✍️ نویسنده: 4
سایت نودیها : هر کدام از ائمه دوازده گانه شیعیان (ع) بنا به شرایط زمان ØŒ مشی و شیوه ی خاصی را برای دفاع و گسترش حق و مبارزه با باطل اتخاذ می کردند اما در حقیقت تمامی آن ها یک نور واحد هستند. سیره و سخنان آن حضرات(ع) بالاترین الگو و نمونه ای است که خداوند تعالی برای طالبان سعادت قرار داده است اما این مهم اتفاق نخواهد افتاد مگر با مطالعه و علم به سنت ØŒمشی و روش حضرات معصومین(ع) و عمل به آن ها . ایام الله هایی مانند سالروز شهادت هر امام بزرگواریØŒ بهانه ی خوبی است تا کمی به مطالعه در شناخت آن امام همام بپردازیم. امروز و در شب شهادت امام حسن عسکری (ع) شایسته است تا دقیق تر از همیشه در زندگی و مشی ایشان مطالعه نماییم چرا که شناخت آن امامِ با عظمت در میان برخی از شیعیان ایشان مغفول واقع شده است.     مروری بر زندگینامه امام عسکری(ع)   امام حسن عسکری (ع) در سال Û²Û³Û²هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشتØŒ تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد. کنیه آن حضرت ابامحمد بود. دوران امامت  به طور کلی دوران عمر Û²Û¹ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می گردد: دوره اول Û±Û³سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت. دوره دوم Û±Û°سال در سامرا قبل از امامت. دوره سوم نزدیک Û¶ سال امامت آن حضرت می باشد. دوره امامت حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند.امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتشØŒ سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بودØŒ تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهدØŒ اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تØ£ثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند. وقتی از این غلامان جویای حال امام شدندØŒ می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید. عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاستØŒ و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید. پیوسته می گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده امØŒ وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است. پسر عبیدالله خاقان می گفت: من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می یافتم. می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند. با آنکه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود رفت و آمد نمی فرمودندØŒ دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقاتØŒ آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت. از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقتØŒ اموال و اوقات شیعهØŒ به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص) و جریانهای شیعی بودندØŒ تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود.چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفاØŒ والی اوقاف و صدقات بود در قمØŒ و او نسبت به اهل بیت رسالتØŒ نهایت مرتبه عداوت را داشت. نیز اصحاب امام حسن عسکریØŒ متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبودØŒ کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستندØŒ فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسیØŒ پس از شهادت حضرت رضا (ع) معمول داشتØŒ چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلیØŒ این همه سختی را تحمل می کردØŒ و لحظه ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد. اینکه حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بودØŒ و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرندØŒ و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهندØŒ و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید. باریØŒ امام حسن عسکری (ع) بیش از Û²Û¹سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامیØŒ آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جای گذاشت. در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کردØŒ و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ØŒ که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امامØŒ گردید. در قدرت علمی امام (ع) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند. از جمله: همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده استØŒ در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد. شهادت امام حسن عسکری (ع) شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال Û²Û¶Û°هجری نوشته اند. در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبیدالله بن خاقان گوید: روزی برای پدرم (که وزیر معتمد عباسی بود) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شدهØŒ پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد. یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بودØŒ امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشندØŒ و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برودØŒ و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده استØŒ و ضعف بر او مستولی گردیده. پس بامداد سوار شدØŒ نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات (داور داوران) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند. و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفتهØŒ پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال Û²Û¶Û° ه. ق آن امام مظلوم در سن Û²Û¹سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نموده و به شهادت رسیدند. بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شدØŒ زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شدØŒ و اهل باطل را منقرض خواهد کرد... تا دو سال تفحص احوال او می کردند.... این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص) می پیوستØŒ شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع) رفت و آمد بسیار می کردندØŒ و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند. به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) تکرار می شد. حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند. اما خداوند متعال  حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کردØŒ و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مØ£موریت الهی خود را انجام دهد. باریØŒ علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید . بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتندØŒ به ویژه در مØ£موریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع) در میان بودØŒ برای معالجه فرستاد. البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشتØŒ و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود. بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر شهادت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع) شهر سامره را غبار غم گرفتØŒ و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست. مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند. ماجرای جانشین بر حق امام عسکری (ع) ابوالادیان می گوید: من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع) می کردم. نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم. در مرض موتØŒ روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم. سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنیدØŒ و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود. ابوالادیان به امام عرض می کند: ای سید منØŒ هرگاه این واقعه دردناک روی دهدØŒ امامت با کیستØŸ فرمود: هر که جواب نامه من را از تو طلب کند. ابوالادیان می گوید: دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما.   امام فرمود: هرکه بر من نماز گزارد. ابوالادیان می گوید: باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم. امام می گوید: هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست. ابوالادیان می گوید: مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری بپرسم. رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم. وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امامØŒ جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را دیدم که نشستهØŒ و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند. من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم. اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد. چون بدن مطهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بودØŒ خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستادØŒ طفلی گندمگون و پیچیده مویØŒ گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم. رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد. سپس رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن. من جواب نامه را به آن کودک دادم. پس «حاجزوشا» از جعفر پرسید: این کودک که بودØŒ جعفر گفت: به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام. در این موقعØŒ عده ای از شیعیان از شهر قم رسیدندØŒ چون از وفات امام (ع) با خبر شدندØŒ مردم به جعفر اشاره کردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند: بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار استØŸ جعفر گفت: ببینید مردم از من علم غیب می خواهند! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی (کیسه ای) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا. شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند: هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن. جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد. معتمد گفت: بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید. رفتند و از کودک اثری نیافتند. ناچار «صیقل» کنیز حضرت امام عسکری (ع) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است. ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند.خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد.   حدیثی از امام عسکری (ع)  
الØ¥مام العسکریÙ‘ علیه السلام Ù€ لِشیعÙŽتِهِ Ù€ : اُوصیکُم بِتÙŽقوÙŽÙ‰ اللÙ‘ه ِ ØŒ وÙŽالوÙŽرÙŽعِ فی دینِکُم ØŒ وÙŽالاِجتِهادِ للÙ‘ه ِِ، وصِدقِ الحÙŽدیثِ، وØ£داءِالØ£ÙŽمانÙŽهِ Ø¥لÙ‰ مÙŽنِ ائتÙŽمÙŽنÙŽکُم مِن بÙŽرٍّ Ø£و فاجِرٍ، وطولِ السُّجودِ، وحُسنِ الجِوارِ ØŒ فÙŽبِهذا جاءَ مُحÙŽمÙ‘ÙŽدÙŒ صلی الله علیه و آله . صÙŽلÙ‘وا فی عÙŽشائِرِهِم ØŒ وÙŽاشهÙŽدوا جÙŽنائِزÙŽهُم ØŒ وعودوا مÙŽرضاهُم ØŒ وØ£دÙ‘وا حُقوقÙŽهُم ØŒ فَإِنÙ‘ÙŽ الرÙ‘ÙŽجُلÙŽ مِنکُم Ø¥ذا وÙŽرÙŽعÙŽ فی دینِهِ وصÙŽدÙŽقÙŽ فی حÙŽدیثِهِ وØ£دÙ‘ÙŽÙ‰ الØ£ÙŽمانÙŽهÙŽ وحÙŽسÙ‘ÙŽنÙŽ خُلُقÙŽهُ مÙŽعÙŽ النÙ‘اسِ قیلÙŽ: هذا شیعِیٌّ، فÙŽیÙŽسُرُّنی ذلِکÙŽ. اِتÙ‘ÙŽقُوا اللÙ‘ه ÙŽ وکونوا زÙŽینÙ‹ا ولا تÙŽکونوا شÙŽینÙ‹ا ØŒ جُرÙ‘وا Ø¥لÙŽینا کُلÙ‘ÙŽ مÙŽوÙŽدÙ‘ÙŽهٍ وÙŽادفÙŽعوا عÙŽنÙ‘ا کُلÙ‘ÙŽ قÙŽبیحٍ ØŒ فَإِنÙ‘ÙŽهُ ما قیلÙŽ فینا مِن حÙŽسÙŽنٍ فÙŽنÙŽحنُ Ø£هلُهُ ØŒ وما قیلÙŽ فینا مِن سوءٍ فÙŽما نÙŽحنُ کÙŽذلِکÙŽ . لÙŽنا حÙŽقÙ‘ÙŒ فی کِتابِ اللÙ‘ه ِ وقÙŽرابÙŽهÙŒ مِن رÙŽسولِ اللÙ‘ه ِ وتÙŽطهیرÙŒ مِنÙŽ اللÙ‘ه ِ ØŒ لا یÙŽدÙ‘ÙŽعیهِ Ø£حÙŽدÙŒ غÙŽیرُنا Ø¥لاÙ‘ کÙŽذÙ‘ابÙŒ . Ø£کثِروا ذِکرÙŽ اللÙ‘ه ِ وذِکرÙŽ المÙŽوتِ وتِلاوÙŽهÙŽ القُرآنِ وÙŽالصÙ‘ÙŽلاهÙŽ عÙŽلÙŽÙ‰ النÙ‘ÙŽبِیِّ صلی الله علیه و آله ØŒ فَإِنÙ‘ÙŽ الصÙ‘ÙŽلاهÙŽ عÙŽلÙ‰ رÙŽسولِ اللÙ‘ه ِ عÙŽشرُ حÙŽسÙŽناتٍ . اِحفÙŽظوا ماوÙŽصÙ‘ÙŽیتُکُم بِهِ، وØ£ستÙŽودِعُکُمُ اللÙ‘ه ÙŽØŒ وØ£قرَأُ عÙŽلÙŽیکُمُ السلام. «تحف‌العقولØŒ صفحه ۴۸۷»
از امام حسن عسکرÙ‰ علیه‌السلام Ù€ به شیعیان
شما را سفارش مÙ‰ کنم به تقواÙ‰ الهÙ‰ ومراقبت درامر دینتان وکار و کوشش براÙ‰ خدا وراستگویÙ‰ و اداÙ‰ امانت به کسÙ‰ که امانتÙ‰ به شما سپرده استØŒ صاحب امانت نیکوکار باشد یا تبهکار.و سجده طولانÙ‰ و نیکو همسایه دارÙ‰ Ø› زیرا محمÙ‘د صلی الله علیه و آله براÙ‰ این امور آمده است.
در میان عشیره های (مخالفان ما)ØŒ نماز بخوانیدØŒ در تشییع جنازه هایشانØŒ شرکت کنیدØŒ از بیمارانشانØŒ عیادت کنیدØŒ حقوق آنانØŒ را بگزاریدØ› زیرا هرگاه فردÙ‰ از شما در دینشØŒ پارسا و در گفتارشØŒ راستگو باشد و امانت را ادا کند و با مردم خوشخویÙ‰ کندØŒ گفته شود: این شیعه است و اینØŒ مرا شاد مÙ‰ سازد.تقوای الهی پیشه کنید ØŒ مایه آراستگÙ‰ ما باشیدØŒ نه باعث ننگ و زشتÙ‰.هرگونه دوستÙ‰ را براÙ‰ ما جلب کنید و هرگونه زشتÙ‰ را از ما دور سازیدØ› زیرا هر خوبÙ‰ که در حقÙ‘ ما گفته شودØŒ ما اهل آن هستیم و هر بدÙ‰ که درباره ما گفته آیدØŒ نه چنانیم. ما را در کتاب خداØŒ حقّى است و با رسول خداØŒ خویشاوندیم و خداوندØŒ ما را پاک شمرده است و جز ماØŒ هر کس چنین ادعایÙ‰ کندØŒ دروغگوست.
خدا و مرگ راØŒ فراوان یاد کنید وبسیار قرآن بخوانید وفراوان بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلوات بفرستیدØ› زیرا صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ده ثواب دارد.آن چه را به شما سفارش کردم پاس داریدØŒ شما را به خدا مÙ‰ سپارم و بدرودتان مÙ‰ گویم. «تحف‌العقولØŒ صفحه ۴۸۷»

شرایط سیاسی عصر امام عسکری(ع)

پس از قتل مستعینØŒ دشمن او معتز به قدرت رسید و با توجه به اطلاع احتمالی از موضع امام حسن عسکری(ع) نسبت به خلیفه مقتولØŒ در آغاز حکومتش نسبت به آن حضرت و پدرش (حداقل در ظاهر) رفتار خصومت‌آمیزی نداشت. پس از شهادت امام هادی و جانشینی امام عسکری نیز شواهد حکایت از آن دارد که با وجود محدودیت‌هایی که برای فعالیت‌های ایشان اعمال می‌شدهØŒ امام از آزادی نسبی برخوردار بوده است. برخی از ملاقات‌های حضرت با شیعیان در اوائل امامت خودØŒ این مسئله را تایید می‌کند.

اما پس از گذشت یک سالØŒ خلیفه به امام بدگمان شد و در سال Û²ÛµÛµق. ایشان را زندانی کرد. امام در دوره یک ساله خلیفه بعدی (مهتدی) نیز همچنان در زندان بود.دوره امامت امام عسکری همزمان با سه خلیفه عباسی بود: معتز عباسی(Û²ÛµÛ²-Û²ÛµÛµق)، مهتدی (Û²ÛµÛµ-Û²ÛµÛ¶ق) و معتمد (Û²ÛµÛ¶-Û²Û·Û¹ق). در دوره زندگی امام عسکری(ع)ØŒ دستگاه عباسی به ابزار دستی برای امیران رقیب تبدیل شده بود و بخصوص فرماندهان نظامی ترک نقش مؤثری در نظام حکومتی داشتند. شاید نخستین موضع سیاسی ثبت شده در زندگی امام حسن عسکری(ع) مربوط به زمانی باشد که امام حدود Û²Û° سال داشت و پدرش هنوز زنده بود. ایشان در نامه‌ای به عبدالله بن عبدالله بن طاهر(از امیران صاحب نفوذ در دستگاه عباسیØŒ که از دشمنان مستعینØŒ خلیفه وقت به شمار می‌آمد)ØŒ خلیفه را فردی طغیان‌گر خواند و ساقط شدن او را از خدا خواست. این ماجرا چند روز پیش از سقوط مستعین بود.

  با آغاز خلافت معتمد (Û²ÛµÛ¶ق) که با قیام‌های شیعی رو به رو بودØŒ امام از زندان آزاد شد و بار دیگر به سازماندهی اجتماعی و مالی امامیه اهتمام ورزید. این نقش فعال امامØŒ آن هم در پایتخت دولت عباسیØŒ بار دیگر دستگاه خلافت را نگران کرد. در صفر سال Û²Û¶Û°ق امام به دستور معتمد به زندان افتاد و شخص خلیفه روزانه اخبار مربوط به امام را پیگیری می‌کرد.یک ماه بعد امام از زندان آزاد شد ولی تحت‌الحفظ به خانه حسن بن سهل (وزیر مامون) در نزدیکی شهر واسط منتقل شد.  

قیام‌ها و شورش‌ها در زمان امام عسکری(ع)

  در زمان امام حسن عسکری(ع)ØŒ حرکت‌های اعتراض‌آمیزی انجام گرفت که برخی از آنها از سوی شیعیان و برخی با سوØ¡ استفاده از نام علویان بود.   - قیام علی بن زید و عیسی بن جعفر   این دو که علوی و از تبار امام حسن مجتبی(ع) بودندØŒ در سال Û²ÛµÛµ هجری در کوفه قیام کردند. معتزØŒ سپاهی بزرگ به فرماندهی سعید بن صالح معروف به حاجب را به سوی آنها فرستاد و این قیام را سرکوب کرد.   -قیام علی بن زید بن حسین   وی از نوادگان امام حسین(ع) بود و در زمان مهتدی عباسی در کوفه قیام کرد. شاه بن میکال با سپاهی بزرگ به مقابله او رفت ولی شکست خورد. وقتی معتمد عباسی به قدرت رسیدØŒ کیجور ترکی را به سوی او فرستاد. علی بن زید پس از چندی تعقیب و گریز در سال Û²ÛµÛ· هجری قمری کشته شد.   -قیام احمد بن محمد بن عبدالله   او در زمان معتمد عباسی در مصر بین برقه و اسکندریه قیام کرد و با پیروان زیادی که پیدا کردØŒ ادعای خلافت نمود. احمد بن طولونØŒ کارگزار ترک خلیفه در آن دیارØŒ سپاهی به سوی او فرستاد تا یاران او را از اطرافش پراکنده ساختند و او را پس از مقاومتØŒ کشتند.   -شورش صاحب زنج   علی بن محمد عبدالقیسی در سال Û²ÛµÛµ در زمان معتمد قیام کرد. امام حسن عسکری(ع) با صراحت اعلام کرد که صاحب زنج از اهل بیت نیست.
  رجانیوز