چرا شهر کوفه مرکز حکومت امام زمان(عج) است؟
مسائل مرتبط با حکومت حضرت ولی عصر (عج) از اهمیت ویژهای برخوردار است و حتی ریزترین جزئیات گویای مفاهیم بسیاری است.
شنیدن این مطالب از زبان حجت الاسلام دکتر احمد رهدار، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس پژوهشکده فتوح اندیشه خالی از لطف نیست. او در این مصاحبه، ابتدا از اهمیت کوفه در زمان حکومت ولی عصر (ع) و نیز اهمیت این شهر برای شیعیان و مظلومان جهان و نیز نسبتی که بین کوفه در حکومت علوی و کوفه در حکومت مهدوی وجود دارد، صحبت می کند.
چرا شهر کوفه پایگاه حکومت امام زمان (عج) است؟
این که چرا کوفه پایگاه حکومت امام زمان (عج) است را باید تحلیل کرد. بهتر است ابتدا این سؤال مطرح شود که آیا هست؟ و اگر هست باید به جزئیات آن پرداخت، مسائلی در این رابطه هست که تا به حال به آن پرداخته نشده است که بایستی این کار صورت گیرد. ما دو مسئله پیش رو داریم: اول آنکه بعضی روایات آنچه که در مورد حضرت ولی عصر (عج) اتفاق میافتد را قبول ندارند، این از جهت بحث علمی است، اما آنچه که مستند داریم و مبحث دوم است، به این میپردازد که کوفه مقرّ حکومت امام علی (ع) بوده است. سند ما فقط این روایت است، لذا باید صرفاً به یک شیوه نقلی-روایی تحلیل کرد. اما مبحث مهم این است، وقتی که کوفه به عنوان مقرّ حکومت امام علی (ع) مطرح میشود، نوعی الزامات رفتاری به همراه دارد، یعنی برای ما که معتقدیم کوفه مقرّ حکومت حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه است و به عنوان کسانی که داریم برای ظهور حضرت مقدمه چینی میکنیم، بایستی برنامههای فرهنگی ویژهای نسبت به کوفه داشته باشیم. یکی از آسیبشناسیهایی که در خصوص این فقدان برنامهریزی مناسب برای کوفه مطرح میشود، همین طرح شعار «ما اهل کوفه نیستیم/ علی تنها بماند» است. به لحاظ رواییشناسی، در سیر تاریخی، نسبت به شهری که عملاً توسط امام اول ما شهر شده – مؤسس کوفه امام علی (ع) بودند- و قرار است پایتخت حکومت امام آخر ما باشد، نفرتی اجتماعی ایجاد شده است. این نفرت اجتماعی ریشه در قضیه کربلا دارد. در واقع ما در مورد قضایای کربلا و اتفاقات کوفه، اطلاعات درست و کاملی نداریم. برخی از افراد جریان کوفه را قبول ندارند، به این معنا که بر این باورند، همه واقعیت گفته نشده است. هر چند خیلی از کسانی که به امام حسین (ع) نامه نوشتند و ایشان را به کوفه دعوت کردند، نیامدند و خلف وعده کردند، ولی اکثریت قریب به اتفاق شهدای غیر هاشمی کربلا، کوفی بودند، درحالیکه اکثر شهرهای دیگر جهان اسلام مانند مکه، مدینه، بصره و… در جریان حرکت امام حسین (ع) هستند، پس چرا اکثریت شهدای کربلا کوفی هستند؟ چون کوفه، خانه ما است. کوفه به لحاظ تاریخی، خانه شیعه است.
به نظر شما شعار «ما اهل کوفه نیستیم/ علی تنها بماند» تا چه اندازه درست است؟
تحلیل من درباره این شعار، این است که ما به لحاظ تاریخی اگر اهل کوفه نباشیم، اهل هیچ مکانی نیستیم. از صدر اسلام وضعیت مکه، شام، بصره و… به مراتب بدتر از کوفه است. کوفه شهر امام علی (ع) و شیعههای آن بزرگوار است. کلاً در چند قرن اول تاریخ اسلام، بزرگترین مورّخین، فقها، متکلّمین و… از اهل تشیّع، ساکن کوفه و کوفی هستند. اصولاً شیعه کوفی داغ به دل جریان مخالف امام گذاشته است. واقعه کربلا و خونخواهیهایی که بعد از آن برپا شده، همه کوفی است. بعد از شهادت امام حسین (ع) قیامهای توّابین، مختار، زید ابن علی و… همگی خاستگاه کوفی دارند. واقعه کربلا را از جنبه افراد و اعمالشان میشود تحلیل و بررسی کرد، نه از جنبه شهرها. در عین حال باید گفت کوفه، شهری است که حضرت علی (ع) آن را مهیّا کرده تا بعدها مقرّ حکومت آخرین فرزند و سلاله پاکش حضرت مهدی (عج) باشد. اگر نگرش ما نسبت به این شهر اینگونه باشد، مسلماً جنس نگاه و برنامههای ما نسبت به کوفه تغییر خواهد کرد. باید این نفرت اجتماعیِ گره خورده در سالهای دور نسبت به شهر کوفه، که در باور ما نهادینه شده از بین برود، زیرا باعث تاریکی و جهل است و بایستی جای آن را حبّ اجتماعی بگیرد. به نظر من خیلی مهم است که طرز تلقی ما نسبت به شهر کوفه تغییر کند، زیرا پایگاه حکومت جهانی و الهی حضرت صاحب الزمان (عج) است.
به عنوان آخرین سؤال، لطفا جریانشناسی شهر کوفه در اسلام و تاریخ اسلام را شرح دهید.
کوفه یکی از شهرهای مهم و در ردیف بغداد است، به لحاظ اهمیت، بغداد برای جهان اسلام مهمتر است، زیرا سالها مقرّ حکومت بوده است. ولی تأثیرگذاری کوفه کم نبوده، به دلیل جمعیت بالا و قبایل مختلفی که در آن بوده است. فقط اینگونه نبوده که صرفاً شیعه داشته باشد؛ جریانهای دیگر هم در کوفه حضور داشتهاند. نکتهای که اینجا باید بگویم این است که شیعی کوفی، یک اصطلاح است که به افرادی اطلاق میشود که دارای این ویژگیها باشند: خلافت خلفا را قبول ندارند؛ بین امام و خلفا، طرف امام را میگیرند؛ خلافت عثمان را قبول دارند، ولی از اعمال عثمان برائت میجویند. نباید صرفاً به جریان آن ده هزار نامهای که شیعیان کوفه برای امام حسین (ع) فرستادند، استناد کرد؛ شیعیان واقعی هم در کوفه حضور داشتند. در کوفه آن زمان، اهل تسنن، مسیحی و دیگر مذاهب حضور دارند؛ بطور مثال، زمانی که کاخ عبیدالله ابن زیاد، توسط ابو مسلم و یارانش محاصره شد، مسیحیان کوفه از دروازه جنوبی کاخ، عبید الله را نجات دادند. شیعیان کوفی در واقع یمنی هستند، یمن جایی است که حضرت علی (ع) در آن اسلام را رواج داد. پیامبر (ص) حضرت را به عنوان مبلّغ به یمن فرستادند و آنها مسلمان شدند. کوفه در صدر اسلام و در زمان حیات ائمه، جزو یکی از مهمترین و جدیترین شهرهای جهان اسلام است. در زمان حیات و بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع) شهر کوفه مانند بغداد و دیگر شهرها، محل تضارب آراء و جریانهای سیاسی میشود. حتی در عصر حاکمیت نمایندگان اموی، در داخل کوفه باز هم این نشاط و فضای باز سیاسی دیده میشود؛ به گونهای که مردم میتوانستند در دارالاماره و یا در مسجد کوفه بیایند و بر علیه خلیفه یا حاکم وقت حرف بزنند. وضعیت کوفه به گونهای بوده که هر جنبش و قیامی که شکل میگرفته، کوفه را مأمنترین مکان میدانستند؛ همه مشکلاتی هم که برای کوفه به وجود آمد، به همین دلیل بوده، زیرا نسبت به شهرهای دیگر امنتر بوده، لذا خاستگاه اکثر جنبشهای شیعی و حتی غیر شیعی کوفه بوده است. به دلیل اینکه کوفه در عراق قرار دارد، دارای این ویژگیها، پتانسیلها و ظرفیتهای خاص است. تجمّع مسلمانان در آنجا زیاد است، نتیجتاً تضارب آراء و فرهنگها به وفور در این شهر دیده میشود. جریانهای تک هستهای، مکاتب فکری شیعه، مکاتب کلامی اسلامی و همچنین مکتب فکری نخستین اسلامی، همه خاستگاه کوفی دارند. بر عکس، مکتب اهل حدیث جای دیگری است. کوفه مکانی ویژه برای جریانهای مختلف اعم از فکری، اعتقادی، سیاسی و اعتراضی است.
گفتگو از اعظم شفیع زاده
منبع : خبرنامه دانشجویان ایران
Related Images:
بازدیدها: 14