🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
دانلود صوتی دعای جوشن کبیر + متن و ترجمه کامل - دانلود آهنگ | مجله نودیها
📁 دانلود آهنگ

دانلود صوتی دعای جوشن کبیر + متن و ترجمه کامل

✍️ نویسنده: 4

دانلود صوت دعای جوشن کبیر با صدای موسوی قهار همراه با متن دعا

دانلود صوت دعای جوشن کبیر با صدای حاج میثم مطیعی همراه با متن دعا

دانلود صوتی دعای جوشن کبیر – حاج میثم مطیعی شب ۱۹ ماه رمضان ۹۳- مسجد جامع بازار

دانلود دعای جوشن کبیر با صدای حاج میثم مطیعی

دانلود صوتی دعای جوشن کبیر شب قدر

              متن کامل +ترجمه بِسم اللهِ الرÙŽحمنِ الرÙŽحیم
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگی است
(۱) اÙŽللÙ‘هُمÙ‘ÙŽ اِنّى اÙŽسÙ’ئÙŽلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یا اÙŽللÙ‘هُ، یا رÙŽحÙ’منُ، یا رÙŽحیمُ، یا کÙŽریمُ، یا مُقیمُ، یا عÙŽظیمُ، یا قÙŽدیمُ، یا عÙŽلیمُ، یا حÙŽلیمُ، یا حÙŽکیمُ، سُبÙ’حانÙŽکÙŽ یا لا اِلهÙŽ اِلاÙ‘ اÙŽنÙ’تÙŽ الÙ’غÙŽوÙ’ثÙŽ الÙ’غÙŽوÙ’ثÙŽ خÙŽلِّصÙ’نا مِنÙŽ النÙ‘ارِ یا رÙŽبِّ
(۱) خدایا از تو خواستارم به نامت، ای خدا، ای بخشنده، ای مهربان، ای گرامی، ای پایدار، ای بزرگ، ای دیرینه، ای دانا، ای شکیبا، ای فرزانه، منزÙ‘هی توای که معبودی جز تو نیست، فریاد رس فریاد رس، ما را از آتش برهان ای پروردگار من
(۲) یا سÙŽیِّدÙŽ السÙ‘اداتِ، یا مُجیبÙŽ الدÙ‘ÙŽعÙŽواتِ، یا رافِعÙŽ الدÙ‘ÙŽرÙŽجاتِ، یا وÙŽلِىَّ الÙ’حÙŽسÙŽناتِ، یا غافِرÙŽ الÙ’خÙŽطیئاÙ‘ÙŽتِ، یا مُعÙ’طِىَ الÙ’مÙŽسÙ’ئÙŽلاتِ، یا قابِلÙŽ التÙ‘ÙŽوÙ’باتِ، یا سامِعÙŽ الاÙ’صÙ’واتِ، یا عالِمÙŽ الÙ’خÙŽفِیÙ‘اتِ، یا دافِعÙŽ الÙ’بÙŽلِیÙ‘اتِ،
(۲) ای سرور سروران، ای برآورنده دعاها، ای بلندی بخش جایگاه ها، ای سرچشمه نیکی ها، ای درگذرنده از خطاها، ای عطابخش خواسته ها، ای پذیرنده توبه ها، ای شنونده نداها، ای دانای رازها، ای دور کننده بلاها
(۳) یا خÙŽیÙ’رÙŽالÙ’غافِرینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ الÙ’فاتِحینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ النÙ‘اصِرینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ الÙ’حاکِمینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ الرÙ‘ازِقینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ الÙ’وارِثینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ الÙ’حامِدینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ الذÙ‘اکِرینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ الÙ’مُنÙ’زِلینÙŽ، یا خÙŽیÙ’رÙŽ الÙ’مُحÙ’سِنینÙŽ،
(۳) ای بهترین آمرزگاران، ای بهترین گشایشگران، ای بهترین یاوران، ای بهترین داوران، ای بهترین روزی دهان، ای بهترین وارثان، ای بهترین ستایشگران، ای بهترین یادآوران، ای بهترین عطابخشان، ای بهترین نیکوکاران
(۴) یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’عِزÙ‘ÙŽهُ وÙŽ الÙ’جÙŽمÙŽالُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’قُدÙ’رÙŽهُ وÙŽ الÙ’کÙŽمÙŽالُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’مُلÙ’کُ وÙŽ الÙ’جÙŽلالُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ الÙ’کÙŽبِیرُ الÙ’مُتÙŽعÙŽالِ، یÙŽا مُنÙ’شِئÙŽ السÙ‘ÙŽحÙŽابِ الثِّقÙŽالِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ شÙŽدِیدُ الÙ’مِحÙŽالِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ سÙŽرِیعُ الÙ’حِسÙŽابِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ شÙŽدِیدُ الÙ’عِقÙŽابِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عِنÙ’دÙŽهُ حُسÙ’نُ الثÙ‘ÙŽوÙŽابِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عِنÙ’دÙŽهُ Ø£ÙŽمُّ الÙ’کِتÙŽابِ،
(۴) ای آن که شکوه و زیبایی تنها از آن اوست، ای آن که توانایی و برازندگی تنها از آن اوست، ای آن که فرمانروایی و شوکت تنها از آن اوست، ای آنکه اوست بزرگ و برتر، ای پدیدآورنده ابرهای پرباران، ای آن که نیرومند و پرتوان است، ای آن که حسابرسی چالاک است، ای آن که کیفرش سخت و شدید است، ای آن که پاداش نیک تنها نزد اوست، ای آن که دفتر هستی پیش روی اوست
(۵) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا حÙŽنÙ‘ÙŽانُ، یÙŽا مÙŽنÙ‘ÙŽانُ، یÙŽا دÙŽیÙŽانُ، یÙŽا بُرÙ’هÙŽانُ، یÙŽا سُلÙ’طÙŽانُ، یÙŽا رِضÙ’وÙŽانُ، یÙŽا غُفÙ’رÙŽانُ، یÙŽا سُبÙ’حÙŽانُ، یÙŽا مُسÙ’تÙŽعÙŽانُ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’مÙŽنِّ وÙŽ الÙ’بÙŽیÙŽانِ،
(۵) خدایا! از تو خواستارم به نامت ای پرمهر، ای بخشایشگر، ای جزادهنده، ای روشنی خرد، ای فرمانروا، ای خشنودی، ای آمرزش، ای پاک، ای پشتوانه، ای صاحب نعمت و بیان
(۶) یÙŽا مÙŽنÙ’ تÙŽوÙŽاضÙŽعÙŽ کُلُّ شÙŽی ءٍ لِعÙŽظÙŽمÙŽتِهِ، یÙŽا مÙŽنِ اسÙ’تÙŽسÙ’لÙŽمÙŽ کُلُّ شÙŽی ءٍ لِقُدÙ’رÙŽتِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ ذÙŽلÙ‘ÙŽ کُلُّ شÙŽی ءٍ لِعِزÙ‘ÙŽتِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ خÙŽضÙŽعÙŽ کُلُّ شÙŽی ءٍ لِهÙŽیبÙŽتِهِ، یÙŽا مÙŽنِ انÙ’قÙŽادÙŽ کُلُّ شÙŽی ءٍ مِنÙ’ خÙŽشÙ’یÙŽتِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ تÙŽشÙŽقÙ‘ÙŽقÙŽتِ الÙ’جِبÙŽالُ مِنÙ’ مÙŽخÙŽافÙŽتِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ قÙŽامÙŽتِ السÙ‘ÙŽمÙŽاوÙŽاتُ بِأَمÙ’رِهِ، یÙŽا مÙŽنِ اسÙ’تÙŽقÙŽرÙ‘ÙŽتِ الْأَرÙŽضُونÙŽ بِإِذÙ’نِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یسÙŽبِّحُ الرÙ‘ÙŽعÙ’دُ بِحÙŽمÙ’دِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽعÙ’تÙŽدِی عÙŽلÙŽÙ‰ Ø£ÙŽهÙ’لِ مÙŽمÙ’لÙŽکÙŽتِهِ،
(۶) ای آن که همه در برابر عظمتش فروتن، ای آن که همه در برابر قدرتش تسلیم، ای آن که همه در برابر عزÙ‘تش خوار، ای آن که همه در برابر هیبتش هراسان، ای آن که همه از ترسش فرمانبردار، ای آن که کوهها از بیمش شکافته، ای آن که آسمانها به امرش بر پا، ای آن که زمینی ها به اجازه اش بر جا، ای آن که رعد به ستایشش تسبیح گو است، ای آن که بر اهل مملکتش ستم نمی کند
(۷) یÙŽا غÙŽافِرÙŽ الÙ’خÙŽطÙŽایÙŽا، یÙŽا کÙŽاشِفÙŽ الÙ’بÙŽلایÙŽا، یÙŽا مُنÙ’تÙŽهÙŽÙ‰ الرÙ‘ÙŽجÙŽایÙŽا، یÙŽا مُجÙ’زِلÙŽ الÙ’عÙŽطÙŽایÙŽا، یÙŽا وÙŽاهِبÙŽ الÙ’هÙŽدÙŽایÙŽا، یÙŽا رÙŽازِقÙŽ الÙ’بÙŽرÙŽایÙŽا، یÙŽا قÙŽاضِیÙŽ الÙ’مÙŽنÙŽایÙŽا، یÙŽا سÙŽامِعÙŽ الشÙ‘ÙŽکÙŽایÙŽا، یÙŽا بÙŽاعِثÙŽ الÙ’بÙŽرÙŽایÙŽا، یÙŽا مُطÙ’لِقÙŽ الْأُسÙŽارÙŽÙ‰،
(۷) ای درگذرنده از خطاها، ای برطرف کننده بلاها، ای اوج امیدواری ها، ای بسیاردهنده عطاها، ای بخشنده هدایا، ای روزی رسان آفریده ها، ای برآورنده آرزوها، ای شنوای گلایه ها، ای برانگیزنده بندگان، ای بندگشای دربندان
(۸) یÙŽا ذÙŽا الÙ’حÙŽمÙ’دِ وÙŽ الثÙ‘ÙŽنÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’فÙŽخÙ’رِ وÙŽ الÙ’بÙŽهÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’مÙŽجÙ’دِ وÙŽ السÙ‘ÙŽنÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’عÙŽهÙ’دِ وÙŽ الÙ’وÙŽفÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’عÙŽفÙ’وِ وÙŽ الرِّضÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’مÙŽنِّ وÙŽ الÙ’عÙŽطÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’فÙŽصÙ’لِ وÙŽ الÙ’قÙŽضÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’عِزِّ وÙŽ الÙ’بÙŽقÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’جُودِ وÙŽ السÙ‘ÙŽخÙŽاءِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’آلاءِ وÙŽ النÙ‘ÙŽعÙ’مÙŽاءِ،
(۸) ای صاحب سپاس و ستایش، ای صاحب فخر و زیبایی، ای صاحب بزرگواری و والایی، ای صاحب پیمان و وفا، ای صاحب گذشت و رضا، ای صاحب بخشش و عطاØ¡، ای صاحب دادرسی و داوری، ای صاحب عزÙ‘ت و بقا، ای صاحب کرم و بخشش، ای صاحب عطاها و نعمتها
(۹) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا مÙŽانِعُ، یÙŽا دÙŽافِعُ، یÙŽا رÙŽافِعُ، یÙŽا صÙŽانِعُ، یÙŽا نÙŽافِعُ، یÙŽا سÙŽامِعُ، یÙŽا جÙŽامِعُ، یÙŽا شÙŽافِعُ، یÙŽا وÙŽاسِعُ، یÙŽا مُوسِعُ،
(۹) خدایا از تو خواستارم به نامت ای بازدارنده، ای دور کننده، ای بردارنده، ای سازنده، ای سودبخش، ای شنوا، ای گردآورنده، ای یاریگر، ای مهرگستر، ای وسعت بخش
(۱۰) یÙŽا صÙŽانِعÙŽ کُلِّ مÙŽصÙ’نُوعٍ، یÙŽا خÙŽالِقÙŽ کُلِّ مÙŽخÙ’لُوقٍ، یÙŽا رÙŽازِقÙŽ کُلِّ مÙŽرÙ’زُوقٍ، یÙŽا مÙŽالِکÙŽ کُلِّ مÙŽمÙ’لُوکٍ، یÙŽا کÙŽاشِفÙŽ کُلِّ مÙŽکÙ’رُوبٍ، یÙŽا فÙŽارِجÙŽ کُلِّ مÙŽهÙ’مُومٍ، یÙŽا رÙŽاحِمÙŽ کُلِّ مÙŽرÙ’حُومٍ، یÙŽا نÙŽاصِرÙŽ کُلِّ مÙŽخÙ’ذُولٍ، یÙŽا سÙŽاتِرÙŽ کُلِّ مÙŽعÙ’یوبٍ، یÙŽا مÙŽلÙ’جÙŽØ£ÙŽ کُلِّ مÙŽطÙ’رُودٍ،
(۱۰) ای سازنده هر ساخته، ای آفریننده هر آفریده، ای روزی بخش هر روزی خوار، ای دارای هر دارایی، ای غمگسار هر غمزده، ای فرج بخش هر اندوهگین، ای مهرورز بر هر مهرجو، ای یاور هر بی یاور، ای پرده پوش هر کاستی، ای پناه هر رانده
(۱۱) یÙŽا عُدÙ‘ÙŽتِی عِنÙ’دÙŽ شِدÙ‘ÙŽتِی، یÙŽا رÙŽجÙŽائِی عِنÙ’دÙŽ مُصِیبÙŽتِی، یÙŽا مُونِسِی عِنÙ’دÙŽ وÙŽحÙ’شÙŽتِی، یÙŽا صÙŽاحِبِی عِنÙ’دÙŽ غُرÙ’بÙŽتِی، یÙŽا وÙŽلِیی عِنÙ’دÙŽ نِعÙ’مÙŽتِی، یÙŽا غِیÙŽاثِی عِنÙ’دÙŽ کُرÙ’بÙŽتِی، یÙŽا دÙŽلِیلِی عِنÙ’دÙŽ حÙŽیرÙŽتِی، یÙŽا غÙŽنÙŽائِی عِنÙ’دÙŽ افÙ’تِقÙŽارِی، یÙŽا مÙŽلÙ’جÙŽئِی عِنÙ’دÙŽ ضÙ’طِرÙŽارِی، یÙŽا مُعِینِی عِنÙ’دÙŽ مÙŽفÙ’زÙŽعِی،
(۱۱) ای توشه ام در سختی، ای امیدم در ناگواری، ای همدمم در وحشت، ای همرهم در غربت، ای سرپرستم در نعمت، ای فریادرسم در گرفتاری، ای رهنمایم در سرگردانی، ای توانگری ام در تنگدستی، ای پناهم در درماندگی، ای مددرسانم در پریشانی
(۱۲) یÙŽا عÙŽلامÙŽ الÙ’غُیوبِ، یÙŽا غÙŽفÙ‘ÙŽارÙŽ الذُّنُوبِ، یÙŽا سÙŽتÙ‘ÙŽارÙŽ الÙ’عُیوبِ، یÙŽا کÙŽاشِفÙŽ الÙ’کُرُوبِ، یÙŽا مُقÙŽلِّبÙŽ الÙ’قُلُوبِ، یÙŽا طÙŽبِیبÙŽ الÙ’قُلُوبِ، یÙŽا مُنÙŽوِّرÙŽ الÙ’قُلُوبِ، یÙŽا Ø£ÙŽنِیسÙŽ الÙ’قُلُوبِ، یÙŽا مُفÙŽرِّجÙŽ الÙ’هُمُومِ، یÙŽا مُنÙŽفِّسÙŽ الÙ’غُمُومِ،
(۱۲) ای دانای نهان ها، ای آمرزنده گناهان، ای پرده پوش عیب ها، ای غمگسار غم ها، ای دگرگون ساز دل ها، ای پزشک قلب ها، ای روشنی بخش دل ها، ای همدم جان ها، ای گره گشای اندوه ها، ای گشایشگر دلتنگی ها
(۱۳) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا جÙŽلِیلُ، یÙŽا جÙŽمِیلُ، یÙŽا وÙŽکِیلُ، یÙŽا کÙŽفِیلُ، یÙŽا دÙŽلِیلُ، یÙŽا قÙŽبِیلُ، یÙŽا مُدِیلُ، یÙŽا مُنِیلُ، یÙŽا مُقِیلُ، یÙŽا مُحِیلُ،
(۱۳) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای والا، ای زیبا، ای کارگشا، ای سرپرست، ای راهنما، ای پذیرا، ای گرداننده، ای عطابخش، ای درگذرنده، ای حال گردان
(۱۴) یÙŽا دÙŽلِیلÙŽ الÙ’مُتÙŽحÙŽیرِینÙŽ، یÙŽا غِیÙŽاثÙŽ الÙ’مُسÙ’تÙŽغِیثِینÙŽ، یÙŽا صÙŽرِیخÙŽ الÙ’مُسÙ’تÙŽصÙ’رِخِینÙŽ، یÙŽا جÙŽارÙŽ الÙ’مُسÙ’تÙŽجِیرِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽمÙŽانÙŽ الÙ’خÙŽائِفِینÙŽ، یÙŽا عÙŽوÙ’نÙŽ الÙ’مُؤْمِنِینÙŽ، یÙŽا رÙŽاحِمÙŽ الÙ’مÙŽسÙŽاکِین، یÙŽا مÙŽلÙ’جÙŽØ£ÙŽ الÙ’عÙŽاصِینÙŽ، یÙŽا غÙŽافِرÙŽ الÙ’مُذÙ’نِبِینÙŽ، یÙŽا مُجِیبÙŽ دÙŽعÙ’وÙŽهِ الÙ’مُضÙ’طÙŽرِّینÙŽ،
(۱۴) ای رهنمای رهجویان، ای مددرس مددجویان، ای فریادرس فریادکنان، ای پناه پناهندگان، ای ایمنی بخش هراسندگان، ای یاور مؤمنان، ای مهرورز بر خاک نشستگان، ای پناه عصیانگران، ای آمرزنده گنهگاران، ای اجابت کننده دعای بیچارگان
(۱۵) یÙŽا ذÙŽا الÙ’جُودِ وÙŽ الْإِحÙ’سÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’فÙŽضÙ’لِ وÙŽ الامÙ’تِنÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الْأَمÙ’نِ وÙŽ الْأَمÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’قُدÙ’سِ وÙŽ السُّبÙ’حÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’حِکÙ’مÙŽهِ وÙŽ الÙ’بÙŽیÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهِ وÙŽ الرِّضÙ’وÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’حُجÙ‘ÙŽهِ وÙŽ الÙ’بُرÙ’هÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’عÙŽظÙŽمÙŽهِ وÙŽ السُّلÙ’طÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الرَّأْفÙŽهِ وÙŽ الÙ’مُسÙ’تÙŽعÙŽانِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’عÙŽفÙ’وِ وÙŽ الÙ’غُفÙ’رÙŽانِ،
(۱۵) ای صاحب جود و نیکی، ای صاحب بخشش و عطا، ای صاحب امن و امان، ای صاحب قدس و پاکی، ای صاحب حکمت و بیان، ای صاحب رحمت و رضوان، ای صاحب حجÙ‘ت و برهان، ای صاحب عظمت و سلطان، ای صاحب مهر و ای پشتیبان، ای صاحب گذشت و غفران
(۱۶) یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ رÙŽبُّ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ إِلÙŽهُ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ خÙŽالِقُ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ صÙŽانِعُ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ قÙŽبÙ’لÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بÙŽعÙ’دÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فÙŽوÙ’قÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ عÙŽالِمÙŒ بِکُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ قÙŽادِرÙŒ عÙŽلÙŽÙ‰ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ یÙŽبÙ’قÙŽÙ‰ وÙŽ یÙŽفÙ’نÙŽÙ‰ کُلُّ شÙŽی ءٍ،
(۱۶) ای آن که پروردگار همه، اوست، ای آن که معبود همه، اوست، ای آن که آفریننده همه، اوست، ای آن که سازنده همه، اوست، ای آن که پیش از همه بود، ای آن که بعد از همه هست، ای آن که از هر چیز برتر است، ای آن که به همه چیز داناست، ای آن که بر هر چیز توانا است، ای آن که او همیشگی است و همه چیز رفتنی است
(۱۷) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا مُؤْمِنُ، یÙŽا مُهÙŽیمِنُ، یÙŽا مُکÙŽوِّنُ، یÙŽا مُلÙŽقِّنُ، یÙŽا مُبÙŽینُ، یÙŽا مُهÙŽوِّنُ، یÙŽا مُمÙŽکِّنُ، یÙŽا مُزÙŽینُ، یÙŽا مُعÙ’لِنُ، یÙŽا مُقÙŽسِّمُ،
(۱۷) خدایا! از تو می خواهم به نامت ای ایمنی بخش، ای چیره بر همه، ای هستی آفرین، ای دلبر، ای خِرÙŽد رُبا، ای سادگی بخش، ای توان ده، ای زینت بخش، ای نمایانگر، ای پخش کن
(۱۸) یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی مُلÙ’کِهِ مُقِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی سُلÙ’طÙŽانِهِ قÙŽدِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی جÙŽلالِهِ عÙŽظِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ عِبÙŽادِهِ رÙŽحِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بِکُلِّ شÙŽی ءٍ عÙŽلِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بِمÙŽنÙ’ عÙŽصÙŽاهُ حÙŽلِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بِمÙŽنÙ’ رÙŽجÙŽاهُ کÙŽرِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی صُنÙ’عِهِ حÙŽکِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی حِکÙ’مÙŽتِهِ لÙŽطِیفÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی لُطÙ’فِهِ قÙŽدِیمÙŒ،
(۱۸) ای آن که در فرمانروایی اش پابرجاست، ای آن که در پادشاهی اش دیرینه است، ای آن که در شکوهش بزرگ است، ای آن که بر بندگانش مهربان است، ای آن که به هرچیز داناست، ای آن که بر نافرمانان بردبار است، ای آن که بر امیدواران اکرام ورزد، ای آن که در آفرینشش حکمت نماید، ای آن که در حکمتش مهر ورزد، ای آن که در مهرش دیرینه است
(۱۹) یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُرÙ’جÙŽÙ‰ إِلÙ‘ا فÙŽضÙ’لُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُسْأَلُ إِلÙ‘ا عÙŽفÙ’وُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُنÙ’ظÙŽرُ إِلÙ‘ا بِرُّهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُخÙŽافُ إِلÙ‘ا عÙŽدÙ’لُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽدُومُ إِلÙ‘ا مُلÙ’کُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا سُلÙ’طÙŽانÙŽ إِلÙ‘ا سُلÙ’طÙŽانُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ وÙŽسِعÙŽتÙ’ کُلÙ‘ÙŽ شÙŽی ءٍ رÙŽحÙ’مÙŽتُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ سÙŽبÙŽقÙŽتÙ’ رÙŽحÙ’مÙŽتُهُ غÙŽضÙŽبÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽحÙŽاطÙŽ بِکُلِّ شÙŽی ءٍ عِلÙ’مُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽیسÙŽ Ø£ÙŽحÙŽدÙŒ مِثÙ’لÙŽهُ،
(۱۹) ای آن که جز به فضلش امید نیست، ای آن که جز عفوش خواهش نشود، ای آن که جز به نیکی اش چشم ندوزند، ای آن که جز از دادش نهراسند، ای آن که پایدار نماند جز فرمانروایی اش، ای آن که جز سلطنتش سلطنتی نیست، ای آن که رحمتش همه را فرا گرفته، ای آن که رحمتش بر خشمش پیشی گرفته، ای آن که دانشش همه را فرو گرفته، ای آن که هیچکس همانندش نیست
(۲۰) یÙŽا فÙŽارِجÙŽ الÙ’هÙŽمِّ، یÙŽا کÙŽاشِفÙŽ الÙ’غÙŽمِّ، یÙŽا غÙŽافِرÙŽ الذÙ‘ÙŽنÙ’بِ، یÙŽا قÙŽابِلÙŽ التÙ‘ÙŽوÙ’بِ، یÙŽاخÙŽالِقÙŽ الÙ’خÙŽلÙ’قِ، یÙŽا صÙŽادِقÙŽ الÙ’وÙŽعÙ’دِ، یÙŽا مُوفِیÙŽ الÙ’عÙŽهÙ’دِ، یÙŽا عÙŽالِمÙŽ السِّرِّ، یÙŽا فÙŽالِقÙŽ الÙ’حÙŽبِّ، یÙŽا رÙŽازِقÙŽ الْأَنÙŽامِ،
(۲۰) ای گشاینده اندوه، ای برطرف کننده غم، ای آمرزنده گناه، ای پذیرنده توبه، ای آفریننده آفریدگان، ای راست وعده، ای وفادار به پیمان، ای دانای راز نهان، ای شکافنده دانه، ای روزی دهنده بندگان
(۲۱) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا عÙŽلِیُّ، یÙŽا وÙŽفِیُّ، یÙŽا غÙŽنِیُّ، یÙŽا مÙŽلِیُّ، یÙŽا حÙŽفِیُّ، یÙŽا رÙŽضِیُّ، یÙŽا زÙŽکِیُّ، یÙŽا بÙŽدِیُّ، یÙŽا قÙŽوِیُّ، یÙŽا وÙŽلِیُّ،
(۲۱) خدایا! از تو خواستارم به نامت ای والا، ای وفادار، ای توانگر، ای امان ده، ای پرمهر، ای خشنود، ای پاک، ای نمایان، ای پرتوان، ای فیض بخش
(۲۲) یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽظÙ’هÙŽرÙŽ الÙ’جÙŽمِیلÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ سÙŽتÙŽرÙŽ الÙ’قÙŽبِیحÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یؤَاخِذÙ’ بِالÙ’جÙŽرِیرÙŽهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽهÙ’تِکِ السِّتÙ’رÙŽ، یÙŽا عÙŽظِیمÙŽ الÙ’عÙŽفÙ’وِ، یÙŽا حÙŽسÙŽنÙŽ التÙ‘ÙŽجÙŽاوُزِ، یÙŽا وÙŽاسِعÙŽ الÙ’مÙŽغÙ’فِرÙŽهِ، یÙŽا بÙŽاسِطÙŽ الÙ’یÙŽدÙŽینِ بِالرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهِ، یÙŽا صÙŽاحِبÙŽ کُلِّ نÙŽجÙ’وÙŽÙ‰، یÙŽا مُنÙ’تÙŽهÙŽÙ‰ کُلِّ شÙŽکÙ’وÙŽÙ‰،
(۲۲) ای آن که زیبایی را پدیدار نمودی، ای آن که زشتی را پوشاندی، ای آن که بر گناه سرزنش نکردی، ای آن که پرده دری ننمودی، ای که گذشتت بزرگ، ای که نیکو درگذری، ای آمرزگانیت فراگیر، ای دستت به مهر گشوده، ای شنوای هر نجوی، ای سرانجام هر گلایه
(۲۳) یÙŽا ذÙŽا النِّعÙ’مÙŽهِ السÙ‘ÙŽابِغÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الرÙ‘ÙŽحÙ’مÙŽهِ الÙ’وÙŽاسِعÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’مِنÙ‘ÙŽهِ السÙ‘ÙŽابِقÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’حِکÙ’مÙŽهِ الÙ’بÙŽالِغÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’قُدÙ’رÙŽهِ الÙ’کÙŽامِلÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’حُجÙ‘ÙŽهِ الÙ’قÙŽاطِعÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’کÙŽرÙŽامÙŽهِ الظÙ‘ÙŽاهِرÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’عِزÙ‘ÙŽهِ الدÙ‘ÙŽائِمÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’قُوÙ‘ÙŽهِ الÙ’مÙŽتِینÙŽهِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’عÙŽظÙŽمÙŽهِ الÙ’مÙŽنِیعÙŽهِ،
(۲۳) ای دارای نعمت فراوان، ای دارای رحمت فراگیر، ای دارای بخشش آغازین، ای دارای حکمت رسا، ای دارای نیروی برازنده، ای دارای برهان قطعی، ای دارای کرامت هویدا، ای دارای عزÙ‘ت پایدار، ای دارای توان استوار، ای دارای عظمت بلندپایه
(۲۴) یÙŽا بÙŽدِیعÙŽ السÙ‘ÙŽمÙŽاوÙŽاتِ، یÙŽا جÙŽاعِلÙŽ الظُّلُمÙŽاتِ، یÙŽا رÙŽاحِمÙŽ الÙ’عÙŽبÙŽرÙŽاتِ، یÙŽا مُقِیلÙŽ الÙ’عÙŽثÙŽرÙŽاتِ، یÙŽا سÙŽاتِرÙŽ الÙ’عÙŽوÙ’رÙŽاتِ، یÙŽا مُحÙ’ییÙŽ الْأَمÙ’وÙŽاتِ، یÙŽا مُنÙ’زِلÙŽ الÙ’آیÙŽاتِ، یÙŽا مُضÙŽعِّفÙŽ الÙ’حÙŽسÙŽنÙŽاتِ، یÙŽا مÙŽاحِیÙŽ السÙ‘ÙŽیئÙŽاتِ، یÙŽا شÙŽدِیدÙŽ النÙ‘ÙŽقِمÙŽاتِ،
(۲۴) ای پدیدآورنده آسمانها، ای برنهنده تاریکی ها، ای رحم کننده اشکهای ریزان، ای درگذرنده از لغزشها، ای پوشنده زشتی ها، ای زندگی بخش مردگان، ای فرودآور آیات، ای دوچندان کن خوبیها، ای ناپدید کننده بدیها، ای سخت شکنجه
(۲۵) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا مُصÙŽوِّرُ، یÙŽا مُقÙŽدِّرُ، یÙŽا مُدÙŽبِّرُ، یÙŽا مُطÙŽهِّرُ، یÙŽا مُنÙŽوِّرُ، یÙŽا مُیÙŽسِّرُ، یÙŽا مُبÙŽشِّرُ، یÙŽا مُنÙ’ذِرُ، یÙŽا مُقÙŽدِّمُ، یÙŽا مُؤَخِّرُ،
(۲۵) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای صورتگر، ای سنجیده کار، ای گرداننده، ای پاک کننده، ای روشنی بخش، ای ساده ساز، ای مژده ده، ای بیم ده، ای پیش آور، ای پس آور
(۲۶) یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’بÙŽیتِ الÙ’حÙŽرÙŽامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الشÙ‘ÙŽهÙ’رِ الÙ’حÙŽرÙŽامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’بÙŽلÙŽدِ الÙ’حÙŽرÙŽامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الرُّکÙ’نِ وÙŽ الÙ’مÙŽقÙŽامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’مÙŽشÙ’عÙŽرِ الÙ’حÙŽرÙŽامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’مÙŽسÙ’جِدِ الÙ’حÙŽرÙŽامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’حِلِّ وÙŽ الÙ’حÙŽرÙŽامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ النُّورِ وÙŽ الظÙ‘ÙŽلامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ التÙ‘ÙŽحِیÙŽهِ وÙŽ السÙ‘ÙŽلامِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’قُدÙ’رÙŽهِ فِی الْأَنÙŽامِ،
(۲۶) ای پروردگار خانه محترم، ای پروردگار ماه محترم، ای پروردگار شهر محترم، ای پروردگار رکن و مقام، ای پروردگار مشعر الحرام، ای پروردگار مسجد الحرام، ای پروردگار حلال و حرام، ای پروردگار روشنی و تاریکی، ای پروردگار تحیت و سلام، ای پرورنده نیرو در مردمان
(۲۷) یÙŽا Ø£ÙŽحÙ’کÙŽمÙŽ الÙ’حÙŽاکِمِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽعÙ’دÙŽلÙŽ الÙ’عÙŽادِلِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽصÙ’دÙŽقÙŽ الصÙ‘ÙŽادِقِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽطÙ’هÙŽرÙŽ الطÙ‘ÙŽاهِرِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽحÙ’سÙŽنÙŽ الÙ’خÙŽالِقِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽسÙ’رÙŽعÙŽ الÙ’حÙŽاسِبِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽسÙ’مÙŽعÙŽ السÙ‘ÙŽامِعِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽبÙ’صÙŽرÙŽ النÙ‘ÙŽاظِرِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽشÙ’فÙŽعÙŽ الشÙ‘ÙŽافِعِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽکÙ’رÙŽمÙŽ الْأَکÙ’رÙŽمِینÙŽ،
(۲۷) ای داورترین داوران، ای دادگرترین دادگران، ای راستگوترین راستگویان، ای پاکترین پاکان، ای بهترین آفرینندگان، ای چابکترین حسابگران، ای شنواترین شنوندگان، ای بیناترین بینندگان، ای یاورترین یاوران، ای گرامی ترین گرامیان
(۲۸) یÙŽا عِمÙŽادÙŽ مÙŽنÙ’ لا عِمÙŽادÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا سÙŽنÙŽدÙŽ مÙŽنÙ’ لا سÙŽنÙŽدÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا ذُخÙ’رÙŽ مÙŽنÙ’ لا ذُخÙ’رÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا حِرÙ’زÙŽ مÙŽنÙ’ لا حِرÙ’زÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا غِیÙŽاثÙŽ مÙŽنÙ’ لا غِیÙŽاثÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا فÙŽخÙ’رÙŽ مÙŽنÙ’ لا فÙŽخÙ’رÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا عِزÙ‘ÙŽ مÙŽنÙ’ لا عِزÙ‘ÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا مُعِینÙŽ مÙŽنÙ’ لا مُعِینÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا Ø£ÙŽنِیسÙŽ مÙŽنÙ’ لا Ø£ÙŽنِیسÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا Ø£ÙŽمÙŽانÙŽ مÙŽنÙ’ لا Ø£ÙŽمÙŽانÙŽ لÙŽهُ،
(۲۸) ای تکیه گاه آن که تکیه گاه ندارد، ای پشتیبان آن که پشتیبانی ندارد، ای اندوخته آن که اندوخته ای ندارد، ای پناه آن که پناهی ندارد، ای فریادرس آن که فریادرسی ندارد، ای افتخار آن که افتخاری ندارد، ای عزÙ‘ت آن که عزÙ‘تی ندارد، ای مددرسان آن که مددی ندارد، ای همدم آن که همدمی ندارد، ای ایمنی بخش آن که ایمنی ندارد
(۲۹) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا عÙŽاصِمُ، یÙŽا قÙŽائِمُ، یÙŽا دÙŽائِمُ، یÙŽا رÙŽاحِمُ، یÙŽا سÙŽالِمُ، یÙŽا حÙŽاکِمُ، یÙŽا عÙŽالِمُ، یÙŽا قÙŽاسِمُ، یÙŽا قÙŽابِضُ، یÙŽا بÙŽاسِطُ،
(۲۹) خدایا! از تو می خواهم به نامت ای نگهدار، ای پایدار، ای پاینده، ای مهرورز، ای سلامتی بخش، ای داور، ای دانا، ای بخش کن، ای بازگیر، ای فراخی بخش
(۳۰) یÙŽا عÙŽاصِمÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽعÙ’صÙŽمÙŽهُ، یÙŽا رÙŽاحِمÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽرÙ’حÙŽمÙŽهُ، یÙŽا غÙŽافِرÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽغÙ’فÙŽرÙŽهُ، یÙŽا نÙŽاصِرÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽنÙ’صÙŽرÙŽهُ، یÙŽا حÙŽافِظÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽحÙ’فÙŽظÙŽهُ، یÙŽا مُکÙ’رِمÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽکÙ’رÙŽمÙŽهُ، یÙŽا مُرÙ’شِدÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽرÙ’شÙŽدÙŽهُ، یÙŽا صÙŽرِیخÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽصÙ’رÙŽخÙŽهُ، یÙŽا مُعِینÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽعÙŽانÙŽهُ، یÙŽا مُغِیثÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽغÙŽاثÙŽهُ،
(۳۰) ای نگهدار آن که از او نگهداری جوید، ای مهربان بر آن که از او مهر جوید، ای آمرزنده آن که از او آمرزش خواهد، ای یاور آن که از او یاری طلبد، ای حافظ آن که از او حفاظت خواهد، ای اکرام کننده آن که از او اکرام خواهد، ای راهنمای آن که از او راهنمایی جوید، ای دادرس آن که از او دادرسی خواهد، ای مددیار آن که از او مدد جوید، ای فریادرس آن که از او فریادرسی خواهد
(۳۱) یÙŽا عÙŽزِیزاÙ‹ لا یُضÙŽامُ، یÙŽا لÙŽطِیفاÙ‹ لا یُرÙŽامُ، یÙŽا قÙŽیÙ‘وماÙ‹ لا یÙŽنÙŽامُ، یÙŽا دÙŽائِماÙ‹ لا یÙŽفُوتُ، یÙŽا حÙŽیÙ‘اÙ‹ لا یÙŽمُوتُ، یÙŽا مÙŽلِکÙŽاÙ‹ لا یÙŽزُولُ، یÙŽا بÙŽاقِیاÙ‹ لا یÙŽفÙ’نÙŽÙ‰، یÙŽا عÙŽالِماÙ‹ لا یÙŽجÙ’هÙŽلُ، یÙŽا صÙŽمÙŽداÙ‹ لا یُطÙ’عÙŽمُ، یÙŽا قÙŽوِیÙ‘اÙ‹ لا یÙŽضÙ’عُفُ،
(۳۱) ای عزیزی که خوار نگردد، ای لطیفی که دست اندازی نشود، ای پایداری که خواب او را درنیابد، ای پاینده ای که فنا نپذیرد، ای زنده ای که نمی میرد، ای پادشاهی که از بین نمی رود، ای همیشگی که فانی نمی شود، ای دانایی که نادانی ندارد، ای بی نیازی که خوراک نخواهد، ای توانایی که ناتوان نمی گردد
(۳۲) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا Ø£ÙŽحÙŽدُ، یÙŽا وÙŽاحِدُ، یÙŽا شÙŽاهِدُ، یÙŽا مÙŽاجِدُ، یÙŽا حÙŽامِدُ، یÙŽا رÙŽاشِدُ، یÙŽا بÙŽاعِثُ، یÙŽا وÙŽارِثُ، یÙŽا ضÙŽارُّ، یÙŽا نÙŽافِعُ،
(۳۲) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای یکتا، ای یگانه، ای گواه، ای بزرگوار، ای ستایش پذیر، ای راهنما، ای برانگیزنده، ای میراث برنده، ای زیان رسان، ای سودبخش
(۳۳) یÙŽا Ø£ÙŽعÙ’ظÙŽمÙŽ مِنÙ’ کُلِّ عÙŽظِیمٍ، یÙŽا Ø£ÙŽکÙ’رÙŽمÙŽ مِنÙ’ کُلِّ کÙŽرِیمٍ، یÙŽا Ø£ÙŽرÙ’حÙŽمÙŽ مِنÙ’ کُلِّ رÙŽحِیمٍ، یÙŽا Ø£ÙŽعÙ’لÙŽمÙŽ مِنÙ’ کُلِّ عÙŽلِیمٍ، یÙŽا Ø£ÙŽحÙ’کÙŽمÙŽ مِنÙ’ کُلِّ حÙŽکِیمٍ، یÙŽا Ø£ÙŽقÙ’دÙŽمÙŽ مِنÙ’ کُلِّ قÙŽدِیمٍ، یÙŽا Ø£ÙŽکÙ’بÙŽرÙŽ مِنÙ’ کُلِّ کÙŽبِیرٍ، یÙŽا Ø£ÙŽلÙ’طÙŽفÙŽ مِنÙ’ کُلِّ لÙŽطِیفٍ، یÙŽا Ø£ÙŽجÙŽلÙ‘ÙŽ مِنÙ’ کُلِّ جÙŽلِیلٍ، یÙŽا Ø£ÙŽعÙŽزÙ‘ÙŽ مِنÙ’ کُلِّ عÙŽزِیزٍ،
(۳۳) ای بزرگ تر از هر بزرگ، ای کریم تر از هر کریم، ای مهربان تر از هر مهربان، ای داناتر از هر دانا، ای فرزانه تر از هر فرزانه، ای دیرینه تر از هر دیرینه، ای بزرگ تر از هر بزرگ، ای لطیف تر از هر لطیف، ای باشکوه تر از هر باشکوه، ای عزیزتر از هر عزیز
(۳۴) یÙŽا کÙŽرِیمÙŽ الصÙ‘ÙŽفÙ’حِ، یÙŽا عÙŽظِیمÙŽ الÙ’مÙŽنِّ، یÙŽا کÙŽثِیرÙŽ الÙ’خÙŽیرِ، یÙŽا قÙŽدِیمÙŽ الÙ’فÙŽضÙ’لِ، یÙŽا دÙŽائِمÙŽ اللُّطÙ’فِ، یÙŽا لÙŽطِیفÙŽ الصُّنÙ’عِ، یÙŽا مُنÙŽفِّسÙŽ الÙ’کÙŽرÙ’بِ، یÙŽا کÙŽاشِفÙŽ الضُّرِّ، یÙŽا مÙŽالِکÙŽ الÙ’مُلÙ’کِ، یÙŽا قÙŽاضِیÙŽ الÙ’حÙŽقِّ،
(۳۴) ای گذشتت کریمانه، ای نعمتت بزرگ، ای خیرت بسیار، ای فضلت دیرینه، ای لطفت همیشگی، ای صُنعت چشم نواز، ای گره گشای گرفتاری، ای بردارنده زیان، ای پادشاه هستی، ای داور بر حق
(۳۵) یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی عÙŽهÙ’دِهِ وÙŽفِیÙ‘ÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی وÙŽفÙŽائِهِ قÙŽوِیÙ‘ÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی قُوÙ‘ÙŽتِهِ عÙŽلِیÙ‘ÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی عُلُوِّهِ قÙŽرِیبÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی قُرÙ’بِهِ لÙŽطِیفÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی لُطÙ’فِهِ شÙŽرِیفÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی شÙŽرÙŽفِهِ عÙŽزِیزÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی عِزِّهِ عÙŽظِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی عÙŽظÙŽمÙŽتِهِ مÙŽجِیدÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی مÙŽجÙ’دِهِ حÙŽمِیدÙŒ،
(۳۵) ای آن که در پیمانش وفادار است، ای آن که در وفاداری اش پایدار است، ای آن که در پایداری اش والاست، ای آن که در والایی اش نزدیک است، ای آن که در نزدیکی اش با نرمی است، ای آن که در نرمی اش شریف است، ای آن که در شرفش با عزÙ‘ت است، ای آن که در عزÙ‘تش بزرگ است، ای آن که در بزرگی اش شکوهمند است، ای آن که در شکوهش ستوده است
(۳۶) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا کÙŽافِی، یÙŽا شÙŽافِی، یÙŽا وÙŽافِی، یÙŽا مُعÙŽافِی، یÙŽا هÙŽادِی، یÙŽا دÙŽاعِی، یÙŽا قÙŽاضِی، یÙŽا رÙŽاضِی، یÙŽا عÙŽالِی، یÙŽا بÙŽاقِی،
(۳۶) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای بسنده، ای درمان بخش، ای وفادار، ای تندرستی ده، ای راهنما، ای به نیکی خوان، ای داور، ای خشنود، ای بلندمرتبه، ای ماندگار
(۳۷) یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ خÙŽاضِعÙŒ لÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ خÙŽاشِعÙŒ لÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ کÙŽائِنÙŒ لÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ مÙŽوÙ’جُودÙŒ بِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ مُنِیبÙŒ إِلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ خÙŽائِفÙŒ مِنÙ’هُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ قÙŽائِمÙŒ بِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ صÙŽائِرÙŒ إِلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ یسÙŽبِّحُ بِحÙŽمÙ’دِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کُلُّ شÙŽی ءٍ هÙŽالِکÙŒ إِلا وÙŽجÙ’هÙŽهُ،
(۳۷) ای آن که هرچیز برایش فروتن است، ای آن که هر چیز از او هراسان است، ای آن که هستی هرچیز از او است، ای آن که هرچیز به او پدیدار است، ای آن که هرچیز به سوی او بازگشت کند، ای آن که هرچیز از او ترسان است، ای آن که هرچیز به او بر پاست، ای آن که هر چیز به سوی او دگرگون می شود، ای آن که هر چیز به ستایش او تسبیح گو است، ای آن که هرچیز جز جلوه اش نابود است
(۳۸) یÙŽا مÙŽنÙ’ لامÙŽفÙŽرÙ‘ÙŽ إِلÙ‘ا إِلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا مÙŽفÙ’زÙŽعÙŽ إِلÙ‘ا إِلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا مÙŽقÙ’صÙŽدÙŽ إِلÙ‘ا إِلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا مÙŽنÙ’جÙŽÙ‰ مِنÙ’هُ إِلÙ‘ا إِلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُرÙ’غÙŽبُ إِلÙ‘ا إِلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا حÙŽوÙ’لÙŽ وÙŽ لا قُوÙ‘ÙŽهÙŽ إِلÙ‘ا بِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُسÙ’تÙŽعÙŽانُ إِلÙ‘ا بِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُتÙŽوÙŽکÙŽلُ إِلÙ‘ا عÙŽلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُرÙ’جÙŽÙ‰ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُعÙ’بÙŽدُ إِلÙ‘ا هُوÙŽ،
(۳۸) ای آن که گریزگاهی نیست جز به بارگاهش، ای آن که پناهی جز به درگاهش نیست، ای آن که مقصدی جز به سوی او نیست، ای آن که از خشمش رهایی نیست جز به مهرش، ای آن که جز به سوی او میلی نیست، ای آن که جنبش و نیرویی نیست جز به او، ای آن که جز از او مدد نجویند، ای آن که جز بر او توکلÙ‘ نشود، ای آن که جز به او امیدی نیست، ای آن که جز او پرستیده نشود
(۳۹) یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽرÙ’هُوبِینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽرÙ’غُوبِینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽطÙ’لُوبِینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽسÙ’ئُولِینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽقÙ’صُودِینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽذÙ’کُورِینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽشÙ’کُورِینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽحÙ’بُوبِینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مÙŽدÙ’عُوِّینÙŽ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ الÙ’مُسÙ’تَأْنِسِینÙŽ،
(۳۹) ای بهترین هراس انگیزان، ای بهترین شوق آفرینان، ای بهترین جویاشدگان، ای بهترین پاسخ دهان، ای بهترین قصدشدگان، ای بهترین یادشدگان، ای بهترین ستودگان، ای بهترین دلبران، ای بهترین خواندگان، ای بهترین همدمان
(۴۰) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا غÙŽافِرُ، یÙŽا سÙŽاتِرُ، یÙŽا قÙŽادِرُ، یÙŽا قÙŽاهِرُ، یÙŽا فÙŽاطِرُ، یÙŽا کÙŽاسِرُ، یÙŽا جÙŽابِرُ، یÙŽا ذÙŽاکِرُ، یÙŽا نÙŽاظِرُ، یÙŽا نÙŽاصِرُ،
(۴۰) خدایا! از تو خواستارم به نامت ای آمرزگار، ای پرده پوش، ای توانا، ای چیره، ای آفریننده، ای شکننده، ای شکسته بند، ای یادآور، ای بینا، ای یاور
(۴۱) یÙŽا مÙŽنÙ’ خÙŽلÙŽقÙŽ فÙŽسÙŽوÙ‘ÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ قÙŽدÙ‘ÙŽرÙŽ فÙŽهÙŽدÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽکÙ’شِفُ الÙ’بÙŽلÙ’وÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽسÙ’مÙŽعُ النÙ‘ÙŽجÙ’وÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ ینÙ’قِذُ الÙ’غÙŽرÙ’قÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ ینÙ’جِی الÙ’هÙŽلÙ’کÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽشÙ’فِی الÙ’مÙŽرÙ’ضÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽضÙ’حÙŽکÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽبÙ’کÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽمÙŽاتÙŽ وÙŽ Ø£ÙŽحÙ’یÙŽا، یÙŽا مÙŽنÙ’ خÙŽلÙŽقÙŽ الزÙ‘ÙŽوÙ’جÙŽینِ الذÙ‘ÙŽکÙŽرÙŽ وÙŽ الْأُنÙ’ثÙŽÙ‰،
(۴۱) ای آن که آفرید پس متناسب نمود، ای آن که اندازه نهاد پس رهنمون شد، ای آن که بلا را برگیرد، ای آن که زمزمه نهان را بشنود، ای آن که غرق شدگان را برهاند، ای آن که از نابودی رهایی بخشد، ای آن که بیماران را شفا دهد، ای آن که خنداند و گریاند، ای آن که میراند و زنده کند، ای آن که دوگونه مرد و زن آفرید
(۴۲) یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’بÙŽرِّ وÙŽ الÙ’بÙŽحÙ’رِ سÙŽبِیلُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’آفÙŽاقِ آیÙŽاتُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’آیÙŽاتِ بُرÙ’هÙŽانُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’مÙŽمÙŽاتِ قُدÙ’رÙŽتُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’قُبُورِ عِبÙ’رÙŽتُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’قِیÙŽامÙŽهِ مُلÙ’کُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’حِسÙŽابِ هÙŽیبÙŽتُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’مِیزÙŽانِ قÙŽضÙŽاؤُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’جÙŽنÙ‘ÙŽهِ ثÙŽوÙŽابُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی النÙ‘ÙŽارِ عِقÙŽابُهُ،
(۴۲) ای آن که در خشکی و دریا راه اوست، ای آن که در کرانه های هستی نشانه های اوست، ای آن که در نشانه هایش برهان روشن اوست، ای آن که در مرگ آفریدگان قدرت نمایی اوست، ای آن که در قبرها پندآموزی اوست، ای آن که در رستاخیز فرمانروایی بی حدÙ‘ اوست، ای آن که در حسابرسی اعمال شکوه اوست، ای آن که در سنجش کردارها داوری اوست، ای آن که در بهشت پاداش اوست، ای آن که در دوزخ کیفر اوست
(۴۳) یÙŽا مÙŽنÙ’ إِلÙŽیهِ یÙŽهÙ’رُبُ الÙ’خÙŽائِفُونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ إِلÙŽیهِ یÙŽفÙ’زÙŽعُ الÙ’مُذÙ’نِبُونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ إِلÙŽیهِ یÙŽقÙ’صِدُ الÙ’مُنِیبُونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ إِلÙŽیهِ یÙŽرÙ’غÙŽبُ الزÙ‘ÙŽاهِدُونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ إِلÙŽیهِ یÙŽلÙ’جَأُ الÙ’مُتÙŽحÙŽیِّرُونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ بِهِ یÙŽسÙ’تَأْنِسُ الÙ’مُرِیدُونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ بِهِ یÙŽفÙ’تÙŽخِرُ الÙ’مُحِبُّونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی عÙŽفÙ’وِهِ یÙŽطÙ’مÙŽعُ الÙ’خÙŽاطِئُونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ إِلÙŽیهِ یÙŽسÙ’کُنُ الÙ’مُوقِنُونÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عÙŽلÙŽیهِ یÙŽتÙŽوÙŽکÙ‘ÙŽلُ الÙ’مُتÙŽوÙŽکِّلُونÙŽ،
(۴۳) ای آن که هراسندگان به درگاه او گریزند، ای آن که گنهکاران به سوی او پناه برند، ای آن که پشیمانان آهنگ او کنند، ای آن که پارسایان به او میل نمایند، ای آن که سرگشتگان به او پناه برند، ای آن که ارادتمندان به او انس گیرند، ای آن که شیفتگان به او افتخار کنند، ای آن که خطاکاران در عفوش طمع ورزند، ای آن که یقین یافتگان به سوی او آرام گیرند، ای آن که توکل کنندگان بر او توکل کنند
(۴۴) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا حÙŽبِیبُ، یÙŽا طÙŽبِیبُ، یÙŽا قÙŽرِیبُ، یÙŽا رÙŽقِیبُ، یÙŽا حÙŽسِیبُ، یÙŽا مÙŽهِیبُ مُهِیبُ ، یÙŽا مُثِیبُ، یÙŽا مُجِیبُ، یÙŽا خÙŽبِیرُ، یÙŽا بÙŽصِیرُ،
(۴۴) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای دوست داشتنی، ای شفابخش، ای نزدیک، ای دیده بان، ای حسابرس، ای هراس انگیز، ای پاداش ده، ای اجابت کننده، ای آگاه، ای بینا
(۴۵) یÙŽا Ø£ÙŽقÙ’رÙŽبÙŽ مِنÙ’ کُلِّ قÙŽرِیبٍ، یÙŽا Ø£ÙŽحÙŽبÙ‘ÙŽ مِنÙ’ کُلِّ حÙŽبِیبٍ، یÙŽا Ø£ÙŽبÙ’صÙŽرÙŽ مِنÙ’ کُلِّ بÙŽصِیرٍ، یÙŽا Ø£ÙŽخÙ’بÙŽرÙŽ مِنÙ’ کُلِّ خÙŽبِیرٍ، یÙŽا Ø£ÙŽشÙ’رÙŽفÙŽ مِنÙ’ کُلِّ شÙŽرِیفٍ، یÙŽا Ø£ÙŽرÙ’فÙŽعÙŽ مِنÙ’ کُلِّ رÙŽفِیعٍ، یÙŽا Ø£ÙŽقÙ’وÙŽÙ‰ مِنÙ’ کُلِّ قÙŽوِی، یÙŽا Ø£ÙŽغÙ’نÙŽÙ‰ مِنÙ’ کُلِّ غÙŽنِی، یÙŽا Ø£ÙŽجÙ’وÙŽدÙŽ مِنÙ’ کُلِّ جÙŽوÙŽادٍ، یÙŽا Ø£ÙŽرْأَفÙŽ مِنÙ’ کُلِّ رَءُوفٍ،
(۴۵) ای نزدیک تر از هر نزدیک، ای محبوب تر از هر محبوب، ای بیناتر از هر بینا، ای آگاه تر از هر آگاه، ای شریف تر از هر شریف، ای برتر از هر بلند، ای تواناتر از هر توانا، ای توانگرتر از هر توانگر، ای بخشنده تر از هر بخشنده، ای مهربان تر از هر مهربان
(۴۶) یÙŽا غÙŽالِباÙ‹ غÙŽیرÙŽ مÙŽغÙ’لُوبٍ، یÙŽا صÙŽانِعاÙ‹ غÙŽیرÙŽ مÙŽصÙ’نُوعٍ، یÙŽا خÙŽالِقاÙ‹ غÙŽیرÙŽ مÙŽخÙ’لُوقٍ، یÙŽا مÙŽالِکÙŽاÙ‹ غÙŽیرÙŽ مÙŽمÙ’لُوکٍ، یÙŽا قÙŽاهِراÙ‹ غÙŽیرÙŽ مÙŽقÙ’هُورٍ، یÙŽا رÙŽافِعاÙ‹ غÙŽیرÙŽ مÙŽرÙ’فُوعٍ، یÙŽا حÙŽافِظاÙ‹ غÙŽیرÙŽ مÙŽحÙ’فُوظٍ، یÙŽا نÙŽاصِراÙ‹ غÙŽیرÙŽ مÙŽنÙ’صُورٍ، یÙŽا شÙŽاهِداÙ‹ غÙŽیرÙŽ غÙŽائِبٍ، یÙŽا قÙŽرِیباÙ‹ غÙŽیرÙŽ بÙŽعِیدٍ،
(۴۶) ای چیره شکست ناپذیر، ای سازنده ناساخته، ای آفریننده ناآفریده، ای مالک نامملوک، ای چیره چیره گی ناپذیر، ای بلندی بخش بلندی ناپذیر، ای نگهدار بی نگهدار، ای یاری کننده یاری نشده، ای گواه همیشه حاضر، ای نزدیک دوری ناپذیر
(۴۷) یÙŽا نُورÙŽ النُّورِ، یÙŽا مُنÙŽوِّرÙŽ النُّورِ، یÙŽا خÙŽالِقÙŽ النُّورِ، یÙŽا مُدÙŽبِّرÙŽ النُّورِ، یÙŽا مُقÙŽدِّرÙŽ النُّورِ، یÙŽا نُورÙŽ کُلِّ نُورٍ، یÙŽا نُوراÙ‹ قÙŽبÙ’لÙŽ کُلِّ نُورٍ، یÙŽا نُوراÙ‹ بÙŽعÙ’دÙŽ کُلِّ نُورٍ، یÙŽا نُوراÙ‹ فÙŽوÙ’قÙŽ کُلِّ نُورٍ، یÙŽا نُوراÙ‹ لÙŽیسÙŽ کÙŽمِثÙ’لِهِ نُورÙŒ،
(۴۷) ای روشنی نور، ای روشنی بخش نور، ای آفریننده نور، ای گرداننده نور، ای به اندازه ساز نور، ای روشنی هر نور، ای روشنایی پیش از هر نور، ای روشنایی پس از هر نور، ای روشنایی بر فراز هر نور، ای نوری که همانندش نوری نیست
(۴۸) یÙŽا مÙŽنÙ’ عÙŽطÙŽاؤُهُ شÙŽرِیفÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِعÙ’لُهُ لÙŽطِیفÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لُطÙ’فُهُ مُقِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ إِحÙ’سÙŽانُهُ قÙŽدِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ قÙŽوÙ’لُهُ حÙŽقÙ‘ÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ وÙŽعÙ’دُهُ صِدÙ’قÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عÙŽفÙ’وُهُ فÙŽضÙ’لÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عÙŽذÙŽابُهُ عÙŽدÙ’لÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ ذِکÙ’رُهُ حُلÙ’وÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فÙŽضÙ’لُهُ عÙŽمِیمÙŒ،
(۴۸) ای آن که عطایش چشمگیر است، ای آن که کارش چشم نواز است، ای آن که نوازشش پایدار است، ای آن که نیکی اش دیرینه است، ای آن که سخنش حق است، ای آن که وعده اش راست است، ای آن که گذشتش فراتر از شایستگی است، ای آن که کیفرش داد است، ای آن که یادش شیرین است، ای آن که عطایش همگانی است
(۴۹) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا مُسÙŽهِّلُ، یÙŽا مُفÙŽصِّلُ، یÙŽا مُبÙŽدِّلُ، یÙŽا مُذÙŽلِّلُ، یÙŽا مُنÙŽزِّلُ، یÙŽا مُنÙŽوِّلُ، یÙŽا مُفÙ’ضِلُ، یÙŽا مُجÙ’زِلُ، یÙŽا مُمÙ’هِلُ، یÙŽا مُجÙ’مِلُ،
(۴۹) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای آسان ساز، ای جدایی بخش، ای دگرگون ساز، ای هموار کن، ای فرودآور، ای عطابخش، ای فزون ده، ای بسیاربخش، ای امان ده، ای زیبایی آفرین
(۵۰) یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽرÙŽÙ‰ وÙŽ لا یُرÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽخÙ’لُقُ وÙŽ لا یُخÙ’لÙŽقُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽهÙ’دِی وÙŽ لا یُهÙ’دÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُحÙ’یی وÙŽ لا یُحÙ’یÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽسْأَلُ وÙŽ لا یُسْأَلُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُطÙ’عِمُ وÙŽ لا یُطÙ’عÙŽمُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُجِیرُ وÙŽ لا یُجÙŽارُ عÙŽلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽقÙ’ضِی وÙŽ لا یُقÙ’ضÙŽÙ‰ عÙŽلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽحÙ’کُمُ وÙŽ لا یُحÙ’کÙŽمُ عÙŽلÙŽیهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽلِدÙ’ وÙŽ لÙŽمÙ’ یُولÙŽدÙ’، وÙŽ لÙŽمÙ’ یÙŽکُنÙ’ لÙŽهُ کُفُواÙ‹ Ø£ÙŽحÙŽدÙŒ،
(۵۰) ای آن که بیند و دیده نشود، ای آن که بیافریند و آفریده نشود، ای آن که راهنمایی کند و راهنمایی نشود، ای آن که زنده کند و زنده اش نکنند، ای آن که پرسد و پرسیده نشود، ای آن که خوراند و خوراک نخواهد، ای آن که پناه دهد و پناه نجوید، ای آن که داوری کند و بر او داوری نشود، ای آن که فرمان دهد و فرمانش ندهند، ای آن که نزاده و زاده نشده، و برای او همتایی نبوده است
(۵۱) یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الÙ’حÙŽسِیبُ، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الطÙ‘ÙŽبِیبُ، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الرÙ‘ÙŽقِیبُ، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الÙ’قÙŽرِیبُ، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الÙ’مُجِیبُ، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الÙ’حÙŽبِیبُ، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الÙ’کÙŽفِیلُ، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الÙ’وÙŽکِیلُ، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ الÙ’مÙŽوÙ’لÙŽÙ‰، یÙŽا نِعÙ’مÙŽ النÙ‘ÙŽصِیرُ،
(۵۱) ای که چه خوش حسابگری، ای که چه خوش طبیبی، ای که چه خوش همراهی، ای که چه خوش نزدیکی، ای که چه خوش پاسخ دهی، ای که چه خوش دلبری، ای که چه خوش سرپناهی، ای که چه خوش کارگشایی، ای که چه خوش مولایی، ای که چه خوش یاوری
(۵۲) یÙŽا سُرُورÙŽ الÙ’عÙŽارِفِینÙŽ، یÙŽا مُنÙŽÙ‰ الÙ’مُحِبِّینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽنِیسÙŽ الÙ’مُرِیدِینÙŽ، یÙŽا حÙŽبِیبÙŽ التÙ‘ÙŽوÙ‘ÙŽابِینÙŽ، یÙŽا رÙŽازِقÙŽ الÙ’مُقِلِّینÙŽ، یÙŽا رÙŽجÙŽاءَ الÙ’مُذÙ’نِبِینÙŽ، یÙŽا قُرÙ‘ÙŽهÙŽ عÙŽینِ الÙ’عÙŽابِدِینÙŽ، یÙŽا مُنÙŽفِّسÙŽ عÙŽنِ الÙ’مÙŽکÙ’رُوبِینÙŽ، یÙŽا مُفÙŽرِّجÙŽ عÙŽنِ الÙ’مÙŽغÙ’مُومِینÙŽ، یÙŽا إِلÙŽهÙŽ الْأَوÙ‘ÙŽلِینÙŽ وÙŽ الÙ’آخِرِینÙŽ،
(۵۲) ای شادی عارفان، ای آرزوی شیفتگان، ای همدم مریدان، ای محبوب توبه کاران، ای روزی دهنده بی چیزان، ای امید گنهکاران، ای نور چشم عبادت کنندگان، ای گشاینده اندوه دلگیران، ای غمگسار غمزدگان، ای معبود گذشتگان و آیندگان
(۵۳) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽنÙŽا، یÙŽا إِلÙŽهÙŽنÙŽا، یÙŽا سÙŽیِّدÙŽنÙŽا، یÙŽا مÙŽوÙ’لانÙŽا، یÙŽا نÙŽاصِرÙŽنÙŽا، یÙŽا حÙŽافِظÙŽنÙŽا، یÙŽا دÙŽلِیلÙŽنÙŽا، یÙŽا مُعِینÙŽنÙŽا، یÙŽا حÙŽبِیبÙŽنÙŽا، یÙŽا طÙŽبِیبÙŽنÙŽا،
(۵۳) خدایا! من از تو درخواست می کنم به نامت ای پروردگار ما، ای معبود ما، ای سرور ما، ای مولای ما، ای یاور ما، ای نگهدار ما، ای راهنمای ما، ای مددرسان ما، ای محبوب ما، ای طبیب ما
(۵۴) یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ النÙ‘ÙŽبِیینÙŽ وÙŽ الْأَبÙ’رÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الصِّدِّیقِینÙŽ وÙŽ الْأَخÙ’یÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’جÙŽنÙ‘ÙŽهِ وÙŽ النÙ‘ÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الصِّغÙŽارِ وÙŽ الÙ’کِبÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’حُبُوبِ وÙŽ الثِّمÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الْأَنÙ’هÙŽارِ وÙŽ الْأَشÙ’جÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الصÙ‘ÙŽحÙŽارِی وÙŽ الÙ’قِفÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’بÙŽرÙŽارِی وÙŽ الÙ’بِحÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ اللÙ‘ÙŽیلِ وÙŽ النÙ‘ÙŽهÙŽارِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الْأَعÙ’لانِ وÙŽ الْأَسÙ’رÙŽارِ،
(۵۴) ای پروردگار پیامبران و نیکان، ای پروردگار صدÙ‘یقان و خوبان، ای پروردگار بهشت و دوزخ، ای پروردگار خردسالان و بزرگسالان، ای پروردگار دانه ها و میوه ها، ای پروردگار نهرها و درختان، ای پروردگار دشتها و بیشه ها، ای پروردگار خشکی ها و دریاها، ای پروردگار شب و روز، ای پروردگار آشکارها و نهان ها
(۵۵) یÙŽا مÙŽنÙ’ نÙŽفÙŽذÙŽ فِی کُلِّ شÙŽی ءٍ Ø£ÙŽمÙ’رُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽحِقÙŽ بِکُلِّ شÙŽی ءٍ عِلÙ’مُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ بÙŽلÙŽغÙŽتÙ’ إِلÙŽÙ‰ کُلِّ شÙŽی ءٍ قُدÙ’رÙŽتُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تُحÙ’صِی الÙ’عِبÙŽادُ نِعÙŽمÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تÙŽبÙ’لُغُ الÙ’خÙŽلائِقُ شُکÙ’رÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تُدÙ’رِکُ الْأَفÙ’هÙŽامُ جÙŽلالÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تÙŽنÙŽالُ الْأَوÙ’هÙŽامُ کُنÙ’هÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنِ الÙ’عÙŽظÙŽمÙŽهُ وÙŽ الÙ’کِبÙ’رِیÙŽاءُ رِدÙŽاؤُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تÙŽرُدُّ الÙ’عِبÙŽادُ قÙŽضÙŽاءَهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا مُلÙ’کÙŽ إِلÙ‘ا مُلÙ’کُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا عÙŽطÙŽاءَ إِلÙ‘ا عÙŽطÙŽاؤُهُ،
(۵۵) ای آن که فرمانش در هرچیز نفوذ یافته، ای آن که دانشش به هر چیز رسیده، ای آن که قدرتش هر چیز را دربرگرفته، ای آن که بندگان از شمردن نعمتهایش ناتوانند، ای آن که آفریدگان به سپاسش نرسند، ای آن که فهم ها بزرگی اش را درنیابند، ای آن که پندارها به ژرفای هستی اش نرسند، ای آن که بزرگی و بزرگ منشی پوشش اوست، ای که بندگان توان برگرداندن حکمش را ندارند، ای آن که فرمانروایی جز فرمانروایی او نیست، ای آن که عطایی جز عطای او نیست
(۵۶) یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’مÙŽثÙŽلُ الْأَعÙ’لÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الصِّفÙŽاتُ الÙ’عُلÙ’یÙŽا، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’آخِرÙŽهُ وÙŽ الْأُولÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’جÙŽنÙ‘ÙŽهُ الÙ’مَأْوÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’آیÙŽاتُ الÙ’کُبÙ’رÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الْأَسÙ’مÙŽاءُ الÙ’حُسÙ’نÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’حُکÙ’مُ وÙŽ الÙ’قÙŽضÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’هÙŽواءُ وÙŽ الÙ’فÙŽضÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’عÙŽرÙ’شُ وÙŽ الثÙ‘ÙŽرÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ السÙ‘ÙŽمÙŽاوÙŽاتُ الÙ’عُلÙŽÙ‰،
(۵۶) ای آن که نمونه اعلی از آن اوست، ای آن که صفات برتر برای اوست، ای آن که سرانجام و سرآغاز از آن اوست، ای آن که بهشت آسایش از آن اوست، ای آن که نشانه های بزرگ تر از آن اوست، ای آن که نامهای نیکوتر از آن اوست، ای آن که فرمان و داوری از آن اوست، ای آن که هوا و فضا از آن اوست، ای آن که عرش و فرش از آن اوست، ای آن که آسمانهای برافراشته از آن اوست
(۵۷) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا عÙŽفُوُّ، یÙŽا غÙŽفُورُ، یÙŽا صÙŽبُورُ، یÙŽا شÙŽکُورُ، یÙŽا رَءُوفُ، یÙŽا عÙŽطُوفُ، یÙŽا مÙŽسÙ’ئُولُ، یÙŽا وÙŽدُودُ، یÙŽا سُبُّوحُ، یÙŽا قُدُّوسُ،
(۵۷) خدایا! از تو می خواهم به نامت ای درگذرنده، ای آمرزنده، ای شکیبا، ای ستایش پذیر، ای مهربان، ای مهرورز، ای خواسته، ای دوست، ای پاک، ای منزÙ‘ه
(۵۸) یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی السÙ‘ÙŽمÙŽاءِ عÙŽظÙŽمÙŽتُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الْأَرÙ’ضِ آیÙŽاتُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی کُلِّ شÙŽی ءٍ دÙŽلائِلُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’بِحÙŽارِ عÙŽجÙŽائِبُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فِی الÙ’جِبÙŽالِ خÙŽزÙŽائِنُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽبÙ’دَأُ الÙ’خÙŽلÙ’قÙŽ ثُمÙ‘ÙŽ یعِیدُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ إِلÙŽیهِ یÙŽرÙ’جِعُ الْأَمÙ’رُ کُلُّهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽظÙ’هÙŽرÙŽ فِی کُلِّ شÙŽی ءٍ لُطÙ’فÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽحÙ’سÙŽنÙŽ کُلÙ‘ÙŽ شÙŽی ءٍ خÙŽلÙŽقÙŽهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ تÙŽصÙŽرÙ‘ÙŽفÙŽ فِی الÙ’خÙŽلائِقِ قُدÙ’رÙŽتُهُ،
(۵۸) ای آن که بزرگی اش در آسمان است، ای آن که نشانه هایش در زمین است، ای آن که دلایلش در هرچیز است، ای آن که شگفتیهایش در دریاست، ای آن که گنجینه هایش در کوههاست، ای آن که آفرینش را آغاز کند سپس بازش گرداند، ای آن که همه امور به سوی او بازگردد، ای آن که لطفش را در هر چیز نمایان ساخته، ای آن که آفرینش هر چیز را نیکو پرداخته، ای آن که توانش در آفریدگان کارگر افتاده است
(۵۹) یÙŽا حÙŽبِیبÙŽ مÙŽنÙ’ لا حÙŽبِیبÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا طÙŽبِیبÙŽ مÙŽنÙ’ لا طÙŽبِیبÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا مُجِیبÙŽ مÙŽنÙ’ لا مُجِیبÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا شÙŽفِیقÙŽ مÙŽنÙ’ لا شÙŽفِیقÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا رÙŽفِیقÙŽ مÙŽنÙ’ لا رÙŽفِیقÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا مُغِیثÙŽ مÙŽنÙ’ لا مُغِیثÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا دÙŽلِیلÙŽ مÙŽنÙ’ لا دÙŽلِیلÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا Ø£ÙŽنِیسÙŽ مÙŽنÙ’ لا Ø£ÙŽنِیسÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا رÙŽاحِمÙŽ مÙŽنÙ’ لا رÙŽاحِمÙŽ لÙŽهُ، یÙŽا صÙŽاحِبÙŽ مÙŽنÙ’ لا صÙŽاحِبÙŽ لÙŽهُ،
(۵۹) ای دوست آن که دوستی ندارد، ای پزشک آن که پزشکی ندارد، ای پاسخگوی آن که پاسخگویی ندارد، ای یار مهربان آن که یار مهربانی ندارد، ای همراه بی همرهان، ای فریادرس آن که فریادرسی ندارد، ای رهنمای آن که رهنمایی ندارد، ای همدم آن که همدمی ندارد، ای رحم کننده آن که رحم کننده ای ندارد، ای همنشین آن که همنشینی ندارد
(۶۰) یÙŽا کÙŽافِیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽکÙ’فÙŽاهُ، یÙŽا هÙŽادِیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽهÙ’دÙŽاهُ، یÙŽا کÙŽالِیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽکÙ’لاهُ، یÙŽا رÙŽاعِیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽرÙ’عÙŽاهُ، یÙŽا شÙŽافِیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽشÙ’فÙŽاهُ، یÙŽا قÙŽاضِیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽقÙ’ضÙŽاهُ، یÙŽا مُغÙ’نِیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽغÙ’نÙŽاهُ، یÙŽا مُوفِیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽوÙ’فÙŽاهُ، یÙŽا مُقÙŽوِّیÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽقÙ’وÙŽاهُ، یÙŽا وÙŽلِیÙ‘ÙŽ مÙŽنِ اسÙ’تÙŽوÙ’لاهُ،
(۶۰) ای کفایت کننده هرکه از او کفایت خواهد، ای راهنمای هرکه از او راهنمایی جوید، ای نگاهبان هرکه از او نگاهبانی خواهد، ای رعایت کننده هرکه از او رعایت خواهد، ای شفادهنده هرکه از او شفا طلبد، ای داور هرکه از او داوری خواهد، ای بی نیاز کننده هرکه از او بی نیازی جوید، ای وفادار به هر که از او وفا جوید، ای نیروبخش هرکه از او نیرو خواهد، ای سرپرست هرکه از او سرپرستی خواهد
(۶۱) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا خÙŽالِقُ، یÙŽا رÙŽازِقُ، یÙŽا نÙŽاطِقُ، یÙŽا صÙŽادِقُ، یÙŽا فÙŽالِقُ، یÙŽا فÙŽارِقُ، یÙŽا فÙŽاتِقُ، یÙŽا رÙŽاتِقُ، یÙŽا سÙŽابِقُ فÙŽائِقُ ، یÙŽا سÙŽامِقُ،
(۶۱) خدایا! از تو می خواهم به نامت ای آفریننده، ای روزی دهنده، ای گویا، ای راستگو، ای شکافنده، ای جدا کننده، ای گشاینده، ای پیوند دهنده، ای پیشی گیرنده، ای بلند جایگاه
(۶۲) یÙŽا مÙŽنÙ’ یُقÙŽلِّبُ اللÙ‘ÙŽیلÙŽ وÙŽ النÙ‘ÙŽهÙŽارÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ الظُّلُمÙŽاتِ وÙŽ الْأَنÙ’وÙŽارÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ خÙŽلÙŽقÙŽ الظِّلÙ‘ÙŽ وÙŽ الÙ’حÙŽرُورÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ سÙŽخÙ‘ÙŽرÙŽ الشÙ‘ÙŽمÙ’سÙŽ وÙŽ الÙ’قÙŽمÙŽرÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ قÙŽدÙ‘ÙŽرÙŽ الÙ’خÙŽیرÙŽ وÙŽ الشÙ‘ÙŽرÙ‘ÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ خÙŽلÙŽقÙŽ الÙ’مÙŽوÙ’تÙŽ وÙŽ الÙ’حÙŽیÙŽاهÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ الÙ’خÙŽلÙ’قُ وÙŽ الْأَمÙ’رُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽتÙ‘ÙŽخِذÙ’ صÙŽاحِبÙŽهÙ‹ وÙŽ لا وÙŽلÙŽداÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽیسÙŽ لÙŽهُ شÙŽرِیکÙŒ فِی الÙ’مُلÙ’کِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽکُنÙ’ لÙŽهُ وÙŽلِیÙ‘ÙŒ مِنÙŽ الذُّلِّ،
(۶۲) ای آن که شب و روز را دگرگون سازد، ای آن که تاریکی ها و روشنایی ها را قرار داد، ای آن که سایه خنک و گرما را آفرید، ای آن که خورشید و ماه را مسÙ‘خر ساخت، ای آن که خیر و شر را مقدÙ‘ر نمود، ای آن که مرگ و زندگی را آفرید، ای آن که خلق و امر از آن اوست، ای آن که همسر و فرزندی نگرفت، ای آن که در فرمانروایی شریکی برایش نیست، ای آن که از روی خواری سرپرستی نخواهد
(۶۳) یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽعÙ’لÙŽمُ مُرÙŽادÙŽ الÙ’مُرِیدِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽعÙ’لÙŽمُ ضÙŽمِیرÙŽ الصÙ‘ÙŽامِتِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽسÙ’مÙŽعُ Ø£ÙŽنِینÙŽ الÙ’وÙŽاهِنِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽرÙŽÙ‰ بُکÙŽاءَ الÙ’خÙŽائِفِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽمÙ’لِکُ حÙŽوÙŽائِجÙŽ السÙ‘ÙŽائِلِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽقÙ’بÙŽلُ عُذÙ’رÙŽ التÙ‘ÙŽائِبِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُصÙ’لِحُ عÙŽمÙŽلÙŽ الÙ’مُفÙ’سِدِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُضِیعُ Ø£ÙŽجÙ’رÙŽ الÙ’مُحÙ’سِنِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽبÙ’عُدُ عÙŽنÙ’ قُلُوبِ الÙ’عÙŽارِفِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽجÙ’وÙŽدÙŽ الْأَجÙ’وÙŽدِینÙŽ،
(۶۳) ای آن که خواهش خواهشمندان را می داند، ای آن که از نهاد خاموشان آگاه است، ای آن که ناله درماندگان را می شنود، ای آن که گریه هراسیدگان را می بیند، ای آن که نیازهای نیازمندان به دست اوست، ای آن که بهانه توبه کاران را می پذیرد، ای آن که عمل تبهکاران را صلاح نبخشد، ای آن که پاداش نیکوکاران را تباه نکند، ای آن که از دل عارفان دور نباشد، ای بخشنده ترین بخشندگان
(۶۴) یÙŽا دÙŽائِمÙŽ الÙ’بÙŽقÙŽاءِ، یÙŽا سÙŽامِعÙŽ الدُّعÙŽاءِ، یÙŽا وÙŽاسِعÙŽ الÙ’عÙŽطÙŽاءِ، یÙŽا غÙŽافِرÙŽ الÙ’خÙŽطÙŽاءِ، یÙŽا بÙŽدِیعÙŽ السÙ‘ÙŽمÙŽاءِ، یÙŽا حÙŽسÙŽنÙŽ الÙ’بÙŽلاءِ، یÙŽا جÙŽمِیلÙŽ الثÙ‘ÙŽنÙŽاءِ، یÙŽا قÙŽدِیمÙŽ السÙ‘ÙŽنÙŽاءِ، یÙŽا کÙŽثِیرÙŽ الÙ’وÙŽفÙŽاءِ، یÙŽا شÙŽرِیفÙŽ الÙ’جÙŽزÙŽاءِ،
(۶۴) ای همیشه ماندگار، ای شنونده دعا، ای گسترده عطا، ای آمرزنده خطا، ای پدید آورنده آسمان، ای نیک آزمون، ای نیکو ستایش، ای دیرینه بر فراز، ای بسیار وفادار، ای شریف پاداش
(۶۵) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا سÙŽتÙ‘ÙŽارُ، یÙŽا غÙŽفÙ‘ÙŽارُ، یÙŽا قÙŽهÙ‘ÙŽارُ، یÙŽا جÙŽبÙ‘ÙŽارُ، یÙŽا صÙŽبÙ‘ÙŽارُ، یÙŽا بÙŽارُّ، یÙŽا مُخÙ’تÙŽارُ، یÙŽا فÙŽتÙ‘ÙŽاحُ، یÙŽا نÙŽفÙ‘ÙŽاحُ، یÙŽا مُرÙ’تÙŽاحُ،
(۶۵) خدایا! از تو می خواهم به نامت ای پرده پوش، ای آمرزگار، ای چیره، ای جاهمند، ای بس شکیبا، ای نیک بخش، ای برگزیده، ای گشاینده، ای روح بخش، ای راحتی بخش
(۶۶) یÙŽا مÙŽنÙ’ خÙŽلÙŽقÙŽنِی وÙŽ سÙŽوÙ‘ÙŽانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ رÙŽزÙŽقÙŽنِی وÙŽ رÙŽبÙ‘ÙŽانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽطÙ’عÙŽمÙŽنِی وÙŽ سÙŽقÙŽانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ قÙŽرÙ‘ÙŽبÙŽنِی وÙŽ Ø£ÙŽدÙ’نÙŽانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ عÙŽصÙŽمÙŽنِی وÙŽ کÙŽفÙŽانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ حÙŽفِظÙŽنِی وÙŽ کÙŽلانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽعÙŽزÙ‘ÙŽنِی وÙŽ Ø£ÙŽغÙ’نÙŽانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ وÙŽفÙ‘ÙŽقÙŽنِی وÙŽ هÙŽدÙŽانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ آنÙŽسÙŽنِی وÙŽ آوÙŽانِی، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽمÙŽاتÙŽنِی وÙŽ Ø£ÙŽحÙ’یÙŽانِی،
(۶۶) ای آن که مرا آفرید و بیاراست، ای آن که مرا روزی داد و پرورید، ای آن که به من خورانید و نوشانید، ای آن که مرا نزدیک نمود و به کنار خویش برد، ای آن که مرا نگاه داشت و کفایت نمود، ای آن که مرا حفظ کرد و حمایت نمود، ای آن که به من عزÙ‘ت بخشید و بی نیازم ساخت، ای آن که توفیقم داد و راهنمایی کرد، ای آن که همدمم شد و جایم داد، ای آن که مرا بمیراند و زنده کند
(۶۷) یÙŽا مÙŽنÙ’ یُحِقُّ الÙ’حÙŽقÙ‘ÙŽ بِکÙŽلِمÙŽاتِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽقÙ’بÙŽلُ التÙ‘ÙŽوÙ’بÙŽهÙŽ عÙŽنÙ’ عِبÙŽادِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽحُولُ بÙŽینÙŽ الÙ’مÙŽرْءِ وÙŽ قÙŽلÙ’بِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تÙŽنÙ’فÙŽعُ الشÙ‘ÙŽفÙŽاعÙŽهُ إِلÙ‘ا بِإِذÙ’نِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ Ø£ÙŽعÙ’لÙŽمُ بِمÙŽنÙ’ ضÙŽلÙ‘ÙŽ عÙŽنÙ’ سÙŽبِیلِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا مُعÙŽقِّبÙŽ لِحُکÙ’مِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا رÙŽادÙ‘ÙŽ لِقÙŽضÙŽائِهِ، یÙŽا مÙŽنِ انÙ’قÙŽادÙŽ کُلُّ شÙŽی ءٍ لِأَمÙ’رِهِ، یÙŽا مÙŽنِ السÙ‘ÙŽمÙŽاوÙŽاتُ مÙŽطÙ’وِیÙŽاتÙŒ بِیÙŽمِینِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یرÙ’سِلُ الرِّیÙŽاحÙŽ بُشÙ’راÙ‹ بÙŽینÙŽ یÙŽدÙŽی رÙŽحÙ’مÙŽتِهِ،
(۶۷) ای آن که حق را با کلماتش استوار و برجا کند، ای آن که توبه را از بندگانش بپذیرد، ای آن که میان انسان و دلش قرار گیرد، ای آن که شفاعت جز با اجازه اش سود نبخشد، ای آن که به گمراه شدگان راهش داناتر است، ای آن که حکمش دگرگونی نپذیرد، ای آن که رØ£یش را بازگرداننده ای نیست، ای آن که هرچیز فرمانش را گردن نهد، ای آن که آسمانها به دست قدرتش پیچیده گشته، ای آن که بادها را مژده دهنده رحمتش فرستد
(۶۸) یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ الْأَرÙ’ضÙŽ مِهÙŽاداÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ الÙ’جِبÙŽالÙŽ Ø£ÙŽوÙ’تÙŽاداÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ الشÙ‘ÙŽمÙ’سÙŽ سِرÙŽاجاÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ الÙ’قÙŽمÙŽرÙŽ نُوراÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ اللÙ‘ÙŽیلÙŽ لِبÙŽاساÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ النÙ‘ÙŽهÙŽارÙŽ مÙŽعÙŽاشاÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ النÙ‘ÙŽوÙ’مÙŽ سُبÙŽاتاÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ السÙ‘ÙŽمÙŽاءَ بِنÙŽاءً، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ الْأَشÙ’یÙŽاءَ Ø£ÙŽزÙ’وÙŽاجاÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ النÙ‘ÙŽارÙŽ مِرÙ’صÙŽاداÙ‹،
(۶۸) ای آن که زمین را بستر زندگی قرار داد، ای آن که کوهها را میخهای زمین نهاد، ای آن که خورشیدی را چراغ جهانش کرد، ای آن که ماه را تابان ساخت، ای آن که شب را جامه آرامش گرداند، ای آن که روز را مایه روزی قرار داد، ای آن که خواب را وسیله آرامش ساخت، ای آن که آسمان را بنا نهاد، ای آن که از هر چیز گونه های مختلف قرار داد، ای آن که آتش را کمینگاه قرار داد
(۶۹) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا سÙŽمِیعُ، یÙŽا شÙŽفِیعُ، یÙŽا رÙŽفِیعُ، یÙŽا مÙŽنِیعُ، یÙŽا سÙŽرِیعُ، یÙŽا بÙŽدِیعُ، یÙŽا کÙŽبِیرُ، یÙŽا قÙŽدِیرُ، یÙŽا خÙŽبِیرُ مُنِیرُ ، یÙŽا مُجِیرُ،
(۶۹) خدایا! از تو می خواهم به نامت ای شنوا، ای همیار، ای بلندپایه، ای فرازمند، ای شتابنده، ای نوآفرین، ای بزرگ، ای توانا، ای آگاه، ای پناه ده
(۷۰) یÙŽا حÙŽیÙ‘اÙ‹ قÙŽبÙ’لÙŽ کُلِّ حÙŽیٍّ، یÙŽا حÙŽیÙ‘اÙ‹ بÙŽعÙ’دÙŽ کُلِّ حÙŽیٍّ، یÙŽا حÙŽیُّ الÙ‘ÙŽذِی لÙŽیسÙŽ کÙŽمِثÙ’لِهِ حÙŽیÙ‘ÙŒ، یÙŽا حÙŽیُّ الÙ‘ÙŽذِی لا یشÙŽارِکُهُ حÙŽیÙ‘ÙŒ، یÙŽا حÙŽیُّ الÙ‘ÙŽذِی لا یÙŽحÙ’تÙŽاجُ إِلÙŽÙ‰ حÙŽیٍّ، یÙŽا حÙŽیُّ الÙ‘ÙŽذِی یُمِیتُ کُلÙ‘ÙŽ حÙŽیٍّ، یÙŽا حÙŽیُّ الÙ‘ÙŽذِی یÙŽرÙ’زُقُ کُلÙ‘ÙŽ حÙŽیٍّ، یÙŽا حÙŽیÙ‘اÙ‹ لÙŽمÙ’ یÙŽرِثِ الÙ’حÙŽیÙŽاهÙŽ مِنÙ’ حÙŽیٍّ، یÙŽا حÙŽیُّ الÙ‘ÙŽذِی یُحÙ’یِی الÙ’مÙŽوÙ’تÙŽÙ‰، یÙŽا حÙŽیُّ یÙŽا قÙŽیومُ لا تَأْخُذُهُ سِنÙŽهÙŒ وÙŽ لا نÙŽوÙ’مÙŒ،
(۷۰) ای زنده پیش از هر زنده، ای زنده پس از هر زنده، ای زنده ای که مانند او زنده ای نیست، ای زنده ای که هیچ زنده ای شریک او نیست، ای زنده ای که به زنده ای نیاز ندارد، ای زنده ای که همه زندگان را می میراند، ای زنده ای که به زنده ها روزی می دهد، ای زنده ای که زندگی را از زنده ای دیگر به ارث نبرده، ای زنده ای که مردگان را زنده می کند، ای زنده ای که به خود پاینده ای که او را چرت و خواب درنگیرد
(۷۱) یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ ذِکÙ’رÙŒ لا یُنÙ’سÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ نُورÙŒ لا یُطÙ’فÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ نِعÙŽمÙŒ لا تُعÙŽدُّ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ مُلÙ’کÙŒ لا یÙŽزُولُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ ثÙŽنÙŽاءٌ لا یُحÙ’صÙŽÙ‰، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ جÙŽلالÙŒ لا یُکÙŽیÙ‘ÙŽفُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ کÙŽمÙŽالÙŒ لا یُدÙ’رÙŽکُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ قÙŽضÙŽاءٌ لا یُرÙŽدُّ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ صِفÙŽاتÙŒ لا تُبÙŽدÙ‘ÙŽلُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽهُ نُعُوتÙŒ لا تُغÙŽیÙ‘ÙŽرُ،
(۷۱) ای آن که یادی دارد فراموش نشدنی، ای آن که نوری دارد خاموش نشدنی، ای آن که عطایایی بخشیده ناشمردنی، ای آن فرمانروایی اش بی زوال است، ای آن که ستایشش بی آمار است، ای آن که شکوهش چگونگی نپذیرد، ای آن که کمالی دارد درک ناشدنی، ای آن که داوری اش بازگشت ناپذیر است، ای آن که صفاتی دارد دگرگون ناپذیر، ای آن که جلوه هایی دارد غیر قابل تغییر
(۷۲) یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’عÙŽالÙŽمِینÙŽ، یÙŽا مÙŽالِکÙŽ یÙŽوÙ’مِ الدِّینِ، یÙŽا غÙŽایÙŽهÙŽ الطÙ‘ÙŽالِبِینÙŽ، یÙŽا ظÙŽهÙ’رÙŽ اللÙ‘اجِینÙŽ، یÙŽا مُدÙ’رِکÙŽ الÙ’هÙŽارِبِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُحِبُّ الصÙ‘ÙŽابِرِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُحِبُّ التÙ‘ÙŽوÙ‘ÙŽابِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُحِبُّ الÙ’مُتÙŽطÙŽهِّرِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُحِبُّ الÙ’مُحÙ’سِنِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ Ø£ÙŽعÙ’لÙŽمُ بِالÙ’مُهÙ’تÙŽدِینÙŽ،
(۷۲) ای پروردگار جهانیان، ای مالک روز جزا، ای مقصود جویندگان، ای پشت و پناه پناهندگان، ای دریابنده فراریان، ای آن که شکیبایان را دوست دارد، ای آن که توبه کنندگان را دوست دارد، ای آن که پاکیزگان را دوست دارد، ای آن که نیکوکاران را دوست دارد، ای آن که اوست داناتر به راه یافتگان
(۷۳) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا شÙŽفِیقُ، یÙŽا رÙŽفِیقُ، یÙŽا حÙŽفِیظُ، یÙŽا مُحِیطُ، یÙŽا مُقِیتُ، یÙŽا مُغِیثُ، یÙŽا مُعِزُّ، یÙŽا مُذِلُّ، یÙŽا مُبÙ’دِئُ، یÙŽا مُعِیدُ،
(۷۳) خدایا! از تو خواستارم به نامت ای مهربان، ای همراه، ای نگهدار، ای فراگیر، ای روزی بخش، ای فریادرس، ای عزÙ‘ت بخش، ای خوارکن، ای آغازگر، ای برگرداننده
(۷۴) یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ Ø£ÙŽحÙŽدÙŒ بِلا ضِدٍّ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فÙŽرÙ’دÙŒ بِلا نِدٍّ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ صÙŽمÙŽدÙŒ بِلا عÙŽیبٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ وِتÙ’رÙŒ بِلا کÙŽیفٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ قÙŽاضٍ بِلا حÙŽیفٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ رÙŽبÙ‘ÙŒ بِلا وÙŽزِیرٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ عÙŽزِیزÙŒ بِلا ذُلٍّ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ غÙŽنِیÙ‘ÙŒ بِلا فÙŽقÙ’رٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ مÙŽلِکÙŒ بِلا عÙŽزÙ’لٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ مÙŽوÙ’صُوفÙŒ بِلا شÙŽبِیهٍ،
(۷۴) اÙ‰ آن که یکتاست و ضدÙ‘ ندارد، اÙ‰ آن که یگانه است و بیمانند، اÙ‰ آن که بی نیاز و کاستÙ‰ است، اÙ‰ آن که بی همتاÙ‰ بودن و چگونگÙ‰ است، اÙ‰ آن که داورÙ‰ دادگر است، اÙ‰ آن که پروردگارÙ‰ بی وزیر است، اÙ‰ آن که عزÙ‘تمندÙ‰ بی خوارÙ‰ است، اÙ‰ آن که توانگرÙ‰ بی نیاز است، اÙ‰ آن که پادشاهÙ‰ عزل ناپذیر است، اÙ‰ آن که اوصافش بی مانند است.
(۷۵) یÙŽا مÙŽنÙ’ ذِکÙ’رُهُ شÙŽرÙŽفÙŒ لِلذÙ‘ÙŽاکِرِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ شُکÙ’رُهُ فÙŽوÙ’زÙŒ لِلشÙ‘ÙŽاکِرِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ حÙŽمÙ’دُهُ عِزÙ‘ÙŒ لِلÙ’حÙŽامِدِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ طÙŽاعÙŽتُهُ نÙŽجÙŽاهÙŒ لِلÙ’مُطِیعِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ بÙŽابُهُ مÙŽفÙ’تُوحÙŒ لِلطÙ‘ÙŽالِبِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ سÙŽبِیلُهُ وÙŽاضِحÙŒ لِلÙ’مُنِیبِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ آیÙŽاتُهُ بُرÙ’هÙŽانÙŒ لِلنÙ‘ÙŽاظِرِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کِتÙŽابُهُ تÙŽذÙ’کِرÙŽهÙŒ لِلÙ’مُتÙ‘ÙŽقِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ رِزÙ’قُهُ عُمُومÙŒ لِلطÙ‘ÙŽائِعِینÙŽ وÙŽ الÙ’عÙŽاصِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ رÙŽحÙ’مÙŽتُهُ قÙŽرِیبÙŒ مِنÙŽ الÙ’مُحÙ’سِنِینÙŽ،
(۷۵) ای آن که ذکرش برای ذاکران شرف است، ای آن که شکرش برای شاکران رستگاری است، ای آن که ستایشش برای ستایشگران عزÙ‘ت است، ای آن که طاعتش برای مطعیان مایه نجات است، ای آن که درگاهش گشوده است به روی جویندگان، ای آن که راهش برای توبه کاران هموار است، ای آن که نشانه هایش برای بینندگان دلیل قاطع است، ای آن که کتابش برای پرواپیشگان مایه پند و یادآوری است، ای آن که روزی اش همه مطیعان و گنهکاران را فراگیرد، ای آن که رحمتش به نیکوکاران نزدیک است
(۷۶) یÙŽا مÙŽنÙ’ تÙŽبÙŽارÙŽکÙŽ اسÙ’مُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ تÙŽعÙŽالÙŽÙ‰ جÙŽدُّهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا إِلÙŽهÙŽ غÙŽیرُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽلÙ‘ÙŽ ثÙŽنÙŽاؤُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ تÙŽقÙŽدÙ‘ÙŽسÙŽتÙ’ Ø£ÙŽسÙ’مÙŽاؤُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽدُومُ بÙŽقÙŽاؤُهُ، یÙŽا مÙŽنِ الÙ’عÙŽظÙŽمÙŽهُ بÙŽهÙŽاؤُهُ، یÙŽا مÙŽنِ الÙ’کِبÙ’رِیÙŽاءُ رِدÙŽاؤُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تُحÙ’صÙŽÙ‰ آلاؤُهُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تُعÙŽدُّ نÙŽعÙ’مÙŽاؤُهُ،
(۷۶) ای آن که نامش خجسته است، ای آن که عنایتش بس بلند است، ای آن که معبودی جز او نیست، ای آن که ستایشش والا است، ای آن که نامهایش مقدس است، ای آن که هستی اش پایدار است، ای آن که بزرگی جلوه زیبایی اوست، ای آن که بزرگمنشی پوشش اوست، ای آن که عطاهایش در شمار نیاید، ای آن که نعمت هایش شمرده نشود
(۷۷) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا مُعِینُ، یÙŽا Ø£ÙŽمِینُ، یÙŽا مُبِینُ، یÙŽا مÙŽتِینُ، یÙŽا مÙŽکِینُ، یÙŽا رÙŽشِیدُ، یÙŽا حÙŽمِیدُ، یÙŽا مÙŽجِیدُ، یÙŽا شÙŽدِیدُ، یÙŽا شÙŽهِیدُ،
(۷۷) خدایا! از تو میخواهم به نامت اÙ‰ مددرسان، اÙ‰ امین، اÙ‰ آشکار اÙ‰ استوار، اÙ‰ ارجمند، اÙ‰ راهنما، اÙ‰ ستوده، اÙ‰ بزرگوار، اÙ‰ سختگیر (گنهکاران) ، اÙ‰ گواه.
(۷۸) یÙŽا ذÙŽا الÙ’عÙŽرÙ’شِ الÙ’مÙŽجِیدِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’قÙŽوÙ’لِ السÙ‘ÙŽدِیدِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’فِعÙ’لِ الرÙ‘ÙŽشِیدِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’بÙŽطÙ’شِ الشÙ‘ÙŽدِیدِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’وÙŽعÙ’دِ وÙŽ الÙ’وÙŽعِیدِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ الÙ’وÙŽلِیُّ الÙ’حÙŽمِیدُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فÙŽعÙ‘ÙŽالÙŒ لِمÙŽا یرِیدُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ قÙŽرِیبÙŒ غÙŽیرُ بÙŽعِیدٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ کُلِّ شÙŽی ءٍ شÙŽهِیدÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ لÙŽیسÙŽ بِظÙŽلÙ‘امٍ لِلÙ’عÙŽبِیدِ،
(۷۸) ای صاحب عرش پرشکوه، ای صاحب سخن استوار، ای صاحب کردار برازنده، ای صاحب کوبش سخت، ای صاحب نوید و تهدید، ای آن که سرپرست ستوده است، ای آن که به نیکی انجام دهد آنچه را خواهد، ای آن که نزدیک دوری ناپذیر است، ای آن که بر هر چیز گواه است، ای آن که بر بندگان ستمکار نیست
(۷۹) یÙŽا مÙŽنÙ’ لا شÙŽرِیکÙŽ لÙŽهُ وÙŽ لا وÙŽزِیرÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا شÙŽبِیهÙŽ شِبÙ’هÙŽ لÙŽهُ وÙŽ لا نÙŽظِیرÙŽ، یÙŽا خÙŽالِقÙŽ الشÙ‘ÙŽمÙ’سِ وÙŽ الÙ’قÙŽمÙŽرِ الÙ’مُنِیرِ، یÙŽا مُغÙ’نِیÙŽ الÙ’بÙŽائِسِ الÙ’فÙŽقِیرِ، یÙŽا رÙŽازِقÙŽ الطِّفÙ’لِ الصÙ‘ÙŽغِیرِ، یÙŽا رÙŽاحِمÙŽ الشÙ‘ÙŽیخِ الÙ’کÙŽبِیرِ، یÙŽا جÙŽابِرÙŽ الÙ’عÙŽظÙ’مِ الÙ’کÙŽسِیرِ، یÙŽا عِصÙ’مÙŽهÙŽ الÙ’خÙŽائِفِ الÙ’مُسÙ’تÙŽجِیرِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بِعِبÙŽادِهِ خÙŽبِیرÙŒ بÙŽصِیرÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ کُلِّ شÙŽی ءٍ قÙŽدِیرÙŒ،
(۷۹) ای آن که شریک و وزیری ندارد، ای آن که مثل و مانندی ندارد، ای آفریننده خورشید و ماه تابان، ای بی نیاز کننده درمانده تهیدست، ای روزی دهنده کودک خردسال، ای مهرورز بر پیر بزرگسال، ای پیونددهنده استخوان شکسته، ای پناه ترسان پناه جو، ای آن که بر بندگانش آگاه و بیناست، ای آن که بر هر چیز تواناست
(۸۰) یÙŽا ذÙŽا الÙ’جُودِ وÙŽ النِّعÙŽمِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’فÙŽضÙ’لِ وÙŽ الÙ’کÙŽرÙŽمِ، یÙŽا خÙŽالِقÙŽ اللÙ‘ÙŽوÙ’حِ وÙŽ الÙ’قÙŽلÙŽمِ، یÙŽا بÙŽارِئÙŽ الذÙ‘ÙŽرِّ وÙŽ النÙ‘ÙŽسÙŽمِ، یÙŽا ذÙŽا الÙ’بَأْسِ وÙŽ النِّقÙŽمِ، یÙŽا مُلÙ’هِمÙŽ الÙ’عÙŽرÙŽبِ وÙŽ الÙ’عÙŽجÙŽمِ، یÙŽا کÙŽاشِفÙŽ الضُّرِّ وÙŽ الْأَلÙŽمِ، یÙŽا عÙŽالِمÙŽ السِّرِّ وÙŽ الÙ’هِمÙŽمِ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ الÙ’بÙŽیتِ وÙŽ الÙ’حÙŽرÙŽمِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ خÙŽلÙŽقÙŽ الْأَشÙ’یÙŽاءَ مِنÙŽ الÙ’عÙŽدÙŽمِ،
(۸۰) ای صاحب جود و بخشش، ای صاحب فضل و کرم، ای آفریننده لوح و قلم، ای پدیدآورنده موران و مردمان، ای صاحب عذاب و انتقام، ای الهام بخش عرب و عجم، ای بردارنده زیان و درد، ای دانای رازها و قصدها، ای پروردگار کعبه و حرم، ای آفریننده هرچیز از نیستی
(۸۱) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا فÙŽاعِلُ، یÙŽا جÙŽاعِلُ، یÙŽا قÙŽابِلُ، یÙŽا کÙŽامِلُ، یÙŽا فÙŽاصِلُ، یÙŽا وÙŽاصِلُ، یÙŽا عÙŽادِلُ، یÙŽا غÙŽالِبُ، یÙŽا طÙŽالِبُ، یÙŽا وÙŽاهِبُ،
(۸۱) خدایا! از تو خواستارم به نامت ای کردگار، ای هستی بخش، ای پذیرنده، ای برازنده، ای جدا، ای پیونددهنده، ای دادگر، ای چیره، ای جویا، ای بخشنده
(۸۲) یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽنÙ’عÙŽمÙŽ بِطÙŽوÙ’لِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽکÙ’رÙŽمÙŽ بِجُودِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽادÙŽ بِلُطÙ’فِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ تÙŽعÙŽزÙ‘ÙŽزÙŽ بِقُدÙ’رÙŽتِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ قÙŽدÙ‘ÙŽرÙŽ بِحِکÙ’مÙŽتِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ حÙŽکÙŽمÙŽ بِتÙŽدÙ’بِیرِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ دÙŽبÙ‘ÙŽرÙŽ بِعِلÙ’مِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ تÙŽجÙŽاوÙŽزÙŽ بِحِلÙ’مِهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ دÙŽنÙŽا فِی عُلُوِّهِ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عÙŽلا فِی دُنُوِّهِ،
(۸۲) ای آن که به کرمش بخشید، ای آن که به جودش گرامی داشت، ای آن که به لطفش کرم ورزید، ای آن که به نیرویش عزÙ‘ت یافت، ای آن که به حکمتش سامان داد، ای آن که به تدبیر خود حکم کرد، ای آنکه با علم خود تدبیر کرد، ای آن که با بردباری اش درگذرد، ای آن که به تدبیر خود در عین برتری اش نزدیک است، ای آن که در عین نزدیکی اش برتر است
(۸۳) یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽخÙ’لُقُ مÙŽا یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽفÙ’عÙŽلُ مÙŽا یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽهÙ’دِی مÙŽنÙ’ یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُضِلُّ مÙŽنÙ’ یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُعÙŽذِّبُ مÙŽنÙ’ یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽغÙ’فِرُ لِمÙŽنÙ’ یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُعِزُّ مÙŽنÙ’ یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُذِلُّ مÙŽنÙ’ یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یُصÙŽوِّرُ فِی الْأَرÙ’حÙŽامِ مÙŽا یÙŽشÙŽاءُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ یÙŽخÙ’تÙŽصُّ بِرÙŽحÙ’مÙŽتِهِ مÙŽنÙ’ یÙŽشÙŽاءُ،
(۸۳) ای آن که هرچه خواهد آفریند، ای آن که هرچه بخواهد بکند، ای آن که هرکه را بخواهد راهنمایی کند، ای آن که هرکه را بخواهد گمراه سازد، ای آن که هرکه را بخواهد عذاب کند، ای آن که هرکه را بخواهد بیامرزد، ای آن که هرکه را بخواهد عزÙ‘ت بخشد، ای آن که هرکه را بخواهد خوار گرداند، ای آن که در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد، ای آن که هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند
(۸۴) یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽمÙ’ یÙŽتÙ‘ÙŽخِذÙ’ صÙŽاحِبÙŽهÙ‹ وÙŽ لا وÙŽلÙŽداÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ لِکُلِّ شÙŽی ءٍ قÙŽدÙ’راÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُشÙ’رِکُ فِی حُکÙ’مِهِ Ø£ÙŽحÙŽداÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ مِنÙŽ الÙ’مÙŽلائِکÙŽهِ الÙ’مÙŽلائِکÙŽهÙŽ رُسُلاÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ فِی السÙ‘ÙŽمÙŽاءِ بُرُوجاÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ الْأَرÙ’ضÙŽ قÙŽرÙŽاراÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ خÙŽلÙŽقÙŽ مِنÙŽ الÙ’مÙŽاءِ بÙŽشÙŽراÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ جÙŽعÙŽلÙŽ لِکُلِّ شÙŽی ءٍ Ø£ÙŽمÙŽداÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽحÙŽاطÙŽ بِکُلِّ شÙŽی ءٍ عِلÙ’ماÙ‹، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽحÙ’صÙŽÙ‰ کُلÙ‘ÙŽ شÙŽی ءٍ عÙŽدÙŽداÙ‹،
(۸۴) ای آن که همسر و فرزندی نگرفت، ای آن که برای هرچیز اندازه نهاد، ای آن که در حکمش کسی را شریک نساخت، ای آن که فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد، ای آن که در آسمان ها برج هایی گذارد، ای آن که زمین را زیستگاه شایسته نمود، ای آن که آدمی را از آب آفرید، ای آن که برای هرچیز سرانجامی قرار داد، ای آن که با علم خویش هرچیز را دربر گرفته است، ای آن که تعداد هرچیز را شماره نموده است
(۸۵) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا Ø£ÙŽوÙ‘ÙŽلُ، یÙŽا آخِرُ، یÙŽا ظÙŽاهِرُ، یÙŽا بÙŽاطِنُ، یÙŽا بÙŽرُّ، یÙŽا حÙŽقُّ، یÙŽا فÙŽرÙ’دُ، یÙŽا وِتÙ’رُ، یÙŽا صÙŽمÙŽدُ، یÙŽا سÙŽرÙ’مÙŽدُ،
(۸۵) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای آغاز، ای انجام، ای آشکار، ای نهان، ای نیکوکار، ای حق، ای یگانه، ای یکتا، ای بی نیاز، ای همیشگی
(۸۶) یÙŽا خÙŽیرÙŽ مÙŽعÙ’رُوفٍ عُرِفÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽفÙ’ضÙŽلÙŽ مÙŽعÙ’بُودٍ عُبِدÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽجÙŽلÙ‘ÙŽ مÙŽشÙ’کُورٍ شُکِرÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽعÙŽزÙ‘ÙŽ مÙŽذÙ’کُورٍ ذُکِرÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽعÙ’لÙŽÙ‰ مÙŽحÙ’مُودٍ حُمِدÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽقÙ’دÙŽمÙŽ مÙŽوÙ’جُودٍ طُلِبÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽرÙ’فÙŽعÙŽ مÙŽوÙ’صُوفٍ وُصِفÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽکÙ’بÙŽرÙŽ مÙŽقÙ’صُودٍ قُصِدÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽکÙ’رÙŽمÙŽ مÙŽسÙ’ئُولٍ سُئِلÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽشÙ’رÙŽفÙŽ مÙŽحÙ’بُوبٍ عُلِمÙŽ،
(۸۶) ای بهترین شناخته شده ای که شناخته شده، ای برترین معبودی که عبادت شده، ای والاترین ثناپذیری که سپاس شده، ای عزیزترین یاد شده ای که یاد شده، ای برترین ستوده ای که ستایش شده، ای دیرینه ترین موجودی که خواسته شده، ای بلندترین وصف شده ای که به وصف آمده، ای بزرگترین مقصودی که قصد شده، ای گرامی ترین پرسیده ای که پرسش شده، ای شریف ترین محبوبی که دانسته شده
(۸۷) یÙŽا حÙŽبِیبÙŽ الÙ’بÙŽاکِینÙŽ، یÙŽا سÙŽیدÙŽ الÙ’مُتÙŽوÙŽکِّلِینÙŽ، یÙŽا هÙŽادِیÙŽ الÙ’مُضِلِّینÙŽ، یÙŽا وÙŽلِیÙ‘ÙŽ الÙ’مُؤْمِنِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽنِیسÙŽ الذÙ‘ÙŽاکِرِینÙŽ، یÙŽا مÙŽفÙ’زÙŽعÙŽ الÙ’مÙŽلÙ’هُوفِینÙŽ، یÙŽا مُنÙ’جِیÙŽ الصÙ‘ÙŽادِقِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽقÙ’دÙŽرÙŽ الÙ’قÙŽادِرِینÙŽ، یÙŽا Ø£ÙŽعÙ’لÙŽمÙŽ الÙ’عÙŽالِمِینÙŽ، یÙŽا إِلÙŽهÙŽ الÙ’خÙŽلÙ’قِ Ø£ÙŽجÙ’مÙŽعِینÙŽ،
(۸۷) ای محبوب گریه کنندگان، ای سرور توکل کنندگان، ای راهنمای گمراهان، ای سرپرست مؤمنان، ای همدم ذاکران، ای پناه جان سوختگان، ای رهایی بخش راستگویان، ای تواناترین توانایان، ای داناترین دانایان، ای پرستیده همه آفریدگان
(۸۸) یÙŽا مÙŽنÙ’ عÙŽلا فÙŽقÙŽهÙŽرÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ مÙŽلÙŽکÙŽ فÙŽقÙŽدÙŽرÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ بÙŽطÙŽنÙŽ فÙŽخÙŽبÙŽرÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عُبِدÙŽ فÙŽشÙŽکÙŽرÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عُصِیÙŽ فÙŽغÙŽفÙŽرÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا تÙŽحÙ’وِیهِ الÙ’فِکÙŽرُ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یدÙ’رِکُهُ بÙŽصÙŽرÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽخÙ’فÙŽÙ‰ عÙŽلÙŽیهِ Ø£ÙŽثÙŽرÙŒ، یÙŽا رÙŽازِقÙŽ الÙ’بÙŽشÙŽرِ، یÙŽا مُقÙŽدِّرÙŽ کُلِّ قÙŽدÙŽرٍ،
(۸۸) ای آن که فراتر رفت و چیره گشت، ای آن که دارا گشت و توان یافت، ای آن که نهان شد و آگاهی یافت، ای آن که پرستش شد و ارج نهاد، ای آن که نافرمانی شد و آمرزید، ای آنکه اندیشه ها او را فرا نگیرد، ای آن که دیده ای او را در نیابد، ای آن که اثری بر او پوشیده نماند، ای روزی دهنده آدمیان، ای اندازه دهنده هر اندازه
(۸۹) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا حÙŽافِظُ، یÙŽا بÙŽارِئُ، یÙŽا ذÙŽارِئُ، یÙŽا بÙŽاذِخُ، یÙŽا فÙŽارِجُ، یÙŽا فÙŽاتِحُ، یÙŽا کÙŽاشِفُ، یÙŽا ضÙŽامِنُ، یÙŽا آمِرُ، یÙŽا نÙŽاهِی،
(۸۹) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای نگهدار، ای آفریننده، ای پدید آورنده، ای بسیار بخشنده، ای گشایشگر، ای فراخی بخش، ای برگیرنده زیان، ای ضمانت کننده، ای فرمان ده، ای بازدارنده
(۹۰) یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽعÙ’لÙŽمُ الÙ’غÙŽیبÙŽ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽصÙ’رِفُ السُّوءَ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽخÙ’لُقُ الÙ’خÙŽلÙ’قÙŽ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽغÙ’فِرُ الذÙ‘ÙŽنÙ’بÙŽ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُتِمُّ النِّعÙ’مÙŽهÙŽ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُقÙŽلِّبُ الÙ’قُلُوبÙŽ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُدÙŽبِّرُ الْأَمÙ’رÙŽ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُنÙŽزِّلُ الÙ’غÙŽیثÙŽ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽبÙ’سُطُ الرِّزÙ’قÙŽ إِلÙ‘ا هُوÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُحÙ’یِی الÙ’مÙŽوÙ’تÙŽÙ‰ إِلÙ‘ا هُوÙŽ،
(۹۰) ای آن که جز او غیب نداند، ای آن که برنگرداند بدی را جز او، ای آن که آفریدگان را جز او نیافریند، ای آن که گناه را جز او نیامرزد، ای آن که نعمت را جز او کامل نکند، ای آن که دلها را جز او دگرگون نکند، ای آن که کارها را جز او تدبیر ننماید، ای آن که باران را جز او فرو نبارد، ای آن که روزی را جز او نگستراند، ای آن که مردگان را جز او زنده نسازد
(۹۱) یÙŽا مُعِینÙŽ الضُّعÙŽفÙŽاءِ، یÙŽا صÙŽاحِبÙŽ الÙ’غُرÙŽبÙŽاءِ، یÙŽا نÙŽاصِرÙŽ الْأَوÙ’لِیÙŽاءِ، یÙŽا قÙŽاهِرÙŽ الْأَعÙ’دÙŽاءِ، یÙŽا رÙŽافِعÙŽ السÙ‘ÙŽمÙŽاءِ، یÙŽا Ø£ÙŽنِیسÙŽ الْأَصÙ’فِیÙŽاءِ، یÙŽا حÙŽبِیبÙŽ الْأَتÙ’قِیÙŽاءِ، یÙŽا کÙŽنÙ’زÙŽ الÙ’فُقÙŽرÙŽاءِ، یÙŽا إِلÙŽهÙŽ الْأَغÙ’نِیÙŽاءِ، یÙŽا Ø£ÙŽکÙ’رÙŽمÙŽ الÙ’کُرÙŽمÙŽاءِ،
(۹۱) ای یاور ضعیفان، ای همراه غریبان، ای یار دوستان، ای چیره بر دشمنان، ای بالا برنده آسمان، ای مونس برگزیدگان، ای محبوب پروا پیشگان، ای گنجینه تهیدستان، ای معبود توانگران، ای کریم ترین کریمان
(۹۲) یÙŽا کÙŽافِیاÙ‹ مِنÙ’ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا قÙŽائِماÙ‹ عÙŽلÙŽÙ‰ کُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُشÙ’بِهُهُ شÙŽی ءٌ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽزِیدُ فِی مُلÙ’کِهِ شÙŽی ءٌ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽخÙ’فÙŽÙ‰ عÙŽلÙŽیهِ شÙŽی ءٌ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽنÙ’قُصُ مِنÙ’ خÙŽزÙŽائِنِهِ شÙŽی ءٌ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لÙŽیسÙŽ کÙŽمِثÙ’لِهِ شÙŽی ءٌ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽعÙ’زُبُ عÙŽنÙ’ عِلÙ’مِهِ شÙŽی ءٌ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ خÙŽبِیرÙŒ بِکُلِّ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ وÙŽسِعÙŽتÙ’ رÙŽحÙ’مÙŽتُهُ کُلÙ‘ÙŽ شÙŽی ءٍ،
(۹۲) ای کفایت کننده از هرچیز، ای پاینده بر هرچیز، ای آن که چیزی مانند او نیست، ای آن که چیزی بر فرمانروایی اش نیفزاید، ای آن که چیزی بر او پوشیده نیست، ای آن که چیزی از خزانه هایش نکاهد، ای آن که مانندش کسی نیست، ای آن که چیزی از علمش پنهان نماند، ای آن که به همه چیز آگاه است، ای آن که همه رحمتش همه چیز را فرا گرفته است
(۹۳) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا مُکÙ’رِمُ، یÙŽا مُطÙ’عِمُ، یÙŽا مُنÙ’عِمُ، یÙŽا مُعÙ’طِی، یÙŽا مُغÙ’نِی، یÙŽا مُقÙ’نِی، یÙŽا مُفÙ’نِی، یÙŽا مُحÙ’یی، یÙŽا مُرÙ’ضِی، یÙŽا مُنÙ’جِی،
(۹۳) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای اکرام کننده، ای روزی بخش، ای نعمت دهنده، ای عطابخش، ای بی نیازکننده، ای ذخیره گذار، ای نابودکننده، ای زنده ساز، ای خشنودکننده، ای رهایی بخش
(۹۴) یÙŽا Ø£ÙŽوÙ‘ÙŽلÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ آخِرÙŽهُ، یÙŽا إِلÙŽهÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ مÙŽلِیکÙŽهُ، یÙŽا رÙŽبÙ‘ÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ صÙŽانِعÙŽهُ، یÙŽا بÙŽارِئÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ خÙŽالِقÙŽهُ، یÙŽا قÙŽابِضÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ بÙŽاسِطÙŽهُ، یÙŽا مُبÙ’دِئÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ مُعِیدÙŽهُ، یÙŽا مُنÙ’شِئÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ مُقÙŽدِّرÙŽهُ، یÙŽا مُکÙŽوِّنÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ مُحÙŽوِّلÙŽهُ، یÙŽا مُحÙ’ییÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ مُمِیتÙŽهُ، یÙŽا خÙŽالِقÙŽ کُلِّ شÙŽی ءٍ وÙŽ وÙŽارِثÙŽهُ،
(۹۴) ای آغاز و انجام هرچیز، ای پرستیده و دارنده هرچیز، ای پروردگار و سازنده هرچیز، ای آفریننده و برآورنده هرچیز، ای گیرنده و گشاینده هرچیز، ای آغاز کننده هرچیز، ای پدیدآورنده و اندازه بخش هرچیز، ای هستی بخش و جنباننده هرچیز، ای زنده کننده و میراننده هرچیز، ای آفریننده و میراث بر هرچیز
(۹۵) یÙŽا خÙŽیرÙŽ ذÙŽاکِرٍ وÙŽ مÙŽذÙ’کُورٍ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ شÙŽاکِرٍ وÙŽ مÙŽشÙ’کُورٍ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ حÙŽامِدٍ وÙŽ مÙŽحÙ’مُودٍ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ شÙŽاهِدٍ وÙŽ مÙŽشÙ’هُودٍ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ دÙŽاعٍ وÙŽ مÙŽدÙ’عُوٍّ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ مُجِیبٍ وÙŽ مُجÙŽابٍ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ مُونِسٍ وÙŽ Ø£ÙŽنِیسٍ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ صÙŽاحِبٍ وÙŽ جÙŽلِیسٍ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ مÙŽقÙ’صُودٍ وÙŽ مÙŽطÙ’لُوبٍ، یÙŽا خÙŽیرÙŽ حÙŽبِیبٍ وÙŽ مÙŽحÙ’بُوبٍ،
(۹۵) ای بهترین یادکننده و یادشده، ای بهترین ثناپذیر و ثناشده، ای بهترین ستاینده و ستوده، ای بهترین گواه و گواه پذیر، ای بهترین خواهنده و خوانده شده، ای بهترین پاسخ دهنده و پاسخ داده شده، ای بهترین یار و همدم، ای بهترین همراه و همنشین، ای بهترین سویه و آهنگ، ای بهترین دوستدار و دوستی پذیر
(۹۶) یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ لِمÙŽنÙ’ دÙŽعÙŽاهُ مُجِیبÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ لِمÙŽنÙ’ Ø£ÙŽطÙŽاعÙŽهُ حÙŽبِیبÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ إِلÙŽÙ‰ مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽحÙŽبÙ‘ÙŽهُ قÙŽرِیبÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بِمÙŽنِ اسÙ’تÙŽحÙ’فÙŽظÙŽهُ رÙŽقِیبÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بِمÙŽنÙ’ رÙŽجÙŽاهُ کÙŽرِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بِمÙŽنÙ’ عÙŽصÙŽاهُ حÙŽلِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی عÙŽظÙŽمÙŽتِهِ رÙŽحِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی حِکÙ’مÙŽتِهِ عÙŽظِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ فِی إِحÙ’سÙŽانِهِ قÙŽدِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ بِمÙŽنÙ’ Ø£ÙŽرÙŽادÙŽهُ عÙŽلِیمÙŒ،
(۹۶) ای آن که به خواهنده اش پاسخ گوید، ای آن که برای فرمانبرش دوست است، ای آن که به دوستدارش نزدیک است، ای آن که برای کسی که از او نگهداری طلبد دیده بان است، ای آن که به هرکه به او امید بندد کریم است، ای آن که بر هرکه از او نافرمانی کند بردبار است، ای آن که در بزرگی اش مهربان است، ای آن که در فرزانگی اش بزرگ است، ای آن که در نیکی اش دیرینه است، ای آن که به هر که او را خواهد دانا است
(۹۷) اللÙ‘ÙŽهُمÙ‘ÙŽ إِنِّی Ø£ÙŽسْأَلُکÙŽ بِاسÙ’مِکÙŽ یÙŽا مُسÙŽبِّبُ، یÙŽا مُرÙŽغِّبُ، یÙŽا مُقÙŽلِّبُ، یÙŽا مُعÙŽقِّبُ، یÙŽا مُرÙŽتِّبُ، یÙŽا مُخÙŽوِّفُ، یÙŽا مُحÙŽذِّرُ، یÙŽا مُذÙŽکِّرُ، یÙŽا مُسÙŽخِّرُ، یÙŽا مُغÙŽیِّرُ،
(۹۷) خدایا! از تو درخواست می کنم به نامت ای سبب ساز، ای شوق آفرین، ای برگرداننده، ای پیگیر، ای سامان بخش، ای هراس آور، ای برحذردار، ای یادآور، ای تسخیرگر، ای دگرگون ساز
(۹۸) یÙŽا مÙŽنÙ’ عِلÙ’مُهُ سÙŽابِقÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ وÙŽعÙ’دُهُ صÙŽادِقÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لُطÙ’فُهُ ظÙŽاهِرÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ Ø£ÙŽمÙ’رُهُ غÙŽالِبÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ کِتÙŽابُهُ مُحÙ’کÙŽمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ قÙŽضÙŽاؤُهُ کÙŽائِنÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ قُرÙ’آنُهُ مÙŽجِیدÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ مُلÙ’کُهُ قÙŽدِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ فÙŽضÙ’لُهُ عÙŽمِیمÙŒ، یÙŽا مÙŽنÙ’ عÙŽرÙ’شُهُ عÙŽظِیمÙŒ،
(۹۸) ای آن که علمش پیش است، ای آن که وعده اش راست است، ای آن که لطفش آشکار است، ای آن که فرمانش چیره است، ای آن که کتابش استوار است، ای آن که حکمش شدنی است، ای آن که قرآنش باشکوه است، ای آن که فرمانروایی اش دیرین است، ای آن که بخششش فراگیر است، ای آن که پایگاهش بس بزرگ است
(۹۹) یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽشÙ’غÙŽلُهُ سÙŽمÙ’عÙŒ عÙŽنÙ’ سÙŽمÙ’عٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽمÙ’نÙŽعُهُ فِعÙ’لÙŒ عÙŽنÙ’ فِعÙ’لٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُلÙ’هِیهِ قÙŽوÙ’لÙŒ عÙŽنÙ’ قÙŽوÙ’لٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُغÙŽلِّطُهُ سُؤَالÙŒ عÙŽنÙ’ سُؤَالٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽحÙ’جُبُهُ شÙŽی ءٌ عÙŽنÙ’ شÙŽی ءٍ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یُبÙ’رِمُهُ إِلÙ’حÙŽاحُ الÙ’مُلِحِّینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ غÙŽایÙŽهُ مُرÙŽادِ الÙ’مُرِیدِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ مُنÙ’تÙŽهÙŽÙ‰ هِمÙŽمِ الÙ’عÙŽارِفِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ هُوÙŽ مُنÙ’تÙŽهÙŽÙ‰ طÙŽلÙŽبِ الطÙ‘ÙŽالِبِینÙŽ، یÙŽا مÙŽنÙ’ لا یÙŽخÙ’فÙŽÙ‰ عÙŽلÙŽیهِ ذÙŽرÙ‘ÙŽهÙŒ فِی الÙ’عÙŽالÙŽمِینÙŽ،
(۹۹) ای آن که شنیدنی از شنیدن دیگر بازش ندارد، ای آن که کاری از کار دیگر منعش نکند، ای آن که گفتاری از گفتار دیگر سرگرمش نکند، ای آن که درخواستی از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند، ای آن که چیزی از چیز دیگر پرده اش نشود، ای آن که اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد، ای آن که آرمان واپسین جویندگان است، ای آن که نهایت همÙ‘ت عارفان است، ای آن که پایان جستجوی جویندگان است، ای آن که غباری در سراسر هستی بر او پوشیده نیست
(۱۰۰) یÙŽا حÙŽلِیماÙ‹ لا یÙŽعÙ’جÙŽلُ، یÙŽا جÙŽوÙŽاداÙ‹ لا یÙŽبÙ’خÙŽلُ، یÙŽا صÙŽادِقاÙ‹ لا یُخÙ’لِفُ، یÙŽا وÙŽهÙ‘ÙŽاباÙ‹ لا یÙŽمÙŽلُّ، یÙŽا قÙŽاهِراÙ‹ لا یُغÙ’لÙŽبُ، یÙŽا عÙŽظِیماÙ‹ لا یُوصÙŽفُ، یÙŽا عÙŽدÙ’لاÙ‹ لا یÙŽحِیفُ، یÙŽا غÙŽنِیÙ‘اÙ‹ لا یÙŽفÙ’تÙŽقِرُ، یÙŽا کÙŽبِیراÙ‹ لا یÙŽصÙ’غُرُ، یÙŽا حÙŽافِظاÙ‹ لا یÙŽغÙ’فُلُ، سُبÙ’حÙŽانÙŽکÙŽ یÙŽا لا إِلÙŽهÙŽ إِلÙ‘ا Ø£ÙŽنÙ’تÙŽ، الÙ’غÙŽوÙ’ثÙŽ الÙ’غÙŽوÙ’ثÙŽ خÙŽلِّصÙ’نÙŽا مِنÙŽ النÙ‘ÙŽارِ یÙŽا رÙŽبِّ.
(۱۰۰) ای بردباری که شتاب نکند، ای بخشنده ای که بخل نورزد، ای راستگویی که تخلÙ‘ف نکند، ای عطاکننده ای که خستگی نپذیرد، ای چیره ای که شکست ناپذیر است، ای بزرگی که به وصف در نیاید، ای دادگری که ستم ننماید، ای توانگری که نیازمند نشود، ای بزرگی که کوچک نگردد، ای نگهداری که غفلت ننماید، منزÙ‘هی توای که معبودی جز تو نیست، فریادرس، فریادرس، ما را از آتش رهایی بخش پروردگارا.
منبع : erfan.ir

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.