✍️ نویسنده: 9
نودیها:امروزه ازدواج سنتی کمرنگ تر شده است و ازدواج به سبک امروزی رونق بیشتری پیدا کرده است آشنایی های قبل از ازدواج و انتخاب همسر آینده توسط جوانان بدون دخالت خانواده ها انجام می شود و والدین آخرین افرادی هستند که از علاقه فرزندشان به جنس مخالف آگاه خواهند شد

کشور ماØŒ همانند بسیاری از ممالکØŒ در حال گذار از یک جامعه سنتی به صنعتی و مدرن می باشد و این گذارØŒ به هر حالØŒ منجر به تغییراتی می شود که مواجهه با آن اجتناب ناپذیر خواهد بود. از جمله می توان به مجموعه ای از دگرگونی ها در سبک زندگی فردی و اجتماعی و بعنوان نمونهØŒ تغییر در نگرش خانواده ها و جوانان راجع به سبک ازدواجØŒ اشاره نمود. در حالی که جوانان گذشتهØŒ با گزینه های معدودی از شیوه های ازدواج روبرو بودند و همان روال سنتی را در پیش می گرفتندØŒ جوانان امروز با گزینه های متعدد و متفاوتی روبرو هستند. لذا دائما از خود یا از متخصصین می پرسند که کدام روش بهتر استØ› روش سنتی یا امروزیØŸ لذا به دلیل اهمیت ازدواج جوانان و لزوم رسیدن آنان به بینشی در این زمینهØŒ این مبحث ارائه می گردد.

ازدواج سنتی به طور سنتیØŒ خانواده ها برای ازدواج فرزندان خود نکاتی را در نظر می گرفته و هنوز هم در نظر می گیرند. این نکاتØŒ حاصل تجربه های خاص خودشانØŒ یا تعالیم فرهنگی و اجتماعی بوده است. هر خانوادهØŒ اصول و قوانین ویژه ای برای خود دارد و تلاش می کند طبق این اصول اقدام کند. وقتی یکی از پسرها آمادگی خود را برای ازدواج اعلام می کندØŒ به طور سنتیØŒ بزرگترها می نشینند و با هم گفتگو می کنند. در مرحله اولØŒ از طریق پرس و جوØŒ دختر خانم هایی را برای ازدواج انتخاب می کنندØŒ در مورد آنها و خانواده هایشان تحقیق و بررسی می کنند و بعدØŒ بر اساس اصول و قوانین خانواده ØŒ از بین موارد مطرح شدهØŒ یک نفر را بر می گزینند و این گزینشØŒ معمولاÙ‹ با نظر خواهی از ریش سفید ها و با اصطلاح عقلای قوم صورت می گیرد.

فرایند سنتی ازدواجØŒ معمولاÙ‹ با خواستگاری رسمی و خانوادگی شروع می شود. خانواده ها همدیگر را می سنجند تا ببینند آیا مطابق با اصول و هنجارهای یکدیگر هستند یا نه. در صورتی که تطابق وجود داشتØŒ از دختر و پسر هم نظر خواهی می کنند و اگر این دو به ازدواج رضایت دادندØŒ بقیه مراحل اجرا می شود. حتی هنوز هم در برخی از ازدواج های سنتی در همان شب خواستگاری مراسم عقد کنان انجام می شود ولی شکل امروزی تر آنØŒ این است که خانواده ها به دختر و پسر فرصت می دهند تا همدیگر را بیشتر بشناسند و در طی چند جلسه گفتگوØŒ تصمیم بگیرند.

ازدواج به شیوه متفاوت امروزه جوانان و خانواده ها با شکل متفاوتی از ازدواج روبرو می شوند که اصطلاحا به آن ازدواج غیر سنتی گفته می شود. منظور ازدواجی است که متفاوت با رسوم و قرارداد های خانوادگی و فرهنگی انجام می شود. مثلا دختر و پسری با همدیگر ÙŽآشنا شدهØŒ قرار ازدواج می گذارند. مدتی را برای شناخت همدیگر صرف می کنند و بعد از اینکه تصمیم نهایی را برای ازدواج گرفتندØŒ خانواده هایشان را در جریان قرار میدهند.

یک شکل دیگر هم وجود دارد که دختر و پسری بدون هیچگونه قصدی برای ازدواج وارد یک رابطه عاطفی می شوندØŒ شدیدا به همدیگر علاقمند و وابسته شده و بعد تصمیم به ازدواج می گیرند. در برخی موارد ایندو اصلا آماده ازدواج نیستند اما به خاطر وابستگی ایجاد شدهØŒ ازدواج را اجتناب ناپذیر می بینند. در شکل دیگرØŒ دختر و پسری وارد رابطه عاطفی و بعضا جنسی شده و بعد از مدتی به دلیل احساس تعهد و مسئولیتی که نسبت به طرف مقابل ایجاد می شودØŒ تن به ازدواج می دهند. بدون اینکه آماده ازدواج باشند و حتی بدون اینکه واقعا یکدیگر را برای ازدواج انتخاب کرده باشند.

در ازدواج هایی از این قبیلØŒ تقریبا در اکثر مواردØŒ زمانی که خانواده ها متوجه قصد ازدواج فرزندشان می شوند و بویژه وقتی که متوجه می شوند که او از مدتها قبل همسر خود را انتخاب کرده استØŒ اصلا واکنش خوبی نشان نمی دهند. این خبر می تواند خانواده را شوکه کند و آنها را مدتی در شوک و نگرانی شدید نگهدارد. بویژه وقتی که پافشاری فرزندشان را می بینند این بحران شدید تر می شود. اما در اکثر مواردØŒ این جوان عاشق و مصمم است که ظاهرا پیروز میدان است و خواسته اش را به کرسی می نشاند. بی آنکه بداند که آیا تصمیم درستی گرفته استØŒ یا خیرØŸ

کدامیک موفق تر استØ› ازدواج سنتی یا امروزیØŸ هنوز هم ØŒ ازدواج سنتی در مقایسه با ازدواج های امروزی ترØŒ به لحاظ توجه به هنجارها و قوانین خانواده هاØŒ ازدواج با ثبات و امن تری به حساب می آیدØ› اما در اینگونه ازدواج ها به برخی از ویژگی های فردی دو طرف ازدواجØŒ توجهی نمی شود. به عنوان مثالØŒ ابعاد عاطفیØŒ جنسیØŒ ویژگی های شخصیتی و سبک های رفتاری فرد کمتر مورد توجه قرار می گیرد. شاید به این دلیل که این ویژگی ها برعکس خصائص جسمانیØŒ خانوادگی و سطح اجتماعی فرد مقابلØŒ کمتر ملموس است. در ازدواج های خیلی سنتیØŒ معمولاÙ‹ خانواده ها تمایلی به صبر کردن و وقت گذاشتن برای بررسی خصائص فردی طرف مقابل ندارند. معمولاÙ‹ خیلی عجله می کنند که کار را تمام کنند (در اینجور مواقعØŒ ضرب المثل « تا تنور داغ استØŒ بچسبان! » را زیاد می شنویم).

البتهØŒ آنچه در مورد ازدواج های سنتی گفته شدØŒ به معنای این نیست که در ازدواج های غیر سنتی ØŒ که احتمالاÙ‹ بدون توجه کامل به معیارها و اصول خانوادگی انجام می شود (مانند ازدواج هایی که با روابط عاشقانه شروع شده و با وجود مخالفت خانواده ها انجام می گیرد)ØŒ نیازهای عاطفیØŒ جنسیØŒ و …. زوج ها بر آورده می شود. خیلی از اینگونه ازدواج هاØŒ بیشتر به دلیل کشش های شدید عاطفی و جنسی صورت می گیرد و به دیگر شباهت ها (حتی شباهت در نیازهای عاطفی و جنسی) کمتر توجه می شود. متØ£سفانهØŒ کم نیستند زوج هایی که با موانع دشوار اجتماعی و خانوادگی مبارزه می کنند و در نهایتØŒ با اشتیاق فراوان ازدواج می کنندØŒ اما بعد از فروکش کردن اشتیاق شدیدشانØŒ تازه متوجه می شوند که چقدر با هم متفاوتند. فکر کنیدØŒ رسیدن به این نقطه کور چقدر می تواند دردناک باشد.

جوانان امروزی به کدام شکل ازدواج گرایش بیشتری دارندØŸ هر زن و مردی که با همدیگر ازدواج می کنندØŒ بعد از ازدواجØŒ از خود و همسرشان یکسری توقع و انتظار دارند. بعضی از این انتظارهاØŒ یا در راستای خصائص فرهنگیØŒ جسمی و طبیعی فرد بوده و یا نسل اندر نسل به ما منتقل شده است (مانند نقش های فرزند پروری پدر و مادر). اما در کنار این وظایف نسبتاÙ‹ ثابتØŒ یکسری انتظار هم وجود دارد که به مرور زمان و با توجه به شرایط روزØŒ ایجاد شده و تغییر می کند. مثلاÙ‹ اگر سالها قبلØŒ از یک پسر Û²Û° ساله می پرسیدند: «چرا می خواهی ازدواج کنی؟» به احتمال زیاد پاسخ می داد: « می خواهم ازدواج کنم تا همسری داشته باشم تا به امورات خانه ام رسیدگی کند و……..». یعنی ازدواج بیشتر به خاطر نقش های اجتماعی و فرهنگی صورت می گرفت.

ولی امروزه از خیلی از جوان ها می شنویم که: « اگر بخواهم غذا بخورمØŒ یک نفر را استخدام می کنم که برایم غذا بپزدØŒ یا به رستوران می روم. یک تمیز کار استخدام می کنم تا به خانه ام برسد و ….. پس اصلاÙ‹ چرا باید ازدواج کنم؟» در مقابلØŒ دختر خانم هایی را می بینیم که استقلال مالی دارند و به لحاظ مالی نیازی به داشتن همسر و تکیه گاه احساس نمی کنند. این گونه صحبت هاØŒ نشان می دهد که در دنیای امروزØŒ صرفاÙ‹ به دلیل نقش های اجتماعی و فرهنگی که به طور سنتی به زن سپرده شدهØŒ مانند خانه داری و آشپزی یا به دلیل نقش های اجتماعی و فرهنگی که به مرد سپرده شده استØŒ نمی توان ازدواج کرد.

امروزه حتی ازدواج به خاطر رفع نیاز جنسی هم ناکافی است و باز هم انگیزه بالاتری برای ازدواج لازم است. بنابر اینØŒ دلایل سابق برای ازدواجØŒ هر چند عالی و لازم است اما کافی نیست. به نظر می رسدØŒ یک ضرورت قوی برای ازدواج کردنØŒ نیاز به صمیمیت و رابطه پربار عاطفی با شریک زندگی است. پس اگر نهادهای اجتماعی و خدماتی بتوانند عهده دار نقش های خانه داری و آشپزی بشوند. اگر زنان هم بتوانند گرداننده حد اقل بخشی از نیازهای اقتصادی خانواده بشوندØŒ اما صمیمیت و رابطه توØ£م با عشق و محبت چیزی نیست که به آسانی و بوفور قابل دسترسی باشد. به عبارت دیگر اگر در گذشته ازدواج هایی بدون عشق و عاطفه و صمیمیت جنسی صورت می گرفت و ادامه می یافتØŒ اما امروزه این ازدواج ها قطعا دوامی نخواهند داشت. چرا که برای جوانان امروزØŒ دو پایه و ستون مهم ازدواجØŒ صمیمیت جنسی و عاطفی است که بدون آن هیچ ازدواجی استوار نخواهد بودØŒ مگر به شکل کجدار و مریض.

با توجه به آنچه ذکر گردیدØŒ در ازدواج هایی که در آن فقط به اصول و شرایط و هنجارهای خانوادگی و فرهنگی توجه می شود(آنطور که در ازدواج های سنتی مد نظر است) و حتی زمانی که جذابیت جسمی(بویژه در زن) هم مد نظر قرار می گیردØŒ ممکن است تصادفاÙ‹ شباهت شخصیتیØŒ عاطفیØŒ جنسی و رفتاری وجود داشته باشد و ممکن است وجود نداشته باشد. بنابر این با توجه به تغییر نگرش و انتظارات زنان و مردان امروزیØŒ احتمال اینکه چنین ازدواجی علیرغم چارچوب درستی که داردØŒ نتواند نیازهای عاطفی و جنسی زوج های امروزی را بر آورده کندØŒ کم نیست. لذا ازدواج های صرفا سنتی که در آن شباهتØŒ علاقهØŒ جذابیت جنسی و رابطه عاطفی طرفین اهمیتی نداردØŒ امروزه کارایی لازم را نخواهد داشت. در نتیجهØŒ با توجه به آنچه ذکر شدØŒ به نظر می رسد که در ازدواج های امروزی ترکیبی از ازدواج سنتی با شیوه های نوینØŒ نتیجه بهتری داشته باشد. یعنی ازدواج بر اساس یافته های نوین علمی که روی یکسری شباهت های زوجین و ویژگی های مرتبط با رضایت زناشویی و در نتیجهØŒ ازدواج موفق تØ£کید می کند و علاوه بر آنØŒ توجه به اصولØŒ هنجارها و معیارهای فردیØŒ خانوادگی و فرهنگی دو طرف.

نویسنده: دکتر اعظم صالحی (مشاور خانواده و عضو هیØ£ت علمی دانشگاه پیام نور)