✍️ نویسنده: 4
نودیها : حجاب و عفاف یکی از ارزشهای اسلامی است که طی سال‌های اخیر زیر سؤال بردن آن به عنوان یکی از هدفهای جنگ نرم دشمن تعیین شده است. از سویی هر دولتی بر اساس سیاست‌های خود با این مقوله اسلامی و ایرانی مواجه شده است. برای بررسی ریشه‌های برخی بد پوششی هاØŒ شل حجابی و بی‌حجابی ها و چرایی معضلات امروز در این موضوع به سراغ استاد حسن عباسیØŒ کارشناس مسائل استراتژیک رفتیم. وی معتقد است که اگر موضوع انقلاب جنسی در شاخص گذاری هاØŒ دیده نشودØŒ رونمای جامعه مطالعه می شود ولی زیربنای آن نه. عباسی تØ£کید می کند: می بایستاز  نگاه سنتی به مسئله عفاف و حجاب فاصله گرفت چون اتفاقاتی در طی این چند دهه اخیر افتاده است که بسیار با انتظارات سنتی ما متفاوت بوده است. مشروح گفتگو با استاد حسن عباسی را در ادامه می خوانید: در ابتدا می خواستیم بخشی از سیر تطور حجاب و پوشش را در ایران مورد بررسی قرار دهیم. اینکه در طول تاریخ این سرزمین چه جریان ها و نقاط عطفی در فضای حجاب و پوشش زیست کرده اند. اصولا در پیشینه تاریخی قبل از اسلامØŒ جامعه و فرهنگ عمومی ایران به شدت پوشیده و با حجاب است. این در حالی است که اگر شما به تاریخ یونان نگاه کنیدØŒ مجسمه های برهنه به وفور می بینید و بعد از ورود مسیحیت نیز هم این برهنه تراشی به نوعی دیگر مثلا در مجسمه های فرشتگان ادامه پیدا می کند. اما در تاریخ قبل از اسلامØŒ آنچه که در دیواره تراشی و نقش برجسته ها شما مشاهده می کندØŒ آن است که اولا ما مجسمه نداریم و هویت مستقلی که برگرفته از روحی اومانیسمی است را در این مسیر نمی بینیمØŒ ثانیا تمامی مردان و زنان این آثار از مچ پا تا زیر گردنشان پوشیده است و حتی مردان عموما محاسن دارند. بنابراین وقتی اسلام به ایران وارد می شودØŒ بستر اجتماعی و فرهنگی برای پذیرش پوشش و حجاب اسلامی آماده بوده است و پوشش با انگاره های عفت و حیای برگرفته از دین اسلام تقویت می شود. بنابراین سیر تطور لباس و پوشش در کل تاریخ ایران -به جز دوره پهلوی اول و دوم- به گونه ای بوده است که ما به ندرت شاهد برهنگی در کل تاریخ ایران هستیم. البته بین تطور لباس با حیا و عفت باید تفاوت قائل شد. بعد از انقلاب اسلامی چه اتفاقاتی در این مسØ£له به وجود آمدØŸ به عبارت دیگر درست است که انقلاب ما بر مبنای فرهنگ اسلامی شکل گرفته بود ولی در تصاویری که از آن زمان هستØŒ افراد بی‌حجاب هم در راهیپیمایی‌ها و ... حضور داشتندØ› چه شد که مردم به راحتی با این مسØ£له کنار آمدندØŸ یک نقطه عطف ویژه در مسیر تطور تاریخی حجاب در ایران وجود دارد که آن هم سال Û±Û³Û¶Û° است. در حوالی سال Û±Û³Û¶Û° و در دوره آقای بنی صدرØŒ هم در اداره ها بی‌حجابی بود و هم اطرافیان ایشان بی‌حجاب بودند و طیف عمده ای که حجاب را رعایت می کردند مذهبیون بودند. در سال Û±Û³Û¶Û° با توجه به اتفاقات و زد و خوردهای داخلی و اشغال بخشی از کشور توسط عراق و شهدایی که پیکر مطهرشان به شهرها برمی گشتند و همچنین ترورهای مسئولین و ... همه و همه دست به دست هم داد و یک فضای معنوی ویژه را بر کشور حاکم کرد. من خودم یادم می آید شهریور Û±Û³Û¶Û° در بلوار کشاورز تهران با خانواده در حال تردد بودیمØŒ تقریبا تعداد بسیاری از خانم ها بی حجاب بودند. اما آرام آرام از پاییز و زمستان نه تحت فشار حکومتØŒ بلکه به شکل خودجوش با زدوده شدن لیبرال ها از فضای ادارات و عزل بنی صدر و به محاق رفتن و پناهنده شدن چپ ها به اروپاØŒ مقداری فضای زد و خوردهای داخل تعدیل شد و فضا به سمت دفاع مقدس معطوف شد و فضای عمومی مردم به سمت معنویت سوق پیدا کرد و کمتر تحت تاثیر الزامات انتظامی و حکومتی بود. در سال Û±Û³Û¶Û± موفقیت های پی در پی در دفاع مقدس و برخورد با ضدانقلاب در شهرهای مختلفØŒ حقانیت راه و مسیر انقلاب برجسته شد و خود به خود همراهی با آرمان های انقلاب و اسلام برای خانم ها در اولویت قرار گرفت و پوشش آنها به سمت تکامل حرکت کرد. البته در آن موقع هجمه های رسانه ای و فرهنگی هم در کشور بسیار کم بود و بطور کل عوامل تشدید کننده بروز بدحجابی به شدت محدود بود. و نتیجتا آنچه که الان به عنوان حجاب رسمی در زنان متدین ما دیده می شود و خاص انقلاب اسلامی است را ما تا قبل از سال Û±Û³Û¶Û° کمتر می دیدیم. حتی جالب است بدانید پاسداران زن هنگام رژه در سال Û±Û³ÛµÛ¹ مانتویی بودند. این سیر تطور حتی در پوشش و آرایش آقایان نیز قابل بررسی است. مدل ریش هایی که منتسب به خواننده های خاص آن دوران بود و پیراهن های آستین کوتاهی که حتی بسیاری از انقلابیون درجه یک ما نیز بر تن داشتند نیز به مرور دچار تطور و تغییر شد. طی سالهای اخیر فعالیتهایی نظیر رصدنمای ملی "ع" با ماموریت رصدØŒ ارزیابی و حمایت از آثار و محصولات حوزه عفاف و حجاب شکل گرفته است. یکی از خروجی های مهم این قبیل فعالیت‌ها مشخص شدن نقاط قوت و ضعف تولیدات این عرصه و خوشه بندی محصولات بر اساس گونه شناسی مخاطبان است. مورد دیگر بوجود آمدن ابر برند و استانداردی برای رده بندی آثار و محصولات فاخر این حوزه است که در برای مردم و مسئولان می تواند تسهیل کننده فرایند انتخاب و خرید باشد. ارزیابی راهبردی شما از این حرکت چیستØŸ نکته اول آنست که کار رصدنمای ع یک بخشی از امر به معروف در مهندسی فرهنگی است. یعنی شما به واسطه گونه‌شناسیØŒ تحلیل و ارزیابی و به تبع آن شاخص سازی و معرفی آثار برتر و تاثیرگذارØŒ مخاطبان را در انتخاب هدفمند و بهینه آثار و محصولات عفاف و حجاب کمک می‌کنید و این یعنی امر به معروف در این فضا. اما نکته مهمی که من می‌خواهم به آن اشاره کنم آنست که اول می‌بایست حق را در جامعه معروف کرد بعد اقدام به امر کرد. وقتی هنوز حق در جامعه معروف نیستØŒ چطور می‌توانیم امر به معروف داشته باشیم و همینطور وقتی باطل در جامعه منکر نیست شما چطور می توانید نهی از منکر کنید. واقعیت آنست که در نظام تمدنی ما با توجه به اصل وارونگیØŒ باطل در جامعه معروف شده است و حقØŒ منکر شده است. مثلا در جامعه سینمایی ماØŒ امروز در بین خانم هاØŒ هنرپیشه بودن با آن مختصات ویژه موجود در سبک زندگی آنهاØŒ ارزش شده است و مادر شدن و داشتن حیاØŒ یک ضدارزش و عقب افتادگی است. بنابراین همانطور که می بینید یک باطلی تبدیل به حق در جامعه شده است و هر شب در تلویزیون و رسانه ها نیز تبلیغ می شود. از این موارد و زنجیره تبدیل حق ها به باطل هاØŒ می توانید در مابقی فضاها نیز به وفور مشاهده کنید. در بانکداری و نظام مالی ماØŒ در ورزش حرفه ای ما و پدیده ای به نام فوتبال و ... در واقع مولفه های حق در جامعه ما یکی یکی در حال تبدیل شدن به باطل است و این همان اتفاقی است که کار را به جایی می رساند که تنها راه برون رفت از آنØŒ آن می شود که شخصی مثل حسین (ع) برود به کربلا و شهید شود تا خون وی فضا را تکان بدهد و فرجی را به ارمغان آورد. نکته دوم استفاده از جدال احسن علاوه بر امر به معروف است. اینکه بگویید حجاب داشته باشید و یا حکمت آن را برای مخاطبان غیر پایبند شرح دهید تغییری را رقم نمی زند. اما استفاده از جدال احسن یعنی از دل باورها و نظام ارزشی خود برای هر یک از اقشار مخاطبانØŒ چیزی را بیرون آوریم و همان را مبنایی برای انذار و دعوت قرار دهیمØŒ می تواند اتفاقات تازه ای رقم بزند. در واقع در این فرایند می بایست این موضوع را در ارتباط بین محصولات و مخاطبان هدف مد نظر قرار داد که آیا محصولات یا آثار بررسی شده با روش جدال احسن به سراغ مخاطبان هدف خود رفته است یا خیرØŸ و این موضوع باید در ارزیابی ها و امتیازدهی مورد توجه ویژه قرار گیرد. و نکته سوم پرداختن به شاخصه های زیربنایی و ریشه ای علاوه بر شاخص های روبنایی در تحلیل و ارزیابی هاست. شما وقوع انقلاب جنسی در آمریکا در دهه Û±Û¹ÛµÛ° و سرریز آن به دیگر کشورهاØŒ من جمله ایران را باید به شدت مد نظر قرار دهید. ما چندین سال است این انقلاب را در ایران رصد کرده ایم و به این نتیجه رسیدیم که این انقلاب جنسی تا چند سال تمام می شود و تثبیت می شود. با این اوصاف چه باید کرد که جامعه ما از هجوم این حملات در امان باشدØŸ آیا معضلات دیگری از جمله بالارفتن سن ازدواج هم در این رابطه قابل تحلیل استØŸ این انقلاب از آنجا برای فرایند ارزیابی شما اهمیت پیدا می‌کند که شاخص های زیربنایی مهمی دارد. در صورتیکه در شاخص های فعلی ارزیابی محصولات این موضوع لحاظ نشده است. شما مثلا وقتی آقا یا خانمی را به عنوان قشر متدین و مذهبی تحلیل می کنید و می گویید فلان محصولات برای این قشر مناسب است یا مناسب نیستØŒ از شاخصه هایی که در فضای انقلاب جنسی این فرد را تحت تاثیر قرار دادید که بسیار هم جدی است و البته رو هم نیست غافل مانده اید. در واقع آقایان و خانم هایی که دیر ازدواج می کنندØŒ در رسانه های داخلی و خارجی بطور مداوم پیام های تحریک کننده جنسی دریافت می‌کند و یا در جامعه تعاملات بی پروایانه با جنس مخالف در محل کار یا تحصیل خود دارندØŒ اتفاقاتی در آنها رخ می دهد که شما نمی توانید فقط با شاخصه های روبنایی واضح آنها را به عنوان مخاطب دسته بندی و قشربندی کنید. می خواهم به شما بگویم شاخصه هایی که شما در حال حاضر می خواهید منطبق با آن مخاطبان خود را دسته بندی کنید باید متفاوت باشد از شاخصه هایی که مثلا اگر کسی می خواست این فعالیت را در سال Û±Û³Û·Û° انجام دهد. اگر قبول داشته باشیم که انقلاب جنسی در حال تثبیت و تاثیرگذاری بر افراد جامعه امروز ما استØŒ آن وقت خیلی از شاخص گذاری های روبنایی ماØŒ شاخص گذاری های صوری خواهند شد. مثلا شما می گویید فلان خانم چون چادر بر سر کرده یا مثلا در فلان محل فرهنگی یا مذهبی فعالیت داردØŒ می شود در قشر مخاطب متدین یا خوش حجاب آن را دسته بندی کردØŒ غافل از آنکه انقلاب جنسی می تواند با حفظ ظاهرØŒ انسان ها را از درون زیربنا تحت تاثیر قرار دهد. شما نمی توانید بفهمید آیا این خانم یا آقا مبتلا به بیماری زنای ذهنی یا سکس فانتزی که از شاخص های این انقلاب استØŒ شده است یا خیرØŸ یعنی برخی از مخاطبان شما گر چه از نظر ظاهر و فرم در یک دسته بندی خاصی از مخاطبان قرار می گیرندØŒ اما در باطن و اصل ماجرا خارج از چهارچوب ها و دسته بندی های شما هستند! بنابراین به نظر من لازم است علاوه بر شاخصه های فرمی و ظاهریØŒ یک مسیر نیز برای شاخصه های درونی و کیفی منطبق بر نقشه انسان طراحی شود. مثلا بگویید فلان منطقه یا فلان دسته مخاطبی اگر در معرض انقلاب جنسی قرار گرفته باشد چه محصولات و آثار برایشان مناسب است و اگر در معرض این انقلاب نباشد چهØŸ به عنوان مثال کافیست یک تحقیق در مورد دخترهای مورد نظر پسرهای متدین انجام دهیدØŒ مشاهده خواهید کرد در بیشتر موارد به نتایجی می رسید که برایتان شگفت انگیز است و متفاوت است از تحلیل اولیه شما. این موارد نشان می دهدØŒ این افراد تحت تاثیر رسانه ها الگوهای ذهنیشان و دخترهای ایده آلشان دستخوش تغییرات بنیادی شده است. می خواهم بگویم در بیشتر موارد حجاب و عفاف به نوعی عنصر هویتی برای بسیاری از اقشار شده است و نه یک باور دینی. با توجه به آنچه فرمودیدØŒ پیامدهای تاخیر در ازدواج جوانان چیست و چه تاثیری در آینده کشور خواهد داشتØŸ زنای ذهنیØŒ همجنس گراییØŒ حیازداییØŒ ازدواج سفیدØŒ ارتباطات جنسی ضربدریØŒ زنا زادگی و تک والدیØŒ تجردØŒ سوپر استارهای جنسی و انگاره های فمینیستی از شاخصه های انقلاب جنسی است و باید به طور ویژه به آن پرداخته شود. بنابراین ظاهر قضیه در حوزه عفاف و پوشش چیزی است که با باطن آن بسیار متفاوت است و می بینید مثلا فردی به خاطر حفظ آبرو و معذوریات اجتماعی پوشش ویژه ای دارد در حالی که از درون فرو ریخته است و ممکن است در جایی این فروپاشی به لایه ظاهری فرد هم برسد. شما نمی توانید قضاوت کنید که اگر کسی محجبه استØŒ حتما عفیف هم است. شاخصه حجاب ظاهری می تواند در برخی از قضاوت ها و ارزیابی‌ها گمراه کننده باشد. بنابراین اگر موضوع انقلاب جنسی در شاخص گذاری شماØŒ دیده نشودØŒ رونمای جامعه مطالعه می شود ولی زیربنای آن نه. این دست کارها نیاز به عمق بخشی دارد و می بایست از نگاه سنتی به مسئله عفاف و حجاب فاصله گرفت چون اتفاقاتی در طی این چند دهه اخیر افتاده است که بسیار با انتظارات سنتی ما متفاوت بوده است. ما اولین باری که در صدا و سیما مسئله زنای ذهنی را مطرح کردیمØŒ خدا می دانید چقدر نامه و تماس از مسیر صدا و سیما دریافت کردیم. جالب اینکه Û¹Û¹% این افراد متدین ها نبودندØŒ چون متدین ها خجالت می کشیدند این مباحث را مطرح کنند و این افرادی که شاید اسمشان شل حجاب یا بد حجاب باشند دنبال ما می گشتند تا بگویند ما این مشکل را داریم و شما چه راه حلی دارید. و نکته آخر اینکه علاوه بر شاخصه های انقلاب جنسیØŒ شاخص های کیفی قرآنی نیز برای این مسائل وجود دارد که باید برجسته شوند و به زبان ساده و قابل فهم برای محصولات و آثار و به تبع آن مخاطبان شاخص گذاری شوند. در این فضا می توان به سه گزینه حفظ بصرØŒ ستر زینت و عدم تبرج اشاره کرد. به عنوان مثال یک فرد با حجاب می تواند هر سه گزینه حفظ بصرØŒ ستر زینت و عدم تبرج را نداشته باشد ولی یک فرد کم حجاب می تواند یک یا چند مورد از این شاخص‌های قرآنی را داشته باشد. بنابراین شاید لحاظ کردن شاخص های کیفی یاد شده علاوه بر شاخص‌های موجود شما بتواند در گونه شناسی محصولات و مخاطبان تاثیر ویژه‌ای داشته باشد. منبع : رجانیوز به نقل از جهان