، ای مالک من! اولاÙ‹ یقین به اینکه من مملوک هستم و او مالک استØŒ کل ایمان استØ› خیلی‌ها خودشان را مملوک نمی‌دانندØŒ ولی این انسان خداوند را در زندگی خود مالک همه چیز می داند لذا می گویدØŒ مالک من! من حلقهÙ” بندگی تو به گوش جانم استØ› مالک من! من اصلاÙ‹ احساس ملکیتی بر خودم ندارمØ› «انت المالک و انا المملوکØŒ انت الحی و انا المیت»؛ ای مالک من! درخواست من از تو این است: «أَوÙ’زِعÙ’نِی Ø£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽشÙ’کرÙŽ نِعÙ’مÙŽتÙŽک اÙŽلÙ‘ÙŽتِی Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙ’تÙŽ عÙŽلÙŽی وÙŽ عÙŽلیÙ° وÙ°الِدÙŽی»﴿النملØŒ ۱۹﴾، من را راهنمایی کن و نشانم بده برای اینکه من شکر تمام نعمت‌هایی را که به من و به پدر و مادرم داده‌ایØŒ به‌جا بیاورم. سه شکر کنم: یکی برای نعمت‌هایی که به خودم داده‌ایØŒ نعمت‌هایی که به پدرم داده‌ای و یکی هم نعمت‌هایی که به مادرم داده‌ایØ› به‌جای آن دونفر هم من شکر کنم. ما چنین کاری تاکنون برای پدر و مادرهایمان کرده‌ایمØŸ

درخواست‌ها و اقرار در برابر خداوند

شکر در قرآن به‌ معنای هزینه‌کردن خود و مال خود در راه پروردگار است یعنی آنچه که از مادرم به ارث رسیدهØŒ آنچه که از پدرم به ارث رسیدهØŒ مقداری از آن را برای معاش خودم بردارم و بقیه‌اش هم هدیه در راه و در خواسته‌های تو کنم. «أَوÙ’زِعÙ’نِی Ø£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽشÙ’کرÙŽ نِعÙ’مÙŽتÙŽک اÙŽلÙ‘ÙŽتِی Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙ’تÙŽ عÙŽلÙŽی وÙŽ عÙŽلیÙ° وÙ°الِدÙŽی».

درخواست دیگر پیامبر اکرم(ص) از خداوند این بود که حضرت فرمود: «وÙŽ Ø£ÙŽنÙ’ Ø£ÙŽعÙ’مÙŽلÙŽ صÙ°الِحاÙ‹ تÙŽرÙ’ضÙ°اهُ»، خدایا به من لطف کن و توفیق بدهØŒ الهام کن تا هر پلکی که می‌زنمØŒ هر صدایی که می‌شنومØŒ هر قدمی که برمی‌دارمØŒ هر پولی که گیر می‌آورمØŒ هر لقمه‌ای که می‌خورمØŒ فقط و فقط به رضایت تو متصل شودØ› یعنی یک‌ لقمه در عمرم نخورم که از آن راضی نباشم. پول در حدÙ‘ی که دارم و داشتِ من جوری نباشد که تو از من راضی نباشی! «أَنْ أَعÙ’مÙŽلÙŽ صÙŽالِحÙ‹ا تÙŽرÙ’ضÙŽاهُ». خواسته دیگر من این است که «وÙŽ Ø£ÙŽصÙ’لِحÙ’ لِی فِی ذُرِّیتِی»﴿الØ£حقافØŒ ۱۵﴾، خدایا! نسلی به من بده که برای من یک نسل پاکØŒ یک نسل شایستهØŒ یک نسل درستکارØŒ یک نسل پرقیمتØŒ یک نسلِ مؤمن واقعیØŒ یک نسل مورد توجه تو باشد.

اقرار این شخص خاص در برابر خداوند این گونه بود که می‌فرمود: «إِنِّی تُبÙ’تُ إِلÙŽیک»؛ من فقط روی حرکتم به‌سوی توست. من از وجود تو نه چشم برمی‌دارمØŒ نه فکر برمی‌دارم و حرکت منØŒ رجوع منØŒ فقط و فقط به‌سوی توستØ› غیر از تو هیچ محوری را برای حرکت به‌سوی او نمی‌شناسمØ› «وÙŽ إِنِّی مِنÙŽ اÙŽلÙ’مُسÙ’لِمِینَ»، خدایا! من از بندگان تسلیم تو هستمØŒ من بندهÙ” تسلیم واقعی تو هستم. «انی تبت الیک و انی من المسلمین».

انسانِ جمع‌الجمع «ابی‌عبدالله‌الحسین» است

با توجه به آیه پانزدهم سوره احقاف هم نمی‌دانیم شخصِ آن کیست و تا قیامت هم نمی‌فهمیم کیست! البته برای ما معرفی‌نامه گذاشته‌اندØŒ به سراغ امام باقر و امام صادق برویمØ› چون آنها زمان آزادی در اختیارشان قرار گرفت و در همان زمان آزاد توانستند که همه آیات قرآن را بشناسانند و بگویند معنی این آیه چیستØŸ شخص در این آیه کیستØŸ خدا در این آیه چه‌کسی را معرفی می‌کندØŸ ائمهÙ” می‌فرمایند: منظور خدا از این انسان در این آیهØŒ انسانِ جمع‌الجمع «ابی‌عبدالله‌الحسین» است. با توجه به نکاتی که دربارهÙ” آیه گفتمØŒ مخصوصاÙ‹ آن نکته که خدا در این آیه می‌گوید: «وصینا الانسان»، اسم خودش را نبرده استØ› یعنی اگر می‌خواهید من را ببینیدØŒ حسین را ببینیدØ› کمالات منِ خدا را می‌خواهید ببینیدØŒ حسین را ببینیدØ› نیاز نبوده که در اینجا دونفر را مطرح کنم!

احترام و احسان به پدر و مادر با هر دینیØŒ واجب است

به چه پدر و مادری احسان کنیمØŸ بر فرزندان تمام پدر و مادرها با هر دینی که دارندØŒ با هر روشی که دارندØŒ با هر اعتقادی که دارندØŒ واجب است به آنها احسان کنندØ› البته بار بسیار سنگینی استØŒ ولی طاقتش را به ما داده که این بار تکلیفی را تحمل کنیم و به همه طاقت داده است. قرآن توجهی ندارد که پدر و مادر اهل کجاست و چه می کندØŒ دین دارد یا نداردØŒ شیعه هستØŒ سنÙ‘ی هستØŒ یهودی هستØŒ مشرک هستØŒ کافر یا مخالف با پروردگار هست.

پسر متوکل که جلوی زائران قبر ابی‌عبدالله را چندسال گرفت و بسیار هم سخت‌گیری کرد. این یک آدم خوبی بودØŒ پیش حضرت هادی آمد و گفت: یابن‌رسول‌الله! به این دلیل(دلیلش را گفت و من نمی‌خواهم بگویم) پدر من واجب‌القتل استØŒ به من اجازه می‌دهید که او را بکشمØŸ فرمودند: هرگز به تو اجازه نمی‌دهمØŒ او را یکی دیگر بکشدØŒ اما تو نهØŒ به تو اجازه نمی‌دهم!

فارس