🏠 خانه 🧭 ابزار اخبار 🔑 ورود
در محضر استاد انصاریان چرا «خُلق» پیامبر اکرم(ص) قرآن بود؟ | مجله نودیها

در محضر استاد انصاریان چرا «خُلق» پیامبر اکرم(ص) قرآن بود؟

✍️ نویسنده: 9

نودیها:حجت‌الاسلام استاد حسین انصاریان، محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی همزمان با رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) در حسینیه هدایت سخنرانی کرد که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم:

گاهی مطالب عجیبی را در روایاتمان می‌بینیمØ› مثلاÙ‹ وجود مبارک حضرت موسی‌بن‌جعفر سه آیه را درباره توبه‌کنندگان قرائت کردند که در جلد دوم «اصول کافی» نقل شده و بعد فرمودند: اگر خدا بهره یکی از این سه آیه را به جمیع موجودات بدهد، آیه کم نمی‌آورد. این درباره توبه‌کنندگان است که رویکردی که خدا به تائبان در یک آیه از آن سه آیه دارد و اگر بهره‌های آن یک آیه پخش بشود، به همه موجودات می‌رسد و جیب خالی‌شان را پر می‌کند.

پیغمبر اکرم(ص) کل انبیا و کل آیات قرآن بود، چون ما هیچ‌کسی را نداریم که برای اولین‌بار مصداق اتمÙ‘ و اکمل قرآن شده باشد. ما سه بُعد در دینداری داریم: ایمان، اخلاق و عمل. در روایات‌ ما آمده و مرحوم فیض کاشانی نقل کرده که فردی از خارج مدینه وارد مدینه شد، آمد و در خانهÙ” پیغمبر را زد. حالا چه‌کسی پشت در آمده، یکی از همسران حضرت بود. گفت: با پیغمبر کار دارم. گفت: پیغمبر مدتی هست که از دنیا رفته است.

گفت: حالا با شخص خودش کار ندارم و یک سؤال درباره او دارمØ› اخلاق او را برای من بیان کن. از پشت در گفت: من نمی‌توانم اخلاق او را برای تو بگویم، اگر می‌خواهی موارد و نکات و حقایق اخلاقی پیغمبر را بدانی، من یک راهنمایی می‌کنم: «کان خلقه القرآن»، همه وجودش، همه هویتش، همه ظاهر و باطنش قرآن بود. تو برو و همه قرآن را بفهم، پیغمبر را می‌فهمی.

اگر خدا سه آیهÙ” ویژه برای تائبان قرار داده باشد، موسی‌بن‌جعفر درباره یک آیه‌اش می‌فرماید: اگر آن را پخش کنند، همه را سیراب می‌کند. حالا اگر خدا بخواهد شعاع عظمت و محبت و اخلاق و عبادت و عمل پیغمبر(ص) را پخش کند و صورت انرژی به آن بدهد، آیا تمام عالم خلقت گنجایش آن را دارد؟ یقیناÙ‹ ندارد!

امت پیامبر را گله‌مند کردند، البته گلایه‌هایش هم گلایه‌های با محبت است. در یک مورد خود پیامبر(ص) فرمود: خدایا! این ملت حقیقت را نمی‌فهمند و نمی‌دانندØ› اگر هم من از آنها گلایه‌مند هستم، تو به آنها نگیر و گذشت کنØ› اگر ما بخواهیم حقیقت وجودی او را به‌صورت دورنما بفهمیم، عقل ما باید بتواند این چهار روایت را هضم کند:

«اول ما خلق الله النور»Ø›

«اول ما خلق الله العقل»Ø›

«اول ما خلق الله القلم»Ø›

«اول ما خلق الله نوری»Ø›

چهارتا که نمی‌شود همه اول باشندØ› اول یک حقیقت است و این نور، این قلم و این نوری، خود اوست. قلمِ معرفت است، قلم هدایت است، قلم ارزش‌هاست و خدا با این قلم همه‌چیز را نوشته، خدا با این نور همه‌جا را روشن کرده است. خداوند در درخت طبیعت، بالاترین شاخه‌اش را انسان قرار داده و بالاترین میوهÙ” عالم هستی عقل را در انسان قرار داده و او عقل کل است. آدم نمی‌فهمد از کجا و از چه زاویه‌ای پیغمبر را تماشا بکند! نمی‌فهمد، هیچ‌کس نمی‌فهمد! چند خط شعر ناب، ولی به‌شدت عرفانی که قابل‌بحث است برایتان بخوانمØ› قابل بحث است، یعنی نه الآن، بلکه در قیامت باید پرده کنار برود و حقیقت او را در معرض نگاه عقل قرار بدهد و نه نگاه چشمØ› چشم ما در قیامت کاره‌ای نیست و همه‌کارهÙ” ما در قیامت، ایمان و اخلاق و عمل و چشم عقل ماست.

یکی خط است ز اول تا به آخر

در آن خÙŽلق جهان گشته مسافر

در این ره انبیا چون ساربان‌اند

دلیل و رهنمای کاروان‌اند

از ایشان سید ما گشت سالار

همو اول همو آخر نمودار

یعنی مبدØ£ و معاد خلقت وجود مقدس اوست. این را خیلی راحت می‌شود با قرآن و روایات ثابت کرد. یک‌ اول داریم که اول عددی نیست و یک آخر داریم که آخر عددی نیستØ› حالا درکش هم مشکل استØ› یا اول الاولین، یعنی اول بی‌عددØ› یا آخر الاخرین یعنی آخر بی‌عددØ› چون در پیشگاه مقدس او عدد راه ندارد. عدد زمانی، عدد عقلی و عدد ریاضی راه ندارد، بلکه همان دو کلمه‌ای که می‌گویند ازلیت و ابدیت است. میلیاردها سال هم آدم را به سفر گذشته برگردانند، به اولِ خدا نمی‌رسدØ› چون اول ندارد و این اول عددی نیست، بلکه یک معنای ظریفی دارد، یعنی ازلیت است. این آخر هم پایان نیست و ابدیت استØ› ولی اولین اولی که قبل از خودش اول نداشته و اولیÙ‘ت از او شروع شده، خاتم انبیاست.

این «اول ما خلق الله النور»، «اول ما خلق الله القلم»، «اول ما خلق الله العقل»، «اول ما خلق الله نوری» یعنی شروع عالم هستی با او بوده، با وجود او بوده، با روح او بوده، با نورانیت او بوده که درک آن خیلی مشکل است. همهÙ”‌ ما این آیه را از بچگی شنیده‌ایم، اما چه‌کسی توانسته که این آیه را معنی کند؟ «ما ارسلناک الا رحمه للعالمین»، چقدر باید وجود او رحمت داشته باشد که بتواند به تمام جهانیان از ملکیان و ملکوتیان بی‌دریغ پخش بکند و نه نگوید و بی‌دریغ پخش بکند؟ این چه محبتی است و این محبت دیگر کجا هست؟

در روایاتمان آمده که انبیا در روز قیامت به پروردگار عرض می‌کنند: به داد ما برس، ولی پیغمبر(ص) فریاد می‌زند: خدایا امتم! این رحمت کجاست؟ تمام انبیا می‌گویند به داد ما برس! حتی در روایت دارد وقتی موسی‌بن‌عمران مادرش را می‌بیند که دارد می‌آید، کنار می‌کشدØ› به کلیم‌الله می‌گویند چرا داری کنار می‌روی؟ می‌گوید: می‌ترسم مادر بیاید و بگوید من برای بهشت‌رفتن دوتا عبادت کم دارم، از عباداتت به من بده تا من نجات پیدا کنم. در این عالم کیست که نگوید خودم! اصلاÙ‹ نگوید! نه در دنیا گفت خودم و نه آخرت می‌گوید خودمØ› خب این قابل درک است؟ این نه آن رحمتی که بدون «الف» و «لام» و نکره آمده، قابل‌درک است و نه آن للعالمین قابل‌درک است. حالا جالب این است:

از ایشان سید ما گشت سالار

همو اول همو آخر نمودار

به این معنایی که خیلی مبهم خدمتتان عرض کردم، چون قابل موشکافی استØ› یعنی خداوند یک آغوشی به او در معنویت داده که تمام ملک و ملکوت را می‌تواند اندازهÙ” یک بچهÙ” دو-سه‌ماهه بغل بگیرد. تمام ملک و ملکوت! شما فکر می‌کنید سلمان، ابوذر و مقداد، اینها او را شناختند؟ اینها خودشان را شناختند که آمدند و تسلیم او شدند، نه اینکه او را شناختند و رفتند تسلیم او شدندØ› مگر می‌شود او را شناخت؟! اگر هم یک حرف‌هایی با اجازهÙ” خدا برای ما نمی‌زدند که کُمِیت ما به‌طورکامل لنگ بودØ› اگر اجازهÙ” خدا نبود و این حرف‌ها را هم نمی‌زدند! چون پیغمبر اکرم ۶۳سال خودیتی از خودش ندید که خبر بدهد. یک‌وقتی من از خودم خودیت می‌بینم و می‌گویم برادران، دو-سه‌سال در قم درس خوانده‌امØ› برادران، برای یک سخنرانی خوب یک‌ساعت مطالعه کرده‌امØ› برادران، تمرین کرده‌ام که بیانم روان بشودØ› اما او از خودش خودیتی نداشت که از خودیت خبر بدهد. ما که خبر از خودمان می‌دهیم، خبر از منِ طبیعی خودمان می‌دهیم، چون بعد از ۶۰-۷۰سال هنوز اسیر من و گرفتار من هستیمØ› ولی او اصلاÙ‹ عُمرانه خودیتی حس نکرد.که از خودیتش خبر بدهد.

گاهی پروردگار عالم یک اجازه به او می‌داد که حبیب من، یک کلمه برای اتمام حجت به این بندگان من بگو. «من رآنی»، این یکی، به خدا اگر عالم هستی بتواند همین جملهÙ” پیغمبر را تحمل کندØ› ما هم که تحمل می‌کنیم، چون نمی‌فهمیم و اگر بفهمیم، ما هم نمی‌توانیم تحمل کنیم و ما را داغون می‌کند. «من رآنی»، کسی که بیاید و من را با چشم نگاه بکند، «فقد رØ£ی الله»، خدا را دیده استØ› اگر خدا غیب مطلق است و قابل‌مشاهده نیست، به او اجازه داده که به خلق بگوید من را ببینید، خدا را دیده‌اید. وای چه خبر است!

فارس

💬 دیدگاه‌ها (0)

💭

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید!

📝 ثبت دیدگاه جدید

✅ دیدگاه شما پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.