Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
فیلم دیدار رهبر با نخست وزیر ژاپن ماجرای مداحی داره میریزه که تبدیل به دابسمش شد اجرای کوتاه آرمان امیدی در برنامه اعلام نتایج برنامه عصر جدید نقد فیلم سینمایی ما همه با هم هستیم کمال تبریزی بچه ام فیلم و عکس غیراخلاقی و جنسی نگاه می کنه چه کنم؟ ماجرای حمله ایران به نفتکش امارات ، واقعی یا دروغ نقد صوتی سریالهای ماه رمضان 98 ماجرای لغو سخنرانی رائفی پور دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس فرصت سرمایه گذاری و فروش در فروشگاههای زنجیره ای محصولات سالم و ارگانیک
587 views
اشتراک گذاری :

به گزارش  گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران به نقل از مجله ایده آل، کریمی که ۲۶ ساله است و ۴۳ سال از رویگری کوچکتر است در گفتگویی درباره ماجرای آشنایی خود و این هنرپیشه خوش مشرب سخن گفته است.

تارا کریمی که در شیراز با رویگری آشنا شده با اشاره به اینکه قبل از آشنایی نمی‌دانسته وی بازیگر است می گوید: من اصلا ایشان را به عنوان بازیگر نمی شناختم و هیچ کاری از ایشان ندیده بودم. راستش در افتتاحیه برنامه ای در شیراز رضا رویگری به عنوان مهمان دعوت شده بود و دوست من هم وظیفه میزبانی ایشان را برعهده داشت. وقتی برای استقبال از ایشان به فرودگاه رفتیم اولین بار ایشان را دیدم و طی چند روزی که آنجا بودند با هم آشنا شدیم.

وقتی “بوتیک” را دیدم از رضا ترسیدم

وی ادامه می دهد: واقعا تا آن موقع نمی دانستم ایشان بازیگر است و او به من پیشنهاد تماشای فیلم “بوتیک” را داد و زمانی که این فیلم را دیدم یک جورهایی واقعا ترسیدم و فکر کردم نکند شخصیتش مانند شخصیت داخل فیلم باشد و برای همین تا یک مدت به تلفن‌هایش جواب نمی‌دادم تا اینکه خودش پیامک داد و من هم پرسیدم شخصیت شما همین طوری‌ست؟ و ایشان هم پاسخ داد آن فقط یک نقش است و سپس پیشنهاد داد “اجاره نشینها” و بعد “مختارنامه” را ببینم.

پدرم مخالف ازدواجمان بود

تارا کریمی که موقع ازدواج با رویگری فقط ۲۳ سال داشت درباره مخالفت‌های والدین اش با این ازدواج بیان می کند: پدرم مخالف بود و حتی خواهر بزرگم مدام به من می‌گفت چه اتفاقی افتاده، تو که برنامه دیگری برای زندگی‌ات داشتی و نمی‌خواستی ازدواج کنی. اما به هر حال این اتفاق افتاد. خیلی‌ها می گفتند رضا جای پدرت است و از این ازدواج برحذر کن ولی حرف مردم برایم مهم نبود.

رضا یک خانه داشت که آن را هم برای اینکه پسرش به زندان نیفتد فروخت

این زن جوان درباره وضعیت اقتصادی رویگری هنگام ازدواج با وی بیان می گوید: زمانی که من با رضا ازدواج کردم تنها با یک حلقه ازدواج کردیم. رضا یک خانه داشت که آن را هم بابت اینکه پسرش به خاطر عدم پرداخت مهریه به زندان نیفتد فروخت. حتی خانه ای که در آن ساکن هستیم اجاره ای است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.