✍️ نویسنده: 1
حقوق متقابل زن و شوهر
اشاره با اجرای صیغهی عقد و قبول پیمان ازدواج، دختر و پسر دیروز، زن و شوهر امروز میشوند. خانوادهی جدیدی شکل میگیرد و سلÙ‘ول تازهای در پیکر جامعه میروید. گرچه در نگاه خالق حکیم، زن و مرد در گوهر انسانی و روح آسمانی همتا و همساناند، و سهم هر یک از حقیقت آدمیÙ‘ت به یک اندازه است، ولی حکمت الهی این گوهر ملکوتی را در دو صدف زمینی با پیکرههای متفاوت و ساختی ممتاز و البته نیازمند به یکدیگر جای داده است. این « زوجیÙ‘ت» همان قانون فرازمند و سنÙ‘ت جامع و زیبایی است که بر سراسر آفرینÙش این جهان حکم فرما است، و یکی از پÙرشکوهترین نشانههای جمال معمار هستی به شمار میرود. « ازدواج» یعنی به هم رسیدن دو ستون برای برافراشتن بنای خانواده و به هم پیوستن این دو کفه برای فراهم آمدن ترازوی زندگی انسانی! حکمت تفاوتهای طبیعی و این جهانی در ساخت جسم و روان زن و مرد را در نقش مکمÙ‘ل هر یک برای تشکیل این واحد نوین Ù€ یعنی خانواده Ù€ میتوان یافت. به راستی نقش هر یک از زوجین در ساختن خانواده چیست؟ نقش کدامیک مهمتر است؟ آیا جای هر یک را میشود با دیگری عوض کرد؟ حقوق متقابل آنان چگونه است؟ و سهم هر یک از مواهب زندگی چه میزان است؟ و بالاخره ... زن سالاری خوب است یا مرد سالاری یا هیچ کدام؟ و سئوالاتی از این دست که جÙز پاسخی استادانه، ذهنÙ نگران عروس و داماد جوان ما را آرام و آسوده نمیکند. در آغاز راهÙ زندگی چشم امیدشان به کلمات راهگشای « استاد»ی است که آشنای راه است و محرم دل! مثل دو نفر شریک، مثل دو نفر رفیق ما دیده بودیم که گاهی مرد، زن را موجود درجهی دو حساب میکرد! امÙ‘ا موجود درجهی دو نداریم. هر دو مثل هم هستند، هر دو از حقوق برابری در زمینه امور زندگی Ù€ مگر در جاهایی که خدای متعال بین زن و مرد فرقی گذاشته که آن هم روی مصلحتی است و به نفع مرد و به ضرر زن هم نیست Ù€ برخوردارند. باید مثل دو نفر شریک، مثل دو نفر رفیق، در خانه با هم زندگی کنند...۹۸
مرد قوÙ‘ام است و زن ریحان اسلام مرد را قوÙ‘ام۱ و زن را ریحان۲ میداند. این نه جسارت به زن است نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مردØ› بلکه، درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقاÙ‹ برابر استØ› یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه میگذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محلÙ‘ اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفهی دیگر ترازو میگذاریم، این دو کفه با هم برابر میشود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.۹۹
جابهجایی نقشها ممنوع! بعضی از مسلکهای غلط که مخصوص زنها هم نیست Ù€ مردها هم گاهی همان مسلکها را دنبال میکنند Ù€ دنبال این هستند که بگویند: نه! بیاییم اجناس این ترازو (نقشهای زن و مرد) را جابهجا کنیم. حالا اگر این کار را بکنیم چه میشود؟ جز اینکه اشتباه میکنید و جز اینکه بوستان به زیبایی و نیکی پرداخته شده را خراب میکنید؟ غیر از این، کار دیگری نمیکنید. فواید همدیگر را میبرید، محیط خانواده را هم بیاعتنا میکنید. زن و مرد را نسبت به هم دچار تردید و دو دلی میکنید. آن محبÙ‘ت و عشقی را که مایه اصلی کار است، از دست میدهید. گاهی اتفاق میافتد مرد در خانه نقش زن را پیدا میکند. زن حاکم مطلق میشود و به مرد دستور میدهد این کار را بکن، آن کار را نکن. مرد هم دست بسته تسلیم است. خب چنین مردی دیگر نمیتواند تکیه گاه زن باشد. زن یک تکیه گاه خوب را دوست میدارد. گاهی اوقات از این طرف مرد چیزهایی را به زن تحمیل میکندØ› فرض کنید که تمام خرید و کار و سر و کله زدن با مراجعان با خانم است. چرا؟ چون من کار دارم، وقت ندارم. مبنا وقت نداشتن است! میگوید باید بروم اداره، کارها را باید خانم انجام دهد. یعنی کارهای بیجاذبه و سنگین برای زن. البته ممکن است چند صباحی سرگرمش کند، اما کار او نیست.۱۰۰
زن، گÙل است نه کار پرداز شما در روایات داریم « المرØ£ه ریحانه »، زن گل است. حالا شما ببینید، اگر مردی با یک گÙلی با خشونت و بیاعتنایی رفتار کند و پاسÙ گÙل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تخمیل کردن، زیاده روی کردن، زیاده خواهی کردن مردها از زنها، توقÙ‘عات بیجا و زیادی. « المرØ£هÙ رÙŽیحانهÙŒ و لÙŽیسÙŽتÙ’ بقÙŽهÙ’رÙمانÙŽهÙ » قهرمان، یعنی همین کار پرداز امروز زندگی ... این زن، کار پرداز شما نیست که همهی کارهای زندگیتان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید. نه! این یک گÙلی است در دست شما ... حتی اگر دانشمند یا سیاستمدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گÙل است.۱۰۱
مرد باید برورد کار کند قرآن میفرماید: « الرجال قوÙ‘امونÙŽ علی النساØ¡»Ø›۳ یعنی سرپرستی امور خانواده به عهدهی مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتÙ خانواده به عهدهی اوست. زن هرچه ثروت دارد مال خودش است. امÙ‘ا معیشتÙ خانواده بر دوش او نیست.۱۰۲
نه مردسالاری و نه زنسالاری این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کندØ› نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. « الرÙ‘جالÙ قÙŽوÙ‘امونÙŽ علی النÙ‘ساءٻ معنایش این نیست که زن بایستی در همهی امور تابع شوهر باشد. نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیدههای بدتر از اروپا و مقلÙ‘د اروپا، بگوییم که زن بایستی همه کاره باشد و مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است. بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید. یکی این جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یکدیگر زندگی کنید.۱۰۳
تفاوت طبیعی زن و مرد خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گÙنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی خوبند، امÙ‘ا اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند، معلوم نیست بتوانند بردارند. امÙ‘ا بعضی از انگشتها ظریف و باریکاند، آن سنگ را نمیتوانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را میتوانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هرکدام یک مسئولیتی دارند. نمیشود هم گفت کدامیک مسئولیتش سنگینتر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است. روح زن چون لطیفتر است، احتیاج به آرامش بیشتری دارد. او نیاز به آسایش و تکیه کردن به یک جای مطمئن دارد. این تکیه گاه کیست؟ او شوهر است. خدا اینها را این طور کنار هم قرار داده است.۱۰۴
دو نگاه متفاوت، هر دو زیبا نوع نگاه زن به مرد با نگاه مرد به زن بطور طبیعی مختلف است، باید هم مختلف باشد، ایرادی هم ندارد. مرد به زن به صورت یک الگوی زیبایی، الگوی ظرافت، الگوی حساسیت نگاه میکند، او را لطیف میبیند. اسلام هم همین را تØ£کید کرده: « المرØ£هیÙ رÙŽیحانهÙ » یعنی زن گÙل است. در این نگرش، زن، یک موجودی است رقیق، مظهر زیبایی و لطافت و رقت و مرد به این چشم به او مینگرد. محبÙ‘ت او را در این قالب ترسیم و مجسم میکند. مرد در چشم زن، مظهر اعتماد، نقطهی اتکا و اعتماد است و محبÙ‘ت خودش را به او در این قالب ترسیم میکند. این دو تا، دو نقش جداگانه است از یکدیگر و هر دو نقش لازم است. زن وقتی به مرد نگاه میکند، با همان چشم محبÙ‘ت و عشق، او را در نقش یک تکیه گاه میبیند که میتواند از نیروهای جسمی و فکری او برای پیشبرد کار زندگی استفاده کندØ› مثل یک موتور. مرد وقتی به زن نگاه میکند، به چشم مظهر اÙنس و آرامش مینگرد که میتواند به انسان آرامش بدهد. اگر مرد نقطهی اتکا در زمینه مسائل ظاهر زندگی است، زن هم به نوبهی خود نقطهی اتکا است برای مسائل روحی و معنوی زندگی. دریایی است از اÙنس و محبÙ‘ت. میتواند مرد را در این فضای سرشار از محبÙ‘ت، از همهی غصÙ‘هها و غمهای خودش خارج کند. اینها توانائیهای مرد و زن است. توانائیهای روحی آنهاست.۱۰۵
حق واقعی، حق خیالی حق، منشØ£ طبیعی دارد. حقÙ‘ واقعی آن است که منشØ£ طبیعی داشته باشد. این حقوقی که در بعضی محافل تعریف میشود، براساس توهÙ‘مات و خیالات است. آن حقوقی که برای زن و مرد وجود دارد، باید متکی باشد به طبیعت زن و مرد، به قواره و ساخت زن و مرد.۱۰۶ این فمینیستهای امروزÙ دنیا که همه جور مرد و زن در آنها هست و با ادÙ’عای دفاع از حقوق زن وارد میشوند، اصلاÙ‹ به نظر من حقوق زن را نمیشناسند. چون حق، یک امر انتزاعی نیست. حق یک منشØ£ طبیعی دارد ...۱۰۷
بازی غرب این غربیهایی که میبینید این قدر جنجال میکنند و سر مسØ£له زن این قدر بازی در میآورند، همین جا گرفتارند. میگویند ما احترام زن را نگه میداریم. بله، احترام زن را توی مجالس رسمی و توی فروشگاهها و خیابانها نگه میدارند آن هم به معنای تلذÙ‘ذ از او. امÙ‘ا توی خانواده هم شوهر با زنش همین طور است؟ چقدر زن آزاری، چقدر کتک زدن زنها به دست مردها، چقدر فاجعه آفرینی در داخل خانه، قÙلدر مآبی و ...۱۰۸
مرد باید ضرورتهای زن را درک کند از طرف مرد وظیفه این طور است که ضرورتهای زن را درک کند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیارÙ مطلق العÙنان او در خانه نداند. زن و شوهر دو نفرند، دو شریکاند، دو رفیقاند، هر کدام یک وÙسعی از لحاظ فکری و روحی دارند. مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگیهایی را که در جامعه ما دارند، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگیها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگیها در جامعه ما مطرح میشود. بلکه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیدا شدن روح اندیشه و تØ£مل و فکر در زن است. مراد اینهاست که هرچه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن میخواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیتهای اجتماعی سهیم باشد، در حدÙ‘ اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.۱۰۹ مرد نباید خیال کند چون میرود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کلÙ‘ه میزند و یک شاهی Ù€ صنÙ‘ار پول میآورد خانه، همه چیز مال اوستØ› نه! آنچه او میآورد نصف موجودیÙ همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است. اختیارات خانم، کدبانویی خانم، رØ£ی و نظر و نیازهای روحی خانم، اینها را باید رعایت کند. این طور نباشد که مرد چون در دوران مجردی، ساعت ده شب میآمده خانهی پدر و مادرش، حالا هم که زن گرفته این طور ادامه بدهد، نه! حالا باید ملاحظهی همسرش را بکند.۱۱۰ در قدیم، بعضی مردها خود را مالک زن میدانستند ... نه! همان قدری که شما در محیط خانواده ذی حق هستید او هم ذی حق است. نباید به زن زور بگویید و تحمیل کنید، چون به حسب جسم، او ضعیفتر است، بعضیها خیال میکنند که بله، حالا باید زور بگویند، صدایشان را کلفت کنند و دعوا کنند و تحمیل کنند ...۱۱۱
زنÙ هوشمند، مرد را اداره میکند زن باید ضرورتهای مرد را درک کند و بر او فشارÙ روحی و اخلاقی وارد نسازد. کاری نکند که او درÂ امر زندگی مستØ£صل شود و خدای ناکرده متوسÙ‘ل به راههای خلاف و نادرست شود. باید او را به ایستادگی و مقاومت در میادین زندگی تشویق کند و اگر چنانچه کار او مستلزم این است که مثلاÙ‹ نمیتواند یک مقداری به وضع خانواده رسیدگی کند، این را مرتÙ‘ب به رخ او نکشد.۱۱۲ اگر مرد خانه، فعالیتی چه علمی و چه جهادی و سازندگی و چه برای کسب روزی و چه برای کارهای عمومی دارد، زن سعی کند فضای خانه را برای او مساعد کند که او بتواند با روحیهی خوب سرکار برود و با شوق به خانه برگردد.۱۱۳ همهی مردها دوست دارند وقتی وارد خانه شدند، خانه به آنها آرامش و امنیÙ‘ت بدهد و احساس راحتی و آسودگی کنند. این وظیفهی زن است.۱۱۴ زن یک وظایفی دارد که عاقلانه باید آن وظایف را تشخیص دهد. زنها بدانند که اگر زنی، عقل و هوشمندی به خرج دهد، مرد را اداره خواهد کرد. درست است که مرد از لحاظ هیکل قویتر است، امÙ‘ا خدای متعال طبیعت زن را طوری آفریده که اگر زن و مرد، طبیعی و سالم باشند و زن عاقل باشد، کسی که در دیگری بیشتر نفوذ دارد، زن است که البته با زرنگی به خرج دادن و رندی کردن و تحکÙ‘م و زورگویی نمیتوان به آن رسید. بلکه با ملایمت، استقبالÙ خوب، خوشرویی، یک مقدار تحمل کردن Ù€ البته اندکیØ› خیلی هم لازم نیست تحمÙ‘ل کند Ù€ که خدای متعال در طبیعت زن، این تحمل را قرار داده است ... زن باید با شوهر خود این طور برخورد کند ...۱۱۵ بعضی از زنها نسبت به مردها سخت گیری میکنند. مثلاÙ‹ باید این را حتماÙ‹ بخری! باید این جور خانهای حتماÙ‹ فراهم کنی! فلان کس این طور خریده، من اگر نخرم مایه سرشکستگی میشود. با این حرفها شوهر خود را اذیت میکنند که این درست نیست.۱۱۶
مرد قوÙ‘ام است و زن ریحان اسلام مرد را قوÙ‘ام۱ و زن را ریحان۲ میداند. این نه جسارت به زن است نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مردØ› بلکه، درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقاÙ‹ برابر استØ› یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه میگذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محلÙ‘ اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفهی دیگر ترازو میگذاریم، این دو کفه با هم برابر میشود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.۹۹
جابهجایی نقشها ممنوع! بعضی از مسلکهای غلط که مخصوص زنها هم نیست Ù€ مردها هم گاهی همان مسلکها را دنبال میکنند Ù€ دنبال این هستند که بگویند: نه! بیاییم اجناس این ترازو (نقشهای زن و مرد) را جابهجا کنیم. حالا اگر این کار را بکنیم چه میشود؟ جز اینکه اشتباه میکنید و جز اینکه بوستان به زیبایی و نیکی پرداخته شده را خراب میکنید؟ غیر از این، کار دیگری نمیکنید. فواید همدیگر را میبرید، محیط خانواده را هم بیاعتنا میکنید. زن و مرد را نسبت به هم دچار تردید و دو دلی میکنید. آن محبÙ‘ت و عشقی را که مایه اصلی کار است، از دست میدهید. گاهی اتفاق میافتد مرد در خانه نقش زن را پیدا میکند. زن حاکم مطلق میشود و به مرد دستور میدهد این کار را بکن، آن کار را نکن. مرد هم دست بسته تسلیم است. خب چنین مردی دیگر نمیتواند تکیه گاه زن باشد. زن یک تکیه گاه خوب را دوست میدارد. گاهی اوقات از این طرف مرد چیزهایی را به زن تحمیل میکندØ› فرض کنید که تمام خرید و کار و سر و کله زدن با مراجعان با خانم است. چرا؟ چون من کار دارم، وقت ندارم. مبنا وقت نداشتن است! میگوید باید بروم اداره، کارها را باید خانم انجام دهد. یعنی کارهای بیجاذبه و سنگین برای زن. البته ممکن است چند صباحی سرگرمش کند، اما کار او نیست.۱۰۰
زن، گÙل است نه کار پرداز شما در روایات داریم « المرØ£ه ریحانه »، زن گل است. حالا شما ببینید، اگر مردی با یک گÙلی با خشونت و بیاعتنایی رفتار کند و پاسÙ گÙل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تخمیل کردن، زیاده روی کردن، زیاده خواهی کردن مردها از زنها، توقÙ‘عات بیجا و زیادی. « المرØ£هÙ رÙŽیحانهÙŒ و لÙŽیسÙŽتÙ’ بقÙŽهÙ’رÙمانÙŽهÙ » قهرمان، یعنی همین کار پرداز امروز زندگی ... این زن، کار پرداز شما نیست که همهی کارهای زندگیتان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید. نه! این یک گÙلی است در دست شما ... حتی اگر دانشمند یا سیاستمدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گÙل است.۱۰۱
مرد باید برورد کار کند قرآن میفرماید: « الرجال قوÙ‘امونÙŽ علی النساØ¡»Ø›۳ یعنی سرپرستی امور خانواده به عهدهی مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتÙ خانواده به عهدهی اوست. زن هرچه ثروت دارد مال خودش است. امÙ‘ا معیشتÙ خانواده بر دوش او نیست.۱۰۲
نه مردسالاری و نه زنسالاری این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کندØ› نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. « الرÙ‘جالÙ قÙŽوÙ‘امونÙŽ علی النÙ‘ساءٻ معنایش این نیست که زن بایستی در همهی امور تابع شوهر باشد. نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیدههای بدتر از اروپا و مقلÙ‘د اروپا، بگوییم که زن بایستی همه کاره باشد و مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است. بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید. یکی این جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یکدیگر زندگی کنید.۱۰۳
تفاوت طبیعی زن و مرد خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گÙنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی خوبند، امÙ‘ا اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند، معلوم نیست بتوانند بردارند. امÙ‘ا بعضی از انگشتها ظریف و باریکاند، آن سنگ را نمیتوانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را میتوانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هرکدام یک مسئولیتی دارند. نمیشود هم گفت کدامیک مسئولیتش سنگینتر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است. روح زن چون لطیفتر است، احتیاج به آرامش بیشتری دارد. او نیاز به آسایش و تکیه کردن به یک جای مطمئن دارد. این تکیه گاه کیست؟ او شوهر است. خدا اینها را این طور کنار هم قرار داده است.۱۰۴
دو نگاه متفاوت، هر دو زیبا نوع نگاه زن به مرد با نگاه مرد به زن بطور طبیعی مختلف است، باید هم مختلف باشد، ایرادی هم ندارد. مرد به زن به صورت یک الگوی زیبایی، الگوی ظرافت، الگوی حساسیت نگاه میکند، او را لطیف میبیند. اسلام هم همین را تØ£کید کرده: « المرØ£هیÙ رÙŽیحانهÙ » یعنی زن گÙل است. در این نگرش، زن، یک موجودی است رقیق، مظهر زیبایی و لطافت و رقت و مرد به این چشم به او مینگرد. محبÙ‘ت او را در این قالب ترسیم و مجسم میکند. مرد در چشم زن، مظهر اعتماد، نقطهی اتکا و اعتماد است و محبÙ‘ت خودش را به او در این قالب ترسیم میکند. این دو تا، دو نقش جداگانه است از یکدیگر و هر دو نقش لازم است. زن وقتی به مرد نگاه میکند، با همان چشم محبÙ‘ت و عشق، او را در نقش یک تکیه گاه میبیند که میتواند از نیروهای جسمی و فکری او برای پیشبرد کار زندگی استفاده کندØ› مثل یک موتور. مرد وقتی به زن نگاه میکند، به چشم مظهر اÙنس و آرامش مینگرد که میتواند به انسان آرامش بدهد. اگر مرد نقطهی اتکا در زمینه مسائل ظاهر زندگی است، زن هم به نوبهی خود نقطهی اتکا است برای مسائل روحی و معنوی زندگی. دریایی است از اÙنس و محبÙ‘ت. میتواند مرد را در این فضای سرشار از محبÙ‘ت، از همهی غصÙ‘هها و غمهای خودش خارج کند. اینها توانائیهای مرد و زن است. توانائیهای روحی آنهاست.۱۰۵
حق واقعی، حق خیالی حق، منشØ£ طبیعی دارد. حقÙ‘ واقعی آن است که منشØ£ طبیعی داشته باشد. این حقوقی که در بعضی محافل تعریف میشود، براساس توهÙ‘مات و خیالات است. آن حقوقی که برای زن و مرد وجود دارد، باید متکی باشد به طبیعت زن و مرد، به قواره و ساخت زن و مرد.۱۰۶ این فمینیستهای امروزÙ دنیا که همه جور مرد و زن در آنها هست و با ادÙ’عای دفاع از حقوق زن وارد میشوند، اصلاÙ‹ به نظر من حقوق زن را نمیشناسند. چون حق، یک امر انتزاعی نیست. حق یک منشØ£ طبیعی دارد ...۱۰۷
بازی غرب این غربیهایی که میبینید این قدر جنجال میکنند و سر مسØ£له زن این قدر بازی در میآورند، همین جا گرفتارند. میگویند ما احترام زن را نگه میداریم. بله، احترام زن را توی مجالس رسمی و توی فروشگاهها و خیابانها نگه میدارند آن هم به معنای تلذÙ‘ذ از او. امÙ‘ا توی خانواده هم شوهر با زنش همین طور است؟ چقدر زن آزاری، چقدر کتک زدن زنها به دست مردها، چقدر فاجعه آفرینی در داخل خانه، قÙلدر مآبی و ...۱۰۸
مرد باید ضرورتهای زن را درک کند از طرف مرد وظیفه این طور است که ضرورتهای زن را درک کند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیارÙ مطلق العÙنان او در خانه نداند. زن و شوهر دو نفرند، دو شریکاند، دو رفیقاند، هر کدام یک وÙسعی از لحاظ فکری و روحی دارند. مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگیهایی را که در جامعه ما دارند، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگیها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگیها در جامعه ما مطرح میشود. بلکه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیدا شدن روح اندیشه و تØ£مل و فکر در زن است. مراد اینهاست که هرچه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن میخواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیتهای اجتماعی سهیم باشد، در حدÙ‘ اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.۱۰۹ مرد نباید خیال کند چون میرود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کلÙ‘ه میزند و یک شاهی Ù€ صنÙ‘ار پول میآورد خانه، همه چیز مال اوستØ› نه! آنچه او میآورد نصف موجودیÙ همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است. اختیارات خانم، کدبانویی خانم، رØ£ی و نظر و نیازهای روحی خانم، اینها را باید رعایت کند. این طور نباشد که مرد چون در دوران مجردی، ساعت ده شب میآمده خانهی پدر و مادرش، حالا هم که زن گرفته این طور ادامه بدهد، نه! حالا باید ملاحظهی همسرش را بکند.۱۱۰ در قدیم، بعضی مردها خود را مالک زن میدانستند ... نه! همان قدری که شما در محیط خانواده ذی حق هستید او هم ذی حق است. نباید به زن زور بگویید و تحمیل کنید، چون به حسب جسم، او ضعیفتر است، بعضیها خیال میکنند که بله، حالا باید زور بگویند، صدایشان را کلفت کنند و دعوا کنند و تحمیل کنند ...۱۱۱
زنÙ هوشمند، مرد را اداره میکند زن باید ضرورتهای مرد را درک کند و بر او فشارÙ روحی و اخلاقی وارد نسازد. کاری نکند که او درÂ امر زندگی مستØ£صل شود و خدای ناکرده متوسÙ‘ل به راههای خلاف و نادرست شود. باید او را به ایستادگی و مقاومت در میادین زندگی تشویق کند و اگر چنانچه کار او مستلزم این است که مثلاÙ‹ نمیتواند یک مقداری به وضع خانواده رسیدگی کند، این را مرتÙ‘ب به رخ او نکشد.۱۱۲ اگر مرد خانه، فعالیتی چه علمی و چه جهادی و سازندگی و چه برای کسب روزی و چه برای کارهای عمومی دارد، زن سعی کند فضای خانه را برای او مساعد کند که او بتواند با روحیهی خوب سرکار برود و با شوق به خانه برگردد.۱۱۳ همهی مردها دوست دارند وقتی وارد خانه شدند، خانه به آنها آرامش و امنیÙ‘ت بدهد و احساس راحتی و آسودگی کنند. این وظیفهی زن است.۱۱۴ زن یک وظایفی دارد که عاقلانه باید آن وظایف را تشخیص دهد. زنها بدانند که اگر زنی، عقل و هوشمندی به خرج دهد، مرد را اداره خواهد کرد. درست است که مرد از لحاظ هیکل قویتر است، امÙ‘ا خدای متعال طبیعت زن را طوری آفریده که اگر زن و مرد، طبیعی و سالم باشند و زن عاقل باشد، کسی که در دیگری بیشتر نفوذ دارد، زن است که البته با زرنگی به خرج دادن و رندی کردن و تحکÙ‘م و زورگویی نمیتوان به آن رسید. بلکه با ملایمت، استقبالÙ خوب، خوشرویی، یک مقدار تحمل کردن Ù€ البته اندکیØ› خیلی هم لازم نیست تحمÙ‘ل کند Ù€ که خدای متعال در طبیعت زن، این تحمل را قرار داده است ... زن باید با شوهر خود این طور برخورد کند ...۱۱۵ بعضی از زنها نسبت به مردها سخت گیری میکنند. مثلاÙ‹ باید این را حتماÙ‹ بخری! باید این جور خانهای حتماÙ‹ فراهم کنی! فلان کس این طور خریده، من اگر نخرم مایه سرشکستگی میشود. با این حرفها شوهر خود را اذیت میکنند که این درست نیست.۱۱۶
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.