شعر بسیار زیبا و روضه ای برای حضرت رقیه (س) از کاظم بهمنی

0
اشتراک گذاری :

 

یا رقیه سلام الله علیها

 

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد

با غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کرد


امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تو را

از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد، گریه کرد

 

ای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبرد

مادرم نذر تو را هر وقت “هم زد” گریه کرد

 

با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟

هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد

 

از سر ایمان به داغت گاه می گویم به خویش

شاید آن شب “زجر” هم وقتی تو را زد، گریه کرد

 

وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد

آن زن غساله هم اشکش در آمد، گریه کرد

 

 

(کاظم بهمنی)

((باتشکرفراوان ازبرادر گرامی جناب آقای امیر بزازی برای ارسال این شعر))

 

منبع : rezaghorbani7070.blogfa.com

برای امتیاز دادن به این مطلب اینجا کلیک کن
[کل آراء: 1 میانگین: 5]

Related Images:

بازدیدها: 14

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *