✍️ نویسنده: 9

نودیها:پس از رنسانس و در جریان مدرنتیه شدن کشورهای غربیØŒ کم کم زمینه های جنبش های آزادی طلبانه ی زنان نیز شکل گرفتØŒ برخی معتقدند که این جنبش ها بر خواسته از ایجاد نیازی بود که سرمایه دارها برای استفاده از نیروی کار ارزان قیمتدر زن ها ایجاد کردندØŒ هرچند که تشویق و حمایت سرمایه دارها برای حضور زنان بسیار موثر بود اما واقعیت این است که مدرنیته همراه با پیش زمینه های فکری و اعتقادی که در  همه ی  مردم در غرب ایجاد کردØŒ عامل اصلی در تغییر خواسته های زنانه شد.

زنان تا پیش از رنسانس در غرب از موقعیت فرودستی برخوردار بودند و به عنوان جنس دوم وضعیت خود را پذیرفته بودند چرا که در آئین مسیحیت حوا(س) عامل اخراج حضرت آدم(ع) از بهشت بود و این گناه تا قیامت بر پیشانی زنان باقی مانده است اما پس از رنسانس با تغییر تفسیرهایی که پروتستان از دین انجام دادØŒ زن گناهی در این خصوص نداشت و اساسا بهشت آخرتی ای معنی نداشت که زنی باعث اخراج آن شده باشد.

پروتستان در تعابیر خود دنیا را محصور در همین زندگی مادی دانستند و تعریف آنان از خوشبختیØŒ نه بحث معنوی و روحی بلکه لذت جسمی تعبیر شد و در این تعریف جدید همه انسان ها با هم برابر هستند و کسی حق ندارد آزادی دیگری را به خاطر خواسته های خود محدود کندØ› این تعبیر که به لیبرالیسم شهرت یافته است در واقع وجهه اصلی ایدئولوژی مدرنتیه از زندگی است.

سوال اینجاست که چرا تا این زمان هیچ صحبتی در مورد آزادی و حقوق زنانØŒ صورت نگرفتØŸ زیرا سرمایه داری تا قرن Û²Û° به نیروی زنان در عرصه اقتصاد و اجتماع نیازی نداشتند پس به آن ها بی تفاوت بود و زمانی به حقوق زنان اعتراف کرد و به ندای حق خواهی آنان پاسخ داد که به نیروی کار آنان نیاز پیدا کردØŒ حقیقتی که ویل دورانت هم به آن اعتراف می کند و آزادی زن را از عوارض انقلاب صنعتی می داند.

به این ترتیب زنان وارد عرصه ی اقتصادی شدند و با جنبش های آزادی خواهی که به راه انداختند توانستند تا حد زیادی به منابع مالی دست پیدا کنندØŒ هرچند که در این مسیر آرامش و امنیت روانی خود را از دست دادند و در بازار کار رقابتی با مردان قرار گرفتند اما دلخوش به این شدند که می توانند همچون مردها بحث های مالی زندگی خود را مدیریت کنند.

مبارزات زنان تنها برخواسته از بحث اقتصادی که بیش از همه متاثر از نظرات کمونیست ها بود نشدØŒ از زمان تاسیس سازمان ملل متحد که وظیفه اش حفظ صلح و امنیت بین المللی و حمایت از حقوق بشر بودØŒ زنان تلاش کردندکه قوانینی را برای رسیدن به اهداف خود به تصویب برسانند و تاکنون وضعیت زنان موضوع بیش از ۲۰  سند حقوقی بین المللی بوده که هر یک از این اسناد مبین و منعکس کننده مشکل خاصی در رابطه با موقعیت زن است.

مهمترین و منسجم ترین پیگیری زنان در این عرصه کنوانسیون محو هرگونه تبعیض علیه زنان در سال Û±Û¹Û·Û¹ بود که در آن زنان خواستار محو همه جانبه ی تبعیض علیه خود شدند و گرچه این حقوق به صورت جهانی اجرا نمی شود اما در جهانی بودن حقوق بشر زنان کمتر بحثی وجود دارد.

تفاوت تعبیر آزادی در اسلام و غرب

حقوق بشر در بستر مدرنیته شکل گرفته استØŒ مدرنیته ای که پس از رنسانس شکل گرفت آزادی انسان را به عنوان شعار اصلی خود قرار داد و آزادی در این ادبیات لذت جویی دنیایی معنی شده است و کنوانسیون های محو هرگونه تبعیض علیه زنان نیز در همین لوا تصویب شد و نقطه ی افتراق مبانی اسلامی با کنوانسیون از همین جا آغاز می شود.

اسلام زندگی انسان را محدود به حیات دنیایی نمی داند و این زندگی مقدمه ای برای حیات ابدی است چیزی که با اصل بنیان مدرنیته در تضاد است و بر همین اساس زن و مرد را در بعضی شئون دارای استعدادها و مهارت های متفاوت می بیند ولی منشاØ¡ این اختلاف را برتری ذاتی مرد بر زن که در ادیان مسیح و یهود عنوان شده نمی داند.

آنچه از ملاحظه آیات و روایات بر می آید زن و مرد از نظر جسمی و ابعاد گوناگون احساسیØŒ روحیØŒ ذهنی و رفتاری به گونه ای از هم متمایزند که بتوانند در کنار هم زندگی کنند و متناسب و مکمل هم باشند ولی در دیدگاه غربی تشابه کامل بین زن و مرد وجود دارد بنابراین باید احکام برابر بین آنها ایجاد شود.

بر این اساس مطالبه ی ما تدوین منشور حقوق خانواده اسلامی در مقابل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که در سایه آن قوانینی وضع شود که زنان در کشور ایران به عنوان تنها کشور اسلامی شیعه در جهان به وضع مطلوبی دست پیدا کنند.

همچنین به پشتوانه ی این منشور اندیشمندان مسلمان بتوانند در کرسی های علمی جهانی حرف های متقنی در دفاع از زن مسلمان داشته باشند و قدرت مطالبه گری از غرب در حوزه زنان افزایش یابد.

رجانیوز