✍️ نویسنده: 9
نودیها:وقتی حضرت زینب (س) در قتلگاه بدن قطعه قطعه شده حسین (ع) را دید به جای ضعف در برابر دشمن غدارØŒ بدن برادر را کمی بلند کرد و رو به آسمان گفت: اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان. خداوندا! این قربانی اندک را از ما بپذیر.
در مجلس ابن زیاد هم هنگامی که او از روی شماتت به زینب (س) گفت: «دیدی که خداوند با برادر و خاندانت چه کرد؟» زینب (س) در پاسخ فرمود: «ما رØ£یت الا جمیلا...؛» جز زیبا(یی) چیزی ندیدم. «ما رØ£یت الا جمیلا» یعنی در اوج بلا زیبایی توحید و بلکه بالاتر ازآن جلوÛ€ ذات «جمیل» جل و علا را دیدن...
در مجلس ابن زیاد هم هنگامی که او از روی شماتت به زینب (س) گفت: «دیدی که خداوند با برادر و خاندانت چه کرد؟» زینب (س) در پاسخ فرمود: «ما رØ£یت الا جمیلا...؛» جز زیبا(یی) چیزی ندیدم. «ما رØ£یت الا جمیلا» یعنی در اوج بلا زیبایی توحید و بلکه بالاتر ازآن جلوÛ€ ذات «جمیل» جل و علا را دیدن...او در روز یازدهم محرم وقتی که در گودال قتلگاه کنار بدن پاره پارÛ€ برادرشØŒ امام حسین (ع) آمدØŒ به جای ناله و ضعف و با استواری و عظمت در برابر دشمن غدار و وحشیØŒ آن بدن را با دست‌هایش اندکی بلند کرد و گفت: «الهی تقبل منا هذا القربان.»۱ خدایا! این قربانی را از ما بپذیر.
و در روایتی دیگر آمدهØŒ عرض کرد: «اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان.»۲ خداوندا! این قربانی اندک را از ما بپذیر.
این تعبیر نشان‌دهندÛ€ نهایت فروتنی و سپاسگزاری حضرت زینب (س) در پیشگاه خدا استØ› در عین حال تیری همچون شهاب ثاقب بر قلب دشمن است که هان ای دشمنان سنگدل هرگز نپندارید که ما خوار شده‌ایمØŒ بلکه ما سرافراز هستیمØŒ چرا که برای خداقربانی داده‌ایم.
  به‌زودی خداوند بین آنان و تو جمع کندØŒ تا تو را به محاکمه بکشندØŒ اکنون بنگر در آن محاکمه چه کسی پیروز و چه کسی شکست خورده و درمانده استØŸ مادرت به عزایت بنشیندØŒ ای پسر مرجانه.
بر همین اساسØŒ در مجلس ابن زیاد در کوفهØŒ ابن زیاد با گستاخÙ‰ و بÙ‰ ادبÙ‰ در حضور بازماندگان شهیدان به زینب (س) گفت: «حمد و سپاس خداوندÙ‰ را که شما را رسوا و دروغ شما را آشکار کرد.» اگر این سخن گستاخانه بÙ‰ جواب مى‌ماندØŒ به روحیÛ€ بازماندگان شهیدان آسیب مى‌رسید و اثر منفÙ‰ مى‌گذاشتØ› ولÙ‰ زینب (س)  با کمال قاطعیت در پاسخ او فرمود: «انما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجر و هو غیرنا.» فقط شخص فاسق رسوا مى‌شود و بدکار دروغ مى‌گوید و او دیگرÙ‰ استØŒ نه ما.
 باز او از روی شماتت به زینب سلام الله علیها گفت: «دیدی که خداوند با برادر و خاندانت چه کرد؟» در پاسخ فرمود: «مÙŽا رÙŽاÙŽیت٠إÙلاÙŽÙ‘ جÙŽمÙیلا» جز زیبایی چیزی ندیدم. اینان افرادی بودند که خداوند مقام ارجمند شهادت را سرنوشتشان ساختØŒ از این رو داوطلبانه به آرامگاه‌های خود شتافتندØŒ و به‌زودی خداوند بین آنان و تو جمع کندØŒ تا تو را به محاکمه بکشندØŒ اکنون بنگر در آن محاکمه چه کسی پیروز و چه کسی شکست خورده و درمانده استØŸ مادرت به عزایت بنشیندØŒ ای پسر مرجانه.Û³
زینب (س) می‌گوید: «مÙŽا رÙŽاÙŽیت٠إÙلاÙŽÙ‘ جÙŽمÙیلا» یعنی جز زیبا چیزÙ‰ ندیدم. در اوج بلا تنها دیدن زیبایی توحید نیستØŒ بلکه بالاتر از آن دیدن جلوÛ€ ذات «جمیل» جل و علا است و این مرتبه‌ای است که افراد و اکمل اولیاØ¡ به آن رسیده‌اند...
تحلیلی بر کلام حضرت زینب (ع) که فرمود: «ما رØ£یت الا جمیلا»، جز زیبا چیزی ندیدم.
آنچه دیده زینب اندر کربلا زیبایی است
سختی و رنج و بلا نامش مگو شیدایی است
اگر گاهی «عظمت در نگاه استØŒ نه در چیزی که بدان می نگرند»، آنگونه که برخی گفته‌اندØŒ گاهی هم زیبایی در نگاه و دید انسان استØŒ نه در دیدنی‌ها.
آنکه به چشم «نظام احسن» به همÛ€ هستی می‌نگردØŒ از این نگاهØŒ خیلی چیزها هم «دیده» می‌شودØŒ هم «زیبا» دیده می‌شودØŒ تا چه عینکی بر چشم زده باشیم و از کدام زاویه به هستی و حوادث بنگریم.
 زیبابینی هستی و حیاتØŒ هم آرامش روح و وجدان می‌بخشدØŒ هم صلابت و پایداری و پایمردی می‌آفریند و هم قدرت تحمل ناگواری‌ها را می‌افزاید.
از این نگاهØŒ «عاشورا» همانگونه که زینب کبری (ع) فرمودØŒ جز «زیبایی» نبود.
آنچه زینب قهرمان در مقابل طعنه و طنز دشمن نسبت به این حادثهØŒ بر زبان راند (ما رØ£یت الا جمیلا)Û´ ØŒ - جز زیبا ندیدم - پیشتر آرزوی حسین بن علی (ع) بود که در طلیعÛ€ این سفرØŒ آرزو  و اظهار امیدواری کرده بود که آنچه پیش می‌آید و آنچه ارادÛ€ خداستØŒ «خیر» برای او و یارانش باشدØŒ چه به صورت «فتح»، چه به شکل «شهادت»:
«ارجو ان یکون خیرا ما اراد الله بناØŒ قتلنا ام ظفرنا»۵
زیبا دیدن خواهر و خیر دیدن برادرØŒ مکمل یکدیگرند.
   زیبایی کار امام حسین (ع) آن بود که مشعلی روشن کرد تا راه روشن شودØ› تیرگی‌ها بگریزدØŒ چهره‌ها در آن هوای گرگ و میش فتنه و دروغØŒ نمایان و باز شناسانده شودØŒ تا دیگر فریب و نقابØŒ بی اثر شود. آیا این زیبا نیستØŸ
Û±. تجلی کمال آدم
اینکه انسان تا کجا می‌تواند اوج بگیردØŒ زلال شودØŒ خدایی شودØŒ فانی در خدا شودØŒ در «میدان عمل» روشن می‌شود. کربلا نشان داد که سقف تعالی انسان و آستانÛ€ رفعت روحی و تصعید وجودی و ظرفیت کمال جویی و کمال یابی او تا کجاست. پروندÛ€ آن حماسه نشان داد «که تا چه حد است مقام آدمیت». این نکته برای جویندگان ارزش‌ها بسی زیباست و معیار!
Û². تجلی رضا به قضا
در مقامات و مراحل عرفانی و سلوکØŒ رسیدن به مقام «رضا» بسی دشوار و بس ارجمند است. اگر حضرت زینبØŒ حادثÛ€ کربلا را زیبا می‌بیندØŒ به خاطر بروز این شاخصÛ€ متعالی در عملکرد ولی خداØŒ سیدالشهداست و یاران و دودمانش.
به راستی که حسین بن علی (ع) در میان آنان که یکی به درد یا درمان و یکی به وصل یا هجران می‌اندیشند و آن را می‌پسندندØŒ «آنچه را جانان پسندد» می‌پسندید. کربلا تجلیگاه رضای انسان به قضای خدا بود. حسین بن علی (ع) در واپسین لحظات حیات در قتلگاه چنین زمزمه می‌کرد: «الهی رضی بقضائک.» خواهر خویش را نیز به همین نکته توصیه کرده بود: «ارضی بقضاØ¡ الله.»
این مرحله از عرفانØŒ یعنی خود را هیچ ندیدن و جز خدا هیچ ندیدن و در مقابل پسند خدا اصلا پسندی نداشتن. در آغاز حرکت از مکه به سوی کوفه نیز در خطبه‌ای فرموده بود: «رضا الله رضانا اهل البیت.»۶ رضا و پسند ما خاندانØŒ همان پسند خداست!
این مبنای جانبازی و عشق حسین است و زینب عزیزØŒ این را زیبا می‌بیند و این منطق و مرام را می‌ستاید.
آن روز که جان خود فدا می‌کردیم
با خون به حسین اقتدا می‌کردیم
چون منطق ما منطق عاشورا بود
با نفی «خود» ØŒ اثبات «خدا» می‌کردیمÛ·
  عاشورا یک رسم الخط بودØŒ ترسیم روشن خطی که حق و باطل را جدا کرد و مسلمان ناب را از مسلمان نمای مدعی باز شناساند.
Û³. رسم الخط حق و باطل
از زیبایی های دیگر عاشوراØŒ خط کشی میان حق و باطل و تبیین منطقه حضور و عمل انسان‌های «فرشته خو» ست.
وقتی خوبی و بدی و حق و باطل به هم درآمیزدØŒ تیرگی باطلØŒ حق را هم غبار آلود و ناپیدا جلوه می‌دهد. در ظلمت آبادی این چنینØŒ گمراهی اندیشه‌ها و انسان‌ها طبیعی است و کفر نقابدارØŒ مسلمانان ساده لوح و سطحی نگر را به شبهه می‌افکند. زیبایی کار امام حسین (ع) آن بود که مشعلی روشن کرد تا راه روشن شودØ› تیرگی‌ها بگریزدØŒ چهره‌ها در آن هوای گرگ و میش فتنه و دروغØŒ نمایان و باز شناسانده شودØŒ تا دیگر فریب و نقابØŒ بی اثر شود. آیا این زیبا نیستØŸ
عاشورا یک رسم الخط بودØŒ ترسیم روشن خطی که حق و باطل را جدا کرد و مسلمان ناب را از مسلمان نمای مدعی باز شناساند. پیروان رحمان و جنود شیطان هر کدام در یک سو به عیان دیده شدند. حقØŒ پی برده و صریحØŒ به نبرد باطل آمد که عیان و بی نقاب به کربلا لشکر کشیده بود و مزورانه بر طبل «یا خیل الله ارکبی» می‌کوبید. اگر هم اندک تردیدی در «شناخت» باقی مانده بودØŒ خطبه‌های زینب در کوفه و شامØŒ آن را زدود. این از زیبایی‌های بس قیمتیÙ حادثÛ€ خونین عاشورا بود.
Û´. تبلور فتح ناب
از زیبایی‌های دیگر عاشوراØŒ مفهوم تازه‌ای از «پیروزی» است.
عده‌ای به غلطØŒ پیروزی را تنها در «غلبÛ€ نظامی» می‌پندارند و شکست را در مظلومیت و شهادت. عاشورا نشان داد که در اوج مظلومیت هم می‌توان «فاتح» بود و با کشته شدن هم می‌توان دفتر و کتاب پیروزی را نگاشت و با خون هم ترسیم «تابلوی ظفر» میسر است. پس فاتح معرکه کربلا حسین (ع) بود و چه فتح زیبایی!
این همان «پیروزی خون بر شمشیر» است که در سخن امام راحل (ره) هم جلوه‌گر شد و فرمود: «ملتی که شهادت برای او سعادت استØŒ پیروز است... ما در کشته شدن و کشتن پیروزیم.»۸ و این همان آموزش قرآنی «احدی الحسنیین» است که فرهنگ مبارزان الهی است.
کسی که به «تکلیف» عمل کرده باشدØŒ در هر حال پیروز استØŒ آن هم پیروزی ناب.
گر چه از داغ لاله می‌سوزیم
ما همان سر بلند دیروزیم
چون به تکلیف خود عمل کردیم
روز فتح و شکست پیروزیمÛ¹
این دیدگاه راØŒ هم امام حسین (ع) داشتØŒ هم امام سجادØŒ هم حضرت زینب (س). با این دیدØŒ همÛ€ آن حوادث تلخØŒ چون پیامدی به سود اسلام و حق داشتØŒ جمیل و شیرین بود. وقتی ابراهیم بن طلحه از امام زین العابدین پرسید: «چه کسی غالب شد؟» حضرت فرمود: آنگاه که وقت نماز فرا می رسدØŒ اذان و اقامه بگوØŒ خواهی فهمید که چه کسی پیروز شد!Û±Û° و آیا اینØŒ در حادثه کربلا زیبا نیستØŸ پیروزیØŒ حتی در صورت کشته شدن و شهادت!
Ûµ. حرکت در مسیر مشیت خدا
زیباترین جلوه این است که انسانØŒ یک عمل و حادثه را در بستر «مشیه الله» و همسو با «خواست خدا» ببیند. اگر سالار شهیدان و یارانش به خون نشستند و اگر زینب و دودمان مصطفی به اسارت رفتندØŒ این در لوح مشیت الهی رقم خورده بود و چه جمالی برتر از این که کارگروهی با جدول مشیت خدا هماهنگ شودØŸ
مگر به حسین بن علی (ع) از غیبØŒ خطاب نیامده بود که خواستÛ€ خدا آن است که تو را کشته ببیندØŸ «ان الله شاØ¡ ان یراک قتیلا» و مگر مشیت خدا آن نبود که عترت پیامبر در راه نجات دین و آزادی انسانØŒ به اسارت بروندØŸ «ان الله شاØ¡ ان یراهن سبایا» پس چه غم از آن شهادت و این اسارتØŸ
هر دوØŒ هزینه‌ای بودند که برای بقای دین و افشای طاغوتØŒ باید پرداخته می‌شدندØŒ آن هم عاشقانهØŒ صبورانه و قهرمانانه!
برای زینب بزرگØŒ که پروردÛ€ دامان وحی و تربیت شدÛ€ مکتب علی (ع) استØŒ این حرکت در بستر مشیت الهیØŒ اوج ارزش‌ها و زیبایی‌هاست. وی مجموعÛ€ این برنامه را از آغاز تا انجامØŒ زیبا می‌بیندØŒ چون تک تک صحنه‌ها را منطبق با آن «خواستÛ€ ربوبی» می‌بیند.
آیا با این تحلیل و نگاهØŒ حادثه عاشورا زیبا نیستØŸ
  فاجعه آفرینان کوفه و شامØŒ فکر می‌کردند با قتل عام اصحاب حقØŒ خود را جاودانه می‌کنند. ولی در نگاه ژرف زینبØŒ آنان گور خویش را کندند و چهرÛ€ نورانی اهل بیت روشن‌تر و نامشان جاودان و دین خدا زنده و کربلا یک دانشگاه شد.
Û¶. شب قدر عاشورا
این صحنهØŒ از درخشان‌ترین جلوه های زیبایی است. کسانی که در سر دوراهی رفتن و ماندنØŒ «ماندن» را که نشان «وفا» و «ایثار» است بر می‌گزینند و «زندگی بدون حسین» را ذلت و مرگ می‌شمارند.
آن خطبÛ€ امامØŒ آن ابراز وفاداری یارانØŒ آن سخنان و سؤال امام با قاسمØŒ آن شب بیداری اصحاب تا سحرگاهانØŒ آن زمزمÛ€ تلاوت قرآن و نیایش از خیمه‌هاØŒ آن اعلام وفاداری یاران در حضور زینب کبری و امام حسین (ع)ØŒ هر کدام برگی زرین از این «کتاب جمال» است. چرا زینبØŒ عاشورا را زیبا نبیندØŸ
آنچه در کربلا اتفاق افتادØŒ به یک «بنیاد» تبدیل شدØŒ برای مبارزه با ستم در طول تاریخ و در همه جای زمین. آیا این زیبا نیستØŸ
لحظه لحظه‌های عاشوراØŒ به صورت یک «مکتب» در آمدØŒ که به انسان «آزادگی»، «وفا»، «فتوت»، «ایمان»، «شجاعت»، «شهادت طلبی» و «بصیرت» آموخت. آیا این زیبا نیستØŸ
خون‌های مطهری که در آن دشت بر زمین ریختØŒ سیلی شد و بنیان ستم را ویران کرد. آیا این زیبا نیستØŸ
هر بساطی را که عمری شامیان گسترده بود
نیم روزی این حسین بن علی برچید و رفت
و... آیا این زیبا نیستØŸ
فاجعه آفرینان کوفه و شامØŒ فکر می‌کردند با قتل عام اصحاب حقØŒ خود را جاودانه می‌کنند. ولی در نگاه ژرف زینبØŒ آنان گور خویش را کندند و چهرÛ€ نورانی اهل بیت روشن‌تر و نامشان جاودان و دین خدا زنده و کربلا یک دانشگاه شد.
زینب قهرمان و عارفØŒ اینها را می‌دانست و از ورای قرون می‌دید. این بود که در مقابل سخن نیشدار و زخم زبان والی کوفهØŒ که با طعنه خطاب به این بانوی اسیر گفت: کار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدیØŒ فرمود:
ما رØ£یت الا جمیلا... جز زیبا چیزی ندیدم!
چرا حضرت زینب(س) فرمودند: «ما رØ£یت الا جمیلا» ایشان چه چیز زیبایی در کربلا مشاهده کردندØŸ
پاسخ از حضرت آیت الله العظمی حسین مظاهری(دامت برکاته)
شهادت حضرت سیدالشهداØ¡ (ع) از طرفی از الطاف خفیه حضرت حق تبارک و تعالی بود. همچنین اسارت خاندان ایشان نیز که استمرار آن شهادت و ادامÛ€ آن حرکت بودØ› چرا که به سبب این شهادت و اسارتØŒ اسلام احیاØ¡ شد و حتی توطئه‌های دشمنان اسلام را که بیش از چهل سال برای نابودی اسلام محمدی و اسلام علوی و حتی برچیدن اسلام ظاهری ادامه داشتØŒ خنثی کرد. از طرف دیگر در این حادثهØŒ حضرت سیدالشهداØ¡ (ع) و یاران باوفای ایشان به فوز و فلاح ابدی نائل آمدندØ› بنابراین از نظر شخصیت بی همتایی مانند حضرت زینب (س)ØŒ آنچه واقع شده زیباییØŒ فوز و سعادت و از هر لطف جلی بالاتر و بهتر است.
منبع: کتاب خون موعود
 پی نوشت:
  علامه سید عبدالرزاق مقرمØŒ مقتل الحسینØŒ صÛ³Û·Û¹.
  علامه بیرجندیØŒ کبریت الاحمرØŒ صÛ³Û·Û¶.
  علامه طبرسیØŒ اعلام الوریØŒ صÛ²Û´Û·/ کامل ابن اثیرØŒ جÛ´ØŒ صÛ¸Û².
  بحارالانوارØŒ ج ۴۵، ص Û±Û±Û¶.
  اعیان الشیعهØŒ ج ۱، ص ÛµÛ¹Û·.
  موسوعه کلمات الامام الحسینØŒ ص Û³Û²Û¸.
  اذا دخل وقت الصلاه فاذن و اقمØŒ تعرف من الغالب (امالی شیخ طوسیØŒ ص Û¶Û¶)
  از نویسنده.
  صحیفه نورØŒ ج ۱۳، ص Û¶Ûµ.
  از نویسنده.
باشگاه خبرنگاران
💬 دیدگاهها (0 دیدگاه)
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ بدون نیاز به کد امنیتی
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.