حال باید دید که انبیای الهی و ادامه دهنده گان راه آنها، یعنی ائمه معصومین به مناظره به چه سبک و طریقی می نگریستند؟آیا مناظره فرصتی برای اثبات خود بود یا اثبات حق؟ معیارها و اصول امام کاظم(ع) در این راه چه بوده است؟
در یک عبارت ساده می توان گفت، مناظره گفتمانی برای ایجاد فهم مشترک و درک متقابل و با اثر بخشی دو جانبه استØ› از این رو، ائمه ی معصوم(ع)به ویژه، امام موسی کاظم(ع) آن را به عنوان یکی از روش های آموزشی در موضوعات پرچالش علمی در خور دقت و تامل بسیار می دانستند.مناظره از روزگار صدر اسلام که یهودی و نصارا به حضور پیامبر اسلام(ص) می رفتند، آغاز شده، رواج یافت.بنابراین، شیوه بحث و جدل و مناظره از شیوه های تبلیغی مشترک بین انبیا و اولیای الهی(ع)می باشد. در این مورد مشترک نیز، نفس عمل مشترک است و در بعضی از موارد در نحوه اجرا، تفاوت هایی بین روشهای آنها مشاهده می شود.
اصول مناظرات و گفتگوهای امام موسی کاظم(ع):
در یک نگاه کلی می توان به دو نوع از مناظرات و گفتگوهای امام موسی کاظم(ع)اشاره کرد. بخشی از این مناظرات با خلفای عباسی از جمله مهدی و هارون الرشید بوده که عمده این گفتگو درباره حقانیت اهل بیت نسبت به خلافت، قرابت و نزدیکی آنها به پیامبر اسلام(ص) بوده است. بخش دیگری از این مباحثات سران و علمای ادیان و مذاهب مختلف بوده که عنوان مباحثات علمی بدان داده می شود.با نگاهی به سیره امام موسی کاظم(ع) در گفتگو با علمای مذاهب اسلامی و مسیحی می توان شاخص های زیر را در گفتمان مباحثاتی وی استخراج کردØ›
خطاب توام به عقل و دل و تحریک وجدان:
یکی از شرایط معنوی بلاغت و نفوذ کلام در مناظره را باید در استفاده از سخن نرم و آهنگ گرم دانست. تاثیر این شیوه تا بدانجاست که خداوند، موسی و هارون را در برخورد با فرعون ملزم به رعایت این شیوه می کند(قولا لینا لعله یتذکر او یخشی) با نرمی سخن بگویید، شاید متذکر شود و از عذاب خداوند بیم یابد. و در جای دیگر، رمز موفقیت پیامبر می فرماید: اگر خشن و دل سخت می بودی مردم از اطراف تو پراکنده می شدند.
بر اساس چنین نگاهی، امام موسی کاظم(ع) برای تاثیر هر چه بیشتر سخن در طرف مناظره ای خود و رسیدن به درک همدلانه با او همواره طالب را نرم، ملایم و در قالبی موزون می ساخت و از معنانی و مفاهیم تند، رنج آور و ناراحت کننده خوددداری می نمود. حضرت در بحث وگفت و گوهای خود، با آرامش و نرمش خاص و گفتار آرام به مناظره با قوم می پرداختند. مثلاÙ‹ در مناظرات خود با بریهه و گفتگو با عالمان یهودی و مسیحیان این رویکرد چنان تاثیرگذار می شد که مخاطبان اصرار بیشتری بر ادامه سخنان حضرت می کردند تا کلام امام ادامه یابد و بهره بیشتری ببرند.
منطق صواب:
از اصول اساسی در هر نوع برخورد اجتماعی و از جمله مناظره ی علمی،لزوم رعایت عدالت درگفتار و به عبارتی منطق صواب است. بر همین اساس پیش از آغاز مناظره، از طرف مناظره ی خود می خواست که به عدالت در بحث توجه داشته باشد.از این رو امام موسی کاظم(ع) در گفتگوهای خود با علمای یهودی و مسیحی اجازه می داد بدون هیچ گونه ترس سوال خود را مطرح کرده و ادله های خود را بیان کنند و بعد از اتمام سخنان آنان شروع به سخن می کرد و به همان اندازه که جواب داده بود، فرصت دفاع می داد.
مستند گویی:
از جمله شاخص های مهم در گفتگوها و مناظرات علمی امام کاظم(ع) و همه انبیا و اولیای الهی مستند سخن گفتن است. شیوه امام موسی کاظم دراین خصوص از سه رویکرد، استناد به قران کلام الهی، استناد به دیگر کتب اسمانی برای سران و عالمان دیگر ادیان و نیز بهره گیری از استنتاجات عقلی که همراه با سوال و جواب از طرف مقابل بوده، بهره می برد. امام کاظم از بریهه یکی از عالمان مسیحی که برای مناظره باامام صادق(ع)آمده بود، پرسید ای بریهه! چه میزان به کتاب خودت آگاهی داری؟ او در پاسخ من به کتاب خود آگاهی دارم. سپس امام پرسید تا چه اندازه به تØ£ویل آن آشنایی؟ او پاسخ داد: به اندازه آگاهیم از آن به آن اعتماد دارم. امام کاظم فرازهایی از انجیل را خواند. بریهه گفت: حضرت مسیح انجیل را این چنین که شما میخوانید، تلاوت میکرد. این گونه قرائت را جز حضرت مسیح هیچ کس نمیخواند .
فرایندمناظرات امام موسی کاظم(ع):
اولین مرحله ی مشهود در فرایند مناظراتی امام کاظم(ع) دعوت ایشان از دیگران برای مباحثه است در واقع دعوت به مباحثه نقطه ی آغازین در مناظره های علمی ایشان محسوب می شود.امام به طور معمول چنین آغاز می کند: «اگر در بین شما کسی هست که می خواهد سوال کند بدون خجالت و رودربایستی سوال کند». نتیجه این رویکرد امام موسی کاظم (ع) این می شد که فرد و یا افرادی که بنا داشتند در آن مجلس کنند، بدون هیچ گونه ترس و نگرانی به طرح سوالات دینی و شبهات خود بپردازند.بعد از این که سوال طرح می شد،
سبک امام موسی کاظم(ع) بدین صورت بوده که سوال کننده و حتی جمع حاضر را با خود همراه می کرد و گویا همه جمع در طرح سوال و جواب سهیم هستند با مخاطب قرار دادن فرد وجمع وطرح سوال های برای روشن ابعاد مختلف موضوع و در عین حال پاسخ قاطع که مستند به آیات قرآن و دیگر کتب آسمانی بود،فرد را اقناع می کرد و در نتیجه طرف شخصا به برهان و احتجاجات حضرت آفرین می گفت و ایمان می آورد که البته خلفای عباسی با وجود اعتراف به برهان های ائمه معصومین، همچنان راه خود را می رفتند.
مخاطبان امام معمولا، سوال های خود را در یک عبارت و حداکثر در چند عبارت کوتاه بیان می کردند. امام سعی می نمود مخاطب را ضمن وادار نمودن به فکر و تعمق به سمت جامعیت سوال بکشاند، چرا که در مناظره هدف،تکامل شکل گیری ذهنیت مخاطب مناظره از موضوع یا مشکل مطرح شده است، نه صرفا پاسخگویی، چنانکه که میتوان اذعان داشتØ› اهمیت شکل گیری تکامل ساختار ذهنی مخاطب از مسئله وی را خود به خود، برای گرفتن بی کم و کاست پاسخ هدایت می کند که در غیر این صورت، هر چند پاسخ صحیح داده شود، پس از مدتی همان سوال ناقص با ساختاری متفاوت اما همچنان ناقص مطرح شده، شبه ی مجدد در ذهن شکل می گیرد. در شیوه ی مختص امام موسی کاظم ابتدا، برای مخاطب روشن می شد که منظور از سوال چیست و سپس به پاسخ پرداخته می شد
اثبات حقانیت اهل بیت در احتجاج امام موسی کاظم(ع) با هارون الرشید:
در ادامه مهمترین مناظره امام موسی کاظم(ع) با هارون الرشید را که در خصوص اثبات حقانیت اهل بیت برای امامت و خلافت است را از منابع تاریخی نقل می کنیم.هارون الرÙ‘شید (پنجمین خلیفه عبÙ‘اسی) در گفتگویی، با امام کاظم (ع) گفت: شما در بین عام و خاص، روا دانستهاید تا شما را به رسول خدا (ص) نسبت دهند و میگویید ما پسر پیامبر (ص) هستیم، چرا شما میگوئید: «من از ذریÙ‘ه پیامبر (ص)هستم؟ با اینکه پیامبر نسلی نداشت، زیرا نسل از ناحیه پسر است نه دختر، و پیامبر (ص) پسر نداشت، شما از نسل دختر پیامبر (ص) حضرت زهرا (س)هستید، نسل حضرت زهرا (س)نسل پیامبر (ص) نخواهد بود.
امام می دانست که با جوابی که خواهد داد، هارون الرشید صبر و توان خود را از دست می دهد، فلذا پرسید آیا من در امان هستم که پاسخ شما را دهم؟که هارون پاسخ اد بله در امان هستی.امام کاظم فرمودند: خداوند در قرآن (آیه ۸۴ و ۸۵ انعام) میفرماید: وÙŽ مÙنÙ’ ذÙرÙÙ‘یÙŽتهÙ داوÙدÙŽ وÙŽ سÙلÙŽیÙ’مانÙŽ وÙŽ اÙŽیÙ‘وبÙŽ وÙŽ یÙوسÙفÙŽ وÙŽ مÙوسی هاروÙنÙŽ وÙŽ کÙŽذلÙکÙŽ نÙŽجÙ’زÙی المÙحÙ’سÙنÙینÙŽ Ù€ وÙŽ زÙŽکÙŽرÙیÙ‘ا وÙŽ یÙŽحÙ’یی و وÙŽعÙیسی وÙŽ اÙلÙ’یاسÙŽ کÙلÙ‘ مÙنÙŽ الصÙ‘الÙحینÙŽ: «و از دودمان ابراهیم (ع) داود و سلیمان و ایÙ‘وب و یوسف و موسی و هارون هستند، این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم Ù€ و همچنین زکریÙ‘ا و یحیی و عیسی و الیاس، هر کدام از صالحان بودند» (انعام/ ۸۴ و ۸۵)اکنون از شما میپرسم: پدر عیسی چه کسی بود؟ هارون: عیسی (ع) پدر نداشت. امام کاظم: بنابراین خداوند در آیه مذکور، عیسی(ع)را به ذریÙ‘ه پیامبران از طریق مادرش مریم ملحق نموده است، همچنین ما از طریق مادرمان فاطمه (س) به ذریÙ‘ه پیامبر (ص) پیوستهایم.
آنگاه فرمود: آیا بر دلیلم بیفزایم؟ هارون در حالیکه چهره اش خشمگین شده بود گفت اگر دلیلی فراتر داری بگو که حضرت ادامه دادند: خداوند (در مورد ماجرای مباهله) میفرماید: فÙŽمÙŽنÙ’ حاجÙ‘کÙŽ فÙیهÙ مÙنÙ’ بÙŽعدÙ ماجائÙŽکÙŽ مÙنÙŽ الÙ’عÙلمÙ’ فÙŽقÙلÙ’ تÙŽعالÙŽوÙ’ا نÙŽدÙ’عÙ اÙŽبÙ’نائÙŽنا وÙŽ اÙŽبÙ’نائکÙمÙ’ وÙŽ نÙسائÙŽنا وÙŽ نÙسائکÙم وÙŽ اÙŽنÙ’فÙسنÙŽا وÙŽ اÙŽنÙ’فÙسÙŽکÙم ثÙمÙŽÙ‘ نÙŽبÙ’تÙŽهÙل فÙŽنÙŽجÙ’عÙŽلÙ’ لÙŽعÙ’نÙŽهÙŽ الله عÙŽلی الÙ’کاذÙبینÙŽ: «هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسید (باز) کسانی با تو به محاجÙ‘ه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت میکنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خود را دعوت میکنیم، شما نیز زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت میکنیم شما نیز از نفوس خود، آنگاه مباهله میکنیم، ولعنت خدا را بر درغگویان قرار میدهیم» (آلعمران/ ۶۱)
آنگاه فرمود: هیچکس ادÙ‘عا ننموده که پیامبر (ص) هنگام مباهله (یعنی نفرین کردن برای هلاکت آن کس که راه باطل را میپیماید) با گروه نصاری، کسانی را برای مباهله آورده باشد، جز علی Ù€ علیه السÙ‘لام Ù€ و فاطمه و حسن و حسین Ù€ علیه السÙ‘لام Ù€ را، بنابراین از این ماجرا استفاده میشود که منظور از «اÙŽنÙ’فÙسÙŽنا» (از نفوس خود) علی (ع) است، و منظور از «اÙŽبÙ’نائÙŽنا» (پسران ما)، حسن و حسین (ع)میباشند، که خداوند آنها را پسران رسول خدا خوانده است.
براساس آنچه طرح گردید، اصول استنتاجی مطرح شده در مناظره های آن حضرت، در واقع مویداین است که مناظره و روند به کارگیری آن برای ایجاد فهم مشترک از مسائل، آگاهی بخشی و ایجاد نگرش توام با عقلانیت است و از جهت دیگر، روش مناظره ای آن حضرت، نه جدل و تسلط علمی بر مسئله بود که اساسا، از نظر علمی و روانی، بیشترین تاثیرات آموزشی را بر طرف مناظره خود می گذاشت. با توجه به فرایند مناظرات ایشان این مهم به دست می آید که روش مناظره در اموزش جریان کاوشگری برای پاسخ و یا رسیدن راه حلی از طریق گفت و گوی منطقی و فرایند مدار است.این فرایند در شیوه مناظرات امام موسی کاظم(ع) در سه مرحله دیده می شود. مرحله اول دعوت به پرسش است. مرحله دوم،همگام شدن با مخاطب، و مرحله سوم هدایت مخاطب در مواقعی که با بن بست های فکری مواجه می شود. فرهنگ نیوز
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.