+++ زلزله کرمانشاه +++ برای کمک حضوری و اعزام به کرمانشام و همچنین کمک نقدی +++ گروه جهادی امام رضا علیه السلام 💢t.me/g_emamreza 💢Instagram.com/g_emamreza 🌍www.g-emamreza.ir 👁🗨Twitter.com/g__emamreza +++ "6273811058276160" واريز نمايند؛ +++

یکشنبه, ۱ بهمن , ۱۳۹۶
لوگوی سایت بزرگ سرگرمی نودیها نسخه 1.4
تحلیل جالب پناهیان از سخنان اخیر روحانی! لینکستان مجوز روحانی برای ورود سرطان به کشور +عکس سخنرانی دکتر حسن عباسی درباره ماجرای لیونل مسی! کلیپ استاد رائفی پور:برنامه ریزی دقیق دشمن برای فساد اخلاقی جوانان کلیپ آیت الله مجتهدی:یاد مرگ و آخرت واکنش وزارت خارجه به برنامه ثریا با موضوع برجام روایتی جدید از کتابخوانی رهبر معظم انقلاب

ارتباط با ما

از طریق تلگرام: راه ارتباطی تلگرام

صفحات نودی‌ها در شبکه‌های اجتماعی

 
RSS صفحه اصلی سایت صفحه گوگل پلاس صفحه توییتر
 

آخرین مداحی ها

داستان مردی قصد داشت به ملاقات خدا برود!

0

مردی قصد داشت به ملاقات خدا برود، در راه با دو نفر برخورد کرد. فرد اول شخصی بود که در جنگل زندگی می‌کرد، روی سرش می‌ایستاد و همه نوع یوگا و کارهای این چنینی انجام می‌داد و قید و شرطهای زیادی برای خودش داشت و دائم خدا را صدا می‌زد. دستانش را باز کرده بود و در حالی که پاهایش در آب بود مثل دیوانه‌ها مدام می‌پرسید: خدایا چرا به ملاقات من نمی‌آیی؟ چرا با من دیدار نمی‌کنی؟ بهتر است به ملاقات من بیایی چرا این کار را نمی‌کنی؟
مرد مسافر که از آنجا می‌گذشت او را دید. مرد جنگل نشین پس از این که دانست او به دیدار خدا می‌رود گفت: حالا که به نزد خدا می‌روی از او بپرس چرا نمی‌آید تا من را ببیند؟ برای چه این کار را نمی‌کند؟
این در حالی بود که مرد جنگلی بسیار لاغر و نحیف شده بود و وضعیت وخیمی داشت. مرد مسافر گفت: بسیار خوب من در مورد تو با خدا صحبت خواهم کرد.
مرد به را خود ادامه داد تا به خیابان رسید. در آنجا مردی را دید که کنار خیابان نشسته است و ظاهراً جای دیگری ندارد و همان جا ساکن است. جلوتر رفت تا با او صحبت کند. وقتی به او رسید گفت: من به ملاقات خدا می‌روم آیا درخواستی از او نداری؟ مرد گفت: وقتی خدا را ملاقات کردی فقط یک چیز کوچک را به او خبر بده.
چه چیزی؟
فقط به او بگو که من غذا ندارم لطفاً مقداری غذا برایم بفرستد، گرسنه هستم.
مرد مسافر با تعجب پرسید چی؟ فقط همین!
سپس آن مرد بالا رفت و خدا را دید. خدا از او پرسید: آیا کسی را سر راهت ندیدی؟
مرد گفت: بله دیدم. فردی ترسناک را در جنگل دیدم که دائم می‌گفت: “باید چنین کنم، باید چنان کنم، باید فلان کار را انجام دهم و دائم چون و چرا می‌کرد و مرتب می‌گفت خدایا چرا مرا ملاقات نمی کنی؟”
مرد از خدا پرسید: “شما به ملاقات او می‌روید؟”
خدا گفت: “نه، بهتر است به او بگویی که کمی بیشتر آن کارها را انجام دهد، او هنوز باید کار کند و نیازمند تلاش بیشتری است. در واقع تا زمانی که او تلاش و ریاضت خود را رها نکند به رضایت دست نخواهد یافت. او دیوانه شده است حتی اگر به چنین افرادی این را بگویی نمی خواهند گوش کنند، پس بگذار ادامه بدهند.”
سپس مرد گفت: بعد از او من یک دیوانه دیگر را در کنار خیابان دیدم که می‌گفت: “گرسنه هستم، لطفاً از خدا درخواست کن تا غذای مرا بفرستد.”
خدا گفت: “واقعاً!” بعد بلافاصله مدیر امور را صدا زد و گفت: “هنوز غذای او را آماده نکرده‌ای؟! غذای او را بفرست!”
مرد که کاملاً متعجب شده بود با خود گفت: “این دیگر چیست؟! آن مرد فقط گفت من گرسنه‌ام و خدا این قدر برایش دلواپس شد و در مورد آن یکی که روی سرش می‌ایستاد و آن سؤالات را از خدا می‌کرد نگران نشد!”
سپس خدا گفت: “بسیار خوب، حالا که داری پایین می‌روی یک داستان را برای هر دوی آنها بگو و واکنش آنها را ببین، بعد خواهی فهمید!
به آنها بگو که من نزد خدا رفتم و آنجا دیدم که خدا شتری را از سوراخ سوزنی رد می‌کرد.”
مرد گفت: “واقعاً؟”
خدا گفت: “بله، برو و به آنها بگو.”
پس مرد پایین آمد. مرد جنگلی را دید که هنوز روی سرش ایستاده است. وقتی این مرد را دید برگشت و شتابان پرسید: “خوب، خدا چه گفت؟”
مرد گفت: “خدا گفت که همچنان باید ادامه بدهی.”
مرد جنگلی گفت: “اوه! واقعاً؟ تمام جلال و شکوه از آن خداوند باد!”
سپس پرسید: “آیا چیز خاصی آنجا دیدی؟”
مرد گفت: “بله من دیدم که خدا شتری را از سوراخ سوزنی رد کرد.”
او گفت: “نه نه، داستان برای من تعریف نکن! چطور ممکن است شتر به این بزرگی از سوراخ سوزنی بگذرد؟! غیر ممکن است! محال است! تو سعی داری مرا دست بیندازی، نه نه، من نمی‌توانم آن را قبول کنم، محال است!”
پس مرد به نزد آن یکی رفت. او خیلی خوب و آرام داشت غذایش را می‌خورد، گفت: “بله می‌دانستم، من فقط این را به تو گفتم چون از من پرسیدی که چیزی دارم که به خدا بگویم یا نه، به هر حال من می‌دانستم که خدا غذا و همه چبز را برایم خواهد فرستاد. من کاملاً خوبم.” بعد پرسید: “خوب آیا چیز عجیبی آنجا ندیدی؟”
مرد گفت: “بله من شگفت‌ترین شگفتها و بزرگترین معجزه‌ها را آنجا دیدم.
دیدم که خدا شتری را از سوراخ سوزنی رد کرد!”
مرد فقیر گفت: “کجای آن معجزه است؟! او خداست. او می‌تواند جهانی پس از جهان را از آن سوراخ رد کند این برای خدا چیزی نیست. او قادر متعال است. نمی‌فهمی؟ خدای بزرگ! چون او را ملاقات کرده‌ای فکر می‌کنی او چیزی نیست؟ چون او همانند تو رفتار کرد فکر می‌کنی او چیزی نیست؟! او خدای بزرگ است. برای او این چیست؟”
سپس مرد در حالت بهت زده‌ای که داشت، نفسی کشید، با خود گفت: “بله این یعنی ایمان! ایمان در گوشه خیابان!”

 

منبع:جانان

پستهای مرتبط

اشتراک گذاری :
برچسب ها :

, , , ,

  • آخرین بروزرسانی های نودیها

  • آخرین عکسهای شبکه های اجتماعی

  • آخرین آهنگ ها

  • سلامت و زیبایی

    لذت گرمای کرسی و خواص درمانی آن در زمستان لذت گرمای کرسی و خواص درمانی آن در زمستان سرماخوردگی خود را با “شربت پیاز و عسل” مداوا کنید سرماخوردگی خود را با “شربت پیاز و عسل” مداوا کنید عفونت تنفسی را با این گل از بین ببرید عفونت تنفسی را با این گل از بین ببرید حیوانات خانگی که جان صاحبان خود را می گیرند! حیوانات خانگی که جان صاحبان خود را می گیرند! کاهش وزن با طب سوزنی/ کاربرد طب سوزنی برای درمان‌های زیبایی/ طب سوزنی توان درمان دیابت را دارد؟ کاهش وزن با طب سوزنی/ کاربرد طب سوزنی برای درمان‌های زیبایی/ طب سوزنی توان درمان دیابت را دارد؟ دستور طب سنتی برای کبدچرب چیست؟ دستور طب سنتی برای کبدچرب چیست؟ خواص اعجاب‌انگیز تخم هندوانه خواص اعجاب‌انگیز تخم هندوانه حافظه خود را با مریم گلی تقویت کنید حافظه خود را با مریم گلی تقویت کنید غذاهای مفیدی که تا به حال آنها را اشتباه مصرف می‌کردید غذاهای مفیدی که تا به حال آنها را اشتباه مصرف می‌کردید غلظت خون را با “دم‌نوش نعناع” درمان کنید غلظت خون را با “دم‌نوش نعناع” درمان کنید افرادی که نباید در شب یلدا انار و هندوانه بخورند! افرادی که نباید در شب یلدا انار و هندوانه بخورند! توصیه‌های خوراکی برای آلودگی هوا توصیه‌های خوراکی برای آلودگی هوا آیا شکر برای سلامتی مضر است؟ آیا شکر برای سلامتی مضر است؟ خاصیت معجزه گون شیره برای کم خونی! خاصیت معجزه گون شیره برای کم خونی! جلوگیری از ریزش موی سر با استفاده از “جوشانده آویشن” جلوگیری از ریزش موی سر با استفاده از “جوشانده آویشن” عادت خوابیدن با گوشی را کنار بگذارید عادت خوابیدن با گوشی را کنار بگذارید هرگز گردن مرغ را نخورید! هرگز گردن مرغ را نخورید! روی سالاد چی بریزیم ؟؟ روی سالاد چی بریزیم ؟؟ اگر این ۸ نشانه را دارید، کبد شما سمی شده است! اگر این ۸ نشانه را دارید، کبد شما سمی شده است! درمان اورژانسی مسمومیت با طب سنتی درمان اورژانسی مسمومیت با طب سنتی
  • طراحی سایت

    HTML tutorial HTML tutorial HTML tutorial HTML tutorial
  • گروه سایتهای اسلام مووی - نودیها 1386 - 1396