✍️ نویسنده: islammovieb
🏷️ دسته: 95
📊 بازدید: 1,587

ازدواج - سازگاری همسران قسمت دوم

مشکلات اخلاقی - رفتاری

این دسته از مشکلات را می­توان به سه حوزه مشکلات اخلاقی ØŒارتباطی و عاطفی تقسیم کرد و مواردی را که در این امور قرار می گیرند و سبب ناسازگاری می شوند را بیان نمود.

به کوشش : سرکار خانم ها سمانه شیرماهیØŒ معصومه نیکخواه

مشروح در ادامه

1-2-1مشکلات اخلاقی

1-1-2-1عصبانیت و خشم

یکی از موارد اخلاقی ناهنجار که سبب بروز دعوا و اختلاف بین زن و شوهر می شود خشم و عصبانیت می باشدØŒمتØ£سفانه وقتی که یکی از زوجین به هر دلیلی عصبانی باشدØŒ اگر طرف مقابل زمینه کنترل آن را فراهم نکند و مانند همسرش خشمگین و عصبانی شود ناسازگاری و اختلاف بالا می­گیرد و رفتار و حالات منفی بیشتری محقق خواهد شد و ممکن است بی احترامی به خانواده زوجین را نیز به همراه داشته باشد. "حضرت علی (علیه السلام )در این باره می فرمایند: خشم بد قرینی استØŒ عیوب را آشکار می کندو بدی را نزدیک می کند و خوبی را دور می سازد".1 بنابراین بکارگیری مهارتهایی در زمینه کنترل خشم موجب کاهش ناسازگاری خواهد شد. مواردی از قبیل:1-تفکر در آثارسوØ¡ خشم و عصبانیت 2-تزکیه نفس 3-تمرین کردن جهت کنترل خشم4-کنترل زمینه های ایجاد خشم و عصبانیت. 2

 2-1-2-1 لجبازی

لجبازی به معنای اصرار و پافشاری یک فرد بر امری است که از آن نهی شده است. لجبازی وپافشاری هریک از زوجین در موارد مختلف تبعات و آثار منفی در پی دارد. لجبازی سبب کاهش روابط عاشقانه میان همسران خواهد شد و به آرامش و خوشبختی زوجین در زندگی لطمه وارد می کند. "حضرت علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند: میوه­ی لجاجت هلاکت است". 3 علت ایجاد لجبازی موارد مختلفی از قبیل انتقام گرفتنØŒ حس برتری جویی و یا در اثر سرزنش زیادی در امری ایجاد می شود.4 "امام صادق (علیه السلام) می­فرمایند: آدمی از ذلت و حقارت کوچکیØŒ اظهار ناراحتی و اندوه می­کند و همین باعث می­شود که در ذلت بزرگتری وارد شود".5 یکی دیگر از آثار سوØ¡ لجبازی کاهش منزلت و جایگاه فرد در مقابل همسرش است. بنابراین کنترل این امر مهم بوده و خود فرد می تواند با فکر کردن بر اثرات سوØ¡ آن این خلق ناهنجار راکنترل کند. از طرفی اطرافیان نیز با صبر و حوصله و  با توجه بیشتر به اموری که علت ایجاد کننده لجبازی همسرشان است به کنترل کردن این خصیصه بد کمک نمایند.

3-1-2-1 برتری جویی

حس برتری جویی حسی است که معمولاÙ‹ در اثر کمبود های روحی و روانی و کم توجهی ها در دوران کودکی در فرد شکل می گیرد و در دوران بزرگسالی بروز و ظهور پیدا می کند. به این صورت که فرد خود را به رخ می کشد و با کوچک و حقیر کردن دیگران به دنبال پوشاندن ضعف نفس خویش استØ› درحالی که به واقع هیچ­وقت این فرد با راهی که در پیش گرفته به آرامش واقعی درونی دست پیدا نخواهد کردØ› به دلیل اینکه عزت نفس واقعی ندارد.6 برای کمک کردن به این فردØŒ همسرش باید تلاش کند که او را به حقیقت پست­بودن این خوی و اخلاق آگاه کند و او را در جهت تقویت عزت نفس و از بین بردن کمبودهای عاطفی و روحی و روانی کمک نماید. "امام صادق (علیه­السلام) می­فرمایند: هیچ انسانی دچار بیماری تکبر یا فخر فروشی نمی­شود مگر به قیمت پستی و حقارتی که در نفس خویش احساس می کند".7

4-1-2-1 پرحرفی

زنان به دلیل ویژگی ذاتی که دارند در صحبت کردن بیشتر به ذکر جزئیات مسائل می پردازند و یا در هنگام ناراحتی از یک مسئلهØŒ دوست دارند که برای همسرشان آن مورد را تعریف کنند و همسرشان با تمام حواس گوش کند که بتواند از آن ناراحتی رهایی یافته و به آرامش برسندØ› در این شرایط اگر مرد حوصله گوش کردن را نداشته باشد و بی توجهی نسبت به همسرش نشان دهدØŒ ناراحتی زن افزون یافته و اختلاف و ناسازگاری بین زوجین ایجاد می شود. بنابراین برای جلوگیری از این اختلاف زنان باید بدانند که چه زمانی وقت مناسب برای صحبت کردن و دردودل با همسرشان است و سخنان خودشان را مختصر و مفید بیان کنند. از طرفی مردان نیز باید با آگاهی از این ویژگی ذاتی در همسرشانØŒ باحوصله به حرفهای اوگوش دهند و یا در شرایط نامناسب از همسرشان بخواهند که سخنان خود را کوتاه تر بیان کنند.

5-1-2-1 چشم و هم چشمی

"احساس حقارت و تکبر دو صفت اولیه ای است که انسان را به وضع بسیار زشتی سوق می دهد و چشم و هم چشمی یکی از جلوه های رفتاری این دو صفت زشت است.8 امام صادق(علیه السلام)در حدیثی می­فرمایند: هیچ انسانی تکبر و گردنکشی نمی­کند مگر به علت ذلت و حقارتی که در نفس خویش احساس می­کند".9 طبق بیان امام معصوم علت تکبر و چشم و هم چشمی خود کوچکی واقعی است و در این شرایط فرد مدام در زندگی این­و­آن سرک می­کشد که ببیند دیگران چه چیزی دارندØ›که آن را تهیه کند و به دیگران نمایش دهد. در چنین شرایطی فرد آرامش واقعی را حس نخواهد کرد بلکه مدام به دنبال کسب شرایط دیگری است که در زندگی دیگران جستجو کرده و خود آن را ندارد.10 زن و شوهری که در زندگی خویش گرفتار این مسئله شوند آرامش در زندگی آنان کمرنگ شده و زمینه اختلاف و درگیری به خصوص در زمینه تهیه وسایل جدید افزایش می یابد و این اختلافاتØŒ ادامه دار است. جهت حل این مشکل زن و مرد باید نگاه خود را به زندگی عوض کنند و به رضای خدا و رزقی که از طرف او عنایت شده راضی باشند که هدف در زندگی چیزی جز رضای الهی نیست.

 6-1-2-1 بخل و زیاده طلبی

از خصوصیات نامطلوب دیگر که زمینه ایجاد اختلاف بین زن و مرد را فراهم می کند ویژگی نامطلوب خساست و زیاده خواهی است. در مواردیکه یکی از همسران خسیس باشدو دیگری رفتار معکوس داشته باشد اهل ولخرجی و اسراف باشد و یا زیاده­خواه باشد اختلاف و ناسازگاری میان زن و شوهر در موارد متعددی ایجاد خواهد شد. هردوی این ویژگی­ها نامطلوب هستندØ› انسان باید در عمل به این امور میانه رو باشد همانطور در قرآن مجید آیه ای است که بیان می دارد "والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقترو و کان بین ذلک قواما" "و آنان هستند که هنگام انفاق به مسکینان اسراف نکرده  و بخل هم نورزند بلکه در احسام میانه­رو و معتدل باشند".11

7-1-2-1 سوØ¡ ظن

"دکتر صفوراییØŒ کارشناس مرکز مشاوره مؤسسه امام خمینی ضمن مرتبط دانستن نوع مشکلات میان زوجین با فرهنگ مردم هر منطقهØŒ یکی از پربسامدترین مشکلات مراجعان را سوØ¡‌ظن به همسر می‌داند".12سوØ¡ظن یا بد گمانی به همسر در مورد هریک از زن و مرد می تواند اتفاق بیافتد. زنی که دچار بدبینی یا منفی نگری است می تواند مدام به همسرش شک داشته باشد که نکند با زن دیگری در ارتباط باشد و گاهی زن­ها به دلیل شرایط نامطلوب جامعه و عدم رعایت حدومرز در روابطØŒ دچار این مسئله می شوند. سوØ¡ ظن در مورد مردان نیز ممکن است اتفاق بیافتد. مثلا در مواردیکه مرد به همسرش اطمینان ندارد و نمی تواند در ارتباطات او با نامحرم و.... خوش­بین باشدØŒدچار سوØ¡ ظن می­گردد.

 8-1-2-1 حسادت

یکی دیگر از صفات نامطلوب در انسان که زمینه گناه و به دنبال آن ناسازگاری میان همسران را ایجاد می کندØŒحسادت است. شخص حسود نمی­تواند نعمتی را در دست شخص دیگری ببیندØŒ به همین علت آرزوی نابودی آن نعمت که در دست کس دیگری است را می نماید.13 کسی که با عمل خود به دیگری حسادت می ورزد سبب سلب آسایش در زندگی خود و خانواده اش می­شودØ› به این علت که مدام در پی نابودی نعمتی است که در دست دیگری است و به همین علت آسایش و آرامش در زندگی شخصی نداردØ› بنابراین زمینه ناسازگاری در خانواده افزایش می یابد. "حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند:کسی که به تو حسد ورزدØŒ همین او را بس که هنگام شادی توØŒ غمگین می­شود".14از نتایج نامطلوب دیگر این بیماری دوری ازخدا و کمرنگ شدن ایمان فرد حسود است که "حضرت رسول (صلی اللÙ‘ه علیه و آله) در این باره می فرمایند: آگاه باشید که درد امتهای پیشین-یعنی حسد- به شما سرایت کرده استØŒ این صفت موی شما را نمی تراشدØ› بلکه دین شما را می تراشد و از بین می برد".15 فردی که ایمان او از بین برود زمینه اختلاف و درگیری میان او و همسرش افزایش می­یابد. فرد حسود یا به همسرش حسادت دارد و یا به خانواده همسرش و یا به دیگران حسادت می­ورزد. به هر حال نتیجه همه این­ها ناآرامی و ناسازگاری در زندگی شخصی فرد حسود خواهد بود. .فرد حسود برای از بین بردن این بیماری ابتدا باید به خدا توکل کند و از او بخواهد که این صفت نامطلوب را از وی دور کند.

9-1-2-1 عدم مهارت حل مسئله

در حال حاضر بسیاری از افراد وقتی در زندگی با مشکلاتی مواجه می شوند به جای فکرکردن برای حل مسئله می­خواهندکه صورت مسئله را پاک کنندØ› چون این روش برایشان راحت­تر و زحمت کمتری داردØ› در حالیکه با انجام این عملØŒ مشکل حل نخواهد شد بلکه آسیب­ها افزایش می یابد و ناسازگاری زیاد می­شود.

10-1-2-1 سایر موارد

از موارد دیگری که در زمینه آسیب­های اخلاقی می­توان برشمرد و سبب ایجاد ناسازگاری میان زن و شوهر می­شوندØŒ شامل: عدم آگاهی به وظایفØŒ ناز پروردگیØŒ نداشتن استقلال در تصمیم گیریØŒ نداشتن ثبات شخصیتØŒ عدم تمایل به اصلاحØŒ مسئولیت ناپذیریØŒ خودخواهیØŒ نداشتن اعتماد به نفس و  فحاشی است.

به کوشش : سرکار خانم ها سمانه شیرماهیØŒ معصومه نیکخواه

 


1- شیخ الاسلامیØŒ غرر الحکمØŒ ح 4417.

2- ر.ک . ملکیØŒ 1388ØŒ صص 213-205.  

3- شیخ الاسلامیØŒ غرر الحکمØŒ ح 6954.

4- ر.ک . ملکیØŒ 1388ØŒ 220- 216.

5- حرانیØŒ تحف العقولØŒ ص 366.

6- ر.ک . ملکیØŒ 1388ØŒ ص222.

7- کلینی الرازیØŒ اصول کافیØŒ ج 3ØŒ ص 624. 

8- ملکیØŒ 1388ØŒ ص 264.

9- کلینی الرازیØŒ اصول کافیØŒ ج 3ØŒ ص 429.

10- ر.ک . ملکیØŒ 1388ØŒ ص264.

11- سوره فرقانØŒ آیه 67.

12- قاسمیØŒ گزارش کارشناسی از آسیب‌شناسی روابط زوجینØŒ  نشریه حوراء، شماره 29.

13- ر.ک . حسین­زادهØŒ 1390ØŒ ص144ØŒ

14- محمد باقر مجلسیØŒ بحار الانوارØŒ ج 70ØŒ ص 256ØŒ

15- همانØŒ ص253ØŒ