Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
فاطمیه اول جمعه 21 دی تا یکشنبه 30 دی 97
فاطمیه ، مداحی،سخنرانی و... نقد صوتی سریال بانوی عمارت نقد صوتی تنگه ابوقریب مداحی زیبای نوکر خوبی نبودم بنی فاطمه آهنگ ایران بهنام بانی کلیپ عاشقانه روحانی لاریجانی

دسته: عشق من مهناز

فصل چهارم و آخر داستان سریالی “عشق من مهناز” از ۲۲ بهمن ۹۷ ۰

فصل چهارم و آخر داستان سریالی “عشق من مهناز” از ۲۲ بهمن ۹۷

0   نودیها : داستان سریالی “عشق من مهناز” تا به امروز در سه فصل روی سایت نودیها قرار گرفته و فصل آخر این داستان که در مورد زندگی بعد از عروسی مهناز است...

اشتراک گذاری :
عشق من مهناز – فصل سوم قسمت هفتم – قسمت آخر این فصل ۰

عشق من مهناز – فصل سوم قسمت هفتم – قسمت آخر این فصل

0 از اول صبح عروسی مقداری نگرانی و دلهره داشتم اما مهناز اصلاانگار نه انگار ، آرومه آروم بود. روز عروسی از صبح که رفتیم آرایشگاه داخل ماشین کلی با هم شوخی کردیم و...

اشتراک گذاری :
عشق من مهناز – فصل سوم قسمت ششم ۰

عشق من مهناز – فصل سوم قسمت ششم

0   سایت نودیها : من و مامان مهناز و بابا سعید با پدر ومادر مهناز و خودش یک جلسه ای گرفتیم راجع به عروسی گرفتن صحبت کنیم. مامان گفت:”بگذاریم این یه شب هر...

اشتراک گذاری :
عشق من مهناز – فصل سوم قسمت پنجم ۰

عشق من مهناز – فصل سوم قسمت پنجم

0 نودیها : فردا صبحش زنگ زدم به دوستم مصطفی که طلبه بود و بعداز ظهر بعد از سرکار رفتم بهش سر زدم و بعد از صحبتهای معمول مسئله رو باهاش در میون گذاشتم....

اشتراک گذاری :
عشق من مهناز – فصل سوم قسمت چهارم ۰

عشق من مهناز – فصل سوم قسمت چهارم

0   سایت نودیها : گفتم:”باورکن پدر و مادر منم بشدت مذهبی هستن اما ایرادی نداره چند نفر دور هم باشیم” گفت:”ایرادی نداره ولی گناه نباشه حالاخود دانی؟ من بعدا باهات تماس می گیرم...

اشتراک گذاری :
عشق من مهناز – فصل سوم قسمت سوم ۰

عشق من مهناز – فصل سوم قسمت سوم

1+ سایت نودیها : من تحقیقات زیادی کردم و برخی ازاون مسایلی رو که جلسه قبل به مهناز گفته بودم رو کاملا در فکر ودلم تغییر دادم. موضوعات را با مهناز در میون گذاشتم...

اشتراک گذاری :
عشق من مهناز – فصل سوم قسمت دوم ۰

عشق من مهناز – فصل سوم قسمت دوم

0 سایت نودیها : گفت :”سوال خوبی مطرح کردید من عروسی نمی رم البته اگر موسیقی حرام توش استفاده بشه معمولا هم یه موقعی میرم هدیه خوبی هم تهیه می کنم به طرف تقدیم...

اشتراک گذاری :
عشق من مهناز – فصل سوم قسمت اول ۰

عشق من مهناز – فصل سوم قسمت اول

0 سایت نودیها : قرار بود در این فصل از نوشته هام در مورد شب های صحبت بعد از خواستگاری تا عروسی رو برای شما بنویسم. همین که مهناز اجازه داد چند جلسه دیگه...

اشتراک گذاری :
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و نهم – پایان فصل دوم ۰

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و نهم – پایان فصل دوم

0 دو ماه بعد از عید رفتم اتاق بابا سعید و مسایل و براش گفتم پدر گفت:”باید این تغییر و بهش اطلاع بدی” گفتم :”چطوری خیلی بدش میاد مستقیم باهاش صحبت کنم” گفت:”منظور منم...

اشتراک گذاری :
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و هشتم ۰

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و هشتم

0 شرکت آقا باقر از چهارم عید تا دوازدهم تعطیل نبود تصمیم گرفتم صبح برم باهاش صحبت کنم. صبح از خواب بلند شدم، نمازم رو خوندم احساس می کردم به خدا نزدیک تر شدم...

اشتراک گذاری :
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و هفتم ۰

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و هفتم

0 سایت نودیها : روز دوم عید ، صبح زود، وسایل رو برداشتیم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم به شهر زیبای همدان و رفتیم خونه ی آقا باقر. تقریبا ساعت ده صبح بود...

اشتراک گذاری :
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و ششم ۰

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و ششم

0   سایت نودیها : فردا صبح به زور از خواب بیدار شدم و نماز صبح خوندم. چند سالی که از بلوغم گذشته بود و نماز میخوندم نماز صبح هام همیشه قضا می شد...

اشتراک گذاری :
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و پنجم ۰

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و پنجم

0   اما تغییر مگه به همین راحتیه! رفتم پیش بابا سعید و موضوع رو بهش گفتم. بابا گفت:”پسرم! فدات بشم! من خودم هم با این سنی  که دارم گیرم. یه دوستی دارم شمارش...

اشتراک گذاری :
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و چهارم ۰

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و چهارم

0 محدثه ، مامان مهناز ، بابا سعید و من ، جمع شدیم توی آشپزخونه و نشستیم دور میز ناهار خوری. محدثه گفت :”چی شد عروسی رو افتادیم؟” مامان مهناز گفت :”به من که...

اشتراک گذاری :
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و سوم ۰

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و سوم

3+ گفت:”نه مطمئن باشید توی خیلی چیزای دیگه متفاوته. بگذارید راحت بگم من بدنبال یه آدم مومن واقعی هستم یعنی کسی که به همه ی مسایل پایبند باشه به عبارت دیگه همه چیز رو...

اشتراک گذاری :
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و دو ۰

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت بیست و دو

0 فردا صبح بعد از جلسه خانوادگی ، پدر زنگ زد به آقا باقر و همه چیز و بهش گفت و مامان مهناز هم به شماره ی خونه مهناز خانم که از آقا باقر...

اشتراک گذاری :
Scroll Up