✍️ نویسنده: 4
امام جواد (ع) پاسخ وی را به چندین پرسش بیان فرمود از جمله اینکه: «این صید را در منطقه حÙŽرÙŽم کشته است یا در خارج از حرم؟ حکم کشتن صید را میدانسته یا نمیدانسته؟ عمداÙ‹ کشته یا غیر عمد؟ شخص محرم، آزاد بوده یا بنده؟ کودک بوده یا بزرگسال؟ بار اولش بوده یا سابقه داشته؟ حیوان کشته شده، پرنده بوده یا خیر؟ کوچک بوده یا بزرگ؟ آیا شخص محرم به کارش اصرار دارد یا پشیمان است؟ صیدش را در شب کشته یا در روز؟ آیا شخص، در احرام عمره بوده یا در احرام حج؟».
یحیی بن اکثم که از این همه تقسیم بندی جا خورده بود، عجز و درماندگی در صورتاش پیدا شد و زبانش به لکنت افتاد و حضار متوجه عجز او شدند. بعد از جلسه مØ£مون از آن حضرت خواست که پاسخ پرسشها را بیان فرمایند و حضرت پاسخ دادند. همچنین مباحث دیگری در یکی از جلسات مناظره مطرح شد و یحیی بن اکثم موارد دیگری را مطرح کرد از جمله اینکه روی به امام جواد (ع) کرد و گفت: روایت شده است که جبرئیل به حضور نبی اکرم (ص) رسید و عرض کرد: «یا محمÙ‘د! خداوند به شما سلام میرساند و میفرماید: من از ابوبکر راضی هستم، از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟» نظر شما درباره این حدیث چیست؟ امام جواد (ع) پاسخ دادند: «من منکر فضیلت ابوبکر نیستم، ولی کسی که این خبر را نقل میکند باید خبر دیگری را نیز که پیامبر اسلام در حجه الوداع بیان کرد، از نظر دور ندارد که فرمود: «کسانی که بر من دروغ میبندند، بسیار شدهاند و بعد از من بسیار خواهند بود، هر کس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به کتاب خدا و سنÙ‘ت من عرضه کنید، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنÙ‘ت من بود، رها کنید». این روایت (درباره ابوبکر) با کتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: «ولقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوسÙ به نفسÙهÙ و نحنÙ اقربÙ الیه من حÙŽبل الوÙŽرید» (ما انسان را آفریدیم و میدانیم در دلش چه چیز میگذرد و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم). آیا خشنودی و ناخشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟! آیا عقلاÙ‹ این روایت قابل قبول است؟ یحیی گفت: روایت شده است که: «ابوبکر و عمر در زمین، مانند جبرئیل و میکائیل در آسمان هستند». حضرت پاسخ داد: «درباره این حدیث نیز باید دقت شودØ› چرا که جبرئیل و میکائیل دو فرشته مقرب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهی از آن دو سر نزده است و لحظهای از دایره اطاعت خدا خارج نشدهاند، ولی ابوبکر و عمر زمانی مشرک بودهاند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شدهاند، اما اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کردهاند، بنابراین محال است که خدا آن دو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند». علم و دانش الهی به صورت علم لدنی به پیامبر (ص) و ائمه (ع) منتقل شده است، بنابراین امامان هر پرسشی را میتوانند پاسخ دهندØ› در نتیجه و با توجه به تجربیات گذشته، جریان مناظره طراحی شد، اما در واقع دستگاه خلافت بنیعباس به دنبال این بودند تا از ورای مناظرات به اهداف خود برسند یحیی در ادامه همچنین گفت: ابوبکر و عÙمر دو سرور پیران اهل بهشتند. درباره این حدیث چه میگوئید؟ حضرت فرمود: «این روایت نیز محال است که درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمیشود. (تا ابوبکر و عمر سرور آنان باشند!) این روایت را بنیامیه، در مقابل حدیثی که از پیامبر (ص) درباره حسن و حسین (علیهماالسÙ‘لام) نقل شده است که «حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند.» جعل کردهاند. یحیی گفت: «روایت شده است که عÙمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است. حضرت فرمود: «این نیز محال استØ› زیرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد (ص) و همه انبیا و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اینها روشن نمیشود اما با نور عÙمÙŽر روشن میگردد؟»، لذا این شباهت و تشبیه را جعل کردند. *پس از مØ£مون عباسی، معتصم خلیفه بنیعباس شد، چه روایت و گزارشی از جایگاه علمی امام جواد (ع) در آن دوران نقل شده است؟ نقل شده یک روز «ابن ابی دؤاد» از مجلس معتصم بازگشت، در حالی که به شدت افسرده و غمگین بود. علت را جویا شدند و او پاسخ داد: «امروز آرزو کردم که کاش بیست سال پیش مرده بودم!» پرسیدم: «چرا؟» گفت: «به خاطر آنچه از ابوجعفر ثانی در مجلس معتصم بر سرم آمد!» گفتم: «جریان چه بود؟» پاسخ داد: «شخصی به سرقت اعتراف کرد و از خلیفه معتصم خواست که با اجرای کیفر الهی او را پاک سازد.» خلیفه همه فقها را گرد آورد و «محمد بن علی» حضرت امام جواد (ع) را نیز فراخواند و از ما پرسید: «دست دزد از کجا باید قطع شود؟» من گفتم: «از مچ دست.» گفت: «دلیل آن چیست؟» گفتم: چون منظور از دست در آیه تیمÙ‘م: «فÙŽامÙ’سÙŽحÙوا بÙوÙجوهÙکÙم و ایدیکÙمØ› صورت و دستهایتان را مسح کنید تا مچ دست است.» گروهی از فقها در این مطلب با من موافق بودند و میگفتند: دست دزد باید از مچ قطع شود، ولی گروهی دیگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود، و چون معتصم دلیل آن را پرسید، گفتند: منظور از دست در آیه وضو: «فÙŽاغسÙلوا وÙجوهÙŽکÙمÙ’ وÙŽ ایÙ’دÙیÙŽکÙمÙ’ الی الÙ’مرافÙقÙØ› صورتها و دستهایتان را تا آرنج بشویید، تا آرنج است.»، آنگاه معتصم رو به امام جواد (ع) کرد و پرسید: «نظر شما در مورد این مسئله چیست؟» گفت: «اینها نظر دادند، مرا معاف بدار.» معتصم اصرار کرد و قسم داد که باید نظرتان را بگویید. امام (ع) فرمود: «چون قسم دادی نظرم را میگویم. اینها در اشتباهاند، زیرا فقط انگشتان دزد باید قطع شود و بقیه دست باید باقی بماند.» معتصم گفت: «به چه دلیل؟» فرمود: «زیرا رسول خدا (ص) فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق مییابد. صورت (پیشانی)، دو کف دست، دو سر زانو، و دو پا (دو انگشت بزرگ پا). بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود، دستی برای او نمیماند تا سجده نماز را به جا آورد، و نیز خدای متعال میفرماید: «وانÙ‘ÙŽ المساجÙدÙŽ لله فلا تÙŽدÙ’عÙوا مÙŽعÙŽ اللهÙ احÙŽداÙ‹Ø› سجده گاهها (هفت عضوی که سجده بر آنها انجام میگیرد) از آن خداست، پس، هیچکس را همراه و همسنگ با خدا نخوانید و عبادت نکنید.» مسجد (محل سجده) و آنچه برای خداست قطع نمیشود. و همانطور که مسجدها و خانه خدا و مکانی که پیشانی روی آن قرار میگیرد محل سجده هستند، خود پیشانی و شش عضو دیگر نیز که با آنها سجده میکنیم، محلÙ سجده محسوب میشوند و به همین دلیل اعتبار در این روایت «المساجد» به معنای هفت عضویی که با آنها سجده میشود تفسیر شده است. ابن ابی دؤاد میگوید: «معتصم جواب محمد بن علی (ع) را پسندید و دستور داد انگشتان دزد را قطع کردند و ما نزد حضÙ‘ار بی آبرو شدیم! و من همانجا از فرط شرمساری و اندوه) آرزوی مرگ کردم. نکتهای که لازم میدانم به آن اشاره داشته باشم این است که در آن دوران خلیفه را شخصی میدانستند که باید بر همه علوم اطلاع و اشراف داشته باشد و طبیعتاÙ‹ هیچکدام از خلفا این چنین نبودندØ› او از کجا باید میدانست که دست دزد را از کجا قطع کنند؟! اگر بخواهیم جمع بندی کنیم امام جواد (ع) از ائمه بزرگوار ما شیعیان است که توانست به قدرت و علم الهی و علم لدنی که داشت صلاحیت رهبری خود را نشان دهد. *جوانان و عموم مردم چگونه میتوانند از زندگی ائمه اطهار خصوصاÙ‹ امام جواد (ع) الگو بگیرند؟ به عموم مردم و به ویژه جوانان عزیز از دختر و پسر توصیه میکنم در زندگی خود سعی کنند با تاریخ و سیره امامان معصوم و جانشینان واقعی پیامبر اکرم (ص) بیشتر آشنا شوند و اطلاعات و آگاهی خود را بالا ببرند و دستورات آن بزرگواران را در تمام طول زندگی و در تمامی مسائل آن اجرا و عمل نمایند. برای نمونه در امور تحصیل و گردش و تفریح و معاشرت با اقوام و دوستان و اجتماع از یاد خدا غافل نشوند و با ایمان و صداقت و محبت و مردم داری و صبوری و ایستادگی در مسیر حق و امور دینی با مشکلات مبارزه نموده تا امدادهای الهی و عنایت ائمه اطهار (ع) شامل حال آنها بشود. همچنین توصیه میکنم از الگوبرداری از نمادهای غربی و فرهنگ بیگانه جدا پرهیز نمایند زیرا موفقیت و عزت و عاقبت به خیری فقط در پیمودن مسیر اسلام ناب محمدی (ص) و عمل به دستورات آن میباشد. زندگانی و سیره حضرت امام جواد (ع) که بیست و پنج سال بیشتر زندگی در دنیا نکرد و بیشتر عمرشان را در تحت نظر حاکمان فاسد و فاجر عباسی بودند، در ابعاد گوناگون آن میتواند برای جوانان جوامع اسلامی بهترین درس باشد. منبع : خبرگزاری مهر
💬 دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!
📝 ثبت دیدگاه جدید
✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده میشود.